• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

فارین افرز نوشت حتی در صورت دستیابی تهران و واشینگتن به توافق نیز آنها همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر باقی خواهند ماند، زیرا همچنان تا حل اختلاف‌های اصلی فاصله زیادی دارند و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که در شرایط کنونی منازعه برایش کارآمدتر از دیپلماسی است.

مجله آمریکایی فارین افرز در تحلیلی که سه‌شنبه ۱۲ خرداد منتشر شد نوشت حتی اگر تهران و واشینگتن به توافقی هم برسند، همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر خواهند ماند و به تبادل حملات لفظی و شاید حملات نظامی ادامه خواهند داد.

محمد آیت‌اللهی‌تبار، تحلیلگر مسائل ایران و دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه تگزاس، در این مقاله نوشت تداوم منازعه تهران و واشینگتن دو علت اصلی دارد: نخست، پابرجا ماندن اختلاف‌های بنیادین میان دو طرف و بعید بودن حل‌وفصل آنها در آینده نزدیک.

در توضیح این دلیل آمده است: «واشینگتن همچنان از تهران می‌خواهد برنامه غنی‌سازی هسته‌ای خود را به‌طور کامل برچیند، همه اورانیوم غنی‌شده را تحویل دهد، به حمایت از متحدان منطقه‌ای خود پایان دهد و تنگه هرمز را بازگشایی کند. با این حال، ایران بارها از چشم‌پوشی از غنی‌سازی خودداری کرده است. ایران می‌گوید احتمالا تنها پس از آن حاضر خواهد شد باقی خواسته‌های واشینگتن را بررسی کند که ایالات متحده کنترل حکومت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد، خسارت‌های جنگی ایران را جبران کند، به جنگ اسرائیل در لبنان پایان دهد و دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند.»

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

پربازدیدترین‌ها

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»
۱

آکسیوس: ترامپ در گفت‌وگوی تلفنی خطاب به نتانیاهو فریاد زد «تو دیوانه‌ای لعنتی»

۲

فرمانده بازداشت‌شده کتائب حزب‌الله در دادگاه نیویورک با رد اتهامات خود: ما در جنگ هستیم

۳

بی‌بی‌سی: حملات جمهوری اسلامی به ۲۰ سایت نظامی آمریکا در منطقه آسیب زده است

۴

واکنش‌ها به حذف سردار آزمون از تیم ملی؛ خشم جمهوری اسلامی را برانگیخت، به جام جهانی نرفت

۵

ترامپ پس از تماس با نتانیاهو از توقف اعزام نیروهای اسرائیلی به بیروت خبر داد

انتخاب سردبیر

  • کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند
    گزارش ویژه

    کارزار ایران‌اینترنشنال؛ شهروندان ابعاد تازه‌ای از جنایت رشت را برملا کردند

  • فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی
    تحلیل

    فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی

  • جنگ ایران موجب افزایش پروازهای عبوری و رشد درآمد حریم هوایی سوریه شد

    جنگ ایران موجب افزایش پروازهای عبوری و رشد درآمد حریم هوایی سوریه شد

  • لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند
    روایت شما

    لوازم برقی و الکترونیکی در ۵ ماه دست‌کم ۱۵۰ درصد گران‌تر شده‌اند

  • وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد
    تحلیل

    وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت
    تحلیل

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

•
•
•

مطالب بیشتر

فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
فارین افرز: جمهوری اسلامی منازعه را کارآمدتر از دیپلماسی می‌داند
100%

فارین افرز نوشت حتی در صورت دستیابی تهران و واشینگتن به توافق نیز آنها همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر باقی خواهند ماند، زیرا همچنان تا حل اختلاف‌های اصلی فاصله زیادی دارند و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که در شرایط کنونی منازعه برایش کارآمدتر از دیپلماسی است.

مجله آمریکایی فارین افرز در تحلیلی که سه‌شنبه ۱۲ خرداد منتشر شد نوشت حتی اگر تهران و واشینگتن به توافقی هم برسند، همچنان درگیر منازعه‌ای گسترده‌تر خواهند ماند و به تبادل حملات لفظی و شاید حملات نظامی ادامه خواهند داد.

محمد آیت‌اللهی‌تبار، تحلیلگر مسائل ایران و دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه تگزاس، در این مقاله نوشت تداوم منازعه تهران و واشینگتن دو علت اصلی دارد: نخست، پابرجا ماندن اختلاف‌های بنیادین میان دو طرف و بعید بودن حل‌وفصل آنها در آینده نزدیک.

در توضیح این دلیل آمده است: «واشینگتن همچنان از تهران می‌خواهد برنامه غنی‌سازی هسته‌ای خود را به‌طور کامل برچیند، همه اورانیوم غنی‌شده را تحویل دهد، به حمایت از متحدان منطقه‌ای خود پایان دهد و تنگه هرمز را بازگشایی کند. با این حال، ایران بارها از چشم‌پوشی از غنی‌سازی خودداری کرده است. ایران می‌گوید احتمالا تنها پس از آن حاضر خواهد شد باقی خواسته‌های واشینگتن را بررسی کند که ایالات متحده کنترل حکومت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد، خسارت‌های جنگی ایران را جبران کند، به جنگ اسرائیل در لبنان پایان دهد و دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند.»

  • وال‌استریت ژورنال: آمریکا عمان را برای قطع رابطه با تهران تحت فشار گذاشته است

    وال‌استریت ژورنال: آمریکا عمان را برای قطع رابطه با تهران تحت فشار گذاشته است

نویسنده دلیل دوم تداوم درگیری را «ترجیح منازعه بر دیپلماسی» از نگاه جمهوری اسلامی می‌داند و می‌نویسد تهران جنگ را ابزاری برای افزایش قدرت بین‌المللی خود تلقی می‌کند؛ از جمله با حمله به کشورهای عربیِ میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا و ایجاد شکاف میان واشینگتن و شرکای آن در خلیج فارس.

