تورم فزاینده و بحران مسکن به گسترش حاشیهنشینی در ایران دامن زده است
وبسایت اکوایران از زندگی بیش از هفت میلیون نفر در سکونتگاههای غیررسمی در ایران خبر داد و با استناد به گزارش اخیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نوشت افزایش مداوم هزینههای مسکن، روند گسترش حاشیهنشینی را تشدید کرده است.
اکوایران چهارشنبه ۲۴ تیر نوشت «زاغهنشینی»، «حاشیهنشینی» و زندگی در «سکونتگاههای غیررسمی» اصطلاحاتی هستند که برای توصیف شرایط نامناسب اسکان جمعیتهای فقیر مورد استفاده قرار میگیرند.
بر اساس این گزارش، ازدحام، بدمسکنی، دسترسی ناکافی به آب سالم و خدمات بهداشتی و نبود «امنیت تصرف»، از ویژگیهای اصلی این سکونتگاهها به شمار میروند.
«امنیت تصرف» به معنای برخورداری ساکنان از حمایت قانونی در برابر اخراج اجباری، آزار و دیگر تهدیدهای مرتبط با محل سکونت است.
اکوایران افزود حدود ۳۳ درصد از کل جمعیت شهری ایران، معادل بیش از ۲۰ میلیون نفر، در بافتهای ناکارآمد سکونت دارند که از این میان، حدود ۱۱ درصد جمعیت شهری، یعنی بیش از هفت میلیون نفر، در سکونتگاههای غیررسمی زندگی میکنند.
طبق آخرین گزارش وزارت کار، سهم مسکن در سبد هزینه خانوار تنها در سال ۱۴۰۳ با جهشی چشمگیر به ۴۰.۳ درصد افزایش یافت و انتظار میرود با تداوم نرخ صعودی تورم و هزینه مسکن، موجهای جدیدی از اسکان غیررسمی در کشور شکل بگیرد.
در ماههای اخیر، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
بر پایه آخرین دادههای مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه در خردادماه به حدود ۸۹ درصد و نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد رسید.
همچنین نرخ تورم نقطه به نقطه در مناطق روستایی از ۱۰۰ درصد عبور کرد و به ۱۰۸.۱ درصد افزایش یافت.
عوامل اصلی گسترش حاشیهنشینی
اکوایران در ادامه با استناد به گزارش وزارت کار نوشت تمرکزگرایی در امور سیاسی و اقتصادی، تضعیف معیشت روستایی و مشکلات بخش کشاورزی، غلبه سوداگری بر بازار مسکن و ضعف حکمرانی شهری، چهار عامل ساختاری اصلی در گسترش اسکان غیررسمی در ایران هستند.
این رسانه افزود: «برنامههای مرتبط با مسکن معمولا بهدلیل نگاه از بالا به پایین در سیاستگذاری و در نظر نگرفتن نیاز واقعی و مشارکت ساکنان تدوین شدهاند. مورد بعدی غلبه نگاه کالبدی است؛ تمرکز اصلی سیاستگذار بر فیزیک شهر و مسکن بوده و به مساله اشتغال و فقر شهری، توجه سیستمی نشده است.»
بر اساس این گزارش، افزایش مخارج مسکن، برخی خانوارها را ناچار کرده است برای کاهش هزینههای خود به مناطق حاشیهای شهرها مهاجرت کنند.
۲۲ خرداد، یاسر عربی، عضو کمیسیون عمران مجلس، با اشاره به افزایش شدید اجارهبها در کشور اعلام کرد در بسیاری از موارد، بیش از ۷۰ درصد درآمد خانوار صرف اجاره خانه میشود.
او هشدار داد وضعیت کنونی بسیاری از مستاجران را به مهاجرت به حاشیه شهرها یا سکونت در واحدهای کوچک و کمکیفیت وادار کرده است.
پیشتر در ۲۷ اردیبهشت، نشریه «پیام ما» از گسترش پدیده «خانههای اشتراکی» در تهران خبر داد و نوشت تشدید فشار اقتصادی سبب شده برخی مالکان و مستاجران در آپارتمانهای کوچک ۴۰ تا ۶۰ متری با یکدیگر همخانه شوند.
ابراهیم پیرزادیان، جانشین فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری، درباره افزایش خطر وقوع آتشسوزی در عرصههای جنگلی و مرتعی کشور، بهویژه جنگلهای زاگرسی، همزمان با اوج گرمای تابستان هشدار داد.
