• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

حکومت برای روایت‌سازی از مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای به بلاگرهای خارجی متوسل شد

۱۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی برای ترویج روایت خود از مراسم تشییع و تدفین جنازه علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، به صدها بلاگر خارجی متوسل شده است؛ اقدامی که می‌کوشد بر انزوای بین‌المللی حکومت و بایکوت این مراسم از سوی قدرت‌های بزرگ جهان سرپوش بگذارد.

محمدمهدی ایمانی‌پور، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یک‌شنبه ۱۴ تیر در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد حدود ۴۰۰ بلاگر و اینفلوئنسر خارجی برای پوشش این مراسم به ایران آمده‌اند.

او بر ضرورت «مخابره تصویر درست و واقعی این مراسم» تاکید کرد و گفت صدها بلاگر خارجی توانسته‌اند «فیلم‌ها و تصاویر خوبی» از تشییع جنازه خامنه‌ای را در سطح بین‌المللی منتشر کنند.

ایمانی‌پور ادامه داد: «این اتفاق در واقع هجمه رسانه‌ای غرب را که تلاش می‌کرد فضای دیگری از جامعه ایران نشان دهد، خنثی کرد.»

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی رسانه‌های بین‌المللی را متهم کرد که «می‌خواهند ما را سانسور کنند یا تصویر نادرستی از ما ارائه دهند».

او همچنین از حضور مهمانانی از «۳۰ کشور معتبر و مهم خارجی» در تشییع جنازه دیکتاتور پیشین ایران خبر داد و افزود این مشارکت برای بسیاری از رسانه‌‌های خارجی «شگفت‌انگیز» بوده است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از قدرت‌های بزرگ جهان از اعزام نماینده به این مراسم خودداری کرده‌اند.

علاوه بر این، سطح دیپلماتیک اکثر هیات‌های شرکت‌کننده نیز بسیار پایین ارزیابی شده که این موضوع بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف داشته است.

فاکس‌نیوز ۱۱ تیر گزارش داد غیبت مقام‌های بلندپایه خارجی در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای، نشانه‌ای از انزوای فزاینده جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی است.

100%

بلاگرهای خارجی در خدمت پروپاگاندای حکومت

مقام‌های جمهوری اسلامی در روزهای اخیر آمارهای متناقضی درباره شمار بلاگرهای خارجی حاضر در ایران برای پوشش مراسم تشییع و تدفین جنازه خامنه‌ای ارائه کرده‌اند.

مسعود حسین‌پور، معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بامداد ۱۴ تیر در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج، اعلام کرد «۷۰۰ فعال رسانه‌ای و موج‌آفرین مجازی بین‌المللی» به ایران آمده‌اند.

او اضافه کرد: «برخلاف القای کم‌رنگ بودن بازتاب‌های بین‌المللی از سوی رسانه‌های غربی، حضور در ایران بی‌سابقه بوده است.»

این در حالی است که ایمان عطارزاده، سخنگوی مراسم حکومتی تشییع جنازه خامنه‌ای، ۱۰ تیر گفته بود ۳۰۰ خبرنگار خارجی، ۳۵۰ خبرنگار رسانه‌های خارجی مقیم ایران و «۳۰۰ انسان‌رسانه و بلاگر خارجی» در این مراسم حاضر خواهند بود.

اظهارنظرهای پیاپی مقام‌های جمهوری اسلامی درباره حضور اینفلوئنسرهای خارجی و پوشش فعالیت این افراد در رسانه‌های حکومتی نشان می‌دهد حضور آنها بخشی از یک برنامه هماهنگ حکومتی برای برجسته‌سازی روایت رسمی از مراسم دیکتاتور پیشین ایران است.

خبرگزاری دانشجو ۱۳ تیر پیامی ویدیویی از یک اینفلوئنسر یونانی به نام «فراگیاداکی» پیش از سفر به ایران منتشر کرد.

به گزارش این رسانه حکومتی، او در این پیام گفت: «به ایران می‌روم تا از مردم ایران حمایت کنم و همبستگی خود را با تمام این مبارزه علیه صهیونیسم، آمریکا و اسرائیل به تصویر بکشم.»

ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، نیز ۱۴ تیر استوری‌های اینستاگرامی یک عکاس اسپانیایی به نام پدرو جی. ساآودرا را بازنشر کرد و نوشت او «صلابت مردم ایران در میانه سوگ» خامنه‌ای را به تصویر کشیده است.

ایرنا افزود این عکاس اسپانیایی «لحظه‌های پرشور حضور مردم در تجمع‌های شبانه» را هم روایت کرده است.

همچنین سخنان بلاگرهایی از گرجستان و کره جنوبی در رسانه‌های حکومتی بازتاب یافته است.

در سوی دیگر، یک شهروند با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت: «صدها بلاگر خارجی آوردند که مراسم دفن حکومتی را به دنیا نشان دهند. با کدوم پول؟ با دزدی از جیب مردم و خفقان و گرسنگی و از بین رفتن ۶۰ درصد قشر ضعیف.»

در پیامی دیگر آمده است: «در این شرایط سخت اقتصادی که هر روز بیش از پیش جیب و سفره مردم خالی می‌شود، این همه هزینه برای مراسم خامنه‌ای چه معنایی دارد؟ جز دهن‌کجی به حال و روز مردم؟ کاش کسی در این میان به فکر مردم ایران بود.»

