آتشبس برای دنیا یعنی نفت ارزانتر و جبران زیان بازارهای سهام. برای ایران یعنی لحظهای که ۴۰ روز بحران منجمدشده، یکجا آزاد میشود: بورسی که بدون سنگینوزنهایش باز خواهد شد، دلاری که نرخ پیش از جنگش بیمعناست، و تورمی که جنگ فقط صدایش را خفه کرده بود.
آتشبس اخیر برای ایالات متحده و به تبع آن برای اقتصاد جهانی، یک نفس راحت ولو موقتی بود. از زمان اعلام آتشبس، قیمت نفت کاهش یافت و با وجود ادامه نوسان در بازارهای جهانی نفت و شکننده بودن این وقفه، خطر فوری اختلال شدید در عرضه کاهش یافته است.
دستکم روی کاغذ، تنگه هرمز قرار است بازگشایی شود. حتی اگر این وضعیت موقتی باشد، این تحول دستاوردی مهم برای بازارهای جهانی محسوب میشود. افزون بر صادرات انرژی، این تنگه مسیر حیاتی ترانزیت نهادههای کلیدی، از جمله مواد مورد استفاده برای تولید نزدیک به نیمی از کودهای شیمیایی جهان است.
بنابراین یک بازه دو هفتهای در فروردین، که مهمترین زمان برای صنایع کشاورزی به حساب میآید، میتواند برای تثبیت زنجیرههای عرضه فصلی حیاتی باشد. پس از اعلام آتشبس، بازارهای سهام جهانی رشد کردند و بخشی از زیانهای ثبتشده در ۴۰ روز گذشته را جبران کردند. در برخی موارد، شاخصها حتی به محدوده مثبت بازگشتند.
با این حال در داخل ایران، چشمانداز به مراتب پیچیدهتر است.
یک آتشبس دو هفتهای، بهویژه اگر موقتی و بدون تغییرات ساختاری باشد، ممکن است بیش از آنکه فرصت ایجاد کند، ریسک به همراه بیاورد. جنگ عملا بحرانهای اقتصادی ایران را منجمد کرد، بازارها را بست و فرآیند کشف قیمت را متوقف کرد. اکنون با برقراری آتشبس، سیاستگذاران باید با شرایطی مواجه شوند که نسبت به پیش از جنگ به شکل قابل توجهی وخیمتر شده است.
بورس تهران در تعلیقی بیسابقه برای ۴۰ روز متوالی بسته ماند. در این دوره، نرخ ارز به طور رسمی کشف نشد. آخرین نرخ ثبتشده دلار پیش از جنگ در کانال ۱۶۰ هزار تومان بود، اما این رقم در شرایط فعلی ارتباط چندانی با واقعیت ندارد.
تخریب صنعتی
در طول جنگ، زیرساختهای راهبردی ایران هدف قرار گرفت و زیرساخت صنعتی کشور آسیب دید. در حملات به ماهشهر و عسلویه، قریب به ۸۵ درصد ظرفیت صادرات پتروشیمی کشور هدف قرار گرفت. از آنجا که این بخشها صنایع پاییندستی از پلاستیک تا خودروسازی و ساختوساز را تغذیه میکنند، ابعاد کامل اختلال در زنجیره صنعتی و زمانبندی و سرمایه مورد نیاز برای بازسازی تخریب هنوز مشخص نیست.
رییس سازمان بورس و اوراق بهادار تهران در یک مصاحبه اعلام کرد شرکتهایی که در اثر جنگ آسیب دیدهاند با تاخیر به معاملات بازخواهند گشت. این بدان معناست که حتی در صورت بازگشایی بورس، بخش قابل توجهی از شرکتهای بزرگ ممکن است غیرفعال باقی بمانند. ادامه تعطیلی، خطر از دست رفتن اعتبار بیشتر برای بورس را به همراه دارد. اما بازگشایی بدون حضور شرکتهای صادراتمحور فعال میتواند به فشار فروش سنگینی که منتظر بازگشایی است، دامن بزند؛ بهویژه در اقتصادی که بانکها و خودروسازان آن هماکنون زیانده و ورشکسته هستند. همه اینها در شرایطی است که سیاستگذار با محدودیت منابع روبهرو است و تنفس مصنوعی به بورس کمرمق خواهد بود.
