• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

الی‌عزر ماروم، فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل، اعلام کرد اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی مبنی بر کنترل تنگه هرمز، با برتری نظامی آمریکا در این منطقه به چالش کشیده شده است.

به گزارش روزنامه اورشلیم‌پست در یک‌شنبه ۳۰ فروردین، ماروم گفت در چشم‌اندازی کلی‌تر، جمهوری اسلامی بیش از گذشته خود را در تنگنا می‌بیند و از تحرک محدودی در بنادر ایران برخوردار است.

او گزارش‌ها درباره عبور کشتی‌های جمهوری اسلامی از تنگه هرمز بدون مجوز آمریکا را «داستان‌های غیرقابل باور» دانست و افزود: «راهکار ترامپ برای بستن تنگه‌ها به‌خوبی نتیجه داده است. ایران در وضعیت خفگی قرار گرفته و عملا هیچ‌گونه ورود یا خروجی از بنادرش انجام نمی‌شود.»

او ادامه داد واشینگتن توانسته است کنترل موثری بر حوزه دریایی اعمال کند و از این برتری به‌عنوان ابزاری برای افزایش فشار بر تهران بهره ببرد.

به گفته فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل، آمریکا آگاه است که جمهوری اسلامی برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده در جنگ و تامین نیازهای شهروندان به منابع مالی فوری نیاز دارد و این شرایط تهران را بیش از پیش دشوار کرده است.

ارتش آمریکا محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران را از ۲۴ فروردین آغاز کرد.

هرچند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۸ فروردین از بازگشایی تنگه هرمز به‌دنبال برقراری آتش‌بس در لبنان خبر داده بود، سپاه پاسداران ۲۹ فروردین اعلام کرد به‌دلیل تداوم محاصره دریایی بندرهای ایران، بار دیگر این گذرگاه را مسدود می‌کند.

هماهنگی آمریکا و چین در تحولات تنگه هرمز

فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل در ادامه سخنان خود اعلام کرد آمریکا در بحران تنگه هرمز «بیش از آنچه تصور می‌شود»، با چین هماهنگ است.

ماروم با اشاره به افزایش بهای نفت و گاز در پی مناقشه خاورمیانه گفت «سازوکارهای جایگزین» در حوزه انرژی توانسته‌اند تاثیرات منفی اختلال‌های منطقه‌ای بر بازار جهانی سوخت را کاهش دهند.

او تاکید کرد عدم افزایش شدید قیمت نفت نشان می‌دهد عرضه همچنان در سطحی قابل‌قبول قرار دارد، حتی اگر روند حمل‌ونقل همچنان با چالش‌هایی همراه باشد: «به‌نظر من، مشکل سوخت کاملا برطرف شده است، چون چین نیازهای خود را از روسیه تامین خواهد کرد.»

به گفته این مقام پیشین اسرائیلی، در کوتاه‌مدت، بیشترین آسیب از اختلال‌های دریایی متوجه قطر و ایران خواهد بود؛ در مقابل، آمریکا و روسیه در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند از افزایش صادرات انرژی بهره‌مند شوند.

‫آتش‌بس دوهفته‌ای میان تهران و واشینگتن دوم اردیبهشت به پایان می‌رسد و هنوز چشم‌انداز روشنی از مذاکرات دو طرف در مسیر دستیابی به توافق وجود ندارد.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، ۲۹ فروردین اعلام کرد تهران و واشینگتن همچنان بر سر چند موضوع هسته‌ای و تنگه هرمز اختلاف نظر دارند.

در سوی دیگر، یک مقام ارشد اسرائیلی گفت آتش‌بس با جمهوری اسلامی «بسیار شکننده» است و این کشور برای بازگشت به جنگ در صورت شکست مذاکرات تهران و واشینگتن آمادگی دارد.

تفاهمات پشت‌پرده آمریکا و حوثی‌ها؟

فرمانده پیشین نیروی دریایی اسرائیل در ادامه به رویکرد حوثی‌های یمن در مناقشه کنونی پرداخت و گفت تحولات «پشت‌پرده» احتمالا در کاهش سطح تهدیدات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی نقش داشته‌اند.

ماروم افزود روشن نیست چه «تفاهم‌هایی» میان ایالات متحده و حوثی‌ها شکل گرفته است، اما نشانه‌ها حاکی از آن است که این گروه در دور اخیر درگیری‌ها با «خویشتنداری» عمل کرده است.

به گفته او، حوثی‌ها در حدی اقدام کرده‌اند که رضایت جمهوری اسلامی تامین شود، اما از برداشتن گام‌های گسترده‌تری که ممکن بود مورد انتظار تهران باشد، خودداری کرده‌اند؛ از همین رو، بستن تنگه باب‌المندب از سوی حوثی‌ها در شرایط کنونی دور از انتظار به نظر می‌رسد.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شوند که مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی در روزهای اخیر تهدید کرده‌اند که در صورت تشدید تنش‌ها، بستن تنگه باب‌المندب در دستور کار قرار خواهد گرفت.

