وزیر امور خارجه آمریکا: کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را نخواهیم پذیرفت
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که این کشور کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را نخواهد پذیرفت. او همچنین گفت که همه کشورها موافقند که داشتن سلاح هستهای از سوی جمهوری اسلامی «غیرقابل قبول است.»
روبیو که به ایتالیا سفر کرده، جمعه ۱۸ اردیبهشت هشدار داد اگر تهران به کشتیهای نیروی دریایی آمریکا حمله کند نیروهای جمهوری اسلامی نابود خواهند شد.
روبیو در پایان یک سفر دو روزه برای ترمیم روابط در رم و واتیکان به پرسشهای خبرنگاران پاسخ میداد؛ سفری که پس از اختلافات شدید درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و انتقادهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از پاپ لئو چهاردهم انجام شد.
از او درباره گزارشهای یک شرکت دادههای کشتیرانی پرسیده شد که گفته بود جمهوری اسلامی یک نهاد دولتی جدید ایجاد کرده است تا عبور کشتیها از این تنگه را بررسی و مشمول مالیات کند.
روبیو پرسید: «آیا جهان قرار است بپذیرد که ایران اکنون یک آبراه بینالمللی را کنترل کند؟ جهان برای انجام چه کاری آماده است؟»
آسوشیتدپرس پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت بهنقل از شرکت دادههای کشتیرانی«لوییدز لیست اینتلیجنس» گزارش داد که این نهاد که «سازمان تنگه خلیج فارس» نام دارد و «خود را بهعنوان تنها مرجع معتبر برای صدور مجوز عبور کشتیها در تنگه هرمز» معرفی میکند.
هشدار درباره حمله به نیروی دریایی این کشور
روبیو همچنین به تهران درباره حمله به داراییهای دریایی آمریکا در منطقه هشدار داد.
ایالات متحده اعلام کرد که سه حمله علیه کشتیهای نیروی دریایی در تنگه هرمز را خنثی کرده است.
او گفت: «خط قرمز روشن است. اگر آمریکاییها را تهدید کنند، منفجر خواهند شد.»
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه تاکید کرد که حملات ۱۷ اردیبهشت ارتباطی با عملیات «خشم حماسی» نداشته است.
روبیو گفت که قرار است جمعه ۱۸ اردیبهشت پاسخ جمهوری اسلامی به طرح پیشنهادی صلح به واشینگتن ارائه شود.
او ابراز امیدواری کرد این پاسخ «جدی» باشد و بتواند مسیر ورود به یک فرآیند مذاکراتی واقعی را باز کند.
دیدار با پاپ و انتقاد از حزبالله
روبیو همچنین به دیدار خود با پاپ لئو در ۱۷ اردیبهشت اشاره کرد و گفت این دیدار «بسیار مثبت» بوده است.
واتیکان پنجشنبه ۱۷اردیبهشت در بیانیهای پس از نخستین دیدار میان پاپ لئو و یکی از اعضای کابینه ترامپ در نزدیک به یک سال گذشته، اعلام کرد که لئو و روبیو «تعهد مشترک خود را برای تقویت روابط دوجانبه خوب» تجدید کردند.
لئو، نخستین پاپ آمریکایی، پس از آنکه به منتقدی جدی در زمینه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و نیز سیاستهای سختگیرانه ضدمهاجرتی دولت ترامپ تبدیل شد، انتقادهای ترامپ را برانگیخت و این انتقادها واکنش منفی رهبران مسیحی از طیفهای مختلف سیاسی را در پی داشت.
وزیر امور خارجه آمریکا در خصوص مذاکرات با دولت لبنان نیز گفت: «ما میخواهیم دولت مشروع لبنان قوی باشد و حزبالله مانعی برای این امر است.»
روبیو ادامه داد: «حزبالله کاملا یک نیروی نیابتی جمهوری اسلامی است و بدون آنها وجود نخواهد داشت.»
روبیو افزود: «ما در تلاشیم تا تامین مالی حزبالله را متوقف کنیم.»
