نان در کمتر از یک سال تا ۱۰۰ درصد گران شد

با اعلام کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، قیمت انواع نان در استان تهران تا ۱۰۰ درصد افزایش یافت. این افزایش قیمت بر اساس ابلاغیه استانداری تهران اعمال شده است.

با اعلام کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، قیمت انواع نان در استان تهران تا ۱۰۰ درصد افزایش یافت. این افزایش قیمت بر اساس ابلاغیه استانداری تهران اعمال شده است.
شهروندان در تهران، صبح سهشنبه دوم تیر وقتی به نانواییها مراجعه کردند، با نرخهای جدید روبهرو شدند: قیمت نان لواش به دو هزار و ۷۰۰ تومان، نان بربری به ۱۰ هزار تومان و سنگک به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافته است.
پیش از این نیز برخی استانها قیمت نان را بهطور غیررسمی افزایش داده بودند.
افزایش قابل توجه قیمت نان از دوران ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی آغاز شد و در دولت مسعود پزشکیان با شدت بیشتری ادامه یافت.
آخرین بار، مرداد ۱۴۰۴ بود که قیمت نان به شکل رسمی افزایش پیدا کرد. اکنون بر اساس نرخنامه جدید، قیمت سنگک در کمتر از یک سال، ۱۰۴ درصد، قیمت بربری ۸۵ درصد و قیمت لواش ۹۳ درصد افزایش یافته است.
پیش از شهریور ۱۴۰۳، قیمت یک قرص نان لواش ۵۰۰ تومان، یک قرص بربری یکهزار و ۸۰۰ تومان و یک قرص سنگک، سه هزار تومان بود.
در شهریور آن سال، قیمت این نانها به ترتیب به ۷۰۰ تومان، دو هزار و ۵۰۰ تومان و پنج هزار تومان افزایش یافت.
مرحله بعدی مرداد ۱۴۰۴ بود و آخرین مرحله، افزایش قیمت اول تیر ۱۴۰۵ است.
در واقع قیمت انواع نان از شهریور ۱۴۰۳ تاکنون بهطور میانگین نزدیک به ۴۴۰ درصد افزایش یافته است.
نان کارتی
از سال ۱۴۰۱ زمزمههای نان کارتی بر اساس سامانهای به نام «نانینو» یا «مدیریت هوشمند یارانه آرد و نان» مطرح شد.
هدف این طرح، ثبت فروش نان از طریق کارتخوانهای هوشمند متصل به سامانه بود.
دولت قصد داشت از این طریق، یارانه آرد را به نانواییها - متناسب با فروش آنها - اختصاص دهد. با این حال این سامانه تنها فروش کارتی را مدیریت میکند.
نانینو در عمل مشکلات فنی داشته و موجب کاهش ناعادلانه سهمیه آرد شده است.
نانوایان به همین دلیل اعتراضات متعددی ترتیب دادهاند.
اگرچه مراکز دولتی نظیر وزارت جهاد کشاورزی و استانداریها، بهطور مکرر تاکید کردهاند هیچ محدودیتی در خرید نان از نظر تعداد وجود ندارد، اما در عمل در بسیاری از نانواییها بهدلیل محدودیت دریافت آرد یارانهای، محدودیت فروش نان اعمال شده است.
این محدودیتها در حالی اعمال شده که بسیاری از دامداریها با خرید انبوه نان، از آن بهعنوان خوراک دام استفاده کردهاند.
حذف یارانه گندم و آرد در دولت پزشکیان
دولت پزشکیان از اولین لایحه بودجه خود، دست روی یارانه گندم و آرد گذاشت. یارانه این بخش سال به سال کاهش یافته و اخیرا بر اساس طرحی که وزارت جهاد کشاورزی آماده کرده است، دولت به دنبال حذف کامل یارانه نان و ادغام آن در کالابرگ الکترونیکی است.
روزنامه اطلاعات در مقالهای که اول تیر منتشر شد، به شدت نسبت به این طرح واکنش نشان داد.
این روزنامه نوشت دولت و وزارت جهاد کشاورزی قصد دارند تمام یا بخشی از بودجه لازم برای افزایش رقم کالابرگ الکترونیک را از محل یارانه حذف شده نان تامین کنند تا «به قول خودشان»، کسری بودجه را به طور غیرتورمی تامین کنند.
نویسنده این مقاله اقدامات اینچنینی دولت را «پاس گل به دشمن» ارزیابی کرد که «باعث میشود طاقت مردم تمام شود».





شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست در سرمقالهای نوشت مذاکرات سوئیس شاید بازارها را آرام کرده و از هیاهوها کاسته باشد، اما هنوز به این پرسش مهم پاسخ نداده است: آیا تهران واقعا مجبور به عقبنشینی شده یا صرفا در ازای دریافت امتیازاتی، بهصورت موقت فعالیتهای خود را متوقف کرده است؟
نخستین دور مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس به تفاهم بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز انجامید.
قطر و پاکستان بهعنوان میانجی گفتوگوها از «پیشرفتهای امیدوارکننده» خبر دادند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز اعلام کرد «بستر مناسبی» برای پیشبرد مذاکرات به وجود آمده و جمهوری اسلامی پذیرفته است بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیت خود را در ایران از سر بگیرند.