رسانه‌ها در ایران ۳۰ فروردین به نقل از حسین العزی، از مقام‌های ارشد حوثی‌، نوشتند اگر این گروه تصمیم به بستن باب‌المندب بگیرد، «انس و جن هم نخواهند توانست آن را باز کنند».

خبرگزاری‌های فارس و تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۷ فروردین به نقل از «یکی از فرماندهان مقاومت» گزارش دادند برای تمامی شناورهای تجاری و نظامی در تنگه باب‌المندب «هشداری جدی و بی‌سابقه» صادر شده است.

تنگه باب‌المندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبی‌ترین نقطه شبه‌جزیره عربستان قرار دارد و برای کشتی‌هایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت می‌کنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
۱
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۲
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۳
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۴

جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

۵

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

انتخاب سردبیر

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

  • «رابطه جنسی در ازای غذا یا پول»: سوءاستفاده جنسی از زنان بیوه در غزه توسط حماس

    «رابطه جنسی در ازای غذا یا پول»: سوءاستفاده جنسی از زنان بیوه در غزه توسط حماس

  • آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟
    تحلیل

    آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

  • تحلیلگر بریتانیایی: اهداف ترامپ در ایران همیشه روشن بوده است

    تحلیلگر بریتانیایی: اهداف ترامپ در ایران همیشه روشن بوده است

•
•
•

مطالب بیشتر

مقام سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا: محاصره بر توان رژیم ایران در مذاکرات تاثیر می‌گذارد

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۲:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

میعاد ملکی، مقام سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس در مورد سخنان مقام‌های رژیم ایران مبنی بر اینکه محاصره دریایی باعث تسلیم آن‌ها نخواهد شد، نوشت: «جار و جنجال در مورد تحمل درد، یک مهلت فیزیکی دارد. ساعت‌های نفت و بنزین مذاکره نمی‌کنند.»

او اشاره کرد جمهوری اسلامی با حدود ۱۵ میلیون بشکه در انبار خارک، با ۵۱ درصد پر بودن مخازن، وارد محاصره شد، و افزود: «با تولید ثابت (نرخ پر شدن ۱.۹ میلیون بشکه در روز)، ذخیره‌سازی در روز هشتم به حداکثر می‌رسد. حتی با حداکثر تنظیم فشار بالادست (۰.۷۵ میلیون بشکه در روز)، سقف در روز بیستم به اوج خود می‌رسد (همه این‌ها در صورتی است که محاصره به طور کامل اجرا شود). پس از آن، چاه‌ها باید با آسیب دائمی مخزن بسته شوند.»

ملکی همچنین نوشت: «ایران ۱۲۰ میلیون لیتر در روز بنزین تولید می‌کند. در یک روز عادی ۱۳۴ میلیون لیتر در روز مصرف می‌کند، در حالی که قبل از محاصره، کسری ساختاری ۱۴ میلیون لیتر در روز وجود داشت. مصرف دوران جنگ (خطوط سهمیه‌بندی، سوخت ژنراتور، تدارکات نظامی) به ۱۹۷ میلیون لیتر در روز افزایش یافته است. این یعنی شکاف ۷۷ میلیون لیتری در روز که تولید هرگز نمی‌تواند آن را پر کند.»

به نوشته او، جمهوری اسلامی «این کمبود را با قیمت تقریبی ۳۴۰ هزار ریال در هر لیتر وارد می‌کند و آن را با قیمت ۱۵ هزار ریال می‌فروشد؛ یارانه‌ای که دولت به معنای واقعی کلمه با ۱.۵ میلیون دلار در هر دلار نمی‌تواند از عهده آن برآید.» ملکی در بخش دیگری نوشت: «ظاهراً ایران ۱۵۶۰ میلیون لیتر بنزین + ۱۲۸۰ میلیون لیتر گازوئیل در ذخایر استراتژیک دارد که تقریباً برای ۱۲ روز عرضه ملی کافی است. تحت سناریوی اصلی (از دست دادن بخشی از پالایشگاه + کاهش واردات)، کسری به ۴۷ میلیون لیتر در روز می‌رسد.»

او اضافه کرد: «ذخایر تا روز ۳۳ به صفر می‌رسد. با اضافه کردن افت پالایشگاه و خرید وحشت‌زده، به روز ۲۲ می‌رسیم. آستانه کمبود شدید، تعطیلی پمپ‌های بنزین، حق بیمه بازار سیاه، صف‌های موتورسیکلت، قبل از اینکه ذخایر به صفر برسد، حدود روز ۱۵ تا ۱۸، فرا می‌رسد.»

ملکی نوشت رژیمی که «در داخل تقویت شده» هنوز برای جابه‌جایی نیروها، غذا و وفاداری به سوخت نیاز دارد، و تاکید کرد: «ساعت بنزینی، میز مذاکره واقعی است.»

چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

دی ماه ۱۴۰۴ نشان داد که در ایران مردمانی وجود دارند که از زندگی کنونی و آینده‌شان بیش از سکوت می‌ترسند. در سال‌های گذشته نارضایتی معیشتی و از بین رفتن امید به اصلاح به قدری گسترده شده که میلیون‌ها ایرانی از سیاست جمهوری اسلامی احساس بیگانگی کرده‌اند.

آنچه مردم معترض در خیابان می‌خواستند سرنگونی جمهوری اسلامی بود.

اعتراضات دی ۱۴۰۴ برآیند تلاقیِ بحران‌های مزمن و حل‌ناشده‌ای بود که از آستانه تحمل جامعه عبور کرد. در این مقطع، مکانیسم تحقیر ساختاری، محذوف‌شدگان را از حاشیه به متن سیاست بازگرداند تا کرامت پایمال‌شده‌ خود را بازپس گیرند. فروپاشی اقتصادی در این دوره، با فراتر رفتن از لایه‌های فرودست، طبقه متوسط را نیز با پدیده سقوط منزلت مواجه کرده بود؛ اقدامات پولی دولت نیز نه راهکار، بلکه بیشتر محرکِ خشم مردم ‌شد. آنچه این گسست‌های ساختاری را به یک خیزش میلیونی پیوند داد، صرفاً وجود فراخوان‌ سیاسی نبود که بسیاری به آن آری گفتند، بلکه شکل‌گیری نوعی پیوند جمعی در مورد نازیستنی شدن زندگی بود.

تحقیر و تبعیض سالیان
در جنوب غربی ایران، در شهرهایی که یا نفت دارند یا صنایع سنگینی مانند آلومینیوم و فولاد، مدت‌هاست که سفره‌های مردم خالی است، نسلی بزرگ شده است با آرزوهای بسیاری که به آن‌ها نرسیدند یا می‌دانند که نمی‌رسند. آن‌ها فقر را زندگی کردند در حالی که می‌پرسیدند «پول نفت کجا رفت؟» از آبدانان تا آبادان، از نی‌ریز تا کنگان، از گیلانغرب تا بوشهر، شهرهایی که در اعتراضات دی‌ماه در روزهای اول اعتراضات به خیابان آمدند، نقشه‌ای را تشکیل می‌دهند که تصادفی نیست. این نقشه، همان نقشه شکست چهار دهه وعده توزیع عدالت است.

اما در دی ۱۴۰۴، تحقیر دیگر فقط جغرافیایی نبود، طبقات مختلف اجتماع و اقتصادی را هم درنوردید. دولت [مسعود] پزشکیان برای کنترل اعتراضات اعلام کرد به ازای حذف ارز ترجیحی، یک میلیون تومان مستقیم به حساب خانوارها واریز می‌کند. این رقم معادل هفت دلار بود، در روزهایی که قیمت روغن ۲۰۰ تا ۲۶۰ درصد بالا رفته، تخم‌مرغ ۲۴۷ درصد گران‌تر از سال قبل شده، و برخی فروشندگان به فروش قسطی ماست و دوغ روی آورده بودند. دولت تنها بخشی از مکانیسم تحقیری که در سال‌های گذشته به وجود آمده بود را باردیگر و در میانه اعتراضات به مردم نشان داد. این موضوعی بود که اکثریت ایرانیان آن را احساس کردند.

  • ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

    ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

آنچه دی ۱۴۰۴ را از موج‌های قبلی متمایز کرد، پدیده‌ای است که می‌توان آن را «هم‌سرنوشتی اجباری طبقات» نامید. طبقه متوسط ایران، که بطور تاریخی حامل ارزش‌های مدنی‌ای مانند آزادی بوده، در دی ۱۴۰۴ دیگر با فرودستان اقتصادی فاصله‌ای نداشت. وقتی این گروه برای نغلتیدن به فقر می‌جنگید، خواسته‌های رادیکالش از طبقه فرودست هم بیشتر شد؛ چون با سقوط قدرت خریدش تحقیر را بیشتر احساس می‌کرد. آزاده مختاری، روزنامه‌نگار، در ۱۷ دی نوشت: «ما روزانه با بی‌تدبیری مدیریتی فقیر می‌شویم.» او پیش‌تر هم گفته بود «مردم دیگر معیشتی ندارند که درباره‌اش نگران باشند.» جملاتی که نشان می‌داد فقر دیگر نه یک ناکارآمدی گذرا، بلکه به ماهیت حکمرانی تبدیل شده است.

