کارشناسان اشاعه تسلیحات هستهای به شبکه ایبیسی نیوز گفتهاند توقف همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از حملات آمریکا و اسرائیل، میتواند به «نقطه عطفی» در مسیر هستهای تهران تبدیل شود.
به گفته این کارشناسان، تهران ممکن است به سمت مسیر مخفیانهتری برای ساخت سلاح هستهای حرکت کند که خطر اقدام نظامی را افزایش میدهد.
هنوز ارزیابی دقیقی از خسارات وارده به تأسیسات هستهای ایران در دست نیست.
جان ارات از مرکز کنترل تسلیحات هشدار داده بازسازی پنهانی تاسیسات بدون نظارت آژانس، جهان را در بیخبری کامل قرار میدهد.او گفته پیام تهران این است که در آینده «خطرناکتر» خواهد بود.

منابع آگاه در منطقه خلیج فارس به روزنامه اسرائیلی «اسرائیل هیوم» گفتهاند که در جریان جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، چندین کشور منطقهای از جمله عربستان سعودی بهطور محرمانه در عملیات رهگیری پهپادهای ایرانی مشارکت داشتهاند.
براساس این گزارش، نیروی هوایی عربستان سعودی با اعزام بالگردهای نظامی، پهپادهای ایرانی را در حریم هوایی منطقهای، از جمله بر فراز عراق و اردن، رهگیری و منهدم کرده است. این پهپادها که ممکن بود بهسوی اسرائیل ادامه مسیر دهند، پیش از ورود به قلمرو این کشور سرنگون شدهاند تا از تمامیت ارضی عربستان دفاع شود.
عربستان که یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد و بخش عمدهای از تسلیحات و سامانههای آن آمریکایی است، از زمان امضای قرارداد کلان تسلیحاتی در سال ۲۰۱۷ با دونالد ترامپ، همکاری نظامی خود را با ایالات متحده گسترش داده است. این توافق در جریان سفر اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، نیز توسعه یافته است.
با این حال، عربستان سعودی تاکنون بهطور رسمی دخالت خود را در عملیات رهگیری پهپادهای ایرانی تایید نکرده و حتی در بیانیههایی حملات اسرائیل به خاک ایران را محکوم کرده است.
اما تحلیلگران معتقدند اقدام یک کشور سنی مذهب کلیدی در مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی، حتی بدون اعلام رسمی، نشاندهنده تغییری تاریخی در موازنه منطقهای است. با این حال، ریاض تاکید کرده اجازه استفاده از حریم هواییاش برای حمله به اهدافی در خاک ایران را نخواهد داد.
ائتلاف بینالمللی ۱۲روزه
در طول ۱۲ روز جنگ، چند کشور منطقهای و فرامنطقهای در دفاع از آسمان خاورمیانه مشارکت فعال داشتند. اردن عمدتا از طریق نیروی هوایی خود در حریم هواییاش فعال بود. بریتانیا و فرانسه نیز در عملیاتهای هوایی نقش ایفا کردند. ایالات متحده، در کنار ارتش اسرائیل، گستردهترین مشارکت را داشت؛ از جمله با استفاده از هواپیماها، کشتیها، سامانههای پدافندی پاتریوت و تاد.
جمهوری اسلامی بیش از هزار پهپاد بهسوی اسرائیل پرتاب کرد که اغلب آنها در فاصلهای دور از مرز رهگیری شدند و تنها بخش کوچکی از آنها توسط نیروی هوایی اسرائیل در آسمان این کشور ساقط شدند.
این عملیات مشترک بدون سالها تمرین نظامی، مانورهای مشترک و شبیهسازیهای نظامی میان اسرائیل و کشورهای اروپایی مانند یونان، ایتالیا، فرانسه و بریتانیا ممکن نبود.
در قلب این هماهنگی، ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به رهبری ژنرال مایک کوریلا قرار داشت. او نقش مهمی در ایجاد مکانیسم همکاری عملیاتی میان ارتشهای شرکتکننده ایفا کرد. از زمان پیوستن ارتش اسرائیل به سنتکام، شبکه نظامی هماهنگی میان اسرائیل و کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا، فرانسه، یونان، ایتالیا و قبرس ایجاد و تقویت شده است.
