عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به اظهارات اخیر نماینده عالی اتحادیه اروپا درباره برنامه هستهای ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرد که چنین رویکردی اصول معاهده عدم اشاعه و توافق برجام را بیاعتبار میکند.
عراقچی در این پیام نوشت: «اگر هماهنگکننده کمیسیون مشترک برجام بر این باور است که هدف از هرگونه مذاکره احتمالی، پایان دادن به برنامه هستهای ایران است، این به معنای آن است که خانم کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا، مفاد معاهده عدم اشاعه (انپیتی) را که صراحتا حق همه کشورهای عضو برای توسعه، تحقیق و استفاده از فناوری هستهای برای اهداف صلحآمیز را تایید میکند، نادیده میگیرد.»
او در ادامه افزود: «در چنین شرایطی، مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد و خود برجام نیز برای هماهنگکننده رسمی آن دیگر هیچ اعتباری ندارد و در نتیجه، سازوکار موسوم به «اسنپبک» نیز بیاساس و فاقد وجاهت است.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی در پایان هشدار داد: «مشارکت و نقش اتحادیه اروپا، کشورهای عضو آن، و همچنین بریتانیا در هرگونه مذاکره آتی، بیربط و در نتیجه بیمعنا خواهد بود.»

پرتاب از بالکن، مرگ در خیابان، و خودکشی مشکوک در زندان؛ گزارش تازهای در سوئیس از نقش احتمالی دستگاههای امنیتی ایران در قتل سه تبعه این کشور، از جمله دو دیپلمات ارشد، پرده برداشته است.
پایگاه خبری واینت بهدنبال انتشار گزارش تازهای از سوی رسانه عمومی سوئیس نوشت، مقامهای اطلاعاتی و دیپلماتیک در سوئیس بار دیگر درباره دخالت احتمالی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، از جمله اطلاعات سپاه پاسداران، در مرگ مشکوک سه شهروند سوئیسی در ایران ابراز نگرانی کردهاند.
بر اساس این گزارش، که مجموعهای از اسناد و شهادتهای محرمانه را تحلیل کرده، این افراد طی سه سال گذشته در شرایطی غیرعادی در ایران جان باختهاند؛ از سقوط مرگبار از بالکن یک دیپلمات تا مرگ مشکوک یک مامور اطلاعاتی در پی بیماری ناگهانی و جانباختن یک گردشگر بهاتهام جاسوسی.
سوئیس که از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بهعنوان حافظ منافع آمریکا در ایران فعالیت میکند، سالها نقشی حساس در ارتباطات محرمانه میان تهران و واشینگتن ایفا کرده است.
اما بنابر گزارش واینت، سوءظن فزاینده جمهوری اسلامی به همکاری دیپلماتهای سوئیسی با ایالات متحده ممکن است به هدفگیری مستقیم آنها منجر شده باشد.
سقوط مرموز معاون سفیر
نخستین مورد، ماه مه ۲۰۲۱ رخ داد؛ زمانیکه «سیلویا برونر»، معاون سفیر سوئیس در تهران، از طبقه هفدهم یک برج مسکونی در تهران به پایین سقوط کرد و جان باخت. مقامهای جمهوری اسلامی این حادثه را خودکشی اعلام و دلیل آن را «مشکلات روانی» عنوان کردند.
اما بهنوشته واینت، اظهارات اولیه نیروهای امدادی ایران که از نبود شواهد کافی برای خودکشی سخن گفته بودند، پس گرفته شد و مقام مسئول آن نیز برکنار شد.
در عین حال، مقامهای سوئیسی با انجام تحقیقاتی که در پایان سال ۲۰۲۴ بهدلیل «فقدان مدرک قطعی» مختومه شد، تردیدهایی جدی در خصوص نحوه مرگ این دیپلمات ابراز کردهاند.
برادر برونر به بازرسان گفته که ماموران امنیتی جمهوری اسلامی پیش از مرگ خواهرش به خانه او رفته بودند و رد چکمههای آنها عمدا در آپارتمان باقی مانده بود؛ نشانهای روشن از اینکه او تحت مراقبت قرار دارد.
