ساعت صفر طرابلس؛ لیبی چگونه از دیکتاتوری به بحران دائمی رسید؟
معمر قذافی در نشست خبری در مقر کمیسیون اروپا در بروکسل؛ اردیبهشت ۱۳۸۳
سقوط قذافی در اوت ۲۰۱۱ یکی از چشمگیرترین لحظههای بهار عربی بود. پایان حکومت مردی که بیش از چهار دهه بر لیبی فرمان رانده بود. اما تجربه ۱۵ سال بعد نشان میدهد سرنگونی یک حکومت و ساختن یک دولت، دو فرایند کاملا متفاوتند.
در روزهای پایانی اوت ۲۰۱۱، تصاویری از طرابلس به جهان مخابره شد که تا چند ماه پیش از آن تقریبا تصورناپذیر بود: مخالفان مسلح معمر قذافی در خیابانهای پایتخت پیش میرفتند و پرچم سبز حکومت پایین کشیده میشد ….
سرانجام نیروهای شورشی وارد بابالعزیزیه، مقر مستحکم مردی شدند که ۴۲ سال بر لیبی حکومت کرد.
قذافی آن روز کشته نشد و حتی سقوط طرابلس نیز پایان فوری جنگ نبود. اما تصرف بابالعزیزیه در ۲۳ اوت عملا نشان داد حکومتی که از سال ۱۹۶۹ بر لیبی مسلط بود دیگر توان اداره کشور را ندارد.
قذافی نزدیک دو ماه دیگر مخفی ماند تا سرانجام در ۲۰ اکتبر در زادگاهش، سرت، به دست نیروهای مخالف افتاد و کشته شد.
از اعتراض در بنغازی تا جنگ داخلی
شروع ماجرا به شش ماه پیش از سقوط طرابلس بازمیگشت. در ۱۵ و ۱۶ فوریه ۲۰۱۱، بازداشت فتحی تربل، وکیل خانواده زندانیان سیاسی، جرقه اعتراضها را در بنغازی زد.
دو روز بعد، همزمان با «روز خشم»، اعتراضها گسترش یافت. لیبی در آن زمان تازهترین حلقه موجی بود که با انقلابهای تونس و مصر در جهان عرب به راه افتاده بود.
معمر قذافی هنگام ترک نشست سران گروه هشت در لاکوئیلا ایتالیا علامت پیروزی نشان میدهد؛ ۱۹ تیر ۱۳۸۸
واکنش حکومت به اعتراضها خشونتآمیز بود اما خلاف تونس و مصر، بحران لیبی خیلی زود از اعتراض خیابانی به شورش مسلحانه و سپس جنگ داخلی تبدیل شد.
بخشهایی از ارتش و مقامهای حکومت جدا شدند و مخالفان در شرق کشور، بهویژه بنغازی، کنترل مناطق وسیعی را به دست گرفتند. «شورای ملی انتقالی» نیز به مرکز سیاسی مخالفان تبدیل شد.
در هفتههای بعد، نیروهای قذافی توانستند ضدحمله کنند و در ماه مارس به سوی بنغازی پیش بروند. همین وضعیت پای قدرتهای خارجی را به جنگ باز کرد.
نقش تعیینکننده ناتو
شورای امنیت سازمان ملل ۱۷ مارس ۲۰۱۱ قطعنامه ۱۹۷۳ را تصویب کرد. این قطعنامه منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی ایجاد میکرد و به کشورهای عضو اجازه میداد برای حفاظت از غیرنظامیان «تمام اقدامات لازم» را انجام دهند؛ با این قید که «نیروی اشغالگر خارجی» در خاک لیبی مستقر نشود.
چند روز بعد حملات هوایی آغاز شد و از پایان ماه مارس، ناتو فرماندهی عملیات را در دست گرفت.
ابعاد عملیات بسیار بزرگ بود. بر اساس آمار ناتو، در طول جنگ بیش از ۲۶ هزار و ۵۰۰ سورتی پرواز انجام شد که بیش از ۹ هزار و ۷۰۰ مورد آن ماموریت تهاجمی بود. هزاران هدف نظامی، از تانک و سامانه توپخانهای گرفته تا مراکز فرماندهی نیروهای قذافی، هدف قرار گرفتند.
ناتو نیروی زمینی به لیبی نفرستاد و پیشروی روی زمین را نیروهای مخالف انجام دادند، اما برتری هوایی ایجادشده به دست ائتلاف، توازن جنگ را عوض کرد.
توان نیروهای قذافی برای جابهجایی ستونهای زرهی، تمرکز نیرو و استفاده آزادانه از تسلیحات سنگین، به شدت کاهش یافت.