هر چند پاکستان کوشیده در مسیر پایان دادن به جنگ ایران نقشآفرینی کند، تحولات اخیر به روابط اسلامآباد با یکی از شرکای دیرینهاش، امارات متحده عربی، آسیب زده است.
روزنامه نیویورکتایمز جمعه ۱۸ اردیبهشت گزارش داد امارات، این کشور ثروتمند حاشیه خلیج فارس، دست به اخراج گسترده کارگران پاکستانی زده است؛ اقدامی که میتواند یکی از منابع مهم اشتغال پاکستان را با تهدید روبهرو کند.
بر اساس این گزارش، امارات از موضع نهچندان قاطع پاکستان در محکوم کردن حملات جمهوری اسلامی به این کشور ناراضی است؛ آن هم در شرایطی که اسلامآباد همزمان میکوشد میان تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافق صلح میانجیگری کند.
امارات در جریان جنگ اخیر هدف هزاران حمله موشکی و پهپادی حکومت ایران قرار گرفته و خساراتی را متحمل شده است.
جمهوری اسلامی از ۱۴ اردیبهشت حملات خود را به امارات از سر گرفته است.
در آخرین مورد، سامانههای پدافند هوایی امارات ظهر ۱۸ اردیبهشت برای دفع حملات موشکی و پهپادی حکومت ایران وارد عمل شدند.
به گفته منابع رسمی اماراتی، این حملات سه مجروح بر جای گذاشت.
نیویورکتایمز در ادامه گزارش، از گفتوگو با بیش از ۲۰ شهروند شیعه پاکستانی که بهعنوان کارمند شرکتهای اماراتی در این کشور مشغول به کار بودند، خبر داد.
آنها تایید کردند که همگی ماه گذشته بهطور ناگهانی بازداشت، زندانی و سپس از امارات اخراج شدهاند.
رهبران مذهبی شیعه در پاکستان برآورد میکنند که از اواخر فروردینماه، احتمالا هزاران شیعه پاکستانی از امارات اخراج شدهاند.
بر اساس این گزارش، شیعیان پاکستان که جمعیتی حدود ۳۵ میلیون نفر دارند و دارای «پیوندهای معنوی عمیق» با ایران هستند، بارها در این کشورِ عمدتا سنیمذهب هدف خشونتهای فرقهای قرار گرفتهاند.
دلایل اخراج شهروندان پاکستانی از امارات هنوز بهطور رسمی مشخص نشده و مقامهای دو کشور همچنان بر استحکام روابط دوجانبه تاکید دارند.
وزارت امور خارجه پاکستان گزارشها درباره اخراج گسترده شهروندان این کشور از امارات را رد کرده و به پرسشها درباره اینکه آیا شیعیان بهطور خاص هدف قرار گرفتهاند یا نه، پاسخی نداده است.
طاهر اندرابی، سخنگوی این وزارتخانه، گفت پاکستانیهای اخراجشده افرادی بودهاند که در امارات «مرتکب جرم» شدهاند.
دولت امارات نیز تاکنون به درخواستها برای اظهارنظر درباره این موضوع واکنشی نشان نداده است.
در روزهای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی مواضع امارات در قبال جنگ ایران را مورد انتقاد قرار داده و بارها از ادبیات تهدیدآمیز علیه این کشور استفاده کردهاند.
علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، پیشتر گفت جمهوری اسلامی «امارات متحده عربی را مانند اقلیم کردستان عراق، پایگاه دشمن میداند».
او افزود: «ما دیگر امارات را همسایه نمیبینیم، آنها در حکم پایگاه متخاصم هستند.»
آیا امارات از میانجیگری پاکستان خشمگین است؟
به گزارش نیویورکتایمز، بیش از دو میلیون شهروند پاکستانی در امارات متحده عربی ساکن هستند و سال گذشته میلادی بیش از هشت میلیارد دلار حواله مالی به پاکستان ارسال کردند.