جامعه‌شناسان سیاسی، در متون مختلفی نشان داده‌اند که انقلاب‌ها نه توسط گرسنگان، بلکه توسط کسانی رخ می‌دهد که طعم زندگی بهتر را چشیده‌ بودند اما اکنون در حال سقوط هستند. طبقه متوسط ایران در دی ۱۴۰۴، با تورم دو رقمی سالیان گذشته، فقط پولش را از دست نداده بود، بلکه منزلت و هویت خود را از دست رفته می‌دید. این زوال منزلت اجتماعی، خشم را در میان افراد بسیاری نهادینه کرده است. اینگونه ائتلافی نانوشته میان آن‌ها و گروه‌های کم برخوردار اجتماعی به وجود آمد که همه از سیاستی واحد ضربه خورده بودند.

بازار و پایان سکوت
ظهر هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴، بخشی از بازار تهران محل کسب و کار خود را بست. بازار در تاریخ سیاسی ایران همیشه یکی از محافظه‌کارترین نهادها بود، جمهوری اسلامی ریشه خود را در این نهاد می‌دانست و سال‌ها برای کنترل و تغییر آن کوشیده بود. همچنین بازاریان در اعتراضات ۱۳۸۸ سکوت کرده بود و در ۱۴۰۱ در حاشیه بودند اما این بار خودشان نقطه آغاز اعتراضات شدند. دلار به ۱۴۴ هزار تومان رسیده بود و کسبه دیگر نمی‌دانستند کالایی را که صبح خریده‌اند عصر به چه قیمتی بفروشند. نوسانات لحظه‌ای ارز، تامین کالا را غیرممکن و قیمت‌گذاری را بی‌معنا کرده بود. بسیاری از بازاریان آن روزها می‌گفتند باز کردن مغازه بیشتر از آنکه سود برساند، زیان می‌زند.

  • صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

    صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

در طول دهه‌های گذشته، بازار حتی در سخت‌ترین بحران‌های اقتصادی ترجیح می‌داد با مذاکره و فشار غیرمستقیم به دنبال راه‌حل بگردد. اعتراض علنی و اعتصاب سازمان‌یافته را برای لحظه‌هایی نگه می‌داشت که راه دیگری نمانده بود. دی ۱۴۰۴ چنین لحظه‌ای بود؛ نه چون مطالبه‌ای داشت که با یک تصمیم دولتی حل شود، بلکه به این نتیجه رسیده بود که نظم موجود خودش عامل اصلی بی‌نظمی شده است.

حضور اعتراضی بازار امکانی داد تا این همدستی و ائتلاف میان گروه‌های مختلف شکل بگیرد تا آن‌ها خشم فروخفته خود را به سمت حاکمیت جمهوری اسلامی نشان دهند. در عین حال که بازار برای خود دستاوردهایی مانند صفر شدن برخی از ارقام مالیاتی داشت اما آن‌ها اعتماد چندانی به دولت نکردند. چرا که عدم توان مردم برای خرید، یعنی کاهش فروش هم بخشی از معضل بازاریان بود.

دیگر امیدی به اصلاح نیست
مسعود پزشکیان برای بخشی از رای‌دهندگان، نمادی از «آخرین شانس» برای اصلاح و مهار سایه جنگ بود. کسی که در ۱۴۰۱ از استفاده از برچسب «اغتشاش» پرهیز کرده بود، اما با حضورش هم جنگ شد و هم او قبل از ۱۸ دی، آغاز کشتار مردمی، مدام از خط و مرز با اغتشاشات گفت و بعد در ۲۱ دی ۱۴۰۴، معترضان را «تروریست» خواند و و از نیروهای امنیتی خواست «قاطعانه» برخورد کنند.

این تغییر مواضع و آنچه او کرد را می‌توان به معنای تصلب ساختاری و از بین رفتن آخرین امیدها دانست. اما ادغام او در نظم موجود و بی اثر شدن دولتش به نوعی که یاران قدیمی‌اش مانند علی شکوری‌راد را به انتقاد از پزشکیان واداشت، نشانی از آن بود که حاکمیت هیچ قصدی برای تغییر رویه ندارد و این موضوع باعث ناامیدی بسیاری از امکان‌های تغییر شد. به ویژه که در دوره او همه چیز رو به بدتر شدن گذاشت.

  • سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

    سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

پیامد این انسداد سیاسی، در کنار پیامدهای مخرب جنگ ۱۲ روزه، زندگی در ایران را به تعبیر مصطفی مهرآیین «نازیستنی» کرد. جامعه در وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شد؛ جایی که رکود تولید، کسری بودجه مزمن و ناترازی‌های گسترده انرژی، روان جمعی را تحت فشاری بی‌سابقه قرار داد. در چنین بن‌بستی، انفجار بازار به عنوان نهادی ذاتاً محافظه‌کار، نشان داد که نظم سیاسی تنها فلاکت محض تولید می‌کند. این فشارِ زیستی، بخش گسترده‌ای از مردم ایران را به این نتیجه رساند که هزینه خیابان از هزینه ماندن در خانه‌ها می‌تواند کمتر باشد.