در بخشی از این مقاله آمده است: «به نظر می‌رسد جنگ به تهران کمک می‌کند قدرت بین‌المللی خود را افزایش دهد. ایران با حمله به کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های آمریکایی موفق شده است میان مقام‌های آمریکایی و شرکای آن‌ها در خلیج فارس، که به‌شدت خواهان یک توافق پایدار هستند، شکاف ایجاد کند. با بستن تنگه هرمز نیز مجموعه‌ای از کشورهای سراسر جهان را وادار کرده است قدرتش را به رسمیت بشناسند و بر سر سرنوشت کشتی‌های خود مذاکره کنند. در همین حال، توافق‌های پیشین با ایالات متحده همواره از هم فروپاشیده‌اند.»

نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که راهبرد جمهوری اسلامی، بر خلاف آنچه اغلب تصور می‌شود، صرفا دوام آوردن در برابر حملات آمریکا و دنبال کردنِ راهبردهای حل مناقشه نیست، بلکه می‌خواهد شیوه برخورد ایالات متحده، متحدان آمریکا و در واقع جهان گسترده‌تر با تهران را به‌طور بنیادین تغییر دهد و به «قطبی در یک نظم چندقطبی بدل شود».

فارین افرز، نشریه تخصصی اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا» و از رسانه‌های اثرگذار در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل در ایالات متحده است. این مجله گرچه رسانه‌ای حزبی به شمار نمی‌رود، اما معمولا بازتاب‌دهنده نگاه جریان اصلی و نخبگان سیاست خارجی آمریکا به تحولات جهانی است.

فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار
فرهنگستان ایران؛ یک قرن پالایش زبان فارسی
100%

آن‌چه بر زبان فارسی در دوران افول قاجار و به قدرت رسیدن پهلوی گذشت، نمونه‌ای است از تلاش یک زبان کهن برای رویارویی با جهان تازه‌ای که به آن هجوم آورده بود. در این نبرد نابرابر، «فرهنگستان ایران» با ادیبان و نامدارانی که بنیانگذارش بودند، نقشی کلیدی داشت.

فرهنگستان ایران ۱۲ خرداد در حالی وارد دهمین دهه‌ حیات خود شد که به عنوان نهادی دولتی، نقشی غیر قابل انکار در پالایش زبان فارسی و آن‌چه ما امروز می‌نویسیم و می‌گوییم، داشته است.

انقلاب صنعتی و ورود زبان‌های خارجی

پس از ۱۵۰ سال آشوب و جنگ در ایران، فتحعلی‌شاه قاجار در سال ۱۱۷۶ خورشیدی به سلطنت رسید. دورانی که بازگشت به عصر طلایی دربار ایرانی بود.

در دوران فتحعلی‌شاه بسیاری از سنت‌های قدیمی، پرزروق‌وبرق و پیچیده‌ دربار احیا شد. این تکلف درباری به ادبیات هم راه یافت و در تمام سلسله‌ قاجار ادامه یافت. حتی وقتی ناصرالدین‌شاه به‌قدرت رسید و تلاش کرد نمادهای مدرن را وارد شهر و جامعه کند، این زبان ادبی کهنه، تغییر نیافت.

دوران پادشاهی ناصرالدین‌شاه همزمان با دهه‌ پایانی انقلاب صنعتی اول و آغاز انقلاب صنعتی دوم بود.

انقلاب اول که با تکنولوژی‌های نوظهوری مانند ماشین بخار آغاز شد، تغییرات عظیمی به صنایع و همچنین زندگی عمومی مردم داد.

انقلاب دوم با تولید برق و تکنولوژی‌های حمل‌ونقل، بیش از پیش زندگی انسان معاصر را دگرگون کرد.

دوران ناصرالدین‌شاه و پادشاهان پس از او آمیخته با مظاهر این فن‌آوری‌های جدید بود.

در فاصله‌ چند دهه تعداد زیادی از کلمات زبان‌های دیگر وارد زبان فارسی شدند؛ زبانی که پیش از آن با سیل کلمات عربی برخی از واژه‌های تاریخی خود را از دست داده بود. کلماتی از زبان‌های فرانسوی، انگلیسی، روسی و آلمانی بدون آن‌که معادل‌سازی شوند در گفتار روزانه، روزنامه‌ها، کتاب‌ها و نامه‌ها استفاده می‌شدند.

به نظر می‌رسید زبان فارسی یارای مقابله با این هجوم را ندارد. رشته‌های فنی، علوم پزشکی، صنایع نظامی، آموزش و بسیاری دیگر از شاخه‌ها نیاز به واژه‌هایی تازه داشتند که مستقیم از زبان خارجی وارد و استفاده می‌شدند.

100%

دوران رضاشاه و بازسازی ارتش

با آغاز سده‌ جدید، دوران تازه‌ای در ایران آغاز شد.

پس از کودتای سوم اسفند، ایران وارد عصری جدید می‌شد. وقتی رضاخان سردارسپه به نخست‌وزیری رسید، نوآوری در بسیاری از جنبه‌های حکومت‌داری شروع شد.

از نخستین اقدامات رضاخان پس از کودتا، تشکیل ارتش یک‌پارچه‌ ملی بود. در دوران او ارتش نوسازی شد و بخش‌های دیگری از جمله نیروی هوایی به آن افزوده شد.

تغییر ارتش سنتی قاجاری به ارتشی مدرن، نیازمند صنایع نظامی جدید، تسلیحات مدرن و ساختاری نوین بود. لغات و اصطلاحات سابق هم دیگر جوابگوی این مدرن‌سازی نبودند.