ساعت صفر در طرابلس
تا اوت، حلقه محاصره پایتخت تنگ شده بود. مخالفان شهرهای اطراف طرابلس و مسیرهای مهم تدارکاتی را یکی پس از دیگری تصرف کردند.
شب ۲۰ به ۲۱ اوت، هستههای مخالف حکومت در داخل طرابلس نیز دست به شورش زدند؛ عملیاتی که از آن با عنوان «ساعت صفر» یاد میشد.
همزمان، نیروهای شورشی از غرب به سوی شهر طرابلس حرکت کردند. ۲۱ اوت، ستونهای مخالفان وارد بخشهای غربی این شهر شدند و در بسیاری از محلهها، با مقاومت محدود روبهرو شدند.
معترضان در میدان شهدای طرابلس؛ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دو روز بعد، مهمترین نماد قدرت قذافی فرو ریخت. مخالفان پس از درگیری وارد مجموعه بابالعزیزیه شدند؛ مقر نظامی و سیاسیای که دههها مرکز قدرت حکومت بود. تصرف آن بیش از آنکه صرفا یک پیروزی نظامی باشد، پایان اقتدار سیاسی قذافی را به نمایش گذاشت.
اما قذافی در مقر نبود.
آخرین ایستگاه؛ سرت
قذافی پس از سقوط طرابلس به مناطق تحت کنترل هوادارانش رفت و سرانجام در سرت، زادگاه خود، محاصره شد.
صبح ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱، کاروانی از نیروهای باقیمانده حکومت تلاش کرد از سرت خارج شود. این کاروان ابتدا هدف حملات هوایی ناتو قرار گرفت و سپس با نیروهای مسلح مخالف درگیر شد. قذافی که زخمی شده بود، در نزدیکی یک مجرای آب پیدا و زنده دستگیر شد.
فیلمهای ثبتشده در همان روز نشان دادند او پس از دستگیری زنده است، اما اندکی بعد خبر مرگش منتشر شد.
دیدهبان حقوق بشر با استناد به تصاویر، شهادتها و شواهد صحنه، خواستار تحقیق درباره احتمال قتل فراقضایی قذافی و شماری از همراهان او شد. تحقیقات این سازمان بعدتر شواهدی از اعدام شماری از افراد بازداشتشده در همان منطقه ارائه کرد.
سه روز بعد، شورای ملی انتقالی رسما «آزادی لیبی» را اعلام کرد.
آیا ناتو حکومت قذافی را سرنگون کرد؟
این پرسش از همان سال ۲۰۱۱ محل اختلاف بوده است.
جنبش ضد قذافی در داخل لیبی آغاز شد، بخش بزرگی از کشور علیه حکومت او شورید و نیروهای لیبیایی بودند که در نهایت طرابلس و سرت را تصرف کردند.
در عین حال، دشوار است نتیجه جنگ را بدون دخالت هوایی ناتو تصور کرد.
ماموریت رسمی ائتلاف «حفاظت از غیرنظامیان» بود، نه سرنگونی حکومت. با این حال، کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا پنج سال بعد در گزارشی بسیار انتقادی، نتیجه گرفت عملیات محدود برای حفاظت از غیرنظامیان بهتدریج به سیاست تغییر حکومت از طریق ابزار نظامی تبدیل شد و برای دوران پس از قذافی برنامه کافی وجود نداشت.
رانندگان تاکسی زیر تصویر معمر قذافی در طرابلس؛ ۳۰ مرداد ۱۳۷۹
دولت بریتانیا با بخشی از این نتیجهگیری مخالفت کرد و تاکید داشت عملیات در چارچوب ماموریت شورای امنیت انجام شده است.
این اختلاف همچنان در ارزیابی میراث جنگ لیبی نقشی اساسی دارد: آیا مداخله خارجی مانع سرکوب گسترده مخالفان شد یا با فروپاشاندن حکومت، بدون ساختن جایگزینی برای آن، زمینه بحران بعدی را فراهم کرد؟
بحرانی که پس از سقوط قذافی آغاز شد
قذافی حکومتی بهشدت فردمحور ساخته بود. ساختارهای رسمی دولت ضعیف بودند و بخش مهمی از قدرت از شبکههای امنیتی، وفاداریهای محلی و سازوکارهایی میگذشت که مستقیما به رهبر و اطرافیانش وابسته بودند.
با حذف قذافی، بسیاری از این ساختارها یکباره فروپاشیدند، اما نیروی دولتی قدرتمندی برای جایگزینی آنها وجود نداشت. گروههای مسلحی که در جنگ علیه حکومت شکل گرفته بودند نیز سلاحهای خود را تحویل ندادند.
لیبی در سال ۲۰۱۲ انتخابات برگزار کرد، اما گذار سیاسی خیلی زود گرفتار رقابت گروههای مسلح، شکافهای منطقهای و کشمکش بر سر قدرت و منابع نفتی شد.
از سال ۲۰۱۴ دور تازهای از جنگ داخلی آغاز شد و کشور عملا میان مراکز قدرت رقیب در شرق و غرب تقسیم شد.
آتشبس سراسری سال ۲۰۲۰ جنگ بزرگ را متوقف کرد و در سال ۲۰۲۱ دولت وحدت ملی تشکیل شد، اما انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی که قرار بود دسامبر همان سال برگزار شود، انجام نشد.
۱۵ سال پس از سقوط حکومت قذافی، این گذار هنوز به پایان نرسیده است. سازمان ملل در ارزیابیهای تازه خود میگوید لیبی همچنان با نهادهای تقسیمشده، گروههای مسلح قدرتمند و مراکز رقیب قدرت روبهروست و نقشه راه فعلی سازمان ملل بار دیگر بر برگزاری انتخابات و تشکیل دولت واحد متمرکز شده است.
لیبی توانست قذافی را کنار بزند، اما هنوز نتوانسته بر سر نظمی که جای او را بگیرد به توافق برسد.
قیمت نفت جمعه ۳۰ مرداد اندکی کاهش یافت اما همچنان در مسیر ثبت دومین افزایش هفتگی متوالی قرار دارد، زیرا ادامه جنگ با جمهوری اسلامی و اختلاف بر سر تنگه هرمز، نگرانیها را درباره عرضه نفت از خاورمیانه پا بر جا نگه داشته است.
بر اساس دادههای تریدینگ اکونومیکس تا زمان تنظیم این گزارش در ۳۰ مرداد، بهای نفت برنت با حدود ۰.۷ درصد کاهش به ۹۳ دلار و ۱۶ سنت در هر بشکه رسید.
نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با حدود ۰.۸ درصد کاهش، در محدوده ۸۶ دلار و ۱۴ سنت معامله شد.
در بازار فرآوردهها، بنزین آمریکا حدود سه دلار و ۲۵ سنت در هر گالن معامله شد و نفت گرمایشی با حدود ۰.۶ درصد کاهش به چهار دلار و ۴۵ سنت در هر گالن رسید.
با وجود کاهش قیمتها در معاملات جمعه، برنت نسبت به قیمت پایانی هفته گذشته بیش از پنج درصد و نفت خام آمریکا حدود چهار و نیم درصد افزایش یافتهاند. هر دو شاخص پس از پنج نوبت افزایش پیدرپی، به بالاترین سطح خود از ۲۴ ژوئیه رسیدند.
رشد قیمتها بیش از هر چیز ناشی از نگرانی درباره ادامه محدودیت عرضه تولیدکنندگان عمده منطقه، از جمله امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عراق و کویت است.
جنگی که با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند آغاز شد، صادرات انرژی از خلیج فارس را مختل کرده است.
دادههای شرکت ردیابی کپلر نشان میدهد ۲۹ مرداد فقط هفت کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ رقمی که نصف تعداد ثبتشده در ۲۸ مرداد بود.
چهار کشتی وارد تنگه شدند و سه کشتی از آن خارج شدند.
هیچ نفتکش غولپیکر حامل نفت خام یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع در میان این هفت شناور نبود.
با این حال، یک کشتی بزرگ حامل گاز مایع، شامل پروپان و بوتان، از مسیر تحت کنترل ایران از تنگه خارج شد.
پیش از آغاز جنگ، نزدیک به یکپنجم محمولههای جهانی نفت خام و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکرد.
کاهش شمار کشتیها به محدوده تکرقمی نشان میدهد مسیر دریایی هنوز فاصله زیادی با وضعیت عادی دارد.
آمار کپلر کشتیهایی را که فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش کردهاند، شامل نمیشود.
همزمان تردد در تنگه بابالمندب نیز کاهش یافت. ۲۹ مرداد ۲۳ کشتی حامل کالا از این آبراه عبور کردند؛ در حالی که شمار آنها در هر یک از دو روز پیش از آن ۳۴ فروند بود.
از مجموع کشتیهای ۲۹ مرداد، ۱۶ فروند وارد آبراه شدند و هفت فروند از آن خارج شدند.
در میان کشتیهای خروجی دو نفتکش سوئزمکس، یکی حامل نفت برای ویتنام و دیگری عازم هند، دیده شدند؛ اما هیچ نفتکش غولپیکر یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع از بابالمندب عبور نکرد.
توافق موقت قبلی میان طرفهای جنگ این هفته منقضی شد، بیآنکه تلاشی جدی برای ازسرگیری مذاکرات صورت گیرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۸ مرداد تهدید کرد علیه تهران «جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه» به راه خواهد انداخت و به کشورهایی که هر نوع کمک حیاتی در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهند هشدار داد.
امارات متحده عربی نیز این هفته همه مبادلات مالی و اقتصادی با ایران را تا اطلاع ثانوی تعلیق کرد؛ اقدامی که نشاندهنده تشدید تنش میان تهران و یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت خلیج فارس است.
شرکت پژوهشی بیامآی، از زیرمجموعههای فیچ سولوشنز، اعلام کرد پیشبینی خود را درباره قیمت نفت برنت در ماه جاری، بازبینی میکند و خطرهای موجود عمدتا میتوانند قیمت را افزایش دهند.
این موسسه گفت صادرات انرژی همزمان زیر فشار بسته ماندن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، محاصره دریایی ایران به دست آمریکا و محدودیتهای اعمال شده از سوی حوثیها در دریای سرخ قرار دارد.
تونی سیکامور، تحلیلگر بازار در شرکت مالی آیجی، نیز گفت هر دو طرف بر مواضع خود پافشاری میکنند، اما با توجه به افزایش مداوم بهای نفت، فرصت نامحدودی برای ادامه این وضعیت ندارند.
خبرگزاری رویترز نوشت بنبست نظامی و سیاسی، احتمال ادامه اختلال در عرضه منطقه را بالا نگه داشته است.
وبسایت گلفنیوز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود میتواند هزینه عبور کشتیها از تنگه هرمز را بهشدت افزایش دهد، اما بستن طولانیمدت یا کنترل دائمی این آبراه، انزوای سیاسی، خطر نظامی و زیان اقتصادی بیشتری برای تهران به همراه خواهد داشت.
این گزارش میگوید [حکومت] ایران برای اعمال فشار نیازی به متوقفکردن همه نفتکشها ندارد. ایجاد سطح بالایی از ناامنی میتواند مالکان کشتیها، شرکتهای بیمه و اجارهکنندگان را به تاخیر در سفرها، تغییر مسیر، مطالبه تضمینهای امنیتی یا صرفنظرکردن از عبور از تنگه وادار کند.
به نوشته این رسانه اماراتی، حملات منتسب به حکومت ایران به کشتیهای تجاری، تردد در هرمز را بهشدت کاهش داده و هزینه بیمه، کرایه حملونقل و قیمت انرژی را افزایش داده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز برخورد «پرتابههای ناشناس» یا پهپادها با کشتیهای تجاری را تایید کرده و از شناورها خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند.
امارات متحده عربی [حکومت] ایران را مسئول حمله به کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، معرفی و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی را «دزدی دریایی» توصیف کرده است. به نوشته این رسانه، ابوظبی در پی این حملات، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
جریان نفت از هرمز بهشدت کاهش یافته است گلفنیوز با استناد به آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. این میزان در فاصله ماههای مارس تا مه بهطور متوسط به ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ افتی که ظرفیت مسیرهای جایگزین نمیتواند آن را بهطور کامل جبران کند.
عربستان سعودی انتقال نفت از طریق خط لوله شرق - غرب به پایانههای دریای سرخ را افزایش داده و امارات از خط لوله حبشان - فجیره استفاده کرده است. ظرفیت خط لوله امارات حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده، اما مجموع ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان بسیار کمتر از حجم نفتی است که پیش از بحران از هرمز عبور میکرد.
آمریکا، برزیل، قزاقستان و ونزوئلا نیز برای جبران کاهش عرضه نفت خلیج فارس، صادرات خود را افزایش دادهاند. براساس آمار نقلشده در گزارش، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۱۳.۱ میلیون بشکه رسید.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی همچنین با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردهاند. این اقدام در ماه مه روزانه ۲.۵ میلیون بشکه به بازار افزود، اما گلفنیوز آن را راهکاری موقت میداند که نمیتواند جایگزین بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز شود.
بستن تنگه برای ایران نیز هزینه دارد در این گزارش آمده است که بستهماندن طولانی هرمز، صادرات و واردات انرژی خود ایران را نیز محدود خواهد کرد. چنین وضعیتی میتواند خریداران بزرگ آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، را به تنوعبخشیدن به منابع انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب کند.
ادامه اختلال همچنین ممکن است به افزایش حضور نیروهای دریایی، گسترش تبادل اطلاعات، اجرای هماهنگتر تحریمها و حتی اقدام مستقیم نظامی منجر شود. در این صورت، تهران ممکن است در افکار عمومی جهانی نه صرفا یکی از طرفهای درگیری منطقهای، بلکه مسئول یک شوک گسترده انرژی شناخته شود.
گلفنیوز تاکید کرده است که براساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتیها و هواپیماها در تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی از حق عبور پیوسته و سریع برخوردارند و کشورهای ساحلی نمیتوانند این حق را تعلیق کنند. از این رو، حمله به کشتیهای تجاری نمیتواند ابزار قانونی چانهزنی برای اعمال حاکمیت بر هرمز باشد.
کشورهای جهان حملات به کشتیرانی را محکوم کردهاند به نوشته این رسانه، مخالفت با حملات به کشتیهای تجاری به آمریکا و کشورهای خلیج فارس محدود نیست. مصر، ژاپن، اعضای گروه هفت، شماری از کشورهای خاورمیانه و اتحادیه عرب نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار حفاظت از آزادی کشتیرانی شدهاند.
چین بارها بر ضرورت بازگشایی هرمز و تامین امنیت این گذرگاه حیاتی انرژی تاکید کرده است. شورای امنیت سازمان ملل نیز درباره افزایش حملات به کشتیهای تجاری ابراز نگرانی کرده، هرچند دستیابی به اجماع درباره تعیین مسئولیت و اعمال مجازات همچنان دشوار است.
گلفنیوز مشکل اصلی را نه کمبود محکومیتهای سیاسی، بلکه نبود اراده مشترک برای اجرای اقدامات عملی دانسته است. بسیاری از کشورها با حمله به کشتیرانی غیرنظامی مخالفاند، اما نمیخواهند به یکی از طرفهای رویارویی آمریکا و [حکومت] ایران تبدیل شوند.
به نوشته این رسانه، [حکومت] ایران میکوشد فشار بر کشتیرانی را پایینتر از آستانهای نگه دارد که واکنشی هماهنگ و نظامی در سطح بینالمللی ایجاد کند، اما همزمان هزینه فعالیت عادی کشتیها را بهشدت بالا ببرد.
بازگشایی از مسیر مذاکره محتملتر است گلفنیوز نتیجه گرفته است که پایان محتمل بحران نه کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز خواهد بود و نه یک راهحل صرفا نظامی. محتملترین سناریو، بازگشایی تنگه از طریق توافقی است که با نظارت، بازدارندگی و تضمینهای امنیتی همراه باشد و به طرفهای درگیر اجازه دهد هر یک مدعی دستیابی به بخشی از اهداف خود شوند.
این گزارش اهداف احتمالی تهران را حفظ بقای حکومت، وادارکردن واشینگتن به مذاکره مستقیم، دریافت امتیازهای تحریمی یا امنیتی و افزایش هزینه فشار نظامی دانسته است. در مقابل، آمریکا و متحدانش خواستار عبور آزادانه کشتیها بدون بهرسمیتشناختن حق وتو برای [حکومت] ایران در یک آبراه بینالمللی هستند.
این رسانه در جمعبندی نوشته است هر بار که [حکومت] ایران از موقعیت هرمز بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند، انگیزه جهان برای توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر اضطراری، یافتن تامینکنندگان تازه و تقویت همکاریهای امنیت دریایی بیشتر میشود. بنابراین، قدرت فشار [حکومت] ایران تا زمانی بالا خواهد ماند که تنگه هرمز برای بازار جهانی انرژی جایگزینناپذیر باشد.
شرکت آمریکایی «پاوروس» قراردادی به ارزش حدود ۲۲.۳ میلیون دلار برای استقرار سامانه مقابله با پهپادها در تاسیسات نفت و گاز خاورمیانه امضا کرده است؛ قراردادی که افزایش نگرانیها درباره آسیبپذیری زیرساختهای انرژی منطقه را بازتاب میدهد.
شرکت آمریکایی پاوروس، سازنده پهپاد و سامانههای راداری، پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد فناوری مقابله با پهپادهای خود را برای حفاظت از زیرساختهای نفت و گاز در خاورمیانه در اختیار یک مشتری تجاری قرار میدهد.
این شرکت نام مشتری و محل دقیق استقرار تجهیزات را فاش نکرده است؛ موضوعی که ارزیابی مستقل دامنه پروژه و کشور میزبان آن را ناممکن میکند.
براساس اعلام پاوروس، سامانه جدید قادر خواهد بود تهدیدهای پهپادی را شناسایی، رهگیری و طبقهبندی کند. اطلاعات گردآوریشده سپس به یک مرکز فرماندهی در محل مشتری منتقل میشود تا اپراتورها تصویری یکپارچه از فعالیتهای هوایی منطقه در اختیار داشته باشند.
