تصاویر ماهوارهای از افزایش ساختوساز در مجموعه زیرزمینی نزدیک نطنز خبر میدهند
تصویر آرشیو از کوه کلنگ گزلا
تحلیل شش سال تصاویر ماهوارهای نشان میدهد فعالیت عمرانی در مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا، در نزدیکی نطنز، طی سال ۲۰۲۶ به اوج رسیده است؛ با این حال، شواهد موجود انتقال سانتریفیوژ یا آغاز غنیسازی اورانیوم در این محل را تایید نمیکند.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، سیاسآیاس، در تحلیلی که چهارشنبه ۱۸ شهریور منتشر شد، اعلام کرد فعالیت در جادهها و ورودیهای مجموعه واقع در کوه کلنگ گزلا، از هر زمان دیگری طی شش سال گذشته بیشتر بوده است.
این مرکز با بررسی تصاویر راداری و نوری ثبتشده از سال ۲۰۲۰ تاکنون، سه مرحله متفاوت از فعالیت در پنج نقطه اصلی مجموعه و جادههای متصل به آنها شناسایی کرده است.
مرحله نخست، از سال ۲۰۲۰ تا آوریل ۲۰۲۴، با عملیات سنگین عمرانی و شکلگیری اولیه مجموعه همراه بود. در مرحله دوم، از آوریل ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۶، میزان تغییرات کاهش یافت، هرچند در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ فعالیتها بار دیگر افزایش پیدا کرد.
در مرحله سوم که از ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شده است، استفاده همزمان و گسترده از همه مسیرهای ارتباطی، مقاومسازی سطوح اطراف ورودیها و افزایش رفتوآمد در جادههای مجموعه مشاهده میشود. تحلیلگران این الگو را بیش از آنکه نشانه حفاری تونلهای جدید بدانند، حاکی از افزایش استفاده از مجموعه ارزیابی کردهاند.
مجموعه از حفاری به ساختوساز داخلی میرسد تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که نهم ژوئیه [۱۸ تیر] و نهم اوت ۲۰۲۶ [۱۸ مرداد] ثبت شدهاند، از بتنریزی مسیرها و ورودی تونلها، تقویت شبکه جادهای داخلی، مقاومسازی محدودههای دسترسی و کاهش یا انتقال تودههای خاک و نخاله حفاری حکایت دارند.
بر اساس این تحلیل، ورودیهای جنوبی و شرقی مجموعه در ژوئیه ۲۰۲۶ در مقایسه با سپتامبر ۲۰۲۵ استحکام بیشتری داشتهاند. مقاومسازی ورودیهای شرقی و غربی نیز همچنان ادامه دارد.
کاهش نخالههای حفاری معمولا نشانه انتقال یک پروژه از مرحله خاکبرداری به مرحله تکمیل سازه است. تحلیلگران بر این اساس احتمال دادهاند تمرکز فعالیتها به سمت ساختوساز درون تاسیسات زیرزمینی تغییر کرده باشد.
در تاسیسات هستهای نطنز، واقع در دو کیلومتری شمال این مجموعه، تغییر مشابهی مشاهده نشده است. به همین دلیل، افزایش فعالیت ثبتشده بهطور مشخص به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ نسبت داده شده است.
انتقال سانتریفیوژها تایید نشده است بر اساس گزارشهای پیشین، اطلاعات اسرائیل مدعی شده بود حکومت ایران در پاییز گذشته سانتریفیوژها و قطعات آنها را به کوه کلنگ منتقل کرده است. تحلیل تصاویر ماهوارهای نتوانسته است این موضوع را تایید یا رد کند.
نویسندگان گزارش میگویند تداوم عملیات عمرانی، مشاهده نشدن افزایش تدابیر امنیتی داخلی و نبود خودروها یا تجهیزاتی که با ساختوساز ارتباط ندارند، نشان میدهد احتمالا این تاسیسات هنوز برای انجام غنیسازی اورانیوم آماده نیست.
آنها تاکید کردهاند برای تشخیص الگوی فعالیت مجموعه و مشخص شدن کاربری آن، بررسی دقیقتر تحرکات روزانه ضروری است.
تحلیلگران سه کاربری احتمالی را برای این مجموعه مطرح کردهاند: کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ، یک مرکز زیرزمینی غنیسازی اورانیوم یا محلی برای انتقال فعالیتهای پژوهشی و تاسیسات مرتبط با برنامه احتمالی تسلیحات هستهای.
یکی از نگرانیهای مطرحشده این است که حکومت ایران بتواند حدود ۴۴۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی خود را در چنین مجموعهای به مواد با غنای تسلیحاتی تبدیل کند. با این حال، شواهد منابع عمومی وقوع چنین فعالیتی را در کوه کلنگ نشان نمیدهند.
ساخت مجموعه پس از خرابکاری نطنز آغاز شد کوه کلنگ گزلا مجموعهای بزرگ از تونلهای زیرزمینی در یک کوه گرانیتی، در دو کیلومتری جنوب تاسیسات غنیسازی نطنز است.
علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، در سال ۲۰۲۰ از آغاز ساخت یک مرکز زیرزمینی مونتاژ سانتریفیوژ در نزدیکی نطنز خبر داد. این تصمیم پس از خرابکاری منتسب به اسرائیل در یک کارگاه روی زمین در مجموعه نطنز گرفته شد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تهران خواسته است درباره کوه کلنگ اطلاعات ارائه کند و اجازه دسترسی بازرسان به این محل را بدهد. بنا بر گزارش سیاسآیاس، جمهوری اسلامی تاکنون به این درخواستها پاسخ نداده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در سپتامبر ۲۰۲۵ گفته بود تصاویر ماهوارهای برای تشخیص فعالیتهای داخل مجموعه کافی نیست و بازرسان آژانس باید در محل حضور یابند تا کاربری آن را بررسی کنند. نویسندگان تحلیل سیاسآیاس در مقابل گفتهاند تهران همزمان با درخواست شفافیت، مانع فعالیت بازرسانی شده است که میتوانند این موضوع را بررسی کنند.
تصاویر همچنین نشان میدهند فعالیتهای ساختمانی در دوره اجرای تفاهمنامه ۲۷ خرداد میان جمهوری اسلامی و آمریکا با سرعت زیاد ادامه داشته است. در آن تفاهمنامه آمده بود جمهوری اسلامی باید وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ کند.
عمق و استحکام مجموعه حمله را دشوار میکند عمق دقیق تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ مشخص نیست. برخی برآوردهای منابع عمومی عمق آن را بین ۸۰ تا ۱۰۰ متر اعلام کردهاند، اما این تخمینها عمدتا بر محاسبه حجم خاک خارجشده از تونلها متکیاند.
نویسندگان گزارش هشدار دادهاند که حجم خاک نمیتواند جهت تونلها یا طراحی داخلی مجموعه را نشان دهد. با وجود این محدودیت، تصاویر بخشهای خارجی از وجود تاسیساتی گسترده و بهشدت مستحکم در دل یک کوه گرانیتی حکایت دارد.
ورودی تونلهای این مجموعه به شکل خمیده ساخته شدهاند. این طراحی میتواند مانع حرکت مستقیم موشک در امتداد تونل شود و شدت امواج انفجاری منتقلشده به بخشهای زیرزمینی را کاهش دهد.
تحلیلگران میگویند تخریب کامل چنین مجموعهای با تسلیحات متعارف بسیار دشوار خواهد بود. حتی بمب جیبییو-۵۷، سنگینترین مهمات متعارف نفوذگر آمریکا، ممکن است برای این ماموریت کافی نباشد.
این بمب حدود ۳۰ هزار پوند، معادل ۱۳ هزار و ۶۰۰ کیلوگرم، وزن دارد و حامل یک کلاهک انفجاری پنج هزار پوندی، معادل حدود دو هزار و ۲۷۰ کیلوگرم، است. بنا بر گزارشها، جیبییو-۵۷ میتواند پیش از انفجار با فیوز تاخیری تا حدود ۶۰ متر در زمین نفوذ کند و تنها بمبافکن رادارگریز بی-۲ قادر به حمل عملیاتی آن است.
آمریکا ممکن است ورودی تونلها را هدف قرار دهد نیروی هوایی آمریکا در عملیات «چکش نیمهشب» ۱۲ بمب جیبییو-۵۷ را بر فردو فرو ریخت و شش دهانه انفجاری بر فراز یک محور تهویه متصل به سالن زیرزمینی سانتریفیوژها ایجاد کرد.
در این حمله از روشی موسوم به «اصابت دوگانه» استفاده شد: بمب نخست دهانهای در زمین ایجاد میکند و بمب دوم در همان حفره فرود میآید تا موج انفجار در عمق بیشتری منتقل شود.
تاسیسات فردو بنا بر گزارشها دستکم ۸۰ متر زیر زمین قرار داشت، اما محورهای تهویه آن یک نقطه ضعف ساختاری ایجاد کرده بود. همچنین دقت حمله نشان میداد آمریکا و اسرائیل احتمالا اطلاعات تفصیلی، از جمله نقشهها و طرحهای فنی، در اختیار داشتند.
مشخص نیست کوه کلنگ نیز دارای محورهای تهویهای با آسیبپذیری مشابه باشد. تحلیلگران معتقدند حکومت ایران احتمالا با استفاده از تجربه حمله به فردو، نقاط ضعف احتمالی مجموعه جدید را کاهش داده است.
از آنجا که ذخیره بمبهای جیبییو-۵۷ آمریکا محدود است و پنتاگون پس از عملیات چکش نیمهشب در حال جایگزین کردن مهمات مصرفشده است، ممکن است واشینگتن بهجای تخریب سازه داخلی، ورودی تونلهای کوه کلنگ را با موشکهای کروز هدف قرار دهد.
آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ نیز از چند موشک کروز تاماهاک برای هدف قرار دادن ورودیهای مجموعه زیرزمینی اصفهان استفاده کرد. این احتمال میتواند حکومت ایران را به مقاومسازی بیشتر ورودیهای کوه کلنگ ترغیب کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۰ تیر از احتمال حمله قریبالوقوع و سنگین به این مجموعه سخن گفته بود. هنگام انتشار تحلیل سیاسآیاس، تصاویر تجاری مربوط به دوره پس از این سخنان در دسترس نبود.