نخستین انجمن‌های واژه‌گزینی

سال ۱۳۰۳ خورشیدی انجمنی برای وضع واژه‌های جدید نظامی تشکیل شد. در این انجمن نمایندگانی از وزارت‌خانه‌های جنگ، معارف و صنایع مستظرفه حضور داشتند. کسانی مانند یحیی دولت‌آبادی، غلامحسین رهنما و صدیق اعلم و نظامیانی چون سرتیپ مقتدر، سرلشکر جلایر و سرلشکر غفاری، از آن دسته بودند.

بیش از ۳۰۰ واژه‌ تازه، حاصل کار این انجمن بود.

هشت سال بعد، دکتر صدیق اعلم، انجمن وضع لغات و اصطلاحات علمی را در دارالمعلمین عالی دایر کرد که به تعلیم معلمان اختصاص داشت.

این انجمن تا سال ۱۳۱۹ به‌صورت هفتگی فعالیت داشت و تا ۴۰۰ لغت جدید را برابرسازی کرد.

ملی‌گرایی و ایدئولوژی حاکم

پس از به قدرت رسیدن رضاشاه، ایدئولوژی حاکم تغییر کرد. پهلوی اول و روشن‌فکران همراهش، نوعی از ملی‌گرایی نوین را ترویج می‌کردند. یکی از اصول مهم این ملی‌گرایی جدید، بازگشت به تاریخ ایران خصوصا تاریخ پیش از اسلام بود. بر همین مبنا از شاهان هخامنشی و ساسانی و نمادهای باستانی غبارزدایی شد و شاعرانی مانند ابوالقاسم فردوسی، خیام، سعدی و حافظ، مورد توجه قرار گرفتند.

هم‌زمان گروهی از روشن‌فکران تحصیل‌کرده‌ غرب در دو جهت متفاوت سعی در تغییر در زبان فارسی داشتند. گروهی به‌دنبال تغییر رسم‌الخط فارسی به لاتین بودند و گروهی دیگر با استفاده از نفوذ خود یا رسانه‌ها، شروع به عربی‌زدایی افراطی کردند.

کلمات سره فارسی ساخته یا از متون کهن قرض گرفته شده، در برابر واژه‌های عربی به کار می‌رفتند. بیشتر این واژه‌ها به‌قدری از زبان دور یا بدآهنگ بودند که هرگز استفاده نشدند.

اصلاحات آتاتورک در ترکیه موضع هر دو گروه را تقویت می‌کرد.

در دوران آتاتورک نه تنها رسم‌الخط زبان ترکی به لاتین تغییر کرد، بلکه تصفیه‌ زبان از لغات خارجی آغاز شد.

آکادمی‌های فرانسه و فرهنگستان

سال ۱۳۱۳ وزارت معارف تصمیم گرفت ایده‌ آکادمی‌های فرانسه را در ایران پیاده کند.

انستیتو فرانسه مجموعه‌ای از آکادمی‌ها در شاخه‌های مختلف از جمله زبان، علوم، علوم انسانی و هنر هستند که در سال ۱۷۹۵ تاسیس شده است.

نخستین گام وزارت معارف، تاسیس آکادمی طبی بود. برای معادل آکادمی، کلمه‌ فرهنگستان از زبان پهلوی برگزیده شد که معنای آن مکان فرهنگ است.

هدف از تاسیس فرهنگستان‌ها ترجمه و تالیف کتاب و تحقیق علمی بود، اما فضای افراطی سره‌نویسی، گروهی از ادیبان کهن را نگران کرده بود. یکی از آن‌ها محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر وقت بود. فروغی سیاستمداری عالی‌رتبه و نویسنده و ادیبی چیره‌دست بود و آثار متعددی از او در تاریخ و فلسفه و ادبیات منتشر شده است.

فروغی به شاه پیشنهاد داد تا برای مهار جریان متعصب و یک‌دست‌سازی واژه‌گزینی و نجات زبان فارسی از لغات بیگانه، فرهنگستانی تاسیس شود.

رضاشاه ایده‌ او را پذیرفت. از دل این ایده، فرهنگستان ایران متولد شد.

محمدعلی فروغی در کنار رضاشاه پهلوی
100%
محمدعلی فروغی در کنار رضاشاه پهلوی

تاسیس فرهنگستان ایران

اساسنامه‌ فرهنگستان ایران به‌وسیله وزارت معارف تهیه شد. وزیر معارف در آن زمان علی‌اصغر حکمت بود که خود یکی از ادیبان مهم زمان بود.

۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ فرمان تاسیس فرهنگستان ایران از سوی رضاشاه صادر شد. شنبه ۱۲ خرداد، نخستین جلسه فرهنگستان با حضور ۲۴ عضو پیوسته تشکیل شد. ریاست فرهنگستان در ابتدا برعهده‌ فروغی بود. پس از او، حسن وثوق به ریاست فرهنگستان رسید.

در آن سال و سال‌های بعد، استادان برجسته‌ای عضو فرهنگستان ایران بودند. نام‌هایی مانند علامه علی‌اکبر دهخدا، ملک‌الشعرای (محمدتقی) بهار، سعید نفیسی، بدیع‌الزمان فروزانفر، ابوالقاسم غنی، محمد قزوینی و محمود حسابی.

100%

مهم‌ترین وظایف فرهنگستان ایران، واژه‌سازی، پیراستن زبان فارسی و تهیه‌ دستور زبان فارسی بود.

نخستین جلسات فرهنگستان در مدرسه‌ عالی سپهسالار در نزدیکی میدان بهارستان تشکیل شد و بعد به ساختمانی در همان نزدیکی منتقل شد.

بهمن‌ماه ۱۳۱۵ نظامنامه‌ای در فرهنگستان برای واژه‌سازی تنظیم شد و بر اساس آن، روشی برای برابرسازی واژگان تعیین شد که متکی بر استفاده از واژه‌های مانوس فارسی و فارسی-عربی یا واژه‌سازی از ریشه‌‌های فارسی مطابق قواعد قطعی زبان بود. روشی کارآمد برای دوری از تعصب عربی‌زدایی و سره‌آفرینی و در عین‌حال واژه‌گزینی صحیح.

