روایت بیماران از هزینههای سرسامآور درمان؛ بیمه هست اما کارآمد نیست
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش هزینههای دارو و درمان و در مقابل، کاهش پوشش بیمهای خبر میدهند. بحران بیمه در ایران بسیاری از بیماران را ناچار کرده است روند درمان خود را متوقف یا از مراجعه به پزشک و انجام آزمایشهای ضروری، صرفنظر کنند.
بسیاری از شهروندان با وجود پرداخت حق بیمه، همچنان ناچارند بخش عمده هزینههای درمانشان را شخصا پرداخت کنند. برخی نیز میگویند بیمهها از پوشش هزینههای درمانی، دارو، آزمایشها و خدمات تخصصی، ناتوان شدهاند.
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش هزینههای دارو و درمان و در مقابل، کاهش پوشش بیمهای خبر میدهند. بحران بیمه در ایران بسیاری از بیماران را ناچار کرده است روند درمان خود را متوقف یا از مراجعه به پزشک و انجام آزمایشهای ضروری، صرفنظر کنند.
بسیاری از شهروندان با وجود پرداخت حق بیمه، همچنان ناچارند بخش عمده هزینههای درمانشان را شخصا پرداخت کنند. برخی نیز میگویند بیمهها از پوشش هزینههای درمانی، دارو، آزمایشها و خدمات تخصصی، ناتوان شدهاند.
بیمه دیگر پشتوانه درمان نیست
یکی از شهروندان در پیامی نوشت دارو کم و بهشدت گران شده است: «بیمه هم تقریبا دیگر کارآمد نیست، چرا که هیچ یک از هزینههای ویزیت، درمان و آزمایشات را پوشش نمیدهد.»
به گفته او، هزینه نسخه ماهانه ۲۰۰ هزار تومانیاش به یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.
مخاطب دیگری از شیراز در پیامی برای ایراناینترنشنال نوشت: «هر ماه نزدیک به چند میلیون تومان هزینه بیمه تکمیلی میکنیم، هر دفعه هم که برای درمان به بیمارستانها یا کلینیکها مراجعه میکنیم، میشنویم که بیمه البرز دانشگاه شیراز به علت بدهی بیمهگر قطع است.»
ایراناینترنشنال پیشتر نیز در گزارشهایی به کاهش تعهدات بیمهای اشاره کرده بود.
برای نمونه، پدر یک کودک مبتلا به بیماری خاص گفته بود با وجود داشتن بیمه درمانی، پوشش هزینههای کاردرمانی فرزندش کاهش یافته و در حالی که پیشتر هفتهای چهار جلسه کاردرمانی دریافت میکرد، اکنون بیمه تنها هزینه دو جلسه در ماه را تقبل میکند.
حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز چهارم خرداد اعلام کرده بود سهم پرداخت از جیب مردم در حوزه سلامت به ۵۵ تا ۷۰ درصد رسیده است.
او همچنین افزایش سهم پرداخت از جیب مردم را نشانه ناتوانی بیمهها در پوشش هزینههای درمانی دانست.
بخشی از پیامهای رسیده نیز به مشکلات بیماران خاص و چالشهایشان با سیستم بیمه درمانی اختصاص دارد.
یکی از شهروندان با اشاره به اینکه فرزندش مبتلا به بیماری خاص است و دیگر توان خرید داروهایش را ندارد، نوشت: «دارویی که با بیمه دو میلیون تومان خریداری میکردم، الان با وجود بیمه درمانی، ۳۰ میلیون تومان است.»
مخاطب دیگری که سابقه تومور مغزی، تشنج و شیمیدرمانی دارد، از هزینههای سرسامآور درمان خود با وجود داشتن بیمه خبر داد.
او نوشت: «داروهای همیشگیام با بیمه سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، ویزیت دکتر ۵۰۰ هزار تومان و دو مرحله امآرآی، با بیمه هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد.»
این بیمار در خصوص هزینه داروهایش عنوان کرد سه قلم دارو (دیکلوفناک، ناپروکسن و پنتاپراوزل) را بیمه تقبل نکرده که در مجموع ۳۰۰ هزار تومان شده است.
او همچنین نوشت برای یک کنترل سالانه، با وجود داشتن بیمه، ۱۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از جیب خود پرداخت کرده است.