تحلیلگران راهحل نظامی را پایدار نمیدانند نویسندگان گزارش تاکید کردهاند که تخریب کوه کلنگ علاوه بر قدرت انفجاری، به اطلاعات عملیاتی دقیق، شناخت طراحی داخلی و مدلسازی پیچیده نیاز دارد.
به ارزیابی آنان، حمله نظامی ممکن است این مجموعه را تخریب، مسدود یا برای مدتی از کار بیندازد، اما نمیتواند بهتنهایی بلندپروازیهای هستهای حکومت ایران را متوقف کند. جمهوری اسلامی تاسیسات زیرزمینی متعدد دیگری نیز دارد که هدف قرار دادن آنها دشوار است؛ از جمله مجموعه زیرزمینی اصفهان.
سیاسآیاس نتیجه گرفته است که اگر هدف آمریکا جلوگیری دائمی از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای باشد، بمباران تاسیسات این کشور در فاصلههای چندماهه، راهکاری ناکافی و ادامهناپذیر خواهد بود.
به گفته نویسندگان، توافقی دیپلماتیک که اجرای آن قابل راستیآزمایی باشد، احتمالا تنها راهحل پایدار برای محدود کردن برنامه هستهای ایران است.
این مقاله تحلیلی را جوزف راجرز، داگلاس کامستاک و جوزف اس. برمودز جونیور نوشتهاند. سیاسآیاس تاکید کرده است که دیدگاهها و نتیجهگیریهای مطرحشده صرفا متعلق به نویسندگان است و موضع رسمی این موسسه محسوب نمیشود.
دستیابی حکومت ایران به یک پهپاد زیرآبی ارتش آمریکا، امکان بررسی و مهندسی معکوس فناوری آن را در اختیار تهران قرار داده است. به نوشته رویترز، تحلیلگران این رویداد را ضربهای به پنتاگون و شرکت سازنده پهپاد و یک پیروزی تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی میدانند.
نیروهای ایرانی یک وسیله نقلیه زیرآبی خودران از نوع «دایو الدی» را پس از بروز نقص فنی به دست آوردهاند. این پهپاد برای شناسایی دوربرد و دیگر ماموریتهای زیرسطحی طراحی شده و میتواند با حداقل دخالت انسانی چندین روز فعالیت کند.
نیروی دریایی آمریکا گفته است پهپاد بهدستآمده یکی از مدلهای قدیمیتر دایو الدی بود که دچار نقص فنی شد و پس از از حرکت افتادن در آب، نیروهای ایرانی آن را بازیابی کردند.
ارتش آمریکا و شرکت اندوریل، سازنده این پهپاد، کوشیدهاند اهمیت این رویداد را کمرنگ نشان دهند. با این حال، اندوریل پیشتر دایو الدی را «قابلاعتمادترین و انعطافپذیرترین» وسیله نقلیه بزرگ و خودران زیرآبی موجود معرفی کرده بود و میگفت این پهپاد میتواند در شرایط دشوار تا ۱۰ روز فعالیت کند.
شرکت اندوریل و پنتاگون به درخواست رویترز برای توضیح بیشتر درباره این حادثه پاسخ ندادهاند، اما پالمر لاکی، بنیانگذار شرکت صنایع دفاعی اندوریل، در شبکه ایکس نوشت: «این شناور مشخص ماهها در حوزه عملیاتی سنتکام فعالیت کرده و هزاران ساعت در حمایت از نیروهای آمریکایی ماموریت انجام داده است.»
بنیانگذار اندوریل افزود این زیردریایی بهطور ویژه برای فعالیت در محیطهایی طراحی شده که برای انسان بیش از حد خطرناکاند و احتمال افتادن آن به دست طرف مقابل نیز دور از انتظار نیست. نمیتوانم وارد جزئیات شوم، اما این شناور پیش از به دست افتادن، ماهها خدمات ارزشمندی ارائه کرد.»
تحلیلگران مهندسی معکوس بخشهای مکانیکی را ممکن دانستند برایان کلارک، پژوهشگر ارشد و مدیر مرکز مفاهیم و فناوری دفاعی در موسسه هادسون، گفت [حکومت] ایران تقریبا بهطور قطع سختافزار پهپاد را باز و بررسی خواهد کرد.
به گفته او، نرمافزار این پهپاد به سازوکارهای حفاظتی داخلی مجهز است، اما مهندسان ایرانی «قطعا میتوانند سامانههای مکانیکی آن را مهندسی معکوس کنند».
کلارک برای ارزیابی خود به سابقه حکومت ایران در بررسی و الگوبرداری از تجهیزات نظامی بهدستآمده از آمریکا اشاره کرد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، نیز به رویترز گفت این پهپاد ممکن است به سپاه پاسداران کمک کند نمونههای بهتری از تجهیزات طراحیشده در داخل ایران بسازد.
تحلیلگران در عین حال معتقدند بعید است دستیابی به این پهپاد بهتنهایی برتری نظامی تعیینکنندهای برای حکومت ایران ایجاد کند، اما میتواند اطلاعاتی درباره طراحی، سختافزار و قابلیتهای عملیاتی آن در اختیار تهران قرار دهد.
توقیف آرکیو-۱۷۰ سابقه مهندسی معکوس را برجسته کرد جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۱ نیز یک پهپاد شناسایی رادارگریز آرکیو-۱۷۰ سنتینل آمریکا را به دست آورد. باراک اوباما، رییسجمهوری وقت آمریکا، در آن زمان علنا از تهران خواست این پهپاد را بازگرداند.