این قرارداد تامین سختافزار و نرمافزار، نصب و راهاندازی سامانه در محل و یک برنامه نگهداری ۲۴ماهه را در بر میگیرد. شرکت هنوز جدول زمانی اجرای پروژه یا جزئیات مربوط به شمار و نوع تجهیزات را اعلام نکرده است.
پاوروس میگوید معماری این سامانه امکان میدهد در آینده پهپاد رهگیری به نام «گاردین» نیز به آن افزوده شود. به این ترتیب، مجموعهای که در مرحله نخست برای کشف و ردیابی تهدیدها طراحی شده، میتواند در آینده توان رهگیری و مقابله عملی با پهپادهای مهاجم را نیز به دست آورد.
برت ولیکوویچ، یکی از بنیانگذاران و رییس پاوروس، گفت: «این قرارداد تجاری بازتابدهنده مسیری است که به باور ما بازار مقابله با پهپادها در پیش گرفته است؛ حرکت به سوی حفاظت یکپارچه و شبکهای از زیرساختهای حیاتی نفت و گاز.»
حملات منطقهای تقاضا برای پدافند ضدپهپادی را افزایش داده است این قرارداد در شرایطی منعقد شده که حملات پهپادی و موشکی، نگرانی کشورهای منطقه درباره امنیت پالایشگاهها، پایانههای صادراتی، خطوط انتقال و مسیرهای کشتیرانی را افزایش داده است.
در تازهترین نمونه، امارات متحده عربی در مرداد ماه حکومت ایران را متهم کرد دو نفتکش متعلق به شرکت دولتی نفت و گاز ابوظبی، ادنوک، را هنگام عبور از تنگه هرمز با پهپاد هدف قرار داده است. تهران مسئولیت این حملات را نپذیرفت. تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن میتواند بر عرضه و قیمت جهانی نفت و گاز اثر بگذارد.
چند هفته پیش از آن نیز عربستان سعودی اعلام کرده بود پهپادهای شلیکشده از سوی شبهنظامیان مورد حمایت حکومت ایران در عراق را که تاسیسات نفتی این کشور را هدف گرفته بودند، سرنگون کرده است. حوثیهای یمن هم مدعی حمله به تاسیسات نفتی عربستان شده بودند.
این تحولات سبب شده است حفاظت از تاسیسات انرژی دیگر تنها به سامانههای متعارف پدافند هوایی متکی نباشد. پهپادهای کوچک و کمهزینه میتوانند در ارتفاع پایین پرواز کنند و شناسایی آنها برای رادارهایی که با هدف مقابله با هواپیماها و موشکهای بزرگتر طراحی شدهاند، دشوارتر باشد. از همین رو، تقاضا برای شبکههایی که رادار، حسگر، نرمافزار فرماندهی و ابزار رهگیری را در یک سامانه واحد ترکیب میکنند، افزایش یافته است.
پاوروس در آستانه ادغام قرار دارد پاوروس همزمان در حال طیکردن مراحل ادغام با شرکت «اورئوس گرینوی هولدینگز» است. براساس اسناد ثبتشده نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، توافق ادغام دو شرکت در هشتم مارس ۲۰۲۶ امضا شده و پس از تکمیل معامله، شرکت ترکیبی قرار است با نام «پاوروس کورپوریشن» فعالیت کند. انجام معامله همچنان به تحقق شرایط نهایی و دریافت تاییدهای لازم بستگی دارد.
دو شرکت انتظار دارند روند ادغام در اوایل اکتبر ۲۰۲۶ تکمیل شود. اورئوس پیشتر نماد معاملاتی خود در نزدک را از «AGH» به «PUSA» تغییر داده بود؛ اقدامی که در آستانه ترکیب فعالیتهای دو شرکت انجام شد.
پاوروس در زمینه طراحی و ساخت سامانههای خودکار برای کاربردهای دفاعی و حفاظت از زیرساختها فعالیت میکند. محصولات این شرکت سکوهای حمل بار سنگین، سامانههای بدون سرنشین هوایی و دریایی و فناوریهای پشتیبانی ماموریت را شامل میشود.
قرارداد تازه نخستین نشانه علنی از تبدیل تلاشهای بازاریابی این شرکت در کشورهای حاشیه خلیج فارس به یک سفارش تجاری عمده است. پاوروس پیشتر اعلام کرده بود برای معرفی پهپادهای رهگیر خود در چند کشور منطقه نمایشهای عملی برگزار میکند، اما جزئیات مشتریان احتمالی را منتشر نکرده بود.