پیرزادیان چهارشنبه ۲۴ تیر در مصاحبه با ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، اعلام کرد مناطق زاگرسی از جمله در استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، لرستان، ایلام، کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری و کردستان، بهدلیل شرایط اقلیمی و تراکم پوشش گیاهی، از کانونهای پرخطر وقوع آتشسوزی به شمار میروند.
او با اشاره به وسعت ۱۳۵ میلیون هکتاری عرصههای منابع طبیعی ایران گفت اقداماتی همچون تجهیز پایگاههای اطفای حریق، تامین پهپادهای پایش، بالگردهای آبپاش و تجهیزات انفرادی، ایجاد مخازن آب و راهاندازی سامانههای هوشمند کشف حریق، به ۱۳ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد.
به گفته پیرزادیان، سازمان منابع طبیعی در پی افزایش دمای هوا، کاهش رطوبت پوشش گیاهی، تداوم خشکسالی و پیامدهای تغییرات اقلیمی، «برنامهای جامع برای پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی پس از حریق» به اجرا گذاشته و نیروهای یگان حفاظت با حساسیت بیشتری در مناطق زاگرسی مستقر شدهاند.
او همچنین از کاهش ۷۰ درصدی شمار آتشسوزیها و کاهش ۹۰ درصدی مساحت عرصههای طعمه حریق در ۱۱۰ روز نخست سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال ۱۴۰۴ خبر داد و این آمار را نشانه «حضور میدانی و تاثیرگذار جنگلبانان» دانست.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که شماری از رسانههای محلی ۲۳ تیر از وقوع آتشسوزی گسترده در مناطق پادراز و مورکی ممسنی و پیشروی شعلهها به سمت کوه دکل، اشکان و روستاهای اطراف خبر دادند.
بر اساس این گزارشها، ساکنان منطقه برای مهار آتشسوزی خواستار کمکرسانی و اعزام امکانات بیشتر شدهاند.
وقوع آتشسوزیهای جنگلی و مرتعی در روزهای اخیر بار دیگر چالش کمبود امکانات اطفای حریق و انتقادها از عملکرد جمهوری اسلامی در حفاظت از منابع طبیعی ایران را برجسته کرده است.
این موضوع پیشتر نیز با واکنش افکار عمومی روبهرو شده است.
در پاییز ۱۴۰۴، ناتوانی و تعلل نهادهای حکومتی در مهار آتشسوزی جنگل الیت موجی از انتقادهای مردمی را برانگیخت.
آتشسوزیها سال ۱۴۰۴ به ۶۲ هزار هکتار از عرصههای طبیعی آسیب زد
جانشین فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری در ادامه، منشا ۹۵ درصد آتشسوزیها در عرصههای طبیعی را «انسانی» دانست و گفت سهلانگاری، بیاحتیاطی و رفتارهای پرخطر، از عوامل اصلی وقوع این حوادث هستند.
پیرزادیان ارتقای فرهنگ عمومی و آموزش جوامع محلی را در کنار اقدامات پیشگیرانه، از اولویتهای سازمان منابع طبیعی برشمرد.
او از شهروندان خواست از روشن کردن آتش در جنگلها و مراتع بپرهیزند و در صورت ضرورت، از خاموش شدن کامل آن اطمینان حاصل کنند.
پیرزادیان همچنین درباره رها کردن تهسیگار و بطریهای شیشهای در جنگلها و آتش زدن بقایای مزارع از سوی کشاورزان، هشدار داد.
به گفته او، سال گذشته ۲۵۰۰ فقره آتشسوزی به ۶۲ هزار هکتار از عرصههای جنگلی و مرتعی ایران آسیب جدی وارد آورد.
۲۴ تیر، قدرتالله مهدیخانی، مدیرکل مدیریت بحران استان قزوین، اعلام کرد آتشسوزی در باغها و مراتع روستای اسبمرد از توابع بخش مرکزی قزوین بیش از ۱۰ هکتار از اراضی منطقه را در بر گرفت.
او از مهار این حریق خبر داد و گفت «بیاحتیاطی یکی از کشاورزان در روشن کردن آتش و عدم کنترل آن»، دلیل وقوع این حادثه بود.
دولت آلمان در پاسخ به پرسشهای ایراناینترنشنال اعلام کرد با اظهار نظر درباره «فهرست انتقام» منتشرشده در رسانههای حکومتی ایران، به آن اعتبار نخواهد بخشید. همزمان، نهادهای امنیتی آلمان در حال بررسی نشانههای احتمالی تلاش برای شناسایی، جاسوسی و آمادهسازی حملات در خاک این کشورند.