حکومت ایران پس از آن اعلام کرد آرکیو-۱۷۰ را مهندسی معکوس کرده است و مدلهایی ساخت داخل به نمایش گذاشت که طراحی آنها تا حد زیادی برگرفته از این پهپاد آمریکایی به نظر میرسید.
ارتش آمریکا در سالهای بعد برای جلوگیری از افتادن فناوریهای بدون سرنشین خود به دست حکومت ایران اقدام کرده است. در سال ۲۰۲۲، هنگامی که یک شناور نظامی جمهوری اسلامی تلاش کرد یک شناور سطحی بدون سرنشین «سیلدرون» را در خلیج فارس بکسل کند، یک کشتی گشتی نیروی دریایی آمریکا و یک بالگرد اماچ-۶۰اس سیهاوک به محل اعزام شدند.
جمهوری اسلامی از حادثه برای تبلیغات استفاده کرد نمایندگیهای دیپلماتیک حکومت ایران در شبکه اجتماعی ایکس، دستیابی به پهپاد زیرآبی آمریکا را دستمایه تمسخر واشینگتن قرار دادهاند.
سفارت جمهوری اسلامی در غنا در پیامی نوشت این شناور در «تنگهای تحت کنترل مردمی که صدای عطسه میگو را هم میشنوند» پیدا شده است. این پیام افزود نیروهای ایرانی پهپاد را «مانند یک بطری پلاستیکی از تور ماهیگیری» بیرون کشیدهاند و آن را کاملا سالم یافتهاند.
نمایندگی جمهوری اسلامی در حیدرآباد نیز از برگزاری «مراسم جعبهگشایی» پهپاد به دست متخصصان مهندسی معکوس خبر داد.
مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به رویترز گفت [حکومت] ایران در بهرهبرداری تبلیغاتی از چنین رویدادهایی مهارت دارد.
به گفته او، تهران میکوشد این حادثه را نشانه ناتوانی آمریکا و توانایی ایران برای حفظ کنترل بر تنگه هرمز معرفی کند.
به نوشته رویترز، دستیابی جمهوری اسلامی به پهپاد دایو الدی، علاوه بر ارزش احتمالی فناوری آن، ناهماهنگی میان روایت نیروی دریایی آمریکا و تبلیغات شرکت سازنده را نیز برجسته کرده است: نیروی دریایی پهپاد را مدلی قدیمی و دچار نقص فنی میخواند، اما اندوریل همین سامانه را در تبلیغات خود یکی از قابلاعتمادترین پهپادهای زیرآبی موجود معرفی کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت پیشبینی میکند جنگ با جمهوری اسلامی «بلافاصله» پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در آبانماه پایان یابد، زیرا تهران دیگر توان ادامه وضعیت کنونی را ندارد. او همزمان از افزایش حملات آمریکا و پیگیری توافقی فراتر از موضوع هستهای سخن گفت.
به گزارش رویترز، ترامپ شامگاه چهارشنبه ۱۸ شهریور، پیش از سفر به دالاس برای شرکت در گردهمایی انتخاباتی جمهوریخواهان، به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم جنگ بلافاصله پس از انتخابات پایان مییابد، چون آنها دیگر نمیتوانند دوام بیاورند.»
او جمهوری اسلامی را متهم کرد که میکوشد با ادامه جنگ بر نتیجه انتخابات میاندورهای تاثیر بگذارد تا در آمریکا مقامهایی روی کار بیایند که فشار کمتری بر تهران وارد کنند.
به گفته ترامپ، حکومت ایران امیدوار است این مقامها جمهوری اسلامی را به حال خود بگذارند و اجازه دهند به سلاح هستهای دست یابد.
توافقی فراتر از پرونده هستهای
رییسجمهوری آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره احتمال توافق هستهای با تهران گفت: «توافقی که من انجام میدهم، بسیار فراتر از موضوع هستهای خواهد بود.»
او افزود در هر توافق احتمالی، موضوعات دیگری نیز مطرح خواهد شد که سه ماه پیش روی میز نبودند، اما جزئیات این موضوعات را توضیح نداد.
این اظهارات در حالی مطرح شد که وبسایت میدلایستآی چهارشنبه به نقل از دو منبع نزدیک به دولت جمهوری اسلامی گزارش داد ترامپ از طریق مقامهای پاکستان و قطر به تهران پیام داده است که به تفاهمنامه پیشین بازنخواهد گشت.
بر اساس این گزارش، مقامهای جمهوری اسلامی نیز به میانجیها گفتهاند از تفاهمنامه موجود صرفنظر نمیکنند و حاضر نیستند بر مبنای متنی جدید مذاکره کنند. میدلایستآی نوشت عمان و قطر برای رفع این بنبست و احیای تفاهمنامه با اصلاحاتی تلاش میکنند.
ترامپ در بخش دیگری از سخنانش گفت: «ما کنترل تنگه هرمز را در دست داریم.»
او در پاسخ به پرسشی درباره حملات روزهای اخیر در این آبراه افزود: «این حملات را ما انجام میدهیم. حملات بسیار بیشتری را هم خواهید دید.»
