زندگی در ارتفاع ۶۷۰۰ متری؛ گونهای موش مرزهای توان زیستی انسان را به چالش کشید

دوام آوردن گونهای موش در بلندترین قلههای آتشفشانی رشتهکوه آند تصویری تازه از توانایی حیات برای سازگاری با محیطهایی ارائه میدهد که انسان قادر به زندگی در آنها نیست.

دوام آوردن گونهای موش در بلندترین قلههای آتشفشانی رشتهکوه آند تصویری تازه از توانایی حیات برای سازگاری با محیطهایی ارائه میدهد که انسان قادر به زندگی در آنها نیست.
خبرگزاری رویترز با استناد به یافتههای پژوهشی که در نشریه «ساینس» منتشر شده، گزارش داد «موش گوشبرگی» مجموعهای از سازگاریهای متابولیکی و ژنتیکی را تکامل داده که به آن امکان میدهد در گستردهترین دامنه ارتفاعی شناختهشده در میان همه پستانداران زندگی کند.
این جونده کوچک که بهدلیل گوشهای گرد و برگمانندش شناخته میشود، از سواحل بیابانی شمال شیلی تا قلههای مرتفع رشتهکوه آند پراکنده است؛ ارتفاعاتی که تاکنون حضور هیچ پستاندار دیگری در آنها ثبت نشده است.
جی استورز، زیستشناس تکاملی دانشگاه نبراسکا و سرپرست این پژوهش، گفت موشهای مورد مطالعه در قلههایی با ارتفاع حدود ۶۷۰۰ متر مشاهده شدهاند؛ جایی که میزان اکسیژن کمتر از نیمی از سطح دریا و دما تقریبا همواره زیر صفر است.
او افزود حتی کوهنوردان حرفهای نیز تنها برای مدت کوتاهی قادر به تحمل چنین شرایطی هستند و این ارتفاعات بسیار فراتر از محدودهای است که انسان بتواند در آن بهطور طولانیمدت زندگی کند.
پژوهشگران برای بررسی سازوکارهای این سازگاری، ژنوم کامل ۱۶۷ موش را که از نقاط مختلف دامنه ارتفاعی زیستگاه این گونه جمعآوری شده بودند، تحلیل کردند.
راز بقا در کمبود اکسیژن و سرمای شدید
نتایج این مطالعه حاکی از آن است که توانایی موش گوشبرگی در مدیریت همزمان انرژی و اکسیژن، عامل اصلی بقای آن در ارتفاعات بسیار بالا به شمار میرود.
به گفته استورز، پستانداران برای حفظ دمای بدن در سرمای شدید به تولید گرمای متابولیکی وابستهاند و این فرایند به اکسیژن نیاز دارد.
از آنجا که اکسیژن در ارتفاعات بسیار کمتر است، این جانوران با ایجاد تغییرات متابولیکی، مصرف اکسیژن را کارآمدتر کردهاند.
بررسیها نشان داد موشهای ساکن ارتفاعات بالا نسبت به نمونههای ارتفاعات پایین، توان بیشتری در حفظ ظرفیت تولید گرمای بدن دارند.
عضلات اسکلتی آنها نیز انرژی را با کارایی بیشتری در میتوکندریها که «نیروگاههای سلول» محسوب میشوند، تولید میکند.
پژوهشگران همچنین دریافتند بافت چربی قهوهای این موشها که وظیفه تولید گرما را بر عهده دارد، توان بیشتری برای سوزاندن چربیها دارد؛ قابلیتی که احتمالا به حفظ دمای بدن در سرمای شدید و محیط کماکسیژن کمک میکند.
سازگاری با گیاهان سمی
بر اساس یافتههای این پژوهش، رژیم غذایی یکی از عوامل مهم سازگاری موش گوشبرگی با ارتفاعات بسیار بالا است.
پژوهشگران به مجموعهای از شواهد ژنتیکی دست یافتند که نشان میدهد این گونه علاوه بر سازگاری با سرما و کمبود اکسیژن، توانایی مقابله با سموم گیاهان موجود در زیستگاه خود را نیز تکامل داده است.
استورز گفت برای پژوهشگران غیرمنتظره بود که این جانوران توانایی تجزیه و دفع سموم غذایی را کسب کردهاند، زیرا گیاهان موجود در ارتفاعات بالا عمدتا سرشار از ترکیبات سمی هستند و منابع غذایی بسیار محدودی در اختیار این موشها قرار دارد.
گیرمو دلیا، جانورشناس دانشگاه استرال شیلی و از نویسندگان این تحقیق، گفت پژوهشگران نشانههایی از انتخاب طبیعی را در ژنهای مرتبط با دفاع آنتیاکسیدانی و سوختوساز سموم غذایی شناسایی کردهاند، اما هنوز مشخص نیست این سازگاری در برابر کدام سم یا گیاه ایجاد شده است.
به گفته پژوهشگران، نتایج این مطالعه میتواند به درک بهتر سازوکارهای سازگاری جانوران با محیطهای کماکسیژن کمک کند و در آینده برای توسعه روشهای درمانی بیماریهای قلبی و تنفسی مرتبط با اختلال در اکسیژنرسانی نیز کاربرد داشته باشد.
دلیا در عین حال تاکید کرد هنوز پرسشهای مهمی درباره این گونه بیپاسخ مانده است؛ از جمله اینکه این موشها در ارتفاعات دقیقا از چه چیزی تغذیه میکنند، چه مدت عمر دارند و آیا روی قلهها تولیدمثل میکنند یا خیر.