مفتاح اسماعیل، وزیر پیشین دارایی پاکستان، گفت: «حفظ روابط خوب با امارات برای اسلامآباد اهمیت دارد، اما در عین حال، نمیدانم پاکستان در این جنگ چه مسیر دیگری میتوانست انتخاب کند.»
در سوی دیگر، ندیم قطیش، تحلیلگر اماراتی-لبنانی نزدیک به دولت امارات، گفت اسلامآباد ابتکار میانجیگری میان آمریکا و جمهوری اسلامی را «بدون هماهنگی کافی» با ابوظبی آغاز کرد.
ماه گذشته، امارات وام ۳.۵ میلیارد دلاری خود به پاکستان را بازپس گرفت؛ رقمی نزدیک به یکپنجم ذخایر ارزی این کشور. پس از آن، عربستان سعودی با ارائه سپردهای سه میلیارد دلاری برای تقویت ذخایر ارزی پاکستان وارد عمل شد.
محمدامین شهیدی، روحانی ساکن اسلامآباد و رهبر یک سازمان سیاسی شیعه، اعلام کرد این سازمان پنج هزار خانواده اخراجشده از امارات را ثبت کرده است.
او گفت: «در کشورهای خلیج فارس این تصور وجود دارد که هر شیعهای از ایران حمایت میکند. با توجه به وخامت روابط، درخواست از دولت پاکستان برای گفتوگو با امارات بیفایده است.»
به گفته شهیدی و شماری دیگر از منابع، روند اخراج شهروندان پاکستانی از ۱۹ فروردین آغاز شد؛ زمانی که تهران و واشینگتن با میانجیگری اسلامآباد بر سر برقراری آتشبس موقت به توافق رسیدند.
به گزارش نیویورکتایمز، شمار نامشخصی از کارگران پاکستانی نیز در پی از دست دادن شغل خود بهدلیل پیامدهای جنگ، امارات را ترک کردهاند.
رسانه مستقر در امارات متحده عربی نوشت که چارچوب تفاهمنامه مطرحشده میان آمریکا و جمهوری اسلامی، بیشتر یک توافق محدود برای مهار تنش است که بر توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات کوتاهمدت تمرکز دارد و مسائل کلیدی، به مراحل بعدی موکول شدهاند.
بر اساس گزارشی که ارمنیوز جمعه ۱۸ اردیبهشت منتشر کرد، در فرمول مطرحشده برای تفاهم میان تهران و واشینگتن، اولویت با توقف درگیریها، رسیدگی به بحران تنگه هرمز و آغاز یک مسیر مذاکراتی کوتاهمدت است و موضوعاتی مانند برنامه هستهای حکومت ایران، توان موشکی و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی، به مراحل بعدی منتقل شدهاند.
منابع دیپلماتیک منطقهای به ارمنیوز گفتهاند این طرح پس از دو تحول همزمان در ساعات اخیر شکل گرفته است. از جمله این تحولات، توقف موقت عملیات «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز بوده است.
به گفته این منابع، تمرکز واشینگتن بر موضوعات فوری و قابل سنجش در کوتاهمدت، از جمله امنیت کشتیرانی و توقف درگیریها، باعث شده است اسرائیل در ساز و کار اجرایی مرحله نخست نقشی نداشته باشد.
با این حال، هماهنگیهای سیاسی و امنیتی میان آمریکا و اسرائیل همچنان ادامه دارد.
گیلا گاملیل، وزیر علوم و فناوری اسرائیل، ۱۷ اردیبهشت گفت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و ترامپ درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی به طور مداوم گفتوگو میکنند و موضوع هستهای از اهداف مشترک دو طرف است.
رسانههای اسرائیلی نیز تایید کردند نتانیاهو در جریان این روند قرار دارد و گفته است این تحولات برای او غافلگیرکننده نبوده و هماهنگیها با واشینگتن بهصورت مستمر ادامه دارد.