این سخنان پس از دور تازه حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی بیان شد. فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد سهشنبه پنج نفتکش دیگر ایران را که مرتبط با سپاه پاسداران توصیف کرد، منهدم کرده است.
سنتکام این عملیات را پاسخ به تلاش جمهوری اسلامی برای حمله موشکی به یک ناو جنگی آمریکا دانست. در مقابل، سپاه پاسداران از حمله به یک پایگاه آمریکا در اردن خبر داد.
رویترز نیز چهارشنبه گزارش داد جمهوری اسلامی مدعی حمله به ۱۰ کشتی در نزدیکی تنگه هرمز شده است. این خبرگزاری تبادل حملات به کشتیها را بزرگترین موج اعلامشده از آغاز جنگ توصیف کرد.
ترامپ همزمان گفت کاهش قیمت نفت احتمالا تا پس از انتخابات میاندورهای به تعویق خواهد افتاد، اما پیشبینی کرد با پایان جنگ، قیمتها بهشدت پایین بیایند. بهای نفت برنت چهارشنبه، در پی تشدید درگیریها، بار دیگر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد.
انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان، سوم نوامبر، برگزار میشود. در این انتخابات، همه کرسیهای مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا به رای گذاشته میشوند و نتیجه آن ترکیب سیاسی کنگره را برای دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری ترامپ تعیین میکند.
رویترز پیشتر، ۱۱ شهریور، به نقل از چهار فرد مطلع گزارش داده بود مقامهای ارشد کاخ سفید، از جمله جیدی ونس و مارکو روبیو، خواهان مهار شدت جنگ دستکم تا انتخابات هستند.
بر اساس آن گزارش، مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، افزایش قیمت انرژی و فشار بر ذخایر برخی تسلیحات ارتش، از عوامل موثر بر این محاسبات بودهاند.
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با تصویب قطعنامهای، پرونده هستهای جمهوری اسلامی را بهدلیل عدم پایبندی به تعهدات پادمانی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد و از تهران خواست «فورا» موارد نقض تعهدات خود را برطرف کند.
به گزارش خبرنگار ایراناینترنشنال، این قطعنامه چهارشنبه ۱۸ شهریور در نشست شورای حکام در وین، با ۲۳ رای موافق، سه رای مخالف و هشت رای ممتنع تصویب شد.
قطعنامه از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، میخواهد این مصوبه و قطعنامههای پیشین مربوط به برنامه هستهای ایران را به شورای امنیت ارسال کند.
آسوشیتدپرس گزارش داد آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان این قطعنامه را پیشنهاد کردهاند. چین، روسیه و نیجر به آن رای مخالف دادند و یک عضو شورای ۳۵نفره نیز بهدلیل بدهی مالی حق رای نداشت.
تصمیم تازه در ادامه اختلافی چندساله درباره مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده در ایران گرفته شد؛ اختلافی که پیش از حملات نظامی به تاسیسات هستهای نیز وجود داشت.
شورای حکام در قطعنامه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، خودداری مکرر جمهوری اسلامی از همکاری کامل و بهموقع درباره مواد و فعالیتهای هستهای در مکانهای اعلامنشده را مصداق عدم پایبندی به موافقتنامه پادمان دانسته بود.
در آن قطعنامه، از تهران خواسته شده بود برای وجود ذرات اورانیوم در مکانهای اعلامنشده توضیح فنی معتبر ارائه کند، محل کنونی مواد هستهای یا تجهیزات آلوده را مشخص کند و دسترسی لازم برای بررسی و نمونهبرداری را فراهم آورد.
موافقتنامه پادمان چارچوبی برای نظارت آژانس بر مواد و فعالیتهای هستهای است تا بتواند بررسی کند این مواد از کاربردهای صلحآمیز منحرف نشدهاند.
شورای حکام در قطعنامه ۲۰ خرداد امسال نیز از ادامه رفعنشدن موارد عدم پایبندی ابراز تاسف کرده و خواستار ارائه اطلاعات کامل درباره موجودی مواد هستهای و دسترسی بازرسان برای راستیآزمایی آن شده بود.
بیش از یک سال ابهام درباره ذخایر اورانیوم
همزمان با اختلاف بر سر فعالیتهای اعلامنشده، محدودیت دسترسی بازرسان پس از حملات نظامی، نظارت بر تاسیسات و مواد هستهای اعلامشده ایران را نیز با مشکل مواجه کرده است.
گروسی دوشنبه ۱۶ شهریور در سخنرانی افتتاحیه نشست شورای حکام گفت آژانس در دوره گزارشدهی اخیر، نه اطلاعاتی درباره وضعیت مواد و تاسیسات هستهای اعلامشده از ایران دریافت کرده و نه برای انجام راستیآزمایی میدانی به این تاسیسات دسترسی داشته است.
او افزود بیش از یک سال از زمانی میگذرد که آژانس پیوستگی اطلاعات خود درباره ذخایر اورانیوم کمغنا و با غنای بالا در تاسیسات هدفگرفتهشده در حملات خرداد ۱۴۰۴ را از دست داده است. گروسی این وضعیت را موجب نگرانی جدی از نظر اشاعه هستهای دانست و خواستار رسیدگی فوری شد.
بر اساس گزارش رسمی آژانس در خرداد امسال، برآورد ذخیره اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد ایران در آستانه حملات خرداد ۱۴۰۴، معادل ۴۴۰٫۹ کیلوگرم بود.