دفتر سخنگوی دولت فدرال آلمان چهارشنبه ۲۴ تیر در پاسخ به پرسشهای ایراناینترنشنال درباره «فهرست انتقام» منتشرشده در رسانههای حکومتی ایران، به اظهارات اشتفن مایر، معاون سخنگوی دولت، در نشست خبری دولت ارجاع داد.
مایر گفت دولت آلمان از انتشار این گزارش مطلع است، اما درباره آن اظهار نظر نخواهد کرد.
او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره احتمال تشدید تدابیر امنیتی پس از انتشار این فهرست، تاکید کرد حفاظت از صدراعظم فدرال همواره در بالاترین سطح قرار دارد و این موضوع به شرایط کنونی محدود نمیشود.
به گفته او، دولت فدرال در خصوص گزارشهای منتشرشده در این زمینه موضعگیری نخواهد کرد.
معاون سخنگوی دولت فدرال آلمان در ادامه، ارزیابیهایی که انتشار این فهرست را نشانه «ورود تهدیدها به مرحلهای جدید» میدانند، تایید نکرد و گفت دولت با اظهار نظر درباره این گزارش، قصد ندارد به آن اهمیت یا اعتبار بیشتری ببخشد.
این موضع به معنای نادیده گرفتن ملاحظات امنیتی نیست.
دولت آلمان ظاهرا میکوشد میان واکنش عملی دستگاههای امنیتی و خودداری از تبدیل تبلیغات تهدیدآمیز جمهوری اسلامی به یک موضوع رسمی سیاسی، تمایز قائل شود: از یک سو به فهرست منتشرشده اعتبار عمومی نمیدهد و از سوی دیگر، تهدیدهای احتمالی را در سطح امنیتی بررسی میکند.
جمهوری اسلامی و موضع انتقام
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در نخستین پیام کتبی خود در ۲۰ تیر، پس از مراسم تشییع و دفن پدرش، انتقام را «خواست ملت» خواند و گفت این انتقام «بهطور حتمی باید صورت بگیرد».
او در بخش دیگری از این پیام تهدید کرد افرادی که نامشان در فهرست انتقام جمهوری اسلامی قرار گرفته است، هرگز در بستر خود «مرگی آرام» نخواهند داشت.
رسانههای حکومتی پیام او را بهعنوان تعهد رهبر جدید جمهوری اسلامی به گرفتن انتقام خون علی خامنهای و کشتهشدگان جنگهای اخیر بازتاب دادند.
ساعاتی پس از انتشار این پیام، روزنامه همشهری، وابسته به شهرداری تهران، اینفوگرافیای با عنوان «فهرست انتقام» منتشر کرد که تصاویر ۱۳ رهبر خارجی در آن دیده شد. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در کنار دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و چند رهبر اروپایی دیگر، در این تصویر قرار گرفتهاند.
به گزارش روزنامه هندلزبلات به نقل از سخنگوی وزارت کشور آلمان، نهادهای امنیتی فدرال تحولات مرتبط با جنگ ایران را با دقت دنبال میکنند و در حال بررسی گزارشها و نشانههای مربوط به عملیات شناسایی، تلاش برای جاسوسی یا آمادهسازی احتمالی حملات در خاک آلمان هستند.
این نهادها برای ارزیابی مستمر سطح تهدید، با مقامهای امنیتی ایالتهای آلمان و شرکای بینالمللی در ارتباط نزدیکاند.
با این حال، وزارت کشور گفت که تشدید اخیر درگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی تاکنون باعث افزایش رسمی سطح تهدید نشده است؛ سطحی که از پیش نیز بالا ارزیابی شده است.
وزارت کشور آلمان همچنین تاکید کرد جمهوری اسلامی برای پیشبرد اهداف خود از شیوههای نامتقارن استفاده میکند؛ از جمله جاسوسی، ارعاب مخالفان حکومت در خارج از کشور و بسیج نیروها و حامیان شناختهشده خود.
این وزارتخانه در همین زمینه از حزبالله لبنان، حماس و حوثیهای یمن به عنوان اجزای شبکهای نام برده است که جمهوری اسلامی آن را «محور مقاومت» میخواند.
«جوخههای انتقام»؛ تهدیدی فراتر از یک اینفوگرافی
روزنامه همشهری ۲۳ تیر بار دیگر به این موضوع بازگشت و در مطلبی با عنوان «فهرست انتقام آماده است؛ سازماندهی جوخههای انتقام برای مجازات عوامل جنگ علیه ایران»، دامنه انتقامگیری مورد نظر جمهوری اسلامی را گستردهتر توصیف کرد.
