کمبود و جهش قیمت دارو در ایران؛ بیماران زیر فشار ارز و بدهی بیمهها
وزیر بهداشت از کمبود ۳۲ قلم دارو و افزایش ۱۰ برابری هزینه حملونقل خبر داد. همزمان، انجمن داروسازان اعلام کرد قیمت داروهای ایرانی از ابتدای سال حدود ۱۵۰ درصد بالا رفته و دسترسی بیماران به دارو، دشوارتر شده است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دوشنبه ۲۳ شهریور در نشست مشترک این وزارتخانه و شورای اطلاعرسانی دولت، اعلام کرد کمبود در زمینه دارو هم اقلام وارداتی را شامل میشود و هم داروهایی که مشابه داخلی دارند.
او گفت وقتی واردات دریایی ممکن نیست، محمولهها باید طی چند مرحله با هواپیما جابهجا و سرانجام از راه زمینی وارد شوند.
به گفته ظفرقندی، هزینه این فرایند به ۱۰ برابر میزان معمول رسیده است.
وزیر بهداشت افزود پیش از جنگ ۶۳ قلم دارو در فهرست کمبود قرار داشت که این رقم در میانه جنگ به ۴۳ قلم و اکنون به ۳۲ قلم رسیده است.
او توضیح نداد این آمار دقیقا چه گروههایی یا چه سطحی از کمبود را در بر میگیرد.
در هفتههای اخیر، پیامهای شهروندان از افزایش هزینه درمان، نایاب شدن برخی اقلام و ضرورت جستوجوی داروخانهها برای تهیه نسخهها حکایت دارند.
جهش قیمت مواد اولیه و دارو
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، ۲۲ شهریور گفت ارز ترجیحی از اغلب مواد دارویی حذف شده و تغییر نرخ ارز این صنعت از ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان به حدود ۱۶۰ هزار تومان، هزینه تامین مواد اولیه را بیش از پنج برابر کرده است.
به گفته او، حدود ۳۰ درصد قیمت تولید دارو به مواد اولیه تامینشده با ارز وابسته است و ۷۰ درصد باقیمانده نیز از نرخ ارز آزاد تاثیر میگیرد.
همچنین آسیب دیدن صنایع آلومینیوم و پتروشیمی در جنگ، بهای برخی مواد بستهبندی را تا سه برابر افزایش داده است.
احمدی افزایش هزینه مسیرهای جایگزین هوایی و زمینی را تا سه برابر برآورد کرد، در حالی که وزیر بهداشت از جهش ۱۰ برابری سخن گفت.
دلیل اختلاف چشمگیر میان این دو برآورد مشخص نیست.
از سوی دیگر مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان از رشد حدود ۱۵۰ درصدی قیمت داروهای ایرانی از ابتدای سال خبر داد و افزود بهای داروهای خارجی در برخی موارد ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد و مکملهای غذایی ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد بیشتر شده است.
بحران اقتصادی ناشی از ناکارآمدی جمهوری اسلامی بهویژه در سالهای اخیر آینده سلامت و درمان کشور را با تهدید جدی روبهرو کرده است.
پنجم مرداد، پایگاه خبری اقتصادنیوز نوشت در پی شدت گرفتن بحران اقتصادی، پرداختهای اقساطی در بازار سلامت کشور بهتدریج رواج یافته و خدماتی مانند دندانپزشکی و حتی دارو بهصورت قسطی عرضه میشوند.
بیمهها از افزایش قیمتها عقب ماندهاند
مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان در ادامه گفت سهم پرداخت مستقیم مردم که قرار بوده حدود ۲۵ درصد باقی بماند، به ۴۳ درصد رسیده و بیمهها گاه تا ۱۰ ماه مطالبات داروخانهها را نپرداختهاند.
همچنین بدهی دارویی تا پایان مرداد از ۷۷ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است.
تامین اجتماعی بیش از ۲۸ هزار میلیارد تومان به داروخانهها بدهکار است و هر ماه حدود چهار هزار میلیارد تومان به بدهی آن افزوده میشود.