تورم
تورم همچنان فوریترین بحران است. پیش از آغاز جنگ دوم، تورم سالانه از ۷۰ درصد فراتر رفته بود؛ بالاترین سطح از زمان جنگ جهانی دوم. تورم مواد غذایی سه رقمی شد؛ بهطوریکه قیمت کالاهای اساسی مانند نان و غلات ۱۴۰ درصد افزایش یافت و روغن خوراکی بیش از ۲۰۰ درصد گران شد. این در حالی بود که دستمزدها تنها متناسب با نرخ رسمی تورم سال قبل تعدیل شدند و در نتیجه قدرت خرید مردم در سال نو، بهشدت کاهش یافت.
جنگ بهطور موقت این فشارها را سرکوب کرد. تقاضا در پی بیکاری، کاهش درآمد و نااطمینانی عمومی افت کرد. معاملات ملک و خودرو متوقف شد. اختلال در نظام بانکی سرعت گردش پول را کم کرد و در کوتاهمدت، برآیند این عوامل از شتاب تورمی کاست.
با اجرای آتشبس، انتظار میرود تقاضای سرکوبشده بازگردد. پس از بازگشایی بازارها، سطح واقعی نرخ ارز آزموده خواهد شد، در حالی که بنیانهای اقتصادی بیش از پیش تضعیف شدهاند.
بحران مالی بدون خروج
کسری بودجه پیش از جنگ نیز یک نگرانی جدی بود. پس از جنگ، هزینههای نظامی، بازسازی زیرساختها و تعهدات دولت افزایش قابل ملاحظهای یافته، اما منبع درآمدی جدید قابل توجهی در دسترس نیست. بودجه مصوب افزایش ۶۵ درصدی مالیاتها را در بر داشت که عملا بار را بر دوش شهروندان میگذارد. با این حال حدود ۶۰ درصد افراد در سن کار در حال حاضر بیکارند و شاغلان نیز برای همگامی با تورم با مشکل روبهرو هستند.
این چالشها با اختلال در کانال مالی دبی تشدید شده است؛ مسیری که سالها به عنوان مرکز اصلی تجارت و مبادلات ارزی عمل میکرد. پس از حملات اخیر به دبی، مقامهای امارات دلالهای ارزی مرتبط با سپاه پاسداران را بازداشت و شرکتهای پوششی وابسته را تعطیل کردهاند. کانالهای جایگزین در هرات و اربیل همچنان فعالاند، اما مقیاس و کارایی دبی را ندارند. از دست رفتن دبی به این معناست که با بازگشت تقاضای سرکوبشده برای ارز خارجی پس از بازگشایی بازارها، نوسان نرخ ارز تشدید میشود.
آتشبس شکننده
آتشبس کنونی شکننده است، بنا بر گزارشها در ۲۴ ساعت نخست چندین بار نقض شده و ممکن است صرفا وقفهای در درگیریها باشد. مذاکرات به طور اسمی میان ایالات متحده و ایران انجام میشود، اما بازیگران منطقهای از جمله اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و چین نیز بر نتایج تاثیر میگذارند.
صنایعی که زمانی ارز خارجی تولید میکردند، اکنون به سرمایه برای بازسازی نیاز دارند. سرمایهگذاریهای به تعویقافتاده در زیرساختهای انرژی و خدمات عمومی دیگر قابل تعویق نیست، اما منابع مالی اندک است. حتی در بهترین سناریوی دیپلماتیک نیز فناوری و سرمایه لازم برای بازسازی ظرف چند هفته فراهم نخواهد شد. و مادامی که خطر ازسرگیری درگیری باقی بماند، تصمیم و سرمایهگذاری بلندمدتی اتفاق نخواهد افتاد.
