فرار گران از مدارس دولتی

رسانهها در ایران گزارش دادهاند از هر هفت دانشآموز ایرانی، تقریبا یک نفر در مدرسه غیردولتی درس میخواند؛ یعنی حدود دو و نیم میلیون دانشآموز و نزدیک به ۱۵ درصد جمعیت دانشآموزی کشور.

رسانهها در ایران گزارش دادهاند از هر هفت دانشآموز ایرانی، تقریبا یک نفر در مدرسه غیردولتی درس میخواند؛ یعنی حدود دو و نیم میلیون دانشآموز و نزدیک به ۱۵ درصد جمعیت دانشآموزی کشور.
در سالهایی که تورم مزمن، جهش هزینه مسکن و خوراک و کاهش قدرت خرید، فشار اقتصادی بر خانوارهای ایرانی و بهویژه دهکهای میانی را بیشتر کرده، سهم مدارس غیردولتی نه تنها کاهش نیافته که افزایش پیدا کرده است.
دادههای منتشرشده نشان میدهند سهم دانشآموزان این مدارس از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ به ۱۴ درصد در ۱۴۰۱-۱۴۰۲ رسیده و اکنون حدود ۱۵ درصد است.
وقتی زندگی گرانتر و مدرسه هم پرهزینهتر شده، چرا برخی خانوادهها همچنان به مدارس دولتی بازنگشتهاند؟
۱
هزینه این انتخاب بهشدت بالا رفته است. در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، سقف شهریه مدارس غیردولتی ۹۱ میلیون تومان برای ابتدایی، ۹۵ میلیون تومان برای متوسطه اول و ۱۴۵ میلیون تومان برای متوسطه دوم اعلام شد؛ بدون احتساب هزینههایی مانند سرویس، غذا، لباس فرم و برخی فعالیتهای آموزشگاهی.
در سوی دیگر این بازار، مدارس «خاص» و گرانتری هم وجود دارند. مقامهای آموزش و پرورش پیشتر گفته بودند شهریه بالای ۱۰۰ میلیون تومان نیز در برخی پایهها وجود دارد، هرچند این مدارس بخش کوچکی از کل مدارس غیردولتی را تشکیل میدهند.
به این ترتیب در مورد مدارس غیرانتفاعی با بازاری یکدست روبهرو نیستیم و یک مدرسه غیردولتی در شهرستان یا منطقهای کمبرخوردار تهران را نمیتوان با مدرسهای گرانقیمت در شمال پایتخت مقایسه کرد.
با این همه، جهت کلی آمار روشن است: هزینه بالا رفته، فشار معیشتی بیشتر شده، اما سهم آموزش غیردولتی کم نشده است.
دادههای رسمی هنوز نمیگویند چرا. مشخص نیست چه تعداد خانواده برای پرداخت شهریه از دیگر هزینههای زندگی میزنند، چه تعداد از طبقه متوسط دیگر توان ماندن در این مدارس را ندارند، آیا ترکیب طبقاتی دانشآموزان تغییر کرده یا رشد ثبتنام، بیشتر متعلق به مدارس ارزانتر بوده است.
بنابراین نمیتوان گفت افزایش مدارس غیردولتی به معنای افزایش قدرت خرید خانوادههاست و حتی ممکن است عکس آن صادق باشد: آموزش برای برخی خانوادهها میتواند به یکی از آخرین هزینههایی تبدیل شده باشد که حاضرند از آن صرفنظر کنند.
۲
برای بخشی از طبقه متوسط شهری، مدرسه غیردولتی فقط به معنای کلاس خلوتتر، امکانات بیشتر یا آمادگی بهتر برای کنکور نیست.
یک پژوهش دانشگاهی در سال گذشته درباره انتخاب مدرسه در ایران، بر اساس مصاحبه با والدین و کارکنان مدارس در تهران، نشان میدهد خانوادههای طبقه متوسط شهری، مدارس خصوصی را نه فقط بر پایه کیفیت آموزشی، بلکه بر اساس تناسب فضای فرهنگی مدرسه با ارزشها، انتظارات و حتی دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود انتخاب میکنند.
این پژوهش همچنین از بدبینی رو به رشد برخی والدین نسبت به مدارس دولتی و نگرانی آنان از شلوغی کلاسها و کیفیت آموزش گفته است.
برای بخشی از این خانوادهها، مدارس غیردولتی امکان ایجاد فاصلهای محدود با فضای تربیتی و ایدئولوژیک مدارس رسمی جمهوری اسلامی فراهم میکنند.
این فاصله البته مطلق نیست. مدارس غیردولتی همچنان زیر نظارت وزارت آموزش و پرورش هستند و مطابق اهداف، ضوابط و برنامههای رسمی این وزارتخانه فعالیت میکنند. قانون نیز از ابتدا چنین نظارتی را تصریح کرده است.
در نتیجه خانواده با پرداخت شهریه یک نظام آموزشی دیگر نمیخرد. آنچه میتواند بخرد، بیشتر در حاشیه همان نظام شکل میگیرد: نوع مدیریت مدرسه، فعالیتهای فوقبرنامه، آموزش زبان و هنر، ترکیب دانشآموزان، رابطه معلم و دانشآموز و در مواردی، فضای اجتماعی و فرهنگی متفاوت.
