آتش در جنگلهای زاگرس؛ شعلهها از امدادگران پیشی گرفتند
در حالی که مقامهای دولتی از مهار آتشسوزیهای اخیر در جنگلهای استان فارس خبر میدهند، داوطلبان و فعالان محیط زیست میگویند آتشسوزیهای گسترده، کمبود تجهیزات، فرسودگی امکانات و ضعف مدیریت، عملیات اطفای حریق در جنگلهای زاگرس را با بحرانی جدی روبهرو کرده است.
بر اساس گزارش نشریه «پیام ما»، از ۲۰ اردیبهشت تا سوم تیرماه امسال، استان فارس با موجی کمسابقه از آتشسوزیهای جنگلی روبهرو بوده است. از ۱۳ مورد حریق در شهرستان کوهچنار طی ۱۲ روز و چهار آتشسوزی همزمان در نورآباد ممسنی گرفته تا شش کانون حریق در هشتم خرداد، پنج آتشسوزی در یک روز در کوهچنار و حریقهای متعدد در کوهمره سرخی، مالهگاله، پارک ملی بمو و دیگر مناطق زاگرس.
بختیار کشاورز، عضو تیم اطفای حریق «حامیان طبیعت زاگرس»، به پیام ما گفت اگرچه آتشسوزیهای امسال در نورآباد نسبت به سال گذشته حدود یک ماه دیرتر آغاز شد، اما بارندگیهای مناسب باعث رشد انبوه پوشش گیاهی شده و همین موضوع وسعت آتشسوزیها را چند برابر کرده است.
او هشدار داد: «دعا کنید امسال به خیر بگذرد. با این وضعیت پوشش گیاهی، دعا کنید برای داوطلبان زاگرس اتفاقی نیفتد.»
تجهیزات فرسوده و مدیریت ناکارآمد
به گفته این فعال محیط زیست، اگرچه جلسات هماهنگی میان منابع طبیعی، ستاد مدیریت بحران و گروههای مردمی نسبت به سال گذشته وضعیت پشتیبانی را اندکی بهبود داده، اما وسعت مناطق حریق و کمبود شدید نیرو و امکانات، همچنان مانع مهار سریع آتش است.
داوطلبان گفتند بخش زیادی از تجهیزات مورد استفاده آنها فرسوده شده است.
کشاورز گفت دستگاه دمندهای که چهار سال از آن استفاده کرده، دیگر کارایی لازم را ندارد و به دلیل مشکلات اقتصادی، کمکهای مردمی برای خرید تجهیزات جدید نیز به شدت کاهش یافته است.
به گفته او، داوطلبان حتی برای تهیه کفش، لباس و دستکش استاندارد نیز با مشکل روبهرو هستند.
فعالان محیط زیست همچنین نسبت به امنیت نیروهای داوطلب هشدار دادند.
کشاورز گفت سال گذشته یکی از اعضای گروه آنها از کوه سقوط کرد و بهطور معجزهآسایی جان سالم به در برد.
نیاز امدادگران به تجهیرات استاندارد
او تاکید کرد داوطلبانی که در کنار شعلههای آتش فعالیت میکنند، به تجهیزات ایمنی استاندارد نیاز دارند.
محمد مرادپور، عضو تیم اطفای حریق «سرچهان»، نیز در گفتوگو با پیام ما، آتشسوزی منطقه حفاظتشده روشنکوه را یکی از بزرگترین حریقهای سالهای اخیر توصیف کرد. آتشی که به گفته او بیش از ۱۲ ساعت ادامه داشت و بخش قابل توجهی از درختان بنه را از بین برد.
به گفته مرادپور، عملیات اطفای حریق عمدتا با مشارکت نیروهای مردمی انجام شد و گروههای داوطلب به صورت نوبتی وارد خط آتش شدند.