همچنین یک یادداشت خودکشی در خانه یافت شد، اما بدون امضا؛ و کالبد بیجان او در حالی به سوئیس بازگردانده شد که مغز، قلب و دیگر اندامهای کلیدیاش از بدن خارج شده بود.
یک کارشناس پزشکی قانونی سوئیس به اسآراف گفته است احتمال خودکشی وجود دارد، اما «نمیتوان رد کرد» که برونر به پایین پرت شده باشد.
مرگ مامور اطلاعاتی در پوشش وابسته نظامی
حادثه دوم، در سال ۲۰۲۳ رخ داد؛ زمانیکه یک وابسته نظامی سفارت سوئیس در ایران بهطور ناگهانی دچار بیماری شد، بهشدت مجروح و در بیهوشی کامل به کشورش منتقل شد. او اندکی بعد در بیمارستانی در سوئیس جان باخت.
واینت بهنقل از گزارش اسآراف فاش کرده این فرد در واقع مامور اطلاعاتی مخفی سوئیس بوده و برخی کارشناسان احتمال دادهاند که در جریان عملیات شناسایی در ایران شناسایی و مسموم شده باشد. مقامات اطلاعاتی سوئیس از اظهار نظر رسمی در اینباره خودداری کردهاند.
یک منبع امنیتی سوئیسی به واینت گفته است که نمیداند دلیل مشخص قتل چه بوده، اما بر «پارانویا» یا بدگمانی شدید اطلاعات سپاه تاکید کرد و افزود: «جمهوری اسلامی، سفارت سوئیس را یکی از روزنههای نفوذ سازمان سیا میداند و معتقد است برخی از کارکنان آن برای آمریکا کار میکنند.»
شهادت مامور سابق اطلاعات ایران
در ادامه این گزارش، واینت از قول یک افسر پیشین اطلاعات حکومت ایران که به آلمان گریخته، مینویسد: «من در سال ۲۰۲۱ در ایران بودم و همکارانم در واحد اطلاعات سپاه آشکارا درباره مرگ دیپلمات زن سوئیسی صحبت میکردند. آنها گفتند این یک عملیات توسط اطلاعات سپاه بود که به قتل انجامید؛ ماموریتی جاسوسی که بهاشتباه انجام شد.»
بهگفته این منبع، «سپاه پاسداران بهشدت بدبین است و سفارت سوئیس را پایگاهی برای نفوذ آمریکا تلقی میکند.»
گردشگری که متهم به جاسوسی شد و در زندان جان باخت
سومین حادثه، اوایل سال جاری میلادی روی داده و قربانی آن یک گردشگر سوئیسی حدودا ۶۰ ساله است. او پس از آنکه از یک سایت نظامی در ایران عکس گرفت و گفته شد از خاک آن منطقه نمونهبرداری کرده، بهاتهام جاسوسی بازداشت شد. دو ماه بعد، مقامهای ایرانی اعلام کردند که او در زندان دست به خودکشی زده است.
در طول بازداشت، دسترسی مقامات سوئیسی به این شهروند ممنوع بود. مقامهای ایران مدعی بودند او «جاسوس» است. پس از بازگرداندن پیکر او به سوئیس، کالبدشکافی انجام گرفت اما نتایج آن هنوز بهطور رسمی منتشر نشده است.
بهنوشته واینت، مقامهای سوئیسی اکنون سه حادثه نخست را بهیکدیگر مرتبط میدانند و بررسیها درباره ماهیت واقعی مرگ این افراد ادامه دارد.
از سوی دیگر، سوءظن فزاینده نسبت به همکاری دیپلماتهای سوئیسی با آمریکا، آنهم در چارچوب ماموریت رسمی حفظ منافع ایالات متحده در تهران، موجب شده تا دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی حتی شهروندان بیارتباط را نیز هدف قرار دهند.
کارشناسان اشاعه تسلیحات هستهای به شبکه ایبیسی نیوز گفتهاند توقف همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از حملات آمریکا و اسرائیل، میتواند به «نقطه عطفی» در مسیر هستهای تهران تبدیل شود.
به گفته این کارشناسان، تهران ممکن است به سمت مسیر مخفیانهتری برای ساخت سلاح هستهای حرکت کند که خطر اقدام نظامی را افزایش میدهد.