هزینه‌های گزاف جمهوری اسلامی برای این مراسم در حالی انجام گرفته است که در ماه‌های اخیر، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی
۱

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی

۲

نگرانی از داوری‌ها به سود آرژانتین؛ هواداران انگلیس از تکرار جنجال‌های VAR می‌ترسند

۳

انتقاد شدید آلن شیرر از تعویض‌های دفاعی توماس توخل در بازی انگلیس-آرژانتین

۴

پیام سیاسی پس از برد فوتبالی؛ پرچمی با ادعای مالکیت جزایر فالکلند در دست بازیکنان آرژانتین

۵

تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

انتخاب سردبیر

  • ۹ پیشمرگه حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران در حمله موشکی جمهوری اسلامی کشته شدند

    ۹ پیشمرگه حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران در حمله موشکی جمهوری اسلامی کشته شدند

  • خشم شهروندان از قطع آب و برق و اختلال اینترنت، هم‌زمان با تشدید درگیری‌های نظامی
    روایت شما

    خشم شهروندان از قطع آب و برق و اختلال اینترنت، هم‌زمان با تشدید درگیری‌های نظامی

  • پلیس بریتانیا یک مرد را به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی متهم کرد

    پلیس بریتانیا یک مرد را به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی متهم کرد

  • «جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران
    تحلیل

    «جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران

  • تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

    تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

علی عظمایی، بدون حکم و تشریفات، به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران معرفی شد

۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۸:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
علی عظمایی (سمت راست) در کنار علیرضا تنگسیری

رسانه‌های حکومتی در ایران پس از انتشار بیانیه نیروی دریایی سپاه به‌مناسبت مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، از انتصاب علی عظمایی به‌عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه پاسداران و جانشین علیرضا تنگسیری، فرمانده سابق این نیرو که در ششم فروردین کشته شد، خبر دادند.

این رسانه‌ها تا کنون هیچ حکمی درباره انتصاب علی عظمایی را منتشر نکرده‌اند که از سوی مجتبی خامنه‌ای، به‌عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی و فرمانده کل قوا، و یا حتی احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، صادر شده باشد.

در بیانیه‌ای که شنبه ۱۳ تیر از سوی نیروی دریایی سپاه پاسداران منتشر شده،‌ به‌نقل از علی عظمایی به‌عنوان فرمانده جدید این نیرو گفته شده است: «اینجانب و همه رزمندگان دریادل نیروی دریایی سپاه و حافظین تنگه راهبردی هرمز با خدای خود عهد می‌بندیم که با پیروی از آرمان شهیدان، راه رهبر شهید امت را با قدرت و استقامت ادامه داده، و رجاء واثق داریم که انتقام الهی از آمریکای تروریست و رژیم نامشروع صهیونیستی چندان دور نیست و پرچم حق به دست خلف صالحش و ولی زمان، بر قله عزت و اقتدار برافراشته خواهد ماند.»

علیرضا تنگسیری، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه، روز ششم فروردین ۱۴۰۵ در حمله‌ای به بندرعباس در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی کشته شد و از آن زمان، جانشین او معرفی نشده بود.

علی عظمایی از سال ۱۳۹۱ و تشکیل منطقه پنجم نیروی دریایی سپاه، فرمانده این منطقه بود. او پیش از انتصاب به عنوان فرمانده منطقه پنجم، جانشین فرمانده منطقه یک دریایی سپاه بود. عظمایی که در فروردین ۱۴۰۱ با حکم علی خامنه‌ای به درجه سرتیپی ارتقاء پیدا کرد، از سال ۱۳۹۸ در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار دارد.

مشخص نیست عظمایی از چه زمانی فرماندهی نیرویی را برعهده گرفته که در ماه‌های اخیر مسئول بستن تنگه هرمز بوده است. او در حالی به‌صورت ناگهانی و در یک بیانیه نیروی دریایی سپاه با ارتقاء درجه نظامی به‌عنوان فرمانده جدید این نیرو معرفی شده است که تا پیش از این، فرماندهان ارشد سپاه با حکم مستقیم علی خامنه‌ای، به‌عنوان فرمانده کل قوا، منصوب می‌شدند.

  • سپاه پاسداران کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی خود را تایید کرد

    سپاه پاسداران کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی خود را تایید کرد

علی خامنه‌ای در آخرین حکم خود برای انتصاب فرمانده نیروی دریایی سپاه در اول شهریور ۱۳۹۷ نوشت: «دریادار پاسدار علیرضا تنگسیری، بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه و نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده، شما را به سمت فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌کنم.»

با این حال، از زمان کشته شدن علی خامنه‌ای در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و معرفی مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان جانشین او، جز در یک مورد استثنایی، هیچ حکمی از سوی رهبر جدید برای انتصاب فرماندهان جدید نیروهای مسلح جمهوری اسلامی صادر نشده است.

تنها استثناء در این زمینه به حکمی مربوط می‌شود که براساس آن محسن رضایی، به‌عنوان مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است آن هم در شرایطی که یحیی رحیم‌صفوی، مشاور نظامی علی خامنه‌ای در جریان جنگ کشته نشد و هنوز زنده است.

به‌نظر می‌رسد در غیاب مجتبی خامنه‌ای و حضور موثر او در تصمیم‌گیری‌ها، روند عزل و نصب فرماندهان نظامی در جمهوری اسلامی در سکوت تغییر کرده است.

  • فرمانده تحت تعقیب اینترپل به چهره کلیدی تصمیم‌گیری حکومت ایران در جنگ تبدیل شده است

    فرمانده تحت تعقیب اینترپل به چهره کلیدی تصمیم‌گیری حکومت ایران در جنگ تبدیل شده است

احمد وحیدی، که در حال حاضر از او به‌عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران یاد می‎‌شود نیز بدون دریافت هیچ حکمی این مقام را از آن خود کرده است.

پس از آنکه حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله هوایی اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه کشته شد، علی خامنه‌ای در دی ماه همان سال محمد پاکپور، فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه، را به‌عنوان فرمانده کل سپاه و وحید شاهچراغی، معروف به احمد وحیدی، را به‌عنوان جانشین او منصوب کرد.

در حکمی که علی خامنه‌ای در شش دی ۱۴۰۴ در این زمینه صادر کرد، آمده است: «سردار سرتیپ پاسدار وحید شاه‌چراغی (احمد وحیدی)، نظر به تعهد، شایستگی و تجارب ارزنده و پیشنهاد فرمانده کل سپاه، شما را به سمت جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌کنم.»

پس از آنکه محمد پاکپور نیز در ۹ اسفند در حمله به دفتر علی خامنه‌ای همراه او شمار دیگری از مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی کشته شد، احمد وحیدی بدون انتشار هیچ حکمی از سوی مجتبی خامنه‌ای، به‌عنوان فرمانده جدید کل سپاه معرفی شد.

