آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، در این یادداشت تحلیلی خود این پرسش را مطرح کرده است که چرا اسرائیل با وجود توانایی و سابقهاش در هدف قرار دادن رهبران حماس، سالها اسماعیل هنیه را نکشت، اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران هدف قرار داد.
پری با کنار هم قرار دادن مجموعهای از رویدادها، احتمال داده است که زنده ماندن هنیه پیش از هفتم اکتبر به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور این تحلیلگر، اگر نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنان برای فریب راهبردی استفاده کرده است، این ارزیابی میتواند تصمیم به کشتن او در تهران را توضیح دهد.
با این حال، نویسنده در پایان یادداشت خود میپذیرد که این نظریه بر شواهد غیرمستقیم استوار است و احتمال دارد زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه دلایل متعارف سیاسی، امنیتی و عملیاتی داشته باشد.
چرا هنیه سالها هدف قرار نگرفت؟
پری برای توضیح فرضیه خود به سابقه اسرائیل در کشتن رهبران حماس اشاره کرده است. اسرائیل در سال ۲۰۰۴ شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، و ۲۶ روز بعد عبدالعزیز رنتیسی، جانشین او، را در غزه کشت. احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس، نیز در سال ۲۰۱۲ هدف قرار گرفت.
اسرائیل همچنین محمود المبحوح را در سال ۲۰۱۰ در هتلی در دبی و صالح العاروری، معاون رهبر حماس، را در ژانویه ۲۰۲۴ در بیروت هدف قرار داد.
به نوشته پری، این عملیاتها نشان میدهند مرزهای جغرافیایی، پیامدهای دیپلماتیک و تدابیر امنیتی لزوما مانع اسرائیل برای حذف رهبران حماس نمیشدند. با وجود این، هنیه سالها زنده ماند.
هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ نخستوزیر تشکیلات خودگردان فلسطینی شد و بعد از تسلط حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷، ریاست سیاسی دولت این منطقه را بر عهده گرفت.
او در جریان جنگهای سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ در غزه حضور داشت. اسرائیل در ژوئیه ۲۰۱۴ خانه او را در اردوگاه شاطی ویران کرد، اما خود هنیه کشته نشد.
هنیه در اواخر سال ۲۰۱۹ غزه را ترک کرد و عمدتا در قطر اقامت گزید. او سپس بهعنوان چهره اصلی سیاسی حماس میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر میکرد.
پری نوشته است هنیه چه در غزه و چه در سفرهای آشکار خارجی، در دسترس شبکههای اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، پس از شرکت در مراسم تحلیف رییس دولت جدید جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.
ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
یکی از محورهای استدلال پری، زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل است. این سه زن با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تلالسبع، در جنوب این کشور، اقامت داشتند. آنها مدارک شناسایی اسرائیلی و حقوق قانونی ناشی از آن را نیز در اختیار داشتند.
پری استدلال کرده است این پیوند خانوادگی میتوانست مسیر دائمی و کمهزینهای برای جمعآوری اطلاعات درباره هنیه فراهم کند. مقامهای اسرائیلی امکان نظارت قانونی بر محل زندگی، تماسهای تلفنی، سفرها و روابط مالی بستگان او را داشتند و میتوانستند اطلاعاتی درباره نگرانیها، نیازها و افراد مورد اعتماد هنیه به دست آورند.
به نوشته این تحلیلگر، روابط اطلاعاتی لزوما با درخواست مستقیم برای خیانت آغاز نمیشوند و ممکن است از موضوعاتی چون صدور مجوز، بازجویی، کمک به یکی از بستگان، ارائه حمایت یا انجام یک خدمت شکل بگیرند.
او در عین حال تصریح کرده است وجود این ارتباط خانوادگی، جذب هنیه بهعنوان منبع اطلاعاتی را ثابت نمیکند و تنها شرایط بالقوه مناسب برای ایجاد چنین رابطهای را نشان میدهد.
درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری در بخش دیگری از یادداشتش به موارد متعدد درمان بستگان هنیه در بیمارستانهای اسرائیل اشاره کرده است.
نوه نوزاد هنیه در نوامبر ۲۰۱۳ برای درمان از غزه به بیمارستانی در اسرائیل منتقل شد. مادر همسر او نیز در ژوئن ۲۰۱۴ در بیمارستانی در اورشلیم تحت درمان سرطان قرار گرفت.
یکی از دختران هنیه نیز اندکی پس از جنگ ۵۰ روزه غزه در سال ۲۰۱۴، در پی عوارض ناشی از یک اقدام پزشکی، حدود یک هفته در بیمارستان ایچیلوف تلآویو بستری شد.
در سال ۲۰۲۴ هم یکی از خواهران هنیه نوزاد خود را پیش از موعد در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع به دنیا آورد و نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد. گزارشهایی نیز از ورود بستگان دیگر او به اسرائیل برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.
پری تاکید کرده که درمان انساندوستانه بیماران با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار است و بیماران، پزشکان و اعضای خانواده ممکن است از هرگونه فعالیت اطلاعاتی احتمالی بیخبر بوده باشند.