او افزود نتایج این پژوهش یادآور آن است که هنوز بخش بزرگی از حیات روی زمین ناشناخته مانده است و حفاظت از طبیعت بیش از پیش اهمیت دارد.






بر اثر ورود یک خودرو به میان جمعیت حاضر در جشنواره «افتخار» برلین، یک نفر کشته و ۱۷ نفر مجروح شدند. پلیس آلمان یک فرد مرتبط با محافل اسلامگرا را مظنون دانسته، اما انگیزه و بسیاری از جزئیات حادثه هنوز روشن نیست.
خبرگزاری رویترز گزارش داد این خودرو حدود ساعت ۱۰ شب شنبه سوم مرداد وارد پارک «تیرگارتن» در مرکز برلین، در نزدیکی دروازه براندنبورگ، شد و چند نفر را زیر گرفت. خودرو پس از برخورد با یک درخت متوقف شد، اما هنگام رسیدن نیروهای پلیس خالی بود.
پلیس عملیات گستردهای را برای یافتن یک یا چند عامل احتمالی آغاز کرده است. سخنگوی پلیس گفت یک مظنون شناسایی شده که هنوز بازداشت نشده و پلیس او را بهعنوان فردی مرتبط با محافل اسلامگرای برلین میشناسد.
با وجود این، مقامها هنوز رسما درباره انگیزه حادثه یا تروریستی بودن آن اظهارنظر نکردهاند.
جان سه مجروح در خطر است
سخنگوی آتشنشانی برلین اعلام کرد هشت نفر بهشدت مجروح شدهاند و وضعیت سه نفر از آنان بحرانی است.
به گفته پلیس، خودرو سفید رنگ بوده و ممکن است یک خودروی سواری، ون یا مینیبوس بوده باشد. روزنامه آلمانی بیلد به نقل از یک شاهد گزارش داد خودرو یک ون بوده و مردی پس از پیاده شدن از آن، پای پیاده گریخته است.
شمار زیادی از نیروهای پلیس و خودروهای امدادی به محل اعزام شدند.
جشن صدها هزار نفر ناگهان متوقف شد
صدها هزار نفر شنبه برای شرکت در مراسم سالانه «روز خیابان کریستوفر»، معروف به جشنواره «افتخار» برلین، در پایتخت آلمان گرد آمده بودند. این رویداد تا پیش از وقوع حادثه بهشکلی مسالمتآمیز در جریان بود.
ورود خودرو به میان جمعیت، یکی از بزرگترین رویدادهای جامعه الجیبیتیکیو در اروپا را ناگهان متوقف کرد.
جولیان میتیگ، یکی از شرکتکنندگان، به رویترز گفت: «این یکی از بدترین روزها برای جامعه کوییر و روزی است که شخصا امیدوار بودم هرگز تجربه نکنم. شوکه شدهام.»
مراسم «روز خیابان کریستوفر» هر سال صدها هزار نفر را به برلین میکشاند. این رویداد یادآور قیام استونوال در سال ۱۹۶۹ در نیویورک است و رژههای خیابانی را با مطالبات سیاسی برای برابری، فراگیری و مقابله با تبعیض همراه میکند.
این مراسم نخستین بار در سال ۱۹۷۹ در برلین غربی برگزار شد و بهتدریج از یک تظاهرات کوچک به یکی از برنامههای اصلی تقویم فرهنگی و سیاسی پایتخت آلمان تبدیل شد.
سابقه ورود خودرو به میان جمعیت در آلمان
آلمان طی سالهای اخیر شاهد چندین حادثه مرگبار با خودرو بوده است؛ هرچند انگیزه و شرایط این رویدادها یکسان نبودهاند.
در ماه مه سال جاری میلادی، مردی که تصور میشد با مشکلات روانی روبهرو است، خودروی خود را وارد منطقه ویژه عابران پیاده در مرکز لایپزیگ کرد. در این حادثه دو نفر کشته و سه نفر بهشدت مجروح شدند.
سال گذشته میلادی نیز مردی ۴۰ ساله که مقامها او را دارای اختلال روانی توصیف کردند، در شهر مانهایم خودرویش را به گروهی از عابران زد و دو نفر را کشت.
چند هفته پیش از حادثه مانهایم، یک شهروند افغانستان به حمله با خودرو به تظاهرات اتحادیههای کارگری در مونیخ متهم شد. در آن حادثه دو نفر کشته و بیش از ۴۰ نفر، از جمله چند کودک، زخمی شدند.
در دسامبر ۲۰۲۴ نیز حمله با خودرو به بازار کریسمس در شهر ماگدبورگ چند کشته بر جای گذاشت. عامل مظنون، روانپزشکی اهل عربستان سعودی با سابقه اظهارات ضداسلامی بود که نزدیک به دو دهه در آلمان زندگی کرده بود.
پلیس برلین اعلام کرده تحقیقات و عملیات جستوجو برای بازداشت مظنون ادامه دارد. مقامها هنوز نام او را منتشر نکردهاند.
یادداشتی در «اسرائیل نشنالنیوز» این فرضیه را مطرح کرد که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله ۷ اکتبر استفاده کرده باشد. او تاکید کرد شواهد این نظریه غیرمستقیماند و هیچ مدرک قطعی برای اثبات این همکاری ارائه نکرد.
آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، در این یادداشت تحلیلی خود این پرسش را مطرح کرده است که چرا اسرائیل با وجود توانایی و سابقهاش در هدف قرار دادن رهبران حماس، سالها اسماعیل هنیه را نکشت، اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران هدف قرار داد.
پری با کنار هم قرار دادن مجموعهای از رویدادها، احتمال داده است که زنده ماندن هنیه پیش از هفتم اکتبر به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور این تحلیلگر، اگر نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنان برای فریب راهبردی استفاده کرده است، این ارزیابی میتواند تصمیم به کشتن او در تهران را توضیح دهد.
با این حال، نویسنده در پایان یادداشت خود میپذیرد که این نظریه بر شواهد غیرمستقیم استوار است و احتمال دارد زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه دلایل متعارف سیاسی، امنیتی و عملیاتی داشته باشد.
چرا هنیه سالها هدف قرار نگرفت؟
پری برای توضیح فرضیه خود به سابقه اسرائیل در کشتن رهبران حماس اشاره کرده است. اسرائیل در سال ۲۰۰۴ شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، و ۲۶ روز بعد عبدالعزیز رنتیسی، جانشین او، را در غزه کشت. احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس، نیز در سال ۲۰۱۲ هدف قرار گرفت.
اسرائیل همچنین محمود المبحوح را در سال ۲۰۱۰ در هتلی در دبی و صالح العاروری، معاون رهبر حماس، را در ژانویه ۲۰۲۴ در بیروت هدف قرار داد.
به نوشته پری، این عملیاتها نشان میدهند مرزهای جغرافیایی، پیامدهای دیپلماتیک و تدابیر امنیتی لزوما مانع اسرائیل برای حذف رهبران حماس نمیشدند. با وجود این، هنیه سالها زنده ماند.
هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ نخستوزیر تشکیلات خودگردان فلسطینی شد و بعد از تسلط حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷، ریاست سیاسی دولت این منطقه را بر عهده گرفت.
او در جریان جنگهای سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ در غزه حضور داشت. اسرائیل در ژوئیه ۲۰۱۴ خانه او را در اردوگاه شاطی ویران کرد، اما خود هنیه کشته نشد.
هنیه در اواخر سال ۲۰۱۹ غزه را ترک کرد و عمدتا در قطر اقامت گزید. او سپس بهعنوان چهره اصلی سیاسی حماس میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر میکرد.
پری نوشته است هنیه چه در غزه و چه در سفرهای آشکار خارجی، در دسترس شبکههای اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، پس از شرکت در مراسم تحلیف رییس دولت جدید جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.
ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
یکی از محورهای استدلال پری، زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل است. این سه زن با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تلالسبع، در جنوب این کشور، اقامت داشتند. آنها مدارک شناسایی اسرائیلی و حقوق قانونی ناشی از آن را نیز در اختیار داشتند.
پری استدلال کرده است این پیوند خانوادگی میتوانست مسیر دائمی و کمهزینهای برای جمعآوری اطلاعات درباره هنیه فراهم کند. مقامهای اسرائیلی امکان نظارت قانونی بر محل زندگی، تماسهای تلفنی، سفرها و روابط مالی بستگان او را داشتند و میتوانستند اطلاعاتی درباره نگرانیها، نیازها و افراد مورد اعتماد هنیه به دست آورند.
به نوشته این تحلیلگر، روابط اطلاعاتی لزوما با درخواست مستقیم برای خیانت آغاز نمیشوند و ممکن است از موضوعاتی چون صدور مجوز، بازجویی، کمک به یکی از بستگان، ارائه حمایت یا انجام یک خدمت شکل بگیرند.
او در عین حال تصریح کرده است وجود این ارتباط خانوادگی، جذب هنیه بهعنوان منبع اطلاعاتی را ثابت نمیکند و تنها شرایط بالقوه مناسب برای ایجاد چنین رابطهای را نشان میدهد.
درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری در بخش دیگری از یادداشتش به موارد متعدد درمان بستگان هنیه در بیمارستانهای اسرائیل اشاره کرده است.
نوه نوزاد هنیه در نوامبر ۲۰۱۳ برای درمان از غزه به بیمارستانی در اسرائیل منتقل شد. مادر همسر او نیز در ژوئن ۲۰۱۴ در بیمارستانی در اورشلیم تحت درمان سرطان قرار گرفت.
یکی از دختران هنیه نیز اندکی پس از جنگ ۵۰ روزه غزه در سال ۲۰۱۴، در پی عوارض ناشی از یک اقدام پزشکی، حدود یک هفته در بیمارستان ایچیلوف تلآویو بستری شد.
در سال ۲۰۲۴ هم یکی از خواهران هنیه نوزاد خود را پیش از موعد در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع به دنیا آورد و نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد. گزارشهایی نیز از ورود بستگان دیگر او به اسرائیل برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.
پری تاکید کرده که درمان انساندوستانه بیماران با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار است و بیماران، پزشکان و اعضای خانواده ممکن است از هرگونه فعالیت اطلاعاتی احتمالی بیخبر بوده باشند.
با این حال، او گفته است هماهنگی میان مقامهای غزه، مسئولان اسرائیلی گذرگاهها، مدیران بیمارستانها و نهادهای امنیتی، کانالهایی برای ارتباط ایجاد میکرد که میتوانست مورد توجه سازمانهای اطلاعاتی قرار گیرد.
جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
پری نوشته است یک منبع اطلاعاتی موثر لزوما نباید فرمانده نیروهای مسلح باشد؛ دسترسی به فرایند تصمیمگیری اهمیت بیشتری دارد.
هنیه برای سالها در بالاترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، حامیان خارجی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با [حکومت] ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از رسیدن به ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷، هم با دولتهای خارجی ارتباط داشت و هم نفوذ خود در داخل این جنبش را حفظ کرده بود.
به باور پری، چنین منبعی میتوانست درباره نیت رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد که با پهپاد، تصاویر ماهوارهای یا شنود ارتباطات قابل دستیابی نبود؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعا برای جنگ آماده میشود یا تنها تهدید میکند، یحیی سنوار تا چه اندازه جدی است و آیا مشوقهای اقتصادی و مجوزهای کار میتوانند آرامش مرزی را حفظ کنند.
این تحلیلگر گفته است اگر هنیه واقعا به منبع اطلاعاتی تبدیل شده بود، میتوانست یکی از ارزشمندترین منابع اسرائیل باشد.
اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
بخش اصلی فرضیه پری به این موضوع مربوط است که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر اطلاعات متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده، اما آنها را جدی نگرفته بود.
بر اساس گزارشهای پیشین، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله، سندی از طرح حماس با عنوان «دیوار اریحا» را در اختیار داشتند. این سند از شلیک گسترده موشک، استفاده از پهپاد برای از کار انداختن سامانههای نظارتی، شکستن حصار مرزی و ورود نیروهای مسلح با موتورسیکلت، پای پیاده و پاراگلایدر سخن میگفت.
یکی از تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز هشدار داده بود رزمایشهای حماس با بخشهایی از این طرح مطابقت دارند، اما هشدار او رد شد.
دیدهبانهای زن مستقر در مرز غزه هم بارها نزدیک شدن اعضای حماس به حصار، بررسی مواضع اسرائیل و تمرین حمله را گزارش کرده بودند. مشاهدات آنان نیز جدی گرفته نشد.
در ساعات اولیه هفتم اکتبر، اسرائیل فعالیتهای غیرعادی دیگری، از جمله فعال شدن سیمکارتهای اسرائیلی به دست عوامل حماس، را شناسایی کرد. افسران ارشد حدود ساعت سه بامداد تشکیل جلسه دادند، اما نیروهای مرزی به سطح آمادهباش لازم برای مقابله با تهاجم گسترده نرسیدند. حماس ساعت ششونیم صبح حمله را از دهها مسیر آغاز کرد.
با وجود این هشدارها، این تصور در دستگاههای امنیتی اسرائیل پابرجا ماند که حماس مهار شده، به دنبال دریافت پول و مجوز کار برای ساکنان غزه است و نمیخواهد با آغاز جنگ، حکومت خود را به خطر بیندازد.
منبع مورد اعتماد میتوانست شواهد را بیاهمیت جلوه دهد
پری استدلال کرده است وجود یک منبع مورد اعتماد در سطوح بالای حماس میتواند توضیح دهد که چرا اسرائیل برداشت خود از نیت این گروه را به شواهد قابل مشاهده ترجیح داد.
به نوشته او، چنین منبعی نیازی نداشت اطلاعات مربوط به طرح یا رزمایشها را پنهان کند؛ کافی بود آنها را اقداماتی برای جنگ روانی، افزایش قدرت چانهزنی یا آمادگی برای آیندهای نامشخص معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی لزوما به معنای قصد حمله نیست.
این تحلیلگر نوشته است یک عامل دوجانبه موفق ابتدا با ارائه سالها اطلاعات درست اعتماد ماموران رابط خود را جلب میکند. این اطلاعات میتوانند به اختلافات داخلی، منابع مالی ایران، مواضع حماس در مذاکرات، برنامه سفرها یا تحولات سازمانی مربوط باشند و امکان راستیآزمایی مستقل آنها نیز وجود داشته باشد.
پس از شکلگیری اعتماد، تحلیلگران ممکن است شواهد متناقض را نیز برای تفسیر نزد همان منبع ببرند. به گفته پری، بزرگترین موفقیت یک عامل دوجانبه کور کردن ماموران رابط نیست، بلکه متقاعد کردن آنها به بیاعتمادی به مشاهدات خودشان است.
هنیه ممکن است از طرح نهایی بیخبر بوده باشد
پری نوشته است حمله هفتم اکتبر با محرمانگی و تفکیک شدید اطلاعات طراحی شد. هزاران نفر در عملیات شرکت کردند، اما ظاهرا تنها حلقه محدودی از رهبران از تمام جزئیات آن اطلاع داشتند.
بر اساس یکی از فرضیههای مطرحشده در این یادداشت، اگر سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، ممکن بود او را افشا یا حذف نکنند؛ زیرا چنین اقدامی به اسرائیل هشدار میداد که یکی از کانالهایش لو رفته است.
در این سناریو، هنیه میتوانست همچنان با دولتهای خارجی ارتباط داشته باشد، نمایندگی سیاسی حماس را بر عهده بگیرد و به اسرائیل اطمینان دهد این گروه به دنبال جنگی گسترده نیست؛ در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقه محدودی در غزه باقی میماند.
فرضیه دیگر پری این است که هنیه شاید آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده باشد و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد.
هیچیک از این دو احتمال در یادداشت با اسناد یا شواهد مستقیم اثبات نشده است.
چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
پری نوشته است شرایط پس از هفتم اکتبر میتواند محاسبات اسرائیل درباره هنیه را تغییر داده باشد.
هنیه در زمان کشته شدن در غزه حضور نداشت، گروگانها را نگهداری نمیکرد، فرماندهی گردانها را بر عهده نداشت و عملیات میدانی را هدایت نمیکرد. او در خارج از غزه اقامت داشت و در مذاکراتی شرکت میکرد که قطر و مصر میانجی آن بودند.
کشتن او میتوانست مذاکرات آزادی گروگانها را دشوار کند، حکومت ایران را به واکنش وادارد، به روابط اسرائیل با قطر آسیب بزند و خطر گسترش جنگ منطقهای را افزایش دهد. اسرائیل با وجود این پیامدها او را هنگام سفر به تهران هدف قرار داد.
پری احتمال داده است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، اطلاعات منابع خود، هشدارهای پیشین و دلایل تداوم تصور بازدارندگی حماس را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که فریب خوردهاند.
در چارچوب این فرضیه، اگر بررسیها نشان میداد هنیه در زمان افزایش هشدارها همچنان به اسرائیل اطمینان داده است که حماس قصد جنگ ندارد، او دیگر یک منبع شکستخورده نبود؛ بلکه فردی تلقی میشد که اعتماد اسرائیل را علیه این کشور به کار گرفته است.
این تحلیلگر محل کشته شدن هنیه را نیز معنادار دانسته است. هنیه برای شرکت در مراسم تحلیف رییسجمهوری جدید [حکومت] ایران به تهران رفته بود و در محلی حفاظتشده اقامت داشت. به گفته پری، هدف قرار گرفتن او زیر پوشش امنیتی جمهوری اسلامی میتوانست پیامی به هنیه، حماس و [حکومت] ایران باشد.
رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری تغییر رفتار اسرائیل با خانواده هنیه پس از هفتم اکتبر را نشانه دیگری در حمایت از فرضیه خود دانسته است.
پلیس اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، را بازداشت کرد. او بعدا بر اساس پیامهایی که به ادعای مقامها در آنها از حمله هفتم اکتبر تمجید کرده بود، به تحریک و حمایت از حماس متهم شد.
به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر گزارشهای مشابه گذشته درباره درمان بستگان هنیه در اسرائیل نیز تا حد زیادی ناپدید شدند. او اذعان کرده است این موضوع ثابت نمیکند خدمات پزشکی متوقف شدهاند و ممکن است اساسا درخواست تازهای مطرح نشده باشد.
اسرائیل پس از هفتم اکتبر شماری از بستگان درجهیک هنیه را نیز مستقیما هدف قرار داد. سه پسر و چند نوه او کشته شدند و بستگان دیگری نیز در جریان جنگ جان باختند.
پری این تغییر را چشمگیر دانسته، اما خود آن را مدرکی قطعی برای اثبات رابطه اطلاعاتی هنیه با اسرائیل معرفی نکرده است.
فرضیهای بدون شواهد مستقیم
آوی پری در جمعبندی یادداشت خود در اسرائیل نشنالنیوز تاکید کرده است استدلال او بر شواهد غیرمستقیم بنا شده است.
به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگیاش با اسرائیل، درمان مکرر بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، اعتماد نهادهای اسرائیلی به بازدارندگی این گروه و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار یکدیگر پرسشهایی ایجاد میکنند.
در مقابل، خود این تحلیلگر احتمال داده است این رویدادها ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ هنیه ممکن است به دلایل سیاسی و عملیاتی متعارف برای سالها هدف قرار نگرفته و بعدا صرفا به دلیل رهبری حماس کشته شده باشد.
فرضیه اصلی پری این است که هنیه شاید با ارائه اطلاعات درست طی سالهای متمادی، اعتماد اسرائیل را به دست آورده و سپس در لحظهای تعیینکننده از آن برای پنهان کردن نیت حماس استفاده کرده باشد.
به گفته او، هنیه برای ایفای چنین نقشی نیازی نداشت طرح حمله را در اختیار اسرائیل بگذارد؛ تنها کافی بود این کشور را متقاعد کند که حماس قصد اجرای آن را ندارد.
نزدیک به پنج هفته پس از آنکه رهبران «جنبش جوانان سوسکِ جانتا» در هند اعتراضات خود را با مطالبه استعفای وزیر آموزشوپرورش بهدلیل افشای سوالات امتحانات آغاز کردند، نارندرا مودی، نخستوزیر ۷۵ ساله هند، وعده انجام اصلاحات داد.
او یک ویدیو سلفی کمسابقه منتشر کرد و گفت از رنج معترضان متاثر شده است. این ویدیو اواخر روز پنجشنبه در اینستاگرام منتشر شد؛ همان جایی که جنبش جوانان سوسک جانتا در ماه مه ظرف چند روز ۲۲ میلیون دنبالکننده، عمدتا از نسل زد، جذب کرده بود.
اما این اقدام برای راضی کردن هزاران معترضی که در مرکز دهلی گرد آمده بودند، چند روز پیش از آن سرکوب گسترده پلیس را تحمل کرده و سپس الهامبخش اعتراضات در سراسر کشور شده بودند، کافی نبود.
روز شنبه، وزیر آموزشوپرورش استعفا کرد و به این ترتیب مهمترین خواسته معترضان برآورده شد؛ شکستی کمسابقه برای مودی.
استعفای دارمندرا پرادان، وزیر آموزشوپرورش، یک پیروزی روشن برای جنبش معروف به سوسک به شمار میرود؛ گروهی که حامیان جوانش آشکارا مودی را در قالب رپ، پلاکارد و دیوارنوشته به تمسخر گرفتهاند.
تنها چند هفته پیش چنین چیزی در کشوری که سیاست آن از زمان به قدرت رسیدن مودی در سال ۲۰۱۴ تقریبا بهطور کامل تحت سلطه او بوده، تقریبا غیرقابل تصور بود.
سانجای سریواستاوا، استاد انسانشناسی در دانشگاه سواز لندن، گفت: «تعداد زیادی از افرادی که در اعتراض حضور داشتند ممکن است در واقع از حامیان خود او باشند و این با انواع دیگر اعتراضات در گذشته تفاوت زیادی دارد.»
او افزود: «چیزی که میتوان آن را یک پیروزی دانست این است که اکنون طیف بسیار گستردهتری از مردم در حال زیر سوال بردن دولت هستند. بخش بسیار بزرگتری از جامعه شروع کرده است این ایده را زیر سوال ببرد که حزب حاکم لزوما برای کشور خوب است.»
جرقه اعتراضات با افشای سوالات یک آزمون ورودی پزشکی زده شد، اما بهگفته تحلیلگران مسائل دیگری نیز وجود دارد؛ مهمترین آنها بیکاری جوانان و ترس در میان نسل جوان از این است که هوش مصنوعی مشاغل آنها را در بخشهایی مانند دفاتر پشتیبانی فناوری اطلاعات، حوزهای که هند به آن شهرت دارد، از بین ببرد.
آمیتاب تیواری، تحلیلگر سیاسی، به رویترز گفت: «افشای سوالات فقط نقطه آغاز است. این اعتراضات تا حد زیادی بازتاب اضطراب، نگرانی، نارضایتی، سرخوردگی و خشم در میان جوانان است.»
راجنات سینگ، یکی از وزیران ارشد کابینه مودی، گفت «اولویت اصلی دولت همچنان این است که نگرانیهای واقعی دانشجویان را درک کند، بهسرعت به آنها رسیدگی کند و اطمینان دهد که صدایشان شنیده میشود.»
فاصله دولت و نسل زد
برآورد میشود هندیهای ۱۸ تا ۴۰ ساله حدود ۴۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل دهند، اما تنها حدود ۱۰ درصد کرسیهای مجلس سفلی پارلمان را در اختیار دارند؛ رقمی که بهگفته تیواری، از بیش از دو برابر این میزان در دهه ۱۹۵۰ کاهش یافته است.
میانگین سنی اعضای کابینه بیش از ۶۰ سال است.
اگرچه جنبش سوسک یک حزب سیاسی نیست، همه احزاب مخالف تلاش کردهاند از فرصت کمسابقهای که در اعتراضات علیه مودی ایجاد شده بهرهبرداری و با حمایت از خواستههای دانشجویان، خود را به این جنبش نزدیک کنند.
نخستین آزمونهای خشم جوانان ممکن است در انتخابات سال آینده در ایالت اوتار پرادش، پرجمعیتترین ایالت هند، پنجاب و گجرات، ایالت زادگاه مودی، رخ دهد. حزب بهاراتیا جاناتا در حال حاضر در اوتار پرادش و گجرات قدرت را در دست دارد.
خطر بزرگتر برای مودی ممکن است در انتخابات ملی سال ۲۰۲۹ نمایان شود، بهویژه اگر جنبش سیاسی خود را به یک حزب سیاسی تبدیل کند.
آبهیجیت دیپکه، بنیانگذار این جنبش، گفته است که تاکنون هیچ تصمیمی درباره ورود به رقابتهای انتخاباتی گرفته نشده است.
برخی تحلیلگران میگویند رأیدهندگان جوان تاکنون عمدتا بر اساس خطوط مذهبی یا کاستی رأی دادهاند؛ الگویی که به نفع حزب ملیگرای هندوِ بهاراتیا جاناتا به رهبری مودی بوده است. اما ممکن است این وضعیت در حال تغییر باشد.
اخیرا یک بازیگر که با حزب خودش وارد رقابت شده و با احزاب مخالف ائتلاف کرده بود، با اتکا به پایگاه هواداران نسل زد خود که عمدتا در اینستاگرام فعال هستند، بهعنوان سروزیر ایالت ثروتمند تامیل نادو در جنوب هند انتخاب شد.
آنوراگ ماینس ورما، نویسنده، گفت: «این یک لحظه وزنکشی برای نخستوزیر مودی بود و نشان میدهد آنها تا چه اندازه از خواستههای نسل زد فاصله دارند.»
او افزود: «سالها راهبرد دیجیتال سیاسی حزب حاکم بهاراتیا جاناتا بر پلتفرمهایی مانند ایکس متمرکز بود، جایی که بخش زیادی از گفتوگوی سیاسی جریان داشت. اما اکنون این گفتوگو بهطور فزایندهای به اینستاگرام منتقل شده، بهویژه در میان کاربران جوانتر.»