یکی از دستاوردهای مهم این چارچوب، ایجاد مرکز فرماندهی و کنترل مشترک آمریکایی است که بهصورت همزمان با تمامی ارتشهای دخیل در ارتباط است. ژنرال کوریلا شخصا در مراحل مختلف جنگ در این مرکز حضور داشت و هماهنگی میان سامانههای هشدار، اطلاعات، رهگیری و فعالسازی پدافند را هدایت میکرد.
سالها آمادهسازی
در ارتش اسرائیل، اداره برنامهریزی بینالمللی در مدیریت روابط با سنتکام و سایر کشورهای شریک نقش محوری دارد. نمایندگان این اداره در تمام یگانها و قرارگاهها حضور دارند و ارتباط دائم با همتایان خارجی را حفظ میکنند.
در سالهای اخیر، میزان تماس میان فرماندهان اسرائیلی و آمریکایی از دیدارهای تشریفاتی ششماهه به گفتوگوهای روزانه، مانورهای مشترک، پروازهای هماهنگ و حتی تبادل اطلاعات امنیتی ارتقاء یافته است.
روسای ستاد ارتش اسرائیل، چه رئیس سابق هرتسی هالوی و چه رئیس فعلی ایال زمیر، روابط نزدیکی با فرماندهان بلندپایه ارتش آمریکا برقرار کردهاند.
ایالات متحده نهتنها نقش پل میان اسرائیل و کشورهای منطقهای را ایفا میکند، بلکه هماهنگکنندهای مؤثر با کشورهای عربی فاقد روابط دیپلماتیک با اسرائیل است.
این همکاریها تنها در جنگ اخیر مورد آزمون قرار نگرفت، بلکه در موجهای پیشین حملات حکومت ایران به اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز، کشورهای غربی در رهگیری، موقعیتیابی و تبادل اطلاعات مشارکت داشتند. اما دامنه عملیات در جنگ ۱۲روزه بسیار گستردهتر بود.
در میان کشورهای منطقه، اردن تنها کشوری بود که بهطور علنی از مشارکت در عملیات رهگیری پهپادها سخن گفت و حتی اعلام کرد که سقوط برخی از این پهپادها در خاک این کشور، خساراتی وارد کرده که نیازمند واکنش بوده است.
فرانسه نیز مشارکت خود را در چارچوب دفاع از منافع خود در اردن اعلام کرد، اما همچنان از هرگونه اشاره عمومی به همکاری با اسرائیل خودداری کرد.
نتایجی که در جنگ اخیر بهدست آمد، میتواند مبنایی برای تحولات سیاسی گستردهتری باشد؛ تحولاتی که شاید بخشی از «معامله بزرگ» ترامپ برای آینده خاورمیانه باشند.
بر اساس گزارش فاکسنیوز، سپاه پاسداران پس از شکستهای نظامی پیاپی با بحرانی جدی و آیندهای مبهم روبهرو شده است.
افشون استوار، تحلیلگر مسائل ایران، میگوید که پروژه بازدارندگی سپاه با موشک، برنامه هستهای و نفوذ منطقهای، عملا فروپاشیده است.
او به تضعیف حزبالله، فلج شدن حماس، کاهش نفوذ در سوریه و نابودی زیرساختهای نظامی و هستهای اشاره کرده است.
این شکستها به گفته او، باعث محدود شدن جای پای منطقهای سپاه شدهاند. در نتیجه، جمهوری اسلامی برای بازنگری در راهبردهای خود تحت فشار فزاینده قرار گرفته است.

به گزارش فاکس نیوز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهادی که «زمانی نیرویی انقلابی و پرنفوذ بود»، پس از مجموعهای از شکستهای نظامی سنگین با بحرانی عمیق و آیندهای نامشخص روبهرو شده است.
افشون استوار، کارشناس مسائل ایران و نویسنده کتاب «پیشتاز امام: دین، سیاست و سپاه پاسداران» به فاکسنیوز گفت: «آنچه سپاه طی ۲۵ سال گذشته برایش تلاش کرد، اساساً از دست رفته است. کارزار آنها برای ساخت بازدارندگی داخلی با موشکها و غنیسازی هستهای و گسترش نفوذ منطقهای از طریق نیروهای نیابتی، عملاً فروپاشیده است.»