مخاطب دیگری نیز نوشت: «بیمه تامین اجتماعی حقوق بازنشستگان را افزایش نداده است. پدرم با ۷۰ سال سن، ماهانه هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق میگیرد و ناچار شده است برای امرارمعاش، شبها نگهبان باشد و روزها راننده تاکسی.»
در کنار کاهش پوشش بیمهای، بسیاری از شهروندان میگویند افزایش هزینهها، آنها را ناچار کرده است از ادامه روند درمان یا انجام خدمات پزشکی ضروری صرفنظر کنند.
برای نمونه یکی از مخاطبان از توقف روند درمانیاش بهدلیل افزایش هزینه فیزیوتراپی خبر داد.
روایتهای مشابهی نیز از شهروندانی رسیده است که پس از جراحی یا ابتلا به بیماریهای مختلف، دیگر توان پرداخت هزینههای درمان را ندارند.
دختری ۱۶ ساله که به تازگی تحت عمل جراحی زانو قرار گرفته، گفت: «یک جلسه فیزیوتراپی ۴۵۰ هزار تومان و یک ساعت آبدرمانی ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد که او توان مالی پرداخت آن را ندارد.»
او در ادامه نوشت: «ما دیگر زندگی نمیکنیم، بلکه فقط زندهایم.»
شهروند دیگری که از بیماری فیبروم رنج میبرد، نوشت: «بهخاطر همین بیماری سه هفته است خونریزی شدید دارم، طوری که از هوش میروم، اما هزینههای درمان، سونوگرافی و آزمایش به حدی بالاست که توان درمان ندارم.»
فیبروم رحمی یکی از شایعترین تومورهای خوشخیم در زنان است که میتواند منجر به خونریزیهای شدید و طولانیمدت، کمخونی و بروز مشکلات جسمی دیگر شود.
در همین حال، مردی ۵۱ ساله در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت ویزیت پزشک ارتوپد یک میلیون تومان و هر عکس چهار میلیون، هزینه داشت.
او گفت با وجود اینکه از درد دست و پاهایش رنج میبرد، اما بهدلیل بیپولی، قید درمان را زده است.
بیماری مبتلا به دیابت نیز در پیامی برای ایراناینترنشنال نوشت تنها ۱۲ میلیون تومان در ماه حقوق میگیرد که کفاف داروهایش را نمیدهد و اکنون نگران تشدید بیماریاش است.
یک درمانگر زخم هم با اشاره به افزایش هزینه مواد مصرفی و پانسمانهای تخصصی، گفت: «بیماران چون توان پرداخت هزینهها را ندارند، ترجیح میدهند از شدت عفونت به قطع عضو برسند.»
این روایتها در حالی مطرح میشوند که بنا بر گزارشهای پیشین رسیده به ایراناینترنشنال، قیمت برخی اقلام دارویی و بهداشتی طی ماههای گذشته تا ۳۸۰ درصد افزایش یافته است.
شماری از دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم، ۱۲ خرداد در اعتراض به تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم در کنکور، مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش در تهران تجمع کردند.
دانشآموزان با در دست داشتن بنرهایی همچون «صدای دانشآموزان ایران را بشنوید»، خواستار لغو تاثیر قطعی معدل پایه یازدهم یا دستکم تبدیل آن به تاثیر مثبت شدند.
آنها همچنین در مقابل این وزارتخانه، شعارهایی از جمله «دانشآموز داد بزن/ حقت رو فریاد بزن» و «دانشآموز میمیرد/ سازش نمیپذیرد» سر دادند.
دانشآموزان طی هفتههای اخیر در شهرهای مختلف همچون شهرکرد و خرمآباد نسبت به برگزاری حضوری امتحانات پس از ماهها آموزش مجازی و تاثیر نمرات امتحانات نهایی بر نتیجه کنکور، اعتراض کرده بودند.
سعیدرضا عاملی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، هشتم خرداد به خبرگزاری مهر گفت تغییری در مصوبه تاثیر سوابق تحصیلی ایجاد نخواهد شد.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، همزمان با تجمع دانشآموزان اعلام کرد امتحانات نهایی پس از «تایید مراجع ذیصلاح و اطمینان از فراهم بودن شرایط حضور دانشآموزان در حوزههای آزمون» برگزار خواهد شد.
اعتراض به تاثیر معدل در شرایط آموزش مجازی و بیثباتی آموزشی
طی هفتههای گذشته، بخش قابل توجهی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از فشارهای آموزشی و روانی واردشده به دانشآموزان در ماههای اخیر حکایت داشتهاند.