این کمبود نقدینگی، توان داروخانهها را برای خرید دارو و توان تولیدکنندگان را برای ادامه فعالیت، کاهش میدهد.
احمدی هشدار داد بدون تقویت بیمهها، دارو بهتدریج از سبد سلامت اقشار کمدرآمد حذف میشود.
پیشتر نیز گزارشهایی درباره گرانی انسولین و رسیدن هزینه درمان برخی بیماران به دهها میلیون تومان منتشر شده بود.
پرویز احمدی پنجکی، عضو هیاتمدیره کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی، ۲۳ شهریور گفت تقریبا هیچ دارویی در مراکز ملکی این سازمان بهصورت رایگان ارائه نمیشود و بیمهشدگان برای تهیه دارو، به مراکز بیرون فرستاده میشوند.
در پی تعویق نشست حکومت ایران و کشورهای عربی خلیج فارس درباره چشمانداز تنگه هرمز، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، کشورهای منطقه را به «فرصتنشناسی» متهم کرد و گفت این نشست به درخواست ریاض به تعویق افتاده است.
بقایی دوشنبه ۲۳ شهریور در نشستی خبری گفت: «فرصت نشست عمان با کشورهای منطقه فعلا از دست رفت. انتظار میرفت کشورهای منطقه فرصتشناس باشند و قدر چنین موقعیتهایی را بدانند.»
او اضافه کرد: «درخواست عربستان برای تعویق نشست منطقهای و منتسب ساختن آن به تحولات یمن، انحراف از ریشههای اصلی این بحران است. با دادن آدرسهای غلط، مشکل یمن حل نمیشود.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی با انتقاد از ریاض گفت «هیچ طرف مسئولی» تعویق این نشست بهدلیل «فشارهای خارجی» یا «بهانهجوییهای بیربط با ایران» را نخواهد پذیرفت.
این نشست قرار بود ۲۳ شهریور در شهر صلاله عمان برگزار شود، اما بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه این کشور، شامگاه ۲۲ شهریور اعلام کرد برای دستیابی به «اجماع» به تعویق افتاده است.
قرار بود تهران در این نشست، توافق خود با مسقط درباره مدیریت مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را به کشورهای عربی خلیج فارس ارائه کند.
پیشتر بحرین نیز خبر داده بود در نشست صلاله شرکت نخواهد کرد.
در روزهای اخیر، پیشروی حوثیها در یمن و حملات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به عربستان سعودی، به نگرانیها درباره گسترش درگیریهای منطقهای دامن زده است.
بقایی: در حمله به خط لوله عربستان سعودی دست نداشتیم
بقایی در ادامه نشست خبری، نقش تهران در حمله از خاک عراق به خط لوله نفتی عربستان سعودی را تکذیب کرد.
او گفت آمریکا با انتشار «خبرها و ادعاهای دروغ» میکوشد اختلاف میان کشورهای منطقه را تشدید و اوضاع را پیچیدهتر کند.
حمله پهپادی ۱۹ شهریور از خاک عراق، ایستگاههای پمپاژ خط لوله شرق-غرب در مناطق ریاض و مدینه را هدف قرار داد. در این حمله شماری زخمی شدند و فعالیت سامانه انتقال نفت بهطور موقت متوقف شد.
هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است، اما ریاض و واشینگتن شبهنظامیان متحد جمهوری اسلامی در عراق را از مظنونان احتمالی میدانند.
این خط لوله پس از کاهش شدید تردد نفتکشها در تنگه هرمز، به یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت عربستان سعودی تبدیل شده است و روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۱ شهریور گفت احتمالا حکومت ایران در این حمله دست داشته است.
عراق ۲۱ شهریور شماری از گذرگاههای مرزی خود با ایران را بست و تردد کالا و مسافر از این مسیرها را متوقف کرد.
بغداد یک روز بعد گذرگاههای مرزی شلمچه و شیب را به روی مسافران باز کرد. طبق اعلام رسمی دولت عراق، فعالیتهای تجاری نیز در گذرگاه شلمچه از ۲۳ شهریور، در گذرگاه مندلی از ۲۴ شهریور و در گذرگاه شیب از ۲۶ شهریور از سر گرفته خواهد شد.