در این مطلب آمده است «دایره خونخواهی و انتقامجویی» تنها به مقامهای آمریکایی و اسرائیلی محدود نمیشود و به گفته این روزنامه، افراد عرب و غیرعرب و همچنین مخالفان و ایرانیان خارج از کشور را نیز در بر میگیرد.
استفاده صریح از عبارتهایی مانند «سازماندهی جوخههای انتقام» باعث شده است انتشار این مطالب دیگر صرفا یک حرکت تبلیغاتی یا تصویرسازی رسانهای تلقی نشود.
همشهری نوشته است فهرستی از عاملان جنگ «از صدر تا ذیل» تهیه شده و انتقام نباید به تاخیر بیفتد.
این تهدیدها در آلمان در خلا مطرح نمیشوند.
در سالهای اخیر، دستگاه قضایی این کشور چند پرونده مرتبط با اقدامات خشونتآمیز و عملیات برونمرزی جمهوری اسلامی را بررسی کرده است؛ پروندههایی که در برخی از احکام و کیفرخواستهای آنها به نقش نهادهای حکومتی ایران یا نیروی قدس سپاه پاسداران اشاره شده است.
یکی از مهمترین نمونهها، پرونده تلاش برای حمله به کنیسه شهر بوخوم بود. دادگاه عالی ایالتی دوسلدورف در ۱۹ دسامبر ۲۰۲۳ یک شهروند ۳۶ ساله آلمانی-ایرانی را به دلیل توافق برای آتشافروزی سنگین و اقدام به آتشافروزی، به دو سال و ۹ ماه زندان محکوم کرد.
متهم در نوامبر ۲۰۲۲ قصد داشت کنیسه بوخوم را هدف قرار دهد، اما به دلیل تدابیر امنیتی شدید موفق به نزدیک شدن به آن نشد و وسیله آتشزا را به سوی یک ساختمان مدرسه در مجاورت کنیسه پرتاب کرد.
مهمترین بخش رای دادگاه این بود که قضات اعلام کردند طرح حمله «از یک نهاد دولتی ایران منشا گرفته است».
بر اساس یافتههای دادگاه، متهم از طریق یکی از اعضای سابق گروه موتورسواران هِلز اَنجِلز (فرشتگان جهنم) که به ایران گریخته بود، مامور اجرای حمله شده بود.
اکنون نیز دادگاه عالی ایالتی هامبورگ در حال رسیدگی به پرونده دو متهم افغانستانیتبار است. متهم اصلی، یک شهروند دانمارکی ۵۴ ساله با ریشه افغانستانی، و متهم دوم، یک شهروند افغانستانی ۴۲ ساله است.
دادستانی فدرال آلمان آنها را متهم کرده است که در ارتباط با نیروی قدس سپاه پاسداران، اهداف یهودی و حامیان اسرائیل را برای انجام حملات احتمالی شناسایی کردهاند. از جمله اهداف این عملیات، یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، بودهاند.
بر اساس کیفرخواست، متهمان همچنین در پی فراهم کردن مقدمات آتشزدن یک فروشگاه عرضهکننده محصولات یهودی و اسرائیلی بودهاند.
اتهامات هنوز در دادگاه اثبات نشده و رسیدگی به پرونده تا پاییز ادامه خواهد داشت.
سابقه پرونده بوخوم و محاکمه جاری در هامبورگ نشان میدهند نگرانی از تبدیل تهدیدهای لفظی جمهوری اسلامی به عملیات واقعی، برای مقامهای آلمانی صرفا یک احتمال نظری نیست.
«فهرست انتقام» ممکن است در ظاهر محصول یک روزنامه وابسته به شهرداری تهران باشد، اما هنگامی که در کنار پیام رهبر جمهوری اسلامی، سخن از «جوخههای انتقام» و سابقه عملیات منتسب به نهادهای حکومت ایران در خاک اروپا قرار میگیرد، فاصله میان تبلیغات حکومتی و تهدید امنیتی، بسیار باریکتر میشود.
روزنامه اطلاعات با استناد به دادههای بخش خصوصی گزارش داد خاموشی برق صنایع در ایران اکنون به دو روز در هفته رسیده است و این وضعیت میتواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد کشور، از جمله افزایش آمار بیکاری، به دنبال داشته باشد.
این روزنامه چهارشنبه ۲۴ تیر در گزارشی با عنوان «برق که میرود، بیکاری هجوم میآورد»، قطع برق صنایع را اقدامی «ضد تولید ملی» خواند و نوشت محدودیتهای برق باید «بهطور عادلانه» میان بخشهای خانگی، تجاری، خدماتی و صنعتی توزیع شود و بخش تولید و صنعت نباید به تنهایی بار بحران انرژی کشور را به دوش بکشد.