یک دانشآموز پایه یازدهم در پیامی نوشت: «واقعا نمیفهمم چطور با این همه تعطیلی، بینظمی و افت شدید کیفیت آموزش، هنوز انتظار دارند دانشآموزها در سطح امتحانات نهایی باشند. بعضی مطالب یا ناقص آموزش داده شده یا اصلا فرصت یادگیری درستش وجود نداشته است.»
مخاطب دیگری هم با اشاره به شرایط ماههای گذشته گفت از دیماه دیگر نتوانسته مانند گذشته درس بخواند و اکنون نمیداند چگونه باید پس از امتحانات فشرده نهایی، خود را برای کنکور آماده کند.
دانشآموزی همزمان با برگزاری تجمعات در برابر آموزش و پرورش در پیامی نوشت: «آموزش و پرورش فکر کرده ما موش آزمایشگاهی هستیم. یک روز درباره زمان امتحانات تصمیم میگیرند و روز دیگر تصمیم جدیدی اعلام میشود.»
دهها دانشآموز در پیامهای مشابه به ایراناینترنشنال از بلاتکلیفی در تصمیمگیریهای آموزشی انتقاد کردند و گفتند تغییر مداوم مقررات کنکور و امتحانات، فشار روانی سنگینی بر آنان وارد کرده است.
آنان همچنین در طول هفتههای گذشته با ارسال پیامهایی، از دیگر دانشآموزان مقاطع یازدهم و دوازدهم نیز خواستند برای دستیابی به مطالبات خود، در این تجمعات شرکت کنند.
این دانشآموزان که خواستار افزایش مشارکت در اعتراضات شدهاند، میگویند نسل کنونی کنکوریها در سالهای اخیر با تعطیلی مدارس، آموزش مجازی، بحرانهای اجتماعی و تغییرات مداوم قوانین آموزشی مواجه بوده و نباید بار دیگر با تغییر مقررات کنکور متضرر شود.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از افزایش دستکم ۱۵۰ درصدی قیمت لوازم الکترونیکی و برقی در بازار موبایل و لوازم خانگی، نسبت به دیماه سال گذشته است.
به گفته شهروندان، بهای یک موبایل، لپتاپ و موتور «معمولی» به نزدیکی یک میلیارد تومان رسیده است.
روایتهای شهروندان نشان میدهند بازار موبایل و لوازم خانگی همزمان با افزایش قیمت، با کاهش تقاضا بهدلیل افت شدید توان خرید خانوارها مواجه شده است.
یک فروشنده موبایل در پیامی به ایراناینترنشنال گفت با افزایش شدید قیمتها، به ندرت گوشی موبایل هوشمند میفروشد و مشتریان بهطور معمول فقط برای خرید «قاب و گلس» به فروشگاه مراجعه میکنند.
شهروندی نیز گفت سامسونگ S25 FE به عنوان یک مدل گوشی میانرده یا پرچمدار اقتصادی، اول اسفند سال گذشته ۶۰ میلیون تومان بود اما حالا با ۱۵۰ درصد افزایش، با قیمت بیش از ۱۵۰ میلیون تومان به فروش میرسد.
بسیاری از پیامهای دیگر نیز به «میانرده» بودن گوشیهای مدنظر شهروندان اشاره دارند، اما همان گوشیها اکنون با قیمتهایی عرضه میشوند که پیشتر مربوط به موارد لوکس و بالارده بود.
میانردههای موجود در بازار ایران عمدتا ساخت چین هستند.
اجناس چینی وارد شده به ایران در سالهای گذشته همواره به دلیل ارزانی، همهگیر بوده است، اما به گفته شهروندان، مردم دیگر حتی توان خرید چنین گوشیهای ارزان و معمولا بیکیفیتی را هم ندارند.
مخاطبی گفت: «دو هفته پیش قیمت یک گوشی میانرده ۲۵ میلیون تومان بود، الان شده حدود ۶۰ میلیون تومان. باید با رویای خرید موبایل جدید خداحافظی کنم.»
به گفته مخاطبان، بسیاری از کالاهایی که تا چند سال پیش جزو نیازهای روزمره طبقه متوسط بودند، اکنون به کالاهای سرمایهای و دور از دسترس تبدیل شدهاند.
