• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اسرائیل جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرد؛ تهران هشدار متقابل داد

۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

مقام‌های ارشد اسرائیل از ادامه حضور نظامی این کشور در جنوب لبنان و احتمال حمله به ایران گفتند. هم‌زمان، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز تحرکات هواپیماهای نظامی اسرائیل در آسمان برخی کشورهای همسایه را «تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران» خواند.

در همین حال، انتشار تصاویر تازه از حضور برخی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در عزاداری‌های ماه محرم، از جمله محمدباقر قالیباف، اسماعیل قاآنی و محمدباقر ذوالقدر که در ماه‌های جنگ کمتر در انظار عمومی دیده شدند، با گزارش‌ها درباره پرواز جنگنده‌های اسرائیلی در آسمان برخی کشورهای همسایه و حرکت آنها در جهت ایران هم‌زمان شد.

قطعی نیست که این دو تحول در ارتباط با یکدیگر بوده باشند، اما قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در واکنش به گزارش‌های مربوط به این پروازها، آنها را «اقدامی خطرناک» و «تهدید علیه جمهوری اسلامی» خواند و هشدار داد که ایران هرگونه تهدیدی را علیه خود تحمل نخواهد کرد.

از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پنج‌شنبه چهارم تیر در مراسمی که به مناسبت پایان هفتاد و پنجمین دوره افسران رزمی ارتش اسرائیل در پایگاه «لسکوف» در دانشکده افسری این کشور برگزار شد، گفت: «در روز دوم جنگ گفتم ما چهره خاورمیانه را تغییر خواهیم داد و به برکت شجاعت شما، رزمندگان ما، فرماندهان ما، خلبانان ما، سربازان ما و ملت ما که استوار ایستاد، ما در حال تغییر چهره خاورمیانه هستیم و دولت اسرائیل از همیشه نیرومندتر است.»

به گزارش ارتش اسرائیل، او با اشاره به دو عملیات این کشور - در جریان جنگ ۱۲ روزه و بعدتر در جنگ اسفند و فروردین ماه - گفت: «در دو عملیات شگفت‌انگیز ما خطر فوری موجودیتی را از بالای سر خود دور کردیم، زیرا اگر اقدام نمی‌کردیم، [حکومت] ایران امروز بمب‌های اتمی برای نابودی اسرائیل در اختیار داشت. ما این تهدید را برای تضمین بقای اسرائیل دور کردیم.»

نتانیاهو همچنین درباره جنوب لبنان گفت: «ما از قله بوفور بر جنوب لبنان تسلط داریم و تا هر زمان که لازم باشد، در منطقه امنیتی جنوب لبنان باقی خواهیم ماند. ما قصد عقب‌نشینی از آنجا را نداریم. ما از مناطق تحت کنترل به مناطق مسلط رسیده‌ایم و تا هر زمان که لازم باشد این مناطق مسلط را حفظ خواهیم کرد. از آنجا از ساکنان شمال و همه شهروندان اسرائیل دفاع خواهیم کرد.»

او افزود: «وزیر دفاع و من به‌روشنی به ارتش اسرائیل دستور داده‌ایم: شما برای خنثی کردن هر تهدیدی علیه رزمندگان ما یا ساکنان شمال، آزادی عمل کامل دارید.»

نخست‌وزیر اسرائیل در بخش دیگری از سخنانش مستقیما به ایران اشاره کرد و گفت: «درباره رژیم شرارت در ایران، فقط این را می‌گویم: با توافق یا بدون توافق، تا زمانی که من نخست‌وزیر اسرائیل هستم، [حکومت] ایران سلاح هسته‌ای نخواهد داشت. به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد ایران بمب‌های هسته‌ای تولید کند.»

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، نیز در همین مراسم گفت: «سیاست ما برای دفاع از مرزهای دولت اسرائیل روشن است: ارتش اسرائیل بدون محدودیت زمانی در مناطق امنیتی لبنان، سوریه و غزه باقی خواهد ماند تا از آنجا از ساکنان و شهرک‌های ما در برابر عناصر جهادی دفاع کند.»

او گفت: «ما بر سر عالی‌ترین منفعت امنیتی اسرائیل، یعنی دفاع از سربازانمان و حفاظت از شهروندانمان، مصالحه نخواهیم کرد و از مناطق امنیتی عقب‌نشینی نمی‌کنیم.»

کاتز تاکید کرد: «ما با خروج نیروهای ارتش اسرائیل از منطقه امنیتی در لبنان مخالفیم. با وجود همه فشارهایی که اکنون وجود دارد و در آینده نیز وجود خواهد داشت، ما از منطقه امنیتی در لبنان عقب‌نشینی نخواهیم کرد.»

وزیر دفاع اسرائیل همچنین خطاب به تهران گفت: «اگر ایران در واکنش به اقدامات ما در لبنان، یا به هر دلیل دیگری، به اسرائیل حمله کند، با تمام توان به آن پاسخ خواهیم داد. پاسخی که برتری قدرت ما را به‌روشنی نشان خواهد داد.»

هم‌زمان با این اظهارات، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد: «تحرکات و حضور هواپیماهای نظامی ارتش تروریستی رژیم صهیونیستی در آسمان برخی کشورهای همسایه به سمت ایران را اقدامی خطرناک و تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران می‌دانیم.»

این قرارگاه افزود: «چنانچه آمریکا قادر به مهار و کنترل رژیم صهیونیستی نباشد، جمهوری اسلامی ایران هرگونه تهدیدی را علیه خود تحمل نخواهد کرد و پاسخ به این اقدامات خطرناک را حق خود می‌داند.»

  • افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

    افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

  • وای‌نت: جمهوری اسلامی در پی احیای شبکه‌های مسلح در کرانه باختری است

    وای‌نت: جمهوری اسلامی در پی احیای شبکه‌های مسلح در کرانه باختری است

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار
۱
اختصاصی

افشای یک مخفیگاه زیرزمینی علی خامنه‌ای در عمق ۳۵ متری مجهز به اتاق ضد انفجار

۲

فرانت لاین دیفندرز: فشار بر جواد علی‌کردی پس از پیگیری مرگ مشکوک برادرش شدت گرفت

۳

فیفا درخواست ایران و مصر را رد کرد؛ حضور پرچم‌های رنگین‌کمان در بازی ایران و مصر

۴

۳۶ سال پیش؛ شبی که هنگام بازی برزیل-اسکاتلند، ۳۵ هزار ایرانی جان باختند

۵

ادعای یک پیشگوی برزیلی: فضایی‌ها در بازی برزیل-اسکاتلند به زمین حمله خواهند کرد

•
•
•

انتخاب سردبیر

  • وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

    وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

  •  مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

    مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

  • شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است
    روایت شما

    شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

  • چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

    چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

  • کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت
    گزارش ویژه

    کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

مطالب بیشتر

کره جنوبی: سه کشتی دیگر ما آخر هفته از تنگه هرمز خارج می‌شوند

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۷:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
کره جنوبی: سه کشتی دیگر ما آخر هفته از تنگه هرمز خارج می‌شوند
100%

رییس‌جمهوری کره جنوبی اعلام کرد سه کشتی دیگر این کشور آخر هفته از تنگه هرمز خارج می‌شوند. هم‌زمان حمله به یک کشتی باری در نزدیکی عمان، عملیات اسکورت سازمان بین‌المللی دریانوردی را متوقف کرده و نگرانی‌ها را درباره امنیت این آبراه افزایش داده است.

لی جه‌میونگ، رییس‌جمهوری کره جنوبی، جمعه پنجم تیر ماه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد سه شناور دیگر این کشور در روزهای پایانی هفته از تنگه هرمز خارج خواهند شد.

وزارت اقیانوس‌ها و شیلات کره جنوبی نیز اعلام کرد پیش از این هشت کشتی این کشور از این گذرگاه خارج شده‌اند.

توقف عملیات اسکورت کشتی‌ها

این تحولات در حالی رخ می‌دهند که سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) چهارم تیر ماه اعلام کرد عملیات اسکورت کشتی‌ها از تنگه هرمز را به‌طور موقت متوقف کرده است.

این تصمیم پس از آن گرفته شد که یک کشتی باری از هدف قرار گرفتن خود با یک پرتابه در نزدیکی سواحل عمان خبر داد. حادثه‌ای که تنها چند ساعت پس از هشدار تهران به کشتی‌ها درباره استفاده نکردن از مسیرهای «تایید نشده» رخ داد.

  • طرح تخلیه دریانوردان از تنگه هرمز در پی گزارش‌ها از حمله سپاه به یک کشتی باری متوقف شد

    طرح تخلیه دریانوردان از تنگه هرمز در پی گزارش‌ها از حمله سپاه به یک کشتی باری متوقف شد

به گفته نهاد دریایی نیروی دریایی بریتانیا (UKMTO)، کشتی باری اعلام کرده است در نزدیکی عمان هدف یک پرتابه قرار گرفته است. چهار منبع این کشتی را «اور لاولی» با پرچم سنگاپور معرفی کردند و یک منبع امنیتی نیز گفت که احتمالا این شناور با پهپاد هدف قرار گرفته است.

دو مقام آمریکایی به خبرگزاری رویترز گفتند [حکومت] ایران به سوی این کشتی شلیک کرده است.

در مقابل، «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» که تهران برای مدیریت درخواست‌های عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز ایجاد کرده، اعلام کرد عبور ایمن تنها برای کشتی‌هایی تضمین می‌شود که از مسیرهای تعیین‌شده از سوی ایران استفاده کنند.

این نهاد که تحت تحریم آمریکا قرار گرفته است، هشدار داد مسئولیت هرگونه پیامد ناشی از عبور از مسیرهای «تایید نشده» بر عهده مالک، بهره‌بردار و فرمانده کشتی خواهد بود.

دولت آمریکا واکنشی فوری به این گزارش‌ها نشان نداد. با این حال، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، پیش‌تر هشدار داده است که اگر ایران به توافق با هدف پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز پایبند نباشد، آمریکا احتمالا حملات نظامی به ایران را از سر خواهد گرفت.

سازمان بین‌المللی دریانوردی اعلام کرد کشتی هدف حمله، بخشی از برنامه تخلیه این سازمان نبوده است.

این برنامه که از دوم تیر ماه آغاز شده بود، به‌صورت داوطلبانه امکان خروج کشتی‌ها و خدمه آنها از خلیج فارس را از دو مسیر، یکی از آب‌های ایران و دیگری از آب‌های عمان، و با نظارت آمریکا فراهم می‌کرد.

آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بین‌المللی دریانوردی، گفت که این نهاد به‌منظور اطمینان دوباره از وجود تضمین‌های امنیتی لازم برای کشتی‌های حاضر در فهرست تخلیه و دیگر شناورهای منطقه، اجرای این برنامه را به‌طور موقت متوقف کرده است.

این سازمان در هفته‌های اخیر در تلاش بود صدها کشتی و هزاران دریانوردی را که از آغاز جنگ در اسفند سال گذشته ماه‌ها در تنگه هرمز گرفتار شده بودند، از منطقه خارج کند.

واکنش بازار نفت

گزارش حمله به کشتی باری باعث شد قیمت شاخص نفت حدود دو درصد افزایش یابد.

تحلیلگران می‌گویند این حادثه نگرانی‌ها را درباره مدت زمان لازم برای بازگشت صادرات نفت خلیج فارس به شرایط عادی، دوباره افزایش داده است.

تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ محل عبور حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان بود.

قبل از وقوع این حادثه، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، که سفر خود به کشورهای حوزه خلیج فارس را با هدف اطمینان‌بخشی درباره تفاهم‌نامه اخیر با جمهوری اسلامی به پایان رسانده بود، هشدار داد اگر [حکومت] ایران کشتی‌ها را در تنگه هرمز تهدید یا از عبور آنها جلوگیری کند، «با مشکل روبه‌رو خواهیم شد».

  • وال‌استریت ژورنال: تهران به‌دنبال کسب میلیاردها دلار از مدیریت تنگه هرمز است

    وال‌استریت ژورنال: تهران به‌دنبال کسب میلیاردها دلار از مدیریت تنگه هرمز است

با این حال، جمهوری اسلامی تاکید کرده است به اعمال کنترل بر تنگه هرمز ادامه خواهد داد.

سپاه پاسداران چهارم تیر ماه اعلام کرد عبور ایمن از این آبراه تنها از مسیرهای تعیین‌شده از سوی جمهوری اسلامی امکان‌پذیر است و علیه کشتی‌هایی که این دستور را رعایت نکنند اقدام خواهد کرد.

شرکت امنیت دریایی بریتانیایی «امبری» نیز گزارش داد سپاه پاسداران همان روز دو کشتی با پرچم پاناما را وادار به تغییر مسیر کرده است.

در مقابل، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، گفت حجم محموله‌های عبوری از تنگه هرمز در حال نزدیک شدن به سطح پیش از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند است و در ۲۴ ساعت گذشته دست‌کم ۲۰ میلیون بشکه نفت از این آبراه عبور کرده است.

همچنین داده‌های دیگر کشتیرانی نشان می‌دهد صادرات نفت خام از تنگه هرمز در هفته جاری به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ رسید.

در طول جنگ، حکومت ایران کنترل عملی گذرگاه راهبردی تنگه هرمز را در دست گرفت. اقدامی که جریان صادرات نفت را مختل کرد و بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داد.

هم‌زمان، ادامه جنگ و ابهام درباره اجرای توافق آتش‌بس موقت، فشار سیاسی بر دونالد ترامپ را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا افزایش داده است.

بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها یک‌چهارم آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ ارزش هزینه‌های آن را داشته است.

روایت‌های متفاوت از مفاد تفاهم‌نامه نیز به انتقادها از ترامپ در داخل و خارج آمریکا دامن زده است. اختلاف‌ها همچنان بر سر مشوق‌های مالی برای حکومت ایران، بازرسی‌های هسته‌ای، نحوه کنترل تنگه هرمز و جنگ هم‌زمان اسرائیل در لبنان، ادامه دارد.

محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد حکومت ایران، چهارم تیر ماه اعلام ایالات متحده مبنی بر اینکه ایران دارایی‌های آزادشده خود را صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا خواهد کرد، رد کرد و آن را نادرست خواند.

بر اساس توافق اولیه، دو طرف قرار است طی دو ماه آینده درباره مسائل پیچیده‌تر، از جمله برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، مذاکره کنند.

فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۴:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست
100%

مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گسترده‌تر، درگیری‌های منطقه‌ای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را به‌مراتب ضعیف‌تر کرده است.

جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا به‌عنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقاله‌ای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر به‌طور بی‌نقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هسته‌ای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گسترده‌تر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

جفری در ابتدای این مقاله «منظری گسترده‌تر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیری‌های منطقه‌ای سه سال گذشته می‌داند؛ درگیری‌هایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثی‌ها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیم‌تر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.

از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.

او استدلال می‌کند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد به‌عنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هسته‌ای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.

  • قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

    قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن به‌مرور کاهش خواهد یافت.

او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیت‌های هسته‌ای، می‌تواند مسیر گفت‌وگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریم‌ها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنی‌سازی، تهران را تحت فشار بگذارد.

تصویر بزرگ‌تر

جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گسترده‌تر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازه‌ترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.

  • تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی، مذاکرات اسرائیل و لبنان را پیچیده کرده است

    تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی، مذاکرات اسرائیل و لبنان را پیچیده کرده است

از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، به‌عنوان بخش‌هایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتناب‌ناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایت‌های هسته‌ای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمع‌بندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای خود عقب‌نشینی کند.

به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشک‌های بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال می‌کند که مشکل حمله نهم اسفند زمان‌بندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنش‌هایی مانند بستن تنگه هرمز بود.

حرکت رو به جلو

جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کرده‌اند.

به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتش‌بس غزه را حفظ کردند، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها برخلاف سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزب‌الله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزب‌الله شد.

  • افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

    افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقی‌مانده حکومت ایران، به‌ویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.

این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکت‌ها به‌سرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث می‌شود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار، به‌مرور کاهش یابد.

معامله واقعی

جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیب‌دیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هسته‌ای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای متعهد می‌کند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمی‌کند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هسته‌ای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان می‌روند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنی‌سازی نخواهد بود.

او در پاسخ به منتقدانی که می‌گویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها به‌طور موقت برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را محدود می‌کرد و در عوض تحریم‌ها و ابزارهای فشار را کاهش می‌داد.

به نوشته جفری، محدودیت‌های برجام اگر همچنان برقرار می‌ماند، از همین سال به‌تدریج برداشته می‌شد و ایران ظرف چند سال می‌توانست با سرعت بیشتری به غنی‌سازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریم‌های سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرم‌های بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.

  • آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

    آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید می‌کند جنگ ایران باعث اختلاف‌هایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی در این کشورها، اسکورت کشتی‌های حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدن‌شان در فرآیندهای مشورتی و تصمیم‌گیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلاف‌ها به گسست جدی در ائتلاف‌ میان آمریکا و متحدان منطقه‌ای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقی‌مانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقه‌ای را اصلاح کند.

