محمد بن سلمان و امانوئل مکرون در ریاض؛ ۱۳ آذر ۱۴۰۳
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، اول و دوم شهریور با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در پاریس دیدار میکند. کاخ الیزه محور مذاکرات را «موضوعات اصلی منطقهای» اعلام کرده است.
دفتر ریاستجمهوری فرانسه اعلام کرده این گفتوگوها در چارچوب همکاری نزدیک پاریس با شرکای خود در خلیج فارس برای حمایت از ثبات و صلح در خاورمیانه انجام میشود.
بنابراین آنچه تا اینجا رسما از سوی پاریس اعلام شده، بیش از هر چیز بر پروندههای منطقهای متمرکز است.
این دیدار در شرایطی انجام میشود که ایران و تحولات خاورمیانه در ماههای اخیر یکی از محورهای رایزنی مستقیم مکرون و بن سلمان بوده است.
بر اساس برنامه رسمی الیزه، تنها در ماههای اسفند و فروردین، دو طرف چند بار تلفنی گفتوگو کردهاند؛ از جمله ۹ اسفند و روز آغاز جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، که الیزه صراحتا موضوع تماس را «وضعیت ایران و خاورمیانه» اعلام کرد.
در طرف سعودی نیز نشانه مشابهی دیده میشود. رسانه سعودی «عرب نیوز» ماه گذشته گزارش داد بن سلمان در گفتوگو با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره امنیت منطقه، امنیت کشتیرانی و مذاکرات آمریکا و ایران رایزنی کرده است.
در نتیجه، ایران و امنیت خلیج فارس از پروندههایی هستند که در هفتههای اخیر هم در دستور رایزنیهای ریاض با واشینگتن بودهاند و هم پیشتر در تماسهای مکرون و بن سلمان مطرح شدهاند.
اما ایران تنها زمینه همکاری پاریس و ریاض نیست. پاتریک مزوناو، سفیر فرانسه در عربستان سعودی، ماه گذشته در گفتوگو با «عرب نیوز» گفته بود دو کشور درباره امنیت خلیج فارس، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، راهحل دوکشوری برای اسرائیل و فلسطینیها، تمامیت ارضی لبنان و تلاش برای تثبیت سوریه، مواضع و اولویتهای مشترکی دارند.
این موضوعات پیشتر نیز در گفتوگوهای دو کشور مطرح بودهاند؛ هرچند الیزه هنوز دستور کار جزیی نشست پیش رو را منتشر نکرده است.
وجه دیگر این سفر به روابط اقتصادی و سیاسی گستردهتر فرانسه و عربستان سعودی مربوط میشود. روابط دو کشور امسال وارد صدمین سال خود شده و همکاریهای آنها از سرمایهگذاری و پروژههای اقتصادی تا فرهنگ، فناوری و هوش مصنوعی گسترش یافته است.
امانوئل مکرون و محمد بن سلمان در جده؛ ۱۳ آذر ۱۴۰۰
بر اساس آمار گمرک فرانسه که «بیزنس فرانس» منتشر کرده، حجم مبادلات تجاری فرانسه و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ به حدود هشت میلیارد و ۲۰۰ میلیون یورو رسیده است.
تازهترین اطلاعات خزانهداری فرانسه نیز از فعالیت بیش از ۱۷۰ شرکت و شعبه فرانسوی در عربستان سعودی خبر میدهد.
فرانسه همچنین از نظر سرمایهگذاری مستقیم خارجی در میان سرمایهگذاران عمده عربستان سعودی قرار دارد.
در جریان سفر مکرون به عربستان سعودی در آذر ۱۴۰۳ نیز مجموعهای از قراردادها و توافقهای اقتصادی میان دو کشور امضا شد.
سفیر فرانسه در ریاض، در گفتوگو با «عرب نیوز» از گسترش همکاریها در چارچوب برنامه «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی خبر داده است.
بن سلمان در این سفر برنامه دیگری نیز در پاریس دارد: روزنامه «لوموند» پیشتر گزارش داده بود ولیعهد عربستان سعودی برای اول شهریور در مراسم پایانی رقابتهای «جام جهانی ورزشهای الکترونیکی» در پاریس حضور خواهد داشت؛ رقابتهایی که این روزنامه همکاری فرانسه و عربستان سعودی در برگزاری آن را بحثبرانگیز توصیف کرده است.