آتشبس برای جهان فرصتی برای نفس کشیدن ایجاد کرد، اما در ایران بحران انباشته اقتصادی را که جنگ موقتا مهار کرده بود، دوباره آزاد کرد. جنگ کشف قیمت را متوقف کرد، معاملات را متوقف ساخت و تقاضا را فرو نشاند. صلح، حتی اگر شکننده و موقتی باشد، همه این روندها را معکوس میکند. با بازگشایی بازارها، نه تنها عدم تعادلهای پیش از جنگ، بلکه نابودی ظرفیت صادراتی مولد ارز نیز در قیمتها منعکس خواهد شد. بازار دلایل زیادی برای کاهش فزاینده ارزش ریال دارد. و دولت نیز، ابزار مداخله به مراتب کمتری در اختیار دارد. آتشبس برای اقتصاد ایران، پایان بحران نیست، آغاز بحرانی سختتر است.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت: «جیدی ونس، بالاترین مقام آمریکایی است که از انقلاب ۱۳۵۷ با مقامهای جمهوری اسلامی دیدار میکند. دیداری در این سطح و بهویژه در میانه جنگ و آتشبسی موقت میتواند فرصتی برای تغییر رویکردها و معادلات بین تهران و واشینگتن باشد.»
برزگر در عین حال تاکید کرد: « اما اگر جمهوری اسلامی همچنان مسیر همیشگی را طی کند و به روشهای شناختهشده وقتکشی و مذاکرات بی سرانجام و موضعگیریهای متناقض و مبهم ادامه دهد و چنین فرصتی در این سطح با شکست مواجه شود و معاون رییسجمهوری آمریکا در چنین آزمون بزرگی ناکام بماند، روزنههای باقیمانده برای دیپلماسی بین جمهوری اسلامی و آمریکا بستهتر خواهد شد.»
جمشید برزگر افزود: «بخشی از آشفتگی در موضعگیریها برآمده از اختلافنظر باندهای قدرت در جمهوری اسلامی است که اکنون با کشته شدن کسانی مثل علی خامنهای، علی لاریجانی، محمد شمخانی و فرماندهان ارشد سپاه، ابعاد گستردهتری پیدا کرده اما بخشی دیگر از این آشفتگی و اظهارنظرهای متناقض و چندگانه، اقدامی عامدانه و آگاهانه است که جمهوری اسلامی از آن همچون تاکتیکی در مذاکرات استفاده کرده است.»
ونس که پیش از این در جلسات خصوصی با آغاز جنگ با جمهوری اسلامی مخالفت کرده بود، اکنون رهبری هیات مذاکرهکننده آمریکایی را برای پایان دادن به این جنگ بر عهده گرفته است. این مذاکرات اولین آزمون بزرگ در این حوزه برای ونس محسوب میشود.
ونس بالاترین مقام رسمی آمریکایی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ با مقامات جمهوری اسلامی دیدار میکند.
نیویورکتایمز، جمعه ۲۱ فروردین، در گزارشی تحلیلی به بررسی نقش کلیدی و نوظهور «جیدی ونس»، معاون رییسجمهوری آمریکا، در یکی از پیچیدهترین پروندههای سیاست خارجی ایالات متحده پرداخته است.
ماموریت سخت در اسلامآباد
تنها چند هفته پس از آنکه ونس به دونالد ترامپ درباره پیامدهای مخرب یک جنگ تمامعیار هشدار داده بود، حالا ماموریت یافته است تا راهی برای خروج از این بحران بیابد.
او در سفری راهبردی، به همراه «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» راهی پاکستان شده است. مذاکرات با مقامات جمهوری اسلامی که به احتمل زیاد در فضایی آکنده از تنش برگزار خواهد شد، بالاترین سطح از گفتوگوهای دیپلماتیک میان واشینگتن و تهران از سال ۱۹۷۹ تاکنون به شمار میرود.
اقتصاد آمریکا در گرو تنگه هرمز
موفقیت در این مذاکرات برای آینده سیاسی ترامپ و ونس جنبه حیاتی دارد.