آنچه فضای این نارضایتی را تغییر داد اقدام سیاسی دونالد ترامپ و رضا پهلوی بود. ترامپ در ۱۲ دی ماه در واکنش به اعتراض‌ها در ایران نوشت: «اگر ایران به معترضان مسالمت‌‌جو شلیک کند و آنها را به طرز خشونت‌آمیزی بکشد، که این رسم آنهاست، ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملاً آماده و مجهز هستیم.» گفتاری که بخشی از معترضان ایرانی را دلگرم کرد.

پیوند یابی فضای نارضایتی‌های داخلی به موضوعی ژئوپلتیک در زبان ترامپ، در بخشی از اپوزیسیون بازتابی محتاطانه یافت. رضا پهلوی، در ۱۶ دی ماه از معترضان خواست «این پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، هم‌زمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابان‌ها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار بکنید.» درخواست او برای همراهی مردمی در زبان جمعی به یک فراخوان خیابانی ترجمه شد و باعث شد تا بسیاری از ایرانیان معترض، یک هدف سیاسی واحدی پیدا کرده و علیه نظم سیاسی اعتراض خود را با داشتن امکان آلترناتیو، شکل دهند.

حکمرانی بر اطلس خشم
دی ۱۴۰۴ نشان داد که انباشت بحران‌های اجتماعی و اقتصادی به تنهایی برای شکل گرفتن یک خیزش میلیونی کافی نیست؛ این بحران‌ها به یک فراخوان سیاسی و یک لحظه مشترک هم نیاز داشتند. ترامپ و رضا پهلوی این لحظه را فراهم کردند و نارضایتی پراکنده را حول یک هدف واحد متمرکز کردند. اما آنچه خیابان را پر کرد نه این فراخوان‌ها، بلکه سال‌ها درد انباشته بود.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

اعتراضات دی در فضایی رخ داد که جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه پیشاپیش وارد الگویی از حکمرانی شده بود که می‌توان آن را «اقتدارگرایی تدافعی» نامید. در این فهم، نظم مدیریتی جای خود را به نظم کنترلی داد، در این چارچوب جدید، مطالبات معیشتی و صنفی به عنوان ریسک امنیتی بازتعریف می‌شدند و آزادسازی‌های محدود مانند تعلیق اجرای قانون حجاب، کنسرت‌های کنترل‌شده نه گشایش واقعی، بلکه ابزار کاهش فشار در نقاط پرریسک بودند. اعتراضات دی این الگو را به محک واقعی گذاشت و نظام با سرکوب آن را تثبیت کرد.

اما مشکل بنیادین این الگو آن است که اصلاح ساختاری را ناممکن می‌کند؛ چون نظامی که بر پیش‌فرض بی‌اعتمادی به جامعه بنا شده، هر اصلاح واقعی را به معنای افزایش ریسک وجودی می‌بیند. سرکوب وحشیانه و کشتار در سایه سکوت خبری و پنهان کاری اگرچه خیابان‌ها را خالی کرد اما تغییری جدی در ذهن جامعه رقم زد و بسیاری پس از آن گفتند دیگر جامعه به قبل از ۱۸ دی باز نخواهد گشت.

نیویورک‌تایمز: کنترل تنگه هرمز به ابزار بازدارندگی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۱:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران با هدف مهار برنامه هسته‌ای این کشور آغاز شد، تحلیل‌ها نشان می‌دهد تهران ممکن است با یک ابزار بازدارنده متفاوت و مؤثرتر از این درگیری خارج شود: کنترل تنگه هرمز.

به گزارش نیویورک‌تایمز، حکومت ایران با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خود و تسلط بر این گذرگاه حیاتی - که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند - توانسته فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر بازارهای جهانی وارد کند و همزمان معادلات نظامی آمریکا و اسرائیل را به چالش بکشد.

این گزارش تاکید می‌کند که با وجود آسیب‌های گسترده به ساختار رهبری، ناوگان دریایی و زیرساخت‌های موشکی ایران در جریان جنگ، توانایی این کشور برای کنترل تنگه هرمز همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. در نتیجه، تهران ممکن است از این درگیری با الگویی جدید برای مهار دشمنان خود - حتی اگر برنامه هسته‌ای‌اش محدود شود - خارج شود.

دنی سیترینوویچ، مقام پیشین اطلاعاتی اسرائیل، در این‌باره می‌گوید: «اکنون همه می‌دانند که در هر درگیری آینده، بستن تنگه اولین گزینه [حکومت] ایران خواهد بود. شما نمی‌توانید بر جغرافیا غلبه کنید.»

در روزهای اخیر، پیام‌های متناقضی درباره وضعیت این آبراه منتشر شده است. دونالد ترامپ اعلام کرده بود تنگه «کاملاً باز» است و وزیر امور خارجه حکومت ایران نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد، اما اندکی بعد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنگه همچنان بسته است. موضوعی که نشانه‌ای از اختلاف دیدگاه میان نهادهای مختلف در ایران در بحبوحه مذاکرات برداشت شد.

