تصاویر ماهوارهای از افزایش بیسابقه فعالیتهای عمرانی در کوه کلنگ گزلا حکایت دارد


مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در گزارشی تازه اعلام کرد تحلیل تصاویر ماهوارهای نشان میدهد فعالیتهای عمرانی در مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا، در نزدیکی تاسیسات هستهای نطنز، در سال ۲۰۲۶ به شکل چشمگیری افزایش یافته و فعالیت جادهای در این مجموعه به بالاترین میزان از زمان آغاز ساخت آن رسیده است.
بر اساس این گزارش، تصاویر ماهوارهای نشان میدهند فعالیت در این مجموعه از مرحله حفاری گسترده به سوی ساختوساز احتمالی در بخشهای داخلی و تقویت ورودیهای تونلها تغییر کرده است. آسفالت و مقاومسازی جادههای داخلی، تقویت محدوده ورودیها و جمعآوری نخالههای حاصل از حفاری از نشانههای این تغییر عنوان شدهاند.
این مرکز تاکید کرد تصاویر موجود نه ادعای اطلاعاتی اسرائیل درباره انتقال سانتریفیوژها و قطعات آنها به کوه کلنگ گزلا را تایید میکنند و نه آن را رد میکنند. با این حال، ادامه ساختوساز و مشاهده نشدن تدابیر امنیتی بیشتر یا تجهیزات غیرعمرانی، به گفته تحلیلگران این مرکز، نشان میدهد این مجموعه احتمالا هنوز برای غنیسازی اورانیوم آماده نیست.
کوه کلنگ گزلا مجموعهای از تونلهای عمیق در حدود دو کیلومتری جنوب تاسیسات غنیسازی نطنز است. ساخت این مجموعه در سال ۲۰۲۰ و پس از آسیب دیدن یک کارگاه مونتاژ سانتریفیوژ در نطنز آغاز شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز خواستار دریافت اطلاعات و دسترسی به این مجموعه شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر احتمال حمله به کوه کلنگ گزلا را مطرح کرده و گفته بود اگر مشخص شود فعالیتی در این مجموعه جریان دارد، آمریکا ممکن است آن را هدف قرار دهد.






دستیابی حکومت ایران به یک پهپاد زیرآبی ارتش آمریکا، امکان بررسی و مهندسی معکوس فناوری آن را در اختیار تهران قرار داده است. به نوشته رویترز، تحلیلگران این رویداد را ضربهای به پنتاگون و شرکت سازنده پهپاد و یک پیروزی تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی میدانند.
نیروهای ایرانی یک وسیله نقلیه زیرآبی خودران از نوع «دایو الدی» را پس از بروز نقص فنی به دست آوردهاند. این پهپاد برای شناسایی دوربرد و دیگر ماموریتهای زیرسطحی طراحی شده و میتواند با حداقل دخالت انسانی چندین روز فعالیت کند.
نیروی دریایی آمریکا گفته است پهپاد بهدستآمده یکی از مدلهای قدیمیتر دایو الدی بود که دچار نقص فنی شد و پس از از حرکت افتادن در آب، نیروهای ایرانی آن را بازیابی کردند.
ارتش آمریکا و شرکت اندوریل، سازنده این پهپاد، کوشیدهاند اهمیت این رویداد را کمرنگ نشان دهند. با این حال، اندوریل پیشتر دایو الدی را «قابلاعتمادترین و انعطافپذیرترین» وسیله نقلیه بزرگ و خودران زیرآبی موجود معرفی کرده بود و میگفت این پهپاد میتواند در شرایط دشوار تا ۱۰ روز فعالیت کند.
شرکت اندوریل و پنتاگون به درخواست رویترز برای توضیح بیشتر درباره این حادثه پاسخ ندادهاند، اما پالمر لاکی، بنیانگذار شرکت صنایع دفاعی اندوریل، در شبکه ایکس نوشت: «این شناور مشخص ماهها در حوزه عملیاتی سنتکام فعالیت کرده و هزاران ساعت در حمایت از نیروهای آمریکایی ماموریت انجام داده است.»