پس آنچه در این مرحله میتوان بر اساس منابع رسمی گفت این است که محور اعلامشده دیدار مکرون و بن سلمان مسائل منطقهای و تلاش برای ایجاد ثبات در خاورمیانه است.
ایران و امنیت خلیج فارس پیشتر در تماسهای مستقیم دو رهبر مطرح بوده و پروندههایی مانند اسرائیل و فلسطینیها، لبنان و سوریه نیز در ماههای اخیر بخشی از گفتوگوهای سیاسی پاریس و ریاض بودهاند.
در کنار این پروندهها، روابط اقتصادی دو کشور نیز با بیش از هشت میلیارد یورو مبادلات تجاری و حضور گسترده شرکتهای فرانسوی در عربستان سعودی، بخش دیگری از مناسبات پاریس و ریاض را تشکیل میدهد.
اما هنوز از سوی الیزه یا ریاض اعلام نشده است نشست یکشنبه و دوشنبه به ابتکار یا توافق تازهای منجر خواهد شد یا نه و باید منتظر نتیجه مذاکرات ماند.
یک مرد ۱۹ ساله بریتانیایی در دادگاه به جرم خود در خصوص حمله فروردینماه به دفاتر مرتبط با ایراناینترنشنال در شمالغرب لندن اقرار کرد.
خبرنگار ایراناینترنشنال جمعه ۳۰ مرداد از محل دادگاه کیفری مرکزی انگلستان، موسوم به اولد بیلی، گزارش داد ناتان دان اتهام اصلی «آتشافروزی با بیاعتنایی به احتمال به خطر افتادن جان افراد» را پذیرفت.
دان از طریق ارتباط ویدیویی در دادگاه حاضر شده بود.
متهم دیگر پرونده، نوجوانی ۱۷ ساله، اتهام اصلی را رد کرد، اما اتهام خفیفتر آتشافروزی را پذیرفت. به دلایل قانونی، هویت او قابل انتشار نیست.
دادستانی اقرار این نوجوان به اتهام خفیفتر را نپذیرفت و قرار است محاکمه او به اتهام اصلی از ۱۲ بهمن ۱۴۰۵ آغاز شود.
پیشبینی میشود روند محاکمه حدود یک هفته به طول بینجامد.
این در حالی است که اویسین مکگینس ۲۱ ساله که سومین متهم پرونده به شمار میرود، هر سه اتهام مطرحشده علیه خود را پذیرفت.
او علاوه بر مشارکت در آتشافروزی، به رانندگی خطرناک با یک خودرو شاسیبلند مشکی متهم بود. پلیس پس از حمله به دفاتر مرتبط با ایراناینترنشنال، این خودرو را تعقیب کرده بود.
اتهام سوم مکگینس به مواد مخدر مربوط میشود.
دادگاه همچنین مراحل بعدی رسیدگی به پرونده، از جمله برگزاری جلسهای در ماه اکتبر برای ارزیابی گزارشهای پزشکی، را مورد بررسی قرار داد.
متهم ۱۷ ساله اکنون با قرار وثیقه بهصورت مشروط آزاد است.
رسیدگی به پرونده سه متهم که همگی شهروند بریتانیا هستند، ۲۵اردیبهشت آغاز شد. پیشتر در ۲۸ فروردین، پلیس بریتانیا این سه نفر را به تلاش برای «حمله از طریق ایجاد حریق» متهم کرده بود.
جزییات حادثه
حمله به دفاتر مرتبط با ایراناینترنشنال در لندن عصر ۲۶ فروردین به وقوع پیوست.
اندکی پیش از ساعت ۲۰:۱۵ به وقت محلی، تیم امنیتی از ورود یک خودروی مشکوک جلوگیری کرد. این خودرو قصد داشت از ورودی اصلی وارد محوطهای شود که ساختمان ایراناینترنشنال در آن قرار دارد.
اندکی بعد، مهاجمان به پارکینگ ساختمان مجاور، در فاصله تنها چند متری از استودیوهای این شبکه، کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. در این حمله، کسی آسیب ندید.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۲۷ فروردین در بیانیهای در واکنش به این رویداد، تهدیدهای فزاینده علیه روزنامهنگاران مستقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمیدهند، محکوم کرد.
در این بیانیه آمده است ایراناینترنشنال بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب به کار خود ادامه خواهد داد.