هنوز ارزیابی دقیقی از خسارات وارده به تأسیسات هستهای ایران در دست نیست.
جان ارات از مرکز کنترل تسلیحات هشدار داده بازسازی پنهانی تاسیسات بدون نظارت آژانس، جهان را در بیخبری کامل قرار میدهد.او گفته پیام تهران این است که در آینده «خطرناکتر» خواهد بود.

منابع آگاه در منطقه خلیج فارس به روزنامه اسرائیلی «اسرائیل هیوم» گفتهاند که در جریان جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، چندین کشور منطقهای از جمله عربستان سعودی بهطور محرمانه در عملیات رهگیری پهپادهای ایرانی مشارکت داشتهاند.
براساس این گزارش، نیروی هوایی عربستان سعودی با اعزام بالگردهای نظامی، پهپادهای ایرانی را در حریم هوایی منطقهای، از جمله بر فراز عراق و اردن، رهگیری و منهدم کرده است. این پهپادها که ممکن بود بهسوی اسرائیل ادامه مسیر دهند، پیش از ورود به قلمرو این کشور سرنگون شدهاند تا از تمامیت ارضی عربستان دفاع شود.
عربستان که یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد و بخش عمدهای از تسلیحات و سامانههای آن آمریکایی است، از زمان امضای قرارداد کلان تسلیحاتی در سال ۲۰۱۷ با دونالد ترامپ، همکاری نظامی خود را با ایالات متحده گسترش داده است. این توافق در جریان سفر اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، نیز توسعه یافته است.
با این حال، عربستان سعودی تاکنون بهطور رسمی دخالت خود را در عملیات رهگیری پهپادهای ایرانی تایید نکرده و حتی در بیانیههایی حملات اسرائیل به خاک ایران را محکوم کرده است.
اما تحلیلگران معتقدند اقدام یک کشور سنی مذهب کلیدی در مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی، حتی بدون اعلام رسمی، نشاندهنده تغییری تاریخی در موازنه منطقهای است. با این حال، ریاض تاکید کرده اجازه استفاده از حریم هواییاش برای حمله به اهدافی در خاک ایران را نخواهد داد.
ائتلاف بینالمللی ۱۲روزه
در طول ۱۲ روز جنگ، چند کشور منطقهای و فرامنطقهای در دفاع از آسمان خاورمیانه مشارکت فعال داشتند. اردن عمدتا از طریق نیروی هوایی خود در حریم هواییاش فعال بود. بریتانیا و فرانسه نیز در عملیاتهای هوایی نقش ایفا کردند. ایالات متحده، در کنار ارتش اسرائیل، گستردهترین مشارکت را داشت؛ از جمله با استفاده از هواپیماها، کشتیها، سامانههای پدافندی پاتریوت و تاد.
جمهوری اسلامی بیش از هزار پهپاد بهسوی اسرائیل پرتاب کرد که اغلب آنها در فاصلهای دور از مرز رهگیری شدند و تنها بخش کوچکی از آنها توسط نیروی هوایی اسرائیل در آسمان این کشور ساقط شدند.
این عملیات مشترک بدون سالها تمرین نظامی، مانورهای مشترک و شبیهسازیهای نظامی میان اسرائیل و کشورهای اروپایی مانند یونان، ایتالیا، فرانسه و بریتانیا ممکن نبود.
در قلب این هماهنگی، ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به رهبری ژنرال مایک کوریلا قرار داشت. او نقش مهمی در ایجاد مکانیسم همکاری عملیاتی میان ارتشهای شرکتکننده ایفا کرد. از زمان پیوستن ارتش اسرائیل به سنتکام، شبکه نظامی هماهنگی میان اسرائیل و کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا، فرانسه، یونان، ایتالیا و قبرس ایجاد و تقویت شده است.
یکی از دستاوردهای مهم این چارچوب، ایجاد مرکز فرماندهی و کنترل مشترک آمریکایی است که بهصورت همزمان با تمامی ارتشهای دخیل در ارتباط است. ژنرال کوریلا شخصا در مراحل مختلف جنگ در این مرکز حضور داشت و هماهنگی میان سامانههای هشدار، اطلاعات، رهگیری و فعالسازی پدافند را هدایت میکرد.