روایتها از بازار تنها مربوط به افزایش نرخ دلار یا تورم نمیشود، بلکه عمدتا مبتنی بر پیشبینی ناپذیر بودن شرایط و ناتوانی شهروندان از برنامهریزی برای خرید کالا با پسانداز محدودشان است.
یک شهروند گفت گوشی موبایلی را در تاریخ دوم اردیبهشت با قیمت ۲۲ میلیون تومان به شکل آنلاین سفارش داده، اما خریدش کنسل شده و ۷۲ ساعت طول کشیده تا پول به حسابش برگردد.
او گفت در همین سه روز، قیمت همان گوشی به ۲۶ میلیون تومان افزایش یافت و یک هفته بعد به ۳۰ میلیون تومان رسید.
شهروندی دیگر گفت گوشی موبایلی که چهار ماه پیش با قیمت ۳۲ میلیون تومان خریده، حالا با ۱۵۰ درصد افزایش، با رقم ۸۰ میلیون تومان به فروش میرسد.
به گفته مخاطبان، گوشیهای اقتصادی که امکانات خاصی هم ندارند، در سایتهای مختلف زیر ۳۰ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند.
گوشیهای بهروزتر و لوکستر به دلیل افزایش نرخ دلار، با رشد قیمت شدیدتری مواجهاند.
بهطور مثال، گوشی آیفون ۱۶ قبل از جنگ ۱۱۰ میلیون تومان بود، الان به ۲۷۰ میلیون تومان رسیده؛ یعنی رشدی حدود ۱۴۵ درصد.
گوشی آیفون ۱۷ پرومکس که در بازار جهانی حدود هزار و ۲۰۰ دلار قیمت دارد، با حساب دلار ۱۹۰ هزار تومانی قاعدتا باید حدود ۲۳۰ میلیون تومان قیمتگذاری شود، اما در ایران به قیمت حدود ۷۰۰ میلیون فروخته میشود.
اما این جهش قیمتها بهدلیل رونق بازار نیست و در بسیاری موارد، بازار را وارد رکود کرده است. وضعیتی که در آن هم خریدار ناتوان شده و هم فروشنده.
یک موبایلفروش در تهران نوشت: «از صبح تا عصر، حتی یک میلیون تومان هم کاسب نشدم. ۱۵ روز دیگر باید کرایه مغازه بدهم.»
بازار لوازم خانگی و هزینه سنگین تجهیز خانهای معمولی
بازار لوازم خانگی و وسایل برقی حتی در نمونههای تولید داخل هم با جهش قیمت مشابهی روبهرو شدهاند.
یخچال دوقلوی ایرانی هیمالیا با حدود ۱۰۸ درصد افزایش قیمت نسبت به قبل از عید، اکنون ۲۵۰ میلیون تومان به فروش میرسد.
ماشین لباسشویی ۹ کیلویی با برند ایرانی پاکشوما از ۶۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش بها یافته و رشدی حدود ۶۶ درصدی را تجربه کرده است.
یک فروشنده فعال در بازار لوازم خانگی با اشاره به این افزایش قیمتها گفت: «جوانهایی که تازه میخواهند زندگی مشترکشان را شروع کنند میآیند یخچال و اجاق گاز و ماشین لباسشویی قیمت میکنند و با دست خالی و چشمان خیس از در خارج میشوند.»
روزنامه دنیای اقتصاد نیز در گزارشی به رشد قیمت لوازم خانگی در یک دهه اخیر پرداخت و نوشت یخچال و فریزر پنج هزار و ۶۱۴ درصد، تلویزیون پنج هزار و ۴۰۰ درصد، ماشین لباسشویی چهار هزار و ۴۰۰ درصد و جاروبرقی سه هزار و ۲۳۲ درصد نسبت به سال ۱۳۹۳ افزایش قیمت داشتهاند.
بر اساس این گزارش، میانگین قیمت تنها چهار کالای اساسی یخچال، تلویزیون، جاروبرقی و ماشین لباسشویی «ایرانی»، اواخر سال گذشته به حدود ۳۷۵ میلیون تومان رسید.
این ارقام، حداقلی و مربوط به کالاهایی با کیفیت پایینتر هستند.