با این حال او گفت مشارکت مردمی نسبت به گذشته کاهش یافته است؛ موضوعی که علاوه بر مشکلات اقتصادی و اختلال در اطلاعرسانی، به نبود برخورد قضایی با عاملان آتشسوزیها نیز نسبت داده میشود.
او گفت در ساعات اولیه حریق، چند نفر در میان حلقه آتش گرفتار شدند و اگر حادثهای برای آنها رخ میداد، مشخص نبود چه نهادی پاسخگو خواهد بود.
مرادپور همچنین از کمبود تجهیزات، ضعف مدیریت بحران و تاخیر در اعزام ماشینآلات ایجاد آتشبُر انتقاد کرد و گفت اگر امکانات استانهای همجوار در همان ساعات اولیه وارد عمل میشدند، دامنه آتش تا این اندازه گسترش پیدا نمیکرد.
شریف محمدی، سرپرست تیم اطفای حریق شهرستان کوهچنار، نیز به پیام ما گفت تنها در یک ماه گذشته ۲۷ مورد آتشسوزی در این شهرستان رخ داده است. رقمی که به گفته او از آمار رسمی منابع طبیعی بیشتر است، زیرا برخی مناطق تحت مدیریت شهرداریها در آمار رسمی ثبت نمیشوند.
او از آتشسوزی گسترده هفته گذشته در بخشی از ذخیرهگاه زیستکره ارژن و پریشان خبر داد که حدود ۱۸ هزار هکتار را درگیر کرد و مهار آن ۴۸ ساعت زمان برد.
محمدی گفت منابع طبیعی تنها یک نیروی عملیاتی برای حفاظت از این محدوده وسیع در اختیار داشت و بخش عمده عملیات با تجهیزات شخصی داوطلبان انجام شد.
منشا انسانی آتشسوزیها
به گفته این فعال محیط زیست، بسیاری از آتشسوزیها منشا انسانی دارند.
او گفت برخی افراد برای تصرف اراضی ملی یا پس از تخریب مزارع غیرقانونی خشخاش، اقدام به آتش زدن جنگلها میکنند.
محمدی که خود در جریان عملیات هفته گذشته از کوه سقوط کرده اما آسیب جدی ندیده است، گفت سال گذشته نیز بر اثر حادثهای در اطفای حریق دچار شکستگی دنده و آسیب پا شده است.
او افزود یکی دیگر از اعضای تیمش نیز سال گذشته بر اثر سقوط از ارتفاع دچار شکستگی مهرههای کمر و کتف شد و با وجود داشتن کارت همیار طبیعت و بیمه، هنوز برای دریافت حقوق قانونی خود درگیر پیگیریهای قضایی است.
او هشدار داد که با ادامه روند فعلی، داوطلبان انگیزه خود را برای حضور در عملیات از دست خواهند داد.
محمدی همچنین گفت امسال برای نخستین بار در بیش از ۴۰۰ عملیات اطفای حریق احساس ترس کرده است، زیرا ارتفاع شعلهها به حدود ۱۵ متر میرسید و امکان نزدیک شدن به آتش با دمنده وجود نداشت.
به گفته او، با گرمتر شدن هوا و سرایت آتش به ارتفاعات، احتمال وقوع حریقهای گستردهتر در هفتههای آینده بسیار زیاد است.
داوطلبان همچنین تاکید کردند استفاده از بالگرد برای انتقال نیرو به مناطق صعبالعبور، بسیار موثرتر از استفاده از بالگردهای آبپاش است.
به گفته آنها، در بسیاری از موارد نیروهای امدادی ناچارند هشت تا ۹ ساعت کوهنوردی کنند تا به محل آتش برسند و همین موضوع توان آنها را برای مقابله با حریق کاهش میدهد.
آنها همچنین خواستار استفاده از پهپادها یا هلیشات برای پایش مناطق پس از اطفای حریق و شناسایی مسیر گسترش آتش شدهاند. اقدامی که به گفته آنان میتواند از بازگشت غیرضروری نیروها به منطقه و اتلاف امکانات جلوگیری کند.