به گفته استوار، شکستهای یک سال اخیر از جمله تضعیف حزبالله در لبنان، فلج شدن حماس در غزه، از دست رفتن نفوذ در سوریه و نابودی زیرساختهای نظامی و هستهای در حملات اسرائیل و آمریکا، باعث شده جای پای منطقهای سپاه به شدت محدود شود و رژیم برای بازبینی راهبرد خود تحت فشار قرار گیرد.
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها هم در گفتوگو با فاکس نیوز تاکید کرد: «سپاه به دلیل بیاعتمادی روحانیون به ارتش ملی وفادار به شاه ایجاد شد. وظیفه اصلی سپاه از ابتدا حفظ و دفاع از انقلاب بود. به همین دلیل، افراطگرایی رژیم تا امروز تداوم یافته و گروگانگیری و تروریسم هم هرگز متوقف نشده است.»
کارشناسان معتقدند روایت ایدئولوژیک «نبرد دائمی با آمریکا و اسرائیل» امروز برای اکثریت مردم ایران جذابیتی ندارد و جامعه به دنبال عادیسازی روابط با غرب است.
استوار در این باره گفت: «بیشتر ایرانیها از مواضع انزواطلبانه رژیم خسته شدهاند و خواهان روابط بهتر با جهان هستند.»
با این حال، سپاه همچنان قدرت گستردهای دارد و پیوندش با روحانیت حاکم بسیار عمیق است. بنطالبلو تاکید کرده که «سپاه و روحانیون شریکان قدرتاند و ایران را سکویی برای صدور انقلاب میبینند.»
این گزارش میافزاید شکستهای اخیر، عملیاتهای اقتصادی و نفوذ سپاه را هم با بحران روبهرو کرده است. تحریمها و حملات سایبری، دسترسی سپاه به منابع مالی و شبکههای بینالمللی را دشوار کرده و بانکهای خارجی به دلیل ترس از تحریمها، از هرگونه همکاری با ایران اجتناب میکنند.
استوار هشدار داده که «سپاه چیزهای زیادی از دست داده و حالا مجبور است منابع محدودش را صرف بازسازی کند. این موضوع فشار مضاعفی بر آنها وارد خواهد کرد.»
با وجود این بحرانها، کارشناسان معتقدند سپاه احتمالاً به دلیل انگیزههای ایدئولوژیک و منافع مادی همچنان وفادار به رژیم باقی خواهد ماند. طالبلو به فاکسنیوز گفته: «سپاه بخشی از نخبهسالاری حاکم است. هرچند بخش زیادی از مغز متفکر راهبردیاش را از دست داده، اما تا زمانی که وضعیت موجود تغییر نکند، وفادار خواهد ماند.»
استوار همچنین هشدار داده که ناکامی سپاه در عملیاتهای منطقهای ممکن است این نهاد را به سرکوب داخلی بیشتر سوق دهد: «امروز نمیتوانند سلاح به غزه بفرستند یا لبنان را کنترل کنند. شاید ترور را امتحان کنند اما بارها شکست خوردهاند. در عوض، سرکوب مردم خودشان کاری است که میتوانند بهراحتی انجام دهند.»
او آینده ایران را بیش از پیش شبیه کره شمالی توصیف کرده و گفت:«ایران ممکن است بیشتر منزوی و استبدادی شود؛ شبیه کره شمالی. اگرچه سقوط رژیم همیشه محتمل است، اما دیکتاتوریها اغلب دوام زیادی دارند.»
در بخش پایانی گزارش، استوار تاکید کرده نسل جدید سپاه که کمتر مذهبی اما همچنان سختگیر است، میتواند مسیر ایران را مشخص کند: «این نسل، جنگ با آمریکا و اسرائیل را در عراق و سوریه آموختهاند و همین جنگ ذهنیت آنها را شکل داده است.»
برخی از نیروهای موسوم به اصلاحطلبان نیز به گفته او در تلاشاند مسیر متفاوتی را دنبال کنند: «آنها میخواهند رژیم را نه از راه تقابل، بلکه از طریق گشایش به جهان حفظ کنند و الگوهایشان بیشتر ویتنام و چین است تا کره شمالی.»