سعید شجاعی، معاون برنامهریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت، در مصاحبه با اطلاعات اعلام کرد «عدمالنفع» ناشی از قطع برق صنایع از حدود ۳۰۳ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۷۳ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است و در صورت تداوم شرایط کنونی، احتمال تشدید بیکاری در نیمه دوم سال وجود دارد.
عدمالنفع به معنای سود یا درآمدی است که فعالان اقتصادی بهدلیل بروز موانعی بیرونی مانند قطع برق، فرصت بهدست آوردن آن را از دست دادهاند.
شجاعی با اشاره به جهش بیش از ۵۰۰ درصدی نرخ پایه برق از سال ۱۴۰۰ تاکنون و افزایش چشمگیر هزینههای انرژی واحدهای صنعتی هشدار داد ادامه این روند، رشد بخش صنعت را با تهدیدهای جدی روبهرو خواهد کرد.
این مقام وزارت صنعت «توزیع عادلانه محدودیتهای برق» میان همه بخشهای مصرفکننده بهجای تمرکز بر صنایع، ایجاد سازوکاری برای عرضه اختصاصی برق در بورس و کاهش محدودیت تامین برق صنایع از شبکه سراسری را از جمله راهکارهای برونرفت از بحران انرژی در فصل اوج مصرف تابستان دانست.
همزمان با گرمتر شدن هوا در ایران در روزهای اخیر، نگرانیها درباره پیامدهای گسترده بحران انرژی بر زندگی روزمره شهروندان و فعالیت بخشهای تولیدی افزایش یافته است.
برق نیست یا باید گرانتر خرید؟
روزنامه اطلاعات در ادامه گزارش داد برخی صنعتگران معتقدند بحران انرژی و اعمال محدودیت بر واحدهای صنعتی تنها «بهانهای» برای افزایش قیمت برق و تامین کسری بودجه وزارت نیرو است.
محسن فراهانی، یکی از تولیدکنندگان شهرک صنعتی شمسآباد، به اطلاعات گفت: «وقتی از افزایش خاموشی واحدهای صنعتی گلایه میکنیم، در پاسخ میگویند برق به میزان کافی برای واحدهای صنعتی وجود دارد، فقط باید انرژی الکتریکی مورد تقاضای خود را از تابلو سبز بورس انرژی تهیه کنند که قیمت آن چند برابر قیمت برق صنعتی است.»
او پرسید: «اگر عرضه برق در شبکه سراسری به اندازه کافی برای واحدهای صنعتی موجود است، چرا برنامه خاموشی دو روز در هفته اعمال میشود؟ اگر واقعا ظرفیت تولید برق کم است، چرا در بورس انرژی با قیمت چند برابر میتوان برق خرید؟»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که وخامت بحران اقتصادی در ایران، بهویژه در پی درگیریهای نظامی اخیر، بخش صنعت را نیز بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.
بررسی عملکرد شرکتهای بزرگ صنعتی ایران در سال جاری نشان میدهد نشانههایی از «سقوط صنعتی» در پی جنگ اخیر بروز کرده است.
انتقاد از قطع برق صنایع و توقف تغییر ساعت رسمی
جواد حسینیکیا، نایبرییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، قطع برق صنایع را «در تضاد با استانداردهای جهانی» توصیف کرد و گفت صنایعی که میلیاردها دلار در آنها سرمایهگذاری شده است، در پی قطعی برق به حاشیه رانده میشوند.
او تاکید کرد با اصلاح سیاستهای موجود و توزیع عادلانه خاموشیها، باید اولویت تامین انرژی از بخش خانگی به بخشهای مولد و صنعتی تغییر کند.
حسینیکیا همچنین توقف تغییر ساعت رسمی کشور را سیاستی اشتباه خواند و افزود تغییر ساعت تجربهای رایج و موفق در جهان است که در ایران نیز میتواند دستکم ۱۵۰۰ مگاوات صرفهجویی به همراه داشته باشد.
این نماینده مجلس همچنین از راهاندازی قریبالوقوع «سامانه جامع انرژی» با هدف «مدیریت رفتارهای پرمصرف» مشترکان برق، آب و گاز و «شناسایی تخلفاتی مانند انشعابهای غیرمجاز» خبر داد و اعلام کرد هدف از راهاندازی این سامانه، «اصلاح الگوی مصرف» و کاهش دستکم ۲۵ درصدی فشار بر شبکه انرژی کشور است.