رمزگشایی از هشدار فوربس؛ آیا نیروگاه بوشهر می‌تواند مسیر مخفی ایران به سمت بمب باشد؟

۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
سروش دریافر
100%

زمانی که صحبت از برنامه هسته‌ای ایران و بحران‌های دیپلماتیک پیرامون آن می‌شود، ذهن همه به سمت اصطلاحاتی چون «سانتریفیوژ»، «غنی‌سازی اورانیوم» و تاسیسات معروفی مانند «نطنز» و «فردو» می‌رود.

اخبار چند سال اخیر و حتی توافق‌های پیشنهادی جدید ترامپ نیز همگی حول محور کنترل غنی‌سازی اورانیوم چرخیده‌اند، اما نشریه فوربس در تحلیلی، انگشت روی نقطه‌ای گذاشته که تا حد زیادی از دید رسانه‌ها و دیپلمات‌ها پنهان مانده است: پلوتونیوم و نیروگاه هسته‌ای بوشهر.

این تحلیل هشدار می‌دهد که تمرکز بیش از حد غرب بر روی مسیر «اورانیوم»، ممکن است چشم آن‌ها را روی مسیر دوم و بالقوه خطرناک‌تر یعنی «پلوتونیوم» ببندد.

اما ماجرا چیست و چرا پسماند یک نیروگاه برق تجاری می‌تواند به یک دغدغه امنیتی تبدیل شود؟

قرارداد ایران و روسیه: روی کاغذ همه چیز امن است

نیروگاه بوشهر یک راکتور از نوع آب سبک است که با همکاری شرکت دولتی «روس‌اتم» روسیه ساخته شده و کار آن تولید برق است. از همان ابتدا، برای اینکه خیال جامعه جهانی از بابت عدم انحراف این نیروگاه به سمت اهداف نظامی راحت باشد، یک قفل حقوقی محکم بر آن زده شد.

  • فوربس: مسیر پلوتونیوم بوشهر می‌تواند به بزرگ‌ترین خلا توافق ترامپ با ایران تبدیل شود

    فوربس: مسیر پلوتونیوم بوشهر می‌تواند به بزرگ‌ترین خلا توافق ترامپ با ایران تبدیل شود

بر اساس قرارداد میان تهران و مسکو، روسیه متعهد است سوخت هسته‌ای مورد نیاز نیروگاه را تامین کند. در مقابل، ایران موظف است پسماند یا همان «سوخت مصرف‌شده» نیروگاه را پس از خارج شدن از راکتور، به روسیه بازگرداند. چرا؟ چون این سوخت مصرف‌شده، حاوی ماده‌ای به نام پلوتونیوم است که می‌تواند به‌عنوان عنصر اصلی یک بمب اتمی عمل کند.

روی کاغذ، این قرارداد مانع از دسترسی ایران به پلوتونیوم می‌شود. اما دنیای واقعیت با روی کاغذ تفاوت‌هایی دارد.

چرا غرب از راکتورهای «آب سبک» کمتر می‌ترسد؟

برای درک نگرانی فوربس، ابتدا باید تفاوت دو غول دنیای فناوری هسته‌ای را بدانیم: راکتور آب سبک (مثل بوشهر) و راکتور آب سنگین (مثل طرح قدیم اراک).

در دنیای سیاست، کشورهای غربی همیشه از راکتورهای آب سنگین وحشت داشته‌اند. دلیل آن ساده است، این راکتورها را می‌توان در حین کار کردن و بدون خاموشی، سوخت‌رسانی کرد. یعنی می‌شود میله سوخت را فقط چند هفته داخل راکتور گذاشت و سریع خارج کرد تا به ماده اصلی و سوپرمدل دنیای بمب‌سازی دست پیدا کرد.

پایه اصلی و مهندسی استاندارد یک بمب اتمی پلوتونیومی، بر اساس ایزوتوپ پلوتونیوم-۲۳۹ (ساختار پایه ۲۳۹) طراحی می‌شود. این ماده همان سوخت ایده ال، تمیز و پایداری است که برای ایجاد یک انفجار سهمگین هسته‌ای به آن نیاز است.

  • هشدار آژانس: خطر تلاش پنهانی تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بیشتر شده است

    هشدار آژانس: خطر تلاش پنهانی تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بیشتر شده است

در مقابل، راکتور آب سبک بوشهر تا حدودی خیال غرب را راحت می‌کرد، زیرا سوخت در آن باید سه تا پنج سال باقی بماند تا برق تولید کند. در این سال‌های طولانی، اتم‌های پلوتونیوم پایه ۲۳۹ تولید شده در طول واپاشی اورانیوم، مدام زیر بمباران نوترونی قرار می‌گیرند و یک ذره اضافی به خود جذب می‌کنند. اینجاست که ماده ناخواسته‌ای به نام پلوتونیوم-۲۴۰ متولد می‌شود و خلوص ماده اولیه بمب پلوتونیومی را خراب می‌کند.

وجود پلوتونیوم-۲۴۰ یک کابوس برای طراحان وسازندگان بمب پلوتونیمی است، چرا که:

  • بمب را زودتر از موعد منفجر می‌کند: این ماده به‌شدت ناپایدار است و از خودش نوترون پرتاب می‌کند. در نتیجه، قبل از اینکه بمب پلوتونیومی پایه ۲۳۹ کاملا فشرده و آماده انفجار بزرگ شود، جرقه اولیه زده می‌شود و بمب با یک تخلیه انرژی ضعیف از هم می‌پاشد (پدیده انفجار ناقص).
  • گرما و پرتوهای مرگبار دارد: این ماده ناخالص آن‌قدر داغ است که می‌تواند قطعات الکترونیکی و مواد منفجره پیرامون بمب را ذوب کند و کار کردن با آن برای مهندسان بدون روبات‌های پیشرفته، مرگبار است.

ریسک‌های بزرگ: چرا پسماند داخل استخرها هنوز یک تهدید است؟

اگر پلوتونیوم بوشهر به‌دلیل وجود ایزوتوپ مزاحم (پلوتونیوم-۲۴۰) این‌قدر بدقلق است و خلوص پایه ۲۳۹ تسلیحاتی را ندارد، پس چرا فوربس هشدار می‌دهد؟ پاسخ این است: ساخت بمب با این ماده فوق‌العاده دشوار است، اما «غیرممکن» نیست.