انحلال فرهنگستان اول

فرهنگستان در سال‌های ابتدایی بسیار کارآمد بود. هزاران واژه، نام و اسامی اماکن و اصطلاحات علمی تصویب شد که بسیاری از آن‌ها امروز جزیی جدایی‌ناپذیر از زبان فارسی هستند. کلماتی مانند شهرداری، بیمارستان، زایشگاه، آسایشگاه، کارگر، آتش‌نشانی، آگهی، بازپرس، بازرگانی، خواروبار و جهانگردی، تنها گوشه‌ای از هزاران واژه‌ای هستند که از فرهنگستان ایران به یادگار مانده‌اند.

با تغییر فضای سیاسی در جامعه، فرهنگستان هم دچار رکود شد. رضاشاه در سال ۱۳۱۹ ناراضی از این رکود، فرهنگستان ایران را منحل کرد و سپس فرمان به تاسیس فرهنگستان جدیدی داد.

فرهنگستان دوم کمابیش با همان اساتید و با اضافه‌شدن اعضای جدید به ریاست علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف تشکیل شد؛ اما شهریور ۱۳۲۰ در راه بود و با اشغال ایران به‌دست قوای متفقین و سقوط رضاشاه، فرهنگستان برای بیش از دو دهه به اغما رفت.

فرهنگستان زبان ایران

در دهه‌ ۴۰ خورشیدی، محمدرضاشاه پهلوی فرمان تاسیس بنیاد شاهنشاهی فرهنگستان‌های ایران را صادر کرد. یکی از زیرمجموعه‌های این نهاد جدید، فرهنگستان زبان ایران بود که سال ۱۳۴۷ تاسیس شد.

محمد مقدم، استاد سرشناس زبان‌های باستانی و پایه‌گذار گروه‌های آموزشی زبان‌شناسی دانشگاه تهران، ریاست فرهنگستان زبان ایران را به‌عهده داشت و این فرهنگستان تا سال ۱۳۵۷ دایر بود.

امروز این فرهنگستان جای خود را به فرهنگستان زبان و ادب فارسی به ریاست غلامعلی حداد عادل داده است.

میراث فرهنگستان ایران

میراث فرهنگستان ایران در دوران رضاشاه میراثی غنی است. ادیبان عضو فرهنگستان هر کدام درکی عمیق از زبان فارسی داشتند و گواه آن واژه‌هایی است که ساخته شده و امروز در بافت زبان فارسی تنیده شده‌اند.

گرچه فرهنگستان ایران، منتقدانی جدی هم داشت. از جمله صادق هدایت که به‌دلیل دشمنی‌اش با ادبای نسل پیش از خود، جزوه‌ای در نقد مصوبات فرهنگستان منتشر کرد.

با این حال بسیاری از واژه‌هایی که هدایت آن‌ها را مسخره کرده بود، امروز جزیی از زبان فارسی هستند. کلماتی مانند دانشکده، دانشگاه، شهربانی، دادگستری، باشگاه، پرونده، استوار و سروان، از جمله واژه‌هایی هستند که هدایت به آن‌ها نقد داشت.

100%

 پیام به فرهنگستان

فروغی سال ۱۳۱۶ کتابی با عنوان «پیام به فرهنگستان» منتشر کرد که در آن بسیاری از ایده‌های پاکسازی زبان فارسی مطرح شدند. از جمله این‌که چرا بسیاری واژه‌های عربی وارد زبان فارسی شده‌اند و چه راهی برای پالایش زبان بدون آسیب به آن وجود دارد:

آمیختگی زبان به زبان دیگر به‌وجهی عیب است و به‌وجهی عیب نیست. اگر محدود به‌حد ضرورت و قسمی باشد که طبیعت زبان را فاسد نکند، عیب نیست. اما اگر برای عناصر بیگانه، در باز باشد، چنان‌که بی‌حد و شرط و به‌غیر ضرورت داخل شوند و جا را بر مواد زبان اصلی تنگ کنند، خصوصا اگر صیغه‌ها و جمله‌ها و ترکیبات بیگانه بی‌حد و شرط داخل شود، بسیار عیب است و باید از آن دوری جست. این عیب از ۶۰۰-۷۰۰ سال پیش در زبان فارسی خاصه در نثر روی داده و باید آن‌ را مرتفع نمود.

امروز پس از گذشت دهه‌ها از تاسیس فرهنگستان ایران، همچنان ایده‌ فروغی و فروغی‌ها در پاکسازی زبان فارسی در میان روشن‌فکران و نویسندگان و ادیبان وجود دارد. خصوصا در عصری که هر روز کلمه‌ بیگانه‌ تازه‌ای وارد زبان فارسی می‌شود.

وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصوره حسینی یگانه
وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد
100%

در میان همه شاخص‌هایی که برای سنجش سلامت یک جامعه به کار می‌روند، شاید هیچ‌کدام به اندازه وضعیت طبقه متوسط، گویای حال و آینده یک کشور نباشد.

یک- اقتصاددانان ممکن است از نرخ رشد، تورم یا سرمایه‌گذاری سخن بگویند و سیاستمداران از امنیت و ثبات، اما جامعه‌شناسان سال‌هاست بر یک واقعیت تاکید می‌کنند: هیچ جامعه‌ای بدون یک طبقه متوسط قدرتمند، پایدار، توسعه‌یافته و امیدوار، نمی‌تواند مسیر رشد و ثبات را ادامه دهد.

طبقه متوسط صرفا گروهی از مردم با درآمد متوسط نیست. این طبقه حامل ارزش‌هایی چون آموزش، تخصص، مشارکت مدنی، امید به آینده، سرمایه‌گذاری در فرزندان و باور به امکان پیشرفت از طریق تلاش فردی است.