پیش از شعلهور شدن آتش جنگ، قرار بود معاون رییسجمهوری تمام توان خود را بر مسائل داخلی و رقابتهای انتخاباتی متمرکز کند تا با نقد عملکرد اقتصادی دموکراتها، آرای طبقه متوسط را جلب کند.
اما انسداد تنگه هرمز و جهش بیسابقه قیمت انرژی، ثبات اقتصادی آمریکا را به خطر انداخته و تمام برنامههای انتخاباتی کاخ سفید را تحتالشعاع قرار داده است.
در این میان، تهران بهخوبی آگاه است که سال انتخابات در آمریکا، بهترین زمان برای فشار بر قیمت سوخت و کسب امتیازات سیاسی است.
انتخاب ونس برای این ماموریت اتفاقی نبوده است. مخالفت اولیه او با جنگ باعث شده است تا طرفهای واسطه، از جمله مقامات پاکستان، تمایل بیشتری برای همکاری با او نشان دهند.
حضور معاون رییسجمهوری به تیم مذاکرهکننده قبلی که در پیشگیری از جنگ ناکام مانده بود، رسمیت و وزن سیاسی دوچندانی بخشیده است.
برخلاف سایر اعضای کابینه، ونس در دولت ترامپ نقش یک «چاقوی سوئیسی» را ایفا میکند. او بدون داشتن قلمرو اداری محدود، به عنوان فرستاده ویژه و آینه تمامنمای رییسجمهوری در حساسترین پروندهها مداخله میکند.
قمار بزرگ بر سر آینده سیاسی
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که این ماموریت دیپلماتیک شمشیری دولبه برای آینده سیاسی ونس خواهد بود.
اگرچه موفقیت در تثبیت آتشبس میتواند او را به عنوان یک دیپلمات ارشد در سطح جهانی معرفی کند، اما هرگونه شکست در این مسیر، او را مستقیما مسئول پیامدهای جنگ خواهد کرد و موقعیت او را در رقابت با چهرههایی چون مارکو روبیو برای جانشینی ترامپ تضعیف میکند.
ونس با تاکید بر شکنندگی وضعیت موجود اظهار داشته است که گرچه واشینگتن به دنبال صلح است، اما صبوری آمریکا حدی دارد.
او پیش از بازگشت از اروپا تاکید کرد که توپ اکنون در زمین ایرانیهاست و اگر گامهای عملی برای رفع بنبست برداشته نشود، ترامپ تمامی گزینههای نظامی را برای بازگشت به جنگ روی میز دارد.
همزمان، تحلیلگران بینالمللی فرایند مذاکرات را دشوار، نامنظم و آمیخته به ابهام توصیف میکنند که سرنوشت آن هنوز بهطور دقیق روشن نیست.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند که در جمهوری اسلامی اختلافهایی بر سر ترکیب تیم مذاکرهکننده شکل گرفته است. همزمان جیدی ونس، معاون دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا، به مقامات حکومت ایران هشدار داد که در تلاش برای فریب آمریکا نباشند و در مذاکرات پیش رو دست به وقتکشی نزنند.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند که در آستانه مذاکره جمهوری اسلامی و ایالات متحده، اختلاف نظر شدیدی میان مقامهای ارشد حکومتی در ایران بر سر ترکیب و اختیارات هیات مذاکرهکننده شکل گرفته است.
بهگفته این منابع، میان فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضا و تیم مذاکرهکننده اختلافاتی بروز کرده است.
بنا بر این اطلاعات، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، تلاش میکند اختیارات محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی را محدود کند.
فرمانده کل سپاه پاسداران، همچنین خواهان حضور محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی در هیات مذاکرهکننده شده است؛ خواستهای که با مقاومت هیات مذاکرهکننده روبهرو شده زیرا آنها ذوالقدر را فاقد تجربه لازم برای حضور در این مذاکرات استراتژیک میدانند.
فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضای سپاه پاسداران در عین حال تاکید کردهاند که هیات اعزامی باید از هرگونه مذاکره درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی خودداری کنند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، تحت فشار مستقیم فرماندهان سپاه و از جمله احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، محمد باقر ذوالقدر را بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی منصوب کرده است.