نتیجه‌گیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقص‌ها، کمبود منابع و خوش‌بینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعه‌ای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیت‌های منطقه‌ای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.

به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنی‌سازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب می‌شود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دست‌نیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای به‌دست‌آمده و اطمینان از این است که ایران ضعیف‌تر از زمان آغاز درگیری‌ها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.

کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا، پس از جنگ به کجا خواهند رفت؟

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۱:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد
کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا، پس از جنگ به کجا خواهند رفت؟
100%
مارکو روبیو در دیدار با وزاری امور خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در هتل ریتزکارلتون منامه، بحرین، ۴ تیر ۱۴۰۵، رویترز

جنگ ایران مفروضات نظم سیاسی-اقتصادی خاورمیانه و مدل امنیتی کشورهای عرب را که عمدتا بر قدرت آمریکا متکی بود، به چالش کشیده است. سفر وزیر خارجه آمریکا به منطقه نیز در چنین بستری معنا می‌یابد: آیا واشینگتن می‌تواند اقتدار هژمونیک خود را در این نظم امنیتی تازه، بازتعریف و حفظ کند؟

امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و جمهوری و مذاکراتی که بر مبنای آن شکل گرفت، اگرچه صدای انفجار‌ها را خاموش کرده، اما توازن قدرت منطقه‌ای را دگرگون نکرده است. منطقه در شرایطی از این نبرد بیرون آمده است که جمهوری اسلامی از نظر سیاسی-نظامی جسورتر شده و اعتماد کشورهای خلیج‌فارس به حمایت آمریکا به‌شدت متزلزل است.

جنگ نشان داد جمهوری اسلامی همچنان از ظرفیت اخلال در امنیت تنگه هرمز برخوردار است؛ واقعیتی که به‌سادگی از حافظه راهبردی کشورهای منطقه پاک نخواهد شد. اکنون پرسش این است که دولت‌های عربی خلیج فارس، در برابر این تفاهم‌نامه و در غیاب اعتماد راهبردی، چه خواهند کرد؟ واشینگتن نیز در چنین مقطعی دقیقا چه هدفی را در منطقه دنبال می‌کند، به‌ویژه آنکه بند چهارم تفاهم‌نامه می‌گوید: «آمریکا همچنین متعهد می‌شود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند.»

  • آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

    آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

به دنبال امنیت جدید

تنگه هرمز در کانون تغییراتی قرار دارد که جنگ در منطقه به وجود آورد. این تنگه از یک آبراه تجاری، به یک «نقطه کانونی منازعه» تبدیل شده که آسیب‌پذیری آن در جریان جنگ، معادلات استراتژیک منطقه را بازتعریف کرده است. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این تنگه دیگر یک معبر امن بین‌المللی نیست، بلکه به مسیری «گروگان‌گیری‌شده» تبدیل شده که اختلال در آن، نه تنها صادرات انرژی، بلکه زنجیره‌های تامین کالاهای استراتژیک را نیز در سطح منطقه و جهان به خطر می‌اندازد. این تجربه به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نشان داد که امنیت ملی آنها به کنترل فیزیکی و حقوقی این گذرگاه حیاتی وابسته است؛ واقعیتی که ضرورت بازنگری در مدل‌های دفاعی و امنیتی را از یک انتخاب به یک الزام حیاتی تبدیل می‌کند.

اکنون چارچوبی میان آمریکا و جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است که جایگاه کشورهای عربی خلیج فارس در آن شکننده به نظر می‌رسد و مساله تنگه هرمز همچنان به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی توافق احتمالی باقی مانده است؛ به‌ویژه آنکه مقام‌های تهران، برخلاف موضع آمریکا و دولت‌های منطقه، گفته‌اند که با پایان دوره ۶۰ روزه مهلت مذاکرات، قصد دارند از این آب‌راه عوارض دریافت کنند. کشورهای عربی خلیج فارس نگران‌اند این چارچوب در عمل، به‌نوعی به نقش نظارتی ایران بر آبراهی مشروعیت دهد که امنیت اقتصادی‌شان به آن وابسته است. از این منظر، دولت‌های عربی خلیج فارس با یک تنگنای راهبردی روبه‌رو هستند؛ توافقی که شاید احتمال جنگ مستقیم را کاهش دهد، اما لزوما خطرات امنیتی و اقتصادی ناشی از آسیب‌پذیری تنگه هرمز را مهار نمی‌کند.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد که استراتژی پساجنگ کشورهای عربی خلیج فارس به سمت نوعی «عایق‌سازی ژئوپلیتیک» حرکت کرده است؛ رویکردی با هدف کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های امنیتی و سیاسی در حوزه‌های مختلف. این دولت‌ها دیگر صرفا به دنبال یک «چتر امنیتی واحد» نیستند، بلکه می‌کوشند مسیرهای انرژی، سازوکارهای دفاعی و شرکای امنیتی خود را تنوع بخشند. توسعه خطوط لوله جایگزین، تنوع‌بخشی به خروجی‌های انرژی و سرمایه‌گذاری بر مسیرهای دریایی دور از دسترس ایران در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. تلاش برای ایجاد سپرهای امنیتی جدید، از جمله همکاری‌های دفاعی عربستان با اوکراین نیز بخشی از همین روند است. هدف این رویکردها صرفا تقابل با تهران نیست، بلکه خروج از وابستگی «صفر و یکی» به ویژه در تنگه هرمز است. به بیان دیگر، این کشورها در حال گذار از یک وضعیت وابستگی صِرف به مدیریت چندلایه ریسک هستند؛ مدلی که در آن امنیت، نه فقط به حمایت آمریکا، بلکه به توان فنی، زیرساختی و سیاسی این کشورها برای حفظ تاب‌آوری در برابر تحولات ژئوپلیتیک وابسته است.