در واقع، طبقه متوسط همان نیرویی است که میان ثروت و فقر، میان دولت و جامعه و میان سنت و مدرنیته، تعادل ایجاد می‌کند.

  • روزنامه شرق: جوانان ایرانی طبقه متوسط به‌دلیل دغدغه‌های اقتصادی دچار اضطراب مزمن هستند

    روزنامه شرق: جوانان ایرانی طبقه متوسط به‌دلیل دغدغه‌های اقتصادی دچار اضطراب مزمن هستند

دو- گزارش‌های منتشرشده در ماه‌های اخیر تصویری نگران‌کننده از وضعیت معیشتی خانوارهای ایرانی ارائه می‌کنند. آنچه زمانی نشانه فقر مطلق تلقی می‌شد، امروز به تجربه بخشی از طبقه متوسط تبدیل شده است.

بازگشت خریدهای نسیه، ثبت بدهی در دفترهای فروشگاه‌های محلی، حذف تدریجی میوه، گوشت و بسیاری از کالاهای مصرفی از سبد خانوار، افزایش چند‌شغله بودن و نگرانی دائمی از هزینه‌های مسکن، درمان و آموزش، دیگر فقط روایت طبقات کم‌درآمد نیست.

حقوق‌بگیرانی که روزگاری خود را متعلق به طبقه متوسط می‌دانستند، امروز از رساندن دخل به خرج در پایان ماه عاجز هستند.

تهران، شهری که برای دهه‌ها نماد شکل‌گیری طبقه متوسط ایران بود، امروز بیش از هر زمان دیگری این تغییر را به نمایش می‌گذارد.

افزایش سرسام‌آور اجاره‌بها، کاهش قدرت خرید، مهاجرت اجباری خانوارها به حاشیه شهر و حذف تدریجی بسیاری از الگوهای مصرفی، تصویری از جامعه‌ای را نشان می‌دهد که ستون میانی آن در حال فرسایش است.

  • هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

    هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

سه- در همه کشورهای توسعه‌یافته، طبقه متوسط موتور اصلی توسعه اقتصادی و سیاسی محسوب می‌شود.

معلمان، پزشکان، مهندسان، روزنامه‌نگاران، استادان دانشگاه، کارمندان، صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متخصصان، بدنه اصلی این طبقه را تشکیل می‌دهند.

این گروه بیش از هر طبقه دیگری در آموزش سرمایه‌گذاری می‌کند، مالیات می‌پردازد، خواهان حاکمیت قانون است و برای آینده برنامه‌ریزی می‌کند. به همین دلیل بسیاری از نظریه‌پردازان علوم سیاسی معتقدند طبقه متوسط بزرگ‌ترین حامی اصلاحات تدریجی و ثبات اجتماعی است.

در جوامعی که طبقه متوسط نیرومند است، اختلافات معمولا از طریق گفت‌وگو، انتخابات، نهادهای مدنی و سازوکارهای قانونی مدیریت می‌شوند. اما هرگاه این طبقه ضعیف شود، جامعه به سمت دو قطبی شدن حرکت می‌کند: اقلیتی ثروتمند و اکثریتی که روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند.

در چنین شرایطی، امید اجتماعی جای خود را به ناامیدی، مهاجرت، خشم و بی‌اعتمادی می‌دهد.

  • رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی: گردشگری ایران به وضعیت «زیر صفر» رسیده است

    رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی: گردشگری ایران به وضعیت «زیر صفر» رسیده است

چهار- انقلاب ۱۳۵۷ صرفا حاصل نارضایتی طبقات محروم نبود. دانشجویان، معلمان، کارمندان، دانشگاهیان و متخصصان شهری، یعنی بخش مهمی از طبقه متوسط، نیز از بازیگران اصلی آن بودند. این طبقه که در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ با گسترش آموزش و شهرنشینی رشد کرده بود، خواهان نقش و مشارکت بیشتری در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور بود.

پس از انقلاب و به‌ویژه در دهه‌های پس از جنگ، طبقه متوسط ایران از نظر جمعیتی و تحصیلی گسترش یافت، اما از دهه ۱۳۹۰ به بعد، تورم، کاهش ارزش پول ملی و رکود اقتصادی، بخش بزرگی از آن را تحت فشار قرار داد.

در نتیجه، طبقه‌ای که زمانی موتور اصلاحات و تغییرات تدریجی بود، به تدریج با ناامیدی اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو شد. اگر مطالبات آن در اعتراضات ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ بیشتر بر اصلاحات متمرکز بود، در اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نشانه‌های روشنی از افزایش تردید نسبت به کارآمدی ساختارهای موجود و طرح مطالبات بنیادی‌تر دیده شد.

  • وداع آخر زیر سایه تورم؛ هزینه خاکسپاری در تهران تا ۵۰ درصد افزایش یافت

    وداع آخر زیر سایه تورم؛ هزینه خاکسپاری در تهران تا ۵۰ درصد افزایش یافت

پنج- نگاهی به اعتراضات چهار دهه گذشته ایران نشان می‌دهد جایگاه طبقه متوسط در این تحولات نقشی کلیدی داشته است.

تیر ۱۳۷۸، اعتراضات دانشجویی بیش از هر چیز بیانگر مطالبات سیاسی و مدنی طبقه متوسط شهری بود. این اعتراضات در دورانی رخ داد که طبقه متوسط هنوز از نظر اقتصادی دچار فروپاشی نشده بود اما خواهان مشارکت بیشتر در عرصه عمومی بود.