بنیانگذار اندوریل افزود این زیردریایی بهطور ویژه برای فعالیت در محیطهایی طراحی شده که برای انسان بیش از حد خطرناکاند و احتمال افتادن آن به دست طرف مقابل نیز دور از انتظار نیست. نمیتوانم وارد جزئیات شوم، اما این شناور پیش از به دست افتادن، ماهها خدمات ارزشمندی ارائه کرد.»
تحلیلگران مهندسی معکوس بخشهای مکانیکی را ممکن دانستند
برایان کلارک، پژوهشگر ارشد و مدیر مرکز مفاهیم و فناوری دفاعی در موسسه هادسون، گفت [حکومت] ایران تقریبا بهطور قطع سختافزار پهپاد را باز و بررسی خواهد کرد.
به گفته او، نرمافزار این پهپاد به سازوکارهای حفاظتی داخلی مجهز است، اما مهندسان ایرانی «قطعا میتوانند سامانههای مکانیکی آن را مهندسی معکوس کنند».
کلارک برای ارزیابی خود به سابقه حکومت ایران در بررسی و الگوبرداری از تجهیزات نظامی بهدستآمده از آمریکا اشاره کرد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، نیز به رویترز گفت این پهپاد ممکن است به سپاه پاسداران کمک کند نمونههای بهتری از تجهیزات طراحیشده در داخل ایران بسازد.
تحلیلگران در عین حال معتقدند بعید است دستیابی به این پهپاد بهتنهایی برتری نظامی تعیینکنندهای برای حکومت ایران ایجاد کند، اما میتواند اطلاعاتی درباره طراحی، سختافزار و قابلیتهای عملیاتی آن در اختیار تهران قرار دهد.
توقیف آرکیو-۱۷۰ سابقه مهندسی معکوس را برجسته کرد
جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۱ نیز یک پهپاد شناسایی رادارگریز آرکیو-۱۷۰ سنتینل آمریکا را به دست آورد. باراک اوباما، رییسجمهوری وقت آمریکا، در آن زمان علنا از تهران خواست این پهپاد را بازگرداند.
حکومت ایران پس از آن اعلام کرد آرکیو-۱۷۰ را مهندسی معکوس کرده است و مدلهایی ساخت داخل به نمایش گذاشت که طراحی آنها تا حد زیادی برگرفته از این پهپاد آمریکایی به نظر میرسید.
ارتش آمریکا در سالهای بعد برای جلوگیری از افتادن فناوریهای بدون سرنشین خود به دست حکومت ایران اقدام کرده است. در سال ۲۰۲۲، هنگامی که یک شناور نظامی جمهوری اسلامی تلاش کرد یک شناور سطحی بدون سرنشین «سیلدرون» را در خلیج فارس بکسل کند، یک کشتی گشتی نیروی دریایی آمریکا و یک بالگرد اماچ-۶۰اس سیهاوک به محل اعزام شدند.
جمهوری اسلامی از حادثه برای تبلیغات استفاده کرد
نمایندگیهای دیپلماتیک حکومت ایران در شبکه اجتماعی ایکس، دستیابی به پهپاد زیرآبی آمریکا را دستمایه تمسخر واشینگتن قرار دادهاند.
سفارت جمهوری اسلامی در غنا در پیامی نوشت این شناور در «تنگهای تحت کنترل مردمی که صدای عطسه میگو را هم میشنوند» پیدا شده است. این پیام افزود نیروهای ایرانی پهپاد را «مانند یک بطری پلاستیکی از تور ماهیگیری» بیرون کشیدهاند و آن را کاملا سالم یافتهاند.
نمایندگی جمهوری اسلامی در حیدرآباد نیز از برگزاری «مراسم جعبهگشایی» پهپاد به دست متخصصان مهندسی معکوس خبر داد.
مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به رویترز گفت [حکومت] ایران در بهرهبرداری تبلیغاتی از چنین رویدادهایی مهارت دارد.
به گفته او، تهران میکوشد این حادثه را نشانه ناتوانی آمریکا و توانایی ایران برای حفظ کنترل بر تنگه هرمز معرفی کند.