در این چارچوب، واشینگتن تلاش دارد مرحله نخست را بر پایه اقداماتی تنظیم کند که در کوتاهمدت قابل اجرا و ارزیابی باشند و سپس موضوعات پیچیدهتر را به مذاکرات بعدی منتقل کند. رویکردی که جایگاه اسرائیل را در سطح هماهنگیهای راهبردی حفظ کرده اما آن را از متن اجرای اولیه کنار گذاشته است.
در این میان، برخی تحلیلگران معتقدند اسرائیل همچنان بر لزوم اعمال شروط سختگیرانهتر در موضوعاتی مانند غنیسازی، برنامه موشکی و ساز و کار اجرای توافق تاکید دارد.
واکنش بازارهای جهانی به احتمال کاهش تنش سریع بوده است.
گزارشها حاکی از کاهش قیمت نفت و افزایش شاخصهای سهام در پی کاهش نگرانیها از اختلال در تردد از تنگه هرمز است.
«رویا»، ساخته مهناز محمدی، که به تازگی در سینماهای آلمان به اکران عمومی درآمده، تصویر روشنی است از احوال یک زن زندانی گرفتار در اوین.
فیلم که از نظر زمانی به زندانها و شکنجههای پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» مربوط است، حالا پس از وقایع انقلاب اخیر ایران که به کشته شدن دهها هزار نفر و زندانی شدن افراد بسیار بیشتری انجامید، رنگ و بوی خاصی به خود میگیرد و از قید و بند زمان میگریزد.
محمدی که خود بارها بهوسیله نیروهای امنیتی دستگیر شده و ماهها در زندان انفرادی در اوین بوده است، این فیلم را حاصل تجربه شخصی خودش میداند. جایی که یک زن در یک سلول سه متر در سه متر نگهداری میشود و با توهین و تحقیر و شکنجه از او میخواهند که علیه خودش اعتراف کند.
فیلمساز شخصیت اصلی داستان را به معلمی تغییر داده که متهم است از شاگردانش خواسته تا روسریهای خود را بسوزانند.
فیلم اطلاعات بسیار اندکی درباره شخصیت اصلیاش به ما میدهد و سعی دارد در حالتی رویاگونه احوال یک زن زیرشکنجه را ترسیم کند. از این رو ۲۰ دقیقه اول فیلم - نقطه قوت آن - سکانس تکاندهندهای است در داخل زندان که به تمامی از نقطهنظر این زن روایت میشود و دوربین جای چشمهای او را میگیرد. زنی محبوس در سلول که چیز زیادی نمیبیند - چون چشمبند دارد - و تنها از طریق صداها تا حدی میفهمد که چه اتفاقاتی در اطراف او رخ میدهد و از این رو صدا به ابزاری بسیار مهم در طول فیلم بدل میشود که در مجموع بار بزرگی از فیلم را به دوش میکشد؛ حتی بیش از تصویر.
۲۰ دقیقه ابتدایی هر چند میتواند برای تماشاگر آزارنده باشد - چرا که تصویرها روشن و واضح نیستند و هنوز چیز زیادی درباره این شخصیت نمیدانیم - اما در نهایت به یک تجربه عینی از وضعیت یک زندانی تحت شکنجه بدل میشود که در آن تماشاگر خواهناخواه در رنج شخصیت اصلی شریک میشود.
حالا دیگر اهمیتی ندارد که این شخصیت را میشناسیم یا نه. فیلم از این نقطه میگریزد و از ما میخواهد که در یک تجربه تلخ شریک شویم. همان تجربهای که خود فیلمساز از سر گذرانده و حالا میخواهد با ما به اشتراک بگذارد.
او میگوید که تجربهاش در زندان اطلاعات سپاه در داخل اوین، دقیقا به همین شکل بوده و او در واقع به دلیل داشتن چشمبند، چیز زیادی درباره این زندان نمیداند. درست به مانند شخصیت اصلی فیلم که تنها با صداهایی ترسناک روبهروست.