بقایی هم تایید کرد وضعیت مرزهای ایران و عراق تا دو روز آینده به «حالت عادی» بازمیگردد.
واکنش بقایی به گزارشها درباره سایت کلنگ گزلا
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گزارشهای تازه درباره افزایش فعالیتها در سایت هستهای کوه کلنگ گزلا را «فضاسازی تکراری و جنگ روانی» واشینگتن توصیف کرد.
بقایی گفت: «طرح مجدد موضوع ساختوسازها در منطقه کوه کلنگ مصداق هیاهوی تبلیغاتی و استمرار جنگ روانی آمریکا بوده و فاقد هرگونه ابعاد جدید یا محرمانه است.»
او افزود حکومت ایران به تعهدات حقوقی و پادمانی خود بهطور «مسئولانه» عمل کرده و طبق ضوابط بینالمللی، «تمام اطلاعرسانیهای لازم» را انجام داده است.
این در حالی است که رضا نجفی، نماینده دائم جمهوری اسلامی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۱۹ شهریور در پاسخ به پرسشی درباره احتمال همکاری تهران و این نهاد بینالمللی برای رفع ابهامها درباره کلنگ گزلا گفت: «این موضوع ارتباطی به آژانس ندارد.»
مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در استان اصفهان و در حدود دو کیلومتری جنوب تاسیسات هستهای نطنز قرار دارد.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی ۱۹ شهریور با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد فعالیتهای عمرانی در کلنگ گزلا طی سال ۲۰۲۶ به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، هم انجام فعالیتهای جدید در این مجموعه را تایید کرده است.
ترامپ در هفتههای گذشته از احتمال حمله ایالات متحده به این سایت خبر داده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور، از تشدید فشار برای تحمیل حجاب اجباری و حضور دوباره گشت ارشاد، حجاببانها و نیروهای لباسشخصی در خیابانها حکایت دارند. این پیامها در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی دریافت شدهاند.
بخش قابل توجهی از پیامهای دریافتی از اصفهان بودهاند.
یک شهروند گفت در میدان علیخانی، ون گشت ارشاد مستقر شده است و ماموران «بدون تذکر قبلی»، زنانی را که حجاب اجباری ندارند بازداشت میکنند و با خود میبرند.
شهروند دیگری فضای اصفهان را «به شدت امنیتی» توصیف کرد و گفت نیروهای گشت ارشاد در مناطقی چون جلفا، مرداویج، چهارباغ و میدان نقش جهان مستقر شدهاند و با زنان بدون شال و روسری، برخورد میکنند.
یکی دیگر از مخاطبان نوشت: «در اصفهان دیگر ون گشت ارشاد نیست، اتوبوس است. با اتوبوس دختران را جمع میکنند و میبرند.»
حسین محمدی، امام جمعه موقت اصفهان، ۱۳ شهریور گفته بود تاکید حکومت بر «انسجام اجتماعی» به معنای کنار گذاشتن موضوع حجاب نیست.
یک مخاطب دیگر از اصفهان از حضور نیروهای لباسشخصی و تهدید شهروندان بهدلیل پوشش و لباس خبر داد.
پیشتر و در هشتم خرداد نیز مخاطبان ایراناینترنشنال از بازگشت گشت ارشاد و بازداشت زنان و حتی مردان در اصفهان، انزلی و رشت، خبر داده بودند.
حضور حجاببانها و ماموران مسلح در مشهد
یک شهروند از مشهد گفت شامگاه ۲۲ شهریور در پارک ملت، افرادی مسلح برای «تذکر حجاب» حضور داشتند.
مخاطب دیگری از این شهر با اشاره به افزایش تبلیغات حکومتی نوشت: «خیابانهای مشهد پر از بنرها و تابلوهای تبلیغاتی حجاب اجباری شده، در حالی که نگرانی مردم نان شبشان است.»
اردیبهشت نیز یک شهروند از بازگشت حجاببانها به بلوار سجاد مشهد خبر داده و گفته بود ماموران بار دیگر به زنان بهدلیل نداشتن شال تذکر میدهند.