معاون رییسجمهوری آمریکا در حالی راهی پاکستان شده است که گزارشهای ضد و نقیضی از ورود هیات جمهوری اسلامی به اسلامآباد منتشر شده است.
در حالی که برخی از رسانههای پاکستانی از ورود این هیات به پایتخت این کشور خبر دادهاند، رسانههای حکومتی در ایران این گزارشها را تکذیب و تاکید کردهاند که هیات جمهوری اسلامی هنوز راهی اسلامآباد نشده است.
ونس جمعه۲۱ فروردین پیش از ترک واشینگتن به مقصد اسلامآباد به خبرنگاران گفت که مشتاق مذاکراتی مثبت با حکومت ایران است، اما هشدار داد که جمهوری اسلامی نباید «سر ما کلاه بگذارد.»
او گفت: «ما مشتاق مذاکرات هستیم. فکر میکنم این مذاکرات مثبت خواهد بود.»
معاون ترامپ اضافه کرد: «همانطور که رییسجمهوری ایالات متحده گفته است، اگر ایرانیها مایل باشند با حسن نیت مذاکره کنند، ما قطعا آمادهایم دستِ باز را دراز کنیم. اگر بخواهند سر ما کلاه بگذارند، در آن صورت خواهند دید که تیم مذاکرهکننده چندان پذیرای آن نخواهد بود.»
مقامات آمریکایی همواره جمهوری اسلامی را متهم کردهاند که در جریان مذاکرات، صرفا به «وقتکشی» میپردازد و هیچ تلاش جدی برای حل اختلافات انجام نمیدهد.
استیو ویتکاف، نماینده آمریکا در مذاکرات پیشین با جمهوری اسلامی، اردیبهشت ۱۴۰۴ گفته بود در صورتی که جمهوری اسلامی به دنبال فریب دادن یا وقت کشتن در مذاکرات باشد با گزینه بدتری مواجه خواهد شد.
آمریکا بارها تاکید کرده که به جمهوری اسلامی اجازه دستیابی به سلاح اتمی نمیدهد و دولت ترامپ نیز بر «غنیسازی صفر» تاکید کرده است.
هشدار ونس ساعاتی پس از آن داده شد که رییسجمهوری ایالات متحده پنجشنبه ۲۰ فروردین گفت که حکومت ایران در در اجازه دادن به عبور نفتکشها از تنگه هرمز «عملکردی بسیار ضعیف و بیشرمانه» داشته است.
ترامپ در پستی در شبکه اجتماعیتروث سوشالنوشت: «گزارشهایی وجود دارد که ایران در حال دریافت هزینه از نفتکشهایی است که از تنگه هرمز عبور میکنند. آنها بهتر است این کار را نکنند و اگر میکنند، همین حالا بهتر است متوقفش کنند.»
او تاکید کرد: «این آن توافقی که ما داریم نیست!»
با توجه به افزایش قیمت نفت در هفتههای اخیر، آمریکا بیش از هر چیزی اکنون انتظار دارد که آزادی کشتیرانی به تنگه هرمز بازگردد.
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، احتمال توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ظرف چند روز در پاکستان را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است و هیچ چیز نزدیک به توافق نیست.»
اعلام مینگذاری در تنگه هرمز در آستانه مذاکرات
اما با وجود تاکید آمریکا بر عبور و مرور آزاد کشتیها از تنگه هرمز، در آستانه مذاکرات اسلامآباد، سپاه پاسداران تایید کرد که در این تنگه «احتمالا» مینگذاری شده است.
نیروی دریایی سپاه پاسداران پنجشنبه در بیانیهای نوشت: «باتوجه بهوضعیت جنگی در خلیج فارس و تنگه هرمز و احتمال وجود انواع مینهای ضد کشتی در ترافیک زون اصلی تنگه هرمز به تمامی کشتیهایی که قصد تردد در تنگه هرمز را دارند اعلام میگردد، برای رعایت اصول ایمنی دریانوردی و مصون ماندن از برخورد احتمالی با مینهای دریایی، ضمن هماهنگی با نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز، تا اطلاع ثانوی از مسیرهای جایگزین برای تردد در تنگه هرمز اقدام کنند.»