فاکس نیوز نتیجهگیری کرده که سپاه، علیرغم شکستهای پیدرپی، همچنان یک بازیگر کلیدی باقی مانده و مسیر آیندهاش تاثیر زیادی بر سرنوشت جمهوری اسلامی خواهد داشت.

در حالیکه ایران پس از بمباران تاسیسات هستهایاش توسط آمریکا و اسرائیل همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را متوقف کرده، کارشناسان اشاعه تسلیحات هستهای به شبکه ایبیسی نیوز گفتهاند این اقدام میتواند به یک «نقطه عطف» منتهی شود.
مسیری مخفیانه و پرخطر که تهران را یک گام دیگر به آستانه ساخت سلاح هستهای نزدیکتر میکند و احتمال اقدامهای نظامی تازه را افزایش میدهد.
به گزارش شبکه ایبیسی نیوز، دو هفته پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، هنوز تصویر روشنی از میزان واقعی خسارتها و اثر این حملات بر برنامه هستهای تهران وجود ندارد.
کارشناسان اشاعه تسلیحات هستهای به این شبکه گفتهاند این حملات میتواند به یک «نقطه عطف» تبدیل شود و ایران را به سمت مسیری مخفیانه و خطرناکتر برای ساخت سلاح هستهای سوق دهد.
جان ارات، مدیر ارشد سیاستگذاری مرکز کنترل تسلیحات، هشدار داده: «آنچه آنها (ایران) امروز دارند، در یک مقطع میتواند فقط بازسازی شود. سوال این است که چقدر طول میکشد، نه اینکه اساساً آیا انجام میشود یا نه. اگر بدون نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازسازی کنند، جهان دیگر چطور میتواند بفهمد چه اتفاقی افتاده؟ این پیام آنهاست: بار بعد خطرناکتر خواهند بود. این ما را به یک نقطه عطف واقعی رسانده است.»
چهارشنبه گذشته، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، قانونی را امضا کرد که بر اساس آن، همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی متوقف میشود. به گفته رسانههای دولتی ایران، این تعلیق تا زمانی ادامه مییابد که امنیت کامل تأسیسات هستهای و دانشمندان این کشور تضمین شود.
گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، این تصمیم را «رسواییآمیز» خوانده و در شبکههای اجتماعی نوشته: «این عقبنشینی کامل ایران از همه تعهدات بینالمللی هستهایاش است. جامعه جهانی باید قاطعانه اقدام کند.»
در ایالات متحده نیز تاممی بروس، سخنگوی وزارت خارجه، این اقدام را «غیرقابلقبول» خوانده و گفته: «ایران هنوز فرصتی دارد که مسیر خود را تغییر دهد و راه صلح و رفاه را انتخاب کند.»
برخی کارشناسان ابراز نگرانی کردهاند که این اقدام تهران میتواند مقدمه خروج کامل ایران از پیمان عدم اشاعه تسلیحات هستهای (انپیتی) باشد.
هاوارد استوفر، استاد دانشگاه نیوهیون و مقام پیشین شورای امنیت سازمان ملل، به ایبیسی گفت: «آخرین کشوری که از پیمان عدم اشاعه خارج شد، کره شمالی بود. اگر ایران هم خارج شود، این پیامی بسیار خطرناک به جهان مخابره میکند.» استوفر افزود: «آنها نمیخواهند خودشان را در ردیف کره شمالی قرار دهند و به یک منفور جهانی بدل شوند.»
همزمان، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرده که تهران هنوز در حال ارزیابی ماندن یا خروج از این پیمان است و «بر اساس منافع ملی تصمیم خواهد گرفت.»
کارشناسان به ایبیسی گفتهاند که یکی از نگرانیهای کلیدی این است که ایران حتی در چارچوب انپیتی هم میتواند تا آستانه ساخت سلاح پیش برود بدون آنکه رسماً ناقض پیمان باشد.
ارات توضیح داد: «آنها میتوانند همه کار بکنند جز مونتاژ نهایی سلاح و باز هم بگویند در چارچوب پیمان حرکت میکنند. این چیزی است که همسایههای ایران و اسرائیل را وحشتزده کرده است.»