در آستانه سالگرد قتل مهسا، از رشت نیز پیامهایی درباره برخورد با زنان و نصب بنرهای تهدیدآمیز ارسال شده است.
یک مخاطب گفت زنانی که حجاب اجباری ندارند، در رشت با برخورد فیزیکی روبهرو میشوند.
شهروند دیگری از این شهر گفت ماموران به مردی بهدلیل پوشیدن شلوارک تذکر دادند و او را وادار کردند همانجا شلوار بخرد و بپوشد.
در فومن نیز، یک مخاطب از بسته شدن خیابانها در شب و حضور روحانیانی خبر داد که به پوشش زنان تذکر میدهند.
شهروندی از نیشابور هم گفت هشتم شهریور در بلوار فضل، ماموران خودروها را متوقف میکردند و در صورت مشاهده زنان بدون حجاب اجباری، پلاک خودرو را جدا میکردند.
در هفتههای اخیر، فشار جریانهای حکومتی برای اجرای سختگیرانهتر حجاب اجباری افزایش یافته است.
یکی از تازهترین نمونهها مربوط به اظهارات غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، است که ۱۸ شهریور گفت جمهوری اسلامی بهدلیل «شرایط جنگ» فعلا نمیتواند «آنطور که باید وارد جبهه حجاب» شود.
او وضعیت کنونی را از نظر حجاب «بسیار سختتر» از سال ۱۳۶۰ توصیف کرد.
۱۷ شهریور، سعید کرمی، معاون فرهنگی و سیاسی نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها، خبر داد دستورالعمل حجاب اجباری برای دانشگاهها تدوین شده و به زودی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ابلاغ خواهد شد.
رسانهها در ایران گزارش دادهاند از هر هفت دانشآموز ایرانی، تقریبا یک نفر در مدرسه غیردولتی درس میخواند؛ یعنی حدود دو و نیم میلیون دانشآموز و نزدیک به ۱۵ درصد جمعیت دانشآموزی کشور.
در سالهایی که تورم مزمن، جهش هزینه مسکن و خوراک و کاهش قدرت خرید، فشار اقتصادی بر خانوارهای ایرانی و بهویژه دهکهای میانی را بیشتر کرده، سهم مدارس غیردولتی نه تنها کاهش نیافته که افزایش پیدا کرده است.
دادههای منتشرشده نشان میدهند سهم دانشآموزان این مدارس از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ به ۱۴ درصد در ۱۴۰۱-۱۴۰۲ رسیده و اکنون حدود ۱۵ درصد است.
وقتی زندگی گرانتر و مدرسه هم پرهزینهتر شده، چرا برخی خانوادهها همچنان به مدارس دولتی بازنگشتهاند؟
۱
هزینه این انتخاب بهشدت بالا رفته است. در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، سقف شهریه مدارس غیردولتی ۹۱ میلیون تومان برای ابتدایی، ۹۵ میلیون تومان برای متوسطه اول و ۱۴۵ میلیون تومان برای متوسطه دوم اعلام شد؛ بدون احتساب هزینههایی مانند سرویس، غذا، لباس فرم و برخی فعالیتهای آموزشگاهی.
در سوی دیگر این بازار، مدارس «خاص» و گرانتری هم وجود دارند. مقامهای آموزش و پرورش پیشتر گفته بودند شهریه بالای ۱۰۰ میلیون تومان نیز در برخی پایهها وجود دارد، هرچند این مدارس بخش کوچکی از کل مدارس غیردولتی را تشکیل میدهند.
به این ترتیب در مورد مدارس غیرانتفاعی با بازاری یکدست روبهرو نیستیم و یک مدرسه غیردولتی در شهرستان یا منطقهای کمبرخوردار تهران را نمیتوان با مدرسهای گرانقیمت در شمال پایتخت مقایسه کرد.
با این همه، جهت کلی آمار روشن است: هزینه بالا رفته، فشار معیشتی بیشتر شده، اما سهم آموزش غیردولتی کم نشده است.