با این حال، ناشناسماندن خریدار، محل استقرار تجهیزات و مشخصات فنی سامانه به این معناست که میزان پوشش عملیاتی و تاثیر قرارداد بر امنیت زیرساختهای انرژی منطقه، تا زمان انتشار اطلاعات بیشتر، قابل ارزیابی مستقل نیست.
مردم در موج گرمای واتیکان با چتر و بادبزن، ۸ تیر ۱۴۰۵
موجهای پیدرپی گرما در تابستان سال جاری هزاران قربانی در اروپا گرفته است. مقامهای بهداشتی آلمان شمار مرگهای مرتبط با گرما را حدود ۱۴ هزار نفر برآورد کردهاند. در اسپانیا نیز آمار مرگهای ناشی از گرما از ابتدای خرداد تا ۲۸ مرداد، چهار هزار و ۴۵۸ مورد برآورد شده است.
موسسه روبرت کخ، نهاد فدرال بهداشت عمومی آلمان، پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد برآورد میشود حدود ۹ هزار و ۶۰۰ مرگ مرتبط با گرما تنها در فاصله اول تا هفتم تیر رخ داده باشد؛ دورهای که دما در بخشهایی از آلمان به حدود ۴۰ درجه سانتیگراد رسید. این موارد بخش عمده مرگهای مرتبط با گرما در سال جاری را تشکیل میدهند.
برآورد این موسسه تا چهارم مرداد حدود ۱۱ هزار و ۹۰۰ مورد بود و با دریافت دادههای تازهتر، شمار کل این مرگها در سال جاری به حدود ۱۴ هزار نفر رسیده است.
بیشترین میزان مرگومیر مرتبط با گرما در میان سالمندان برآورد شده است. این آمار بر اساس مدلهای آماری و مقایسه مرگومیر در دورههای گرمای شدید با میزان مورد انتظار محاسبه میشود، زیرا گرما در بسیاری از موارد بهعنوان علت مستقیم مرگ در گواهی فوت ثبت نمیشود.
آمار سال جاری در آلمان بهطور محسوسی از سالهای گذشته بالاتر رفته است. پیش از ۲۰۲۶، بیشترین شمار مرگهای مرتبط با گرما در یک سال طی دهه گذشته مربوط به سال ۲۰۱۸ بود که حدود ۹ هزار مورد برآورد شد.
مردی در جریان موج گرما با آب فواره «بارکاچا» در رم، کودک خود را خنک میکند، ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
گرمای شدید در اسپانیا و فرانسه
در اسپانیا نیز سامانه پایش مرگومیر موسسه بهداشت کارلوس سوم، از ۱۱ خرداد تا ۲۸ مرداد، چهار هزار و ۴۵۸ مرگ مرتبط با گرما برآورد کرده است؛ بالاترین رقم برای این دوره از سال ۲۰۲۲ تاکنون.
فرانسه نیز تابستانی کمسابقه را پشت سر میگذارد. از اواخر ماه مه تا پایان تیر حدود هفت هزار و ۳۰۰ مرگ مازاد در دورههای موج گرما در این کشور ثبت شده است؛ آماری که هنوز مرگومیر موج گرمای مرداد را دربر نمیگیرد.
بر اساس محاسبات میکا رانتانن، پژوهشگر موسسه هواشناسی فنلاند، فرانسه از ماه مه تا ژوئیه بیشترین افزایش دما نسبت به میانگین بلندمدت را در جهان تجربه کرد.
میانگین دمای این کشور در این دوره ۲.۸ درجه سانتیگراد بالاتر از متوسط سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۰ بود. پس از فرانسه، لوکزامبورگ، سوئیس، بلژیک و اسپانیا قرار گرفتند.
پژوهشگران گروه «انتساب آبوهوای جهان» در بررسی موج گرمای ژوئن اعلام کردند دما در بخشهایی از فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و جنوب بریتانیا بین پنج تا ۱۲ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین فصلی بوده است.
این پژوهشگران افزایش شدت موجهای گرما در اروپا را با انتشار گازهای گلخانهای ناشی از مصرف سوختهای فسیلی مرتبط دانستند.
یک زندانی در جریان موج گرما از پنجره سلول خود در زندانی در اورلئان فرانسه به بیرون نگاه میکند، ۲۲ تیر ۱۴۰۵
گرما و آتشسوزیها در اروپا
پیامدهای تابستان گرم اروپا به افزایش مرگومیر محدود نمانده است. موجهای پیاپی گرما و خشکسالی، پوشش گیاهی بخشهای وسیعی از قاره را خشک کرده و زمینه گسترش آتشسوزیهای جنگلی را فراهم کرده است.
بر اساس دادههای سامانه اطلاعات آتشسوزی جنگلی اروپا، تا میانه اوت بیش از ۵۷۶ هزار هکتار از اراضی این قاره در آتش سوخته است؛ مساحتی بیش از دو برابر لوکزامبورگ. آتشسوزیها در کشورهایی از جمله اسپانیا، فرانسه، یونان، کرواسی و بلژیک به تخلیه گسترده ساکنان منجر شدهاند.
بلژیک نیز امسال با بزرگترین آتشسوزی جنگلی ثبتشده در این کشور روبهرو شد. آتش در منطقه طبیعی «های فنس» در شرق بلژیک حدود سه هزار هکتار را سوزاند و صدها آتشنشان، نیروی نظامی و کشاورز برای مهار آن بسیج شدند.
سازمان جهانی هواشناسی هشدار داده موجهای گرمای شدید سال ۲۰۲۶ ضرورت گسترش سامانههای هشدار زودهنگام و برنامههای مقابله با گرما را در اروپا افزایش داده است. به گفته این سازمان، افزایش دما علاوه بر سلامت انسان، منابع آب، کشاورزی، زیرساختها و بهرهوری نیروی کار را نیز تحت فشار قرار میدهد.
منابع نظامی یمنی گفتند دو عضو ایرانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و یک عراقی مرتبط با این نهاد، در درگیری با نیروهای دولتی یمن کشته شدند. همزمان، درگیری نیروهای دولتی با حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در چند جبهه غرب یمن شدت گرفته است.
شبکههای العربیه و الحدث پنجشنبه ۲۹ مرداد به نقل از منابع نظامی یمنی از کشته شدن این سه نفر در درگیری با نیروهای دولتی یمن خبر دادند.
هویت آنها و محل دقیق کشته شدنشان اعلام نشده است.
این منابع همچنین گفتند فرمانده تیپ سوم «الویه الفتح» حوثیها در یک حمله پهپادی زخمی شده است.
جزییات بیشتری درباره هویت و وضعیت او منتشر نشده است.
نماینده یمن در سازمان ملل، ۲۲ مرداد گفت حوثیها این کشور را به «سکویی برای خدمت به سپاه پاسداران» تبدیل کردهاند و از شورای امنیت خواست قطعنامههای خود را درباره یمن اجرا کند.
او افزود دولت یمن ادامه «سیاست باجگیری» را نمیپذیرد و حوثیها با هدف قرار دادن بنادر و کمکهای غذایی، رنج مردم را افزایش میدهند.
به گفته این نماینده دولت یمن، این گروه «جنگی سازمانیافته» را پیش میبرد که جان مردم یمن را هدف قرار داده است.
تشدید درگیریها در غرب یمن
العربیه و الحدث گزارش دادند نیروهای دولتی یمن و حوثیها در چند جبهه در ساحل غربی این کشور، از جمله البرح در استان تعز و جبل دوباس در شهرستان حیس در جنوب حدیده، درگیر شدهاند.
به نوشته الحدث، نبردها در حیس و البرح از شدیدترین درگیریهای هفتههای اخیر بوده و در آن از سلاحهای متوسط و سنگین استفاده شده است.
ارتش یمن نیز ۲۷ مرداد اعلام کرد طی ۲۴ ساعت ۱۳۳ عملیات نظامی علیه نیروها و توانمندیهای حوثیها انجام داده است.
نعمان الفاطمی، فرمانده منطقه البرح در نیروهای «مقاومت ملی» وابسته به نیروهای دولتی یمن، گفت نیروهایش در نبردهای اخیر از راهبردهای تازه، از جمله پهپادها، استفاده کردهاند و این عملیات، بر اطلاعات بهدستآمده از واحدهای اطلاعاتی مقاومت ملی متکی بوده است.
طارق صالح، نایبرییس شورای ریاستجمهوری یمن و فرمانده نیروهای مقاومت ملی، نیز گفت حوثیها در جبهههای مختلف متحمل تلفات سنگینی شدهاند.
او افزود تشدید حملات این گروه با دستور سپاه پاسداران انجام شده است.
الحدث در گزارش خود مدرکی مستقل برای این گفته صالح ارائه نکرده است.
حوثیها از مهمترین گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در منطقهاند و تهران طی سالهای گذشته از طریق سپاه پاسداران به آنها در زمینه تسلیحات، آموزش و فناوری موشکی و پهپادی کمک کرده است.
در ماههای اخیر، فشارهای منطقهای و بینالمللی بر حوثیها برای محدود کردن توان نظامی، توقف حملات و کاهش نفوذ جمهوری اسلامی در یمن، افزایش یافته است.