این رقم، برآورد مربوط به پیش از حملات است. آژانس در همان گزارش تصریح کرد بهدلیل نبود اطلاعات و دسترسی، نمیتواند اندازه، ترکیب یا محل کنونی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را مشخص کند یا تایید کند فعالیتهای مرتبط با غنیسازی متوقف شدهاند.
پاسخ تهران؛ راستیآزمایی پس از پایان جنگ
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه چهارشنبه ۱۸ شهریور گفت ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل «اساسا موضوعیت ندارد، زیرا تهران مرتکب هیچگونه عدم پایبندی نشده است».
بقائی گفت مواردی که در قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان عدم پایبندی مطرح شده، «ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل» است.
او اقدام کشورهای غربی را «متناقض» خواند و گفت آنها پیشتر در چارچوب مکانیسم ماشه از بازگشت قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران سخن گفته بودند.
بقائی درباره رای مثبت ژاپن و عربستان سعودی به این قطعنامه گفت: «قطعا هیچ نتیجهای با این قطعنامه به دست نمیآورند.»
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی این وزارتخانه هم خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به صدور این قطعنامه در صفحه ایکس خود نوشت: «به تاسیسات هستهای تحت پادمان ایران حمله میکنند، روند عادی راستیآزمایی را مختل میکنند و بعد همان اختلال را دستاویز صدور قطعنامه در شورای حکام قرار میدهند.»
غریبآبادی افزود: «با این فضاسازیها نه میتوانید شکست سیاستها و اقدامات خود را جبران کنید و نه میتوانید در شورای امنیت کاری از پیش ببرید.»
رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی در وین هم پیشتر در واکنش به گزارش ارائهشده به شورای حکام گفت با پایان جنگ، زمینه برای فعالیتهای راستیآزمایی آژانس در ایران فراهم خواهد شد.
او افزود موافقتنامه پادمان جامع مقررات مشخصی برای اجرای آن در شرایط جنگی ندارد و آژانس نباید انتظار داشته باشد اقدامات پادمانی در این شرایط به همان شکل دوران عادی اجرا شوند.
نجفی گفت: «تهران به تعهدات خود پایبند بوده، اما حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و تهدیدهای مستمر آنها، اجرای پادمان در ایران را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.»
در مقابل، شورای حکام در قطعنامه خرداد امسال تاکید کرده بود که موافقتنامه پادمان ایران را نمیتوان بهصورت یکجانبه اصلاح یا تعلیق کرد.
گروسی نیز در سخنرانی این هفته خود، ضمن درخواست همکاری سازنده تهران، بازگشت به دیپلماسی و مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران را ضروری دانست و آمادگی آژانس را برای پشتیبانی از این تلاشها اعلام کرد.
ارجاع پرونده چه پیامدی دارد؟
طبق اساسنامه آژانس، شورای حکام باید موارد عدم پایبندی را به اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش کند. تصمیم تازه، این سازوکار را درباره اختلاف پادمانی با جمهوری اسلامی به جریان میاندازد.
تصمیم درباره اقدامات جدید در شورای امنیت، از جمله تحریم، به رایگیری جداگانه نیاز دارد و اعضای دائم این شورا، از جمله روسیه و چین، حق وتو دارند.
پرونده هستهای ایران پیشتر در بهمن ۱۳۸۴ نیز از سوی شورای حکام به شورای امنیت گزارش شده بود. پس از آن، این شورا مجموعهای از قطعنامهها درباره برنامه هستهای و تحریمهای ایران تصویب کرد.
توافق هستهای سال ۱۳۹۴، برجام، محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران در برابر رفع تحریمها برقرار کرد؛ اما آمریکا در سال ۱۳۹۷ از آن خارج شد و جمهوری اسلامی نیز در ادامه، محدودیتهای توافق را کنار گذاشت . در نهایت، تحریمهای قطعنامههای پیشین در پایان سپتامبر ۲۰۲۵ از طریق سازوکار بازگشت تحریمها دوباره اعمال شدند.
تصمیم درباره نحوه رسیدگی به گزارش تازه شورای حکام، در شورایی مطرح میشود که اعضای آن همچنان بر سر وضعیت حقوقی و شیوه برخورد با پرونده هستهای ایران اختلاف دارند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورتی که شبهنظامیان شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی به درخواست علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای تحویل سلاحهایشان به دولت توجه نکنند، ممکن است دولت او با بحران اعتبار روبهرو شود.
الزیدی پس از دیدار ماه ژوئیه با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید متعهد شد این گروههای قدرتمند را تا ۳۰ سپتامبر خلع سلاح کند؛ همان تاریخی که برای خروج نیروهای باقیمانده ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا از عراق تعیین شده است.
اما نخستوزیر عراق با مقاومت شدید نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق روبهرو است؛ گروههایی که با حمله به اهداف آمریکا در جنگ خاورمیانه، از تهران حمایت کردهاند.
الزیدی با چه موانعی روبهرو است و چرا؟
در سال ۲۰۲۵، چند گروه شبهنظامی قدرتمند مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق برای نخستین بار اعلام کردند که آمادهاند سلاحهای خود را تحویل دهند تا از خطر تشدید درگیری با دولت ترامپ در آمریکا جلوگیری شود.
