برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کردهاند
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، حاکی از افزایش قیمت و همچنین کمبود داروهای اعصاب در هفتههای اخیر است؛ وضعیتی که به گفته شهروندان و کارکنان داروخانهها، بسیاری از بیماران را ناچار به حذف یا تغییر روند درمان کرده است.
بر اساس این گزارشها، از نیمه فروردین به بعد قیمت برخی داروهای رایج بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و همزمان، دسترسی به داروهایی مانند کلونازپام و آسنترا با اختلال جدی مواجه شده است.
پیشتر اطلاعاتی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد قیمت برخی داروها، از جمله داروهای بیماران مبتلا به سرطان و انسولین یا مکملهای دارویی، تا ۳۸۰ درصد افزایش یافته است.
حذف تدریجی داروهای ضروری اعصاب از سبد درمان
پیامهای رسیده نشان میدهند افزایش هزینه نسخهها و کاهش دسترسی به دارو، باعث شده بخشی از بیماران، درمان خود را متوقف کنند.
یک داروساز به ایراناینترنشنال گفت: «بعضی بیماران وقتی قیمت نسخه را میشنوند، دارو را برنمیدارند و میروند.»
به گفته او، در هفتههای اخیر موارد متعددی از بیمارانی مشاهده شده که بهدلیل ناتوانی مالی، داروهای خود را حذف کرده یا مصرف آن را کاهش دادهاند.
یک شهروند مبتلا به افسردگی شدید که خود را «مستمریبگیر» معرفی کرد، به ایراناینترنشنال گفت با حقوق ماهانه هفت میلیون تومان، در هر نوبت دریافت نسخه باید حدود چهار میلیون تومان هزینه کند.
او افزود: «من باید ویتامین ب و داروی خواب برای کنترل چرخه خوابم مصرف کنم. این ویتامینها تحت پوشش بیمه نیستند و فقط دو قلم داروی ارزان شامل بیمه میشود. ترجیح دادهام این روزها کلا دارو و دکتر را کنار بگذارم.»
بر اساس گزارش شهروندان، قیمت یک بسته آسنترا ۵۰ در اواسط اردیبهشت به حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده و دوز ۱۰۰ آن در بازار کمیاب است.
یک بیمار گفت با توجه به دوز مصرفی، مجبور است ماهانه حدود شش میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای این دارو هزینه کند.
سرترالین سهمیهای شده است
بر اساس پیامهای شهروندان، کمبود داروهای اعصاب دیگر محدود به داروهای خاص یا بیماران بستری نیست و اکنون داروهای رایج نیز با اختلال در تامین مواجه شدهاند.
یک مخاطب گفت قرص سرترالین، که از رایجترین داروهای درمان افسردگی، اضطراب و وسواس است، در هفتههای اخیر کمیاب شده است.
به گفته او، نوع خارجی این دارو در بازار موجود نیست و نمونههای داخلی نیز بهصورت سهمیهای عرضه میشوند.
این شهروند توضیح داد: «برای نسخه ۱۰۰ عددی که مصرف یک ماهم بود، داروخانه فقط ۵۰ عدد به من تحویل داد. آن هم از نوع ایرانی که اثر نمونههای خارجی را ندارد.»
شمار دیگری از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهد کمبود داروهای مرتبط با اعصاب و روان باعث شده بیماران ناچار به تغییر برند دارویی شوند؛ اقدامی که به گفته بیماران، میتواند اثربخشی درمان را کاهش دهد.
یک بیمار در این زمینه گفت در طول درمان نباید برند دارو عوض شود، اما الان خیلیها مجبورند این کار را انجام دهند.
او توضیح داد به توصیه متخصص، حتما باید دارویش را از یک برند خارجی تهیه میکرد اما تاکنون سه ماه است که کپسول خارجیاش پیدا نمیشود و به ناچار، کپسول ایرانی میخرید.