به نوشته رویترز، دستیابی جمهوری اسلامی به پهپاد دایو الدی، علاوه بر ارزش احتمالی فناوری آن، ناهماهنگی میان روایت نیروی دریایی آمریکا و تبلیغات شرکت سازنده را نیز برجسته کرده است: نیروی دریایی پهپاد را مدلی قدیمی و دچار نقص فنی میخواند، اما اندوریل همین سامانه را در تبلیغات خود یکی از قابلاعتمادترین پهپادهای زیرآبی موجود معرفی کرده است.
بالکانیکا ساخته نیکولا سورچینلی کارگردان ایتالیایی در بخش روزهای مولفین هشتاد و سومین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز به نمایش درآمد؛ فیلمی که داستان دو مهاجر افغانستانی را روایت میکند که میخواهند از راه بالکان به ایتالیا برسند.
فیلم داستان دو موسیقیدان افغانستانی را روایت میکند؛ یکی نزار- با بازی بابک کریمی بازیگر شناختهشده ایرانی- که رهبر ارکستر است و پسرش جلیل که او هم به نوازندگی مشغول است و هر دو همزمان با قدرت گرفتن طالبان و ممنوع شدن موسیقی، تصمیم به ترک کشورشان گرفتهاند.
فیلم اما داستان آنها در افغانستان را روایت نمیکند و حتی نیازی به فلشبک و نمایش صحنههایی از زندگی آنها در افغانستان نمیبیند. ما این دو شخصیت را از نقطهای میبینیم که در کوهستانها و جنگلها با سختیهای بسیار از راه پرخطر بالکان میخواهند خود را به ایتالیا برسانند، در حالی که با بدرفتاری محلیها روبرو هستند و ارتش هم مرز را به شدت کنترل میکند.
ملاقات آنها با پناهجوهای دیگر بخشهای مهمی از فیلم را تشکیل میدهد؛ پناهجویانی از کشورهای مختلف که از همین راه بخت خود را آزمودهاند و بسیاری از آنها بارها شکست خوردهاند. فیلم روایت این شکست و امید است و در لحظههایی سعی دارد با نزدیک شدن به شخصیتها حتی مکالمه آنها با خدا را برای ما تصویر کند؛ مثل صحنهای که جلیل از احوال ناخوش پدرش و مشکلات لاینحل پیش رویشان به تنگ آمده و از خدا میپرسد:«خدایا چرا ما افغانها را دوست نداری؟»
فیلم سعی دارد مضمون ارتباط آدمها را به مایه اصلیاش بدل کند، جایی که نزار تنها میتواند فارسی حرف بزند و از ارتباط با دیگران عاجز است (مثل صحنهای که میخواهد به صاحب مغازه حرفش را بزند و بر شیشه میکوبد و به زبان خودش فریاد میزند) و فرزندش جلیل که انگلیسی هم بلد است و با دیگران ارتباط برقرار میکند، از جمله با گرتا، دختر پزشکی که به کمک آنها آمده و نقش مهمی را در فیلم ایفا میکند.
فیلمساز همانطور که در یادداشتی اشاره کرده، در واقع خودش را در نقش این پزشک میبیند؛ کسی که میخواهد به هر قیمتی به آنها کمک کند و فارغ از مسائل سیاسی و اجتماعی، به آنها به عنوان یک انسان نگاه میکند: «مادربزرگم در دهه ۱۹۴۰ برای آزادی ما مبارزه کرد. من در کنار او بزرگ شدم و داستانهایش از آزادی سلب شده، همیشه فکر من را به خودش مشغول کرده. بخشی از شکلگیری بالکانیکا نیز از همین احساس خشم نسبت به کسانی سرچشمه گرفت که به قطع، انکار، اجبار و سانسور دست میزنند. اگر چه زمانی که موسیقی در افغانستان ممنوع شد، من بسیار جوان بودم، اما آن خبر بذرهایش را در وجودم کاشت و این بذرها سالها در من باقی ماندند، تا این که من و آندرهآ بروسا تصمیم گرفتیم داستان سفر نزار و جلیل را روایت کنیم. ما در این روایت، نگاه غربی را نیز وارد کردیم که در قالب شخصیت گرتا تجسم یافته، شخصیتی که دیدگاه ما را بیان میکند.»