اما این وعدهها هرگز عملی نشد و پس از آنکه الزیدی در ماه مه به قدرت رسید، وظیفه حساس مهار این گروهها که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پاسخگو هستند، بر عهده او قرار گرفت.
بهنوشته رویترز الزیدی که یک مولتیمیلیونر است، در مقایسه با بسیاری از پیشینیان خود از حمایت بسیار بیشتری از سوی یک رییسجمهوری آمریکا برخوردار شده است. اما او نیز مانند همه رهبران عراق به حمایت تهران نیاز دارد؛ کشوری که از طریق روابط خود با شبهنظامیان و سیاستمداران شیعه، بهتدریج نفوذ گستردهای در عراق به دست آورده است. بنابراین، الزیدی ناچار است با احتیاط حرکت کند.
در ۱۷ اوت، نیروهای ویژهای که مستقیما به نخستوزیر گزارش میدهند، رییس اطلاعات حرکت النجباء، یک گروه همسو با جمهوری اسلامی را که آمریکا آن را سازمانی تروریستی معرفی کرده است، بازداشت کردند. بر اساس یک سند امنیتی که رویترز آن را بررسی کرده و همچنین اظهارات سه منبع دولتی، او به دست داشتن در حملات پهپادی علیه منافع آمریکا متهم شده بود.
این بازداشت که ۴۸ ساعت طول کشید، باعث شد این گروه تهدید به تلافی کند و در پی آن با مداخله سیاستمداران ارشد شیعه تنشها کاهش یافت.
یک هفته بعد، نیروهای ویژه عراق چهار عضو شبهنظامی، از جمله یک فرمانده محلی، را به اتهام کمک به انجام حملات علیه منافع آمریکا بازداشت کردند؛ اقدامی که موانع سیاسی و امنیتی پیش روی کارزار نخستوزیر برای خلع سلاح این گروهها را برجسته کرد.
سیاستمداران ارشد شیعه هشدار دادهاند که اتخاذ تدابیر سختگیرانه علیه شبهنظامیان، خلع سلاح آنها را غیرممکن خواهد کرد و میتواند به بیثباتی منجر شود. آنها استدلال میکنند گروههای مسلح در زمانی که در جنگ علیه آمریکا از تهران حمایت میکنند، نمیتوانند سلاحهای خود را تحویل دهند.
شبهنظامیان در گذشته نیز تمایلی به خلع سلاح نداشتند و میگفتند تا زمانی که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق حضور دارند، نمیتوانند سلاحهای خود را تحویل دهند.
شبهنظامیان چه میخواهند؟
رویترز بهنقل از چهار منبع سیاسی شیعه و سه منبع امنیتی آگاه از تلاشها برای خلع سلاح نوشت پنج گروه مسلح همسو با جمهوری اسلامی بهطور قاطع ضربالاجل ۳۰ سپتامبر دولت برای تحویل سلاحهایشان، انحلال تشکیلات خود و ادغام در نیروهای امنیتی دولتی را رد کردهاند.
در ماه اوت، کتائب حزبالله، که قدرتمندترین گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی محسوب میشود، با صدور بیانیهای از الزیدی انتقاد و برای آغاز گفتوگو شروطی تعیین کرد؛ از جمله تضمین اینکه نیروهای آمریکایی هرگز به عراق بازنگردند و اتخاذ اقداماتی که عراق را از هرگونه نفوذ آمریکا بر تصمیمگیریهای سیاسی یا اقتصادی رها کند.
این شبهنظامیان بخشی از مقاومت اسلامی عراق هستند؛ گروهی چتری متشکل از حدود ۱۰ گروه مسلح تندرو شیعه که بهگفته دو مقام امنیتی ناظر بر فعالیت شبهنظامیان، در مجموع حدود ۵۰ هزار نیروی مسلح را فرماندهی میکنند و زرادخانههایی شامل موشکهای دوربرد و تسلیحات ضدهوایی در اختیار دارند.
مقاومت اسلامی عراق که یکی از ارکان اصلی شبکه نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی محسوب میشود، مسئولیت دهها حمله موشکی و پهپادی علیه اسرائیل و نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه را طی سالهای اخیر بر عهده گرفته است.
این شبهنظامیان در اجرای حملات دقیق پهپادی نیز بهطور فزایندهای پیشرفته شدهاند.
این گروهها همچنین در بخشهای ساختوساز، املاک و مستغلات و صرافیها منافع تجاری دارند.
سیانان گزارش داد آمریکا در حال بررسی راههای حمله به تاسیسات هستهای زیرزمینی جمهوری اسلامی، از جمله کوه کلنگ گزلا، است؛ سایتی که در نزدیکی نطنز و زیر لایههای ضخیم گرانیت ساخته شده است.
به گزارش سیانان در روز چهارشنبه ۱۸ شهریور، تحلیل تصاویر ماهوارهای از سوی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد فعالیتهای عمرانی در کلنگ گزلا طی سال جاری میلادی «بهوضوح افزایش یافته است».
تحلیلگران این اندیشکده احتمال میدهند تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا بهعنوان پناهگاهی امن برای برنامه هستهای جمهوری اسلامی طراحی شده باشد.