سال ۱۳۸۸، جنبش سبز به اوج حضور سیاسی طبقه متوسط تبدیل شد. میلیون‌ها نفر از دانشجویان، متخصصان، کارمندان و اقشار تحصیل‌کرده در این جنبش حضور داشتند. بسیاری از تحلیلگران، جنبش سبز را مهم‌ترین حرکت سیاسی طبقه متوسط ایران پس از انقلاب می‌دانند.

اما در سال‌های بعد، ماهیت اعتراضات تغییر کرد.

اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ بیش از آن که حول مطالبات سیاسی شکل بگیرند، ریشه در بحران‌های اقتصادی و معیشتی داشتند. تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید و احساس سقوط اقتصادی، محور اصلی نارضایتی‌ها بود.

این تغییر نشان می‌داد طبقه متوسط ایران دیگر فقط نگران آزادی‌های مدنی نیست، بلکه نگران بقای اقتصادی خود نیز هست.

اعتراضات ۱۴۰۱ نیز در شرایطی رخ داد که بخش بزرگی از جامعه با ترکیبی از نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه بود.

این وضعیت نشان داد فرسایش طبقه متوسط صرفا یک مساله اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند به بحرانی چندوجهی تبدیل شود.

  • سه سال پس از مهسا؛ دانشگاه در حاشیه

    سه سال پس از مهسا؛ دانشگاه در حاشیه

اعتراضات و نارضایتی‌های بروز یافته در سال ۱۴۰۴ نیز از این منظر قابل توجه‌ هستند که هنوز نمی‌توان با اطمینان درباره پایگاه طبقاتی‌شان قضاوت کرد.

بر‌خلاف برخی اعتراضات گذشته که حضور طبقات یا گروه‌های اجتماعی مشخص‌تری در آن‌ها برجسته بود، در مورد تحولات ۱۴۰۴ داده‌ها و پژوهش‌های کافی برای ارائه یک تصویر قطعی وجود ندارد. آنچه تاکنون مشاهده شده، بیشتر از مشارکت و همدلی لایه‌های مختلف جامعه حکایت دارد؛ از اقشار کم‌درآمد و حقوق‌بگیران گرفته تا بخش‌هایی از طبقه متوسط که در سال‌های اخیر با کاهش قدرت خرید، نااطمینانی اقتصادی و محدود شدن چشم‌انداز پیشرفت اجتماعی مواجه شده‌اند.

از این رو، شاید هنوز برای طبقه‌بندی دقیق این اعتراضات زود باشد و تنها بتوان گفت بازتابی از نارضایتی‌هایی هستند که مرزهای سنتی طبقات اجتماعی را درنوردیده‌اند.

  • اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

    اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

شش- تاریخ معاصر نشان می‌دهد فرسایش طبقه متوسط اغلب مقدمه‌ای بر بی‌ثباتی‌های سیاسی و اجتماعی بوده است.

در تونس، اعتراضات سال ۲۰۱۰ تنها نتیجه فقر نبود. بیکاری گسترده فارغ‌التحصیلان و ناامیدی طبقه متوسط تحصیل‌کرده، نقش مهمی در شکل‌گیری خیزشی داشت که به سقوط حکومت زین‌العابدین بن‌علی انجامید.

در مصر نیز بخش مهمی از معترضان میدان التحریر در سال ۲۰۱۱ را جوانان تحصیل‌کرده و اعضای طبقه متوسط شهری تشکیل می‌دادند. نسلی که میان انتظارات خود و واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی، شکاف عمیقی احساس می‌کرد.

آرژانتین در سال ۲۰۰۱ نمونه دیگری بود. بحران اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی، میلیون‌ها نفر از طبقه متوسط را به زیر خط فقر کشاند و موجی از اعتراضات را رقم زد که به بی‌ثباتی سیاسی گسترده انجامید.

شاید هشدار‌دهنده‌ترین نمونه، ونزوئلا باشد که در چند دهه، از جامعه‌ای دارای یکی از بزرگ‌ترین طبقات متوسط آمریکای لاتین، به کشوری با تورم افسارگسیخته، مهاجرت میلیونی و فروپاشی گسترده قدرت خرید شهروندان تبدیل شد.

وجه مشترک همه این تجربه‌ها روشن است: هر‌گاه طبقه متوسط امید خود را به آینده از دست داده، بحران اقتصادی به سرعت به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است.

  • یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است

    یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است

هفت- مرور تجربه ایران، تونس، مصر، آرژانتین و ونزوئلا، یک پیام مشترک دارد: جوامع زمانی وارد دوره‌های پرتنش می‌شوند که طبقه متوسط دیگر نتواند نقش تاریخی خود را ایفا کند.

طبقه متوسط تنها یک طبقه اقتصادی نیست بلکه ذخیره امید اجتماعی، موتور اصلاحات و مهم‌ترین عامل ثبات سیاسی است.

این طبقه معمولا خواهان تغییرات تدریجی، اصلاحات ساختاری و بهبود شرایط از درون نظام‌های سیاسی است. به همین دلیل، تا زمانی که چشم‌اندازی برای بهبود وجود داشته باشد، نقش ضربه‌گیر بحران‌ها را ایفا می‌کند و از رادیکال شدن فضای سیاسی جلوگیری می‌کند.

اما هنگامی که این طبقه تحت فشارهای اقتصادی مداوم قرار بگیرد، قدرت خرید خود را از دست بدهد، امکان برنامه‌ریزی برای آینده را نداشته باشد و احساس کند مسیر پیشرفت فردی و اجتماعی مسدود شده است، به تدریج اعتماد خود را به سازوکارهای موجود از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، مطالبات نیز تغییر ماهیت پیدا می‌کنند.

اگر اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ بیش از هر چیز حول آزادی‌های مدنی و سیاسی شکل گرفته بود و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ بر مطالبه اصلاح روندهای سیاسی و انتخاباتی تمرکز داشت، اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ نشانه تغییر مهمی در جامعه ایران بودند.