از اینجاست که فیلم از تماشاگرش میخواهد به تخیل پناه ببرد و ساختار و دیوارها و آدمهای زندان را در ذهن خود بسازد. فیلمساز حتی از این طریق وضعیت شخصیت اصلی فیلمش را به همه افراد در بند در زندانهای ایران پیوند میزند: ما نمیدانیم که او کیست، چه کرده و حتی ظاهر فیزیکی و چهرهاش را نمیبینیم، گویی که هیچکدام از اینها اهمیتی ندارد و تنها در حال همذاتپنداری با بیشمار زندانیان مشابه در جمهوری اسلامی هستیم.
همین ترفند جسورانه در این ۲۰ دقیقه ابتدایی، میتواند فیلم را در ذهن تماشاگرش حک کند.
ادامه فیلم به قوت این شروع تکاندهنده نیست. زمانی که پس از این سکانس پر تنش، سرانجام چهره زن را میبینیم که برای مرخصی سه روزه، از زندان بیرون میآید.
اما ادامه روایت هم به یک روایت رئالیستی معمول - از جمله فیلم پیشین این فیلمساز با عنوان «پسر-مادر» - ارتباطی ندارد و این فضای پر تردید و پر رویا تا انتها ادامه پیدا میکند. جایی که مکانها و زمانهای مختلف در هم تنیده میشوند و در تمام طول فیلم این زن - با بازی ملیسا سوزن، بازیگر اهل ترکیه که در فیلم برنده نخل طلای نوری بیلگه جیلان، «خواب زمستانی»، درخشیده بود - کلمهای بر زبان نمیآورد تا عدم قطعیت در رفتار و گفتار اطرافیان او موکد شد، از فضای قبرستان و خواهر خودکشی کرده - که باز معلوم نیست به چه دلیل - تا گفتوگو با پدر مرده.
همه این فضاها و اتفاقات به شکلی به همان سکانس دیدنی ابتدایی باز میگردد: این که یک زن باید به هر قیمت و هر طریقی بهوسیله بازجویانش خرد شود و بین سالها زندانی شدن یا اعتراف تلویزیونی علیه خود، یکی را انتخاب کند.
فیلم به ما نمیگوید که شخصیت اصلیاش کدام را برمیگزیند.
گاردین در گزارشی که براساس مستندات نهادهای حقوق بشری و منابع نزدیک به خانوادهها تهیه شده است، نوشت جمهوری اسلامی اعدام زندانیان را بهصورت تقریبا روزانه و در برخی موارد، پنهانی ادامه میدهد.
بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۵ دستکم «هزار و ۶۰۰» مورد اعدام ثبت شد که برخی از آنها در جریان اعتراضات یا در چارچوب اتهامات امنیتی انجام شدهاند. همزمان، خانوادهها نیز از فشارهای امنیتی و روانی شدید بر خود خبر میدهند.
این گزارش با استناد به اطلاعات «حقوق بشر ایران» که تعداد اعدامها از اسفندماه تاکنون را دستکم ۲۴ تن اعلام کرده است، نوشت، برخی خانوادهها تنها پس از اجرای حکم، از اعدام وابستگان خود مطلع شدهاند و در مواردی حتی پیکر جانباختگان نیز به خانوادههایشان، تحویل داده نمیشود.
همزمان با افزایش روند اعدامها، قطع اینترنت در ایران نیز بیش از دو ماه است که هرگونه ارتباط جهان با داخل کشور را بهشدت محدود کرده است.
جنگ آمریکا و حکومت ایران باعث جهش قیمت نفت آلاسکا در بازارهای جهانی شده؛ افزایشی که مقامهای ایالتی میگویند میتواند میلیاردها دلار درآمد اضافی برای آلاسکا ایجاد کند و همزمان فشار هزینههای انرژی را بر مصرفکنندگان افزایش دهد.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی اداره درآمد آلاسکا، میانگین قیمت نفت خام «نورث اسلوپ» آلاسکا در ماه آوریل به ۱۱۱ دلار و ۱۷ سنت در هر بشکه رسید؛ رقمی که ۸ دلار و ۷۰ سنت بالاتر از نفت برنت و ۱۳ دلار و ۱۱ سنت بیشتر از شاخص نفتی وستتگزاس اینترمدیت (WTI) است.