دادههای رسمی هنوز نمیگویند چرا. مشخص نیست چه تعداد خانواده برای پرداخت شهریه از دیگر هزینههای زندگی میزنند، چه تعداد از طبقه متوسط دیگر توان ماندن در این مدارس را ندارند، آیا ترکیب طبقاتی دانشآموزان تغییر کرده یا رشد ثبتنام، بیشتر متعلق به مدارس ارزانتر بوده است.
بنابراین نمیتوان گفت افزایش مدارس غیردولتی به معنای افزایش قدرت خرید خانوادههاست و حتی ممکن است عکس آن صادق باشد: آموزش برای برخی خانوادهها میتواند به یکی از آخرین هزینههایی تبدیل شده باشد که حاضرند از آن صرفنظر کنند.
برای بخشی از طبقه متوسط شهری، مدرسه غیردولتی فقط به معنای کلاس خلوتتر، امکانات بیشتر یا آمادگی بهتر برای کنکور نیست.
یک پژوهش دانشگاهی در سال گذشته درباره انتخاب مدرسه در ایران، بر اساس مصاحبه با والدین و کارکنان مدارس در تهران، نشان میدهد خانوادههای طبقه متوسط شهری، مدارس خصوصی را نه فقط بر پایه کیفیت آموزشی، بلکه بر اساس تناسب فضای فرهنگی مدرسه با ارزشها، انتظارات و حتی دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود انتخاب میکنند.
این پژوهش همچنین از بدبینی رو به رشد برخی والدین نسبت به مدارس دولتی و نگرانی آنان از شلوغی کلاسها و کیفیت آموزش گفته است.
برای بخشی از این خانوادهها، مدارس غیردولتی امکان ایجاد فاصلهای محدود با فضای تربیتی و ایدئولوژیک مدارس رسمی جمهوری اسلامی فراهم میکنند.
این فاصله البته مطلق نیست. مدارس غیردولتی همچنان زیر نظارت وزارت آموزش و پرورش هستند و مطابق اهداف، ضوابط و برنامههای رسمی این وزارتخانه فعالیت میکنند. قانون نیز از ابتدا چنین نظارتی را تصریح کرده است.
در نتیجه خانواده با پرداخت شهریه یک نظام آموزشی دیگر نمیخرد. آنچه میتواند بخرد، بیشتر در حاشیه همان نظام شکل میگیرد: نوع مدیریت مدرسه، فعالیتهای فوقبرنامه، آموزش زبان و هنر، ترکیب دانشآموزان، رابطه معلم و دانشآموز و در مواردی، فضای اجتماعی و فرهنگی متفاوت.
برای بعضی خانوادهها، شهریه فقط بهای «آموزش بهتر» نیست؛ بهای داشتن سهم بیشتری در انتخاب محیطی است که فرزندشان بخش بزرگی از زمان کودکی و نوجوانی خود را در آن میگذراند.
این نوع انتخاب مدرسه در ایران، سابقهای طولانیتر از جمهوری اسلامی دارد.
در قرن بیستم، مدارس خصوصی، خارجی و گروههای آموزشی متعددی در ایران فعالیت میکردند و بخشی از خانوادههای طبقه متوسط و مرفه، آنها را به مدارس دولتی ترجیح میدادند.
گروههایی مانند هدف، مهر، سخن و خوارزمی، از جمله نمونههای شناختهشده آموزش خصوصی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بودند.
مدارس خصوصی مذهبی هم بخشی از همین تاریخ هستند. دبیرستان علوی در سال ۱۳۳۵ با همکاری علیاصغر کرباسچیان و رضا روزبه شکل گرفت و هدف آن، پیوند آموزش جدید با تربیت دینی بود.
به این معنا، انتخاب مدرسه بر اساس ارزشهای خانواده، پدیده تازهای نیست. پیش از انقلاب، بخشی از خانوادههای مذهبی مدرسهای را انتخاب میکردند که فضای آن به باورهایشان نزدیکتر باشد.
چند دهه بعد، بخشی از خانوادههای طبقه متوسط با جهتگیری متفاوت، مدارس غیردولتی را در تلاش برای یافتن فضایی متفاوتتر از مدارس رسمی جمهوری اسلامی انتخاب کردهاند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت مدارس خصوصی بهشدت محدود شد، اما در سال ۱۳۶۷ قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی به تصویب رسید و آموزش غیردولتی دوباره به شکل رسمی به نظام آموزشی بازگشت.