در این دوره، مطالبات اقتصادی، نارضایتی از وضعیت معیشتی و احساس بی‌عدالتی اجتماعی به مرکز اعتراضات منتقل شد. برای نخستین بار پس از سال‌ها، شعارهای بخشی از معترضان از حوزه اصلاحات فراتر رفت و اصل ساختار حکمرانی را نیز هدف قرار داد.

این روند در اعتراضات سال ۱۴۰۱ ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. آنچه در گذشته عمدتا به عنوان مطالبه اصلاحات یا تغییر برخی سیاست‌ها مطرح می‌شد، در بخشی از جامعه جای خود را به پرسش‌های بنیادی‌تر درباره ساختار سیاسی، نحوه حکمرانی و آینده کشور داد.

به بیان دیگر، بخشی از جامعه که زمانی به اصلاحات تدریجی امیدوار بود، اکنون نسبت به امکان تحقق این اصلاحات تردیدهای جدی پیدا کرده است.

در بسیاری از کشورها، از تونس و مصر گرفته تا ونزوئلا و آرژانتین، فرسایش طبقه متوسط پیش از آن که یک بحران اقتصادی باشد، به بحران اعتماد تبدیل شد.

زمانی که شهروندان احساس کنند تلاش، تحصیل، تخصص و کار دیگر نمی‌تواند زندگی بهتری برایشان فراهم کند، سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد و فاصله میان جامعه و حاکمیت افزایش پیدا می‌کند.

امروز مساله طبقه متوسط در ایران دیگر صرفا موضوعی اقتصادی نیست و به آینده توسعه، ثبات اجتماعی، سرمایه اجتماعی و چشم‌انداز سیاسی کشور گره خورده است.

پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که آیا مردم می‌توانند رفاه گذشته خود را بازیابند، بلکه این است که آیا می‌توان اعتماد از دست‌رفته و امید به آینده را نیز احیا کرد؟

تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرگاه طبقه متوسط ضعیف شده، جامعه وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی، قطبی شدن و افزایش تنش‌های سیاسی شده است.

به همین دلیل، سرنوشت طبقه متوسط تنها سرنوشت یک قشر اجتماعی نیست، بلکه سرنوشت آینده یک کشور است.

انتقادها به پزشکیان؛ شکاف در اردوگاه اصول‌گرایان آشکارتر شده است؟

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهروز تورانی
انتقادها به پزشکیان؛ شکاف در اردوگاه اصول‌گرایان آشکارتر شده است؟
100%

به نظر می‌رسد بخشی از جریان محافظه‌کار در جمهوری اسلامی در حال فاصله گرفتن از طیف تندرویی است که در هفته‌های اخیر حملات خود را به مسعود پزشکیان و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای حکومت ایران، تشدید کرده‌اند.

دو چهره شناخته‌شده اصول‌گرا که سال‌ها با نهادهای امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی ارتباط داشته‌اند، به‌طور علنی از کامران غضنفری، نماینده مجلس شورای اسلامی، انتقاد کردند.

غضنفری، پزشکیان را به دور زدن مجتبی خامنه‌ای، رهبر سوم و زیرزمینی جمهوری اسلامی، در جریان آتش‌بس ۱۹ فروردین‌ماه با آمریکا، متهم کرده است.

واکنش‌های اخیر و جنجال پیرامون این اظهارات، از شکافی آشکار در درون جریان اصول‌گرا حکایت دارد. شکافی که همزمان با افزایش چند دسته‌ شدن در اردوگاه محافظه‌کاران، به حاشیه رانده شدن رادیکال‌ترین طیف این جریان را نیز نشان می‌دهد و ممکن است به رییس‌جمهوری که زیر فشار شدید سیاسی قرار دارد، فضای تنفس بیشتری بدهد.

  • پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

    پزشکیان به دلیل «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور» استعفا کرد

در ویدیویی که هفته گذشته به‌طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، غضنفری خطاب به پزشکیان پرسید: «چرا بدون اجازه خامنه‌ای آتش‌بس را پذیرفتی؟»

او گفت سکوت رهبر جمهوری اسلامی در پیام‌های [کتبی] آن دوره، نشانه نارضایتی از پذیرش آتش‌بس بوده است.

غضنفری همچنین گفت پزشکیان پیش‌تر نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه، بدون مجوز علی خامنه‌ای، دیکتاتور وقت ایران، با آتش‌بس موافقت کرده بود.

او استدلال کرد توقف عملیات نظامی باعث شد آمریکا و اسرائیل از «ضربات خردکننده موشک‌ها و پهپادهای ایران» نجات پیدا کنند؛ در شرایطی که به گفته او، «در آستانه شکست» قرار داشتند.

واکنش کم‌سابقه از درون اردوگاه اصول‌گرایان

این اظهارات با انتقاد عباس سلیمی نمین، تحلیلگر محافظه‌کار، در گفت‌وگو با وب‌سایت رویداد۲۴ و همچنین عبدالله گنجی، در یادداشتی در روزنامه جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، روبه‌رو شد.

این واکنش‌ها یکی از کم‌سابقه‌ترین موارد انتقاد علنی از یک نماینده تندرو از درون طیف گسترده اصول‌گرایان به شمار می‌رود.

سلیمی نمین هشدار داد «افراط‌گرایی از درون به نظام آسیب می‌زند» و گفت حضور افرادی مانند غضنفری در مجلس شورای اسلامی، افکار عمومی را از ساختار سیاسی دور می‌کند و سطح گفت‌وگوهای سیاسی را پایین می‌آورد.

او همچنین گفت که تندروها با چنین اظهاراتی «بیش از آن که از جایگاه رهبری دفاع کنند، به تضعیف آن کمک می‌کنند».