فیلم اما گاه اسیر همین نگاه و پیام سادهاش میشود و نمیتواند به عمق نفوذ کند. شخصیتها در قالب تیپ خلاصه میشوند و بعد ندارند، چه گرتا، پزشک ایتالیایی و چه دو شخصیت اصلی افغانستانی فیلم که دیالوگهای آنها از حد دیالوگهای معمول فراتر نمیرود و کمک چندانی به ساخت و پرداخت شخصیتها نمیکند. دوربین غالباً روی دست هم گاه بیش از اندازه به کار گرفته شده، ضمن این که دوربین در غالب صحنهها از زاویه پائین شخصیتها را دنبال میکند و این زاویه نگاه، جدای از ناکارآمدی، گاه حتی عجیب به نظر میرسد.
فیلم اما میخواهد شرق و غرب را با یک نگاه انسانی به هم پیوند بزند، به همین دلیل ضمن تشریح درد و رنج قهرمانهایش با امید به پایان میرسد، امیدی که از اعتماد و دوستی بین گروههای انسانی شکل می گیرد و قرار است موسیقی به عنوان زبانی جهانی، پیوند دهنده آنها باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت پیشبینی میکند جنگ با جمهوری اسلامی «بلافاصله» پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در آبانماه پایان یابد، زیرا تهران دیگر توان ادامه وضعیت کنونی را ندارد. او همزمان از افزایش حملات آمریکا و پیگیری توافقی فراتر از موضوع هستهای سخن گفت.
به گزارش رویترز، ترامپ شامگاه چهارشنبه ۱۸ شهریور، پیش از سفر به دالاس برای شرکت در گردهمایی انتخاباتی جمهوریخواهان، به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم جنگ بلافاصله پس از انتخابات پایان مییابد، چون آنها دیگر نمیتوانند دوام بیاورند.»
او جمهوری اسلامی را متهم کرد که میکوشد با ادامه جنگ بر نتیجه انتخابات میاندورهای تاثیر بگذارد تا در آمریکا مقامهایی روی کار بیایند که فشار کمتری بر تهران وارد کنند.
به گفته ترامپ، حکومت ایران امیدوار است این مقامها جمهوری اسلامی را به حال خود بگذارند و اجازه دهند به سلاح هستهای دست یابد.
توافقی فراتر از پرونده هستهای
رییسجمهوری آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره احتمال توافق هستهای با تهران گفت: «توافقی که من انجام میدهم، بسیار فراتر از موضوع هستهای خواهد بود.»
او افزود در هر توافق احتمالی، موضوعات دیگری نیز مطرح خواهد شد که سه ماه پیش روی میز نبودند، اما جزئیات این موضوعات را توضیح نداد.
این اظهارات در حالی مطرح شد که وبسایت میدلایستآی چهارشنبه به نقل از دو منبع نزدیک به دولت جمهوری اسلامی گزارش داد ترامپ از طریق مقامهای پاکستان و قطر به تهران پیام داده است که به تفاهمنامه پیشین بازنخواهد گشت.
بر اساس این گزارش، مقامهای جمهوری اسلامی نیز به میانجیها گفتهاند از تفاهمنامه موجود صرفنظر نمیکنند و حاضر نیستند بر مبنای متنی جدید مذاکره کنند. میدلایستآی نوشت عمان و قطر برای رفع این بنبست و احیای تفاهمنامه با اصلاحاتی تلاش میکنند.
تهدید به افزایش حملات در تنگه هرمز
ترامپ در بخش دیگری از سخنانش گفت: «ما کنترل تنگه هرمز را در دست داریم.»
او در پاسخ به پرسشی درباره حملات روزهای اخیر در این آبراه افزود: «این حملات را ما انجام میدهیم. حملات بسیار بیشتری را هم خواهید دید.»
این سخنان پس از دور تازه حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی بیان شد. فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد سهشنبه پنج نفتکش دیگر ایران را که مرتبط با سپاه پاسداران توصیف کرد، منهدم کرده است.