این شهروند ادامه داد: «اما الان یک هفته است که همان هم پیدا نمیشود و فقط شکل قرصش را توانستم پیدا کنم که عوارض بیشتری دارد، اما مجبورم مصرف کنم.»
علی جعفریان، جانشین وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هشتم اردیبهشت «کمبود جدی» دارو را رد کرده و افزایش قیمت دارو را متاثر از تورم عمومی و نوسان بهای ارز آزاد خوانده بود.
او با اشاره به حذف ارز ترجیحی در سال ۱۴۰۴، گفته بود حدود ۷۰ درصد از قیمت تمامشده دارو به نرخ ارز آزاد وابسته است که اثر مستقیمی بر بازار دارویی دارد.
از تشدید افسردگی تا پیامدهای اجتماعی
گزارشهای رسیده نشان میدهند کمبود داروهای اعصاب علاوه بر اختلال در زندگی فردی، پیامدهای اجتماعی نیز به همراه داشته است.
بهگفته یک شهروند، مردی حدود ۵۰ ساله به دلیل اضطراب شدید توانایی تکلم خود را از دست داده و گفته با این حجم از فشار، تنها انگیزهاش از ادامه زندگی، تامین حداقل نیازهای خانوادهاش است.
در نمونهای دیگر، همکاران یک فرد شاغل در بخش خدماتی گفتند او به دلیل قطع دارو و هزینه بالای درمان، دچار تنشهای شدید رفتاری شده و در محیط کار حتی درگیریهای متعدد فیزیکی با کارکنان و مراجعان داشته است.
به گفته فرد راوی، این شهروند تنها ۱۵ میلیون تومان حقوق میگیرد و با توجه به ویزیت یک میلیون تومانی و هزینه چند میلیونی دارو، دیگر به پزشک هم مراجعه نکرده است.
برخی از گزارشها نیز حاکی از نگرانی درباره وضعیت بیماران با اختلالات شدیدتر است.
یک شهروند با اشاره به نامشخص بودن وضعیت داروهایی مانند رسپریدون و سایر داروهای ضد سایکوز گفت: «ما با افسردگی و اضطراب میسازیم، اما بیمارانی با مشکلات روانی حاد که بستری هستند و ممکن است به خود یا دیگران آسیب بزنند، چه میکنند؟»
شهروندی نیز با اشاره به گسترش افسردگی و اضطراب در کشور، به کنایه گفت: «میدانم که قبلا هم بعضیها به شوخی این را گفتهاند، اما جدی فکر میکنم باید در آب لولهکشی شهرها آسنترا بریزند.»
مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، در پیامی خطاب به علی الزیدی، نخستوزیر مکلف به تشکیل دولت جدید در عراق، تاکید کرد «افراد یا جریانهای دارای شاخه مسلح» نباید در کابینه آینده این کشور حضور داشته باشند.
صدر جمعه ۱۸ اردیبهشت خواستار آن شد که گروههای مسلح یا در قالب تشکیلاتی با عنوان «سربازان شعائر دینی» زیر نظر هیات حج سازماندهی شوند یا به «نهادهای امدادرسان و بشردوستانه» تبدیل شوند.
صدر همچنین بر حفظ استقلال عراق و دوری از هرگونه دخالت خارجی «نه شرقی و نه غربی» تاکید کرد و گفت دولت آینده باید خواستههای مردم عراق را برآورده کند.
او ادامه داد: «هیچ فردی از جریان صدر را در کابینه وزارتی نمیپذیریم و هیچ وزیری نماینده ما نخواهد بود.»
گمانهزنیها درباره کابینه آینده عراق
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره ترکیب دولت آینده عراق بالا گرفته است.
۷ اردیبهشت، ائتلاف احزاب سیاسی شیعه عراق، «چارچوب هماهنگی»، اعلام کرد که علی الزیدی را بهعنوان نامزد خود برای سمت نخستوزیری معرفی کرده است.