  • وزیر خارجه آمریکا: توافقی با ایران می‌خواهیم که قابل راستی‌آزمایی باشد

    وزیر خارجه آمریکا: توافقی با ایران می‌خواهیم که قابل راستی‌آزمایی باشد

روبیو در خاورمیانه

جنگ اخیر، بیش از آنکه صرفا در قالب پیروزی یا شکست نظامی قابل فهم باشد، مفروضات بنیادین نظم امنیتی منطقه را به چالش کشید؛ مفروضاتی که طی دهه‌های گذشته بر اتکای کشورهای عربی خلیج فارس به مشارکت راهبردی با آمریکا استوار بود. برای این دولت‌ها «مشارکت استراتژیک» با آمریکا یک «چتر بازدارنده» بود که نه‌تنها امنیت فیزیکی آنها را تضمین می‌کرد، بلکه به‌عنوان یک «سد روانی» در برابر هرگونه ماجراجویی منطقه‌ای عمل می‌کرد. با این حال، حملات ایران طی ۳۸ روز درگیری، این سد روانی را درهم شکست و نشان داد استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، برخلاف انتظارات، این کشورها را از تبعات تقابل مستقیم میان واشینگتن و تهران مصون نکرد؛ بلکه آنها را به اهداف مستقیم ضربات متقابل بدل کرد. اکنون واشینگتن می‌کوشد بخشی از این اعتماد آسیب‌دیده را ترمیم کند و جایگاه خود را در معماری امنیتی تغییریافته خلیج فارس بازتعریف کند.

سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با این پیام آغاز شد که واشینگتن می‌خواهد دغدغه کشورهای عربی خلیج فارس را بشنود،اما در عمل، گامی برای ترمیم جایگاه سیاسی-نظامی آمریکا در میان متحدان منطقه‌ای‌اش بود.روبیو همچنین ماموریت داشت نگرانی‌های عمیق این کشورها درباره یادداشت تفاهم را به گونه‌ای مدیریت کند که از گرایش نهایی آنها به سمت ائتلاف‌های جایگزین یا پذیرش نظم منطقه‌ای جدید بدون حضور آمریکا جلوگیری شود. او در این دیدارها با تاکید مکرر بر حفظ تعهدات امنیتی ایالات متحده، تصریح کرد: «ما هیچ اقدامی که امنیت متحدان دیرینه خود در منطقه را تضعیف کند، انجام نخواهیم داد.» این سخن، بخشی از استراتژی مهار بحران واشینگتن در منطقه است تا مانع خروج این کشورها از مدار امنیتی آمریکا در دوران پس از جنگ شود.

روبیو به منطقه سفر کرد تا به کشورهای عربی اطمینان دهد واشینگتن همچنان خود را به باز ماندن تنگه هرمز و آزادی ناوبری در آبراه متعهد می‌داند. تاکید او بر اینکه «هیچ کشوری روی کره زمین از دریافت عوارض در تنگه هرمز حمایت نمی‌کند» در همین چارچوب قابل فهم است: آمریکا می‌کوشد اقدام احتمالی جمهوری اسلامی برای دریافت عوارض را نه صرفا اختلافی دوجانبه با تهران، بلکه مساله‌ای جهانی و مغایر با اصل آزادی عبور و مرور در آبراه‌های بین‌المللی معرفی کند. به این ترتیب، روبیو در حال محدود کردن فضای مانور حقوقی تهران است تا هرگونه اقدام جمهوری اسلامی را از پیش، «غیرقانونی» جلوه دهد. اما همین راهبرد، پای کشورهای عربی را نیز به این بحران احتمالی می‌کشاند.

به نظر می‌رسد دستاورد مورد انتظار واشینگتن از این سفر، تثبیت دوباره همکاری‌های استراتژیک نظامی با کشورهای عربی خلیج فارس باشد. واشینگتن می‌کوشد با حفظ ساختار تفاهم‌نامه و نظارت بر آن، از یک سو نفوذ منطقه‌ای خود را با هزینه‌ای کمتر حفظ کند و از سوی دیگر، مانع از آن شود که خلاء قدرت ناشی از کاهش احتمالی حضور نظامی‌اش، از سوی رقبای جهانی یا بازیگران منطقه‌ای پر شود. از این منظر، می‌توان گفت هدف نهایی واشینگتن اعاده‌ جایگاه متزلزل شده پیشین خود در منطقه‌ای است که پیوندهای اقتصادی‌اش با امنیت جهانی گره خورده است.

خاورمیانه به کجا می‌رود؟

می‌توان گفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال گذار از «امنیت عاریه‌ای» به ساخت «امنیت چندوجهی» هستند. تجربه جنگ اخیر، محدودیت‌های ساختاری اتکای مطلق به قدرت‌های فرامنطقه‌ای را برای این دولت‌ها آشکار کرد و نشان داد که حضور نظامی قدرت‌های بزرگ لزوما به معنای مصونیت در برابر بحران نیست.از این منظر، پایتخت‌های عربی بیش از گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که صلح و ثبات در خاورمیانه، نه صرفا محصول قدرت آمریکا، بلکه نتیجه یک فرآیند چند بُعدی است که باید با مشارکت بازیگران منطقه‌ای و شرکای متنوع‌تر مدیریت شود. این تلاش برای تغییر به معنای خروج از مدار اتحاد با غرب نیست، بلکه نشان‌دهنده کاهش «ضریب وابستگی» به تصمیم‌های واشینگتن و حرکت به سوی تقویت استقلال استراتژیک است؛ تلاشی برای پیشگیری از تبدیل‌شدن به میدان جنگ دیگران است.

از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس در تعامل با جمهوری اسلامی یک استراتژی «دو-لایه» را در پیش گرفته‌اند. لایه اول، تقویت بازدارندگی سخت از طریق توسعه صنایع دفاعی بومی و تقویت ساختارهای دفاعی جمعی است تا هزینه هرگونه تنش احتمالی برای تهران افزایش یابد. لایه دوم، حفظ و گسترش کانال‌های دیپلماتیک است که مستقل از نوسان‌های روابط واشینگتن-تهران پیش می‌رود. این کشورها احتمالا برای مدتی سیاست همزیستی‌ با تهران را دنبال خواهند کرد؛ سیاستی که الزاما به معنای نزدیکی سیاسی نیست، بلکه تلاشی است برای مدیریت تنش، محافظت از ثبات اقتصادی و تداوم جریان انرژی. با این حال، بی اعتمادی به جمهوری اسلامی در این کشورها نهادینه خواهد شد و همین بی‌اعتمادی است که همچنان آمریکا را به‌عنوان مهم‌ترین شریک امنیتی و نظامی این کشورها حفظ خواهد کرد، به ویژه که چین و روسیه علاقه‌ای به ورود در این زمینه نداشته‌اند.

خاورمیانه پس از جنگ، در جست‌وجوی یافتن نقطه‌ای تازه از تعادل است. در حال حاضر، رویای «خاورمیانه جدید» مبتنی بر حذف بازیگران مخالف، جای خود را به پذیرش اجباری واقعیت‌های میدانی داده است. امنیت کشورهای عربی پیرامون خلیج فارس احتمالا نه صرفا از طریق ائتلاف‌های نظامی، بلکه به‌تدریج از مسیر پیوندهای اقتصادی، کریدورهای انرژی و پیمان‌های تجارت منطقه‌ای تکمیل خواهد شد. با این حال، این مسیر همچنان با سطحی عمیق از بی‌اعتمادی تاریخی همراه است. این بی‌اعتمادی هر گام به سوی نظم جدید را کُند، پرهزینه و شکننده می‌کند.

آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

۴ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است
100%
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و عبداللطیف بن راشد الزیانی، وزیر خارجه بحرین و رییس دوره‌ای شورای وزیران شورای همکاری، ریاست این نشست وزارتی مشترک را بر عهده داشتند، ۴ تیر ۱۴۰۵، رویترز

وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در بیانیه‌ای مشترک تاکید کردند دستیابی به صلح و امنیت پایدار در منطقه مستلزم مقابله با «تمامی شکل‌های تهدیدهای ایران»، از جمله موشک‌های بالستیک، پهپادها و حمایت تهران از نیروهای نیابتی است.

این بیانیه، پنجشنبه چهارم تیر، در ایستگاه پایانی سفر روبیو به منطقه و پس از نشست وزارتی مشترک میان آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس در منامه، پایتخت بحرین صادر شد. وزیران خارجه دو طرف در این بیانیه بر اهمیت بازگشایی تنگه هرمز تاکید کردند و آزادیِ «بدون قید و شرط و بدون محدودیت» ناوبری، از جمله حق عبور ترانزیتی تضمین‌شده در حقوق بین‌الملل، را برای امنیت منطقه‌ای و جهانی ضروری دانستند.

این بیانیه در حالی بر برنامه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و حمایت تهران از نیروهای نیابتی در منطقه تاکید می‌کند، که هیچ‌یک از این موارد در یادداشت تفاهمی که ۲۷ خرداد به‌طور رسمی میان حکومت ایران و آمریکا امضا شد، ذکر نشده‌اند.

مخالفت با پرداخت عوارض در تنگه هرمز

بخش دیگری از این بیانیه به موضوع دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری تنگه هرمز می‌پردازد. امضاکنندگان، هرگونه اعمال عوارض، مالیات یا تلاش برای تحمیل کنترل بر تنگه هرمز را رد کردند و از اعلام عمان و سازمان بین‌المللی دریانوردی درباره آغاز اجرای طرح تخلیه بیش از ۱۱ هزار دریانورد گرفتار در منطقه استقبال کردند.

این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی در روزهای گذشته بارها تاکید کرده‌اند که تنگه هرمز تنها به مدت ۶۰ روز به وضعیت پیش از جنگ بازگشته است و پس از آن سازوکار تازه‌ای برای عبور و مرور از این تنگه در نظر خواهند گرفت.

  • طرح تخلیه دریانوردان از تنگه هرمز در پی گزارش‌ها از حمله سپاه به یک کشتی باری متوقف شد

    طرح تخلیه دریانوردان از تنگه هرمز در پی گزارش‌ها از حمله سپاه به یک کشتی باری متوقف شد

روزنامه وال‌استریت ژورنال همزمان با انتشار این بیانیه، به نقل از منابع آگاه گزارش داد که جمهوری اسلامی در حال تدوین طرحی برای مدیریت تنگه هرمز است و برای طراحی آن الگوهایی در نقاط مختلف جهان، از جمله تنگه داردانل را مورد بررسی قرار داده است. به نوشته این رسانه، این طرح برای جلب حمایت به کشورهای خاورمیانه و حتی چین پیشنهاد شده است.

به نوشته وال‌استریت ژورنال، برآوردهای تهران نشان می‌دهد دریافت هزینه بابت «خدمات امنیتی و حفاظت از محیط زیست» در تنگه هرمز می‌تواند سالانه حدود ۴۰ میلیارد دلار درآمد برای کشورهای مشارکت‌کننده ایجاد کند. این طرح همچنین میلیاردها دلار درآمد اضافی نصیب تهران می‌کند و سطحی از کنترل بر این آبراه راهبردی به جمهوری اسلامی می‌دهد که پیش از جنگ از آن برخوردار نبود.

دیدار هیات آمریکایی در دیدار با پادشاه بحرین در قصر الصخیر، منامه، ۴ تیر ۱۴۰۵، رویترز
100%
دیدار هیات آمریکایی در دیدار با پادشاه بحرین در قصر الصخیر، منامه، ۴ تیر ۱۴۰۵، رویترز

صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی و توسعه

وزیران خارجه کشورهای عربی خلیج فارس و آمریکا در بخش دیگری از بیانیه تاکید کردند هرگونه تجارت با ایران و سرمایه‌گذاری در این کشور «مشروط و قابل لغو» خواهد بود و به پایبندی تهران به یادداشت تفاهم و توافق نهایی، توقف رفتارهای بی‌ثبات‌کننده و فراهم شدن شرایط لازم برای همکاری اقتصادی بستگی دارد.

پیشتر ترامپ از تامین بیش از نیمی از اعتبار ۳۰۰ میلیارد دلاری این صندوق خبر داد و گفت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از جمله تامین‌کنندگان این اعتبارها هستند.

گروه‌های نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی

در این بیانیه همچنین حملات گروه‌های وابسته به جمهوری اسلامی در عراق علیه کشورهای عضو شورای همکاری، از جمله حملات پهپادی که به تاسیسات غیرنظامی، زیرساخت‌های حیاتی و امنیت انرژی آسیب وارد کردند، محکوم شده است.

وزیران خارجه شورای همکاری و آمریکا بار دیگر حمایت خود را از تلاش‌های دولت جدید عراق برای انحصار سلاح در دست دولت و جلوگیری از استفاده گروه‌های مسلح غیردولتی از خاک عراق برای تهدید کشورهای همسایه اعلام کردند.

امضاکنندگان همچنین بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کویت، مطابق با حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های مرتبط شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جمله قطعنامه ۸۳۳، تاکید کردند و از دولت عراق خواستند به تعهدات دوجانبه و بین‌المللی خود عمل کند.

در بخش پایانی بیانیه، وزیران خارجه آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس بر ضرورت اتخاذ همه تدابیر لازم از سوی دولت عراق برای تضمین امنیت و سلامت هیات‌های دیپلماتیک در این کشور و حفاظت از آنها در برابر هرگونه تهدید یا حمله تاکید کردند.

مقام‌های جمهوری اسلامی پس از امضای یادداشت تفاهم اعلام کردند که آمریکا خواهان «قطع رابطه حکومت ایران با گروه‌های مقاومت» بود اما به گفته آنها این خواسته پیش از امضا از متن یادداشت تفاهم حذف شد. روایت جمهوری اسلامی از این یادداشت بر این گزاره استوار است که آمریکا پایان جنگ علیه تمام متحدان منطقه‌ای تهران، به‌ویژه حزب‌الله»، را پذیرفته است.

  • انتقاد مقام سابق آمریکایی از توافق ترامپ: «عدم مداخله» یعنی سکوت در برابر نقض حقوق بشر

    انتقاد مقام سابق آمریکایی از توافق ترامپ: «عدم مداخله» یعنی سکوت در برابر نقض حقوق بشر

از سوی دیگر، مقام‌های آمریکایی در توضیح این بخش از تفاهم‌نامه توضیح دادند که حکومت ایران باید حزب‌الله را مهار کند و اگر حزب‌الله به اسرائیل حمله کند، اسرائیل حق پاسخ نظامی خواهد داشت. آنها همچنین گفتند موضوع لبنان در چارچوب مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان دنبال می‌شود. بنابراین تهران بند لبنان را تثبیت جایگاه حزب‌الله می‌خواند، اما واشینگتن آن را ابزاری برای جلوگیری از حملات حزب‌الله و تقویت روند اسرائیل-لبنان می‌داند.

در این یادداشت تفاهم، جز حزب‌الله به نام هیچ‌یک از دیگر گروه‌های نیابتی اشاره نشده و طبق آن جمهوری اسلامی به مهار هیچ گروهی ملزم نیست.

مارکو روبیو شامگاه سه‌شنبه دوم تیر در نخستین روز از سفر سه‌روزه خود به منطقه خلیج فارس وارد ابوظبی شد. او در این سفر ماموریت داشت تا چارچوب مذاکرات جاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا را به متحدان منطقه‌ای واشینگتن توضیح دهد؛ متحدانی که نگران تقویت ایران و تغییر توازن امنیتی و نفتیِ منطقه در سایه توافق تهران-واشینگتن‌اند.

روبیو پس از امارات متحده عربی، به کویت و بحرین سفر کرد و در ایستگاه پایانی این سفر در منامه، با مقام‌های شورای همکاری خلیج فارس دیدار کرد.

انتقاد مقام سابق آمریکایی از توافق ترامپ: «عدم مداخله» یعنی سکوت در برابر نقض حقوق بشر

۴ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
انتقاد مقام سابق آمریکایی از توافق ترامپ: «عدم مداخله» یعنی سکوت در برابر نقض حقوق بشر
100%

یک مقام پیشین آمریکایی هشدار داد تعهد واشینگتن به «عدم مداخله در امور داخلی» ایران، مطابق تفاهم‌نامه اخیر، نباید به معنای قطع حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی باشد، زیرا حل‌وفصل مناقشه ایران تنها با سرنگونی حکومت امکان‌پذیر است.

الیوت آبرامز، نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران در دولت نخست دونالد ترامپ و عضو ارشد اندیشکده «شورای روابط خارجی»، پنج‌شنبه چهارم تیر با انتشار یادداشتی در روزنامه واشینگتن‌پست، از توافق اخیر آمریکا با جمهوری اسلامی انتقاد کرد.‌

او در یادداشتی در روزنامه واشینگتن‌پست نوشت ترامپ زمانی به‌دنبال «آزادسازی» ایران بود و در ساعات نخست جنگ اخیر گفت: «تنها چیزی که می‌خواهم، آزادی برای مردم است.»

یک ماه پیش از آن نیز رییس‌جمهوری آمریکا در جریان اعتراضات دی‌ماه از «میهن‌دوستان» ایرانی خواسته بود به تظاهرات حکومتی ادامه دهند و نهادهای حکومتی را به دست گیرند، زیرا «کمک در راه است».

آبرامز افزود حال تنها با گذشت پنج ماه، دولت ترامپ از این رویکرد فاصله گرفته و حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی را کنار گذاشته است.

آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.

در بند دوم این تفاهم‌نامه تصریح شده است: «ایالات متحده و جمهوری اسلامی متعهد می‌شوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.»

  • تفاهم با آمریکا، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد و مردم ایران را تنها می‌گذارد

    تفاهم با آمریکا، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد و مردم ایران را تنها می‌گذارد

نفوذ معنایی جمهوری اسلامی در متن تفاهم‌نامه

آبرامز در ادامه یادداشت خود، به‌کارگیری عبارت «عدم مداخله» در متن یادداشت تفاهم را نمونه‌ای کلاسیک از «نفوذ معنایی» دانست و نوشت اگر مذاکره‌کنندگان آمریکایی از پیشینه طولانی و بحث‌برانگیز این عبارت آگاه نبودند، همتایان آن‌ها در حکومت ایران تقریبا به‌طور قطع از آن اطلاع داشتند.

دانیل پاتریک موی‌نیهان، سناتور پیشین آمریکایی، نفوذ معنایی را چنین تعریف کرده بود: «فرآیندی که طی آن برای توصیف واقعیت‌های سیاسی، زبان دشمنان خود را به کار می‌گیریم.»

مفهوم «عدم مداخله» نخستین بار در سال ۱۹۸۱ مطرح شد؛ زمانی که ایالات متحده می‌کوشید ۵۲ شهروند آمریکایی را که حامیان جمهوری اسلامی به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفته بودند، آزاد کند.

بر اساس «توافق‌نامه الجزایر» که در دوران ریاست‌جمهوری جیمی کارتر به امضا رسید، آمریکا متعهد شد که به‌عنوان سیاست رسمی خود، «به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، از نظر سیاسی یا نظامی، در امور داخلی ایران مداخله نکند».

به گفته آبرامز، دیپلمات‌های جمهوری اسلامی عبارت «عدم مداخله» را از اتحاد جماهیر شوروی وام گرفته بودند. در سراسر دوران جنگ سرد، پاسخ شوروی به انتقادات درباره نقض حقوق بشر این بود که چنین اظهارنظرهایی «نامشروع» و دخالت در امور داخلی این کشور است.

لئونید برژنف، رهبر اتحاد شوروی، سال ۱۹۷۷ در تلگرامی خطاب به کارتر نوشت: «باید تاکید کنم اگر خواهان آن هستیم که روابطمان به‌طور عادی توسعه یابد، نباید هیچ تلاشی برای مداخله در امور داخلی یکدیگر صورت گیرد.»

در سوی دیگر، دولت رونالد ریگان این دیدگاه را نپذیرفت که آمریکا به بهانه «عدم مداخله»، باید در برابر عملکرد جمهوری اسلامی یا هر حکومت دیگری سکوت کند.

آبرامز افزود حکومت ایران چهار دهه پیش دقیقا می‌دانست با پافشاری بر گنجاندن این عبارت در توافق الجزایر چه پیامی را مخابره می‌کند. مفهوم اصلی «عدم مداخله» این بود: «دیگر از نقض حقوق بشر انتقاد نکنید و مخالفان و دگراندیشان را مورد حمایت قرار ندهید.»

در روزهای اخیر، شهروندان با ارسال پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال، از تصمیم کاخ سفید برای دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی انتقاد کردند.

شماری از مخاطبان ایران‌اینترنشنال در پیام‌های خود این نکته را یادآوری کردند که منابع مالی در صورت آزادسازی به سفره مردم نمی‌رسد و صرف نیروهای نیابتی یا برنامه‌های نظامی حکومت می‌شود.

  • خشم شهروندان از سخنان ونس درباره «گرسنه» خواندن مردم ایران

    خشم شهروندان از سخنان ونس درباره «گرسنه» خواندن مردم ایران

راه‌حل نهایی سقوط جمهوری اسلامی است

آبرامز در ادامه یادداشت خود تاکید کرد اگر غرب واقعا به آزادی در ایران اهمیت می‌دهد، حمایت از مخالفان حکومت در این مسیر نقشی اساسی دارد؛ از رهبران اپوزیسیون در داخل کشور و فعالان در تبعید گرفته تا میلیون‌ها ایرانی بیزار از حکومت و صدها هزار نفری که با وجود سرکوب‌های خونین، بارها علیه جمهوری اسلامی قیام کرده‌اند.

در این یادداشت آمده است: «این افراد به حمایت اخلاقی و سیاسی جوامع دموکراتیک نیاز دارند و خواهان آن هستند. کاهش تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های جمهوری اسلامی تنها مبارزه آنان را دشوارتر می‌کند.»

او هشدار داد نه جنگ و نه مذاکرات هیچ‌یک راه‌حل مساله جمهوری اسلامی نیستند، بلکه راه‌حل نهایی، سقوط این حکومت است، یا به عبارت دیگر، «بازپس‌گیری حق ایرانیان برای دخالت در امور داخلی خود از طریق حکمرانی دموکراتیک».

آبرامز در پایان تاکید کرد دولت ترامپ باید این ادبیات زیان‌بار را از هرگونه توافق نهایی احتمالی با تهران کنار بگذارد و اگر قرار است این عبارت پابرجا بماند، ترامپ باید با الگوبرداری از رویکرد ریگان، این ادعا را که حمایت از ایرانیان آزادی‌خواه مصداق مداخله نامشروع است، به‌طور قاطع رد کند.