حزب بهاراتیا جاناتا ممکن است بر بخش عمده هند حکومت کند و خود را بزرگترین حزب سیاسی جهان بداند، اما طی سالها تنها توانسته است ۱۰ میلیون دنبالکننده در اینستاگرام جذب کند؛ کمتر از نصف تعدادی که جنبش سوسک ظرف چند روز به دست آورد.
حزب بهاراتیا جاناتا در شبکه ایکس حدود ۲۳ میلیون و در فیسبوک ۱۸ میلیون دنبالکننده دارد، هرچند حسابهای شخصی مودی در هر سه شبکه اجتماعی دنبالکنندگان بسیار زیادی دارند و تعداد آنها بین ۶۰ تا ۱۰۷ میلیون نفر است.
سانتوش دسای، روزنامهنگار و ستوننویس، به رویترز گفت: «برای اینستاگرام به نوعی اصالت نیاز دارید. پیامهای از پیش ساختهشده و با دقت صیقلخورده جواب نمیدهند. این رسانه را همین نسل ساخته و به لطف همین نسل به چیزی که امروز هست تبدیل شده است. این نسل هیچ تقدسی برای کسی قائل نیست.»
مودی طی یک دهه گذشته بهعنوان چهرهای قدرتمند و قاطع حکومت کرده که بهندرت اشتباهات خود را میپذیرد. دولت او مدتها در برابر برکناری وزیران زیر فشار مقاومت کرده است.
کشاورزان هندی مجبور شدند نزدیک به یک سال اعتراض کنند تا مودی در سال ۲۰۲۱ قوانین جنجالی کشاورزی را لغو کند.
تیواری گفت: «از این به بعد، رهبری که گوش بدهد احتمالا موفقتر خواهد بود و این همان چیزی است که مودی تلاش میکند از خود نشان دهد.»
رییسجمهوری اوکراین در شبکه ایکس نوشت نیروهای این کشور در حملات دوربرد در دریای خزر، شناورهایی را که برای انتقال محمولههای نظامی مرتبط با جمهوری اسلامی استفاده میشدند، همراه با یک ناو جنگی، هدف قرار دادند.
ولودیمیر زلنسکی شنبه سوم مرداد ضمن اشاره به این موضوع، به جنگ مستقیم میان اوکراین و روسیه نیز پرداخت.
او گفت: «نیروهای اوکراین شب گذشته اهدافی را در چندین منطقه روسیه، از جمله یک کارخانه نظامی در کیروف، پالایشگاهی در تیومن، یک مرکز لجستیکی در یکاترینبورگ و یک انبار سوخت در روستوف-نا-دونو هدف قرار دادند.»
او درباره حملهها در دریای خزر نیز نوشت: «ما در حملات دوربرد در دریای خزر نیز به نتایج بسیار مهمی دست یافتیم؛ از جمله هدف قرار دادن شناورهایی که برای انتقال محمولههای نظامی مرتبط با ایران استفاده میشدند و همچنین یک ناو جنگی.»
خبر هدف قرار گرفتن کشتیهای ایرانی در دریای خزر، در رسانههای داخلی نیز از قول زلنسکی منتشر شده است.
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، نوشت: «رییسجمهور اوکراین امروز (شنبه) در پستی مدعی شد که کییف از حملات دوربرد در دریای خزر به نتایج بسیار خوبی دست یافته است. دریای خزر بیش از هزار کیلومتر از قلمروی تحت کنترل اوکراین فاصله دارد.»
کییف پیش از این نیز از هدف قرار دادن کشتیهای مرتبط با انتقال تسلیحات میان ایران و روسیه خبر داده بود.
نیروهای ویژه اوکراین ۲۱ آذر ۱۴۰۴ در بیانیهای اعلام کردند در حملهای با همکاری یک «جنبش مقاومت محلی»، دو کشتی مرتبط با انتقال تسلیحات و تجهیزات نظامی روسیه را در دریای خزر هدف قرار دادند.
این بیانیه که در پیامرسان تلگرام منتشر شد، به زمان انجام این عملیات اشارهای نکرد.
بنا بر اعلام نیروهای ویژه اوکراین، این دو کشتی که «کامپوزر راخمانینوف» و «اسکار-ساریدژا» معرفی شدند، در نزدیکی سواحل قالمیقستان، یکی از جمهوریهای روسیه، هدف قرار گرفتند.
نیروهای ویژه اوکراین درباره شیوه هدف قرار دادن این شناورها یا میزان خسارت واردشده به آنها توضیحی ارائه نکردند و تنها گفتند جنبش «بلک اسپارک» اطلاعات دقیقی درباره مسیر حرکت و محموله این کشتیها در اختیار کییف قرار داد.
پیشتر در ۲۰ آذر، یک مقام اوکراینی اعلام کرد پهپادهای کییف برای نخستین بار به یک سکوی نفتی روسیه در دریای خزر حمله کردند.
او افزود این عملیات به توقف استخراج نفت و گاز در بیش از ۲۰ حلقه چاه این تاسیسات انجامید.
جمهوری اسلامی که از متحدان نزدیک مسکو محسوب میشود، پهپادهای انتحاری شاهد را برای استفاده روسیه در جنگ اوکراین در اختیار این کشور قرار داده است.
حمایت نظامی حکومت ایران از کرملین با واکنشهای گستردهای در غرب روبهرو شده و بهویژه نارضایتی شدید کشورهای اروپایی را در پی داشته است.