۱. انبار باروت در استخرهای بوشهر

سوخت هسته‌ای وقتی از راکتور بوشهر خارج می‌شود، به‌شدت داغ و خطرناک است و نمی‌توان آن را به سرعت به روسیه فرستاد. این پسماندها باید چندین سال در استخرهای آب خنک‌کننده در خود سایت بوشهر باقی بمانند تا دمای آن‌ها افت کند. کارشناسان برآورد می‌کنند که در حال حاضر میزان زیادی پلوتونیوم در این استخرها جا خوش کرده است.

  • فاکس‌نیوز: «نقطه کور» برنامه هسته‌ای ایران نادیده گرفته شده است

    فاکس‌نیوز: «نقطه کور» برنامه هسته‌ای ایران نادیده گرفته شده است

۲. مهندسی پیشرفته، ناممکن را ممکن می‌کند

نگرانی اصلی دانشمندان غربی این است که یک کشور با دسترسی به این حجم عظیم از پلوتونیوم، اگر تکنولوژی و مهندسی فوق‌سریع فشرده‌سازی را در اختیار داشته باشد، می‌تواند بر لجبازی و ناپایداری «پلوتونیوم-۲۴۰» غلبه کند و اتم‌های پلوتونیوم پایه ۲۳۹ موجود در این مخلوط را به کار بگیرد. به عبارت ساده‌تر، اگر بتوان ماده را با چنان سرعتی فشرده کرد که فرصت «انفجار ناقص» پیدا نکند، حتی با همین پلوتونیوم ناخالص درون استخرها هم می‌توان یک بمب اتمی ویرانگر ساخت.

۳. سناریو گریز ناگهانی و نقض توافق با روسیه

بزرگ‌ترین کابوس غرب این است که در یک موقعیت بحرانی، ایران تصمیم بگیرد توافقات خود با روسیه را زیر پا بگذارد، بازرسان آژانس را اخراج کند و به‌صورت ناگهانی به سراغ این استخرهای خنک‌کننده برود. دسترسی به این ذخایر پلوتونیوم آماده، بسیار سریع‌تر از راه اندازی هزاران سانتریفیوژ برای غنی‌سازی اورانیوم است. بازفرآوری شیمیایی این پلوتونیوم نیازی به کارخانه‌های غول‌پیکر ندارد و در آزمایشگاه‌های کوچک زیرزمینی هم شدنی است.

۴. تغییر موازنه در روابط ایران و روسیه

در زمان امضای قرارداد بوشهر، روسیه به‌عنوان یک ناظر بی‌طرف بین‌المللی عمل می‌کرد. اما امروز روابط تهران و مسکو به یک اتحاد نظامی و راهبردی عمیق تبدیل شده است. ناظران سیاسی نگرانند که در صورت بروز بحران، روسیه دیگر تمایل یا قدرت سیاسی لازم را برای وادار کردن ایران به بازگرداندن این پسماندها نداشته باشد و این کوه پلوتونیوم در خاک ایران باقی بماند.

در نهایت، تحلیل فوربس یک زنگ خطر دیپلماتیک است. راکتور آب سبک بوشهر اگرچه به دلیل ویژگی‌های فنی‌اش مسیر سرراستی برای ساخت سلاح نیست و سوخت آن خلوص ایده ال پایه ۲۳۹ نظامی را ندارد، اما در دنیای سیاست و امنیت، هیچ احتمالی صفر نیست. ساخت بمب با پلوتونیوم درجه راکتور دشوار است، اما غیرممکن نیست.

اگر دولت ترامپ یا هر قدرت غربی دیگری بخواهد به یک توافق پایدار و واقعی با ایران دست یابد، باید تمرکز سنتی خود را از روی سانتریفیوژهای اورانیوم فراتر ببرد. نادیده گرفتن استخرهای سوخت مصرف‌شده در بوشهر، مانند قفل کردن در جلویی خانه و باز گذاشتن پنجره پشتی است.

شبحِ رهبر در مراسم تدفین: بودن و نبودن مجتبی چه معنایی دارد؟

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
100%

در نهم اسفند سال گذشته، در پی حمله‌ مشترک آمریکا و اسرائیل، سیدعلی خامنه‌ای کشته شد. او بیش از ۱۲۰ روز است که دفن نشده و حالا جمهوری اسلامی برنامه گسترده‌ای برای خاک‌سپاری او ترتیب داده است.

حکومت او را در حالی «آقایِ شهید ایران مقتدر» می‌خواند که حضور پسرش، که جانشین پدر شده است، در مراسم خاک‌سپاری او در هاله‌ای از ابهام است. موضوعی که اثرگذاری ولی‌فقیه را بیش از پیش می‌تواند خدشه‌دار کند.

مجتبی خامنه‌ای، فرزندی که از زمان به ارث بردن عنوان پدر در فضای عمومی دیده یا شنیده نشده، با چالش هرروزه امنیت و تاثیرگذاری روبرو است. مراسم تدفین رهبر پیشین که برای جمهوری اسلامی به مهمترین نمایش سیاسی این نظام تبدیل شده است، نبود مجتبی در این نمایش، جایگاه او را متزلزل خواهد کرد و حضورش راه را برای تشدید انتقادها به حاکمیت باز خواهد کرد.

اگر او «حاضر» باشد: اسطوره جسم باشکوه
از نگاه شیعه، مرگِ رهبر پایانِ کار نیست؛ بلکه آغازِ دورِ جدیدی از تاثیرگذاریِ سیاسی است. برای رهبری که دستگاه‌های حکومتی سال‌ها برای ساختنِ چهره‌ای کاریزماتیک از او تلاش کرده‌اند، مرگِ او صرفا یک حادثه بیولوژیک است، نه یک پایانِ ساختاری. در نگاهِ باورمندانِ نظام، سیدعلی خامنه‌ای صرفا یک کاریزمایِ شخصی نبود؛ بلکه صاحبِ منصبی بود که از جانبِ خدا نصب شده بود. حیاتِ او در جایگاهِ «ولی‌فقیه»، موقعیتی منحصر‌به‌فرد به او می‌داد؛ جایگاهی که هم معنوی بود و هم فراقانونی. از این منظر، قدرتِ اصلی متعلق به «این جایگاه» است، نه خودِ شخص؛ به این معنا که هر کس به این مقام برسد، نه تنها مشروعیتِ الهی، بلکه تمامِ اقتدارِ ساختاریِ نهادِ رهبری را به ارث می‌برد.