اداره درآمد آلاسکا اعلام کرد اختلاف قیمت میان نفت برنت و نفت نورث اسلوپ «بزرگترین شکاف ماهانه از سال ۲۰۰۰ تاکنون» است و «ممکن است بالاترین میزان در تاریخ» باشد.
مقامهای ایالتی علت این جهش را اختلال در بازار نفت حوزه اقیانوس آرام در پی «جنگ ایران» عنوان کردهاند. به گفته اداره درآمد آلاسکا، محدودیت عرضه نفت خاورمیانه و ناامنی مسیرهای حملونقل باعث شده پالایشگاههای آسیایی، بهویژه در چین، ژاپن، هند و کره جنوبی، برای نفتی که از مسیرهای پرریسک عبور نمیکند، بهای بیشتری بپردازند.
در این گزارش آمده است: «ابهام درباره حملونقل و تحویل محمولهها باعث شده پالایشگاهها حاضر باشند برای نفت در دسترس که از مناطق دارای ریسک امنیتی بالا عبور نمیکند، مبلغ بیشتری پرداخت کنند.» مقامهای آلاسکا همچنین نفت تولیدشده در قاره آمریکا را «امنترین گزینه» برای خریداران توصیف کردهاند.
افزایش قیمت نفت آلاسکا میتواند تاثیر قابل توجهی بر بودجه این ایالت بگذارد. برآوردها نشان میدهد هر یک دلار افزایش در میانگین سالانه قیمت نفت نورث اسلوپ حدود ۳۰ میلیون دلار درآمد اضافی برای دولت ایالتی ایجاد میکند.
در حالی که بیش از نیمی از درآمد عمومی آلاسکا اکنون از سرمایهگذاریهای «صندوق دائمی آلاسکا» تامین میشود، نفت همچنان دومین منبع اصلی درآمد دولت ایالتی است و نقش مهمی در تامین هزینههای عمومی دارد.
اداره درآمد آلاسکا پیشتر پیشبینی کرده بود میانگین قیمت نفت در سال مالی جاری - که تا ۳۰ ژوئن ادامه دارد - حدود ۷۵ دلار و ۲۶ سنت باشد. اما تا پنجم مه، این رقم به ۷۵ دلار و ۷۱ سنت رسیده و مقامهای ایالتی میگویند هر روزی که قیمتها بالاتر از این سطح باقی بماند، درآمد بیشتری نصیب ایالت خواهد شد.
سنای آلاسکا نیز برای این درآمد اضافی برنامهریزی کرده است. بر اساس این طرح، نخستین ۹۶ میلیون دلار صرف پرداخت کمکهزینه انرژی و افزایش سود سهام صندوق دائمی سال ۲۰۲۶ خواهد شد. ۱۱۱ میلیون دلار دیگر به مدارس دولتی اختصاص مییابد و درآمدهای فراتر از آن به حساب ذخیره بودجه قانون اساسی ایالت واریز میشود.
با این حال، قانونگذاران آلاسکا انتظار ندارند قیمتهای فعلی پایدار بماند. لایمن هافمن، رییس مشترک کمیته مالی سنای آلاسکا، گفت بودجه پیشنهادی سنا بر پایه نفت ۷۳ دلاری تنظیم شده و همچنان مازاد محدودی خواهد داشت.
او هشدار داد نسخه بودجه مجلس نمایندگان، حتی با نفت ۷۵ دلاری، با کسری نزدیک به ۳۲۰ میلیون دلار روبهرو خواهد شد. در طرح مجلس نمایندگان، سود سهام صندوق دائمی برای هر نفر ۱۵۰۰ دلار تعیین شده، در حالی که پیشنهاد سنا پرداخت ۱۱۵۰ دلار، شامل ۱۵۰ دلار کمکهزینه انرژی، است.