کره شمالی در طی ۲۴ ساعت گذشته حدود ۱۰ موشک بالستیک کوتاهبرد به سوی دریا شلیک کرد. این پرتابها یک روز پس از آن انجام شد که کیم یو جونگ، خواهر رهبر کره شمالی، کوچک شدن رزمایش مشترک آمریکا و کره جنوبی را «اقدامی ناکافی» برای ازسرگیری گفتوگوها دانست.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به پنتاگون دستور داده بود رزمایش «اولچی فریدم شیلد» را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
او روابط خوب خود با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، و خودداری کره جنوبی از کمک به آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی و بازگشایی تنگه هرمز را از دلایل این تصمیم عنوان کرده بود.
از سوی دیگر، والاستریت ژورنال ۲۸ مرداد گزارش داد ترامپ از دستیاران خود خواسته است مقدمات دیدار احتمالی او را با رهبر کره شمالی در پاییز امسال فراهم کنند.
این روزنامه به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت ترامپ قصد دارد تلاشهای دیپلماتیک دوره نخست ریاستجمهوری خود را برای ترغیب کیم به کنار گذاشتن برنامه تسلیحات هستهای کره شمالی، از سر بگیرد.
ستاد مشترک ارتش کره جنوبی اعلام کرد موشکهای کره شمالی حدود ساعت پنج عصر پنجشنبه به وقت محلی از منطقه پایتخت کره شمالی پرتاب شدند و هر یک حدود ۳۰۰ کیلومتر به سوی آبهای شرقی این کشور پرواز کردند.
ارتش کره جنوبی گفت نظارت نظامی خود را افزایش داده و همراه با آمریکا و ژاپن اطلاعات مربوط به پرتابها را بررسی میکند.
شورای امنیت ملی کره جنوبی نیز از پیونگیانگ خواست شلیک موشکهای بالستیک را متوقف کند.
آمریکا و کره جنوبی ۲۸ مرداد تایید کردند مدت رزمایش ۱۱ روزه خود را تقریبا به نصف کاهش داده و برخی تمرینهای میدانی را لغو کردهاند.
کیم یو جونگ در واکنش گفت کاهش ابعاد و مدت رزمایش، «ماهیت تحریکآمیز و تهاجمی» آن را تغییر نمیدهد.
خواهر رهبر کره شمالی همچنین ادعای ترامپ درباره پاسخ کیم جونگ اون به درخواست گفتوگو را رد کرد، اما گفت روابط شخصی رهبران دو کشور «همچنان عالی» است.
این لحن نشان میدهد پیونگیانگ باب مذاکره را کاملا نبسته، اما برای بازگشت به گفتوگوها منتظر امتیازهای بیشتری است.
ترامپ نیز ۲۸ مرداد گفت انتظار دارد امسال با کیم دیدار کند.
سابقه پرتابهای دو ماه اخیر
پرتابهای ۲۹ مرداد ادامه فعالیتهای موشکی کره شمالی در هفتههای اخیر است.
بر اساس گزارشهای قبلی، پیونگیانگ ۱۵ مرداد یک موشک کوتاهبرد به سوی دریای شرق شلیک کرد. شش روز بعد، در ۲۱ مرداد، دستکم یک موشک بالستیک دیگر از منطقه وونسان پرتاب شد.
این دو پرتاب در آستانه رزمایش سالانه آمریکا و کره جنوبی انجام شدند.
پیونگیانگ پیش از آغاز رزمایش هشدار داده بود در برابر مانورهای مشترک واشینگتن و سئول، «سطح تازهای از بازدارندگی» را به نمایش خواهد گذاشت.
همزمان، ارزیابیهای منتشرشده نشان میدهند زرادخانه هستهای و توان موشکی کره شمالی از زمان مذاکرات ترامپ و کیم در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ گسترش یافته است.
بر اساس برخی برآوردها، این کشور دستکم ۶۰ کلاهک هستهای و صدها سکوی پرتاب موشک در اختیار دارد.
کیم نیز تاکید کرده است برنامه هستهای کشورش را دوباره وارد مذاکرات نخواهد کرد.
معمر قذافی در نشست خبری در مقر کمیسیون اروپا در بروکسل؛ اردیبهشت ۱۳۸۳
سقوط قذافی در اوت ۲۰۱۱ یکی از چشمگیرترین لحظههای بهار عربی بود. پایان حکومت مردی که بیش از چهار دهه بر لیبی فرمان رانده بود. اما تجربه ۱۵ سال بعد نشان میدهد سرنگونی یک حکومت و ساختن یک دولت، دو فرایند کاملا متفاوتند.
در روزهای پایانی اوت ۲۰۱۱، تصاویری از طرابلس به جهان مخابره شد که تا چند ماه پیش از آن تقریبا تصورناپذیر بود: مخالفان مسلح معمر قذافی در خیابانهای پایتخت پیش میرفتند و پرچم سبز حکومت پایین کشیده میشد ….
سرانجام نیروهای شورشی وارد بابالعزیزیه، مقر مستحکم مردی شدند که ۴۲ سال بر لیبی حکومت کرد.
قذافی آن روز کشته نشد و حتی سقوط طرابلس نیز پایان فوری جنگ نبود. اما تصرف بابالعزیزیه در ۲۳ اوت عملا نشان داد حکومتی که از سال ۱۹۶۹ بر لیبی مسلط بود دیگر توان اداره کشور را ندارد.
قذافی نزدیک دو ماه دیگر مخفی ماند تا سرانجام در ۲۰ اکتبر در زادگاهش، سرت، به دست نیروهای مخالف افتاد و کشته شد.
از اعتراض در بنغازی تا جنگ داخلی
شروع ماجرا به شش ماه پیش از سقوط طرابلس بازمیگشت. در ۱۵ و ۱۶ فوریه ۲۰۱۱، بازداشت فتحی تربل، وکیل خانواده زندانیان سیاسی، جرقه اعتراضها را در بنغازی زد.
دو روز بعد، همزمان با «روز خشم»، اعتراضها گسترش یافت. لیبی در آن زمان تازهترین حلقه موجی بود که با انقلابهای تونس و مصر در جهان عرب به راه افتاده بود.
معمر قذافی هنگام ترک نشست سران گروه هشت در لاکوئیلا ایتالیا علامت پیروزی نشان میدهد؛ ۱۹ تیر ۱۳۸۸
واکنش حکومت به اعتراضها خشونتآمیز بود اما خلاف تونس و مصر، بحران لیبی خیلی زود از اعتراض خیابانی به شورش مسلحانه و سپس جنگ داخلی تبدیل شد.
بخشهایی از ارتش و مقامهای حکومت جدا شدند و مخالفان در شرق کشور، بهویژه بنغازی، کنترل مناطق وسیعی را به دست گرفتند. «شورای ملی انتقالی» نیز به مرکز سیاسی مخالفان تبدیل شد.
در هفتههای بعد، نیروهای قذافی توانستند ضدحمله کنند و در ماه مارس به سوی بنغازی پیش بروند. همین وضعیت پای قدرتهای خارجی را به جنگ باز کرد.
نقش تعیینکننده ناتو
شورای امنیت سازمان ملل ۱۷ مارس ۲۰۱۱ قطعنامه ۱۹۷۳ را تصویب کرد. این قطعنامه منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی ایجاد میکرد و به کشورهای عضو اجازه میداد برای حفاظت از غیرنظامیان «تمام اقدامات لازم» را انجام دهند؛ با این قید که «نیروی اشغالگر خارجی» در خاک لیبی مستقر نشود.
چند روز بعد حملات هوایی آغاز شد و از پایان ماه مارس، ناتو فرماندهی عملیات را در دست گرفت.
ابعاد عملیات بسیار بزرگ بود. بر اساس آمار ناتو، در طول جنگ بیش از ۲۶ هزار و ۵۰۰ سورتی پرواز انجام شد که بیش از ۹ هزار و ۷۰۰ مورد آن ماموریت تهاجمی بود. هزاران هدف نظامی، از تانک و سامانه توپخانهای گرفته تا مراکز فرماندهی نیروهای قذافی، هدف قرار گرفتند.
ناتو نیروی زمینی به لیبی نفرستاد و پیشروی روی زمین را نیروهای مخالف انجام دادند، اما برتری هوایی ایجادشده به دست ائتلاف، توازن جنگ را عوض کرد.
توان نیروهای قذافی برای جابهجایی ستونهای زرهی، تمرکز نیرو و استفاده آزادانه از تسلیحات سنگین، به شدت کاهش یافت.
ساعت صفر در طرابلس
تا اوت، حلقه محاصره پایتخت تنگ شده بود. مخالفان شهرهای اطراف طرابلس و مسیرهای مهم تدارکاتی را یکی پس از دیگری تصرف کردند.
شب ۲۰ به ۲۱ اوت، هستههای مخالف حکومت در داخل طرابلس نیز دست به شورش زدند؛ عملیاتی که از آن با عنوان «ساعت صفر» یاد میشد.
همزمان، نیروهای شورشی از غرب به سوی شهر طرابلس حرکت کردند. ۲۱ اوت، ستونهای مخالفان وارد بخشهای غربی این شهر شدند و در بسیاری از محلهها، با مقاومت محدود روبهرو شدند.
معترضان در میدان شهدای طرابلس؛ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دو روز بعد، مهمترین نماد قدرت قذافی فرو ریخت. مخالفان پس از درگیری وارد مجموعه بابالعزیزیه شدند؛ مقر نظامی و سیاسیای که دههها مرکز قدرت حکومت بود. تصرف آن بیش از آنکه صرفا یک پیروزی نظامی باشد، پایان اقتدار سیاسی قذافی را به نمایش گذاشت.
اما قذافی در مقر نبود.
آخرین ایستگاه؛ سرت
قذافی پس از سقوط طرابلس به مناطق تحت کنترل هوادارانش رفت و سرانجام در سرت، زادگاه خود، محاصره شد.
صبح ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱، کاروانی از نیروهای باقیمانده حکومت تلاش کرد از سرت خارج شود. این کاروان ابتدا هدف حملات هوایی ناتو قرار گرفت و سپس با نیروهای مسلح مخالف درگیر شد. قذافی که زخمی شده بود، در نزدیکی یک مجرای آب پیدا و زنده دستگیر شد.
فیلمهای ثبتشده در همان روز نشان دادند او پس از دستگیری زنده است، اما اندکی بعد خبر مرگش منتشر شد.
دیدهبان حقوق بشر با استناد به تصاویر، شهادتها و شواهد صحنه، خواستار تحقیق درباره احتمال قتل فراقضایی قذافی و شماری از همراهان او شد. تحقیقات این سازمان بعدتر شواهدی از اعدام شماری از افراد بازداشتشده در همان منطقه ارائه کرد.
سه روز بعد، شورای ملی انتقالی رسما «آزادی لیبی» را اعلام کرد.
آیا ناتو حکومت قذافی را سرنگون کرد؟
این پرسش از همان سال ۲۰۱۱ محل اختلاف بوده است.
جنبش ضد قذافی در داخل لیبی آغاز شد، بخش بزرگی از کشور علیه حکومت او شورید و نیروهای لیبیایی بودند که در نهایت طرابلس و سرت را تصرف کردند.
در عین حال، دشوار است نتیجه جنگ را بدون دخالت هوایی ناتو تصور کرد.
ماموریت رسمی ائتلاف «حفاظت از غیرنظامیان» بود، نه سرنگونی حکومت. با این حال، کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا پنج سال بعد در گزارشی بسیار انتقادی، نتیجه گرفت عملیات محدود برای حفاظت از غیرنظامیان بهتدریج به سیاست تغییر حکومت از طریق ابزار نظامی تبدیل شد و برای دوران پس از قذافی برنامه کافی وجود نداشت.
رانندگان تاکسی زیر تصویر معمر قذافی در طرابلس؛ ۳۰ مرداد ۱۳۷۹
دولت بریتانیا با بخشی از این نتیجهگیری مخالفت کرد و تاکید داشت عملیات در چارچوب ماموریت شورای امنیت انجام شده است.
این اختلاف همچنان در ارزیابی میراث جنگ لیبی نقشی اساسی دارد: آیا مداخله خارجی مانع سرکوب گسترده مخالفان شد یا با فروپاشاندن حکومت، بدون ساختن جایگزینی برای آن، زمینه بحران بعدی را فراهم کرد؟
بحرانی که پس از سقوط قذافی آغاز شد
قذافی حکومتی بهشدت فردمحور ساخته بود. ساختارهای رسمی دولت ضعیف بودند و بخش مهمی از قدرت از شبکههای امنیتی، وفاداریهای محلی و سازوکارهایی میگذشت که مستقیما به رهبر و اطرافیانش وابسته بودند.