در هفتههای اخیر، ارزیابیها درباره میزان خسارت حملات بسیار متناقض بوده است. دونالد ترامپ و وزیر دفاعش پیت هگست مدعی شدهاند که حملات «برنامه هستهای ایران را نابود کرده و آن را سالها به عقب رانده است.»
اما طبق یک ارزیابی محرمانه اولیه وزارت دفاع آمریکا که به بیرون درز کرده، این خسارات شاید فقط «چند ماه» عقبماندگی ایجاد کرده باشد. هگست هفته گذشته در کنفرانسی خبری گفت این گزارش «با جامعه اطلاعاتی هماهنگ نشده» و اعتبار آن «ضعیف» است. او افزود بر اساس اطلاعات جدید، این برنامه «سالها» به عقب رانده شده است.
با این حال، کارشناسان مستقل از قاطعیت این ادعاها تردید دارند. ارات تاکید کرد: «هر اندازه خسارت باشد، ایران میتواند بازسازی کند. مسأله فقط مدتزمان است، کوتاه یا طولانی.»
فرانسه هم نگران است. امانوئل مکرون، رئیسجمهوری این کشور، یکشنبه در شبکه ایکس اعلام کرد که با پزشکیان تماس گرفته و او را به بازگشت به میز مذاکره دعوت کرده است. مکرون نوشت: «برنامه هستهای ایران نگرانی جدی است و باید از راه مذاکره حل شود. دعوت کردم که بهسرعت به میز مذاکرات بازگردد، چون تنها راه واقعی برای کاهش تنش است.»
ارات جمعبندی کرد: «در غیاب مذاکره، اگر ایران برنامه خود را بازسازی کند، ایالات متحده و اسرائیل دوباره به گزینه نظامی فکر خواهند کرد. این بار رسیدن به توافق بسیار دشوارتر خواهد بود.»

کارشناسان میگویند جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، سرکوب گسترده تازهای را آغاز کرده که اقلیتهای قومی و مذهبی، فعالان سیاسی و شهروندان خارجی را هدف گرفته است؛ اقدامی که با هدف بازپسگیری کنترل داخلی، منحرفکردن افکار عمومی و سرکوب هرگونه مخالفت تفسیر میشود.
جامعه یهودیان ایران از جمله گروههایی است که پس از پایان حملات اسرائیل، تحت فشار فزاینده قرار گرفته است. بن سبطی، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و از یهودیان مهاجر از ایران، به ایراناینترنشنال گفته است که اگرچه شایعات مربوط به اعدام جمعی یهودیان صحت ندارد، اما بیش از دوازده تن از یهودیان ایرانی به ظن جاسوسی بازداشت و بازجویی شدهاند.
او افزود: «این اقدام کاملا ضدیهودی است. جمهوری اسلامی میداند که یهودیان درگیر جاسوسی نیستند، اما این بازیِ رژیم است. آنها مجبورند اطاعت کنند و اجازه بدهند بازجویی شوند تا بعدا آزاد شوند.»
طبق گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر (هرانا)، نیروهای امنیتی دستکم ۳۵ شهروند یهودی را در تهران و شیراز به دلیل داشتن تماس با بستگان در اسرائیل، احضار و بازجویی کردهاند. یکی از اعضای ارشد جامعه یهودیان تهران به این نهاد گفته است که این بازجوییها «بیسابقه» بوده و فضای رعب و وحشت بیسابقهای ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، جامعه کرد ایران بهشدت هدف سرکوب قرار گرفته است. تیمور الیاسی، نماینده انجمن حقوق بشر کردستان در سازمان ملل متحد، به ایراناینترنشنال گفته است که از آغاز جنگ تاکنون، بیش از ۳۰۰ شهروند کرد بازداشت شدهاند، پنج نفر اعدام شدهاند، یک نفر زیر شکنجه در کرمانشاه جان باخته، فردی دیگر در خیابان کشته شده و یک کولبر نیز بهدست نیروهای مرزی به قتل رسیده است.
الیاسی افزود جمهوری اسلامی با ایجاد ایستهای بازرسی گسترده و حضور نظامی سنگین در ورودی شهرهای کردستان، عملا وضعیت فوقالعاده ایجاد کرده است: «جمهوری اسلامی از یک خیزش مردمی در کردستان که میتواند به سایر مناطق گسترش یابد، بهشدت هراس دارد.»
