فرمانده تحت تعقیب اینترپل به چهره کلیدی تصمیمگیری حکومت ایران در جنگ تبدیل شده است
به نوشته سیانان، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران که تحت تحریم آمریکا و تعقیب اینترپل قرار دارد، پس از کشته شدن محمد پاکپور به یکی از اثرگذارترین چهرهها در تعیین راهبرد جمهوری اسلامی تبدیل شده و کارشناسان او را از مخالفان سرسخت مصالحه با واشینگتن میدانند.
به گزارش سیانان، در شرایطی که مذاکرات میان حکومت ایران و آمریکا بر سر پایان جنگ همچنان با ابهام و بنبست روبهرو است، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به یکی از چهرههای کلیدی در تصمیمگیریهای تهران تبدیل شده است؛ فردی که هم تحت تحریم آمریکا قرار دارد و هم به دلیل پرونده بمبگذاری سال ۱۹۹۴ در آرژانتین، تحت تعقیب اینترپل است.
وحیدی پس از کشته شدن پاکپور، فرمانده پیشین سپاه، در حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند - نخستین روز جنگ - فرماندهی کل سپاه را برعهده گرفت. به گفته کارشناسانی که با سیانان گفتوگو کردهاند، جایگاه جدید او نشان میدهد تلاشهای آمریکا و اسرائیل برای حذف رهبران ارشد حکومت ایران، به شکلگیری ساختاری «میانهروتر» در جمهوری اسلامی منجر نشده است.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، به سیانان گفته است که اگرچه تصمیمگیری در جمهوری اسلامی بهصورت جمعی انجام میشود، اما وحیدی اکنون «صدای بسیار بلندی در اتاق تصمیمگیری» دارد.
به نوشته سیانان، تحت رهبری وحیدی، جمهوری اسلامی توانسته فشار بر عبور و مرور در تنگه هرمز را افزایش دهد و همزمان، خواستههای خود در مذاکرات با آمریکا را نسبت به گذشته سختگیرانهتر کند.
دنی سیترینوویچ، رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، نیز وحیدی را فردی «بسیار مسلط» و «رادیکال» توصیف کرده و گفته است: «نمیتوان درباره چیزی توافق کرد بدون اینکه نظر او لحاظ شود.»
او افزوده است وحیدی از جمله افرادی است که معتقدند اگر [حکومت] ایران به خواستههایش نرسد و آمریکا جنگ را از سر بگیرد، تهران آماده پاسخ خواهد بود.
این ارزیابیها در حالی مطرح میشود که دونالد ترامپ در روزهای اخیر بار دیگر هشدار داده ممکن است حملات علیه ایران از سر گرفته شود، مگر آنکه تهران با توافق مورد نظر او موافقت کند. او با اشاره به روند مذاکرات گفته بود: «زمان در حال پایان یافتن است.»
در واکنش، وحیدی هشدار داده است هرگونه حمله تازه علیه [حکومت] ایران، پاسخهایی فراتر از چارچوب جنگ محدود منطقهای به دنبال خواهد داشت.
او گفته است: «اگر تجاوز دیگری علیه خاک ایران انجام شود، آن آتشی که پیشتر وعده داده شده بود، این بار از هر مرز و محدودهای فراتر خواهد رفت.» به گزارش رسانههای ایرانی، وحیدی همچنین هشدار داده «ضربات ویرانگری دریافت خواهید کرد.»
چهرهای کمظهور اما اثرگذار در پشت صحنه سیانان مینویسد اگرچه مقامهایی مانند محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، چهرههای علنیتر جمهوری اسلامی در موضوع مذاکرات با آمریکا هستند، اما به باور برخی تحلیلگران، وحیدی در پشت صحنه از حامیان اصلی سیاستهای سختگیرانهتر [حکومت] ایران محسوب میشود.
این شبکه به نقل از فردی آگاه از روند مذاکرات گزارش داده که [حکومت] ایران تاکنون هیچ پیشنهادی را که از نگاه تهران به معنای عقبنشینی باشد نپذیرفته و موضوع غنیسازی هستهای همچنان یکی از اصلیترین نقاط اختلاف باقی مانده است.
فرماندهای برخاسته از ساختار سپاه به گفته کارشناسان، از زمان آغاز جنگ، اداره ایران بیش از گذشته در اختیار حلقهای از فرماندهان باسابقه سپاه قرار گرفته؛ افرادی که تجربه جنگ ایران و عراق را در کارنامه دارند و وحیدی یکی از مهمترین آنهاست.
وحیدی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به ساختار امنیتی جمهوری اسلامی پیوست و در سال ۱۳۶۰ به سمت جانشین رئیس اطلاعات منصوب شد و بعدها فرماندهی نیروی قدس سپاه را برعهده داشت. در طول سالها سمتهایی از جمله جانشین فرمانده سپاه، وزیر دفاع و وزیر کشور را برعهده داشته است.
وحیدی همچنین به دلیل اتهام مشارکت در بمبگذاری مرکز یهودیان آرژانتین (آمیا) در سال ۱۹۹۴ که ۸۵ کشته بر جای گذاشت، تحت تعقیب اینترپل قرار دارد. جمهوری اسلامی این اتهامات را رد کرده است.
او در سال ۲۰۲۲ نیز از سوی وزارت خزانهداری آمریکا به دلیل نقش در سرکوب اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی تحریم شد. آمریکا اعلام کرده بود وحیدی از برخوردهای شدید علیه معترضان دفاع کرده و زنان را درباره رعایت حجاب تهدید کرده است.
فرماندهای زیر سایه تهدید دائمی سیانان در پایان مینویسد وحیدی اکنون در موقعیتی قرار گرفته که برخی از فرماندهان پیشین سپاه، از جمله قاسم سلیمانی، پیش از او قرار داشتند؛ چهرههایی که در نهایت هدف عملیات آمریکا یا اسرائیل قرار گرفتند.
دنی سیترینوویچ درباره او میگوید: «او مردی تحت تعقیب است؛ فردی که باید او را جدی گرفت.»
به گزارش سیانان، افزایش نقش وحیدی در ساختار قدرت ایران نشان میدهد در شرایط جنگی، نفوذ فرماندهان امنیتی و نظامی در تصمیمگیریهای کلان جمهوری اسلامی بیش از گذشته شده و احتمالاً بر مسیر مذاکرات و آینده تنش با آمریکا نیز اثرگذار خواهد بود.
عبدالله ناصری با اشاره به مواضع منتسب به مجتبی خامنهای، از جمله مخالفت با طرح موضوع هستهای در مذاکرات با آمریکا، او را در صورت رهبری جمهوری اسلامی، «تندروتر و متوهمتر» از علی خامنهای توصیف کرده و نوشته سیاست خارجی رهبر جدید افراطیتر به نظر میرسد.
این نویسنده و فعال سیاسی، در یادداشتی که در کانال تلگرامی «تحکیم ملت» منتشر شد با اشاره به شرایط کنونی ایران و تحولات در راس قدرت جمهوری اسلامی، این پرسش را مطرح کرده که در صورت ایفای نقش رهبری توسط مجتبی خامنهای، آیا او نسبت به پدرش، علی خامنهای، رویکردی رادیکالتر در پیش گرفته است یا نه.
ناصری در ابتدای یادداشت خود با اشاره به آنچه «شرایط ابربحرانی ایران» توصیف میکند، نوشته است قصد دارد بدون ملاحظه و «بدون لکنت» درباره وضعیت کنونی سخن بگوید.
او تاکید میکند درباره وضعیت جسمی یا ذهنی مجتبی خامنهای اطمینان ندارد، اما با توجه به برخی دیدارها و پیامها، فرض را بر این گذاشته که او در جایگاه رهبری و فرماندهی نظامی قرار دارد و از همین منظر عملکرد او را ارزیابی میکند.
به نوشته ناصری، مهمترین تصمیم علنی منتسب به مجتبی خامنهای، ممنوعیت طرح موضوع هستهای در مذاکرات جمهوری اسلامی با آمریکا بوده است؛ موضعی که به گفته او با رویکرد سالهای پایانی علی خامنهای تفاوت دارد. ناصری مدعی شده رهبر پیشین جمهوری اسلامی در مقطعی با خروج اورانیوم با غنای بالا از کشور و ادامه غنیسازی در سطح زیر پنج درصد موافقت کرده بود.
او نوشته است اگر مجتبی خامنهای واقعاً در جایگاه تصمیمگیر اصلی قرار داشته باشد و هدایت امور را برعهده داشته باشد، انتظار میرفت مسیر پدرش را دنبال کند. از نگاه ناصری، تفاوت رویکردها میتواند نشانه آن باشد که او «تندروتر و حتی متوهمتر از رهبر مقتول پیشین» است.
این فعال سیاسی در ادامه مینویسد بخشی از این تفاوت قابل درک است؛ زیرا علی خامنهای از بنیانگذاران ساختار ولایت فقیه محسوب میشد و جایگاهی متفاوت نسبت به مدیران و مقامهای فعلی داشت. به اعتقاد ناصری، یکی از چالشهای احتمالی رهبر جدید، اختلاف سنی با نسل قدیمی روحانیون و مدیران ارشد جمهوری اسلامی است.
او پیشبینی میکند که مجتبی خامنهای در صورت تثبیت قدرت، افراد همنسل یا جوانتر از خود را به مناصب کلیدی خواهد گمارد و مدعی است نشانههایی از این روند هماکنون دیده میشود؛ از جمله آنچه او افزایش نقش حسین طائب در مقایسه با جایگاه گذشته علیاصغر حجازی توصیف میکند.
ناصری همچنین معتقد است رهبر فعلی جمهوری اسلامی، برخلاف پدرش، از پشتوانه سنتی مرجعیت دینی برخوردار نیست؛ موضوعی که از نگاه او میتواند به تضعیف یا حذف تدریجی مفهوم «ولایت فقیه» از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی منجر شود.
او در جمعبندی یادداشت خود نوشته است آنچه تاکنون از مواضع رهبر جدید قابل مشاهده است، نشان میدهد رویکرد او در سیاست خارجی افراطیتر از سلفش به نظر میرسد، هرچند برای شناخت دقیقتر دیدگاههای او در حوزه سیاست داخلی باید منتظر ماند.
ناصری همچنین به دیدگاههای منتسب به مجتبی خامنهای درباره افزایش جمعیت اشاره کرده و نوشته این مواضع نشانهای است که از نظر او، رهبر جدید جمهوری اسلامی در برخی حوزهها «متوهمتر» از علی خامنهای است.
به نوشته نیویورکتایمز، بنیامین نتانیاهو که در آغاز جنگ علیه حکومت ایران از نزدیکترین شرکای دونالد ترامپ در «تصمیمگیری» بود، اکنون از مذاکرات واشینگتن و تهران کنار گذاشته شده؛ تغییری که به گفته این روزنامه میتواند نشانه شکاف میان اهداف آمریکا و اسرائیل باشد.
موضوع اختلاف یا شکاف بین آمریکا و اسرائیل پیش از این نیز بارها مطرح شده، اما هر بار توسط نتانیاهو تکذیب شده است. مقامات ارشد اسرائیل و آمریکا همواره تاکید کردهاند که در مورد ایران بهطور مرتب با هم در تماس و رایزنی هستند.
به گزارش نیویورکتایمز، در آستانه حمله ۹ اسفند به ایران، نتانیاهو نهتنها در اتاق وضعیت کاخ سفید حضور داشت، بلکه هدایت بحثها را نیز برعهده گرفته بود و استدلال میکرد حمله مشترک آمریکا و اسرائیل میتواند به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود.
نخستوزیر اسرائیل هفته پیش در مصاحبه با برنامه «۶۰ دقیقه» سیبیاس این بخش از روایت را تکذیب کرد و تاکید کرد که در آن جلسه هرگز از حتمی بودن سقوط جمهوری اسلامی سخن نگفته است.
اما تنها چند هفته بعد، پس از آنکه این پیشبینیها محقق نشد، وضعیت تغییر کرد. دو مقام دفاعی اسرائیل به نیویورکتایمز گفتهاند دولت ترامپ اسرائیل را تقریباً بهطور کامل از روند مذاکرات آتشبس میان آمریکا و ایران کنار گذاشته است؛ تا جایی که مقامهای اسرائیلی برای اطلاع از روند گفتوگوها ناچار شدهاند به ارتباطات منطقهای و اطلاعات جمعآوریشده از داخل ساختار جمهوری اسلامی متکی شوند.
به نوشته این روزنامه، این تغییر جایگاه - از حضور در مرکز تصمیمگیری به نقش حاشیهای - میتواند پیامدهای سیاسی مهمی برای نتانیاهو داشته باشد. رهبر اسرائیل که در آستانه انتخابات، با رقابتی دشوار روبهرو است، سالها خود را به رایدهندگان اسرائیلی بهعنوان فردی با رابطهای ویژه با ترامپ معرفی کرده بود.
نتانیاهو در روزهای نخست جنگ تاکید داشت تقریباً هر روز با ترامپ گفتوگو میکند و دو طرف «با هم تصمیم میگیرند». او همچنین جنگ را فرصتی برای تحقق هدفی قدیمی میدانست: متوقف کردن دائمی برنامه هستهای ایران و حتی، در مقطعی، ایجاد شرایط برای سقوط حکومت جمهوری اسلامی.
اما نیویورکتایمز مینویسد بسیاری از افراد نزدیک به ترامپ از ابتدا ایده تغییر حکومت در ایران را غیرواقعبینانه میدانستند. با بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، اختلاف میان اولویتهای آمریکا و اسرائیل آشکارتر شد و ترامپ به سمت پذیرش آتشبس حرکت کرد.
به نوشته این گزارش، جمهوری اسلامی نهتنها سقوط نکرد، بلکه صرفاً با باقی ماندن در قدرت، توانسته روایتی از «پیروزی از طریق بقا» ارائه کند.
اهداف اصلی اسرائیل محقق نشد نتانیاهو در آغاز جنگ سه هدف اصلی را اعلام کرده بود: سرنگونی حکومت ایران، نابودی برنامه هستهای و از بین بردن برنامه موشکی ایران. نیویورکتایمز میگوید هیچیک از این اهداف تاکنون محقق نشدهاند.
در مقابل، یکی از پیشنهادهای اخیر آمریکا شامل تعلیق ۲۰ ساله فعالیت هستهای ایران بوده؛ پیشنهادی که از نگاه این روزنامه، میتواند به توافقی مشابه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شود؛ توافقی که نتانیاهو زمانی با آن مخالفت میکرد و ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد.
نیویورکتایمز همچنین مینویسد مقامهای اسرائیلی نگراناند موضوع موشکهای بالستیک حکومت ایران در مذاکرات فعلی اساساً مطرح نشده باشد؛ مسالهای که از نگاه اسرائیل، هر توافق احتمالی را ناقص میکند.
اسرائیل از «شریک برابر» به «وابسته به چراغ سبز آمریکا» رسید این گزارش تاکید میکند جنگ بهای سیاسی و راهبردی سنگینی برای اسرائیل داشته است. کشوری که سالها بر اصل «دفاع از خود با اتکا به خود» تاکید میکرد، اکنون آشکارا به تصمیمهای واشینگتن وابسته شده است.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، سوم اردیبهشت گفته بود: «ما فقط منتظر چراغ سبز آمریکا هستیم.»
نیویورکتایمز این اظهارات را عقبنشینی قابل توجهی نسبت به روزهای ابتدایی جنگ میداند؛ زمانی که آمریکا و اسرائیل با اطمینان از موفقیت، حتی مردم ایران را به سرنگونی حکومت تشویق میکردند.
به نوشته این روزنامه، همکاری نظامی میان دو کشور در آغاز جنگ بیسابقه بود؛ افسران اسرائیلی در مقر فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) حضور داشتند و افسران آمریکایی در مراکز فرماندهی ارتش اسرائیل مستقر بودند. تصمیمهای عملیاتی از جمله پاسخ به حملات موشکی حکومت ایران نیز بهصورت مشترک گرفته میشد.
اما ظرف چند هفته، روشن شد جنگ برخلاف انتظار ترامپ به پیروزی سریع منجر نمیشود و کاخ سفید تمرکز خود را از تغییر حکومت در ایران به پایان دادن به درگیریها تغییر داد.
مقامهای آمریکایی آگاه به نیویورکتایمز گفتهاند ترامپ نتانیاهو را شریک جنگ میدانست، اما نه شریک اصلی در مذاکرات؛ بلکه فردی که در حل بحرانها باید مهار شود.
به نوشته این گزارش، اسرائیل عملاً از یک شریک برابر به بازیگری شبیه «پیمانکار فرعی» در راهبرد آمریکا تبدیل شده است.
اختلاف بر سر حمله به زیرساختهای انرژی ایران نیویورکتایمز به چند نمونه اشاره میکند که اسرائیل با هماهنگی آمریکا حملاتی علیه زیرساختهای انرژی ایران انجام داد، اما بعداً با مخالفت یا فاصلهگیری واشینگتن روبهرو شد.
از جمله حملات به تاسیسات نفتی تهران و کرج و همچنین میدان گازی پارس جنوبی و تاسیسات انرژی در جنوب ایران.
در یکی از این موارد، ترامپ ابتدا اطلاع قبلی از حمله را رد کرد، سپس اسرائیل را به واکنش شدید متهم کرد و در نهایت گفت درباره حمله با نتانیاهو گفتوگو کرده، اما خواسته بود آن را انجام ندهد.
نتانیاهو پس از حمله به عسلویه و پارس جنوبی گفت: «واقعیت اول: اسرائیل بهتنهایی اقدام کرد. واقعیت دوم: رییسجمهوری ترامپ از ما خواست حملات بعدی را متوقف کنیم و ما این کار را انجام میدهیم.»
به گزارش نیویورکتایمز، ترامپ بعدها اسرائیل را تحت فشار گذاشت تا عملیات علیه حزبالله لبنان را نیز تنها چند روز پس از آتشبس متوقف کند.
تغییر روایت نتانیاهو؛ از حذف تهدید ایران تا تاکید بر اتحاد با آمریکا به نوشته نیویورکتایمز، نتانیاهو در ماههای اخیر ناچار شده روایت خود از اهداف جنگ را تغییر دهد. او که در ابتدا حذف تهدید هستهای و موشکی ایران را هدف اعلام میکرد، بعدها بیش از هر چیز بر اتحاد راهبردی با آمریکا تاکید کرد.
نتانیاهو گفته است: «تهدیدها میآیند و میروند، اما وقتی به یک قدرت منطقهای و در برخی حوزهها جهانی تبدیل شویم، توان دور کردن خطرها و تضمین آینده خود را خواهیم داشت.»
او این قدرت را ناشی از اتحاد خود با ترامپ دانسته و آن را «اتحادی که مشابهی ندارد» توصیف کرده است.
نیویورکتایمز در جمعبندی مینویسد آنچه در ماههای گذشته رخ داده، نه فقط تغییر مسیر جنگ علیه [حکومت] ایران، بلکه دگرگونی در رابطه قدرت میان آمریکا و اسرائیل بوده است؛ رابطهای که در آن، به باور این روزنامه، نتانیاهو از جایگاه «کمکخلبان» ترامپ به موقعیتی نزدیک به «مسافر» تنزل یافته است.
به گزارش اسرائیلهیوم، آمریکا و اسرائیل در حال بررسی این پرسش هستند که حذف مجتبی خامنهای میتواند حکومت ایران را بیثبات کند یا برعکس، به شکلگیری ساختاری رادیکالتر و توافقی شکننده مشابه برجام منجر شود.
به نوشته روزنامه اسرائیلهیوم در حالی که آمریکا و اسرائیل پس از ترور علی خامنهای درباره آینده ایران ارزیابیهای متفاوتی دارند، اکنون بحثی تازه در محافل سیاسی و امنیتی دو کشور شکل گرفته است: آیا حذف مجتبی خامنهای میتواند به بیثباتی بیشتر حکومت ایران و دستیابی به توافقی مطلوبتر منجر شود یا برعکس، خطر تکرار توافقهای گذشته و ظهور ساختاری رادیکالتر را افزایش خواهد داد.
به گزارش این روزنامه اسرائیلی، واشینگتن و اورشلیم بار دیگر با پرسشی راهبردی روبهرو شدهاند که پیشتر درباره علی خامنهای مطرح بود، اما اکنون به مجتبی خامنهای، جانشین جدید رهبری حکومت ایران، مربوط میشود: آیا حذف او به سود اهداف غرب و اسرائیل خواهد بود یا باقی ماندن او - هرچند ضعیف و آسیبپذیر - ثباتی نسبی ایجاد میکند که برای مدیریت بحران مفیدتر است؟
این گزارش میگوید ترور علی خامنهای، که با هماهنگی آمریکا و اسرائیل انجام شد، اقدامی بیسابقه بود؛ زیرا برای نخستین بار اسرائیل رهبر یک کشور دشمن را هدف قرار داد. هدف از این اقدام، به نوشته اسرائیلهیوم، تضعیف بنیادهای حکومت ایران بود.
به باور نویسنده، این هدف تنها تا حدی محقق شد. از یک سو، ساختار قدرت متمرکز در ایران آسیب دید و نشانههایی از اختلافات داخلی و تنش در روند تصمیمگیری آشکار شد. حملات جمهوری اسلامی به کشورهای خلیج فارس نیز، به ادعای این گزارش، در برخی موارد با مواضع رسمی سیاسی تهران همخوانی نداشته است. همچنین مجتبی خامنهای به عنوان رهبری «ضعیف، آسیبدیده و فاقد اقتدار کامل» توصیف میشود. فردی که مشخص نیست کنترل واقعی اوضاع را در دست دارد یا صرفاً در جریان تحولات قرار گرفته است.
اما از سوی دیگر، اسرائیلهیوم مینویسد حکومت ایران همچنان دارای ساختار فرماندهی و مرکز تصمیمگیری است و تا زمانی که فردی از خاندان خامنهای در راس قدرت قرار دارد، جمهوری اسلامی میتواند تصویر یک حکومت باثبات را حفظ کند.
به نوشته این روزنامه، مسعود پزشکیان و عباس عراقچی اکنون در برخی موضوعات، از جمله پرونده هستهای، انعطاف بیشتری نسبت به دوران علی خامنهای نشان میدهند؛ موضوعی که پیشتر امکانپذیر نبود، هرچند فاصله گرفتن آنها از خطوط اصلی سیاست نظام همچنان محدود است.
معضل راهبردی: حذف مجتبی خامنهای یا حفظ ساختار موجود؟ اسرائیلهیوم مینویسد موافقان حذف مجتبی خامنهای معتقدند ترور او میتواند حکومت ایران را وارد بحران جانشینی و آشفتگی سیاسی کند؛ وضعیتی که شاید به جناحهای عملگراتر فرصت دهد توافقی با غرب شکل دهند.
این گزارش برای توضیح این رویکرد به حمله اسرائیل به دوحه در سپتامبر گذشته اشاره میکند؛ حملهای که هدف آن، به ادعای نویسنده، تضعیف جناحی از حماس بود که مانع توافق درباره گروگانها شده بود.
اما مخالفان این دیدگاه هشدار میدهند در ایران «میانهروهای واقعی» آماده جانشینی وجود ندارند و حذف خامنهای ممکن است صرفاً به توافقی مشابه توافق هستهای دوران اوباما منجر شود؛ توافقی که از نگاه اسرائیل، محدودیتهای زمانی داشته و تهدیدهای بلندمدت را برطرف نکرده بود.
اسرائیلهیوم با اشاره به هشدارهای پیشین دادی بارنئا، رییس موساد، مینویسد مقامهای اسرائیلی سالها نسبت به محدودیت زمانی توافقهای هستهای هشدار دادهاند. به گفته نویسنده، حتی اگر حکومت ایران با توقف ۱۵ ساله برنامه هستهای موافقت کند، در نهایت محدودیتها پایان مییابد و مساله دوباره بازمیگردد.
نگرانی امنیتی جدید اسرائیل: پهپادها و قاچاق سلاح بخش دیگری از گزارش به تهدیدهای امنیتی جدید علیه اسرائیل اختصاص دارد. اسرائیلهیوم مینویسد پهپادها و قاچاق تسلیحات به چالشهایی تبدیل شدهاند که ساختارهای امنیتی اسرائیل هنوز بهطور کامل برای مقابله با آنها آماده نیستند.
این گزارش به حمله پهپادی حزبالله در اواخر سال ۲۰۲۴ اشاره میکند که بدون هشدار به نزدیکی محل اقامت نتانیاهو در قیصریه رسید. نویسنده این حادثه را نمونهای از ضعف در ساختارهای امنیتی توصیف میکند و میگوید تنها شانس مانع از تلفات شده است.
به نوشته اسرائیلهیوم، قاچاق سلاح نیز به سطحی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مسالهای جنایی دانست. برآوردها حاکی از وجود صدها هزار تا یک میلیون سلاح غیرقانونی در اسرائیل است؛ موضوعی که از نگاه نویسنده، یک تهدید امنیت ملی محسوب میشود.
گزارش همچنین هشدار میدهد ورود تجهیزات و کالاها به غزه - از جمله خودروها، تجهیزات ارتباطی یا پهپادها - میتواند برای حملات آینده مورد استفاده قرار گیرد و تهدیدهای جدیدی ایجاد کند.
انتخابات آینده اسرائیل و نقش مهاجران روسزبان اسرائیلهیوم در بخش پایانی به فضای سیاسی داخلی اسرائیل میپردازد و میگوید انتخابات آینده ممکن است تحت تاثیر موج جدید مهاجران روسیه و اوکراین قرار گیرد؛ افرادی که پس از جنگ میان دو کشور به اسرائیل مهاجرت کردهاند و اکنون برای نخستین بار در انتخابات شرکت خواهند کرد.
به نوشته این روزنامه، هنوز مشخص نیست این رایدهندگان به کدام جریان سیاسی گرایش خواهند داشت، اما بخشی از برآوردها نشان میدهد احتمال حمایت بیشتر آنها از اپوزیسیون وجود دارد.
گزارش همچنین به اختلافهای منطقهای و جنسیتی در افکار عمومی اسرائیل اشاره میکند؛ از جمله اینکه حمایت از نتانیاهو در میان مردان بیشتر از زنان است و ساکنان اورشلیم بیش از مناطق شمالی، عملکرد دولت در جنگ را موفق ارزیابی میکنند.
اسرائیلهیوم در جمعبندی مینویسد رایدهندهای که احتمالاً سرنوشت انتخابات آینده اسرائیل را تعیین میکند، ممکن است زنی ۳۰ تا ۵۰ ساله باشد که در انتخابات قبلی از ائتلاف حاکم حمایت کرده، اکنون از عملکرد دولت ناراضی است و تصمیم خود را بر اساس ارزیابی از امنیت، نتایج جنگ و ثبات اقتصادی خواهد گرفت.
سه ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ با پرسشی روبهرو شده که فراتر از موفقیتهای نظامی در میدان نبرد است: آیا او در حال باختن جنگی است که قرار بود به پیروزی سریع و تثبیت موقعیت ژئوپلیتیک آمریکا منجر شود؟
تحلیلگران به رویترز میگویند کنترل [حکومت] ایران بر تنگه هرمز، تداوم برنامه هستهای و باقی ماندن ساختار جمهوری اسلامی، ادعاهای ترامپ درباره پیروزی را با تردید مواجه کرده است.
به گزارش رویترز، اگرچه آمریکا در ماههای گذشته ضربات سنگینی به توان نظامی حکومت ایران وارد کرده، اما توانایی تهران در حفظ اهرمهای راهبردی - از جمله کنترل بر تنگه هرمز و مقاومت در برابر امتیازدهی هستهای - این پرسش را مطرح کرده که آیا واشینگتن میتواند موفقیتهای تاکتیکی را به دستاورد سیاسی و ژئوپلیتیک تبدیل کند یا نه.
به نوشته این گزارش، ادعاهای مکرر ترامپ درباره «پیروزی کامل» برای برخی تحلیلگران قانعکننده نیست؛ بهویژه در شرایطی که مسیر بحران میان مذاکرات نامطمئن و تهدیدهای متناوب برای ازسرگیری حملات در نوسان است.
رویترز هشدار میدهد این خطر وجود دارد که آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج فارس از جنگ در موقعیتی ضعیفتر خارج شوند، در حالی که [حکومت] ایران - با وجود خسارتهای نظامی و اقتصادی - ممکن است به دلیل نشان دادن توانایی خود در مختل کردن حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز، نفوذ بیشتری به دست آورده باشد.
جنگ کوتاه ترامپ ممکن است به شکست راهبردی تبدیل شود آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین دولتهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا در خاورمیانه، به رویترز گفته است: «سه ماه گذشته و به نظر میرسد جنگی که قرار بود یک پیروزی کوتاهمدت برای ترامپ باشد، در حال تبدیل شدن به یک شکست راهبردی بلندمدت است.»
رویترز مینویسد این وضعیت برای ترامپ حساسیت ویژهای دارد؛ زیرا او همواره نسبت به تصویر «بازنده» بودن حساس بوده و این تعبیر را علیه رقبای سیاسی خود به کار برده است.
تحلیلگران معتقدند همین مساله ممکن است او را به سمت رد هر توافقی سوق دهد که شبیه عقبنشینی از مواضع حداکثری یا بازگشت به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با حکومت ایران باشد؛ توافقی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود لغو کرد.
با این حال، کاخ سفید این ارزیابیها را رد میکند. اولیویا والز، سخنگوی کاخ سفید، گفته است: «آمریکا به همه اهداف نظامی خود در عملیات خشم حماسی دست یافته یا از آن فراتر رفته است.»
او افزوده: «رییسجمهوری ترامپ همه برگهای برنده را در اختیار دارد و همه گزینهها را روی میز نگه داشته است.»
افزایش فشار داخلی؛ از قیمت سوخت تا انتخابات به گزارش رویترز، ادامه بحران با ایران در حالی رخ میدهد که ترامپ با افزایش قیمت بنزین، افت محبوبیت و فشار سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر روبهرو است.
جنگ با ایران همچنین با وعدههای انتخاباتی او درباره پرهیز از مداخلات نظامی غیرضروری در تضاد قرار گرفته است.
برخی تحلیلگران میگویند ترامپ اکنون میان دو گزینه گرفتار شده است؛ پذیرش توافقی ناقص برای خروج از بحران و یا تشدید دوباره درگیری و خطر گرفتار شدن در بحرانی طولانیتر.
به گفته این تحلیلگران، یکی از سناریوهای احتمالی میتواند انجام حملات محدود اما شدید علیه ایران و معرفی آن بهعنوان «پیروزی نهایی» باشد.
اهداف اعلامشده ترامپ؛ بدون تحقق روشن ترامپ اهداف اصلی جنگ را «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای»، «پایان دادن به توانایی ایران برای تهدید منطقه و منافع آمریکا» و «ایجاد شرایطی برای تضعیف یا سرنگونی حکومت ایران» توصیف کرده بود. اما رویترز مینویسد هیچ نشانه روشنی از تحقق این اهداف وجود ندارد.
جاناتان پانیکوف، مقام پیشین اطلاعاتی آمریکا، گفته است: «رهبران [حکومت] ایران بقای خود پس از حمله آمریکا را موفقیت میدانند و همزمان دریافتهاند تا چه حد میتوانند بر کشتیرانی خلیج فارس نفوذ اعمال کنند.»
او افزوده [حکومت] ایران به نظر میرسد معتقد است میتواند فشار اقتصادی بیشتری نسبت به ترامپ تحمل کرده و دوام بیاورد.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست به نوشته رویترز، مهمترین هدف اعلامی ترامپ یعنی خلع هستهای ایران همچنان محقق نشده است. برآورد میشود بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا پس از حملات آمریکا و اسرائیل همچنان باقی مانده و امکان بازیابی و فرآوری بیشتر آن وجود داشته باشد.
دو مقام ارشد ایرانی نیز به رویترز گفتهاند رهبر جمهوری اسلامی دستور داده اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی به خارج از کشور منتقل نشود.
برخی تحلیلگران هشدار دادهاند جنگ ممکن است حکومت ایران را بیش از گذشته به سمت توسعه بازدارندگی هستهای سوق دهد؛ مشابه مسیری که کره شمالی طی کرده است.
حکومت ایران همچنان توان منطقهای خود را حفظ کرده است رویترز گزارش میدهد هدف دیگر ترامپ، یعنی توقف حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی، نیز محقق نشده است.
علاوه بر این، پس از جنگ، رهبران جدید حکومت ایران تندروتر از اسلاف کشتهشده خود توصیف میشوند و همچنان به باور تحلیلگران، موشکها و پهپادهای کافی برای تهدید کشورهای منطقه در اختیار دارند.
پیامدهای جهانی؛ اروپا، روسیه و چین به نوشته رویترز، جنگ با ایران همچنین به روابط آمریکا با متحدان اروپایی آسیب زده؛ زیرا بسیاری از دولتهای اروپایی از حمایت از جنگی که درباره آن مورد مشورت قرار نگرفته بودند، خودداری کردهاند.
همزمان، چین و روسیه نیز به گفته تحلیلگران از ضعفهای ارتش آمریکا در مقابله با تاکتیکهای نامتقارن حکومت ایران و کاهش ذخایر تسلیحاتی واشینگتن درس گرفتهاند.
رابرت کیگن، پژوهشگر موسسه بروکینگز، در تحلیلی نوشته پیامد این جنگ ممکن است حتی بیش از عقبنشینیهای آمریکا از ویتنام و افغانستان به اعتبار جهانی واشینگتن آسیب بزند.
او نتیجه گرفته است: «هیچ بازگشتی به وضعیت پیشین وجود نخواهد داشت و هیچ پیروزی نهایی آمریکا نمیتواند آسیبهای ایجادشده را جبران کند.»
رویترز در جمعبندی مینویسد در حالی که جنگ وارد ماه چهارم شده، پرسش اصلی دیگر این نیست که ترامپ چند نبرد را برده، بلکه این است که آیا آمریکا در حال از دست دادن جنگی است که قرار بود موازنه قدرت در خاورمیانه را به سود واشینگتن تغییر دهد.
گزارشها درباره بررسی سازوکاری جدید از سوی حکومت ایران برای مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز، همزمان با پیشرفت محدود مذاکرات تهران و واشینگتن، نگرانیها درباره اختلال طولانیمدت در بازار جهانی انرژی و کمبود عرضه نفت را افزایش داده است.
به گزارش نشریه اماراتی گلفنیوز، ابهامها درباره آینده تنگه هرمز پس از انتشار گزارشهایی مبنی بر گفتوگوهای حکومت ایران و عمان برای ایجاد چارچوب پرداخت هزینه عبور کشتیها افزایش یافته است؛ اقدامی که میتواند نشاندهنده تلاش تهران برای تبدیل نفوذ خود بر مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان به اهرمی راهبردی و بلندمدت باشد.
این گفتوگوها که پیشتر توسط بلومبرگ و نیویورکتایمز گزارش شدهاند، از نگاه ناظران حائز اهمیتاند؛ زیرا ممکن است نشاندهنده تلاش حکومت ایران برای جلب حمایت منطقهای جهت ایجاد سازوکاری جدید برای مدیریت کشتیرانی در تنگه هرمز باشد.
هشدار آژانس بینالمللی انرژی درباره ورود بازار نفت به «منطقه خطر» به نوشته گلفنیوز، طولانی شدن اختلال در تردد از تنگه هرمز پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، نگرانیها درباره بحران عرضه نفت را تشدید کرده است.
فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده در صورت ادامه محدودیتها بر عبور نفتکشها و احیا نشدن عرضه، بازار جهانی نفت ممکن است تا ماههای ژوئیه یا اوت وارد «منطقه قرمز» شود.
او گفته است بسته ماندن طولانیمدت هرمز، ذخایر اضطراری انرژی را کاهش داده و بازارهای جهانی را با خطر کمبود شدید عرضه مواجه کرده است.
این تحولات در حالی است که اختلال در تردد از تنگه هرمز اکنون وارد چهارمین ماه خود شده است.
تحریمهای تازه اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی همزمان، شورای اتحادیه اروپا اعلام کرده دامنه تحریمهای مرتبط با حکومت ایران را گسترش میدهد تا افراد و نهادهایی را که در اقدام علیه حق عبور ترانزیتی و آزادی ناوبری در تنگههای بینالمللی نقش دارند، شامل شود.
طبق اصلاحات جدید، اتحادیه اروپا میتواند افراد و نهادهای مرتبط با اقداماتی که آزادی ناوبری در تنگه هرمز را محدود میکند، هدف تحریمهای بیشتری قرار دهد.
این اقدامات شامل ممنوعیت ورود یا عبور از قلمرو اتحادیه اروپا و همچنین توقیف داراییها خواهد بود.
نگرانی از تشدید تنشها در خلیج فارس گلفنیوز مینویسد افزایش نگرانیها درباره بحران نفت، تشدید محدودیتهای حریم هوایی ایران و نشانههای افزایش آمادگی نظامی آمریکا، همگی بازتابدهنده شکنندگی وضعیت امنیتی در خلیج فارس هستند.
در حالی که چشمانداز مذاکرات میان تهران و واشینگتن روشن نیست، بازارهای جهانی انرژی خود را برای احتمال اختلالی طولانیمدت در عرضه نفت و پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی آماده میکنند.