با حذف قذافی، بسیاری از این ساختارها یکباره فروپاشیدند، اما نیروی دولتی قدرتمندی برای جایگزینی آنها وجود نداشت. گروههای مسلحی که در جنگ علیه حکومت شکل گرفته بودند نیز سلاحهای خود را تحویل ندادند.
لیبی در سال ۲۰۱۲ انتخابات برگزار کرد، اما گذار سیاسی خیلی زود گرفتار رقابت گروههای مسلح، شکافهای منطقهای و کشمکش بر سر قدرت و منابع نفتی شد.
از سال ۲۰۱۴ دور تازهای از جنگ داخلی آغاز شد و کشور عملا میان مراکز قدرت رقیب در شرق و غرب تقسیم شد.
آتشبس سراسری سال ۲۰۲۰ جنگ بزرگ را متوقف کرد و در سال ۲۰۲۱ دولت وحدت ملی تشکیل شد، اما انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی که قرار بود دسامبر همان سال برگزار شود، انجام نشد.
۱۵ سال پس از سقوط حکومت قذافی، این گذار هنوز به پایان نرسیده است. سازمان ملل در ارزیابیهای تازه خود میگوید لیبی همچنان با نهادهای تقسیمشده، گروههای مسلح قدرتمند و مراکز رقیب قدرت روبهروست و نقشه راه فعلی سازمان ملل بار دیگر بر برگزاری انتخابات و تشکیل دولت واحد متمرکز شده است.
لیبی توانست قذافی را کنار بزند، اما هنوز نتوانسته بر سر نظمی که جای او را بگیرد به توافق برسد.
قیمت نفت جمعه ۳۰ مرداد اندکی کاهش یافت اما همچنان در مسیر ثبت دومین افزایش هفتگی متوالی قرار دارد، زیرا ادامه جنگ با جمهوری اسلامی و اختلاف بر سر تنگه هرمز، نگرانیها را درباره عرضه نفت از خاورمیانه پا بر جا نگه داشته است.
بر اساس دادههای تریدینگ اکونومیکس تا زمان تنظیم این گزارش در ۳۰ مرداد، بهای نفت برنت با حدود ۰.۷ درصد کاهش به ۹۳ دلار و ۱۶ سنت در هر بشکه رسید.
نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با حدود ۰.۸ درصد کاهش، در محدوده ۸۶ دلار و ۱۴ سنت معامله شد.
در بازار فرآوردهها، بنزین آمریکا حدود سه دلار و ۲۵ سنت در هر گالن معامله شد و نفت گرمایشی با حدود ۰.۶ درصد کاهش به چهار دلار و ۴۵ سنت در هر گالن رسید.
با وجود کاهش قیمتها در معاملات جمعه، برنت نسبت به قیمت پایانی هفته گذشته بیش از پنج درصد و نفت خام آمریکا حدود چهار و نیم درصد افزایش یافتهاند. هر دو شاخص پس از پنج نوبت افزایش پیدرپی، به بالاترین سطح خود از ۲۴ ژوئیه رسیدند.
رشد قیمتها بیش از هر چیز ناشی از نگرانی درباره ادامه محدودیت عرضه تولیدکنندگان عمده منطقه، از جمله امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عراق و کویت است.
جنگی که با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند آغاز شد، صادرات انرژی از خلیج فارس را مختل کرده است.
دادههای شرکت ردیابی کپلر نشان میدهد ۲۹ مرداد فقط هفت کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ رقمی که نصف تعداد ثبتشده در ۲۸ مرداد بود.
چهار کشتی وارد تنگه شدند و سه کشتی از آن خارج شدند.
هیچ نفتکش غولپیکر حامل نفت خام یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع در میان این هفت شناور نبود.
با این حال، یک کشتی بزرگ حامل گاز مایع، شامل پروپان و بوتان، از مسیر تحت کنترل ایران از تنگه خارج شد.
پیش از آغاز جنگ، نزدیک به یکپنجم محمولههای جهانی نفت خام و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد.
کاهش شمار کشتیها به محدوده تکرقمی نشان میدهد مسیر دریایی هنوز فاصله زیادی با وضعیت عادی دارد.
آمار کپلر کشتیهایی را که فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش کردهاند، شامل نمیشود.