سلیمی نمین تاکید کرد که «حضور افرادی مانند غضنفری در مجلس یک فاجعه است» و افزود این‌گونه اظهارات «پیش از آن که اتهامی علیه پزشکیان باشد، توهین به رهبری و نیروهای مسلح است».

عبدالله گنجی نیز در یادداشتی با عنوان «غضنفرهای بی‌محابا» موضعی مشابه اتخاذ کرد.

او در عنوان یادداشت خود از واژه عامیانه «غضنفر» استفاده کرد. این اصطلاح در فارسی معمولا به فردی گفته می‌شود که ناخواسته به تیم خود ضربه می‌زند یا به اصطلاح «گل به خودی» می‌زند. کنایه‌ای آشکار به نام خانوادگی این نماینده مجلس.

گنجی یادآور شد بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، تصمیم‌گیری درباره جنگ، صلح و تحولات راهبردی، در اختیار رهبر جمهوری اسلامی و شورای عالی امنیت ملی است و رییس‌جمهوری به تنهایی چنین اختیاراتی ندارد.

او رفتار غضنفری را «بیشتر یک آسیب‌شناسی روانی تا نقد سیاسی» توصیف کرد و او را متهم کرد که از تریبون مجلس برای متهم کردن مخالفان با برچسب‌هایی مانند «جاسوس»، «بهائی» یا «سکولار» استفاده می‌کند.

گنجی همچنین از «جوانان و نخبگان انقلابی» خواست سکوت خود را بشکنند و در برابر افرادی که به گفته او، «مردم را از انقلاب دور می‌کنند»، موضع بگیرند.

او درباره اظهارات غضنفری نوشت: «این حرف‌ها آن‌قدر زشت، غیرمنطقی، توهین‌آمیز و افتراگونه بود که ابتدا تصور کردم محصول هوش مصنوعی است.»

  • کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

    کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

نگرانی از تندروهایی که به جای دفاع کردن، آسیب می‌زنند

این هر دو چهره اصول‌گرا، حملات توطئه‌محور غضنفری علیه پزشکیان را به‌طور صریح محکوم کردند و گفتند اگرچه او مدعی «دفاع از انقلاب و رهبری» است، اما منطق مطرح شده از سوی او در نهایت این پیام را منتقل می‌کند که رییس‌جمهوری می‌تواند به‌راحتی در موضوعاتی مانند حمله به اسرائیل یا پذیرش آتش‌بس، رهبر جمهوری اسلامی را دور بزند.

آنان همچنین هشدار دادند که چنین رفتارهایی را «نباید با روحیه انقلابی یا وفاداری به نظام اشتباه گرفت».

این موضع‌گیری‌ها بار دیگر یکی از تنش‌های ساختاری در سیاست داخلی جمهوری اسلامی را آشکار کرده است: چگونگی مدیریت یک رییس‌جمهوری میانه‌رو یا اصلاح‌طلب در ساختاری که عمده مراکز قدرت آن در اختیار محافظه‌کاران است.

پزشکیان با شعار اجماع‌سازی، تعامل مستقیم با غرب برای کاهش تحریم‌ها و کاهش تنش‌های داخلی، رییس‌جمهور شد.

انتقادهای اخیر از غضنفری نشان می‌دهد بخشی از اصول‌گرایان نزدیک به ساختار قدرت، معتقدند برای حفظ کارکرد نظام، رییس‌جمهوری باید «حداقلی از مشروعیت و اختیار سیاسی» را حفظ کند.

از این منظر، حمله به رییس‌جمهوری بر سر تصمیم‌های کلان امنیتی، می‌تواند تعادل و هماهنگی مورد نظر حاکمیت را بر هم بزند.

این که چهره‌های شناخته‌شده محافظه‌کار به‌صورت علنی یک نماینده تندرو را مورد انتقاد قرار داده‌اند، نشان می‌دهد دست‌کم در شرایط کنونی، بخشی از حاکمیت، ثبات سیاسی را بر خلوص ایدئولوژیک و فشار بیشتر از سوی رادیکال‌ترین نیروهای همسو با خود، ترجیح می‌دهد.

کارخانه واژه‌سازی؛ بن‌بست زبانِ مشترکِ مردم و حاکمیت

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی سال‌هاست با تکرار برخی واژه‌ها سعی دارد گفتمان غالب ایجاد کند. این روش نظامی است که به‌جای تغییر سیاست، واژه‌ها را عوض می‌کند، اما در عمل واژه را از معنا تهی می‌کند. «تاب‌آوری»، جدیدترین واژه‌ای است که در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی طنین‌انداز شده است.

«تاب‌آوری» در ماه‌های اخیر، به واژه‌ محوری گفتمان رسمی نظام بدل شده است. رییس دولت از «تاب‌آوری ملی» می‌گوید و آن را به همراهی مردم گره می‌زند. وزارت نیرو از مردم می‌خواهد در ساعات اوج مصرف، لوازم برقی پرمصرف را خاموش کنند تا «تاب‌آوری شبکه‌ برق» حفظ شود. رسانه‌های نزدیک به سپاه، خاموش کردن حتی یک لامپ خانگی را به این تاب‌آوری پیوند می‌دهند. خبرگزاری‌های دولتی، صرفه‌جویی در سوخت، آب، نان و کاغذ را «کلید تاب‌آوری در جنگ اقتصادی» می‌خوانند. وزیر اقتصاد از «تاب‌آوری اقتصادی خانوار» سخن می‌گوید. سازمان بهزیستی به مقوله‌ «تاب‌آوری روانی مردم در شرایط جنگ فرسایشی» وارد شده و آموزش‌هایی برای مادران و کودکان طراحی کرده تا «در مقابل تنش‌های ناشی از بحران» مقاوم بمانند. وزارت بهداشت از «تاب‌آوری نظام سلامت» در برابر کمبود دارو می‌گوید. انگار با یک کمپین جدید در ساخت واژه مواجه هستیم.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید