مظنون حمله به رژه افتخار برلین در تیراندازی پلیس کشته شد

پلیس برلین اعلام کرد مظنون حمله به جشن سالانه «روز خیابان کریستوفر»، راهپیمایی سالانه افتخار جامعه کوئیر در برلین، پس از حرکت با سلاح سرد به سوی ماموران، به ضرب گلوله پلیس کشته شد.

پلیس برلین اعلام کرد مظنون حمله به جشن سالانه «روز خیابان کریستوفر»، راهپیمایی سالانه افتخار جامعه کوئیر در برلین، پس از حرکت با سلاح سرد به سوی ماموران، به ضرب گلوله پلیس کشته شد.
پلیس برلین شامگاه یکشنبه پنجم مرداد به وقت محلی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت مظنون حمله حدود ساعت ۱۸ در یک مجموعه باغهای کوچک در منطقه اشپانداو شناسایی شد.
پلیس افزود بر اساس یافتههای اولیه، این فرد با یک سلاح سرد به سمت نیروهای پلیس حرکت کرد و در پی آن، یگان ویژه پلیس برلین (SEK) از سلاح گرم استفاده کرد.
پلیس همچنین اعلام کرد با وجود آغاز فوری عملیات احیا از سوی آتشنشانی برلین، این فرد در محل جان باخت.
در همین حال، شبکه آربیبی۲۴ آلمان گزارش داد «عبدال ب.»، مظنون متواری این حمله، در جریان عملیات پلیس در یک مجموعه باغهای کوچک در منطقه اشپانداو با شلیک پلیس کشته شده است.
این رسانه به نقل از سخنگوی پلیس برلین گزارش داد یک کمیسیون ویژه قتل در اشپانداو ادامه تحقیقات درباره این پرونده را بر عهده خواهد داشت.
پلیس برلین همچنین در تازهترین اطلاعیه خود اعلام کرد سامانه دریافت گزارشها و اطلاعات مردمی درباره این پرونده همچنان فعال است.
این نهاد همچنین از شهروندانی که درباره وضعیت بستگان خود پرسشی دارند خواست با مرکز پاسخگویی ویژه پلیس تماس بگیرند و تاکید کرد این مرکز همچنان آماده پاسخگویی است.
پلیس برلین صبح یکشنبه با انتشار تصویری از «عبدال ب.»، مظنون ۲۱ ساله این حمله، از شهروندان خواسته بود در شناسایی و دستگیری او همکاری کنند.
در اطلاعیهای که پلیس صبح یکشنبه منتشر کرد، تاکید شده بود هنوز مشخص نیست این حمله کار یک نفر بوده یا افراد دیگری نیز در آن نقش داشتهاند.
شبکه آربیبی۲۴ همچنین گزارش داد مردی که پلیس برلین شنبه در ارتباط با حمله به رژه «روز خیابان کریستوفر» بازداشت کرده بود، احتمالا اهل ایران است، اما نقش او در این حمله همچنان روشن نیست.
به گزارش این رسانه، این فرد به ارتکاب جرائم متعددی متهم شده بود و حکم لازمالاجرای ترک آلمان داشت؛ بنابراین امکان اخراج او وجود داشت.
همزمان، استفانی هوبیگ، وزیر دادگستری آلمان، اعلام کرد دادستانی کل فدرال این کشور تحقیقات درباره آنچه مقامهای آلمان یک حمله «اسلامگرایانه» توصیف کردهاند را بر عهده گرفته است. او گفت وزیر کشور پیشتر اعلام کرده بود این حمله ماهیتی اسلامگرایانه دارد.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، نیز پس از شرکت در مراسم یادبود قربانیان، از محل حمله در حاشیه رژه افتخار برلین بازدید کرد و به همراه الکساندر دوبرینت، وزیر کشور و ایریس اشپرانگر، سناتور امور داخلی برلین، با اهدای گل به قربانیان ادای احترام کرد.
پلیس برلین همچنین اعلام کرد هیچیک از مجروحان بستری این حمله دیگر در وضعیت بحرانی نیستند و جانشان در خطر نیست.
برگزارکنندگان جشن سالانه «روز خیابان کریستوفر» نیز نسبت به قضاوتهای شتابزده درباره این حمله هشدار دادند و خواستار آن شدند که این حادثه برای اهداف سیاسی مورد سوءاستفاده قرار نگیرد یا گروهی از افراد بهطور جمعی در مظان اتهام قرار داده نشوند.
سابقه حملات با خودرو در آلمان
آلمان در سالهای اخیر شاهد چندین حمله با خودرو بوده که در آن رانندگان بهعمد شهروندان را زیر گرفتهاند.
اردیبهشت ۱۴۰۵، مردی که گمان میرود دچار مشکلات روانی بوده، با خودرو وارد یک پیادهرو در مرکز شهر لایپزیگ شد، دو نفر را کشت و سه نفر را بهشدت زخمی کرد.
دی ۱۴۰۳ نیز یک پزشک اهل عربستان سعودی با حمله به بازار کریسمس ماگدبورگ شش نفر را کشت و دادگاهی در آلمان پنجم تیر او را به حبس ابد محکوم کرد.
بهمن ۱۴۰۳ هم یک پناهجوی ۲۴ ساله افغانستانی با خودرو به تجمعی کارگری در مونیخ حمله کرد. این حمله دستکم ۳۰ زخمی بر جای گذاشت.






احمد الشرع، رییس دولت سوریه، گفت دمشق با مشارکت چند کشور برای دستیابی به توافقی امنیتی با اسرائیل تلاش میکند و تاکید کرد سوریه قصد مداخله نظامی در لبنان را ندارد. او ابراز امیدواری کرد این توافق مقدمهای برای صلحی فراگیر باشد.
شبکه الجزیره یکشنبه چهارم مرداد گزارشی از یک گفتوگوی مفصل با الشرع را منتشر و اعلام کرد نسخه کامل این مصاحبه قرار است شامگاه یکشنبه پخش شود. این رسانه به نقل از الشرع نوشت سوریه از رویارویی با اسرائیل پرهیز میکند و منفعتی در ورود به تقابل با آن نمیبیند.
الشرع افزود موفقیت ساز و کار امنیتی جاری میتواند راه را برای توافقی گستردهتر هموار کند، بدون آنکه به حق سوریه در قبال بلندیهای «اشغالی» جولان لطمهای وارد شود.
او درباره لبنان تاکید کرد دمشق قصد مداخله نظامی در این کشور را ندارد و با دولت لبنان درباره راههای کمک به عبور از بحران و رساندن این کشور به شرایطی امن رایزنی میکند.
الشرع تاکید کرد رسیدگی به بحران لبنان به رویکرد امنیتی محدود نمیشود و نیازمند راهحلی جامع است که ابعاد مختلف را در بر گیرد. او هشدار داد هرگونه آشوب در لبنان بهطور مستقیم بر سوریه تاثیر خواهد گذاشت.
او همچنین گفت دمشق از انحصار سلاح و تصمیمگیری درباره صلح و جنگ در اختیار دولت لبنان حمایت میکند و نسبت به گسترش جنگ در منطقه و پیامدهای احتمالی آن نگران است.
واکنشها به مواضع الشرع درباره لبنان
طارق عبود، پژوهشگر سیاسی، به الجزیره گفت اظهارات الشرع درباره خودداری از مداخله نظامی در لبنان، پیامی اطمینانبخش برای لبنانیها و سوریهاست.
عبود در عین حال از نبود موضع رسمی و روشن لبنان در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، انتقاد کرد.
عبود گفت مطرح شدن احتمال مداخله نظامی خارجی در لبنان مستلزم موضعگیری رسمی برای تاکید بر حاکمیت این کشور بود و سکوت مقامهای لبنانی در این زمینه، نشاندهنده کوتاهی در برخورد با این اظهارات است.
او افزود حزبالله از تحولات منطقه آگاه است و برای دستیابی به توافقهای سیاسی آمادگی دارد. به گفته عبود، رسیدگی به موضوع سلاح حزبالله تنها از طریق گفتوگوی مستقیم با این گروه و تحت نظارت دولت لبنان امکانپذیر است.
ارزیابی متفاوت از اظهارات الشرع
ایلی الحاج، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، نیز به الجزیره گفت اظهارات الشرع حاوی نکته تازهای نبود و یادآور شد اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، پیشتر به مقامهای لبنانی گفته بود دمشق نه تمایلی به مداخله نظامی در لبنان دارد و نه توان انجام آن را.
الحاج افزود نقش سوریه به همکاری برای کنترل مرزها و گذرگاهها و جلوگیری از قاچاق سلاح و مهمات محدود میشود و دمشق اجرای این اقدامات را در چارچوب هماهنگیهای امنیتی با لبنان آغاز کرده است.
او همچنین گفت ترامپ با تکرار اظهاراتش درباره احتمال مداخله نظامی سوریه در لبنان، میکوشد بر دولت لبنان و اسرائیل فشار سیاسی وارد کند تا تکلیف پرونده سلاح حزبالله را روشن کنند.
الحاج افزود گفتوگو با حزبالله ممکن است سالها بدون دستیابی به نتیجهای قطعی ادامه یابد و تا زمانی که پرونده سلاح این گروه حلوفصل نشود، خروج کامل اسرائیل از جنوب لبنان نیز به تعویق خواهد افتاد.
در همین زمینه، وبسایت خبری-تحلیلی اکسیوس ۲۳ تیر گزارش داد ترامپ در تماس با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از او خواست روند خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از سوریه را آغاز کند و اقدامی مشابه نیز در لبنان انجام دهد.
بر اساس این گزارش، ترامپ حضور ارتش اسرائیل در سوریه را عامل تنش دانست، اما نتانیاهو بر حفظ مناطق حائل امنیتی در مرزهای اسرائیل تاکید کرد.
تحریمها، قسد و پرونده مفقودشدگان
الشرع در بخش دیگری از این گفتوگو گفت رفع تحریمهای اقتصادی علیه سوریه تا زمانی که نام این کشور از فهرست دولتهای حامی تروریسم حذف نشود، تاثیر کامل نخواهد داشت.
او همچنین با اشاره به کندی اجرای توافق دولت سوریه با نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد)، تاکید کرد دولت همچنان به موفقیت این توافق امیدوار است.
رییس دولت سوریه درباره پرونده سوریهای مفقودشده در سالهای گذشته و در دوران حکومت اسد نیز گفت مقامهای این کشور کمیتهای ویژه برای مدیریت این پرونده بر اساس استانداردهای بینالمللی و با همکاری کشورهایی دارای تجربه تخصصی در این زمینه تشکیل دادهاند.
ترامپ ۱۸ تیر با ارسال نامهای به الشرع اعلام کرد قصد دارد نام سوریه را از فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج کند.
او یک روز پیش از آن نیز در دیدار با الشرع در حاشیه نشست ناتو در آنکارا، سوریه را کشوری «بسیار باثبات» توصیف کرد و گفت تحریمهای اعمالشده علیه این کشور را لغو کرده است.
پلیس برلین تصویر مردی ۲۱ ساله با گرایشهای اسلامگرایانه را که مظنون به دست داشتن در حمله مرگبار به رژه افتخار این شهر است، منتشر کرد. در این حمله، یک خودرو جمعیت را زیر گرفت که در پی آن، یک نفر جان باخت و ۱۶ تن دیگر زخمی شدند.
پلیس برلین یکشنبه چهارم مرداد با انتشار تصویری از مظنون، از شهروندان خواست برای شناسایی و دستگیری او که با نام «عبدل ب.» معرفی شده، همکاری کنند.
به گفته پلیس، هنوز مشخص نیست این حمله کار یک نفر بوده یا افراد دیگری نیز در آن نقش داشتهاند.
مقامهای پلیس احتمال میدهند پس از توقف خودرو در نزدیکی دروازه براندنبورگ، بیش از یک نفر از آن خارج شده باشد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد حال سه تن از مجروحان این حمله که شامگاه شنبه سوم مرداد رخ داد، وخیم است. همچنین شماری از مجروحان بر اثر ضربات چاقو آسیب دیدهاند.
در پی این حمله، برگزارکنندگان جشن سالانه «روز خیابان کریستوفر»، راهپیمایی سالانه افتخار جامعه کوئیر در برلین، اعلام کردند ادامه برنامههای این رویداد لغو شده است.
مشخصات مظنون و ادامه تحقیقات
پلیس برلین در بیانیه خود، مظنون تحت تعقیب را مردی لاغراندام با موهای مشکی و قدی حدود یک متر و ۹۰ سانتیمتر توصیف کرد که آخرین بار با هودی مشکی و شلوار سفید دیده شده است.
پلیس همچنین اعلام کرد او به «طیف اسلامگرا» تعلق دارد.
در این بیانیه آمده است: «چه کسی میتواند اطلاعاتی درباره محل اختفای فعلی او در اختیار ما قرار دهد؟»
رویترز نوشت چندین نکته کلیدی درباره این حادثه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
در حالی که پلیس پیشتر خودروی سفیدرنگ مورد استفاده در حمله را «احتمالا ون یا مینیبوس» توصیف کرده بود، روزنامه بیلد گزارش داد این خودرو «یک ون سیتروئن اسپیستورر» است که عبدل آن را شخصا اجاره کرده بود.
این روزنامه همچنین نوشت پلیس در جستوجوی دومین مظنون این حمله است.
یکی از سخنگوهای پلیس درباره جزییات این حادثه گفت: «خودرو حدود ساعت ۱۰ شب وارد پارک تیرگارتن شد، در مسیر خود چند نفر را زیر گرفت و در نهایت، پس از برخورد با یک درخت در پارک متوقف شد.»
او افزود: «هنگام رسیدن نیروهای پلیس، خودرو خالی بود و به همین دلیل، اکنون با تمام توان در حال شناسایی و یافتن عامل یا عاملان این حمله هستیم.»
سابقه حملات با خودرو در آلمان
آلمان در سالهای اخیر شاهد چندین حمله با خودرو بوده؛ حملاتی که در آنها رانندگان عمدا شهروندان را زیر گرفتهاند و برخی از آنها مرگبار بودهاند.
اردیبهشتماه، مردی که تصور میشود با مشکلات روانی دستوپنجه نرم میکند، خودروی خود را به منطقه ویژه عابران پیاده در مرکز لایپزیگ راند. در این رویداد، دو نفر کشته و سه تن دیگر بهشدت زخمی شدند.
پیشتر در دی ۱۴۰۳، یک پزشک اهل عربستان سعودی با حمله به بازار کریسمس شهر ماگدبورگ جان شش نفر را گرفت.
دادگاهی در آلمان پنجم تیر ۱۴۰۵ مهاجم را که با نام «طالب» معرفی شده، به حبس ابد محکوم کرد.
بهمن ۱۴۰۳ نیز یک پناهجوی ۲۴ ساله افغانستانی با خودروی خود به یک تجمع کارگری در مونیخ حمله کرد که در نتیجه آن ۳۰ نفر زخمی شدند.
دوام آوردن گونهای موش در بلندترین قلههای آتشفشانی رشتهکوه آند تصویری تازه از توانایی حیات برای سازگاری با محیطهایی ارائه میدهد که انسان قادر به زندگی در آنها نیست.
خبرگزاری رویترز با استناد به یافتههای پژوهشی که در نشریه «ساینس» منتشر شده، گزارش داد «موش گوشبرگی» مجموعهای از سازگاریهای متابولیکی و ژنتیکی را تکامل داده که به آن امکان میدهد در گستردهترین دامنه ارتفاعی شناختهشده در میان همه پستانداران زندگی کند.
این جونده کوچک که بهدلیل گوشهای گرد و برگمانندش شناخته میشود، از سواحل بیابانی شمال شیلی تا قلههای مرتفع رشتهکوه آند پراکنده است؛ ارتفاعاتی که تاکنون حضور هیچ پستاندار دیگری در آنها ثبت نشده است.
جی استورز، زیستشناس تکاملی دانشگاه نبراسکا و سرپرست این پژوهش، گفت موشهای مورد مطالعه در قلههایی با ارتفاع حدود ۶۷۰۰ متر مشاهده شدهاند؛ جایی که میزان اکسیژن کمتر از نیمی از سطح دریا و دما تقریبا همواره زیر صفر است.
او افزود حتی کوهنوردان حرفهای نیز تنها برای مدت کوتاهی قادر به تحمل چنین شرایطی هستند و این ارتفاعات بسیار فراتر از محدودهای است که انسان بتواند در آن بهطور طولانیمدت زندگی کند.
پژوهشگران برای بررسی سازوکارهای این سازگاری، ژنوم کامل ۱۶۷ موش را که از نقاط مختلف دامنه ارتفاعی زیستگاه این گونه جمعآوری شده بودند، تحلیل کردند.
راز بقا در کمبود اکسیژن و سرمای شدید
نتایج این مطالعه حاکی از آن است که توانایی موش گوشبرگی در مدیریت همزمان انرژی و اکسیژن، عامل اصلی بقای آن در ارتفاعات بسیار بالا به شمار میرود.
به گفته استورز، پستانداران برای حفظ دمای بدن در سرمای شدید به تولید گرمای متابولیکی وابستهاند و این فرایند به اکسیژن نیاز دارد.
از آنجا که اکسیژن در ارتفاعات بسیار کمتر است، این جانوران با ایجاد تغییرات متابولیکی، مصرف اکسیژن را کارآمدتر کردهاند.
بررسیها نشان داد موشهای ساکن ارتفاعات بالا نسبت به نمونههای ارتفاعات پایین، توان بیشتری در حفظ ظرفیت تولید گرمای بدن دارند.
عضلات اسکلتی آنها نیز انرژی را با کارایی بیشتری در میتوکندریها که «نیروگاههای سلول» محسوب میشوند، تولید میکند.
پژوهشگران همچنین دریافتند بافت چربی قهوهای این موشها که وظیفه تولید گرما را بر عهده دارد، توان بیشتری برای سوزاندن چربیها دارد؛ قابلیتی که احتمالا به حفظ دمای بدن در سرمای شدید و محیط کماکسیژن کمک میکند.
سازگاری با گیاهان سمی
بر اساس یافتههای این پژوهش، رژیم غذایی یکی از عوامل مهم سازگاری موش گوشبرگی با ارتفاعات بسیار بالا است.
پژوهشگران به مجموعهای از شواهد ژنتیکی دست یافتند که نشان میدهد این گونه علاوه بر سازگاری با سرما و کمبود اکسیژن، توانایی مقابله با سموم گیاهان موجود در زیستگاه خود را نیز تکامل داده است.
استورز گفت برای پژوهشگران غیرمنتظره بود که این جانوران توانایی تجزیه و دفع سموم غذایی را کسب کردهاند، زیرا گیاهان موجود در ارتفاعات بالا عمدتا سرشار از ترکیبات سمی هستند و منابع غذایی بسیار محدودی در اختیار این موشها قرار دارد.
گیرمو دلیا، جانورشناس دانشگاه استرال شیلی و از نویسندگان این تحقیق، گفت پژوهشگران نشانههایی از انتخاب طبیعی را در ژنهای مرتبط با دفاع آنتیاکسیدانی و سوختوساز سموم غذایی شناسایی کردهاند، اما هنوز مشخص نیست این سازگاری در برابر کدام سم یا گیاه ایجاد شده است.
به گفته پژوهشگران، نتایج این مطالعه میتواند به درک بهتر سازوکارهای سازگاری جانوران با محیطهای کماکسیژن کمک کند و در آینده برای توسعه روشهای درمانی بیماریهای قلبی و تنفسی مرتبط با اختلال در اکسیژنرسانی نیز کاربرد داشته باشد.
دلیا در عین حال تاکید کرد هنوز پرسشهای مهمی درباره این گونه بیپاسخ مانده است؛ از جمله اینکه این موشها در ارتفاعات دقیقا از چه چیزی تغذیه میکنند، چه مدت عمر دارند و آیا روی قلهها تولیدمثل میکنند یا خیر.
او افزود نتایج این پژوهش یادآور آن است که هنوز بخش بزرگی از حیات روی زمین ناشناخته مانده است و حفاظت از طبیعت بیش از پیش اهمیت دارد.
بر اثر ورود یک خودرو به میان جمعیت حاضر در جشنواره «افتخار» برلین، یک نفر کشته و ۱۷ نفر مجروح شدند. پلیس آلمان یک فرد مرتبط با محافل اسلامگرا را مظنون دانسته، اما انگیزه و بسیاری از جزئیات حادثه هنوز روشن نیست.
خبرگزاری رویترز گزارش داد این خودرو حدود ساعت ۱۰ شب شنبه سوم مرداد وارد پارک «تیرگارتن» در مرکز برلین، در نزدیکی دروازه براندنبورگ، شد و چند نفر را زیر گرفت. خودرو پس از برخورد با یک درخت متوقف شد، اما هنگام رسیدن نیروهای پلیس خالی بود.
پلیس عملیات گستردهای را برای یافتن یک یا چند عامل احتمالی آغاز کرده است. سخنگوی پلیس گفت یک مظنون شناسایی شده که هنوز بازداشت نشده و پلیس او را بهعنوان فردی مرتبط با محافل اسلامگرای برلین میشناسد.
با وجود این، مقامها هنوز رسما درباره انگیزه حادثه یا تروریستی بودن آن اظهارنظر نکردهاند.
جان سه مجروح در خطر است
سخنگوی آتشنشانی برلین اعلام کرد هشت نفر بهشدت مجروح شدهاند و وضعیت سه نفر از آنان بحرانی است.
به گفته پلیس، خودرو سفید رنگ بوده و ممکن است یک خودروی سواری، ون یا مینیبوس بوده باشد. روزنامه آلمانی بیلد به نقل از یک شاهد گزارش داد خودرو یک ون بوده و مردی پس از پیاده شدن از آن، پای پیاده گریخته است.
شمار زیادی از نیروهای پلیس و خودروهای امدادی به محل اعزام شدند.
جشن صدها هزار نفر ناگهان متوقف شد
صدها هزار نفر شنبه برای شرکت در مراسم سالانه «روز خیابان کریستوفر»، معروف به جشنواره «افتخار» برلین، در پایتخت آلمان گرد آمده بودند. این رویداد تا پیش از وقوع حادثه بهشکلی مسالمتآمیز در جریان بود.
ورود خودرو به میان جمعیت، یکی از بزرگترین رویدادهای جامعه الجیبیتیکیو در اروپا را ناگهان متوقف کرد.
جولیان میتیگ، یکی از شرکتکنندگان، به رویترز گفت: «این یکی از بدترین روزها برای جامعه کوییر و روزی است که شخصا امیدوار بودم هرگز تجربه نکنم. شوکه شدهام.»
مراسم «روز خیابان کریستوفر» هر سال صدها هزار نفر را به برلین میکشاند. این رویداد یادآور قیام استونوال در سال ۱۹۶۹ در نیویورک است و رژههای خیابانی را با مطالبات سیاسی برای برابری، فراگیری و مقابله با تبعیض همراه میکند.
این مراسم نخستین بار در سال ۱۹۷۹ در برلین غربی برگزار شد و بهتدریج از یک تظاهرات کوچک به یکی از برنامههای اصلی تقویم فرهنگی و سیاسی پایتخت آلمان تبدیل شد.
سابقه ورود خودرو به میان جمعیت در آلمان
آلمان طی سالهای اخیر شاهد چندین حادثه مرگبار با خودرو بوده است؛ هرچند انگیزه و شرایط این رویدادها یکسان نبودهاند.
در ماه مه سال جاری میلادی، مردی که تصور میشد با مشکلات روانی روبهرو است، خودروی خود را وارد منطقه ویژه عابران پیاده در مرکز لایپزیگ کرد. در این حادثه دو نفر کشته و سه نفر بهشدت مجروح شدند.
سال گذشته میلادی نیز مردی ۴۰ ساله که مقامها او را دارای اختلال روانی توصیف کردند، در شهر مانهایم خودرویش را به گروهی از عابران زد و دو نفر را کشت.
چند هفته پیش از حادثه مانهایم، یک شهروند افغانستان به حمله با خودرو به تظاهرات اتحادیههای کارگری در مونیخ متهم شد. در آن حادثه دو نفر کشته و بیش از ۴۰ نفر، از جمله چند کودک، زخمی شدند.
در دسامبر ۲۰۲۴ نیز حمله با خودرو به بازار کریسمس در شهر ماگدبورگ چند کشته بر جای گذاشت. عامل مظنون، روانپزشکی اهل عربستان سعودی با سابقه اظهارات ضداسلامی بود که نزدیک به دو دهه در آلمان زندگی کرده بود.
پلیس برلین اعلام کرده تحقیقات و عملیات جستوجو برای بازداشت مظنون ادامه دارد. مقامها هنوز نام او را منتشر نکردهاند.
یادداشتی در «اسرائیل نشنالنیوز» این فرضیه را مطرح کرد که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله ۷ اکتبر استفاده کرده باشد. او تاکید کرد شواهد این نظریه غیرمستقیماند و هیچ مدرک قطعی برای اثبات این همکاری ارائه نکرد.
آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، در این یادداشت تحلیلی خود این پرسش را مطرح کرده است که چرا اسرائیل با وجود توانایی و سابقهاش در هدف قرار دادن رهبران حماس، سالها اسماعیل هنیه را نکشت، اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران هدف قرار داد.
پری با کنار هم قرار دادن مجموعهای از رویدادها، احتمال داده است که زنده ماندن هنیه پیش از هفتم اکتبر به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور این تحلیلگر، اگر نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنان برای فریب راهبردی استفاده کرده است، این ارزیابی میتواند تصمیم به کشتن او در تهران را توضیح دهد.
با این حال، نویسنده در پایان یادداشت خود میپذیرد که این نظریه بر شواهد غیرمستقیم استوار است و احتمال دارد زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه دلایل متعارف سیاسی، امنیتی و عملیاتی داشته باشد.
چرا هنیه سالها هدف قرار نگرفت؟
پری برای توضیح فرضیه خود به سابقه اسرائیل در کشتن رهبران حماس اشاره کرده است. اسرائیل در سال ۲۰۰۴ شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، و ۲۶ روز بعد عبدالعزیز رنتیسی، جانشین او، را در غزه کشت. احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس، نیز در سال ۲۰۱۲ هدف قرار گرفت.
اسرائیل همچنین محمود المبحوح را در سال ۲۰۱۰ در هتلی در دبی و صالح العاروری، معاون رهبر حماس، را در ژانویه ۲۰۲۴ در بیروت هدف قرار داد.
به نوشته پری، این عملیاتها نشان میدهند مرزهای جغرافیایی، پیامدهای دیپلماتیک و تدابیر امنیتی لزوما مانع اسرائیل برای حذف رهبران حماس نمیشدند. با وجود این، هنیه سالها زنده ماند.
هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ نخستوزیر تشکیلات خودگردان فلسطینی شد و بعد از تسلط حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷، ریاست سیاسی دولت این منطقه را بر عهده گرفت.
او در جریان جنگهای سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ در غزه حضور داشت. اسرائیل در ژوئیه ۲۰۱۴ خانه او را در اردوگاه شاطی ویران کرد، اما خود هنیه کشته نشد.
هنیه در اواخر سال ۲۰۱۹ غزه را ترک کرد و عمدتا در قطر اقامت گزید. او سپس بهعنوان چهره اصلی سیاسی حماس میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر میکرد.
پری نوشته است هنیه چه در غزه و چه در سفرهای آشکار خارجی، در دسترس شبکههای اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، پس از شرکت در مراسم تحلیف رییس دولت جدید جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.
ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
یکی از محورهای استدلال پری، زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل است. این سه زن با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تلالسبع، در جنوب این کشور، اقامت داشتند. آنها مدارک شناسایی اسرائیلی و حقوق قانونی ناشی از آن را نیز در اختیار داشتند.
پری استدلال کرده است این پیوند خانوادگی میتوانست مسیر دائمی و کمهزینهای برای جمعآوری اطلاعات درباره هنیه فراهم کند. مقامهای اسرائیلی امکان نظارت قانونی بر محل زندگی، تماسهای تلفنی، سفرها و روابط مالی بستگان او را داشتند و میتوانستند اطلاعاتی درباره نگرانیها، نیازها و افراد مورد اعتماد هنیه به دست آورند.
به نوشته این تحلیلگر، روابط اطلاعاتی لزوما با درخواست مستقیم برای خیانت آغاز نمیشوند و ممکن است از موضوعاتی چون صدور مجوز، بازجویی، کمک به یکی از بستگان، ارائه حمایت یا انجام یک خدمت شکل بگیرند.
او در عین حال تصریح کرده است وجود این ارتباط خانوادگی، جذب هنیه بهعنوان منبع اطلاعاتی را ثابت نمیکند و تنها شرایط بالقوه مناسب برای ایجاد چنین رابطهای را نشان میدهد.
درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری در بخش دیگری از یادداشتش به موارد متعدد درمان بستگان هنیه در بیمارستانهای اسرائیل اشاره کرده است.
نوه نوزاد هنیه در نوامبر ۲۰۱۳ برای درمان از غزه به بیمارستانی در اسرائیل منتقل شد. مادر همسر او نیز در ژوئن ۲۰۱۴ در بیمارستانی در اورشلیم تحت درمان سرطان قرار گرفت.
یکی از دختران هنیه نیز اندکی پس از جنگ ۵۰ روزه غزه در سال ۲۰۱۴، در پی عوارض ناشی از یک اقدام پزشکی، حدود یک هفته در بیمارستان ایچیلوف تلآویو بستری شد.
در سال ۲۰۲۴ هم یکی از خواهران هنیه نوزاد خود را پیش از موعد در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع به دنیا آورد و نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد. گزارشهایی نیز از ورود بستگان دیگر او به اسرائیل برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.
پری تاکید کرده که درمان انساندوستانه بیماران با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار است و بیماران، پزشکان و اعضای خانواده ممکن است از هرگونه فعالیت اطلاعاتی احتمالی بیخبر بوده باشند.
با این حال، او گفته است هماهنگی میان مقامهای غزه، مسئولان اسرائیلی گذرگاهها، مدیران بیمارستانها و نهادهای امنیتی، کانالهایی برای ارتباط ایجاد میکرد که میتوانست مورد توجه سازمانهای اطلاعاتی قرار گیرد.
جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
پری نوشته است یک منبع اطلاعاتی موثر لزوما نباید فرمانده نیروهای مسلح باشد؛ دسترسی به فرایند تصمیمگیری اهمیت بیشتری دارد.
هنیه برای سالها در بالاترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، حامیان خارجی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با [حکومت] ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از رسیدن به ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷، هم با دولتهای خارجی ارتباط داشت و هم نفوذ خود در داخل این جنبش را حفظ کرده بود.
به باور پری، چنین منبعی میتوانست درباره نیت رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد که با پهپاد، تصاویر ماهوارهای یا شنود ارتباطات قابل دستیابی نبود؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعا برای جنگ آماده میشود یا تنها تهدید میکند، یحیی سنوار تا چه اندازه جدی است و آیا مشوقهای اقتصادی و مجوزهای کار میتوانند آرامش مرزی را حفظ کنند.
این تحلیلگر گفته است اگر هنیه واقعا به منبع اطلاعاتی تبدیل شده بود، میتوانست یکی از ارزشمندترین منابع اسرائیل باشد.
اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
بخش اصلی فرضیه پری به این موضوع مربوط است که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر اطلاعات متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده، اما آنها را جدی نگرفته بود.
بر اساس گزارشهای پیشین، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله، سندی از طرح حماس با عنوان «دیوار اریحا» را در اختیار داشتند. این سند از شلیک گسترده موشک، استفاده از پهپاد برای از کار انداختن سامانههای نظارتی، شکستن حصار مرزی و ورود نیروهای مسلح با موتورسیکلت، پای پیاده و پاراگلایدر سخن میگفت.
یکی از تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز هشدار داده بود رزمایشهای حماس با بخشهایی از این طرح مطابقت دارند، اما هشدار او رد شد.
دیدهبانهای زن مستقر در مرز غزه هم بارها نزدیک شدن اعضای حماس به حصار، بررسی مواضع اسرائیل و تمرین حمله را گزارش کرده بودند. مشاهدات آنان نیز جدی گرفته نشد.
در ساعات اولیه هفتم اکتبر، اسرائیل فعالیتهای غیرعادی دیگری، از جمله فعال شدن سیمکارتهای اسرائیلی به دست عوامل حماس، را شناسایی کرد. افسران ارشد حدود ساعت سه بامداد تشکیل جلسه دادند، اما نیروهای مرزی به سطح آمادهباش لازم برای مقابله با تهاجم گسترده نرسیدند. حماس ساعت ششونیم صبح حمله را از دهها مسیر آغاز کرد.
با وجود این هشدارها، این تصور در دستگاههای امنیتی اسرائیل پابرجا ماند که حماس مهار شده، به دنبال دریافت پول و مجوز کار برای ساکنان غزه است و نمیخواهد با آغاز جنگ، حکومت خود را به خطر بیندازد.
منبع مورد اعتماد میتوانست شواهد را بیاهمیت جلوه دهد
پری استدلال کرده است وجود یک منبع مورد اعتماد در سطوح بالای حماس میتواند توضیح دهد که چرا اسرائیل برداشت خود از نیت این گروه را به شواهد قابل مشاهده ترجیح داد.
به نوشته او، چنین منبعی نیازی نداشت اطلاعات مربوط به طرح یا رزمایشها را پنهان کند؛ کافی بود آنها را اقداماتی برای جنگ روانی، افزایش قدرت چانهزنی یا آمادگی برای آیندهای نامشخص معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی لزوما به معنای قصد حمله نیست.
این تحلیلگر نوشته است یک عامل دوجانبه موفق ابتدا با ارائه سالها اطلاعات درست اعتماد ماموران رابط خود را جلب میکند. این اطلاعات میتوانند به اختلافات داخلی، منابع مالی ایران، مواضع حماس در مذاکرات، برنامه سفرها یا تحولات سازمانی مربوط باشند و امکان راستیآزمایی مستقل آنها نیز وجود داشته باشد.
پس از شکلگیری اعتماد، تحلیلگران ممکن است شواهد متناقض را نیز برای تفسیر نزد همان منبع ببرند. به گفته پری، بزرگترین موفقیت یک عامل دوجانبه کور کردن ماموران رابط نیست، بلکه متقاعد کردن آنها به بیاعتمادی به مشاهدات خودشان است.
هنیه ممکن است از طرح نهایی بیخبر بوده باشد
پری نوشته است حمله هفتم اکتبر با محرمانگی و تفکیک شدید اطلاعات طراحی شد. هزاران نفر در عملیات شرکت کردند، اما ظاهرا تنها حلقه محدودی از رهبران از تمام جزئیات آن اطلاع داشتند.