همزمان تردد در تنگه بابالمندب نیز کاهش یافت. ۲۹ مرداد ۲۳ کشتی حامل کالا از این آبراه عبور کردند؛ در حالی که شمار آنها در هر یک از دو روز پیش از آن ۳۴ فروند بود.
از مجموع کشتیهای ۲۹ مرداد، ۱۶ فروند وارد آبراه شدند و هفت فروند از آن خارج شدند.
در میان کشتیهای خروجی دو نفتکش سوئزمکس، یکی حامل نفت برای ویتنام و دیگری عازم هند، دیده شدند؛ اما هیچ نفتکش غولپیکر یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع از بابالمندب عبور نکرد.
توافق موقت قبلی میان طرفهای جنگ این هفته منقضی شد، بیآنکه تلاشی جدی برای ازسرگیری مذاکرات صورت گیرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۸ مرداد تهدید کرد علیه تهران «جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه» به راه خواهد انداخت و به کشورهایی که هر نوع کمک حیاتی در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهند هشدار داد.
امارات متحده عربی نیز این هفته همه مبادلات مالی و اقتصادی با ایران را تا اطلاع ثانوی تعلیق کرد؛ اقدامی که نشاندهنده تشدید تنش میان تهران و یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت خلیج فارس است.
شرکت پژوهشی بیامآی، از زیرمجموعههای فیچ سولوشنز، اعلام کرد پیشبینی خود را درباره قیمت نفت برنت در ماه جاری، بازبینی میکند و خطرهای موجود عمدتا میتوانند قیمت را افزایش دهند.
این موسسه گفت صادرات انرژی همزمان زیر فشار بسته ماندن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، محاصره دریایی ایران به دست آمریکا و محدودیتهای اعمال شده از سوی حوثیها در دریای سرخ قرار دارد.
تونی سیکامور، تحلیلگر بازار در شرکت مالی آیجی، نیز گفت هر دو طرف بر مواضع خود پافشاری میکنند، اما با توجه به افزایش مداوم بهای نفت، فرصت نامحدودی برای ادامه این وضعیت ندارند.
خبرگزاری رویترز نوشت بنبست نظامی و سیاسی، احتمال ادامه اختلال در عرضه منطقه را بالا نگه داشته است.
وبسایت گلفنیوز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود میتواند هزینه عبور کشتیها از تنگه هرمز را بهشدت افزایش دهد، اما بستن طولانیمدت یا کنترل دائمی این آبراه، انزوای سیاسی، خطر نظامی و زیان اقتصادی بیشتری برای تهران به همراه خواهد داشت.
این گزارش میگوید [حکومت] ایران برای اعمال فشار نیازی به متوقفکردن همه نفتکشها ندارد. ایجاد سطح بالایی از ناامنی میتواند مالکان کشتیها، شرکتهای بیمه و اجارهکنندگان را به تاخیر در سفرها، تغییر مسیر، مطالبه تضمینهای امنیتی یا صرفنظرکردن از عبور از تنگه وادار کند.
به نوشته این رسانه اماراتی، حملات منتسب به حکومت ایران به کشتیهای تجاری، تردد در هرمز را بهشدت کاهش داده و هزینه بیمه، کرایه حملونقل و قیمت انرژی را افزایش داده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز برخورد «پرتابههای ناشناس» یا پهپادها با کشتیهای تجاری را تایید کرده و از شناورها خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند.
امارات متحده عربی [حکومت] ایران را مسئول حمله به کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، معرفی و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی را «دزدی دریایی» توصیف کرده است. به نوشته این رسانه، ابوظبی در پی این حملات، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
جریان نفت از هرمز بهشدت کاهش یافته است گلفنیوز با استناد به آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. این میزان در فاصله ماههای مارس تا مه بهطور متوسط به ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ افتی که ظرفیت مسیرهای جایگزین نمیتواند آن را بهطور کامل جبران کند.
عربستان سعودی انتقال نفت از طریق خط لوله شرق - غرب به پایانههای دریای سرخ را افزایش داده و امارات از خط لوله حبشان - فجیره استفاده کرده است. ظرفیت خط لوله امارات حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده، اما مجموع ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان بسیار کمتر از حجم نفتی است که پیش از بحران از هرمز عبور میکرد.