مجید تخت روانچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، جمعه درباره مذاکرات در اسلامآباد گفت: «توافق شده است طرح ۱۰ مادهای جمهوری اسلامی مبنای مذاکره قرار گیرد.»
او افزود: «ما خواهان آتشبس نیستیم که دشمن متجاوز مجددا خود را تجهیز کند و دست به تجاوز مجدد بزند و به صراحت به دوستانمان گفتهایم این وضعیت بدون تضمین تکرار نخواهد شد.»
پیشتر محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، و مسعود پزشکیان رییسجمهوری اسلامی بار دیگر ادعای مقامات حکومت ایران را تکرار کردند که آمریکا پیش از آتشبس کلیات شروط تهران را پذیرفته است.
این اظهارات در حالی است که پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برخی گزارشها مبنی بر پذیرش شروط ۱۰ مادهای ایران از سوی واشینگتن را رد کرده است.
اما ترامپ چنین چیزی را «یک دروغ ساختگی» میداند.
ترامپ گفته است مبنای اصلی مذاکرات، طرح ۱۵ مادهای آمریکاست و طرح ۱۰ مادهای حکومت ایران نیز قابل بحث است.
یکی از موارد اصلی طرح جمهوری اسلامی، ایجاد یک وضعیت متفاوت برای تنگه هرمز است تا دست تهران برای کنترل آن باز باشد.
همچنین در حالی که جمهوری اسلامی خواستار گنجاندن آتشبس میان اسرائیل و حزبالله در توافق آتشبس کنونی است، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان جمعه ۲۱ فروردین با انتشار پیامی کتبی، گفت: «مقاومت تا آخرین نفس ادامه دارد.»
او از مقامات لبنان خواست که در مذاکرات آتی خود با اسرائیل، به این کشور «امتیازات بدون دلیل» ندهند و افزود که بازگشت به وضعیت پیشین را نمیپذیرد.
بر اساس گزارش اورشلیمپست، جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه، شبکهای پیچیده و نهادینه از زیرساختهای ایدئولوژیک، مدارس، مساجد و بنیادهای خیریه را در سراسر آمریکا ایجاد کرده است.
روزنامه اورشلیمپست، شامگاه پنجشنبه ۲۰ فروردین، در یک گزارش تحلیلی مفصل بر پایه یافتههای سازمان «نوفدی»، به فعالیتهای جمهوری اسلامی در خاک آمریکا پرداخت.
هدف شبکه جمهوری اسلامی نه فقط جاسوسی، بلکه تاثیرگذاری عمیق و بلندمدت بر سیاستهای واشینگتن و عادیسازی فعالیتهای حکومت ایران در بطن جامعه آمریکا بوده است.
نفوذ ساختارمند؛ فراتر از عملیاتهای مخفی
طبق گزارش اورشلیمپست، فعالیتهای جمهوری اسلامی در آمریکا معمولا با عناوینی چون دور زدن تحریمها، حملات سایبری یا توطئههایی برای ترور شناخته میشود، اما اطلاعات جدید نشان میدهد تهران دههها زمان صرف ساختن یک شبکه نفوذ پایدار کرده است.
این شبکه شامل املاک، مدارس، مراکز مذهبی و سازمانهای غیرانتفاعی است که بهگونهای طراحی شدهاند تا با تغییر دولتها در واشینگتن یا تشدید تحریمها، از بین نروند.
برخلاف گروههایی مثل حزبالله در لبنان یا حوثیها در یمن، جمهوری اسلامی در آمریکا نمیتواند بازوی نظامی آشکار داشته باشد. به همین دلیل، استراتژی خود را بر پایه تاسیس نهادهایی بنا کرده که در ظاهر محلی، مذهبی یا آموزشی هستند، اما در باطن بهعنوان بازوهای حکومت «برای ترویج وفاداری به نظام و کادرسازی» عمل میکنند.