کوه کلنگ گزلا در نزدیکی مجتمع هستهای نطنز و حدود ۲۲۵ کیلومتری جنوب تهران قرار دارد. این سایت مدتهاست مورد توجه نهادهای اطلاعاتی قرار گرفته است و مکانی احتمالی برای حفاظت از فعالیتهای آینده برنامه هستهای تهران به شمار میرود.
اطلاعات اسرائیل نیز حاکی از آن است که حکومت ایران ممکن است در چارچوب برنامه غنیسازی اورانیوم، در پی انتقال سانتریفیوژها به این سایت باشد.
بهگفته تحلیلگران مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، نفوذ به این کوه گرانیتی حتی با «سنگینترین بمبهای غیرهستهای» پنتاگون نیز دشوار است.
سیانان گزارش داد کوه کلنگ گزلا تنها تاسیسات هستهای ایران نیست که احتمال میرود تسلیحات نسل کنونی توانایی انهدام آن را نداشته باشند.
بر اساس این گزارش، نشانههایی از تلاش واشینگتن برای یافتن راهی بهمنظور حمله به چنین تاسیساتی وجود دارد.
کمی پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی»، یکی از مدیران نهادی کمتر شناختهشده در پنتاگون که مامور مقابله با سلاحهای کشتار جمعی است، توجیهنامه اضطراری قراردادی به ارزش ۱.۲ میلیون دلار را امضا کرد.
هدف این قرارداد، تعمیر یک «تاسیسات آزمایشی زیرزمینی ویژه» در میدان موشکی وایت سندز در نیومکزیکو بود.
قرار بود در این مکان یک «آزمایش شلیک واقعی برای ارزیابی توانمندیهای محرمانه در برابر تهدیدهای نوظهور و فزاینده» انجام شود.
طبق اسناد موجود، «آمادهسازی سریع آزمایش» باید بهدلیل صدور «یک دستورالعمل فوری امنیت ملی» ظرف دو تا سه هفته تکمیل میشد.
سه منبع آگاه به سیانان گفتند برنامهریزی برای این آزمایش با جنگ ایران ارتباط داشت. هدف این آزمایش احتمالا یافتن راهی برای حمله به عمیقترین تاسیسات زیرزمینی جمهوری اسلامی و شبیهسازی حملات آمریکا به برخی سایتهای اتمی بود.
۱۳ شهریور، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده ممکن است بهزودی تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در ایران را هدف قرار دهد.
او پیشتر در تیرماه نیز دو بار هشدار داده بود این سایت ممکن است هدف حملات سنگین ایالات متحده قرار گیرد.
محدودیت بمبهای سنگرشکن در جنگ ۱۲ روزه
در جریان جنگ ۱۲ روزه، سه سایت هستهای نطنز، فردو و اصفهان هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
یکی از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا سال گذشته گفت حمله به تاسیسات اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، تنها ورودیهای این مجموعه زیرزمینی را مسدود کرد.
بهگفته او، پنتاگون به این نتیجه رسیده بود که بمب سنگرشکن موجود با نام «نفوذگر مهمات انبوه» توانایی انهدام این تاسیسات را ندارد.
سیانان افزود ارتش آمریکا در حال ساخت بمب «نفوذگر نسل آینده» است تا جایگزین بمب سنگرشکن کنونی شود و توانایی هدف قرار دادن تاسیسات مدفون در اعماق بیشتر را داشته باشد.
بر پایه سوابق قراردادهای فدرال، شرکت «پیت کانستراکشن» ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برآورد هزینه عملیات آزمایشی را ارائه کرد و یک روز بعد قرارداد را به دست آورد.
بهگزارش سیانان، فعالیتها در بخش دورافتادهای از میدان موشکی وایت سندز تا اواخر اسفند ادامه یافت و توده خاک حاصل از حفاری بهتدریج بزرگتر شد. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد این مرحله از عملیات در آن زمان متوقف شد.
یک ارزیابی زیستمحیطی نشان میدهد سایت آزمایشی وایت سندز مانند کوه کلنگ گزلا در دل سنگهای گرانیتی ساخته شده است.
سیانان نتوانست بهطور مستقل تایید کند که آزمایش موردنظر انجام شده است.
یک منبع آگاه گفت ارتش آمریکا طرحهایی عملیاتی برای حمله به کوه کلنگ گزلا در اختیار دارد.
سیانان در ادامه گزارش داد تلاشها برای تدوین طرحهایی با هدف وارد کردن ضربهای تعیینکننده به تاسیسات زیرزمینی ایران همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، بخشهایی از وزارت دفاع آمریکا بهتازگی نشست فشردهای برای برنامهریزی درباره این موضوع برگزار کردهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس سهشنبه ۱۷ شهریور گزارش داد که پیشنویس قطعنامه آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل بهدلیل عدم پایبندی این کشور به تعهدات منع اشاعه هستهای آماده شده اما هنوز به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه نشده است.
پیشنویس قطعنامهای که آسوشیتدپرس آن را مشاهده کرده و رویترز نیز پیشتر درباره آن گزارش داده بود، از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میخواهد: «این قطعنامه و قطعنامههایی را که پیشتر تصویب شدهاند مطابق با مقررات مربوطه در اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به تمامی اعضای آژانس و همچنین شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارسال کند.»