پس از این اعلام، نمایندگان شیعه به رویترز گفتند که رییسجمهور عراق، نزار آمیدی، از الزیدی، دعوت کرد تا دولت را تشکیل دهد.
بر اساس قانون اساسی عراق، الزیدی ۳۰ روز فرصت دارد تا کابینه خود را تشکیل دهد و آن را برای تایید به پارلمان معرفی کند.
یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا ۱۶ اردیبهشت، اعلام کرد واشینگتن از نخستوزیر عراق انتظار دارد برای محدود کردن نفوذ گروههای مسلح نزدیک به جمهوری اسلامی، «اقدامهای عملی» انجام دهد.
این مقام آمریکایی که نامش فاش نشده، گفت آمریکا خواهان پایان دادن به «مرز مبهم» میان دولت عراق و گروههای مسلح شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی است.
به گفته او، ازسرگیری کامل حمایتهای آمریکا از عراق، از جمله انتقال منابع مالی حاصل از فروش نفت و کمکهای امنیتی، منوط به اقدامهایی مانند اخراج «شبهنظامیان تروریستی» از نهادهای دولتی، قطع بودجه این گروهها و توقف پرداخت حقوق به نیروهای وابسته به آنها است.
این مقام آمریکایی تاکید کرد: «اینها اقدامهای عملی هستند که میتوانند به ما نشان دهند ذهنیت جدیدی در عراق شکل گرفته است.»
ترامپ: دولت جدید عراق باید «عاری از تروریسم» باشد
الزیدی پس از معرفی شدن بهعنوان گزینه نخستوزیری عراق، تماس تبریکی از ترامپ دریافت کرد.
ترامپ در پیام خود ابراز امیدواری کرد دولت جدید عراق «عاری از تروریسم» باشد و فصل تازهای در روابط بغداد و واشینگتن آغاز شود.
در ماههای اخیر، گروههای مسلح در عراق، سفارت آمریکا در بغداد، تاسیسات دیپلماتیک و لجستیکی آمریکا در فرودگاه بغداد و همچنین میدانهای نفتی متعلق به شرکتهای خارجی را هدف قرار دادهاند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که این کشور کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را نخواهد پذیرفت. او همچنین گفت که همه کشورها موافقند که داشتن سلاح هستهای از سوی جمهوری اسلامی «غیرقابل قبول است.»
روبیو که به ایتالیا سفر کرده، جمعه ۱۸ اردیبهشت هشدار داد اگر تهران به کشتیهای نیروی دریایی آمریکا حمله کند نیروهای جمهوری اسلامی نابود خواهند شد.
روبیو در پایان یک سفر دو روزه برای ترمیم روابط در رم و واتیکان به پرسشهای خبرنگاران پاسخ میداد؛ سفری که پس از اختلافات شدید درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و انتقادهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از پاپ لئو چهاردهم انجام شد.
از او درباره گزارشهای یک شرکت دادههای کشتیرانی پرسیده شد که گفته بود جمهوری اسلامی یک نهاد دولتی جدید ایجاد کرده است تا عبور کشتیها از این تنگه را بررسی و مشمول مالیات کند.
روبیو پرسید: «آیا جهان قرار است بپذیرد که ایران اکنون یک آبراه بینالمللی را کنترل کند؟ جهان برای انجام چه کاری آماده است؟»
آسوشیتدپرس پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت بهنقل از شرکت دادههای کشتیرانی«لوییدز لیست اینتلیجنس» گزارش داد که این نهاد که «سازمان تنگه خلیج فارس» نام دارد و «خود را بهعنوان تنها مرجع معتبر برای صدور مجوز عبور کشتیها در تنگه هرمز» معرفی میکند.
هشدار درباره حمله به نیروی دریایی این کشور
روبیو همچنین به تهران درباره حمله به داراییهای دریایی آمریکا در منطقه هشدار داد.