برای بعضی خانوادهها، شهریه فقط بهای «آموزش بهتر» نیست؛ بهای داشتن سهم بیشتری در انتخاب محیطی است که فرزندشان بخش بزرگی از زمان کودکی و نوجوانی خود را در آن میگذراند.
۳
این نوع انتخاب مدرسه در ایران، سابقهای طولانیتر از جمهوری اسلامی دارد.
در قرن بیستم، مدارس خصوصی، خارجی و گروههای آموزشی متعددی در ایران فعالیت میکردند و بخشی از خانوادههای طبقه متوسط و مرفه، آنها را به مدارس دولتی ترجیح میدادند.
گروههایی مانند هدف، مهر، سخن و خوارزمی، از جمله نمونههای شناختهشده آموزش خصوصی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بودند.
مدارس خصوصی مذهبی هم بخشی از همین تاریخ هستند. دبیرستان علوی در سال ۱۳۳۵ با همکاری علیاصغر کرباسچیان و رضا روزبه شکل گرفت و هدف آن، پیوند آموزش جدید با تربیت دینی بود.
به این معنا، انتخاب مدرسه بر اساس ارزشهای خانواده، پدیده تازهای نیست. پیش از انقلاب، بخشی از خانوادههای مذهبی مدرسهای را انتخاب میکردند که فضای آن به باورهایشان نزدیکتر باشد.
چند دهه بعد، بخشی از خانوادههای طبقه متوسط با جهتگیری متفاوت، مدارس غیردولتی را در تلاش برای یافتن فضایی متفاوتتر از مدارس رسمی جمهوری اسلامی انتخاب کردهاند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت مدارس خصوصی بهشدت محدود شد، اما در سال ۱۳۶۷ قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی به تصویب رسید و آموزش غیردولتی دوباره به شکل رسمی به نظام آموزشی بازگشت.
عنوان این قانون نیز در سال ۱۳۸۷ از «غیرانتفاعی» به «غیردولتی» تغییر کرد.
۴
با این حال، رشد مدارس غیردولتی را نمیتوان فقط با تمایل خانوادهها به فضای فرهنگی متفاوت توضیح داد.
پژوهشها درباره انتخاب مدرسه در ایران حاکی از آن هستند که نگرانی از کیفیت آموزش عمومی، تراکم کلاسها و امکانات مدارس دولتی نیز در تصمیم خانوادهها نقش دارد.
بر پایه پژوهش دانشگاهی ذکر شده، برخی خانوادهها شلوغی کلاسهای مدارس دولتی و کمبود نظارت فردی بر دانشآموزان را از دلایل انتخاب مدرسه خصوصی عنوان کردهاند.
آمارها نشان میدهند نسبت دانشآموز به معلم در مدارس دولتی طی سالهای مورد بررسی افزایش یافته است. در سوی دیگر، سهم مدارس غیردولتی از ۱۱.۴ به ۱۴ درصد رسیده است.
این همزمانی به تنهایی ثابتکننده رابطه علت و معلولی نیست، اما پرسش درباره کیفیت و ظرفیت مدارس دولتی را جدیتر میکند.
ممکن است خانوادهای سفر را حذف کند، خریدهایش را عقب بیندازد یا سهم بیشتری از درآمدش را به آموزش اختصاص دهد.
ممکن است بخش ضعیفتر طبقه متوسط از بازار مدارس غیردولتی خارج شده و خانوادههای مرفهتر سهم بیشتری از آن را گرفته باشند.
یا ممکن است بخشی از خانوادهها، با وجود فشار مالی، مدرسه غیردولتی را همچنان گزینه کمریسکتری برای آینده فرزندشان بدانند.
هیچکدام از این توضیحها را فعلا نمیتوان با آمار ملی اثبات کرد. آنچه کم است، دادهای درباره درآمد خانوادههای دانشآموزان این مدارس، تغییر ترکیب طبقاتی آنها و تعداد کودکانی است که بهدلیل افزایش شهریه، از مدرسه غیردولتی به دولتی منتقل شدهاند.
اما همین خلأ آماری یک پرسش تحقیقی مهم باقی میگذارد: اگر سهم مدارس غیردولتی در شرایط فشار اقتصادی افزایش یافته، چه کسانی همچنان توان ماندن در آنها را دارند و برای این ماندن از چه چیزهایی گذشتهاند؟
۵
مقایسه منطقهای تفاوت دیگری را نیز نشان میدهد: «خصوصی بودن» مدرسه در همه کشورها معنای یکسانی ندارد.
در دبی، در سال تحصیلی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ بیش از ۳۸۷ هزار دانشآموز در ۲۲۷ مدرسه خصوصی درس میخواندند و این مدارس ۱۷ برنامه درسی مختلف ارائه میکردند؛ از برنامه بریتانیایی و آمریکایی تا هندی و دیپلم بینالمللی.
در ایران اما خانواده با پرداخت شهریه همچنان در چارچوب برنامه رسمی آموزش و پرورش باقی میماند.
همین نکته، تناقض مدارس غیردولتی ایران را برجستهتر میکند؛ آن هم در شرایطی که تورم و هزینههای اساسی زندگی فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است.