عنوان این قانون نیز در سال ۱۳۸۷ از «غیرانتفاعی» به «غیردولتی» تغییر کرد.
با این حال، رشد مدارس غیردولتی را نمیتوان فقط با تمایل خانوادهها به فضای فرهنگی متفاوت توضیح داد.
پژوهشها درباره انتخاب مدرسه در ایران حاکی از آن هستند که نگرانی از کیفیت آموزش عمومی، تراکم کلاسها و امکانات مدارس دولتی نیز در تصمیم خانوادهها نقش دارد.
بر پایه پژوهش دانشگاهی ذکر شده، برخی خانوادهها شلوغی کلاسهای مدارس دولتی و کمبود نظارت فردی بر دانشآموزان را از دلایل انتخاب مدرسه خصوصی عنوان کردهاند.
آمارها نشان میدهند نسبت دانشآموز به معلم در مدارس دولتی طی سالهای مورد بررسی افزایش یافته است. در سوی دیگر، سهم مدارس غیردولتی از ۱۱.۴ به ۱۴ درصد رسیده است.
این همزمانی به تنهایی ثابتکننده رابطه علت و معلولی نیست، اما پرسش درباره کیفیت و ظرفیت مدارس دولتی را جدیتر میکند.
ممکن است خانوادهای سفر را حذف کند، خریدهایش را عقب بیندازد یا سهم بیشتری از درآمدش را به آموزش اختصاص دهد.
ممکن است بخش ضعیفتر طبقه متوسط از بازار مدارس غیردولتی خارج شده و خانوادههای مرفهتر سهم بیشتری از آن را گرفته باشند.
یا ممکن است بخشی از خانوادهها، با وجود فشار مالی، مدرسه غیردولتی را همچنان گزینه کمریسکتری برای آینده فرزندشان بدانند.
هیچکدام از این توضیحها را فعلا نمیتوان با آمار ملی اثبات کرد. آنچه کم است، دادهای درباره درآمد خانوادههای دانشآموزان این مدارس، تغییر ترکیب طبقاتی آنها و تعداد کودکانی است که بهدلیل افزایش شهریه، از مدرسه غیردولتی به دولتی منتقل شدهاند.
اما همین خلأ آماری یک پرسش تحقیقی مهم باقی میگذارد: اگر سهم مدارس غیردولتی در شرایط فشار اقتصادی افزایش یافته، چه کسانی همچنان توان ماندن در آنها را دارند و برای این ماندن از چه چیزهایی گذشتهاند؟
مقایسه منطقهای تفاوت دیگری را نیز نشان میدهد: «خصوصی بودن» مدرسه در همه کشورها معنای یکسانی ندارد.
در دبی، در سال تحصیلی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ بیش از ۳۸۷ هزار دانشآموز در ۲۲۷ مدرسه خصوصی درس میخواندند و این مدارس ۱۷ برنامه درسی مختلف ارائه میکردند؛ از برنامه بریتانیایی و آمریکایی تا هندی و دیپلم بینالمللی.
در ایران اما خانواده با پرداخت شهریه همچنان در چارچوب برنامه رسمی آموزش و پرورش باقی میماند.
همین نکته، تناقض مدارس غیردولتی ایران را برجستهتر میکند؛ آن هم در شرایطی که تورم و هزینههای اساسی زندگی فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است.
رضا شهبازی، معاون سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، اعلام کرد گستره فرونشست زمین در ایران طی هشت سال ۱۰ برابر شده و پهنههای درگیر این پدیده در شماری از مناطق کشور به یکدیگر پیوستهاند.
شهبازی در مصاحبهای با خبرگزاری ایسنا که دوشنبه ۲۳ شهریور منتشر شد، گفت اطلس مخاطرات طبیعی ایران با تمرکز بر پنج محور فرونشست، زلزله و گسلهای لرزهزا، گردوغبار، سیلاب و کارست (دیده انحلال و خوردگی سنگهای قابل حل در آب)، بهروزرسانی شده است.