ایالات متحده اعلام کرد که سه حمله علیه کشتیهای نیروی دریایی در تنگه هرمز را خنثی کرده است.
او گفت: «خط قرمز روشن است. اگر آمریکاییها را تهدید کنند، منفجر خواهند شد.»
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه تاکید کرد که حملات ۱۷ اردیبهشت ارتباطی با عملیات «خشم حماسی» نداشته است.
روبیو گفت که قرار است جمعه ۱۸ اردیبهشت پاسخ جمهوری اسلامی به طرح پیشنهادی صلح به واشینگتن ارائه شود.
او ابراز امیدواری کرد این پاسخ «جدی» باشد و بتواند مسیر ورود به یک فرآیند مذاکراتی واقعی را باز کند.
دیدار با پاپ و انتقاد از حزبالله
روبیو همچنین به دیدار خود با پاپ لئو در ۱۷ اردیبهشت اشاره کرد و گفت این دیدار «بسیار مثبت» بوده است.
واتیکان پنجشنبه ۱۷اردیبهشت در بیانیهای پس از نخستین دیدار میان پاپ لئو و یکی از اعضای کابینه ترامپ در نزدیک به یک سال گذشته، اعلام کرد که لئو و روبیو «تعهد مشترک خود را برای تقویت روابط دوجانبه خوب» تجدید کردند.
لئو، نخستین پاپ آمریکایی، پس از آنکه به منتقدی جدی در زمینه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و نیز سیاستهای سختگیرانه ضدمهاجرتی دولت ترامپ تبدیل شد، انتقادهای ترامپ را برانگیخت و این انتقادها واکنش منفی رهبران مسیحی از طیفهای مختلف سیاسی را در پی داشت.
وزیر امور خارجه آمریکا در خصوص مذاکرات با دولت لبنان نیز گفت: «ما میخواهیم دولت مشروع لبنان قوی باشد و حزبالله مانعی برای این امر است.»
روبیو ادامه داد: «حزبالله کاملا یک نیروی نیابتی جمهوری اسلامی است و بدون آنها وجود نخواهد داشت.»
روبیو افزود: «ما در تلاشیم تا تامین مالی حزبالله را متوقف کنیم.»
رسانه مستقر در امارات متحده عربی نوشت که چارچوب تفاهمنامه مطرحشده میان آمریکا و جمهوری اسلامی، بیشتر یک توافق محدود برای مهار تنش است که بر توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات کوتاهمدت تمرکز دارد و مسائل کلیدی، به مراحل بعدی موکول شدهاند.
بر اساس گزارشی که ارمنیوز جمعه ۱۸ اردیبهشت منتشر کرد، در فرمول مطرحشده برای تفاهم میان تهران و واشینگتن، اولویت با توقف درگیریها، رسیدگی به بحران تنگه هرمز و آغاز یک مسیر مذاکراتی کوتاهمدت است و موضوعاتی مانند برنامه هستهای حکومت ایران، توان موشکی و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی، به مراحل بعدی منتقل شدهاند.
منابع دیپلماتیک منطقهای به ارمنیوز گفتهاند این طرح پس از دو تحول همزمان در ساعات اخیر شکل گرفته است. از جمله این تحولات، توقف موقت عملیات «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز بوده است.
به گفته این منابع، تمرکز واشینگتن بر موضوعات فوری و قابل سنجش در کوتاهمدت، از جمله امنیت کشتیرانی و توقف درگیریها، باعث شده است اسرائیل در ساز و کار اجرایی مرحله نخست نقشی نداشته باشد.
با این حال، هماهنگیهای سیاسی و امنیتی میان آمریکا و اسرائیل همچنان ادامه دارد.
گیلا گاملیل، وزیر علوم و فناوری اسرائیل، ۱۷ اردیبهشت گفت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و ترامپ درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی به طور مداوم گفتوگو میکنند و موضوع هستهای از اهداف مشترک دو طرف است.