سنتکام این عملیات را پاسخ به تلاش جمهوری اسلامی برای حمله موشکی به یک ناو جنگی آمریکا دانست. در مقابل، سپاه پاسداران از حمله به یک پایگاه آمریکا در اردن خبر داد.
رویترز نیز چهارشنبه گزارش داد جمهوری اسلامی مدعی حمله به ۱۰ کشتی در نزدیکی تنگه هرمز شده است. این خبرگزاری تبادل حملات به کشتیها را بزرگترین موج اعلامشده از آغاز جنگ توصیف کرد.
جنگ و قیمت سوخت در آستانه انتخابات
ترامپ همزمان گفت کاهش قیمت نفت احتمالا تا پس از انتخابات میاندورهای به تعویق خواهد افتاد، اما پیشبینی کرد با پایان جنگ، قیمتها بهشدت پایین بیایند. بهای نفت برنت چهارشنبه، در پی تشدید درگیریها، بار دیگر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد.
انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان، سوم نوامبر، برگزار میشود. در این انتخابات، همه کرسیهای مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا به رای گذاشته میشوند و نتیجه آن ترکیب سیاسی کنگره را برای دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری ترامپ تعیین میکند.
رویترز پیشتر، ۱۱ شهریور، به نقل از چهار فرد مطلع گزارش داده بود مقامهای ارشد کاخ سفید، از جمله جیدی ونس و مارکو روبیو، خواهان مهار شدت جنگ دستکم تا انتخابات هستند.
بر اساس آن گزارش، مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، افزایش قیمت انرژی و فشار بر ذخایر برخی تسلیحات ارتش، از عوامل موثر بر این محاسبات بودهاند.
عربستان سعودی پس از حملات حوثیها به تاسیسات نظامی و نفتی این کشور، از طریق پاکستان از جمهوری اسلامی خواست برای متوقف کردن حملات این گروه اعمال نفوذ کند. همزمان، مقامهای نظامی این کشور با پاکستان و ترکیه درباره نحوه واکنش به این حملات رایزنی کردهاند.
رویترز چهارشنبه ۱۸ شهریور گزارش داد این پیام در حالی به تهران منتقل شده که گسترش درگیریها، نگرانی از تبدیل جنگ با حوثیها به بحرانی گستردهتر در منطقه را افزایش داده است.
یک دیپلمات ارشد منطقهای به این خبرگزاری گفت پاکستان طی ۲۴ ساعت گذشته از تهران خواسته است از نفوذ خود برای توقف حملات حوثیها به عربستان سعودی استفاده کند.
یک مقام ارشد ایرانی نیز تایید کرد اسلامآباد سهشنبه ۱۷ شهریور این پیام را منتقل کرده است. به گفته او، تهران در پاسخ گفته است: «ما حوثیها را کنترل نمیکنیم.»
با این حال، دو منبع ایرانی به رویترز گفتند تهران هفته گذشته از حوثیها خواسته بود به عربستان سعودی حمله کنند و وعده تامین منابع مالی و تسلیحات بیشتر را داده بود.
بنا بر روایت این دو منبع، چند فرمانده سپاه پاسداران نیز برای کمک به هماهنگی حملات به یمن رفته بودند.
حملات متقابل و تهدید به ادامه درگیری
حوثیها سهشنبه یک پایگاه هوایی در خمیس مشیط و زیرساختهای نفتی در شهرهای اطراف را هدف قرار دادند. این حملات ۷۳ زخمی بر جای گذاشت.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، چهارشنبه گفت جنگندههای عربستان سعودی در ۱۲ ساعت، ۵۴ حمله هوایی در چند استان یمن انجام دادهاند. او تهدید کرد این حملات بیپاسخ نخواهد ماند.
در مقابل، ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، گفت مراکز غیرنظامی و اقتصادی این کشور هدف قرار گرفتهاند و ائتلاف همه تدابیر عملیاتی لازم را برای بازداشتن حوثیها و مقابله با حملات آنان به کار خواهد گرفت.
رایزنی با پاکستان و ترکیه
رایزنیهای نظامی در ریاض در چارچوب پیمان دفاعی سه کشور انجام میشود؛ پیمانی که ماه گذشته میلادی امضا شد و بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از اعضا، حمله به هر سه کشور تلقی میشود.
