پیام مخاطب: صدها بازداشتی در زندان کچویی کرج با اتهامات سنگین مواجهاند
یک مخاطب از نگهداری دستکم هزار نفر از معترضان بازداشتی در سه سوله زندان کچویی کرج خبر داد و گفت ماموران آنها را در گروههای چند نفره به مرکز پلیس منتقل میکند و آنها را برای اخذ اعتراف اجباری تحت قرار میدهد. این افراد اغلب با اتهامات سنگینی مانند محاربه مواجهاند.
به گفته این شهروند، معترضانی که جراحت شدید ندارند و غیر از روزهای ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شدهاند را به این محل منتقل میکنند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از یک مقام پیشین وزارت کشور، سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نتیجه «یک روند برنامهریزیشده و چندلایه» بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیگیری و برنامهریزی شده است.
او که از سابقه اجرایی و امنیتی برخوردار است، پنجشنبه ۱۶ بهمن به ایراناینترنشنال گفت آموزش مقابله با اعتراضات شهری «به صورت منسجم» در جمهوری اسلامی به اجرا درآمده؛ از سازماندهی نیروهای غیررسمی در قالب دستههای موتورسوار و پیادهِ مسلح گرفته تا نشانهگذاری و شناسایی اماکن مرتفع و مشرف به نقاط حساس برای استقرار تکتیراندازها.
این مقام پیشین وزارت کشور که عضویت در سپاه پاسداران را نیز در کارنامه دارد، به شرط فاش نشدن هویتش با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
قتلعام سازمانیافته معترضان و مشارکت مستقیم سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای نیابتی در آن، بیش از هر زمان دیگری مشروعیت جمهوری اسلامی را در سطح داخلی و بینالمللی به چالش کشیده است.
ویدیوهای منتشر شده و روایتهای شهروندان از شلیک مستقیم گلوله جنگی، به رگبار بستن معترضان از ساختمانهای مرتفع، استفاده از سلاحهای ساچمهای، بهکارگیری تکتیراندازها، یورش به بیمارستانها و زدن تیر خلاص به مجروحان در جریان انقلاب ملی ایرانیان حکایت دارد.
«آموزشهای نظری ایدئولوژیک و آمادهسازی روانی برای کشتن»
مقام پیشین وزارت کشور در ادامه سخنان خود به ایراناینترنشنال گفت اقدامات جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر نشان میدهد سرکوبها نه واکنشی مقطعی، بلکه حاصل «آمادهسازی ساختاری و عملیاتی طولانیمدت» بوده است.
او به برگزاری «آموزشهای نظری ایدئولوژیک» و «آمادهسازی روانی برای کشتن» و زدن تیر خلاص به معترضان اشاره کرد و افزود در مواردی، اراذل و اوباش نیز برای ایفای نقش «لیدر» در تجمعات آموزش دیدهاند.
به گفته او، اراذل و اوباش با هدف «شناسایی افراد و هدایت یا منحرفسازی جریانهای خیابانی» از سوی حکومت به کار گرفته شدهاند.
استفاده جمهوری اسلامی از اراذل و اوباش برای سرکوب اعتراضات مردمی دارای سابقه است و در گذشته نیز گزارشهای متعددی در این خصوص منتشر شده است.
در روزهای اخیر، انتشار ویدیوهایی از برنامه توهینآمیز شبکه افق صداوسیما و سخنرانی چهرههای نزدیک به حاکمیت که در آن کشتار معترضان با روایتهای دینی توجیه میشود، به موجی از خشم در میان ایرانیان دامن زده است.
بسیاری از کاربران این اقدامات را «تقدیس خشونت»، نقض کرامت انسانی و بخشی از سازوکار سرکوب جمهوری اسلامی دانستند.
یک عضو خانواده جاویدنام امین (سعید) ناظر قمی به ایراناینترنشنال گفت او با زخم گلوله غیرکشنده به بیمارستان منتقل شد اما پس از چهار روز پیکرش را با ردی از سوختگی، کبودی و جای بخیهای درشت روی سینهاش، به کهریزک منتقل کردند.
این عضو خانواده توضیح داد امین شامگاه ۱۸ دی در خیابان زهدی تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفت و گلوله به ران پای او خورد، کلانتری جوادیه او را به یک بیمارستان منتقل کرد. اما به گفته او روز ۲۲ دی پیکرش به سردخانه کهریزک تحویل داده شد.
خانواده تا ۱۱ بهمن دنبال امین میگشتند و سرانجام با تلفن ناشناس به آنها خبر دادند که برای تحویل پیکر به کهریزک مراجعه کنند. خانواده موفق میشوند پیکر امین را ۱۲ بهمن دفن کنند.
به گفته قنبریان، هنگام خاکسپاری لباس شخصیها بالا سر قطعهای که خودشان تعیین کرده بودند ایستاده بودند تا شرایط را کنترل کنند. اما باوجود محدودیتها، خانواده کفن را از روی سر و سینه امین کنار زدند و متوجه رد بخیههایی شدند که به نظر میرسید قلبش از سینه بیرون آمده است.