شهروندی در پیامی، به مبلغ ۳۰۰ میلیون تومانی وام ازدواج در سال جاری و فاصله نجومی آن با نرخ تورم اشاره کرد و گفت: «من بهتازگی ازدواج کردم. فقط قیمت یک یخچال که نیاز اولیه هر خانهای است، شده ۴۴۰ میلیون تومان. وام ازدواج قرار است کجای هزینهها را پوشش دهد؟»
بر اساس گزارش شهروندان، در هفتههای اخیر پرداخت وام ازدواج تقریبا در همه بانکها متوقف شده و برای دریافت آن، باید در صفی طولانی و چند ماهه منتظر ماند.
شهروندی دیگر گفت با حقوق کارگری، باید دستکم دو میلیارد تومان برای تامین جهیزیه دخترش خرج کند و همین موضوع، برایش تبدیل به «کابوس» شده است.
نوسانات ارزی و افزایش هزینه واردات، بازار کالاهای دیجیتال و خانگی را وارد مرحلهای کرده که در آن، نه تنها خرید کالای جدید دشوار شده، بلکه تعمیر و نگهداری کالاهای فعلی نیز چالشبرانگیز است.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «به علت نوسانات برق، ۱۸ اردیبهشت یخچال سایدبایساید سامسونگ ما سوخت؛ علاوه بر اینکه قطعه اصلی نایاب است، گفتند تعمیرات با قطعه چینی بیشتر از ۴۵ میلیون تومان هزینه دارد.»
یک تعمیرکار لوازم خانگی نیز اشاره کرد کمپرسور بیکیفیت چینی یخچال، ۲۰ ميليون تومان شده است.
دستمزد مصوب یک کارگر در ایران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون تومان است.
بسیاری از کارکنان بخش خصوصی نیز ماهانه بهطور میانگین حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان حقوق میگیرند.
شکاف میان دستمزدها و هزینههای واقعی زندگی در ایران باعث شده بسیاری از مردم نه تنها سفر و تفریحات روزمرهای مانند کافه رفتن را از زندگی خود حذف کنند، بلکه بسیاری از هزینههای ضروری مانند درمان و مواد غذایی پروتئیندار را نیز کنار گذاشتهاند.
مخاطبان ایران اینترنشنال از شنیده شدن صدای عبور جنگندهها در مناطق غربی، شرقی و شمالی تهران در ساعت ۹ صبح دوشنبه ۱۱ خرداد خبر دادند.
بر اساس دیگر گزارشهای رسیده بین ساعت ۹ تا ۹:۱۵ صبح در مناطق مختلف تهران مانند جردن، سعادتآباد، باغ فیض و پونک و اتوبان ارتش، صدای عبور جنگنده در ارتفاع پایین شنیده شد.
همچنین بر اساس گزارش یک مخاطب از بندرعباس، حوالی ساعت ۹:۱۰ صبح سه انفجار پیاپی در این شهر شنیده شده است.
برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.
شماری از آنها میگویند این رخدادها بر زندگی روزمره، تحصیل، سلامت روان و نگاهشان به آینده تاثیر گذاشته است.
کودکی و نوجوانی از دست رفته
دانشآموزی که خود را متولد سال ۹۲ معرفی کرد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «از وقتی مدرسه رفتم کلاس اول تا چهارم، کرونا بود و کلاسها هم آنلاین برگزار شد. کلاسهای پنجم و ششم هم درگیر آلودگی هوا بودیم. الان که کلاس هفتم هستم، از دیماه مدرسه نرفتیم. ما از مدرسه و نوجوانی چیزی نفهمیدیم. تمام فکر ما در این سن سیاست و اقتصاد بود.»
نوجوان دیگری در پیامی مشابه و با اشاره به یاد همسالانش که در کشتار دیماه جان خود را از دست دادند، گفت: «ما نوجوانها واقعا بدبخت شدیم؛ نه امید و آرزویی، نه آیندهای. از بدو تولد با کرونا، آلودگی، قطعی برق و آب، جنگ و کشتار سر کردیم.»
مخاطب ۱۶ سالهای از ساری نوشت زندگی در ایران از چیزی که همه فکر میکنند، سختتر است، چرا که دیگر امید و هدفی در زندگیشان ندارند.
به گفته او، شرایط روزبهروز بدتر میشود و این حکومت کودکی و جوانی را آنان گرفته است.
نوجوان دیگری که میگوید ۱۷ سال دارد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نوجوانی هستم که با هزاران مشکلات در این مملکت مجبورم کار کنم تا بار اضافهای بر دوش خانوادم نباشم و حتی بتوانم کمکی به آنها کنم.»