محمدحسین حسینزاده، از دیگر اعضای تیمهای مردمی اطفای حریق در کوهمره سرخی، نیز به پیام ما گفت بالگرد میتواند زمان رسیدن نیروها به منطقه را به شکل چشمگیری کاهش دهد و دستگاههای دمنده، در صورت در اختیار داشتن تعداد کافی، کارایی معادل ۲۰ نیروی انسانی دارند؛ اما کمبود امکانات و کاهش کمکهای مردمی، توان داوطلبان را محدود کرده است.
در مقابل، شهرام منتصری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان فارس، چهارم تیرماه به خبرگزاری ایسنا گفت آتشسوزی در جنگلهای بالاده کازرون و کوهمره سرخی به طور کامل مهار شده و در حال حاضر هیچ کانون فعال آتشی در منطقه وجود ندارد.
او افزود عملیات پایش همچنان ادامه دارد تا از شعلهور شدن دوباره آتش جلوگیری شود.
به گفته منتصری، آتش چندین بار به دلیل وزش باد شدید دوباره شعلهور شده و عملیات مهار آن چهار تا پنج بار تکرار شده است.
او همچنین گفت در جریان عملیات اطفای حریق، بالگرد در یک روز ۱۲ سورتی پرواز انجام داده است.
با این حال، اسماعیل حسینی، نماینده شیراز و زرقان در مجلس شورای اسلامی، پنجم تیرماه به ایسنا گفت آتشسوزی کوهمره سرخی که از ۳۱ خرداد با منشا انسانی آغاز شد، به دلیل «بیتدبیری» شش روز ادامه یافت و بخشهایی از جنگلهای ارزشمند زاگرس را از بین برد.
او با انتقاد از عملکرد دستگاههای مسئول گفت بیش از ۹۰ درصد آتشسوزیهای جنگلهای زاگرس منشا انسانی دارند و بخش عمده آنها با آموزش و پیشگیری قابل جلوگیری است، اما مسئولان هر سال تنها پس از آغاز آتشسوزیها به فکر تامین اعتبار و تجهیزات میافتند.
حسینی همچنین از اجرا نشدن دستورهای وزیر جهاد کشاورزی برای تجهیز پاسگاه حفاظتی کوهمره سرخی، کمبود نیرو و تجهیزات، نقص فنی تنها بالگرد آبپاش استان و نبود برنامه جامع پیشگیری و پایش انتقاد کرد و خواستار برخورد قضایی با عاملان آتشافروزی و ایجاد سازوکاری مشخص برای سازماندهی و تجهیز نیروهای مردمی شد.
مجموعه روایتهای داوطلبان، مقامهای منابع طبیعی و نماینده مجلس نشان میدهد هرچند آتشسوزیهای اخیر در برخی مناطق مهار شدهاند، اما با آغاز فصل گرما، انبوه پوشش گیاهی، کمبود امکانات و تداوم عوامل انسانی، نگرانیها درباره تکرار حریقهای گسترده در جنگلهای زاگرس همچنان پابرجاست.
مرکز آمار ایران گزارش شاخص قیمت مصرفکننده در خرداد ماه را منتشر کرد. بر اساس این گزارش، نرخ تورم نقطه به نقطه به نزدیک ۸۹ درصد، نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد و نرخ تورم ماهانه به نزدیک شش درصد رسید.
بر اساس این گزارش که شنبه ششم تیرماه منتشر شد، در حالی که تورم نقطه به نقطه در کل کشور نزدیک به ۸۹ درصد است، این رقم در مناطق روستایی از ۱۰۰ درصد عبور کرده و به ۱۰۸.۱ درصد رسیده است.
نرخ تورم نقطه به نقطه، در گروه خوراکیها و آشامیدنیها در خرداد امسال نسبت به خرداد ۱۴۰۴، در کل نزدیک به ۱۳۵ درصد است. این رقم در اردیبهشت ماه نسبت به اردیبهشت سال گذشته ۱۳۰ درصد بود.