به گفته او، یافتههای جدید نشان میدهند گستره فرونشست در کشور بهطور قابل توجهی افزایش یافته و در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۵ حدود ۱۰ برابر شده است.
شهبازی افزود در اواسط دهه ۱۳۹۰ حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع از دشتهای کشور درگیر فرونشست بود، اما این رقم به حدود ۱۰۰ هزار کیلومتر مربع رسیده است.
هشتم تیر، روزنامه شرق با استناد به تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد پدیده فرونشست زمین در ایران به مرحلهای بحرانی رسیده است و نیمی از جمعیت ایران در مناطق درگیر فرونشست سکونت دارند.
فرونشست در شهرهای بزرگ
معاون سازمان زمینشناسی در ادامه سخنان خود استانهای اصفهان، کرمان، تهران، البرز و قزوین را از مناطق اصلی درگیر فرونشست معرفی کرد و گفت شهرهای اصفهان، کرمان و تهران و همچنین دشت جنوبغربی پایتخت، از مهمترین مناطق در معرض این پدیده به شمار میروند.
شهبازی همچنین استان خراسان رضوی، بهویژه شمال شهر مشهد، را از دیگر نقاط مهم درگیر فرونشست دانست و هشدار داد در این مناطق، «گسترش فرونشست زمین به سمت داخل شهر مشاهده میشود».
او افزود فرونشست در گذشته عمدتا به شکل لکههایی جدا از هم دیده میشد، اما اکنون فاصله میان بسیاری از این پهنهها پر شده است و در بخشهایی از کشور، دشتهای درگیر فرونشست به پهنههایی پیوسته و یکپارچه تبدیل شدهاند.
شهبازی این وضعیت را با افزایش فشار بر منابع آب زیرزمینی مرتبط دانست و تاکید کرد بحران آب، آلودگی هوا، گردوغبار و سیلابهای شدید ناشی از تغییرات اقلیمی، از مهمترین مخاطراتی هستند که باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.
۲۲ شهریور، علی بیتاللهی، رییس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد اصفهان تنها شهر ایران است که سراسر آن در معرض فرونشست زمین قرار دارد.
او گفت اصفهان افزون بر برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، با قطع جریان دائمی زایندهرود نیز دستوپنجه نرم میکند.
بیتاللهی افزود انتقال آب سد زایندهرود به مناطق دیگر، توسعه باغها در حوضه آبریز سد، کشت محصولات آببر مانند برنج و وجود دستکم پنج هزار حلقه چاه در حاشیه رودخانه، همراه با کاهش بارندگی، به خشک شدن جریان زایندهرود انجامیده است.
فرونشست پیرامون دریاچه ارومیه
معاون سازمان زمینشناسی در ادامه مصاحبه خود، مناطق درگیر فرونشست در پیرامون دریاچه ارومیه را حدود ۸۵۰۰ تا ۹ هزار کیلومتر مربع اعلام کرد.
شهبازی گفت با توجه به وسعت تقریبا پنج هزار کیلومتر مربعی دریاچه ارومیه، مساحت دشتهای فرونشستی در حوضههای مشرف به آن، نزدیک به دو برابر سطح خود دریاچه است.
او همچنین از مشاهده فرونشست در شرق استان مازندران خبر داد و افزود گیلان تقریبا تنها استان کشور است که تاکنون نشانههایی از فرونشست گسترده در آن دیده نشده است.
بحران فرونشست تنها یکی از پیامدهای سیاستگذاری ناکارآمد جمهوری اسلامی، فساد ساختاری، بیتوجهی نهادینه و کمبود بودجه در حوزه محیط زیست است.
همزمان با وخامت اوضاع اقتصادی در ایران، خبرگزاری ایلنا از افزایش سرسامآور و غیررسمی قیمت نان در تهران خبر داد و نوشت در شرایط کنونی حتی نان و پنیر نیز به وعدهای «لاکچری» تبدیل شده است.
ایلنا دوشنبه ۲۳ شهریور جهش مداوم نرخ ارز و افزایش قیمت حاملهای انرژی را از عوامل اصلی تورم در ایران دانست و افزود کالاهای اساسی به شکلی بیسابقه از دسترس اقشار کمدرآمد خارج شدهاند.