مدرسه، آموزش و آینده مبهم
اختلال در روند آموزش و نگرانی نسبت به آینده تحصیلی، از دیگر موضوعاتی است که در پیامهای نوجوانان به ایراناینترنشنال تکرار میشود.
شماری از آنها میگویند تعطیلیهای پیدرپی، آموزش مجازی و برگزاری حضوری امتحانها، روند یادگیری را با مشکل روبهرو کرده است.
نوجوانی از آستارا که خود را دانشآموز کلاس نهم معرفی کرده، در پیامی نوشت: «با شروع جنگ، تمام مدارس مجازی شد و تا قبل از آن هم کیفیت آموزش در مدرسهها چندان تعریفی نداشت.»
به گفته او، دانشآموزان در طول سال تحصیلی چیزی از درسها یاد نگرفتهاند و با وجود آموزش مجازی، قرار است امتحانهایشان بهصورت حضوری برگزار شود.
مخاطب ۱۵ سالهای از کرمانشاه نیز نوشت او و دوستانش در این مدت نتوانستهاند مطالب درسی را بهخوبی یاد بگیرند و از درسها عقب افتادهاند. این دانشآموز دلیل این موضوع را وضعیت آموزش مجازی عنوان کرد.
دانشآموز دیگری که پایه یازدهم تجربی است، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا آیندهای که زمان زیادی برای آن برنامهریزی کرده بودم، باید خراب شود؟»
در پیامی دیگر، دانشآموزی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها و تاثیری که بر تحصیل آنها گذاشته، خبر داد نهتنها وضعیت تحصیلی بلاتکلیف مانده، بلکه تمامی اعضای خانواده «باید نگران آینده و معیشت باشند».
نوجوان ۱۷ سالهای در پیامی مشابه با نگرانی از شرایط معیشتی خانوادهاش نوشت: «باور کنید بیشتر شبها چیزی برای خوردن نداریم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که در ماههای گذشته، شماری از دانشآموزان از اختلال در روند آموزش، دشواری دسترسی به منابع درسی و نامشخص بودن وضعیت امتحانها و کنکور خبر داده بودند.
دانشآموزی از مشهد که در مقطع دوازدهم تحصیل میکند، با اشاره به اینکه برای درس خواندن هم باید پولدار بود، به ایراناینترنشنال گفت هزینه مشاور تحصیلی برای ورود به دانشگاه ۲۸ میلیون تومان است و قیمت کتابهای کمک آموزشی بهشدت بالاست.
یک دانشآموز از تهران نوشت هنگام ثبتنام مدرسه، خانوادهاش با شهریه ۱۷۰ میلیون تومانی روبهرو شدهاند و این موضوع او را شوکه کرده است.
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان حاکی از آن است که بسیاری از امکانات و تفریحاتی که برای همسالانشان در دیگر کشورها عادی محسوب میشود، برای آنان به آرزو بدل شده و فشار اقتصادی حتی بر ادامه تحصیلشان نیز اثر گذاشته است.
یکی از آنها در پیامی نوشت خرید موتور و خودرو برایش آرزو شده و حتی یک تفریح ساده نیز بهسختی و شاید ماهی یک بار امکانپذیر است.
به گفته او، بسیاری از خانوادهها برای تامین هزینههای زندگی ناچار به صرفهجویی در سایر بخشهای هزینههای خود شدهاند.
نوجوان دیگری با اشاره به افزایش قیمت خوراکیها نوشت تجربه غذاهای خارجی بدل به آرزو شده، چرا که بهای هشت تکه سوشی در عرض چند ساعت از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطب ۱۵ سالهای در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا باید همیشه بهجای درس و زندگی ساده، نگران این باشم که قیمت دلار چند است؟ باور کنید دیگر توانی برای ما نمانده.»
در میان پیامهای رسیده، برخی نوجوانان از تلاش برای امرار معاش و حتی کمک به خانوادههای خود در شرایط بحرانی کنونی سخن گفتهاند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله نوشت با وجود کار کردن، احساس میکند حتی اگر تمام درآمدش را پسانداز کند، در آینده به جایی نخواهد رسید.
نوجوانی دیگر که برنامهنویس است، با ابراز ناراحتی از وضعیت اینترنت گفت دیگر قادر نیست پروژههای کاری بگیرد.