تورم نقطه به نقطه گروه خوراکیها و آشامیدنیها در ماه خرداد در مناطق شهری حدود ۱۳۳ درصد اما در مناطق روستایی نزدیک به ۱۴۱ درصد ثبت شده است.
تورم ۱۲ ماه منتهی به خرداد ۱۴۰۵، نسبت به ۱۲ ماه منتهی به خرداد ۱۴۰۴ در گزارش مرکز آمار، برای مناطق شهری ۶۰.۳ درصد و در مناطق روستایی ۷۲.۴ درصد ثبت شده است.
همچنین تورم ماهانه خرداد، نسبت به شهریور در کل کشور ۵.۹ درصد، در مناطق شهری ۵.۸ درصد اما در مناطق روستایی ۶.۶ درصد گزارش شده است.
گروه خوراکیها، افزایش تا ۲۷۸ درصد
در گروه خوراکیها، روغن و چربیها بیشترین افزایش قیمت را داشتهاند.
تورم نقطه به نقطه این گروه در خردادماه ۲۷۸.۴ درصد گزارش شده است. تورم سالانه این گروه نیز در ۱۲ ماه منتهی به ماه خرداد، ۱۴۳ درصد و تورم ماهانه آن در خردادماه نسبت به اردیبهشت ماه، ۶۶ درصد بوده است.
در گزارش مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه گوشت قرمز و ماکیان، ۱۷۸.۲ درصد، لبنیات و تخم مرغ، ۱۵۱.۹ درصد، چای و قهوه ۱۰۲ درصد و شکر و شیرینیجات، ۱۰۱.۶ درصد گزارش شده است.
تورم نقطه به نقطه سایر گروههای خوراکیها و آشامیدنیها بین ۶۴ تا ۱۰۰ درصد گزارش شده است.
تورم نقطه به نقطه دخانیات نیز ۱۷۳.۸ درصد و تورم سالانه این گروه ۹۵.۴ درصد گزارش شده است.
گروه مسکن و انرژی: افزایش تا ۱۰۹ درصد
تورم نقطه به نقطه اجاره مسکن ۳۱.۲ درصد و خدمات نگهداری و تعمیر واحدهای مسکونی ۷۷.۵ درصد گزارش شده است.
در این گروه، تورم نقطه به نقطه، آب، برق و سوخت ۱۰۹.۴ درصد گزارش شده است.
افزایش قیمت سایر بخشها
تورم نقطه به نقطه در گروه بهداشت و درمان، ۸۱.۴ درصد، در بخش خرید وسایل نقلیه، ۱۲۴.۱ درصد، در بخش استفاده از وسایل حمل و نقل شخصی ۹۷.۶ درصد، در بخش استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی ۸۲.۵ درصد، در بخش ارتباطات ۸۸.۲ درصد، در بخش تفریح و فرهنگ ۹۰.۴ درصد و در بخش آموزشی ۴۸.۴ درصد گزارش شده است.
مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر با هشدار نسبت به گسترش سریع مواد مخدر صنعتی و روانگردانهای جدید، اعلام کرد شمار افراد دارای اعتیاد در ایران به حدود سه میلیون و ۸۰۰ هزار نفر رسیده است.
از سوی دیگر، سرعت عرضه مواد مخدر صنعتی جدید به حدی رسیده است که پیش از یافتن راهکار درمانی مناسب برای مواد قبلی، مواد جدیدی وارد بازار میشوند.
سلیمان عباسی، شنبه ششم تیر ماه در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت عوامل اجتماعی و اقتصادی مانند فقر، بیکاری، مشکلات خانوادگی و اختلالات روانی، سود کلان قاچاق مواد مخدر و همچنین آنچه او نقش «بیگانگان» در ورود مواد مخدر به کشور خواند، از مهمترین عوامل گسترش اعتیاد هستند.