یک منبع پاکستانی به رویترز گفت مقامهای عربستان با نمایندگان ارشد نظامی پاکستان و ترکیه برای هماهنگی واکنش خود دیدار کردهاند. به گفته او، سه کشور توافق کردهاند نیروهایشان وارد یمن نشوند و هرگونه واکنش از خاک عربستان انجام شود.
منبع پاکستانی دیگری تاکید کرد هنوز تصمیمی درباره مشارکت اسلامآباد در حملات تلافیجویانه گرفته نشده است.
او گفت پیمان نظامی با عربستان سعودی ماهیت دفاعی دارد و نیروهای پاکستانی میتوانند در داخل این کشور حمایت نظامی، فنی، زمینی یا هوایی ارائه کنند، اما در عملیات رزمی در خاک کشورهای دیگر شرکت نخواهند کرد.
خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، نیز گفت حمله به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد و گسترش حملات به خاک عربستان میتواند سازوکار امنیتی مشترک را فعال کند.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، هنگام اعلام این پیمان گفته بود توافق علیه ایران یا کشور دیگری نیست و اعضا درباره میزان و شکل حمایت از یکدیگر، در صورت وقوع حمله، مشورت خواهند کرد.
نگرانی از تاثیر تنشها بر بازار نفت
تشدید حملات حوثیها همزمان با اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز، مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان را نیز تهدید میکند.
بر اساس ارزیابی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، عربستان سعودی با انتقال نفت از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ، بخشی از جریان صادرات خود را از تنگه هرمز دور کرده است.
نفتکشهایی که از دریای سرخ به سوی خلیج عدن و اقیانوس هند حرکت میکنند، باید از بابالمندب بگذرند. به این ترتیب، ناامنی در این آبراه میتواند استفاده از مسیر جایگزین هرمز را نیز دشوار کند.
در روزهای گذشته، نبرد در غرب یمن نیز با تلاش حوثیها برای نزدیک شدن به نقاط مشرف به بابالمندب شدت گرفته است.
منابع نظامی دولت یمن به خبرگزاری فرانسه گفتند هدف این عملیات، قطع ارتباط بندر المخا با دیگر مناطق تحت کنترل دولت و پیشروی به سوی ارتفاعات مشرف به تنگه است. حوثیها مناطق مجاور بابالمندب را در اختیار ندارند، اما بر بندر حدیده، در شمال المخا، مسلط هستند.
خبرگزاری فرانسه ۱۴ شهریور، با استناد به منابع نظامی و درمانی، شمار کشتهشدگان درگیریهای دو روز پیش از آن را ۱۲۹ نفر اعلام کرد. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل نیز از آوارگی حدود هزار و ۷۹۰ خانواده در تعز طی دو روز خبر داد.
احتمال یک جنگ گسترده دوباره در یمن
درگیری تازه در حالی رخ میدهد که آتشبس سال ۲۰۲۲ با میانجیگری سازمان ملل، شدت جنگ یمن را بهطور محسوسی کاهش داده بود.
ائتلاف به رهبری عربستان از مارس ۲۰۱۵، در حمایت از دولت به رسمیت شناختهشده یمن، وارد جنگ با حوثیها شد. توافق آتشبس در آوریل ۲۰۲۲، پس از سالها نبرد، فرصتی برای کاهش خشونت و پیگیری راهحل سیاسی فراهم کرد.
آدام بارون، کارشناس یمن در اندیشکده نیو آمریکا، به آسوشیتدپرس گفت حوثیها حاضرند برای دستیابی به منافع بلندمدت، از جمله گسترش نفوذ در امتداد ساحل دریای سرخ، هزینههای کوتاهمدت را تحمل کنند. او با اشاره به تمرکز آمریکا بر ایران و بیمیلی عربستان سعودی به مداخله دوباره در یمن، درباره بازگشت به جنگی تمامعیار هشدار داد.
در این میان، دیپلمات ارشد منطقهای که با رویترز گفتوگو کرده، هدف تلاش پاکستان را مهار تنش پیش از رسیدن به مرحلهای دانست که عربستان سعودی خواستار نقش نظامی فعالتر اسلامآباد شود.