سالها آمادهسازی
در ارتش اسرائیل، اداره برنامهریزی بینالمللی در مدیریت روابط با سنتکام و سایر کشورهای شریک نقش محوری دارد. نمایندگان این اداره در تمام یگانها و قرارگاهها حضور دارند و ارتباط دائم با همتایان خارجی را حفظ میکنند.
در سالهای اخیر، میزان تماس میان فرماندهان اسرائیلی و آمریکایی از دیدارهای تشریفاتی ششماهه به گفتوگوهای روزانه، مانورهای مشترک، پروازهای هماهنگ و حتی تبادل اطلاعات امنیتی ارتقاء یافته است.
روسای ستاد ارتش اسرائیل، چه رئیس سابق هرتسی هالوی و چه رئیس فعلی ایال زمیر، روابط نزدیکی با فرماندهان بلندپایه ارتش آمریکا برقرار کردهاند.
ایالات متحده نهتنها نقش پل میان اسرائیل و کشورهای منطقهای را ایفا میکند، بلکه هماهنگکنندهای مؤثر با کشورهای عربی فاقد روابط دیپلماتیک با اسرائیل است.
این همکاریها تنها در جنگ اخیر مورد آزمون قرار نگرفت، بلکه در موجهای پیشین حملات حکومت ایران به اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز، کشورهای غربی در رهگیری، موقعیتیابی و تبادل اطلاعات مشارکت داشتند. اما دامنه عملیات در جنگ ۱۲روزه بسیار گستردهتر بود.
در میان کشورهای منطقه، اردن تنها کشوری بود که بهطور علنی از مشارکت در عملیات رهگیری پهپادها سخن گفت و حتی اعلام کرد که سقوط برخی از این پهپادها در خاک این کشور، خساراتی وارد کرده که نیازمند واکنش بوده است.
فرانسه نیز مشارکت خود را در چارچوب دفاع از منافع خود در اردن اعلام کرد، اما همچنان از هرگونه اشاره عمومی به همکاری با اسرائیل خودداری کرد.
نتایجی که در جنگ اخیر بهدست آمد، میتواند مبنایی برای تحولات سیاسی گستردهتری باشد؛ تحولاتی که شاید بخشی از «معامله بزرگ» ترامپ برای آینده خاورمیانه باشند.
بر اساس گزارش فاکسنیوز، سپاه پاسداران پس از شکستهای نظامی پیاپی با بحرانی جدی و آیندهای مبهم روبهرو شده است.
افشون استوار، تحلیلگر مسائل ایران، میگوید که پروژه بازدارندگی سپاه با موشک، برنامه هستهای و نفوذ منطقهای، عملا فروپاشیده است.
او به تضعیف حزبالله، فلج شدن حماس، کاهش نفوذ در سوریه و نابودی زیرساختهای نظامی و هستهای اشاره کرده است.
این شکستها به گفته او، باعث محدود شدن جای پای منطقهای سپاه شدهاند. در نتیجه، جمهوری اسلامی برای بازنگری در راهبردهای خود تحت فشار فزاینده قرار گرفته است.

به گزارش فاکس نیوز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهادی که «زمانی نیرویی انقلابی و پرنفوذ بود»، پس از مجموعهای از شکستهای نظامی سنگین با بحرانی عمیق و آیندهای نامشخص روبهرو شده است.
افشون استوار، کارشناس مسائل ایران و نویسنده کتاب «پیشتاز امام: دین، سیاست و سپاه پاسداران» به فاکسنیوز گفت: «آنچه سپاه طی ۲۵ سال گذشته برایش تلاش کرد، اساساً از دست رفته است. کارزار آنها برای ساخت بازدارندگی داخلی با موشکها و غنیسازی هستهای و گسترش نفوذ منطقهای از طریق نیروهای نیابتی، عملاً فروپاشیده است.»
به گفته استوار، شکستهای یک سال اخیر از جمله تضعیف حزبالله در لبنان، فلج شدن حماس در غزه، از دست رفتن نفوذ در سوریه و نابودی زیرساختهای نظامی و هستهای در حملات اسرائیل و آمریکا، باعث شده جای پای منطقهای سپاه به شدت محدود شود و رژیم برای بازبینی راهبرد خود تحت فشار قرار گیرد.