با این حال، او گفته است هماهنگی میان مقامهای غزه، مسئولان اسرائیلی گذرگاهها، مدیران بیمارستانها و نهادهای امنیتی، کانالهایی برای ارتباط ایجاد میکرد که میتوانست مورد توجه سازمانهای اطلاعاتی قرار گیرد.
جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
پری نوشته است یک منبع اطلاعاتی موثر لزوما نباید فرمانده نیروهای مسلح باشد؛ دسترسی به فرایند تصمیمگیری اهمیت بیشتری دارد.
هنیه برای سالها در بالاترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، حامیان خارجی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با [حکومت] ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از رسیدن به ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷، هم با دولتهای خارجی ارتباط داشت و هم نفوذ خود در داخل این جنبش را حفظ کرده بود.
به باور پری، چنین منبعی میتوانست درباره نیت رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد که با پهپاد، تصاویر ماهوارهای یا شنود ارتباطات قابل دستیابی نبود؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعا برای جنگ آماده میشود یا تنها تهدید میکند، یحیی سنوار تا چه اندازه جدی است و آیا مشوقهای اقتصادی و مجوزهای کار میتوانند آرامش مرزی را حفظ کنند.
این تحلیلگر گفته است اگر هنیه واقعا به منبع اطلاعاتی تبدیل شده بود، میتوانست یکی از ارزشمندترین منابع اسرائیل باشد.
اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
بخش اصلی فرضیه پری به این موضوع مربوط است که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر اطلاعات متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده، اما آنها را جدی نگرفته بود.
بر اساس گزارشهای پیشین، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله، سندی از طرح حماس با عنوان «دیوار اریحا» را در اختیار داشتند. این سند از شلیک گسترده موشک، استفاده از پهپاد برای از کار انداختن سامانههای نظارتی، شکستن حصار مرزی و ورود نیروهای مسلح با موتورسیکلت، پای پیاده و پاراگلایدر سخن میگفت.
یکی از تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز هشدار داده بود رزمایشهای حماس با بخشهایی از این طرح مطابقت دارند، اما هشدار او رد شد.
دیدهبانهای زن مستقر در مرز غزه هم بارها نزدیک شدن اعضای حماس به حصار، بررسی مواضع اسرائیل و تمرین حمله را گزارش کرده بودند. مشاهدات آنان نیز جدی گرفته نشد.
در ساعات اولیه هفتم اکتبر، اسرائیل فعالیتهای غیرعادی دیگری، از جمله فعال شدن سیمکارتهای اسرائیلی به دست عوامل حماس، را شناسایی کرد. افسران ارشد حدود ساعت سه بامداد تشکیل جلسه دادند، اما نیروهای مرزی به سطح آمادهباش لازم برای مقابله با تهاجم گسترده نرسیدند. حماس ساعت ششونیم صبح حمله را از دهها مسیر آغاز کرد.
با وجود این هشدارها، این تصور در دستگاههای امنیتی اسرائیل پابرجا ماند که حماس مهار شده، به دنبال دریافت پول و مجوز کار برای ساکنان غزه است و نمیخواهد با آغاز جنگ، حکومت خود را به خطر بیندازد.
منبع مورد اعتماد میتوانست شواهد را بیاهمیت جلوه دهد
پری استدلال کرده است وجود یک منبع مورد اعتماد در سطوح بالای حماس میتواند توضیح دهد که چرا اسرائیل برداشت خود از نیت این گروه را به شواهد قابل مشاهده ترجیح داد.
به نوشته او، چنین منبعی نیازی نداشت اطلاعات مربوط به طرح یا رزمایشها را پنهان کند؛ کافی بود آنها را اقداماتی برای جنگ روانی، افزایش قدرت چانهزنی یا آمادگی برای آیندهای نامشخص معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی لزوما به معنای قصد حمله نیست.
این تحلیلگر نوشته است یک عامل دوجانبه موفق ابتدا با ارائه سالها اطلاعات درست اعتماد ماموران رابط خود را جلب میکند. این اطلاعات میتوانند به اختلافات داخلی، منابع مالی ایران، مواضع حماس در مذاکرات، برنامه سفرها یا تحولات سازمانی مربوط باشند و امکان راستیآزمایی مستقل آنها نیز وجود داشته باشد.
پس از شکلگیری اعتماد، تحلیلگران ممکن است شواهد متناقض را نیز برای تفسیر نزد همان منبع ببرند. به گفته پری، بزرگترین موفقیت یک عامل دوجانبه کور کردن ماموران رابط نیست، بلکه متقاعد کردن آنها به بیاعتمادی به مشاهدات خودشان است.
هنیه ممکن است از طرح نهایی بیخبر بوده باشد
پری نوشته است حمله هفتم اکتبر با محرمانگی و تفکیک شدید اطلاعات طراحی شد. هزاران نفر در عملیات شرکت کردند، اما ظاهرا تنها حلقه محدودی از رهبران از تمام جزئیات آن اطلاع داشتند.
بر اساس یکی از فرضیههای مطرحشده در این یادداشت، اگر سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، ممکن بود او را افشا یا حذف نکنند؛ زیرا چنین اقدامی به اسرائیل هشدار میداد که یکی از کانالهایش لو رفته است.
در این سناریو، هنیه میتوانست همچنان با دولتهای خارجی ارتباط داشته باشد، نمایندگی سیاسی حماس را بر عهده بگیرد و به اسرائیل اطمینان دهد این گروه به دنبال جنگی گسترده نیست؛ در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقه محدودی در غزه باقی میماند.
فرضیه دیگر پری این است که هنیه شاید آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده باشد و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد.
هیچیک از این دو احتمال در یادداشت با اسناد یا شواهد مستقیم اثبات نشده است.
چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
پری نوشته است شرایط پس از هفتم اکتبر میتواند محاسبات اسرائیل درباره هنیه را تغییر داده باشد.
هنیه در زمان کشته شدن در غزه حضور نداشت، گروگانها را نگهداری نمیکرد، فرماندهی گردانها را بر عهده نداشت و عملیات میدانی را هدایت نمیکرد. او در خارج از غزه اقامت داشت و در مذاکراتی شرکت میکرد که قطر و مصر میانجی آن بودند.
کشتن او میتوانست مذاکرات آزادی گروگانها را دشوار کند، حکومت ایران را به واکنش وادارد، به روابط اسرائیل با قطر آسیب بزند و خطر گسترش جنگ منطقهای را افزایش دهد. اسرائیل با وجود این پیامدها او را هنگام سفر به تهران هدف قرار داد.
پری احتمال داده است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، اطلاعات منابع خود، هشدارهای پیشین و دلایل تداوم تصور بازدارندگی حماس را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که فریب خوردهاند.
در چارچوب این فرضیه، اگر بررسیها نشان میداد هنیه در زمان افزایش هشدارها همچنان به اسرائیل اطمینان داده است که حماس قصد جنگ ندارد، او دیگر یک منبع شکستخورده نبود؛ بلکه فردی تلقی میشد که اعتماد اسرائیل را علیه این کشور به کار گرفته است.
این تحلیلگر محل کشته شدن هنیه را نیز معنادار دانسته است. هنیه برای شرکت در مراسم تحلیف رییسجمهوری جدید [حکومت] ایران به تهران رفته بود و در محلی حفاظتشده اقامت داشت. به گفته پری، هدف قرار گرفتن او زیر پوشش امنیتی جمهوری اسلامی میتوانست پیامی به هنیه، حماس و [حکومت] ایران باشد.
رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری تغییر رفتار اسرائیل با خانواده هنیه پس از هفتم اکتبر را نشانه دیگری در حمایت از فرضیه خود دانسته است.
پلیس اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، را بازداشت کرد. او بعدا بر اساس پیامهایی که به ادعای مقامها در آنها از حمله هفتم اکتبر تمجید کرده بود، به تحریک و حمایت از حماس متهم شد.
به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر گزارشهای مشابه گذشته درباره درمان بستگان هنیه در اسرائیل نیز تا حد زیادی ناپدید شدند. او اذعان کرده است این موضوع ثابت نمیکند خدمات پزشکی متوقف شدهاند و ممکن است اساسا درخواست تازهای مطرح نشده باشد.
اسرائیل پس از هفتم اکتبر شماری از بستگان درجهیک هنیه را نیز مستقیما هدف قرار داد. سه پسر و چند نوه او کشته شدند و بستگان دیگری نیز در جریان جنگ جان باختند.
پری این تغییر را چشمگیر دانسته، اما خود آن را مدرکی قطعی برای اثبات رابطه اطلاعاتی هنیه با اسرائیل معرفی نکرده است.
فرضیهای بدون شواهد مستقیم
آوی پری در جمعبندی یادداشت خود در اسرائیل نشنالنیوز تاکید کرده است استدلال او بر شواهد غیرمستقیم بنا شده است.
به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگیاش با اسرائیل، درمان مکرر بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، اعتماد نهادهای اسرائیلی به بازدارندگی این گروه و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار یکدیگر پرسشهایی ایجاد میکنند.
در مقابل، خود این تحلیلگر احتمال داده است این رویدادها ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ هنیه ممکن است به دلایل سیاسی و عملیاتی متعارف برای سالها هدف قرار نگرفته و بعدا صرفا به دلیل رهبری حماس کشته شده باشد.
فرضیه اصلی پری این است که هنیه شاید با ارائه اطلاعات درست طی سالهای متمادی، اعتماد اسرائیل را به دست آورده و سپس در لحظهای تعیینکننده از آن برای پنهان کردن نیت حماس استفاده کرده باشد.
به گفته او، هنیه برای ایفای چنین نقشی نیازی نداشت طرح حمله را در اختیار اسرائیل بگذارد؛ تنها کافی بود این کشور را متقاعد کند که حماس قصد اجرای آن را ندارد.