مسئولان جمهوری اسلامی در حالی مردم را به صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف فرا میخوانند که خود از حل ریشهای بحرانهای ساختاری و مدیریتی در حوزه برق و آب ناتوان بودهاند و در مقاطع گوناگون، تعطیلی استانهای مختلف کشور را بهعنوان راهکاری موقت برای جلوگیری از وخامت اوضاع به کار گرفتهاند.
وزارت خزانهداری ایالات متحده اعلام کرد تلاشهای خود را برای مختل کردن شبکه غیرقانونی کشتیرانی و دور زدن تحریمها که تحت مدیریت محمدحسین شمخانی فعالیت میکند، تشدید کرده است. محمدحسین شمخانی، فرزند علی شمخانی، مشاور کشتهشده رهبر پیشین جمهوری اسلامی، است.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفَک) سهشنبه ۲۳ تیر با انتشار بیانیهای این اقدام را بخشی از تلاشهای مستمر این وزارتخانه با هدف افزایش فشار اقتصادی بر حکومت ایران، بهویژه پس از از سرگیری «حملات بیثباتکننده» جمهوری اسلامی در تنگه هرمز خواند.
به گفته این وزارتخانه، شبکه شمخانی همچنان یکی از بازیگران اصلی صادرات نفت ایران است و فعالیت خود را به حوزه کشتیرانی کانتینری و تجارت جهانی کالا نیز گسترش داده است.
این اقدام در ادامه تحریمهایی است که آمریکا هشتم مرداد ۱۴۰۴ و ۲۵ فروردین سال جاری علیه محمدحسین شمخانی و بخش عمدهای از شبکه مالی و کشتیرانی او وضع کرده بود.
در بیانیه ۲۵ فروردین وزارت خزانهداری آمده بود شمخانی مدیریت یک امپراتوری چند میلیارد دلاری فروش نفت را بر عهده دارد که به سود جمهوری اسلامی فعالیت میکند.
این مجموعه دهها شرکت پوششی در امارات متحده عربی، هند و جزایر مارشال را شامل میشود که برای دور زدن تحریمها علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته میشوند و با فروش نفت و گاز مایع ایران و روسیه میلیاردها دلار درآمد ایجاد کردهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد اقدام جدید در واقع گسترش تحریمهای پیشین علیه شبکه شمخانی است و با هدف قطع زیرساختهای مالی، لجستیکی و کشتیرانی این شبکه انجام شده است.
به گفته این وزارتخانه، با احتساب تحریمهای جدید، تاکنون بیش از ۲۰۰ فرد، نهاد و شناور مرتبط با شبکه شمخانی تحریم شدهاند.
بر اساس این بیانیه، در دور جدید تحریمها شش فرد از جمله اصغر عقیلی دهکردی، محمدرضا رهبر مدنی، علی رهبر مدنی، بهزاد مقدس، ججین جورج و حسین قربانی زاهد، به اتهام ارائه خدمات مالی، مدیریتی یا لجستیکی به شبکه شمخانی تحریم شدهاند.
همچنین مارتین آستین کالوند و آلساندرا رونکو، دو مدیر پیشین شرکت تحریمشده «هاوس آو شیپینگ اینوستمنت»به همراه چند تن دیگر از مدیران و همکاران این شبکه نیز در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین ۲۴ شرکت را که بهگفته این نهاد در امارات متحده عربی، سنگاپور، هنگکنگ، هند، جزایر مارشال، سنت کیتس و نویس و دیگر کشورها در حوزه کشتیرانی، مدیریت شناورها، حملونقل و تجارت کالا برای شبکه شمخانی فعالیت میکنند، تحریم کرده است.
علاوه بر این، وزارت خزانهداری آمریکا ۲۰ شناور را نیز که بهگفته این نهاد در حمل نفت، فرآوردههای نفتی و کالا برای شبکه شمخانی نقش داشتهاند، بهعنوان داراییهای مسدودشده معرفی کرده است.
این شناورها شامل کشتیهای کانتینری، کشتیهای باری و نفتکشهایی هستند که در مسیرهای ایران، روسیه و سایر بازارهای بینالمللی فعالیت میکردهاند.
حسین شمخانی بهدلیل ایفای نقش کلیدی در تجارت نفت روسیه و فعالیت در ناوگان مخفی این کشور از سوی اتحادیه اروپا نیز تحریم شده است.
دونالد ترامپ در نخستین روزهای دور دوم ریاستجمهوری خود دستورالعمل «بسیار سختگیرانه» برای از سرگیری سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی و به صفر رساندن صادرات نفت ایران امضا کرد و گفت جمهوری اسلامی دیگر نباید به کشورهای دیگر نفت بفروشد.