همزمان، واشینگتن یک معافیت موقت ۶۰ روزه صادر کرد که بر اساس آن، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران تا ۳۰ مرداد مجاز خواهد بود.
در این مذاکرات همچنین طرح ایجاد یک «سازوکار تنشزدایی» در لبنان برای جلوگیری از آغاز مجدد درگیریها میان حزبالله و اسرائیل مورد بررسی قرار گرفت.
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع و ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، در بیانیهای مشترک اعلام کردند ارتش این کشور به اقدام برای «خنثی کردن» تهدیدها علیه سربازان و شهروندان اسرائیلی، نابود کردن زیرساختهای گروههای مسلح و حفظ منطقه امنیتی در جنوب لبنان ادامه خواهد داد.
آنها گفتند امنیت شهروندان اسرائیلی و نیروهای ارتش این کشور، «بدون هیچگونه مصالحهای»، همچنان اصل راهنمای ایشان باقی خواهد ماند.
این در حالی است که شورای سردبیری اورشلیمپست سهشنبه دوم تیر در سرمقاله خود، غیبت اسرائیل در روند مذاکرات را نگرانکننده خواند و نوشت دیپلماسی با تهران تنها زمانی سودمند است که به مهار تهدیدها، تضعیف جمهوری اسلامی یا ایجاد فرصت به نفع غرب منجر شود.
با این حال، مذاکرات سوئیس ممکن است در عمل به تهران زمان، منابع مالی، مشروعیت و فرصت نقشآفرینی در مدیریت بحرانهایی بدهد که خود در ایجاد آنها نقش داشته است.
اورشلیمپست افزود حکومت ایران در حالی فرصتی برای تنفس در سایه کاهش فشار تحریمها پیدا کرده که گروههای نیابتیاش همچنان مسلح هستند. علاوه بر این، تهران توانسته تنگه هرمز را به اهرم فشاری در مذاکرات تبدیل کند و وضعیت لبنان را نیز به بخشی از یک توافق گستردهتر با واشینگتن گره بزند.
در ادامه این مقاله آمده است: «سازوکار کاهش تنش در لبنان شاید موضوعی فنی به نظر برسد، اما در واقعیت میتواند به یک تله دیپلماتیک تبدیل شود. اسرائیل نمیتواند اجازه دهد آزادی عملش در برابر حزبالله از طریق فرآیندی کنترل شود که ایران به آن شکل داده است.»
پیشتر پایگاه خبری اکسیوس به نقل از دو منبع اسرائیلی گزارش داد دولت اسرائیل بیم آن دارد که ایالات متحده در مذاکرات اخیر با تهران، عملا به نفوذ جمهوری اسلامی در لبنان مشروعیت بخشد و آزادی عمل اسرائیل در این کشور را محدود کند.
بر اساس این گزارش، اگرچه نتانیاهو همچنان نگران ابعاد هستهای گفتوگوهای تهران و واشینگتن است، اما در حال حاضر دغدغه اصلی او به مساله لبنان معطوف شده است.
تردیدها درباره پایبندی تهران به تعهداتش
شورای سردبیری اورشلیمپست در ادامه، وعده ونس درباره موافقت جمهوری اسلامی با ازسرگیری فعالیت بازرسان آژانس را مورد تردید قرار داد و نوشت موضع تهران در این خصوص به اندازه اظهارات معاون رییسجمهوری آمریکا اطمینانبخش نیست.
در این مقاله آمده است: «اسرائیل پیشتر چنین الگویی را دیده است. ایران متن موجود را میپذیرد و غرب این را نشانه حرکت رو به جلو تلقی میکند، اما بازرسان با دسترسیهای محدود، با تاخیر یا مناقشه روبهرو میشوند. تهران هسته اصلی برنامه [هستهای] را حفظ میکند، بر سر تعاریف چانهزنی میکند و از هر ماهی که به دست میآورد، برای بهبود موقعیت خود بهره میبرد.»
اورشلیمپست افزود معافیت موقت نفتی دولت دونالد ترامپ از دید جمهوری اسلامی و گروههای همسو با آن، از جمله حزبالله و حماس، نشانهای از کارآمدی فشارهای تهران و تداوم نفوذ منطقهای آن تلقی میشود.
به باور آنها، این اقدام نشان میدهد با وجود ضربات نظامی اخیر، جمهوری اسلامی همچنان قادر است به فرصتهای اقتصادی دسترسی داشته باشد.
اورشلیمپست تاکید کرد هرگونه توافق جدی با تهران باید شامل بازرسیهای سرزده، پیامدهای فوری در صورت نقض تعهدات، محدودیت بر توانمندیهای موشکی و پهپادی، محدودیت در تامین مالی نیروهای نیابتی و همچنین درک روشن این موضوع باشد که اسرائیل حق دفاع از خود را محفوظ میدارد.
در پایان این مقاله آمده است: «هر چیزی کمتر از این، ایران را قدرتمندتر از آنچه باید باشد و اسرائیل را آسیبپذیرتر از آنچه میتواند بپذیرد، باقی خواهد گذاشت.»
پایگاه خبری واینت پیشتر نوشت ترامپ با راهبرد «چماق و هویج» بهدنبال پاسخ به انتقادات از توافق اخیر با جمهوری اسلامی است.