رسانههای اسرائیلی نیز تایید کردند نتانیاهو در جریان این روند قرار دارد و گفته است این تحولات برای او غافلگیرکننده نبوده و هماهنگیها با واشینگتن بهصورت مستمر ادامه دارد.
در این چارچوب، واشینگتن تلاش دارد مرحله نخست را بر پایه اقداماتی تنظیم کند که در کوتاهمدت قابل اجرا و ارزیابی باشند و سپس موضوعات پیچیدهتر را به مذاکرات بعدی منتقل کند. رویکردی که جایگاه اسرائیل را در سطح هماهنگیهای راهبردی حفظ کرده اما آن را از متن اجرای اولیه کنار گذاشته است.
در این میان، برخی تحلیلگران معتقدند اسرائیل همچنان بر لزوم اعمال شروط سختگیرانهتر در موضوعاتی مانند غنیسازی، برنامه موشکی و ساز و کار اجرای توافق تاکید دارد.
واکنش بازارهای جهانی به احتمال کاهش تنش سریع بوده است.
گزارشها حاکی از کاهش قیمت نفت و افزایش شاخصهای سهام در پی کاهش نگرانیها از اختلال در تردد از تنگه هرمز است.
«رویا»، ساخته مهناز محمدی، که به تازگی در سینماهای آلمان به اکران عمومی درآمده، تصویر روشنی است از احوال یک زن زندانی گرفتار در اوین.
فیلم که از نظر زمانی به زندانها و شکنجههای پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» مربوط است، حالا پس از وقایع انقلاب اخیر ایران که به کشته شدن دهها هزار نفر و زندانی شدن افراد بسیار بیشتری انجامید، رنگ و بوی خاصی به خود میگیرد و از قید و بند زمان میگریزد.
محمدی که خود بارها بهوسیله نیروهای امنیتی دستگیر شده و ماهها در زندان انفرادی در اوین بوده است، این فیلم را حاصل تجربه شخصی خودش میداند. جایی که یک زن در یک سلول سه متر در سه متر نگهداری میشود و با توهین و تحقیر و شکنجه از او میخواهند که علیه خودش اعتراف کند.
فیلمساز شخصیت اصلی داستان را به معلمی تغییر داده که متهم است از شاگردانش خواسته تا روسریهای خود را بسوزانند.
فیلم اطلاعات بسیار اندکی درباره شخصیت اصلیاش به ما میدهد و سعی دارد در حالتی رویاگونه احوال یک زن زیرشکنجه را ترسیم کند. از این رو ۲۰ دقیقه اول فیلم - نقطه قوت آن - سکانس تکاندهندهای است در داخل زندان که به تمامی از نقطهنظر این زن روایت میشود و دوربین جای چشمهای او را میگیرد. زنی محبوس در سلول که چیز زیادی نمیبیند - چون چشمبند دارد - و تنها از طریق صداها تا حدی میفهمد که چه اتفاقاتی در اطراف او رخ میدهد و از این رو صدا به ابزاری بسیار مهم در طول فیلم بدل میشود که در مجموع بار بزرگی از فیلم را به دوش میکشد؛ حتی بیش از تصویر.
۲۰ دقیقه ابتدایی هر چند میتواند برای تماشاگر آزارنده باشد - چرا که تصویرها روشن و واضح نیستند و هنوز چیز زیادی درباره این شخصیت نمیدانیم - اما در نهایت به یک تجربه عینی از وضعیت یک زندانی تحت شکنجه بدل میشود که در آن تماشاگر خواهناخواه در رنج شخصیت اصلی شریک میشود.
حالا دیگر اهمیتی ندارد که این شخصیت را میشناسیم یا نه. فیلم از این نقطه میگریزد و از ما میخواهد که در یک تجربه تلخ شریک شویم. همان تجربهای که خود فیلمساز از سر گذرانده و حالا میخواهد با ما به اشتراک بگذارد.