این باورِ الهیاتی، که در آن «جایگاهِ رهبری» از «فردِ رهبر» تفکیک می‌شود، بازتاب قابل توجهی در فلسفه‌ سیاسیِ غرب دارد. ارنست کانتوروویچ در نظریه مشهور «دو جسمِ پادشاه» دقیقا همین ایده را تئوریزه می‌کند. او معتقد بود حاکم در ذهنِ جوامع همیشه دارای دو جسم است: جسمی طبیعی و فانی که محکوم به مرگ است، و جسمی سیاسی که جاودانه باقی می‌ماند. اما مراسم موجود در واقع یک لحظه دیگری از سیاست غرب را نیز یاد آورد است جایی که مباشر پس از مرگ شاه فریاد می‌زند «شاه مُرد، زنده باد شاه.» چرا که با این مراسم به طور رسمی قرار است خامنه‌ای جای خامنه‌ای دیگر را بگیرد.

100%

آنچه برای جمهوری اسلامی در شرایط نه جنگ و نه صلح مهم است، این است که بتواند نهادِ ولایت را پابرجا نگه دارد. به خاطر همین هم حکومت در تلاش است تا با حذف افراد پیر و کودکان از این مراسم، از یک سو امکان تلفات احتمالی مراسم را کم کند و از سوی دیگر مدام به آمریکا و اسرائیل پیام دهد که نباید به این مراسم حمله کنند تا هر دو جسم «پادشاه» جدید را حفظ کرده باشد.

از این رو می‌توان گفت مراسم تشییع خامنه‌ای فقط یک نمایشِ نمادین نیست، بلکه لحظه تثبیت رهبر جدید است. مسعود پزشکیان در توضیح این وضعیت می‌گوید: «این عروج سرخ، نه پایان راه، بلکه آغاز فصلی نوین از همبستگی، استقامت و بالندگی » است. حکومت تلاش دارد با تمرکز بر انتقالِ قدرت، مطمئن شود که جایگاهِ حاکم به دقت به جانشین جدید می‌رسد آن هم در شرایطی که امکان جنگی دیگر جدی است و بسیاری بر این باروند که مجتبی دوره‌ای شکننده از سیاست در ایران را رهبری خواهد کرد.

اگر او در این مراسم حاضر شود، حکومت عملا تلاش کرده است تا از او یک «اسطوره‌سازی» انجام دهد. او را در شرایطی که خطر همچنان پابرجاست به نمایش می‌گذارد تا شعار «دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد» را به‌صورت علنی اجرا کند و تصویر خامنه‌ای «جوان و مقتدر» را نشان دهد که از نظر طرفدارانش «آمریکا را به زانو در آورده است».

اما اگر چنین شود، این نمایشِ اسطوره‌ در خلا نخواهد بود؛ او در مقابل مردمی قرار می‌گیرد که خشمگین‌تر، تهی‌دست‌تر و نسبت به آینده مشکوک‌تر از دوره‌ پدرش هستند. همین شکاف میان تلاش برای ساخت اسطوره‌ در مقابل واقعیتِ اجتماعی، از جمله مواردی است که غیبت او را نیز توجیه می‌کند.

اگر او «غایب» باشد: غم وفاداری
نهادهای مختلف در دولت در تلاش هستند که برنامه‌ای همه جانبه و بزرگ را با عباراتی مانند «بزرگ‌ترین اجتماع بشری» سامان دهند و برای خواب چهار میلیون نفر در چادرها و کلبه‌ها و خانه‌ها برنامه ریخته‌اند و برق و آب و ۷۰ درصد از توان حمل و نقل کشور را برای این رویداد در نظر گرفته‌اند. همه این تلاش به نظر می‌رسد برای آن است که با جلب توجه به بزرگی ماجرا، فقدان رهبر در آن دیده نشود.

اگر مراسم تشییع نه با شکوهِ همبستگی، بلکه در هاله‌ای از ابهام و غیبت برگزار شود، نظام سیاسی وارد وضعیتی می‌شود که می‌توان آن را «بحرانِ غیبت» نامید. اینجا با یک خلا وجودی روبه‌روییم که پایه‌هایِ تمامِ نظریاتِ مشروعیت‌بخشِ نظام را می‌لرزاند.

این غیبتِ فیزیکی، تنها یک مساله‌ سیاسی نیست؛ بلکه زخمی است بر پیکره‌ مقدسِ ولایت. وقتی جانشین در تشییعِ پدر حاضر نمی‌شود، برای مومنانِ سنتی که به پیوندِ عمیقِ میانِ «رهبر» و «امت» باور دارند، این پرسشِ ایجاد می‌شود که آیا این زنجیره گسسته است؟ از نظرِ تئوریک، اگرچه مشروعیتِ ولی فقیه الهی تعریف می‌شود، اما «مقبولیت» و کارآمدیِ آن، به «عشق و اعتماد»ِ عمومی گره خورده است. غیبت، یعنی بریدنِ این پیوندِ عاطفی، و این یعنی دولتِ مستقر، دیگر آن اتصالِ نمادین با «امام غایب» را در چشمانِ پیروانش بازتاب نمی‌دهد.