بازنشستگان مخابرات در سه شهر ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالباتشان تجمع کردند. آنها خواستار اجرای فوری رای دیوان عدالت اداری برای اجرای مطالباتشان، اجرای مرحله سوم متناسبسازی حقوق، پرداخت معوقات مزدی و رفاهی بر اساس آییننامه سال ۱۳۸۹ و بهبود خدمات بیمه درمانی شدند.
بازنشستگان مخابرات در ادامه «دوشنبههای اعتراضی» دوشنبه اول تیر در شهرهای اهواز، سنندج و تهران تجمع کردند.
در اهواز، تجمعکنندگان مقابل صندوق بازنشستگی مخابرات استان خوزستان نسبت به «اجرا نشدن احکام قانونی» اعتراض کردند.
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران»، متعلق به کنفدراسیون کار ایران-خارج از کشور، نوشت که در پی این تجمع، مسئولان صندوق بازنشستگی مخابرات وعده دادند که مرحله سوم متناسبسازی در تیرماه اجرا شود.
مرحله سوم طرح متناسبسازی حقوق بازنشستگان، بخش نهایی قانون برنامه هفتم توسعه است که در سال ۱۴۰۵ با هدف رساندن حقوق بازنشستگان به میزان ۹۰ درصد حقوق و فوقالعادههای مشمول کسورات شاغلان همتراز اعلام شد.
در این مرحله، باید افزایش۳۰ درصدی در احکام حقوقی در نظر گرفته شود.
در همین حال، پژواک کار ایران افزود که در سنندج، بازنشستگان با شعارهایی علیه بیعدالتی و تضییع حقوق خود، نسبت به پیامدهای خصوصیسازی شرکت مخابرات و کاهش مداوم قدرت خرید خود اعتراض کردند.
همچنین در تهران، بازنشستگان در تجمع اعتراضی خود، شرکت مخابرات و سهامداران بزرگ آن را مسئول اجرا نشدن تعهدات و انباشت مطالبات معوقه خود دانستند. آنها شعار دادند: «حسین، حسین، شعارشون - دزدی و غارت کارشون.»
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» اشاره کرد که تداوم این تجمعهای اعتراضی نشان میدهد که وعدههای تکراری و تعویق مداوم مطالبات، نهتنها از دامنه نارضایتیها نکاسته، بلکه بازنشستگان را بیش از پیش به تداوم اعتراضات خیابانی سوق داده است.
در همین ارتباط، گروه اتحاد بازنشستگان گفت بازنشستگان مخابرات نسبت به تضییع حقوق قانونی خود پس از واگذاری این شرکت به بخش خصوصی معترض هستند.
این تشکل صنفی اشاره کرد سهامداران عمده شرکت مخابرات، «ستاد اجرایی فرمان امام» و «بنیاد تعاون سپاه پاسداران» هستند.
در سالیان اخیر، بازنشستگان تامین اجتماعی، مخابرات و ذوبآهن هر هفته تجمعهای اعتراضی برگزار کرده و از جمله خواستار بهبود شرایط معیشتی خود شدهاند.
« بحران بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی نتیجه غارت، فساد و دستاندازی دولت است»
سایت کولبرنیوز در گزارشی بحران بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی در ایران را نتیجه غارت، فساد و دستاندازی دولت دانست.
این سایت نوشت: «بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی در هر جامعه باید یکی از مهمترین ستونهای امنیت اجتماعی باشند. فلسفه وجودی این نهادها آن است که کارگران، مزدبگیران، تهیدستان و اقشار آسیبپذیر در دوران بیماری، بیکاری، ازکارافتادگی و سالمندی بیپناه نمانند. حقوق بازنشستگی، بیمه درمانی و حمایتهای اجتماعی حاصل سالها کار، پرداخت حق بیمه و بخشی از حقوق انباشتهشده کارگران و حقوقبگیران است.»
اما بهنوشته کولبرنیوز، «در ایران، این نهادهای حیاتی بهدلیل غارت داراییها، فساد ساختاری، سوءمدیریت، انجام نشدن تعهدات دولت و سلطه نهادهای حکومتی و نظامی، به ورشکستگی کشانده شدهاند.»
در این گزارش اشاره شده است که بخش بزرگی از کارگران و اقشار فرودست اساساً خارج از پوشش بیمهای قرار دارند.
کولبرنیوز افزود: «اشتغال غیررسمی، قراردادهای موقت، بیکاری، عدم ثبتنام در نظام بیمه، فرار کارفرمایان از پرداخت حق بیمه و ضعف نظارت، میلیونها نفر را از ابتداییترین حمایتهای اجتماعی محروم کرده است. اما حتی آن بخش از جامعه که ظاهراً زیر پوشش بیمهها و صندوقهای بازنشستگی قرار دارد نیز از امنیت واقعی برخوردار نیست.»
بر اساس این گزارش، «بازنشستگان و بیمهشدگانی که سالها حق بیمه پرداختهاند، امروز میبینند صندوقهایی که باید پشتوانه زندگی آنان باشند، خود به دلیل فساد و دستاندازی دولت و نهادهای وابسته، ناتوان و ورشکسته شدهاند.»