بر اساس یکی از فرضیههای مطرحشده در این یادداشت، اگر سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، ممکن بود او را افشا یا حذف نکنند؛ زیرا چنین اقدامی به اسرائیل هشدار میداد که یکی از کانالهایش لو رفته است.
در این سناریو، هنیه میتوانست همچنان با دولتهای خارجی ارتباط داشته باشد، نمایندگی سیاسی حماس را بر عهده بگیرد و به اسرائیل اطمینان دهد این گروه به دنبال جنگی گسترده نیست؛ در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقه محدودی در غزه باقی میماند.
فرضیه دیگر پری این است که هنیه شاید آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده باشد و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد.
هیچیک از این دو احتمال در یادداشت با اسناد یا شواهد مستقیم اثبات نشده است.
چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
پری نوشته است شرایط پس از هفتم اکتبر میتواند محاسبات اسرائیل درباره هنیه را تغییر داده باشد.
هنیه در زمان کشته شدن در غزه حضور نداشت، گروگانها را نگهداری نمیکرد، فرماندهی گردانها را بر عهده نداشت و عملیات میدانی را هدایت نمیکرد. او در خارج از غزه اقامت داشت و در مذاکراتی شرکت میکرد که قطر و مصر میانجی آن بودند.
کشتن او میتوانست مذاکرات آزادی گروگانها را دشوار کند، حکومت ایران را به واکنش وادارد، به روابط اسرائیل با قطر آسیب بزند و خطر گسترش جنگ منطقهای را افزایش دهد. اسرائیل با وجود این پیامدها او را هنگام سفر به تهران هدف قرار داد.
پری احتمال داده است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، اطلاعات منابع خود، هشدارهای پیشین و دلایل تداوم تصور بازدارندگی حماس را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که فریب خوردهاند.
در چارچوب این فرضیه، اگر بررسیها نشان میداد هنیه در زمان افزایش هشدارها همچنان به اسرائیل اطمینان داده است که حماس قصد جنگ ندارد، او دیگر یک منبع شکستخورده نبود؛ بلکه فردی تلقی میشد که اعتماد اسرائیل را علیه این کشور به کار گرفته است.
این تحلیلگر محل کشته شدن هنیه را نیز معنادار دانسته است. هنیه برای شرکت در مراسم تحلیف رییسجمهوری جدید [حکومت] ایران به تهران رفته بود و در محلی حفاظتشده اقامت داشت. به گفته پری، هدف قرار گرفتن او زیر پوشش امنیتی جمهوری اسلامی میتوانست پیامی به هنیه، حماس و [حکومت] ایران باشد.
رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری تغییر رفتار اسرائیل با خانواده هنیه پس از هفتم اکتبر را نشانه دیگری در حمایت از فرضیه خود دانسته است.
پلیس اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، را بازداشت کرد. او بعدا بر اساس پیامهایی که به ادعای مقامها در آنها از حمله هفتم اکتبر تمجید کرده بود، به تحریک و حمایت از حماس متهم شد.
به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر گزارشهای مشابه گذشته درباره درمان بستگان هنیه در اسرائیل نیز تا حد زیادی ناپدید شدند. او اذعان کرده است این موضوع ثابت نمیکند خدمات پزشکی متوقف شدهاند و ممکن است اساسا درخواست تازهای مطرح نشده باشد.
اسرائیل پس از هفتم اکتبر شماری از بستگان درجهیک هنیه را نیز مستقیما هدف قرار داد. سه پسر و چند نوه او کشته شدند و بستگان دیگری نیز در جریان جنگ جان باختند.
پری این تغییر را چشمگیر دانسته، اما خود آن را مدرکی قطعی برای اثبات رابطه اطلاعاتی هنیه با اسرائیل معرفی نکرده است.
فرضیهای بدون شواهد مستقیم
آوی پری در جمعبندی یادداشت خود در اسرائیل نشنالنیوز تاکید کرده است استدلال او بر شواهد غیرمستقیم بنا شده است.
به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگیاش با اسرائیل، درمان مکرر بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، اعتماد نهادهای اسرائیلی به بازدارندگی این گروه و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار یکدیگر پرسشهایی ایجاد میکنند.
در مقابل، خود این تحلیلگر احتمال داده است این رویدادها ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ هنیه ممکن است به دلایل سیاسی و عملیاتی متعارف برای سالها هدف قرار نگرفته و بعدا صرفا به دلیل رهبری حماس کشته شده باشد.
فرضیه اصلی پری این است که هنیه شاید با ارائه اطلاعات درست طی سالهای متمادی، اعتماد اسرائیل را به دست آورده و سپس در لحظهای تعیینکننده از آن برای پنهان کردن نیت حماس استفاده کرده باشد.
به گفته او، هنیه برای ایفای چنین نقشی نیازی نداشت طرح حمله را در اختیار اسرائیل بگذارد؛ تنها کافی بود این کشور را متقاعد کند که حماس قصد اجرای آن را ندارد.