بلافاصله پس از آن، وزارت خزانهداری اعلام کرد که یک شبکه بینالمللی را که در تسهیل انتقال نفت خام جمهوری اسلامی به چین نقش داشت، تحریم کرده است؛ شبکهای که صدها میلیون دلار درآمد برای حکومت ایران به همراه داشت.
ترامپ در نیمه نخست اردیبهشت امسال هم پس از اعمال تحریمهایی علیه شبکه صادرات نفت و پتروشیمی جمهوری اسلامی خریداران نفت از ایران را به محرومیت از تجارت با آمریکا تهدید کرد.
آمریکا ۱۳۰ میلیون دلار دارایی جمهوری اسلامی را مسدود کرد
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا سهشنبه همچنین چندین کیف پول دیجیتال مرتبط با بانک مرکزی ایران را تحریم کرد که در نتیجه آن، بیش از ۱۳۰ میلیون دلار دارایی جمهوری اسلامی مسدود شد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد وزارت خزانهداری این کشور برای مختل کردن و تضعیف فعالیتهای مالی غیرقانونی جمهوری اسلامی، از جمله سوءاستفاده از داراییهای دیجیتال، اقدام میکند.
او گفت دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری چند کیف پول دیجیتال مرتبط با بانک مرکزی جمهوری اسلامی را تحریم کرده است؛ اقدامی که به مسدود شدن بیش از ۱۳۰ میلیون دلار منجر شده است.
بسنت افزود وزارت خزانهداری آمریکا با جدیت مسیرهای مالی جمهوری اسلامی را دنبال خواهد کرد و مانع دسترسی حکومت ایران به درآمدهای حاصل از فعالیتهای غیرقانونی خواهد شد.
روزنامه نیویورکتایمز سهشنبه ۲۳ تیر گزارش داد ریچارد برمن، قاضی پرونده، رضا ظراب تاجر ایرانیتبار را به مدت زمانی که پیشتر در بازداشت گذرانده بود محکوم کرد و هیچ حبس تازهای برای او در نظر نگرفت. ضراب از سال ۲۰۱۸ از بازداشت خارج شده بود، اما زیر نظر مقامهای فدرال زندگی میکرد.
همکاری رضا ضراب، تاجر طلای ایرانیتبار، یکی از مهمترین مسیرهای مالی جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمهای آمریکا را افشا کرد و نزدیک بود شماری از قدرتمندترین چهرههای سیاسی و اقتصادی ترکیه را با بحران جدی روبهرو کند. با این حال، یک دهه پس از آغاز پرونده، ماجرا بدون صدور حکم حبس تازه برای او به پایان رسید.
رضا ضراب در دوران جوانی و در مقام یک تاجر جسور طلا در ترکیه، به سازماندهی طرحی میلیارد دلاری برای پولشویی درآمدهای نفتی ایران کمک کرد؛ عملیاتی که تحریمهای آمریکا با هدف محدود کردن برنامه هستهای ایران را دور میزد. این شبکه در سال ۲۰۱۶ و با بازداشت ضراب در ایالات متحده فروپاشید.
ضراب که با احتمال چند دهه زندان روبهرو بود، تصمیم گرفت با دادستانهای فدرال همکاری کند. او جزئیات طرح را در اختیار مقامهای آمریکایی قرار داد و گفت رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، دستور اجرای این سازوکار را صادر کرده بود.
ضراب توضیح داد که چگونه درآمدهای نفتی ایران به طلا تبدیل و از این طریق پولشویی میشد و چگونه برای پیشبرد عملیات به مقامها رشوه پرداخت میکرد.
او در دادگاهی در منهتن، با استفاده از ماژیکهای رنگی، نمودارها و مسیرهای انتقال پول را روی پوستر ترسیم کرد تا سازوکار مالی را برای هیات منصفه توضیح دهد.
شهادت ضراب در ترکیه موجی سیاسی به راه انداخت و برای دادستانهای فدرال منهتن اهمیت فراوانی داشت. اطلاعات او به محکومیت مهمت هاکان آتیلا، یکی از مدیران بانک دولتی هالکبانک، کمک کرد و زمینه را برای طرح اتهام علیه خود این بانک فراهم ساخت.
اما دولت ترامپ در ماه مارس با ترکیه به توافق رسید تا پرونده کیفری علیه هالکبانک را متوقف کند. دولت آمریکا اعلام کرد این تصمیم در ازای همکاری دولت ترکیه برای آزادی گروگانهایی گرفته شده است که حماس در غزه نگه داشته بود.