  • روایت سی‌ان‌ان از ۲۴ ساعت نوسان شدید درباره تنگه هرمز؛ از بازگشایی تا انسداد

    روایت سی‌ان‌ان از ۲۴ ساعت نوسان شدید درباره تنگه هرمز؛ از بازگشایی تا انسداد

این گزارش همچنین به توانمندی‌های نظامی باقی‌مانده حکومت ایران اشاره می‌کند. بر اساس برآوردهای اطلاعاتی آمریکا، [حکومت] ایران هنوز حدود ۴۰ درصد از پهپادهای تهاجمی و بیش از ۶۰ درصد از سامانه‌های پرتاب موشکی خود را در اختیار دارد؛ ظرفیتی که برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز کافی ارزیابی می‌شود.

کارشناسان می‌گویند حتی احتمال وجود مین‌های دریایی می‌تواند کشتی‌ها را از عبور منصرف کند، اما [حکومت] ایران ابزارهای پیشرفته‌تری مانند پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد در اختیار دارد که کنترل دقیق‌تری بر تردد دریایی فراهم می‌کند.

در واکنش به این وضعیت، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را اجرا کرده است. این اقدام، به گفته گزارش، تاثیر قابل‌توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته، چرا که حدود ۹۰ درصد از تجارت این کشور از طریق دریا انجام می‌شود - معادل حدود ۳۴۰ میلیون دلار در روز - و این جریان در روزهای اخیر به‌شدت کاهش یافته است.

با این حال، [حکومت] ایران این محاصره را اقدامی جنگی تلقی کرده و تهدید به پاسخ داده است، هرچند تاکنون از اقدام مستقیم خودداری کرده است. همزمان، آمریکا نیز در طول آتش‌بس تلاش نکرده کنترل ایران بر تنگه را کاهش دهد؛ موضوعی که به نوشته نیویورک‌تایمز نشانه‌ای از احتیاط دو طرف برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها است.

  • جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

    جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

کوین دونگان، فرمانده پیشین ناوگان آمریکا در خاورمیانه، می‌گوید: «ممکن است هر دو کشور فرصتی واقعی برای مذاکره ببینند و نخواهند در این مقطع تنش را افزایش دهند.»

این گزارش همچنین یادآور می‌شود که حکومت ایران در دهه ۱۹۸۰ نیز تلاش کرده بود با مین‌گذاری تنگه را مسدود کند، اما اکنون با بهره‌گیری از فناوری‌های جدید، توانایی بسیار موثرتری برای اعمال فشار بر تردد دریایی دارد.

برآوردها نشان می‌دهد حکومت ایران می‌تواند تا ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی خود را بازیابی کند و همچنان ظرفیت کافی برای مختل کردن کشتیرانی را حفظ کرده است.

تحلیل نیویورک‌تایمز تاکید می‌کند که حتی در صورت اعمال محدودیت‌های هسته‌ای، حکومت ایران با تکیه بر کنترل تنگه هرمز ممکن است یک ابزار بازدارنده پایدار در اختیار داشته باشد؛ ابزاری که نه‌تنها بر معادلات نظامی، بلکه بر اقتصاد جهانی نیز تاثیر مستقیم می‌گذارد.

تحلیلگر بریتانیایی: اهداف ترامپ در ایران همیشه روشن بوده است

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۰:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

هفته‌نامه بریتانیایی اسپکتیتور، در مقاله‌ای به قلم داگلاس موری، سردبیر همکار این نشریه، مقایسه «بمباران حکومت انقلابی در ایران با جنگ عراق» را اشتباه دانست و تاکید کرد که این مقایسه‌ها به جنگ اشتباهی ارجاع می‌دهند.

موری در این مقاله نوشت در سال ۱۹۸۱ حمله‌ای به عراق صورت گرفت که شباهت بیشتری به آن چیزی دارد که دونالد ترامپ در ایران به‌دنبال آن است. این ماجرا به سال ۱۹۷۶ بازمی‌گردد، زمانی که دولت ژاک شیراک در فرانسه یک رآکتور هسته‌ای به عراق فروخت؛ معامله‌ای که فرانسوی‌ها همواره از انتقاد جدی درباره آن گریخته‌اند. فرانسه این رآکتور را با قیمتی دو برابر نرخ معمول به عراق فروخت. با این حال، یکی از اعضای تیم هسته‌ای عراق بعدها گفت: «ما خوشحال بودیم که پولش را بدهیم؛ بالاخره چه کسی حاضر بود به ما رآکتور هسته‌ای بفروشد؟»

پس از به قدرت رسیدن صدام حسین، او منابع گسترده‌ای را به سایت هسته‌ای اوسیراک اختصاص داد تا در رقابت برای دستیابی به «بمب عربی» پیشگام شود. این سایت با سامانه‌های پدافند هوایی محافظت می‌شد و تا سال ۱۹۸۱ به هدف خود نزدیک شده بود. به همین دلیل، در ۷ ژوئن ۱۹۸۱، دولت مناخیم بگین در اسرائیل تصمیم گرفت با اعزام جنگنده‌ها این رآکتور را نابود کند. هشت فروند اف-۱۶ نیروی هوایی اسرائیل در زمان صرف غذا - زمانی که مواضع پدافندی خالی بود - حمله کردند و در کمتر از دو دقیقه رآکتور را نابود کردند.