به گفته این مقام دولتی، اعتیاد دیگر مانند گذشته محدود به اقشار کمبرخوردار نیست و در میان افراد تحصیلکرده و دارای موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب نیز دیده میشود.
عباسی افزود با کاهش دسترسی به مواد سنتی، تولیدکنندگان به سمت ساخت مواد مخدر صنعتی با ترکیبات شیمیایی ناشناخته رفتهاند. موادی که با نامهایی مانند «فلاکا، زایلازین، میتازین، قرص کا، کمیکال، شیشه و انواع کاتینونها» در بازار عرضه میشوند.
او با اشاره به اینکه تنها از خانواده کاتینونها حدود ۱۷۸ ترکیب مختلف در جهان شناسایی شده است، گفت سرعت تولید و عرضه این مواد به اندازهای بالاست که هنوز هیچ پروتکل درمانی موثری برای بسیاری از آنها تدوین نشده و پیش از یافتن روش درمان، ترکیبات جدید وارد بازار میشوند.
عباسی همچنین تاکید کرد هنوز آمار دقیقی از میزان شیوع این مواد در ایران وجود ندارد، اما آگاهیبخشی به جوانان برای مقابله با «تبلیغات فریبنده درباره بیضرر بودن یا خواص بهظاهر مثبت این مواد» ضروری است.
به گفته او، مصرفکنندگان اغلب با وعدههایی مانند کاهش استرس، افزایش انرژی، کمک به تمرکز یا کاهش وزن، به مصرف این مواد ترغیب میشوند، اما در نهایت دچار وابستگی و عوارض جدی خواهند شد.
مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنین حشیش و گُل را پرمصرفترین مواد مخدر در ایران دانست و سیگار را مهمترین دروازه ورود به اعتیاد توصیف کرد.
او هشدار داد عادیسازی مصرف سیگار، بهویژه از طریق الگوبرداری جوانان از چهرههای شناختهشده، حساسیت جامعه را نسبت به مصرف مواد کاهش میدهد و حتی امکان مخلوط کردن مواد روانگردان با سیگارهای معمولی، خطر گرایش به اعتیاد را بیش از پیش افزایش داده است.
همزمان با این سخنان، کمبود و گرانی داروهای درمان اعتیاد در ایران، روند معالجه بسیاری از مصرفکنندگان مواد مخدر را با اختلال روبهرو کرده و نگرانیها را درباره روی آوردن آنها به مواد خطرناکتر و تشدید آسیبهای اجتماعی، افزایش داده است.
سعید صفاتیان، مدیرکل پیشین درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، پیشتر گفته بود: «از آنجا که قیمت تریاک در بازار غیرقانونی بسیار بالاست، برخی مصرفکنندگان ممکن است به سمت مواد خطرناکتری مانند شیشه سوق پیدا کنند.»
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
به نوشته این روزنامه، سرنگونی حکومت در ایران یا خارج کردن ذخایر اورانیوم از این کشور میتوانست تا حدی به نفع ترامپ باشد، اما جهش قیمت انرژی تقریبا بهطور قطع به شکست او در انتخابات منجر میشود.
بر اساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا دو برگ برنده تعیینکننده در اختیار داشت: نخست، عملیات زمینی برای خارج کردن ذخایر اورانیوم؛ اما ترامپ معتقد بود که در نهایت میتواند از طریق توافق نیز به این هدف برسد.
دوم، نابودی زیرساختهای انرژی در ایران.
در حالی که موضوع انرژی در آمریکا مساله اصلی بود، در اسرائیل این موضوع، دغدغه اول نبود.
از سوی دیگر، هیچ مقام مسئولی نتوانست به ترامپ تضمین دهد که حکومت ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای پاییز ۱۴۰۵ در آمریکا، سقوط خواهد کرد تا ترامپ بتواند روی آن بهعنوان برگ برنده در انتخابات حساب کند.