روز سهشنبه، پرونده شخص ضراب نیز در دادگاه فدرال منهتن به پایان رسید. رابرت آنلو، وکیل ضراب، از قاضی برمن بهدلیل توجه به «همه شرایط منحصربهفرد مرتبط با آقای ضراب» قدردانی کرد.
بهنوشته نیویورکتایمز این پایان، در مقایسه با ابعاد سیاسی و حقوقی پرونده، بسیار کمفروغ بود. پرونده ضراب وزارت دادگستری آمریکا را تکان داد و روابط واشینگتن و آنکارا را بهشدت تحت فشار قرار داد. اردوغان بارها این پرونده را توطئهای علیه ترکیه توصیف کرده و برای متوقف کردن پیگرد هالکبانک بهشدت بر دولت ترامپ فشار آورده بود. او این پیگرد را ادامه همان تلاش نافرجام برای کودتای سال ۲۰۱۶ علیه خود میدانست.
ضراب در ایران و در خانوادهای شناختهشده در تجارت طلا به دنیا آمد. پدرش در کودکی او، خانواده را به ترکیه منتقل کرد و بعدتر، با افزایش بیثباتی سیاسی در این کشور، به دبی رفت. ضراب در نوجوانی وارد کسبوکار ارزی پدرش شد و در میانه دهه ۲۰ زندگی خود، فعالیت مستقلش را راه انداخت.
او در ابتدا مبادلات مالی میان تاجران کشورهایی مانند روسیه، جمهوری آذربایجان و رومانی را تسهیل میکرد. بهگفته دادستانها، مشتریانش بهتدریج شامل ایرانیانی شد که در پی دور زدن تحریمهای فزاینده آمریکا بودند.
ضراب در مارس ۲۰۱۶، هنگامی که همراه همسر و دخترش راهی دیزنیورلد بود، بازداشت شد. او حدود یک سال و نیم در بازداشتگاه متروپولیتن بروکلین نگهداری شد و بخشی از این دوره را در سلول انفرادی گذراند.
ضراب در ابتدا اتهامها را رد کرد، اما در اکتبر ۲۰۱۷ بهطور محرمانه به هفت فقره اتهام کیفری، از جمله دور زدن تحریمهای آمریکا و توطئه برای کلاهبرداری بانکی، اعتراف کرد.
یک ماه بعد، یکی از زندانیان در بازداشتگاه فدرال بروکلین به ضراب نزدیک شد و به او گفت «افراد قدرتمندی در ترکیه» خواهان مرگ او هستند. آن زندانی برای اثبات تهدید، چاقویی نیز به او نشان داد.
وکیل ضراب در نامهای پیش از صدور حکم به دادگاه نوشت که موکلش با همکاری با دادستانهای آمریکایی، «فساد در مقیاسی جهانی» را افشا کرده و برای این کار بهای شخصی سنگینی پرداخته است.
بهگفته او، دولت ترکیه در واکنش، بیش از ۱۷۰ میلیون دلار از داراییهای ضراب را مصادره و تحقیقات جداگانهای را به ظن جاسوسی علیه او آغاز کرد.
ضراب در دادگاه هاکان آتیلا، معاون مدیرکل بخش بانکداری بینالملل هالکبانک، شاهد اصلی دادستانی بود. او شهادت داد که میلیونها دلار به وزیر اقتصاد ترکیه و مدیرعامل هالکبانک رشوه داده است.
ضراب برای ارائه شهادتش نمودارهای رنگی، پوسترها و جدولهایی تهیه کرده بود که مسیر انتقال پولها را نشان میداد. با این حال، او در دادگاه آشکارا پذیرفت که همکاری با مقامهای آمریکایی تصمیمی عملی بوده است.
او گفت: «همکاری سریعترین راه برای پذیرفتن مسئولیت و خارج شدن فوری از زندان بود.»
هاکان آتیلا در نهایت به دو سال و نیم زندان محکوم و سپس به ترکیه اخراج شد.
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، ویلیام بار، دادستان کل وقت آمریکا، از دادستانهای فدرال منهتن خواست به جای متهم کردن هالکبانک، این بانک را به پرداخت جریمه وادار کنند. جفری برمن، دادستان وقت منطقه جنوبی نیویورک، این درخواست را نپذیرفت و پرونده کیفری علیه بانک را پیش برد.
با کنار گذاشته شدن پرونده علیه هالکبانک، وکیل ضراب به قاضی نوشت که همکاری گسترده موکلش «تا حد زیادی بیمعنا شده است».
او تاکید کرد که بر اساس توافق جدید، هالکبانک حتی مجبور نیست یک سنت جریمه بپردازد.