یک منبع منطقهای دیگر نیز به این خبرگزاری گفت پاسخ نظامی عربستان سعودی بر حوثیها متمرکز خواهد ماند، نه بر خود ایران. به گفته او، ریاض انتظار ندارد این حملات به هدف گستردهتر تهران، یعنی پایان دادن به محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا، منجر شود.
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با تصویب قطعنامهای، پرونده هستهای جمهوری اسلامی را بهدلیل عدم پایبندی به تعهدات پادمانی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد و از تهران خواست «فورا» موارد نقض تعهدات خود را برطرف کند.
به گزارش خبرنگار ایراناینترنشنال، این قطعنامه چهارشنبه ۱۸ شهریور در نشست شورای حکام در وین، با ۲۳ رای موافق، سه رای مخالف و هشت رای ممتنع تصویب شد.
قطعنامه از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، میخواهد این مصوبه و قطعنامههای پیشین مربوط به برنامه هستهای ایران را به شورای امنیت ارسال کند.
آسوشیتدپرس گزارش داد آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان این قطعنامه را پیشنهاد کردهاند. چین، روسیه و نیجر به آن رای مخالف دادند و یک عضو شورای ۳۵نفره نیز بهدلیل بدهی مالی حق رای نداشت.
تصمیم تازه در ادامه اختلافی چندساله درباره مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده در ایران گرفته شد؛ اختلافی که پیش از حملات نظامی به تاسیسات هستهای نیز وجود داشت.
شورای حکام در قطعنامه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، خودداری مکرر جمهوری اسلامی از همکاری کامل و بهموقع درباره مواد و فعالیتهای هستهای در مکانهای اعلامنشده را مصداق عدم پایبندی به موافقتنامه پادمان دانسته بود.
در آن قطعنامه، از تهران خواسته شده بود برای وجود ذرات اورانیوم در مکانهای اعلامنشده توضیح فنی معتبر ارائه کند، محل کنونی مواد هستهای یا تجهیزات آلوده را مشخص کند و دسترسی لازم برای بررسی و نمونهبرداری را فراهم آورد.
موافقتنامه پادمان چارچوبی برای نظارت آژانس بر مواد و فعالیتهای هستهای است تا بتواند بررسی کند این مواد از کاربردهای صلحآمیز منحرف نشدهاند.
شورای حکام در قطعنامه ۲۰ خرداد امسال نیز از ادامه رفعنشدن موارد عدم پایبندی ابراز تاسف کرده و خواستار ارائه اطلاعات کامل درباره موجودی مواد هستهای و دسترسی بازرسان برای راستیآزمایی آن شده بود.
بیش از یک سال ابهام درباره ذخایر اورانیوم
همزمان با اختلاف بر سر فعالیتهای اعلامنشده، محدودیت دسترسی بازرسان پس از حملات نظامی، نظارت بر تاسیسات و مواد هستهای اعلامشده ایران را نیز با مشکل مواجه کرده است.
گروسی دوشنبه ۱۶ شهریور در سخنرانی افتتاحیه نشست شورای حکام گفت آژانس در دوره گزارشدهی اخیر، نه اطلاعاتی درباره وضعیت مواد و تاسیسات هستهای اعلامشده از ایران دریافت کرده و نه برای انجام راستیآزمایی میدانی به این تاسیسات دسترسی داشته است.
او افزود بیش از یک سال از زمانی میگذرد که آژانس پیوستگی اطلاعات خود درباره ذخایر اورانیوم کمغنا و با غنای بالا در تاسیسات هدفگرفتهشده در حملات خرداد ۱۴۰۴ را از دست داده است. گروسی این وضعیت را موجب نگرانی جدی از نظر اشاعه هستهای دانست و خواستار رسیدگی فوری شد.
بر اساس گزارش رسمی آژانس در خرداد امسال، برآورد ذخیره اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد ایران در آستانه حملات خرداد ۱۴۰۴، معادل ۴۴۰٫۹ کیلوگرم بود.