او میگوید که تجربهاش در زندان اطلاعات سپاه در داخل اوین، دقیقا به همین شکل بوده و او در واقع به دلیل داشتن چشمبند، چیز زیادی درباره این زندان نمیداند. درست به مانند شخصیت اصلی فیلم که تنها با صداهایی ترسناک روبهروست.
از اینجاست که فیلم از تماشاگرش میخواهد به تخیل پناه ببرد و ساختار و دیوارها و آدمهای زندان را در ذهن خود بسازد. فیلمساز حتی از این طریق وضعیت شخصیت اصلی فیلمش را به همه افراد در بند در زندانهای ایران پیوند میزند: ما نمیدانیم که او کیست، چه کرده و حتی ظاهر فیزیکی و چهرهاش را نمیبینیم، گویی که هیچکدام از اینها اهمیتی ندارد و تنها در حال همذاتپنداری با بیشمار زندانیان مشابه در جمهوری اسلامی هستیم.
همین ترفند جسورانه در این ۲۰ دقیقه ابتدایی، میتواند فیلم را در ذهن تماشاگرش حک کند.
ادامه فیلم به قوت این شروع تکاندهنده نیست. زمانی که پس از این سکانس پر تنش، سرانجام چهره زن را میبینیم که برای مرخصی سه روزه، از زندان بیرون میآید.
اما ادامه روایت هم به یک روایت رئالیستی معمول - از جمله فیلم پیشین این فیلمساز با عنوان «پسر-مادر» - ارتباطی ندارد و این فضای پر تردید و پر رویا تا انتها ادامه پیدا میکند. جایی که مکانها و زمانهای مختلف در هم تنیده میشوند و در تمام طول فیلم این زن - با بازی ملیسا سوزن، بازیگر اهل ترکیه که در فیلم برنده نخل طلای نوری بیلگه جیلان، «خواب زمستانی»، درخشیده بود - کلمهای بر زبان نمیآورد تا عدم قطعیت در رفتار و گفتار اطرافیان او موکد شد، از فضای قبرستان و خواهر خودکشی کرده - که باز معلوم نیست به چه دلیل - تا گفتوگو با پدر مرده.
همه این فضاها و اتفاقات به شکلی به همان سکانس دیدنی ابتدایی باز میگردد: این که یک زن باید به هر قیمت و هر طریقی بهوسیله بازجویانش خرد شود و بین سالها زندانی شدن یا اعتراف تلویزیونی علیه خود، یکی را انتخاب کند.
فیلم به ما نمیگوید که شخصیت اصلیاش کدام را برمیگزیند.
شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از وخامت اوضاع اقتصادی و موج فزاینده اخراج نیروها خبر دادند.
در ادامه، گزیدهای از این پیامها آمده است:
- «من چهار ماهه بیکار شدم. در حوزه تِک کار میکردم. شرکتمون تعدیل نیرو کرد. هیچ درآمدی ندارم. فقط با اندک اندوختهای که داشتم، دارم میگذرونم. ولی همه رو تحمل میکنم، به امید روزهای روشن.»
- «از مس سونگون پیام میدم. این معدن رو کاملا تعدیل نیرو کردن و همه اخراج شدن. افرادی که ۱۵ سال کار میکردند، بیکار شدن.»
- «من در یک شرکت مثلا خصوصی که پهپاد تولید میکرد، کار میکردم. در جریان جنگ، ساختمانها و تجهیزات مرتبط به کار ما رو زدن. الان ۳ ماهه بیکار شدم. گفتن برید بیمه بیکاری بگیرید.»
- «کسبوکارهای بستهبندی و پستی در شیراز میگویند کمبود و جهش قیمت چسب پنج سانتی کاسپین در فروردین، فعالیت روزانهشان را مختل کرده است. فروش چند بسته با قیمت حدود ۶۰ میلیون تومان.»