این سایت اضافه کرد برای کاهش این بحران، «دولت و کارفرمایان بزرگ باید سهم قانونی خود را به صندوقهای بیمه و بازنشستگی بهطور منظم و کامل پرداخت کنند»، «بدهیهای دولت به صندوقها باید بهصورت واقعی تسویه شود، نه با واگذاری سهام شرکتهای ورشکسته»، «صندوقهای بیمهای باید از دام بنگاهداری رانتی و مدیریت شرکتهای زیانده رها شوند»، و «نمایندگان واقعی کارگران و بازنشستگان باید در تصمیمگیریها، نظارت و مدیریت داراییها نقش داشته باشند.»
کولبرنیوز تاکید کرد: «اصل بنیادین این باشد که صندوقهای بیمهای نهادهای اجتماعیاند، نه شرکتهای سودآور در خدمت دولت و باندهای قدرت.»
تجمع اعتراضی کارکنان شرکت برق منطقهای خوزستان
کارکنان شرکت برق منطقهای خوزستان دوشنبه با برپایی تجمع اعتراضی، نارضایتی خود را از وضعیت دستمزدها، تبعیض در نظام پرداخت و شرایط شغلی اعلام کردند.
معترضان با تاکید بر وخامت وضعیت معیشتی خود، خواستار جلوگیری از کاهش مزایای رفاهی پرداختی، بهبود سطح حقوق، خروج از قانون خدمات کشوری یا تبدیل وضعیت به کارگری و پایان دادن به تبعیض در پرداخت حقوق، مزایا، بیمه و بازنشستگی شدند.
اجرای کامل مواد قانونی مربوط به حقوق و مزایای کارکنان و افزایش دستمزدها متناسب با نرخ تورم از دیگر مطالبات مطرح شده در این تجمع بود.
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» نوشت این تجمع در ادامه موج اعتراضهای کارکنان برق منطقه ای در شهرهای مختلف کشور برگزار شد، و تاکید کرد: «حفظ همبستگی، هماهنگی میان کارکنان و تداوم پیگیری جمعی مطالبات، مهم ترین عامل برای افزایش قدرت اعتراض و وادار کردن مسئولان به پاسخگویی در برابر خواسته های برحق کارکنان است.»
در روزهای اخیر هم کارکنان شرکتهای برق منطقهای در تهران، کرمانشاه، فارس، باختر، سیستانوبلوچستان و اصفهان در اعتراض به تبعیض در حقوق و مزایا، پایین بودن سطح دستمزدها، بیتوجهی به مطالبات کارکنان و شرایط ناعادلانه استخدامی تجمع کردهاند.
در همین حال، کانال اعتراض مدنی بازار گزارش داد که نیروهای مرکز بهداشت اسلامآباد غرب، دوشنبه در اعتراض به وضعیت نامناسب حقوق، مزایا و مشکلات روزافزون معیشتی، تجمع کردند.
تاخیر دو ماهه در پرداخت دستمزد کارگران پیمانکاری ذوبآهن اصفهان
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران» از ادامه تأخیر در پرداخت دستمزد کارگران پیمانکاری مجتمع ذوبآهن اصفهان خبر داد و نوشت: «کارگران شرکتهای پیمانکاری تارابگین، پرندگستر سپاهان، پویش ساخت و همچنین کارگران بخش مکانیزه فضای سبز» دستمزدهای اردیبهشت و خرداد را دریافت نکردهاند.
این در شرایطی است که هزینههای معیشت، اجاره مسکن، درمان و سایر نیازهای ضروری زندگی بهطور مداوم افزایش یافته و تأخیر در پرداخت دستمزدها فشار سنگینی بر خانوادههای کارگری وارد کرده است.
پژواک کار ایران نوشت کارگران پیمانکاری مجتمع ذوبآهن اصفهان همچنین به تداوم مشکلاتی مانند اجبار به اضافهکاری، کمبود امکانات رفاهی و بیتوجهی پیمانکاران به وضعیت معیشتی نیروی کار معترض هستند. بر اساس این گزارش، تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق در میان برخی شرکتهای پیمانکاری فعال در ذوبآهن اصفهان به مسئلهای تکراری تبدیل شده و بار دیگر نارضایتی گسترده کارگران را برانگیخته است.
یادداشت تفاهمی که میان تهران و واشینگتن امضا شد، فراتر از تقویت احتمالی سپاه پاسداران، تهدید امنیت خلیج فارس و تعمیق نفوذ چین در بازار انرژی ایران، یک پیامد مهمتر دارد: مردم ایران را در برابر جمهوری اسلامی تنها میگذارد.
در بند دوم این تفاهمنامه، تعهد دو طرف به خودداری از «دخالت در امور داخلی یکدیگر» در عمل به معنای نادیده گرفتن مردم ایران و واگذار کردن آنها به جمهوری اسلامی است.
این بند در تضاد مستقیم با بسیاری از مواضع پیشین دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، قرار دارد؛ مواضعی که بر حمایت از مردم ایران و محکومیت خشونت و سرکوب جمهوری اسلامی تاکید داشت.
ترامپ در سال ۲۰۱۷، در صحبتهایی ایرانیان را «مردمی سربلند» توصیف کرد که ناچار شدهاند زیر سلطه حکومتی افراطی زندگی کنند. او در سال ۲۰۱۸ در توئیتی نوشت: «احترام فراوان برای مردم ایران که میکوشند قدرت را از حکومت فاسدشان پس بگیرند. در زمان مناسب، حمایت بزرگ آمریکا را خواهید دید.»