در این گزارش آمده است: «در واقعیت بازار اقتصاد ایران، هر شوک قیمتی در حوزههای استراتژیک مانند ارز و سوخت، مستقیما به نرخ تمامشده کالاهای اساسی، از غلات و پروتئین گرفته تا دارو و مسکن، منتقل میشود.این اوضاع نگرانیها را نسبت به چشمانداز معیشت مزدبگیران در ماههای آینده دوچندان کرده است.»
اقتصاد ایران در سالهای اخیر بهدلیل سوءمدیریت، فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشآفرین جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، با افت فزاینده ارزش پول ملی مواجه بوده است.
در چنین شرایطی، جهش تورم و افت قدرت خرید، تامین نیازهای روزمره را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده و فشارهای معیشتی را افزایش داده است.
موج تازه گرانیها در پی افزایش قیمت بنزین
علی ترکاشوند، دبیر اجرایی خانه کارگر، در مصاحبه با ایلنا از رشد شدید قیمت کالاهای اساسی ابراز نگرانی کرد و گفت: «وضع نان بسیار خراب است و افزایش غیررسمی قیمت نان سرسامآور شده است. کارگر روزگاری دلش به یک نان و پنیر خوش بود، امروز دیگر توان خرید آن را هم ندارد.»
او با اشاره به تصمیم دولت برای افزایش قیمت بنزین هشدار داد این اقدام میتواند به گرانی دیگر کالاها و خدمات دامن بزند.
به گفته ترکاشوند، دستمزد کارگران و مستمری بازنشستگان ثابت مانده و متناسب با گرانیها بالا نرفته است.
ترکاشوند افزود وخامت اوضاع اقتصادی کارگران را حتی در تامین ابتداییترین نیازهای خانواده با مشکل مواجه کرده است.
بر اساس تصمیم دولت جمهوری اسلامی، نرخ سوم بنزین از ۱۷ شهریور با رشد ۱۰۰ درصدی، به ۱۰ هزار تومان رسید.
در روزهای گذشته، شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، نگرانی شدید خود را از افزایش قیمت بنزین و تاثیر آن بر قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی ابراز کردهاند.
یکی از کاربران نوشت: «بحث بنزین ۱۰ هزار تومانی نیست. قیمت بنزین عین بمب عمل میکند؛ قیمت تمام اجناس چند برابر میشود.»
علی ضمیری، فعال کارگری ساکن کرمان، درباره احتمال افزایش غیررسمی قیمت نان در دیگر استانهای کشور هشدار داد و گفت با توجه به گرانی حملونقل، بعید نیست این موج بهزودی سراسر ایران را فرا بگیرد.
او افزود حتی پیش از جهش قیمت بنزین نیز خانوارهای کارگری زیر فشار شدید تورم قرار داشتند و از ابتدای سال تقریبا هر روز شاهد قیمتهای تازهای در بازار بودهاند.
ضمیری ادامه داد: «در شرایط فعلی، دیگر نظم و اسلوب مشخصی در قیمتها وجود ندارد و در مقابل، درآمد کارگران متناسب با این افزایش هزینهها تغییر نکرده است.»
مجید رحمتی، عضو هیاتمدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران، نیز گفت قیمت برخی کالاهای اساسی بسیار فراتر از میانگین تورم رشد داشته و برنج و روغن بهترتیب بیش از ۲۰۰ و ۳۰۰ درصد گران شدهاند.
او با اشاره به فشار سنگین گرانی بر خانوادههای کمدرآمد، بهویژه کارگران، خواستار افزایش اعتبار کالابرگ و ترمیم دستمزد و مزایای پرداختی در نیمه دوم سال شد.
۲۲ شهریور، ایلنا در گزارشی از محلههای جنوبی تهران نوشت مردم برای خرید مواد غذایی، گوشت، یک پرس غذای ساده و حتی نان تقاضای نسیه میکنند، اما تشدید بحران اقتصادی توان ادامه این چرخه را از کاسبان گرفته است.