100%

طبیعتاً واکنش‌های بین‌المللی فوری بود. دولت‌ها و رسانه‌ها این اقدام را «غیرقابل توجیه» و فریبکارانه توصیف کردند. سازمان ملل جلسات متعددی برای محکوم کردن اسرائیل برگزار کرد و حتی دولت آمریکا نیز آن را محکوم کرد. اما پس از حمله صدام به کویت در سال ۱۹۹۰، اهمیت این اقدام روشن‌تر شد. اگر عراق در آن زمان سلاح هسته‌ای داشت، نه‌تنها جنگ ایران و عراق به شکل متفاوتی رقم می‌خورد، بلکه احتمالاً هیچ ائتلاف بین‌المللی جرأت بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت را نداشت. وزیر دفاع آمریکا بعدها به اسرائیلی‌ها گفت: «با نابود کردن اوسیراک، کار ما را در عملیات طوفان صحرا آسان‌تر کردید.»

موری می‌گوید اشاره به این تاریخ از آن جهت مهم است که امروز بسیاری درباره گرفتار شدن آمریکا در ایران، مشابه عراق پس از ۲۰۰۳، هشدار می‌دهند. این روایت به‌ویژه پس از تجربه افغانستان و عراق در بخش‌هایی از آمریکا تقویت شده است. در دوره باراک اوباما، دولت آمریکا برای پرهیز از اعزام نیروهای زمینی، بیشتر به استفاده از پهپادها روی آورد.

با ظهور ترامپ، همین احتیاط در جناح راست آمریکا نیز دیده شد. او از آغاز کارزار انتخاباتی خود تاکید داشت که آمریکا نباید در «جنگ‌های احمقانه» خاورمیانه گرفتار شود و بارها از سیاستمداران مداخله‌گر، از جمله جورج بوش و جان مک‌کین، انتقاد کرد.

  • جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

    جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

به نوشته موری با این حال، ترامپ دکترین خاص خود را شکل داد. ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نمونه‌ای از این رویکرد بود که نشان داد می‌توان بدون ورود به جنگی گسترده، ضربه موثری به دشمن وارد کرد. همچنین عملیات نظامی در کاراکاس که به بازداشت نیکولاس مادورو انجامید، به‌عنوان نمونه‌ای دیگر از این استراتژی مطرح می‌شود.

به نوشته موری، با وجود انتقادها، هدف اصلی ترامپ از ابتدا روشن بوده است: «ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.» به‌ویژه آنکه به گفته او، مقام‌های ایرانی در مذاکرات اعلام کرده بودند تنها چند هفته با «گریز هسته‌ای» فاصله دارند. تفاوت با اوسیراک نیز در این است که ایران تاسیسات خود را پراکنده کرده و همین باعث طولانی‌تر شدن عملیات شده است.

موری اذعان می‌کند که ترامپ در ابتدا از مردم ایران خواست علیه حکومت قیام کنند، اما سرکوب‌های گسترده، این سناریو را کم‌رنگ کرده است. با این حال، به گفته او، ترامپ قصد اعزام نیروهای زمینی را ندارد. در نگاه او، سقوط حکومت ایران هدف حداکثری است، اما هدف حداقلی - و واقعی‌تر - این است که ایران در آینده قابل پیش‌بینی توانایی دستیابی به سلاح هسته‌ای نداشته باشد.

نویسنده در پایان می‌گوید بسیاری از تحلیلگران وانمود می‌کنند که اهداف ترامپ مبهم است، اما به باور او این‌گونه نیست. هدف این جنگ بازتولید الگوی مداخله در عراق است؛ اما نه جنگ ۲۰۰۳، بلکه عملیات سال ۱۹۸۱ علیه رآکتور اوسیراک.

روایت سی‌ان‌ان از ۲۴ ساعت نوسان شدید درباره تنگه هرمز؛ از بازگشایی تا انسداد

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

در فاصله‌ای کمتر از یک روز، روایت‌ها درباره وضعیت تنگه هرمز به‌طور چشمگیری تغییر کرد؛ از اعلام «بازگشایی کامل» تا تهدید دوباره به انسداد، در حالی که اختلافات میان تهران و واشینگتن همچنان پابرجاست و آینده آتش‌بس در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

به گزارش سی‌ان‌ان، روز جمعه ۲۸ فروردین دونالد ترامپ با استقبال از اعلام [حکومت] ایران مبنی بر باز بودن تنگه هرمز، این اقدام را نشانه‌ای مثبت دانست. همزمان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که عبور کشتی‌ها از این آبراه از سر گرفته می‌شود، هرچند تاکید داشت که این تردد «تحت هماهنگی ایران» انجام خواهد شد.