ترامپ پس از حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه نوشت: «اگر حکومت کنونی ایران نمیتواند عظمت را به ایران بازگرداند، چرا تغییر رژیم نه؟ عظمت را به ایران بازگردانید.»
دیماه ۱۴۰۴، ترامپ از ایرانیان خواست به اعتراض ادامه دهند و «نهادهای خود را پس بگیرند». او در این پست مشهود تاکید کرد: «کمک در راه است». ترامپ مدتی بعد و پس از گسترش اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی، بار دیگر ایرانیان را خطاب قرار داد: «وقتی کار ما تمام شد، حکومت خودتان را در اختیار بگیرید. حق شماست که آن را به دست بگیرید.»
اما این تفاهمنامه چرخشی چشمگیر نسبت به آن مواضع را نشان میدهد. این توافق از یک سوی همان مردمی را تنها میگذارد که ترامپ بارها آنان را به بازپسگیری کشورشان تشویق کرده بود و از سوی دیگر این پیام را به جمهوری اسلامی میدهد که واشینگتن دیگر تمایلی به حمایت از معترضان علیه حکومت را ندارد.
این تضاد از آن جهت چشمگیرتر است که پس از دورهای رخ میدهد که جمهوری اسلامی، بهاحتمال زیاد، بیش از هر زمان دیگری در چند دهه اخیر آسیبپذیر شده بود.
در پی شکستهای نظامی، فشارهای اقتصادی و افزایش نارضایتی داخلی، جمهوری اسلامی بیش از پیش در موقعیت ضعف قرار گرفته است. با این حال، به نظر میرسد که واشینگتن بهجای تبدیل این فشارها به اهرمی برای پیگیری تغییری سیاسی و پایدار، مسیر سازش با حکومت را انتخاب کرده است.
ترامپ اکنون از رهبران ایران بهعنوان افرادی «بسیار باهوش» و «قوی» نام میبرد و آنان را نه حاکمانی سرکوبگر، بلکه شرکایی عملگرا و قابل مذاکره معرفی میکند. پیبیاس نیز به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت جمهوری اسلامی اگر «مانند یک کشور عادی» رفتار کند، پاداش خواهد گرفت.
این رویکرد پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا پس از ۴۷ سال سرکوب، تروریسم، گروگانگیری، بیثباتسازی منطقهای و مرگ شمار زیادی از آمریکاییها در نتیجه اقدامات جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتیاش، اکنون قرار است بعادیسازی روابط بدون پاسخگویی به تهران پیشنهاد شود؟
به نظر میرسد این توافق در آستانه فراهم کردن کاهش تحریمها، دسترسی تهران به داراییهای مسدودشده و گسترش فروش نفت است. بخش بزرگی از این نفت احتمالا راهی چین خواهد شد. درآمدهای بیشتر میتواند سپاه پاسداران را تقویت کند، سرکوب داخلی را شدت بخشد و حمایت از متحدان مسلحی مانند حزبالله و حماس را افزایش دهد.
حامیان توافق میگویند دیپلماسی از درگیری بهتر است و محدودیتهایی که از راه مذاکره به دست میآید، از تقابل بیپایان کارآمدتر است. با این حال، تجربه نشان میدهد توافق با جمهوری اسلامی تنها زمانی موثر است که سازوکارهای اجرایی محکمی پشت آن باشد و طرف مقابل نیز اراده لازم برای بهکارگیری این ابزارها را داشته باشد.
اگر پیش از راستیآزمایی کامل تعهدات کلیدی، امتیازهای قابل توجهی واگذار شود، اهرم فشار از میان میرود و در مقابل، خطرها افزایش مییابد.
این نگرانی تازهای نیست. زمانی که باراک اوباما، رییسجمهوری وقت ایالات متحده، پس از انتخابات مناقشهبرانگیز سال ۱۳۸۸ از حمایت از جنبش سبز حمایت نکرد، بسیاری از منتقدان این تصمیم را خیانت به ارزشهای دموکراتیک و از دست دادن فرصتی راهبردی برای تضعیف حکومت از درون دانستند.
بحث کنونی نیز پژواک بسیاری از همان استدلالهاست. اما کاری که ترامپ کرده ممکن است پیامدهای گستردهتری هم داشته باشد.
او پس از صدور مجوز برای حملاتی که زیرساخت هستهای، توان موشکهای بالستیک و داراییهایِ نظامی جمهوریاسلامی را بهشدت تضعیف کرد، به چیزی دست یافت که بسیاری از دولتهای پیش از او یا تمایلی به آزمودن آن نداشتند، یا قادر به انجامش نبودند.
با این حال، او با گذار سریع از فشار حداکثری به سازش، این خطر را ایجاد کرده است که یک پیروزی تاکتیکی مهم به خطایی راهبردی تبدیل شود.
در لحظهای که جمهوریاسلامی آسیبپذیرتر از همیشه به نظر میرسید و بسیاری از ایرانیان بیش از هر زمان دیگری آماده به چالش کشیدن حکومت بودند،ایالات متحده ترجیح داد حمایت از جنبشهای مخالف را در اولویت قرار ندهد و فشار از درون بر سپاه پاسداران را افزایش ندهد.
اینکه چنین تلاشهایی موفق میشد یا نه، روشن نیست؛ اما کنار گذاشتن کامل آنها، منبعی از اهرم فشار را حذف کرد که دستکم میتوانست موقعیت آمریکا در مذاکرات را تقویت کند.
یک راهبردی متفاوت، مستلزم تلاشی مستمر برای توضیح این امر به مردم آمریکا بود که چرا حمایت از خواستهای شهروندان ایرانی، هم با ارزشهای آمریکایی سازگار است و هم با منافع امنیتی بلندمدت ایالات متحده همخوانی دارد.
ثبات واقعی در خاورمیانه بعید است صرفا با توافق با حاکمان اقتدارگرا به دست آید. ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که حکومتها در میان مردم خود مشروعیت داشته باشند؛ بهویژه در کشوری مانند ایران، که بخش بزرگی از جامعه آن احتمالا از همراهترین جوامع با آمریکا است.
اما دولت آمریکا به جای آن، بیصبری راهبردی را برگزید. با این کار، نه تنها بسیاری از ایرانیانی را که به حمایت بیشتر بینالمللی امید بسته بودند دلسرد کرد، بلکه در میان متحدان خلیج فارس و اسرائیل نیز ابهام و نگرانی آفرید.
چندین کارشناس منطقهای و سیاست خارجی استدلال میکنند که کشورهای خلیج فارس ممکن است از این پس، در قابل اتکا بودن تضمینهای امنیتی آمریکا بازنگری کنند و متناسب با آن راهبردهای خود را تغییر دهند.
هنر دیپلماسی در این نیست که اهرم فشاری را که به دشواری به دست آمده، پیش از نهایی شدن کامل یک توافقِ قابل اجرا واگذار کرد.
یک آتشبس ۶۰ روزه میتواند بهراحتی به ماهها مذاکره بینتیجه تبدیل شود؛ در حالی که جمهوریاسلامی منابع مالی خود را بازسازی میکند، سپاه پاسداران را تقویت میکند، اعتراضات داخلی را سرکوب میکند و به حمایت از نیروهای نیابتی خود در منطقه ادامه میدهد.
اما یک چیز از هماکنون روشن است: پیامد کمتر دیدهشده این توافق، نه در مفاد مربوط به سانتریفیوژها، موشکها یا تحریمها، بلکه در پیامی نهفته است که درباره مردم ایران و اعتبار تعهدات آمریکا ارسال میکند.
در حالیکه رهبران آمریکا، از جمله دونالد ترامپ، سالها از حمایت از ایرانیانی سخن گفتند که به دنبال رهایی از حاکمیت اقتدارگرای اسلامگرا بودند، این تفاهمنامه مجموعه متفاوتی از اولویتها را پیش رو می گذارد.
واشینگتن با تعهد به خودداری از مداخله در امور داخلی ایران، آن هم در حالی که مسیری به سوی عادیسازی و کاهش فشار اقتصادی به حکومت پیشنهاد میدهد، ظاهرا تعامل با تهران را بر حمایت از تغییر سیاسی ترجیح داده است.
اینکه این انتخاب در نهایت به صلح منجر شود یا فقط رویارویی بزرگتری را به تعویق بیندازد، هنوز روشن نیست؛ آنچه روشن است، پیام این توافق برای میلیونها ایرانی است که باور داشتند آمریکا در برابر سرکوبگرانشان در کنار آنها ایستاده است. پیام آمریکا به مردم ایران این است: شما را تنها گذاشتیم.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای اعلام کرد که مجوزی ۶۰ روزه برای «تولید، تحویل و فروش نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی ایران» صادر کرده است. این معافیت موقت تا جمعه ۳۰ مرداد برقرار خواهد بود و امکان تمدید آن نیز وجود دارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده دوشنبه یکم تیر در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت پس از «گفتوگوهای سازنده» میان تهران و واشینگتن در نخستین روز مذاکرات فنی سوئیس، این وزارتخانه با تعلیق موقت برخی تحریمها، فروش نفت ایران را تا ماه اوت مجاز اعلام کرد.
به نوشته او تعلیق موقت تحریمها در ازای تعهد جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز و صدور اجازه برای ورود بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران صادر شده است.
طبق بیانیه دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری، اوفَک، این مجوز همه معاملاتی را که کشتیهای تحریمشده جمهوری اسلامی، مشهور به ناوگان سایه، در آنها دخیل هستند هم شامل میشود. به این ترتیب، جمهوری اسلامی ظرف ۶۰ روز آینده میتواند از تمام ظرفیت ناوگان سایه تحریمشده نیز برای انتقال نفت و محصولات مرتبط با آن استفاده کند، مگر آنها ذیل مقرراتی جز آنچه در این مجوز ذکر شده، ممنوع شده باشند.
پس از انتشار اطلاعیه وزارت دادگستری آمریکا، خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، به نقل از «مقامهای مطلع» گزارش داد که جمهوری اسلامی در جریان مذاکرات یکشنبه در سوئیس «در مورد پرونده هستهای مذاکرهای انجام نداده و تعهد جدیدی نپذیرفته است.
همچنین اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به این رسانه گفت: «تعامل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطابق روال جاری و منطبق با مصوبات مجلس شورای اسلامی و تصمیمات شورایعالی امنیت ملی ادامه خواهد یافت.»