به خانواده گفته شده بود اجازه برگزاری مراسمی برای امین ندارند. امین ۴۲ ساله بود و یک پسر ۱۵ ساله دارد.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است که سجاد سالاروند، کوهنورد بدون پا و سریعترین دونده در کلاس T62 کمیته پارالمپیک ایران یک روز قبل از اعزام به امارات برای حضور در ماراتن دبی، توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
براساس این گزارش، سالاروند اکنون با وثیقه آزاد شده، اما روز یکشنبه ۱۹ بهمن، باید در دادگاه انقلاب تهران حاضر شود.
این ورزشکار اهل دورود لرستان، در صفحه اینستاگرام خود نوشته که به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ رسانهای، و تشویش اذهان عمومی» بازداشت شده و در زندان تهران بزرگ بوده است.
او با اشاره به شرایط «سخت و بد در زندان بزرگ تهران» نوشته است: «من، سجاد سالاروند را با معلولیت ۷۰درصد، اطلاعات سپاه بردند و بعد به زندان تهران بزرگ انتقالم دادند و با بدترین و سختترین شرایط نگهداری شدم. الان با وثیقه سنگین آزاد شدم و یکشنبه باید برای گرفتن حکم به دادگاه انقلاب بروم، تمام اتهاماتی که به من زدند که همگی تهدید و تشویق علیه امنیت ملی و نظام جمهوری اسلامی است را قبول ندارم.»
او ادامه داد: «فقط میتوانم بگویم این چند وقت با چیزهایی که در زندان دیدم، چند سال پیرتر شدم و در آخر هرچی که بشود من کنار مردم هستم.»
کمیته ملی پارالمپیک ایران، فروردین امسال ضمن تجلیل از صعودهای سجاد سالاروند، به صعودهای او به قله کلیمانجارو بام آفریقا، کمپ اصلی اورست در ارتفاع ۵٣۶۴ متری، قله البروس روسیه، آرارات، سه مرتبه صعود به دماوند، همچنین صعود به دیوارههای علمکوه و بیستون اشاره کرده بود.
بر اساس اظهارات یک مقام سابق وزارت کشور با سابقه اجرایی، امنیتی و نظامی، سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه نتیجه یک روند برنامهریزیشده و چندلایه بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای متولی حوزه امنیتی پیگیری شده است.
به گفته این مقام آشنا به سازوکارهای درونی، آموزشهای مقابله با اعتراضات شهری بهصورت منسجم اجرا شده؛ از سازماندهی نیروهای غیررسمی در قالب دستههای موتورسوار و پیادهِ مسلح گرفته تا نشانهگذاری و شناسایی اماکن مرتفع و مشرف به نقاط حساس برای استقرار تکتیراندازها. او همچنین به برگزاری آموزشهای تئوریک ایدئولوژیک و «آمادهسازی روانی برای کشتن» اشاره کرده و گفته است در مواردی، ارازل و اوباش نیز برای ایفای نقش لیدر در تجمعات—با هدف شناسایی افراد و هدایت یا منحرفسازی جریانهای خیابانی—آموزش دیدهاند.
این روایت در حالی مطرح میشود که گزارشهای متعدد میدانی از شهرهای مختلف، از شلیک مستقیم گلوله جنگی، رگبار از ارتفاع، استفاده از سلاحهای ساچمهای، استقرار تکتیراندازها، یورش به بیمارستانها و تیر خلاص به مجروحان حکایت دارد. همچنین، انباشت و انتقال شبانه اجساد، دفنهای محدود و فشار بر خانوادهها برای سکوت، بخشی از الگوی سرکوب توصیف شده است.
به گفته این مقام سابق، مجموعه این اقدامات نشان میدهد سرکوب دیماه نه واکنشی مقطعی، بلکه حاصل آمادهسازی ساختاری و عملیاتی طولانیمدت بوده است.
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، فشارهای امنیتی بر خانوادههای جانباختگان اعتراضات، حتی پس از دفن پیکرها نیز ادامه دارد و به حوزه برگزاری یادبود و سنگقبر کشیده شده است. این فشار شامل جلوگیری از درج کلمه جاویدنام روی سنگ مزار است.
یک مخاطب که فروشنده سنگقبر است میگوید نیروهای حکومتی اجازه درج واژه «جاویدنام» یا هر نشانهای از جانباختن معترضان را روی سنگقبرها نمیدهند. به گفته او، در مواردی که خانوادهها موفق شدهاند چنین عبارتی را ثبت کنند، «بسیجیها شبانه میآیند و سنگقبر را میشکنند.»
این روایتها در ادامه گزارشهای پیشین درباره فشار برای تحویل پیکرها، دریافت پول موسوم به «حق تیر»، تحمیل روایت حکومتی و محدود کردن مراسم تشییع و ترحیم منتشر میشود. پیشتر، خانوادهها از شرطگذاری برای زمان و شیوه دفن، ممنوعیت نصب بنر و پارچه مشکی، و تهدید به برخورد امنیتی در صورت اطلاعرسانی خبر داده بودند.
به گفته شاهدان، این مجموعه اقدامات نشاندهنده تلاش سازمانیافته برای حذف نشانههای یادبود، خاموشکردن سوگ عمومی و جلوگیری از تبدیل نام جانباختگان به نمادهای اعتراض است.