بنابراین توافق با تهران گزینه در دسترسی بود که به ترامپ در انتخابات پیش رو کمک خواهد کرد.
بند نانوشته در توافق
اسرائیلهیوم در ادامه تحلیل خود، در ارزیابی توافق تهران و واشینگتن نوشت که اگرچه بسیاری آن را با برجام مقایسه میکنند، اما این توافق بندی پنهان دارد که بر اساس آن، تحریمها علیه ایران از بین نمیروند، بلکه موقتا غیرفعال میشوند، در حالی که آمریکا از لحظه امضا به همه آنچه میخواهد، رسیده است؛ تنگه هرمز باز شده و جریان انرژی (کم و بیش) به حالت قبل بازگشته است.
در واقع با این توافق، تقریبا تمام فشار اقتصادی بر آمریکا برداشته میشود، اما تنها بخش کوچکی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش مییابد.
در ادامه این تحلیل آمده است که درباره میزان خسارت واردشده به ایران در جنگ نیز اختلافنظر وجود دارد. برخی آن را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار و برخی تا یک تریلیون دلار برآورد میکنند.
در هر صورت، منفعت اقتصادی حاصل از کاهش محدود تحریمها برای ایران مانند آن است که بخواهید استخری خالی را با یک فنجان آب پر کنید.
شش ماه دیگر، وقتی شهروندان ایران ببینند گشایشی حاصل نشد
مقامهای ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به احتمال شکلگیری اعتراضات در ایران، در شرایطی که حکومت از فضای جدید سود میبرد، بدبین بودند اما منبع اسرائیلهیوم، دیدگاه خوشبینانهتری دارد.
او گفته است: «نباید فراموش کرد که حتی پیش از این خسارت عظیم نیز مردم با وجود نداشتن چیزی برای از دست دادن، به خیابانها آمدند. شش ماه دیگر، وقتی شهروندان در ایران دریابند شرایط دشوار اقتصادی همچنان ادامه دارد، چه خواهند کرد؟ حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد؟»
توصیه به خویشتنداری
اسرائیلهیوم در ادامه، به سابقه تنشها بین نتانیاهو و ترامپ اشاره کرد و از قول منابع خود نوشت این اولین بار نیست که این دو در روابط خود دچار تنش شدهاند، اما در موارد قبلی اختلافات پشت درهای بسته حل و فصل میشد.
نویسنده این مقاله نوشت: «تفاوت این بار بیشتر به این دلیل است که ترامپ تصمیم گرفته تقریبا به هر تماس ناشناسی پاسخ دهد؛ حتی اگر خبرنگاری پشت خط باشد.»
اسرائیلهیوم به کنایه تاکید کرد رهبران اسرائیل مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از حمایت حزب دموکرات آمریکا برخوردار نیستند و از طرفی، ایتالیا در دو جبهه درگیر جنگ نیست.
بر این اساس، این مقاله استدلال کرد: «این درگیریهای لفظی فقط زیان به همراه دارند. سکوت کنید، صبر داشته باشید و اجازه دهید زمان بگذرد. این همان کاری است که باید انجام شود.»
منبع آگاه مقاله اسرائیلهیوم تاکید کرد: «هنوز زمان وجود دارد و زمان به سود کسی است که از آن بهدرستی استفاده کند. آیا این توافق یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعا هم یک فاجعه نیست.»
اعتراضات انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابانهای ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارشها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترکنشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.
در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دیماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.
در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.
از سوی دیگر، روایتهای شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضربوشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه بهعنوان محل نگهداری موقت بازداشتشدگان است.
گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی
آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوتترین استانهای ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار میرود.
بررسی دادههای رسیده نشان میدهد اعتراضات دستکم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای دادهاند.
ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترکنشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمعهای خیابانی بودند و همزمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.
در ارومیه، تجمعها در خیابانهای اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلیخان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شد.