اما این خلا، به ویژه وقتی که دستگاهِ امنیتی مانعِ حضورِ جانشین می‌شود، «دو جسمِ» پادشاه جدید را فرو می‌پاشاند. اعترافِ صریحِ آیت‌الله حکیم الهی، نماینده رهبر در هند، مبنی بر اینکه غیبتِ مجتبی خامنه‌ای صرفا ناشی از تهدیداتِ امنیتیِ اسرائیل است، یک پرده‌دریِ بزرگ است. چرا که عملا نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ناتوان از تامین امنیت برای نظم جدید زیر نظر رهبر جدیدی است. این وضعیت به ویژه اگر گفته‌ها مبنی بر اینکه او خود می‌خواسته یا وصیت شده است که نماز میت بخواند، یعنی اراده‌ «ولیِ امر» توسطِ دیوان‌سالاریِ بی‌چهره‌ امنیتی بلعیده شده است. حاکم که باید نمادِ مطلقِ قدرت باشد، نه قربانی شده است و نه قدرت دارد؛ او زندانیِ همان دستگاهی است که ادعایِ محافظتش را دارد.

100%

غلامعلی حداد عادل که در تلویزیون اعتراف کرد از پیش از جنگ، دامادِ خود را ندیده است، تَرَکی عمیق بر شبکه اطلاعاتی و نمادینِ نظام است. وقتی نزدیکان او، خود در بی‌خبری مطلق‌اند و او قادر نیست که در مهمترین مراسم سیاسی کشور شرکت کند، این وضعیت را پیش خواهد کشید که عدم حضور رهبر در حالی که مخاطبان او نیاز دارند که بازی را باور کند تا کجا می‌توانند وفادار بمانند؟

اگرچه برخی از طرفدارانش می‌گویند که در دل چنین شرایط امنیتی هزاران روز نیز بدون او می‌توانند صبر کنند اما واقعیت آن است که در این وضعیت تردید آمیز که حتی او جرئت حضور در مراسم پدرش را نیز نداشته باشد، چگونه می‌تواند اختلاف‌های بسیار داخلی را مدیریت کند؟ بهانه امنیتی تا کی می‌تواند این بنای لرزان سیاسی را بدون رهبری که امنیت خود را بر دیگران ترجیح می‌دهد پایدار نگه دارد؟

لرزش پایه‌های قدرت
آیا نظامی که مشروعیتش را از آسمان می‌گیرد، می‌تواند بدون تکیه بر زمین، یعنی بر مردمی که باید به آن باور داشته باشند، نه صرفا از آن بترسند، سرپا بماند؟ نظریه‌ «دو جسمِ پادشاه» می‌گوید پادشاه تا زمانی موثر است که هر دو جسم دیده شوند؛ جسمی که از انظارِ عمومی پنهان است، دیگر «جسمِ سیاسیِ جاودان» نیست، بلکه صرفاً شایعه‌ای است پشتِ دیوارهایِ امنیتی.

جمهوری اسلامی درگیر یک وضعیت متناقض است، از یک سو ولایتِ فقیه برای بقا و اثرگذاری، به دیده‌شدن نیاز دارد، از سوی دیگر برای امنیت، به پنهان‌ماندن و استتار. جمهوری اسلامی شاید بتواند تابوتِ پدر را به خاک بسپارد، اما نمی‌تواند این تناقض را دفن کند. هر روز که رهبرِ جدید از دیده‌ها پنهان بماند، این تناقض حل نمی‌شود، بلکه به میراثِ رهبریِ او تبدیل می‌شود؛ میراثی که پایه، مشروعیت و اسطوره‌ قدرت را نه از بیرون، که از درون می‌خورد. این مراسم تشییع، بیش از آنکه تدفینِ یک رهبر باشد، آغازِ دورانی است که در آن، دیگر هیچ «اسطوره‌ای» قادر نیست شکافِ میانِ ادعایِ اقتدار و واقعیتِ لرزانِ قدرت را پر کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد: امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی مانع شکل‌گیری اعتراضات نخواهد شد

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%
کوکب بداغی‌پگاه، مسعود فرهیخته و رضا مسلمی

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بااشاره به اینکه تعدادی از فعالان صنفی معلمان و‌ کارگران در شهرهای مختلف بازداشت یا به حبس و ممنوع‌الخروجی محکوم شده‌اند،تاکید کرد امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی، نه مانع شکل‌گیری اعتراضات؛ بلکه تنها بر عمق بحران‌های موجود می‌افزاید.

این سندیکا در بیانیه‌ای صدور حکم بیش از چهار سال زندان برای رضا مسلمی، معلم و فعال صنفی، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی استان همدان را به‌شدت محکوم کرد.

بر اساس این حکم که نهم تیر ماه صادر و به وکیل مسلمی ابلاغ شد، این معلم و فعال صنفی به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس، و به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به هفت ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است.

بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، او در عین حال از اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» تبرئه شده است.

این تشکل صنفی اشاره کرد که حکم صادر شده بدوی بوده و طی ۲۰ روز قابل اعتراض است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه خود که پنج‌شنبه ۱۱ تیر صادر شد، اشاره کرد که در روزهای اخیر، تعدادی از دیگر فعالان صنفی معلمان و‌ کارگران در شهرهای مختلف بازداشت یا به حبس و ممنوع‌الخروجی محکوم شده‌اند.

  • جمهوری اسلامی فشار بر معلمان و فعالان صنفی در ایران را تشدید کرد

    جمهوری اسلامی فشار بر معلمان و فعالان صنفی در ایران را تشدید کرد

این تشکل مستقل کارگری بدون توضیح بیشتر در این مورد افزود که مسعود فرهیخته، معلم زندانی در زندان مرکزی کرج، هم به سلول انفرادی منتقل شده است.

در این ارتباط، کمپین حقوق بشر ایران جمعه ۱۲ تیر در صفحه اینستاگرام خود گزارش داد که مقام‌های قوه قضاییه بر شدت سرکوب فعالان صنفی معلمان، به‌ویژه در شهرهای کوچک ایران افزوده‌اند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه تاکید کرد که فعالیت صنفی، حق مسلم و غیرقابل انکار کارگران، معلمان و تمامی مزدبگیران است و پیگیری مطالبات صنفی، اعتراض به وضعیت معیشتی، یا تلاش برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی، نباید با برچسب‌های امنیتی مواجه شود.

در این بیانیه آمده است که «صدور چنین احکامی نه‌تنها ناقض اصول بنیادین آزادی تشکل‌یابی و حق اعتراض است، بلکه تلاشی آشکار برای ایجاد فضای رعب و جلوگیری از همبستگی میان نیروهای کار و زحمت در کشور است.»

سندیکا اضافه کرد: «سرکوب فعالان صنفی، زندانی کردن معلمان، کارگران و پرستاران، و امنیتی‌سازی مطالبات اجتماعی، نه راه‌حل مشکلات است و نه مانع شکل‌گیری اعتراضات؛ بلکه تنها بر عمق بحران‌های موجود می‌افزاید.»

این تشکل در پایان خواستار لغو فوری و بی‌قید و شرط حکم زندان علیه رضا مسلمی و پایان دادن به پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی در سراسر ایران شد، و ضمن اعلام همبستگی کامل با معلمان و‌ تشکل‌های مستقل معلمان تاکید کرد که دفاع از حقوق معلمان، کارگران و تمامی زحمتکشان، دفاع از کرامت انسانی و آینده جامعه است.

پیش از این، انجمن صنفی معلمان فارس در بیانیه‌ای که دهم تیر صادر شد، گزارش داد که در روزهای گذشته، احکام سنگین حبس، محرومیت‌های اجتماعی و بازداشت‌ علیه معلمان شاغل و بازنشسته صادر و اجرا شده است.

این انجمن صنفی همچنین خبر داد که تشکل‌‌های صنفی از شدت گرفتن برخوردهای قضایی و امنیتی با فعالان صنفی معلمان در شهرهای مختلف خبر می‌دهند.

انجمن صنفی معلمان فارس در همین ارتباط به صدور حکم دو سال حبس تعزیری، یک سال ممنوعیت خروج از کشور، ابطال گذرنامه و گذراندن یک‌هزار و ۸۰ ساعت خدمات عمومی رایگان در شهرداری آبدانان برای احمد علیزاده، معلم بازنشسته و فعال مدنی؛ صدور حکم پنج سال زندان برای آزاده سالکی، معلم شاغل در شهرستان خواف، صدور حکم بیش از چهار سال زندان برای رضا مسلمی، معلم و فعال صنفی معلمان، بازداشت جان‌محمد احمدی، معلم بازنشسته و رییس انجمن صنفی معلمان نور‌آباد ممسنی؛ احضار کوکب بداغی‌پگاه، فعال صنفی معلمان در شهرستان ایذه که پیش‌تربه یک سال حبس محکوم شده است؛ و انتقال مسعود فرهیخته، فعال صنفی زندانی معلمان به سلول انفرادی و قطع تماس‌های تلفنی و ملاقات‌های خانوادگی او اشاره کرد.

این تشکل صنفی این برخوردهای قضایی و امنیتی را «گوشه ای از روایت ظلمی» دانست که بر معلمان وارد می‌شود و اشاره کرد که در شیراز، معلمان با «سیل گسترده احضار، احکام سنگین و بازداشت روبرو شدند و ده‌ها معلم شاغل و بازنشسته که بعضا با وعده و وعید یا اخطار و تهدید نیروهای امنیتی، خانواده‌ها حاضر به اطلاع رسانی نشدند، در زندان به سر می برند.»

در سالیان اخیر، برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با فعالان وتشکل‌های صنفی کارگری، معلمان، بازنشستگان و پرستاران به موازات تشدید مشکلات معیشتی ده‌ها میلیون نفر از مزدبگیران و گسترش اعتراضات آن‌ها تشدید شده است. این‌ برخوردها مانع اعتراضات در مناطق مختلف ایران نشده است.

علاوه بر این، برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی انتقادهای گسترده اتحادیه‌های کارگری و معلمان در جهان را به همراه داشته است.

۹ زندانی سیاسی دیگر در تهران و اراک به اعدام محکوم شدند

۱۲ تیر ۱۴۰۵، ۱۸:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، دادگاه‌های انقلاب اسلامی در تهران و اراک، هفت زندانی سیاسی را به اعدام محکوم کرد. سایت حقوق بشری هرانا نیز از صدور احکام اعدام برای دو زندانی سیاسی دیگر در تهران خبر داد.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، مهدی ناظر و نامزد او، مهناز چاردولی را به اعدام و ۱۰ سال حبس، و عاطفه ناظر، خواهر مهدی را به ۱۰ سال حبس محکوم کرد.

بر اساس این اطلاعات دریافتی، اتهام‌های آنان «حمله به مسجد با کوکتل مولوتوف»، «حضور در تجمعات غیرقانونی»، مواد سه، چهار، هفت و هشت قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل و «اجتماع و تبانی» عنوان شده است.

اطلاعات رسیده حاکی است، در حالی اتهام حضور در تجمعات و حمله به مسجد علیه آنان مطرح شده که در تاریخ بازداشت‌شان، هیچ گزارشی از برگزاری تجمع یا حمله به مسجد منتشر نشده است.

«یک منبع آگاه از وضعیت» این زندانیان سیاسی آن‌ها به ایران‌اینترنشنال گفت صلواتی برای اتهام «اجتماع و تبانی» هر یک از این سه نفر را به ۱۰ سال حبس محکوم کرده، در حالی که مجازات قانونی این اتهام دو تا پنج سال زندان است.

به گفته این منبع آگاه، خانواده‌های این افراد برای آن‌که اطلاع‌رسانی نکنند، به‌شدت تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند.

  • هادی، فضل‌الله و محمد نیک‌بخت، سه برادر زندانی سیاسی، در خطر صدور و اجرای حکم اعدام هستند

    هادی، فضل‌الله و محمد نیک‌بخت، سه برادر زندانی سیاسی، در خطر صدور و اجرای حکم اعدام هستند

او اضافه کرد: این سه زندانی سیاسی «در مراحل دادرسی یک وکیل تسخیری به نام یونس کریمی داشته‌اند که با وجود دریافت پول از خانواده‌ها، عملا خواسته‌های صلواتی را پیش برده است.»

همچنین بر اساس گزارش‌های دیگری که به ایران اینترنشنال رسیده است، پنج تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهرستان محلات استان مرکزی با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده‌اند.

اسامی این پنج زندانی سیاسی «عرفان خلیلی، علی‌اکبر محلوجی، حسام عیسائی، حسین شکوهی و ابوالقاسم کاظم اصلانی» است.

آن‌ها که در زندان اراک زندانی هستند، فاقد سابقه محکومیت کیفری بوده‌اند.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، بر اساس رای دادگاه، این پنج نفر علاوه بر اعدام، هر یک به پنج سال حبس تعزیری نیز محکوم شده‌اند. همچنین دادگاه برای آن‌ها مجازات‌های تکمیلی از جمله دو سال منع اقامت در استان مرکزی، منع رانندگی، منع حمل سلاح، منع خروج از کشور را در نظر گرفته است.

در این حکم همچنین آمده است که این پنج نفر به صورت مشترک به پرداخت بیش از ۵۵۳ میلیارد و ۷۶۱ میلیون ریال بابت «خسارات واردشده به ساختمان و تجهیزات دادگستری محلات» محکوم شده‌اند.

این پنج زندانی سیاسی تنها ۱۰ روز فرصت دارند تا نسبت به حکم صادرشده اعتراض کنند..

صدور احکام اعدام برای ارغوان فلاحی و وحید خان صنمی

هرانا جمعه ۱۲ تیر گزارش داد که ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله محبوس در زندان اوین، با حکم قاضی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی، از بابت اتهام «بغی از طریق عضویت در گروه‌های مخالف نظام و اقدام مسلحانه» به اعدام محکوم شد.

فلاحی در اوایل بهمن ۱۴۰۳ به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود.

پیش‌تر «یک منبع مطلع» در مورد وضعیت این متهم سیاسی، به هرانا گفته بود: «خانم فلاحی پس از بازداشت مدتی را در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین، تحت نظر حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، در بازداشت به‌سر برد. وی در این مدت تحت شکنجه‌های شدید روانی قرار داشته و تلاش‌هایی برای اخذ اعترافات اجباری از او در ارتباط با ترور دو قاضی محمد مقیسه و علی رایزنی صورت گرفته است.»

[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop

فلاحی پیش از این نیز به همراه پدرش در آبان ۱۴۰۱، به دست نیروهای امنیتی بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی از بابت اتهامات اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به دو سال حبس محکوم شده بود. او پس از پایان دوره محکومیتش از زندان آزاد شده بود.

در همین ارتباط، دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران، پنج‌شنبه ۱۱ تیر فلاحی را «زندانی سیاسی هوادار مجاهدین» نامید و سازمان ملل متحد و ارگان‌های ذیربط، و مدافعان حقوق‌بشر را به «اقدام فوری برای نجات جان» او و دیگر زندانیان سیاسی زیر اعدام و آزادی آنها فرا خواند.

همچنین هرانا گزارش داد که وحید خان صنمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه سال گذشته که در زندان تهران بزرگ محبوس است، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران از بابت اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد.

«یک منبع مطلع و نزدیک به خانواده صنمی» به هرانا گفت: «جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده وحید در اردیبهشت سال جاری برگزار شده است.»

در ماه‌های اخیر، صدور و اجرای احکام اعدام از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شدت گرفته است. این سیاست جمهوری اسلامی از سوی فعالان و سازمان‌های حقوق بشری به دست محکوم شده است.

در این ارتباط، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در آخرین بیانیه خود در نهم تیر نوشت: «ماشین اعدام و سرکوب حکومت مستبد حاکم همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و روزانه شاهد اعدام زندانیان سیاسی و زندانیان جرایم عمومی در سراسر کشور هستیم.»

این کارزار تاکید کرد: «کارنامه این حکومت پر از نقض گسترده و آشکار حقوق بشر و استفاده از اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب و ارعاب است»، و افزود: «هزاران خانواده در ایران داغدار عزیزانی هستند که در فرایند غیر انسانی قربانی اراده سرکوبگر حکومت شده‌اند.»

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اشاره کرد در این میان صدای پدری که می‌پرسد: "مزار پسرم کجاست؟" صدایی است که از عمق رنج و بی‌عدالتی برمی‌خیزد؛ پرسش پدر وحید بنی عامریان، زندانی سیاسی که به همراه پنج زندانی سیاسی دیگر در فروردین امسال در زندان قزلحصار اعدام شد، و دیگر خانواده‌هایی که جسد فرزندان‌شان را تحویل ندادند تنها یک مطالبه شخصی نیست، بلکه فریاد بسیاری از دادخواهان است که حتی از حق ابتدایی دانستن محل دفن عزیزان‌شان محروم شده‌اند.»

در این بیانیه آمده است:‌ «این محرومیت ادامه مجازات پس از مرگ و نقض اشکار کرامت انسانی است. جایی که رنج نه پایان می‌یابد و نه حتی اجازه سوگواری می‌یابد.»

  • سازمان‌های حقوق بشری خواستار قرار گرفتن حقوق بشر در محور مذاکرات با جمهوری اسلامی شدند

    سازمان‌های حقوق بشری خواستار قرار گرفتن حقوق بشر در محور مذاکرات با جمهوری اسلامی شدند

۱۹ سازمان حقوق بشری عضو ائتلاف «ایمپکت ایران» نیز ششم تیر در بیانیه مشترکی اعلام کردند: «حکومت با سوءاستفاده از شرایط جنگی، سرکوب داخلی، اعدام‌ها (با تأثیر نامتناسب بر بلوچ‌ها و کردها)، بازداشت‌های خودسرانه و خاموش کردن مخالفت‌ها را تشدید کرده است.»

ائتلاف «ایمپکت ایران» که شامل سازمان‌هایی از جمله پن آمریکا، مرکز حقوق بشر عبدالرحمن برومند، کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان حقوق بشر ایران است، همچنین از دولت‌ها خواست حقوق بشر را همزمان با مذاکرات امنیتی و هسته‌ای با جمهوری اسلامی، در دستور کار قرار دهند.

پیش‌تر کارشناسان مستقل سازمان ملل ۲۹ خرداد در گزارشی نوشتند که از زمان آغاز جنگ ۴۰ روزه، دست‌کم ۱۵۶ نفر اعدام شده‌اند، و اشاره کردند که ۴۲ نفر از آنها با اتهام‌های سیاسی، از جمله اتهام‌های مرتبط با جاسوسی و امنیت ملی، اعدام شده‌اند.