یک هنرجوی ۱۷ ساله از اصفهان در پیامی نوشت بهدلیل شرایط اقتصادی خانوادهاش، از توان خرید کامپیوتر برای انجام پروژههای درسی و آموزشی برخوردار نیست و بیم آن دارد که آرزویش برای برنامهنویس شدن دستنیافتنی بماند.
مخاطبی ۱۳ ساله هم گفت: «آرزوهای بسیاری دارم، اما گرانی بیداد میکند و دیگر پولی برای غذا خوردن هم نداریم.»
شاید به ترک تحصیل فکر کنیم
برخی از پیامها به تاثیر فشارهای اقتصادی بر ادامه تحصیل اشاره دارند.
شاگرد سال دهمی در پیامی نوشت با وجود تلاش برای قبولی در رشته تجربی، ممکن است بهدلیل ناتوانی خانواده در تامین هزینهها ناچار به ترک تحصیل شود.
او افزود: «تنها امیدم این بود که با درس خواندن به جایی برسم، اما احتمالا سال بعد و با تداوم این شرایط، ناچار به ترک تحصیل هستم.»
نوجوانی دیگر که ۱۴ساله است، نوشت: «وضعیت معیشتی خانوادهام هیچ تعریفی ندارد. دغدغه من این است که آیا پدر بازنشسته، ضعیف و خستهام میتواند از پس این مخارج سنگین بر بیاد؟ آیا مادرم میتواند با حقوق ۵ میلیون تومان یک زندگی پر از قسط و بدهی را مدیریت کند؟»
سلامت روان و ناامیدی از آینده
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان، مجموعه بحرانها در سالهای اخیر، از مشکلات اقتصادی و آموزشی گرفته تا جنگ و رخدادهای دیماه، بر سلامت روان و نگاه آنان به آینده تاثیر گذاشته است.
دختری ساکن اصفهان که تنها ۱۷ سال دارد، در پیام خود نوشت شرایط کشور، گرانی و مشکلات آموزشی، نسل او را با ناامیدی روبهرو کرده است.
او گفت: «نسل ما نابود شد، هیچوقت فکرش را هم نمیکردم چنین روزی را با چشمانم ببینم.»
مخاطب ۱۶ سالهای نیز نوشت: «هر ثانیه عذاب وجدان دارم و حس میکنم باری اضافه بر دوش پدر و مادرم هستم.»
در پیامی دیگر، دختری ۱۵ ساله گفت: «ما در ایران محکوم به ادامه دادن هستیم. اما اصلا امیدی برای آیندهام ندارم.»
ترومای دیماه
در میان پیامهای رسیده، شماری از نوجوانان به تاثیر رخدادهای دیماه و از دست دادن همسالان خود بر آینده و امیدشان به زندگی اشاره کردهاند.
یکی از آنها که ۱۴ سال دارد، در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «دوستم را در اعتراضات از دست دادم و دچار افسردگی شدم. از طرف دیگر هم مدام نگران قیمت دلار و آینده کشورم هستم.»
دختر نوجوانی هم از دچار شدنش به پرخوری عصبی پس از رخدادهای دیماه و همچنین تیکهای عصبی خبر داد و گفت ناامیدی از آینده باعث شده توانی برای انتخاب رشته و دانشگاه نداشته باشد.
مخاطبی ۱۵ ساله برای ایراناینترنشنال نوشت هر روز به همسنوسالانش فکر میکند که در خیابان کشته شدند، اما او زنده مانده است.
در پیامی دیگر، دانشآموزی ۱۶ ساله نوشت: «اینجا هیچکس خوشحال نیست. همه عزادارند.»
مخاطبی ۱۳ ساله از زنجان به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه اشاره کرد و نوشت: «وقتی تعداد زیادی از همسنوسالانم را با گلوله کشتند، من نمیتوانم آرام بگیرم.»
در ماههای گذشته نیز گزارشهایی از تاثیر رخدادهای دیماه بر دانشآموزان و نوجوانان منتشر شده بود.
در آن زمان، شماری از دانشآموزان از شهرهای مختلف یاد همسالان جانباخته خود را گرامی داشتند و به همین دلیل، با فشارهای انضباطی و تهدید مواجه شدند.
نوجوانی از بندرعباس نوشت: «راهی را که جاویدنامان انقلاب ملی شروع کردند، نسل ما باید با سقوط و شکست این نظام به پایان برساند.»