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها هم در گفتوگو با فاکس نیوز تاکید کرد: «سپاه به دلیل بیاعتمادی روحانیون به ارتش ملی وفادار به شاه ایجاد شد. وظیفه اصلی سپاه از ابتدا حفظ و دفاع از انقلاب بود. به همین دلیل، افراطگرایی رژیم تا امروز تداوم یافته و گروگانگیری و تروریسم هم هرگز متوقف نشده است.»
کارشناسان معتقدند روایت ایدئولوژیک «نبرد دائمی با آمریکا و اسرائیل» امروز برای اکثریت مردم ایران جذابیتی ندارد و جامعه به دنبال عادیسازی روابط با غرب است.
استوار در این باره گفت: «بیشتر ایرانیها از مواضع انزواطلبانه رژیم خسته شدهاند و خواهان روابط بهتر با جهان هستند.»
با این حال، سپاه همچنان قدرت گستردهای دارد و پیوندش با روحانیت حاکم بسیار عمیق است. بنطالبلو تاکید کرده که «سپاه و روحانیون شریکان قدرتاند و ایران را سکویی برای صدور انقلاب میبینند.»
این گزارش میافزاید شکستهای اخیر، عملیاتهای اقتصادی و نفوذ سپاه را هم با بحران روبهرو کرده است. تحریمها و حملات سایبری، دسترسی سپاه به منابع مالی و شبکههای بینالمللی را دشوار کرده و بانکهای خارجی به دلیل ترس از تحریمها، از هرگونه همکاری با ایران اجتناب میکنند.
استوار هشدار داده که «سپاه چیزهای زیادی از دست داده و حالا مجبور است منابع محدودش را صرف بازسازی کند. این موضوع فشار مضاعفی بر آنها وارد خواهد کرد.»
با وجود این بحرانها، کارشناسان معتقدند سپاه احتمالاً به دلیل انگیزههای ایدئولوژیک و منافع مادی همچنان وفادار به رژیم باقی خواهد ماند. طالبلو به فاکسنیوز گفته: «سپاه بخشی از نخبهسالاری حاکم است. هرچند بخش زیادی از مغز متفکر راهبردیاش را از دست داده، اما تا زمانی که وضعیت موجود تغییر نکند، وفادار خواهد ماند.»
استوار همچنین هشدار داده که ناکامی سپاه در عملیاتهای منطقهای ممکن است این نهاد را به سرکوب داخلی بیشتر سوق دهد: «امروز نمیتوانند سلاح به غزه بفرستند یا لبنان را کنترل کنند. شاید ترور را امتحان کنند اما بارها شکست خوردهاند. در عوض، سرکوب مردم خودشان کاری است که میتوانند بهراحتی انجام دهند.»
او آینده ایران را بیش از پیش شبیه کره شمالی توصیف کرده و گفت:«ایران ممکن است بیشتر منزوی و استبدادی شود؛ شبیه کره شمالی. اگرچه سقوط رژیم همیشه محتمل است، اما دیکتاتوریها اغلب دوام زیادی دارند.»
در بخش پایانی گزارش، استوار تاکید کرده نسل جدید سپاه که کمتر مذهبی اما همچنان سختگیر است، میتواند مسیر ایران را مشخص کند: «این نسل، جنگ با آمریکا و اسرائیل را در عراق و سوریه آموختهاند و همین جنگ ذهنیت آنها را شکل داده است.»
برخی از نیروهای موسوم به اصلاحطلبان نیز به گفته او در تلاشاند مسیر متفاوتی را دنبال کنند: «آنها میخواهند رژیم را نه از راه تقابل، بلکه از طریق گشایش به جهان حفظ کنند و الگوهایشان بیشتر ویتنام و چین است تا کره شمالی.»
فاکس نیوز نتیجهگیری کرده که سپاه، علیرغم شکستهای پیدرپی، همچنان یک بازیگر کلیدی باقی مانده و مسیر آیندهاش تاثیر زیادی بر سرنوشت جمهوری اسلامی خواهد داشت.