این رقم، برآورد مربوط به پیش از حملات است. آژانس در همان گزارش تصریح کرد بهدلیل نبود اطلاعات و دسترسی، نمیتواند اندازه، ترکیب یا محل کنونی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را مشخص کند یا تایید کند فعالیتهای مرتبط با غنیسازی متوقف شدهاند.
پاسخ تهران؛ راستیآزمایی پس از پایان جنگ
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه چهارشنبه ۱۸ شهریور گفت ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل «اساسا موضوعیت ندارد، زیرا تهران مرتکب هیچگونه عدم پایبندی نشده است».
بقائی گفت مواردی که در قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان عدم پایبندی مطرح شده، «ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل» است.
او اقدام کشورهای غربی را «متناقض» خواند و گفت آنها پیشتر در چارچوب مکانیسم ماشه از بازگشت قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران سخن گفته بودند.
بقائی درباره رای مثبت ژاپن و عربستان سعودی به این قطعنامه گفت: «قطعا هیچ نتیجهای با این قطعنامه به دست نمیآورند.»
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی این وزارتخانه هم خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به صدور این قطعنامه در صفحه ایکس خود نوشت: «به تاسیسات هستهای تحت پادمان ایران حمله میکنند، روند عادی راستیآزمایی را مختل میکنند و بعد همان اختلال را دستاویز صدور قطعنامه در شورای حکام قرار میدهند.»
غریبآبادی افزود: «با این فضاسازیها نه میتوانید شکست سیاستها و اقدامات خود را جبران کنید و نه میتوانید در شورای امنیت کاری از پیش ببرید.»
رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی در وین هم پیشتر در واکنش به گزارش ارائهشده به شورای حکام گفت با پایان جنگ، زمینه برای فعالیتهای راستیآزمایی آژانس در ایران فراهم خواهد شد.
او افزود موافقتنامه پادمان جامع مقررات مشخصی برای اجرای آن در شرایط جنگی ندارد و آژانس نباید انتظار داشته باشد اقدامات پادمانی در این شرایط به همان شکل دوران عادی اجرا شوند.
نجفی گفت: «تهران به تعهدات خود پایبند بوده، اما حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و تهدیدهای مستمر آنها، اجرای پادمان در ایران را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.»
در مقابل، شورای حکام در قطعنامه خرداد امسال تاکید کرده بود که موافقتنامه پادمان ایران را نمیتوان بهصورت یکجانبه اصلاح یا تعلیق کرد.
گروسی نیز در سخنرانی این هفته خود، ضمن درخواست همکاری سازنده تهران، بازگشت به دیپلماسی و مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران را ضروری دانست و آمادگی آژانس را برای پشتیبانی از این تلاشها اعلام کرد.
ارجاع پرونده چه پیامدی دارد؟
طبق اساسنامه آژانس، شورای حکام باید موارد عدم پایبندی را به اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش کند. تصمیم تازه، این سازوکار را درباره اختلاف پادمانی با جمهوری اسلامی به جریان میاندازد.
تصمیم درباره اقدامات جدید در شورای امنیت، از جمله تحریم، به رایگیری جداگانه نیاز دارد و اعضای دائم این شورا، از جمله روسیه و چین، حق وتو دارند.
پرونده هستهای ایران پیشتر در بهمن ۱۳۸۴ نیز از سوی شورای حکام به شورای امنیت گزارش شده بود. پس از آن، این شورا مجموعهای از قطعنامهها درباره برنامه هستهای و تحریمهای ایران تصویب کرد.
توافق هستهای سال ۱۳۹۴، برجام، محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران در برابر رفع تحریمها برقرار کرد؛ اما آمریکا در سال ۱۳۹۷ از آن خارج شد و جمهوری اسلامی نیز در ادامه، محدودیتهای توافق را کنار گذاشت . در نهایت، تحریمهای قطعنامههای پیشین در پایان سپتامبر ۲۰۲۵ از طریق سازوکار بازگشت تحریمها دوباره اعمال شدند.
تصمیم درباره نحوه رسیدگی به گزارش تازه شورای حکام، در شورایی مطرح میشود که اعضای آن همچنان بر سر وضعیت حقوقی و شیوه برخورد با پرونده هستهای ایران اختلاف دارند.