این خبر در همان ساعات اولیه تاثیر قابل‌توجهی بر بازار انرژی گذاشت و قیمت نفت خام حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. با این حال، این وضعیت دوام چندانی نداشت و به‌سرعت با ابهام و انتقاد مواجه شد؛ از جمله رسانه‌های نزدیک به حاکمیت در ایران نسبت به نبود شفافیت در جزئیات این تصمیم واکنش نشان دادند.

در همین حال، ترامپ تاکید کرد که محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا همچنان «با تمام قدرت» ادامه خواهد یافت تا زمانی که توافق نهایی با تهران حاصل شود.

تنها ۲۴ ساعت بعد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که در واکنش به ادامه این محاصره، بار دیگر تنگه هرمز را مسدود کرده است. در بیانیه این نهاد نظامی آمده است که نزدیک شدن به تنگه می‌تواند به‌عنوان «همکاری با دشمن» تلقی شود و هر شناوری که از این دستور سرپیچی کند، هدف قرار خواهد گرفت.

  • جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

    جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

سی‌ان‌ان گزارش می‌دهد که پس از امید کوتاه‌مدت به بازگشایی این مسیر حیاتی - که یکی از پرترددترین آبراه‌های جهان محسوب می‌شود - اکنون روشن است که دو طرف بر سر مسائل کلیدی همچنان فاصله زیادی دارند و تنها نقطه مشترک احتمالی، آمادگی برای ادامه گفت‌وگوها است.

در ادامه تنش‌ها، نیروهای نظامی حکومت ایران اعلام کردند که عبور کشتی‌های تجاری تا زمان ادامه محاصره آمریکا به‌شدت محدود خواهد بود. در همین راستا، گزارش‌هایی از تیراندازی به دو کشتی در نزدیکی سواحل عمان منتشر شده که به گفته منابع، توسط قایق‌های ایرانی انجام شده است.

در تحولی دیگر، بیانیه‌ای منسوب به مجتبی خامنه‌ای حاکی از آمادگی نیروهای دریایی ایران برای وارد کردن «شکست‌های جدید» به دشمنان بود. او از زمان انتخاب به‌عنوان جانشین رهبر پیشین، در انظار عمومی ظاهر نشده است.

در مقابل، ترامپ بار دیگر تاکید کرد که مذاکرات «به‌خوبی پیش می‌رود»، اما هشدار داد که آمریکا در برابر «باج‌خواهی» تسلیم نخواهد شد. شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران نیز اعلام کرده که در حال بررسی پیشنهادهای جدید آمریکا است، اما هنوز پاسخی ارائه نکرده است.

با وجود این تحرکات، اختلافات اساسی از جمله درباره برنامه هسته‌ای ایران، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و شرایط عبور از تنگه هرمز همچنان پابرجاست.

  • سایه ادامه «محاصره دریایی» بنادر ایران توسط آمریکا بر سر «بازگشایی» تنگه هرمز

    سایه ادامه «محاصره دریایی» بنادر ایران توسط آمریکا بر سر «بازگشایی» تنگه هرمز

تنها سه روز تا پایان مهلت آتش‌بس باقی مانده و ترامپ گفته هنوز مشخص نیست که آیا این آتش‌بس تمدید خواهد شد یا خیر. او هشدار داده که در صورت عدم تمدید، محاصره ادامه یافته و «بمباران‌ها از سر گرفته خواهد شد.»

در ایران نیز نشانه‌ای از عقب‌نشینی دیده نمی‌شود. یک فرمانده ارشد نظامی اعلام کرده که در صورت ازسرگیری جنگ، از موشک‌های جدید استفاده خواهد شد و [حکومت] ایران توانایی ایجاد اختلال در بازار انرژی را دارد، هرچند تاکنون «با صبر» عمل کرده است.

در همین حال، اگرچه منابع ایرانی از احتمال برگزاری دور جدید مذاکرات در هفته آینده خبر داده‌اند، آمریکا هنوز این موضوع را به‌طور رسمی تایید نکرده است. با این حال، حضور مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی آمریکا در کاخ سفید نشان می‌دهد که رایزنی‌ها در پشت صحنه ادامه دارد.

گزارش سی‌ان‌ان نشان می‌دهد که وضعیت تنگه هرمز - به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان - در کوتاه‌ترین زمان میان بازگشایی و انسداد در نوسان بوده و همچنان به یکی از اصلی‌ترین نقاط تنش در مناقشه حکومت ایران و آمریکا تبدیل شده است.