بیانیه وزارت خزانهداری چه میگوید؟
در ابتدای این بیانیه فهرستی از مقررات مرتبط با تراکنشها و تحریمهای ایران، تحریمهای اوکراین/روسیه، تحریمهای مرتبط با اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق بشر در ایران و تروریسم جهانی، همینطور تحریمهایی که بر اساس فرمانهای اجرایی رییسجمهوری آمریکا در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ علیه جمهوری اسلامی صادر شده بود، ذکر شده است.
بیانیه در ادامه تاکید میکند همه تراکنشهایی که بر اساس این مقررات و فرمانها ممنوع بودهاند، در صورتی که بهطور معمول لازمه و مرتبط با تولید، فروش، تحویل یا تخلیه نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با منشا ایران باشند، تا ۲۱ اوت ۲۰۲۶ (۳۰ مرداد ۱۴۰۵) مجاز خواهند بود.
طبق متن مجوز، این معافیت موقت فقط فروش یا تحویل نفت ایران را در بر نمیگیرد، بلکه خدمات لازم برای انتقال و تخلیه آن را نیز پوشش میدهد. پهلوگیری و لنگراندازی ایمن کشتیها، حفظ سلامت و ایمنی خدمه، تعمیرات اضطراری، اقدامات مربوط به کاهش پیامدهای زیستمحیطی، سوخترسانی، بیمه، ثبت و پرچمگذاری، مدیریت کشتی و عملیات نجات دریایی از جمله مواردی است که در این مجوز مجاز اعلام شده است.
در بخش دیگری از این مجوز آمده است که هرگونه پرداخت بابت خرید نفت خام، محصولات پتروشیمی یا فرآوردههای نفتی با منشا ایران که تحت این مجوز انجام شود، میتواند به دلار آمریکا صورت گیرد، حتی اگر این پرداخت به ایران، دولت ایران یا اشخاص و نهادهای پیشتر تحریمشده تعلق داشته باشد.
به این ترتیب، این مجوز وزارت خزانهداری آمریکا مسیر پرداخت دلاری را نیز برای جمهوری اسلامی باز میکند.
این مجوز با وجود دامنه گسترده، همه تراکنشها را شامل نمیشود. بر اساس متن اوفک، معاملات مرتبط با اشخاص یا نهادهای مستقر یا ثبتشده در کُره شمالی، کوبا، کریمه و برخی مناطق تحریمشده در جریان جنگ روسیه و اوکراین یا شرکتهای وابسته به آنها همچنان از شمول این معافیت خارج است.
همچنین هر معامله یا فعالیتی که بر اساس فرمانهای اجرایی یا مقررات تحریمی دیگری خارج از موارد ذکرشده در این مجوز ممنوع باشد، همچنان ممنوع خواهد ماند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری ایالات متحده، دوشنبه در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که در جریان گفتوگوهای روز یکشنبه در سوئیس «پیشرفت بزرگی» حاصل شد. او همچنین از موافقت جمهوری اسلامی برای ورود بازرسان تسلیحاتی آژانس به ایران خبر داد. بسنت نیز گفت که تهران متعهد شده است عبور و مرور از تنگه هرمز آزاد و بیمانع باشد.
نیروی دریایی آمریکا ۲۸ خرداد محاصره بندرها و مناطق ساحلی ایران را لغو کرد. ابرنفتکشهای جمهوری اسلامی که پیش از آن با خاموش کردن فرستندههای ردیابی خود از محاصره خارج میشدند، در حال حاضر با فرستندههای روشن در حال انتقال نفت هستند.
سیانان عصر دوشنبه یکم تیر بر اساس دادههای ردیابی دریایی گزارش داد که عبور شناورها از تنگه هرمز ظرف ۲۴ ساعت افزایش کمی نشان داده است و همزمان تلاشها برای بازگشایی کامل این آبراه راهبردی ادامه دارد. این گزارش با بررسی دادههای شرکت «مارین ترافیک»، سامانه جهانی ردیابی کشتیرانی، نوشت که طی روز دوشنبه دستکم ۱۴ کشتی از تنگه هرمز گذشتهاند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد یکی از اهداف واشینگتن در مذاکرات اخیر، ایجاد سازوکاری برای چگونگی استفاده حکومت ایران از داراییهای مسدودشده خود در صورت آزادسازی آنها بوده است.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت هدف این سازوکار آن است که اطمینان حاصل شود این منابع مالی به مردم ایران کمک کند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نشود.
او افزود جرد کوشنر، از اعضای هیات آمریکایی، با همکاری مقامهای قطری طرحی را ارائه کرده است که بر اساس آن، در صورت آزادسازی داراییهای مسدودشده جمهوری اسلامی، ایالات متحده و قطر بر نحوه مصرف این منابع نظارت خواهند داشت و هرگونه هزینهکرد باید به تایید آنها برسد.
به گفته معاون رییسجمهوری ایالات متحده، این منابع مالی برای خرید محصولات کشاورزی آمریکایی از جمله سویا، ذرت و گندم اختصاص خواهد یافت تا در اختیار مردم ایران قرار گیرد.
ونس ساعاتی بعد، هنگام خروج از سوئیس، درباره صدور مجوز ورود بازرسان تسلیحاتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران از سوی جمهوری اسلامی، گفت صدور این اجازه بسیار مهم است اما باز هم باید ببینیم در صورت ورود بازرسان به ایران، واقعا اجازه انجام چه کارهایی به آنها داده میشود.
ونس تاکید کرد: «این موضوع همچنان بخشی از مذاکرات ما خواهد بود.»
این اظهارات ونس در حالی بیان شد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، عصر دوشنبه در توییتی اعلام کرد که جمهوری اسلامی با ورود بازرسان آژانس موافقت کرده است و در ازای این موافقت، مجوزی ۶۰ روزه برای تعلیق همه تحریمها و محدودیتهای نفتی آنها صادر شد.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت پس از «گفتوگوهای سازنده» میان تهران و واشینگتن در نخستین روز مذاکرات فنی سوئیس، این وزارتخانه با تعلیق موقت برخی تحریمها، فروش نفت ایران را تا ماه اوت مجاز اعلام کرد.
پس از این اظهارات خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، ایرنا، به نقل از مقامهای مطلع گزارش داد که در جریان مذاکرات یکشنبه در سوئیس «در مورد پرونده هستهای مذاکرهای انجام نداده و تعهد جدیدی نپذیرفته است.»
دونالد ترامپ، در واکنش دیگری به این موضوع، در شبکه اجتماعی تروث سوشال، نوشت همه آگاهند که حکومت ایران با بازرسیهای گسترده تسلیحاتی در آینده «موافقت خواهد کرد».
۳۰ خرداد، والاستریت ژورنال گزارش داد واشینگتن و دوحه در حال بررسی سازوکاری هستند که به تهران اجازه میدهد به بخشی از داراییهای بلوکهشده خود دسترسی پیدا کند.
این روزنامه نوشت این اقدام که از شش میلیارد دلار دارایی جمهوری اسلامی در قطر آغاز میشود، یکی از نخستین مشوقهای اقتصادی تفاهم اخیر به شمار میرود.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
ونس: مقامهای جمهوری اسلامی مذاکرات را ترک نکردند
معاون رییسجمهوری آمریکا در ادامه نشست خبری، در واکنش به برخی گزارشها درباره وقوع تنش در مذاکرات بهدلیل اظهارات ترامپ گفت مقامهای جمهوری اسلامی «تهدید به ترک مذاکرات کردند یا دستکم در شبکههای اجتماعی چنین تهدیدهایی مطرح شد، اما ما دیروز تا مدتها بعد از ساعت یک بامداد در حال مذاکره بودیم».
ونس اضافه کرد: «حتی همین حالا که ما صحبت میکنیم، تیم فنی آنها هنوز در بورگناشتوک حضور دارد و با تیم فنی ما مشغول کار است.»
به گفته او، واشینگتن به تهران هشدار داده است طرح اظهارات «تحریکآمیز» و «کُریخوانی» با واکنش دولت آمریکا روبهرو خواهد شد.
ونس ادامه داد: «وقتی تهدیدهایی مطرح میشود که با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد، باید پذیرفت که رییسجمهور ترامپ برای روشن کردن واقعیتها و ارائه روایت درست واکنش نشان خواهد داد.»
۳۱ خرداد، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت هیات جمهوری اسلامی در اعتراض به اظهارات اخیر ترامپ محل مذاکرات سوئیس را ترک کرده است.
ترامپ پیشتر هشدار داده بود اگر جمهوری اسلامی مانع از دردسر حزبالله نشود، آمریکا حکومت ایران را شدیدتر هدف قرار خواهد داد.
ونس در پایان سفر خود به سوئیس، در نشست رسانهای دیگری، در پاسخ به پرسشی درباره برداشت او از نحوه رفتار تیم جمهوری اسلامی هنگام ورود به اتاق مذاکرات چهارجانبه گفت: «ماههاست زمان زیادی را صرف کار با ایرانیها کردهام. آنها گاهی مذاکرهکنندگانی گیجکنندهاند. نسبت به آنچه آنها در شبکههای اجتماعی بازتاب میدهند با تردید نگاه کنید. آنچه ما احساس میکنیم این است که مذاکرات در حال پیشرفت است، اما چیزی که آنها مینویسند ممکن است متفاوت باشد.»
ونس: جمهوری اسلامی باید حزبالله را مهار کند
معاون رییسجمهوری ایالات متحده در ادامه با اشاره به تحولات لبنان اعلام کرد حضور نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان ناشی از نگرانی نسبت به حملات حزبالله است.
ونس افزود جمهوری اسلامی «باید حزبالله را مهار کند و بر فعالیتهای آن کنترل بیشتری اعمال کند».
او تاکید کرد با وجود چالشها و پیچیدگیهای موجود، امکان دستیابی به راهحلی وجود دارد که ضمن حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان، امنیت اسرائیل نیز تامین شود.
به گفته ونس، مقامهای آمریکایی در طول مذاکرات سوئیس بهطور مستمر با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و همچنین مقامهای کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و لبنان در تماس بودهاند.
او افزود توافق مورد نظر طرحی نیست که واشینگتن بخواهد آن را به کشورهای منطقه تحمیل کند.
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست اول تیر در مقالهای نوشت حمله اخیر حزبالله در جنوب لبنان که به کشته شدن چهار نظامی اسرائیلی انجامید، محدودیتهای تفاهم اخیر میان واشینگتن و تهران را آشکار میکند و نشان میدهد اسرائیل همچنان در مرزهای شمالی خود با «تهدیدات فعال» روبهرو است.