روسیه عملیات نظامی خود را علیه اوکراین اسفند ۱۴۰۰ کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است. از زمان آغاز جنگ کنونی، روسیه حدود یکپنجم خاک اوکراین را به تصرف خود درآورده است.
در پی گسترش آتشسوزیهای مهارنشده در فرانسه و اسپانیا، نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر ناچار شدهاند خانهها و اقامتگاههای تفریحی خود را ترک کنند. پاریس خواستار کمک بینالمللی شده و مادرید نیز وضعیت اضطراری ملی اعلام کرده است.
این نخستین بار است که اسپانیا به علت آتشسوزی جنگلی، چنین سطحی از وضعیت اضطراری را اعلام میکند.
آتشنشانان اسپانیایی امیدوار بودند شنبه سوم مرداد آتشسوزیهای اطراف مادرید را مهار کنند، اما یکی از مقامهای محلی هشدار داد وزش بادهای متغیر ممکن است شعلهها را بیش از پیش گسترش دهد.
بر اساس گزارش رسانههای محلی، دود غلیظ خاکستری، آسمان غرب پایتخت اسپانیا را پوشانده است.
کارلوس نوویو، مسئول مدیریت بحران دولت منطقهای مادرید، گفت که آتشسوزی نزدیک پایتخت «به اوج خود» رسیده است.
به گفته او این آتش در حال حاضر گستردهتر از آن است که آتشنشانان توان مهار آن را داشته باشند.
پیش از این، آتشسوزی اواسط تیر ماه در جنگلهای جنوب اسپانیا ۱۲ کشته بر جای گذاشت. به گزارش رویترز، این مرگبارترین آتشسوزی جنگلی اسپانیا از سال ۲۰۰۵ بود؛ سالی که ۱۱ آتشنشان در آتشسوزی استان گوادالاخارا جان باختند.
وزارت کشور اسپانیا سوم مرداد اعلام کرد آتش نزدیک به ۱۰ هزار هکتار از اراضی منطقه مادرید و بین ۱۳ تا ۱۵ هزار هکتار از استان همجوار آویلا را سوزانده است.
مساحت مجموع مناطق سوخته، بیش از دو برابر مساحت شهر پاریس است.
دو آتشسوزی جداگانه دوم مرداد به یک حریق عظیم تبدیل شدند و در آستانه پیوستن به آتشسوزی دیگری در منطقه همجوار کاستیا و لئون قرار گرفتند.
تخلیه گسترده در اطراف بوردو
در فرانسه نیز مقامها سوم مرداد هزاران نفر را از حومههای بوردو تخلیه کردند، چرا که نشانهای از فروکش کردن آتشسوزیهای اطراف این شهر به چشم نخورد.
سوفی بروکا، رییس اداره محلی منطقه نوول-آکیتن و ژیروند که بوردو را نیز در بر میگیرد، اعلام کرد مناطق لو آیان، ازین و مرینیاک در حال تخلیه هستند.
منطقه بوردو به تاکستانهایش شهرت دارد و این شهر یکی از مراکز اصلی رفتوآمد گردشگرانی است که به مناطق تفریحی ساحل اقیانوس اطلس سفر میکنند.
حدود ۴۴ هزار نفر نیز شبهجزیره اعیاننشین کپ فره در جنوب بوردو را ترک کردهاند؛ منطقهای که تنها جاده خروجی آن در معرض تهدید آتش قرار گرفته است.
قایقها صدها نفر را از منطقه آتشسوزی دور کردند و گروهی دیگر نیز با خودرو شبهجزیره را ترک کردند.
کپ فره به اقامتگاههای میلیونرها شهرت دارد و تاکنون بیش از ۵۰ خانه در آن ویران شده است.
سباستین لکورنو، نخستوزیر فرانسه، گفت تاکنون بیش از ۱۴۱ هزار نفر از مناطق ژیروند و لاند تخلیه شدهاند.
او سوم مرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آتشسوزیهایی که کشور ما را درگیر کردهاند، به سطحی بیسابقه رسیدهاند.»
ارتش فرانسه نیز برای کمک به عملیات مهار آتش وارد عمل شده و امانوئل مکرون، رییسجمهوری این کشور، از اتحادیه اروپا درخواست کمک کرده است.
دفتر نخستوزیری فرانسه اعلام کرد لکورنو دستور داده است یک هواپیمای ترابری نظامی برای کمک به عملیات اطفای حریق اعزام شود.
آرنو دو کاکره، فرمانده آتشنشانی پاریس، نیز به خبرگزاری فرانسه گفت حدود ۱۰۰ آتشنشان از پایتخت برای کمک اعزام شدهاند.
او هشدار داد این اعزام ممکن است بر زمان واکنش نیروهای آتشنشانی در پاریس تاثیر بگذارد و از مردم خواست تنها در موارد «کاملا اضطراری» با آتشنشانی پایتخت تماس بگیرند.
برخی مناطق اروپا از ماه مه تاکنون دستکم دو موج گرما را تجربه کردهاند.
یک گروه بررسی آبوهوای جهان در پژوهشی که این هفته منتشر شد، اعلام کرد خشکسالی ناشی از تغییرات اقلیمی با منشأ انسانی، خطر آتشسوزیهای جنگلی را در سال جاری افزایش داده است.