اورشلیمپست نوشت در مرکز این شبکه، بنیاد علوی در نیویورک بوده است. این بنیاد با در اختیار داشتن یک برج ۳۶ طبقه در خیابان پنجم منهتن، بودجه بیش از ۳۵ سازمان و مرکز را در سراسر آمریکا تامین میکرده است: «بنیاد علوی با بهرهگیری از روحانیون آموزشدیده در قم، بر نسلهای جوان تاثیر میگذارند.»
گزارش به «مرکز آموزش اسلامی» در پوتومک مریلند (IEC-M) اشاره کرده است که بهعنوان الگوی موفقی از ترکیب «مدرسه-مسجد» شناخته میشود.
این مرکز که میلیونها دلار از بنیاد علوی دریافت کرده، بارها میزبان مقامهای دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی بوده است.
این گزارش تاکید کرد که این نهادها نه بهخاطر مذهب یا ملیت، بلکه بهدلیل عملکردشان بهعنوان تریبونی برای یک دولت انقلابی خارجی، مورد انتقاد هستند.
در ویرجینیا نیز «مسجد مناسس» به رهبری بهرام ابوالفضل ناهیدیان، بهعنوان یکی از کانونهای تندرو معرفی شده است.
به نوشته اورشلیمپست، ناهیدیان که سابقهای طولانی در فعالیتهای انقلابی در آمریکا دارد، به چهرههایی مرتبط بوده که در کشتن «علیاکبر طباطبایی» (دیپلمات مخالف جمهوری اسلامی) در سال ۱۹۸۰ نقش داشتند.
دیربورن؛ نقطه اوج پروژه نفوذ
اورشلیمپست نوشت که در شهر دیربورن ایالت میشیگان، مدل ایدئولوژیک تهران به کاملترین شکل خود رسیده است.
در این منطقه، مجموعهای از مساجد و برنامهها برای جوانان چنان با هم همپوشانی دارند که روایتهای همسو با تهران به بخشی از زندگی عادی جامعه تبدیل شده است.
از جمله این مراکز به «مرکز اسلامی آمریکا» و «بیتالحکمه» اشاره شده که امامان آنها پیوندهایی با محافل سیاسی جمهوری اسلامی داشته و در عین حال با سیاستمداران ارشد آمریکایی نیز ارتباط برقرار کردهاند.
بهرهبرداری از آزادیهای غرب
بخش پایانی گزارش اورشلیمپست به تناقضی آشکار اشاره دارد. حکومت ایران که غرب را «فاسد و بیدین» میخواند، بهشدت بهدنبال استفاده از آزادیها، سیستمهای حقوقی و امکانات رفاهی آن برای اعضا و خانواده مقامهای خود است.
نمونه بارز این موضوع، بازداشت اخیر خواهرزاده یا برادرزاده قاسم سلیمانی و فرزند او در آمریکاست که «از حامیان صریح رژیم تمامیتخواه و تروریستی ایران» معرفی شدهاند و در لسآنجلس از زندگی مجللی برخوردار بودند.
این گزارش همچنین به ثروتهای میلیون دلاری منتسب به مجتبی خامنهای در لندن اشاره و تاکید کرد حکومت ایران در ملأ عام از غرب بیزاری میجوید، اما در خفا از آن بهرهبرداری کرده و بهصورت ساختاری در آن نفوذ میکند.
اورشلیمپست نوشت که در سال ۲۰۲۶ و در اوج تنشهای مستقیم میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل، درک این شبکه نفوذ برای واشینگتن حیاتیتر شده است.
چالش اصلی دولت آمریکا اکنون تمایز قائل شدن میان «آزادی مذهبی» و «زیرساختهای ایدئولوژیک یک دولت خارجی» است که دههها در دیدرس کامل، اما به دور از نظارت جدی، فعالیت کرده است.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، اعلام کرد در تماس اخیر خود با دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، درباره مسائل نظامی و لجستیکی مرتبط با عبور کشتیها از تنگه هرمز گفتوگو کرده است.
استارمر که به منطقه خلیج فارس سفر کرده، جمعه ۲۱ فروردین گفت: «ما در حال شکلدهی به ائتلافی از کشورها هستیم... در حال کار بر روی یک طرح سیاسی و دیپلماتیک هستیم، و در عین حال تواناییهای نظامی و نحوه اجرای عملی انتقال کشتیها از تنگه را نیز بررسی میکنیم.»
او به تماس خود با ترامپ در شامگاه ۲۰ فروردین اشاره کرد و افزود محور این گفتوگو، رایزنیهای اخیر با کشورهای منطقه و «تدوین یک برنامه عملی برای عبور و مرور» در تنگه هرمز بوده است.
نخستوزیر بریتانیا جزییات بیشتری در این خصوص ارائه نکرد.
در هفتههای اخیر، اختلال در تردد شناورها در تنگه هرمز بهدلیل حملات جمهوری اسلامی موجب برهم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
ایالات متحده و جمهوری اسلامی بامداد ۱۹ فروردین بر سر برقراری آتشبس موقت به توافق رسیدند و بر اساس گزارشها، بازگشایی تنگه هرمز یکی از شروط اصلی کاخ سفید برای توقف حملات به ایران بوده است.
با این حال، وضعیت در این آبراه حیاتی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است.
ترامپ بامداد ۲۱ فروردین با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال، از عملکرد جمهوری اسلامی در قبال تردد نفتکشها در تنگه هرمز انتقاد کرد و آن را «ضعیف و بیشرمانه» خواند.
رییسجمهوری آمریکا اضافه کرد: «این چیزی نیست که ما بر سر آن توافق کردهایم.»
معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی مینگذاری در تنگه هرمز را تایید کرد
سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در مصاحبه با شبکه الجزیره اعلام کرد تنگه هرمز باز است، اما کشتیها «باید با نیروهای ایرانی هماهنگ کنند».
خطیبزاده ادامه داد: «همه شناورها حتی آمریکایی میتوانند مادامی که رفتار خصمانه نداشته باشند، از این تنگه عبور کنند. البته به سبب منطقه جنگی و ترتیباتی که ایران در جریان این جنگ و تهاجم علیه کشور در پیش گرفت، محدودیتهای فنی وجود دارد.»
او در پاسخ به پرسشی درباره اینکه منظور از «محدودیتهای فنی» همان مینگذاری است، گفت: «بله این را هم شامل میشود. البته ترتیبات دیگری نیز هست که ایران در دوره جنگ در پیش گرفت و هنوز هم در جریان است.»
این در حالی است که ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پیشتر تهدید کرد عبور هرگونه نفتکش با مالکیت یا وابستگی به آمریکا و اسرائیل از تنگه هرمز «تا ابد» ممنوع خواهد بود.
رویترز: بخش عمده کشتیهای عبوری از تنگه هرمز با ایران در ارتباط بودهاند
خبرگزاری رویترز ۲۱ فروردین با استناد به دادههای جدید رهگیری دریایی گزارش داد طی ۲۴ ساعت گذشته، بخش عمده کشتیهای عبوری از تنگه هرمز با ایران در ارتباط بودهاند.
بر اساس تحلیلهای مستقل پلتفرمهای «کپلر» و «لویدز لیست اینتلیجنس»، در این بازه زمانی سه نفتکش از آبهای ایران خارج شدهاند؛ یک ابرنفتکش حامل نفت خام با ظرفیت دو میلیون بشکه، یک نفتکش سوخترسان و یک شناور کوچکتر حامل فرآوردههای نفتی.
رویترز افزود چهار کشتی فلهبر نیز در همین مدت در تنگه هرمز تردد کردهاند؛ از جمله یک شناور که پس از بارگیری محموله سنگآهن از ایران، راهی چین شده است.
روزنامه والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داد جمهوری اسلامی از نفتکشها میخواهد برای عبور از تنگه هرمز، به ازای هر بشکه نفت یک دلار عوارض ترانزیت پرداخت کنند و این مبلغ را بهصورت ارز دیجیتال بپردازند تا به این ترتیب، تحریمها و ردیابیها را دور بزند.