در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمعهای خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل میداد.
در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارشهای متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوانهای اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان میدهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.
فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری
بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان میدهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنهای، را هدف قرار میداد تا اعتراضها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.
در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمیگرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام بردند.
همزمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده میشد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان میدهد.
سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی
همزمان با گسترش اعتراضات، گزارشهای متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایتهای مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمعها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباسشخصی و کنترل خیابانهای اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.
در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشکآور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.
در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی همزمان با اعتصابها و تجمعهای اعتراضی گزارش شد.
روایتهای میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشتشدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمعها حکایت دارد.
مسجد لطفعلیخان؛ روایت بازداشتهای خشونتآمیز
یکی از متفاوتترین روایتهای رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلیخان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارشهای مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشتشدگان تبدیل شده بود.
شاهدان میگویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل میکردند و سپس آنها را به مراکز دیگر میبردند.
همچنین گزارشهایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تکتیراندازان بر بام ساختمانهای اطراف مطرح شده است.
مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونتآمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایتهای شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ رسیدگی به پروندهای را آغاز کرده است که در آن یک شهروند دانمارکی افغانستانی تبار، به جاسوسی برای جمهوری اسلامی و شناسایی اهداف یهودی و حامیان اسرائیل در آلمان، بهمنظور «حملات احتمالی تروریستی» متهم شده است.
بر اساس کیفرخواست، متهم اصلی، مردی ۵۴ ساله با تابعیت دانمارک و تبار افغانستانی، متهم است که به دستور جمهوری اسلامی، از یهودیان و حامیان اسرائیل در آلمان جاسوسی کرده و اطلاعات مربوط به آنها را برای انجام حملات احتمالی، از جمله قتل و آتشسوزی، جمعآوری کرده است.
به گفته دادستانی آلمان، از جمله افرادی که هدف عملیات شناسایی قرار گرفته بودند، یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، بودند.
پلیس دانمارک یک سال پیش این مرد را در شهر آرهوس، دومین شهر بزرگ این کشور، بازداشت کرد.
او چند هفته بعد به آلمان مسترد شد و در برابر قاضی تحقیق دادگاه فدرال در شهر کارلسروهه حاضر شد.
این متهم از زمان انتقال به آلمان تاکنون در بازداشت موقت به سر میبرد.
همدست او نیز که شهروند افغانستان است، در ماه نوامبر سال گذشته در دانمارک بازداشت و سپس برای ادامه روند قضایی به آلمان منتقل شد.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ اکنون رسیدگی به این پرونده را آغاز کرده است.
پیش از این در اردیبهشت ماه، سازمان اطلاعات داخلی آلمان هشدار داده بود جمهوری اسلامی ممکن است پس از پایان جنگ با اسرائیل و آمریکا، دامنه عملیاتهای امنیتی و تروریستی خود را در اروپا گسترش دهد.
به گفته منابع امنیتی، حکومت ایران از ماه مارس ۲۰۲۶ کارزاری با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» (HAYI) راهاندازی کرده که از طریق شبکههای اجتماعی، اقدام به جذب نیرو در میان محافل طرفدار جمهوری اسلامی و جریانهای افراطی شیعه میکند.
پژوهشگران امنیتی هشدار دادهاند این مدل عملیات، شامل حملات ساده اما پرتعداد بهوسیله افراد محلی و بعضا نوجوانان، میتواند فشار گستردهای بر سرویسهای امنیتی اروپا وارد کند؛ بهویژه برای حفاظت از مراکز یهودی، مدارس و مراکز اجتماعی.
سازمان اطلاعات داخلی آلمان تاکید کرده است جمهوری اسلامی در گذشته نیز از روشهایی در حد «تروریسم دولتی» استفاده کرده؛ از عملیاتهای شناسایی و مراقبت گرفته تا طراحی حملات علیه مخالفان و اهداف اسرائیلی و یهودی در اروپا.