در همین حال، جامعه بهاییان ایران نیز هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته است. بهنوشته ایرانوایر، ماموران امنیتی در جریان جنگ و پس از آن، حملاتی هماهنگ علیه خانههای بهاییان در سراسر کشور انجام دادهاند.
آیین بهایی با آنکه بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران است، توسط جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمیشود. بهاییان از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ از تمامی مشاغل دولتی اخراج شدهاند.
در استان سیستانوبلوچستان نیز شدت برخوردها با شهروندان بلوچ افزایش یافته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده است که ۵۲ نفر را در این استان به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» کشته یا بازداشت کرده است.
وبسایت حالوش نیز گزارش داده که نیروهای امنیتی در جریان حمله به یک روستا، به سوی ساکنان آتش گشودهاند. در این حمله، زنی به نام خانبیبی بامری کشته و ۱۱ زن دیگر ـ از جمله چهار کودک ـ بهشدت مجروح شدهاند. حال دو نفر از آنان وخیم گزارش شده است.
شاهین میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت این دستگیریها با هدف «پوشاندن شکستهای امنیتی گسترده جمهوری اسلامی» انجام میشود. او افزود: «حکومت ایران بهخوبی میداند که بهاییان و یهودیان به اطلاعات طبقهبندیشده دسترسی ندارند و نمیتوانند با اسرائیل همکاری کنند. هدف اصلی این بازداشتها، ایجاد تصویری دروغین از واکنش جمهوری اسلامی به تهدیدات امنیتی است.»
او همچنین تاکید کرد که این برخوردها نشاندهنده ناتوانی جمهوری اسلامی در شناسایی تهدیدات واقعی است.
همزمان، سرکوب فعالان سیاسی نیز شدت گرفته است. حسین رونقی، فعال آزادی بیان، توماج صالحی، خواننده رپ معترض، و آرش صادقی، فعال مدنی، از جمله کسانیاند که پس از بازداشت، مورد ضربوشتم قرار گرفته و سپس آزاد شدهاند.
به گزارش هرانا، از آغاز جنگ تاکنون، دستکم ۷۰۵ نفر در سراسر کشور به اتهامات سیاسی یا امنیتی بازداشت شدهاند.
کارشناسان، این موج تازه سرکوب را با دوران پس از جنگ ایران و عراق مقایسه میکنند؛ زمانی که هزاران زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند.
بهنام بنطالبلو، پژوهشگر برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، به ایراناینترنشنال گفت: «این یک تاکتیک کلاسیک دیکتاتورهاست، و متاسفانه نشانههایی از بازگشت به وحشتافکنی توتالیتر مشابه حکومت صدام پس از شکست سال ۱۹۹۱ دیده میشود.»
او هشدار داد که دایره سرکوب جمهوری اسلامی اکنون به شهروندان خارجی نیز گسترش یافته است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد که چندین شهروند اروپایی را در استانهای مختلف به اتهام همکاری با اسرائیل بازداشت کرده و علیه آنها پرونده تشکیل داده است.
روز چهارشنبه نیز خبرگزاری فرانسه گزارش داد که سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو شهروند فرانسوی که سه سال است در ایران زندانیاند، به «جاسوسی برای موساد»، «توطئه برای سرنگونی نظام» و «افساد فیالارض» متهم شدهاند؛ اتهامی که در قانون ایران میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضاییه، بلافاصله پس از آغاز جنگ اعلام کرده بود که رسیدگی به پروندههای مربوط به همکاری با اسرائیل باید «سریعا اجرا و علنی اعلام شود.»
همزمان، مجلس شورای اسلامی قانونی را تصویب کرده که بر اساس آن، هرگونه همکاری با اسرائیل، ایالات متحده یا گروههای بهاصطلاح «معاند» با مجازات اعدام همراه خواهد بود. استفاده از ابزارهایی چون استارلینک برای دورزدن فیلترینگ اینترنتی نیز جرم تلقی شده است.
فعالان حقوق بشر هشدار دادهاند که در صورت ادامه روند کنونی، جمهوری اسلامی ممکن است بار دیگر به فصل تازهای از سرکوب گسترده علیه مخالفان، زنان و اقلیتهای آسیبپذیر بازگردد.