آمریکا، برزیل، قزاقستان و ونزوئلا نیز برای جبران کاهش عرضه نفت خلیج فارس، صادرات خود را افزایش دادهاند. براساس آمار نقلشده در گزارش، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۱۳.۱ میلیون بشکه رسید.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی همچنین با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردهاند. این اقدام در ماه مه روزانه ۲.۵ میلیون بشکه به بازار افزود، اما گلفنیوز آن را راهکاری موقت میداند که نمیتواند جایگزین بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز شود.
بستن تنگه برای ایران نیز هزینه دارد در این گزارش آمده است که بستهماندن طولانی هرمز، صادرات و واردات انرژی خود ایران را نیز محدود خواهد کرد. چنین وضعیتی میتواند خریداران بزرگ آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، را به تنوعبخشیدن به منابع انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب کند.
ادامه اختلال همچنین ممکن است به افزایش حضور نیروهای دریایی، گسترش تبادل اطلاعات، اجرای هماهنگتر تحریمها و حتی اقدام مستقیم نظامی منجر شود. در این صورت، تهران ممکن است در افکار عمومی جهانی نه صرفا یکی از طرفهای درگیری منطقهای، بلکه مسئول یک شوک گسترده انرژی شناخته شود.
گلفنیوز تاکید کرده است که براساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتیها و هواپیماها در تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی از حق عبور پیوسته و سریع برخوردارند و کشورهای ساحلی نمیتوانند این حق را تعلیق کنند. از این رو، حمله به کشتیهای تجاری نمیتواند ابزار قانونی چانهزنی برای اعمال حاکمیت بر هرمز باشد.
کشورهای جهان حملات به کشتیرانی را محکوم کردهاند به نوشته این رسانه، مخالفت با حملات به کشتیهای تجاری به آمریکا و کشورهای خلیج فارس محدود نیست. مصر، ژاپن، اعضای گروه هفت، شماری از کشورهای خاورمیانه و اتحادیه عرب نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار حفاظت از آزادی کشتیرانی شدهاند.
چین بارها بر ضرورت بازگشایی هرمز و تامین امنیت این گذرگاه حیاتی انرژی تاکید کرده است. شورای امنیت سازمان ملل نیز درباره افزایش حملات به کشتیهای تجاری ابراز نگرانی کرده، هرچند دستیابی به اجماع درباره تعیین مسئولیت و اعمال مجازات همچنان دشوار است.
گلفنیوز مشکل اصلی را نه کمبود محکومیتهای سیاسی، بلکه نبود اراده مشترک برای اجرای اقدامات عملی دانسته است. بسیاری از کشورها با حمله به کشتیرانی غیرنظامی مخالفاند، اما نمیخواهند به یکی از طرفهای رویارویی آمریکا و [حکومت] ایران تبدیل شوند.
به نوشته این رسانه، [حکومت] ایران میکوشد فشار بر کشتیرانی را پایینتر از آستانهای نگه دارد که واکنشی هماهنگ و نظامی در سطح بینالمللی ایجاد کند، اما همزمان هزینه فعالیت عادی کشتیها را بهشدت بالا ببرد.
بازگشایی از مسیر مذاکره محتملتر است گلفنیوز نتیجه گرفته است که پایان محتمل بحران نه کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز خواهد بود و نه یک راهحل صرفا نظامی. محتملترین سناریو، بازگشایی تنگه از طریق توافقی است که با نظارت، بازدارندگی و تضمینهای امنیتی همراه باشد و به طرفهای درگیر اجازه دهد هر یک مدعی دستیابی به بخشی از اهداف خود شوند.
این گزارش اهداف احتمالی تهران را حفظ بقای حکومت، وادارکردن واشینگتن به مذاکره مستقیم، دریافت امتیازهای تحریمی یا امنیتی و افزایش هزینه فشار نظامی دانسته است. در مقابل، آمریکا و متحدانش خواستار عبور آزادانه کشتیها بدون بهرسمیتشناختن حق وتو برای [حکومت] ایران در یک آبراه بینالمللی هستند.
این رسانه در جمعبندی نوشته است هر بار که [حکومت] ایران از موقعیت هرمز بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند، انگیزه جهان برای توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر اضطراری، یافتن تامینکنندگان تازه و تقویت همکاریهای امنیت دریایی بیشتر میشود. بنابراین، قدرت فشار [حکومت] ایران تا زمانی بالا خواهد ماند که تنگه هرمز برای بازار جهانی انرژی جایگزینناپذیر باشد.