شرکتهای خصوصی چینی و افشای تحرکات نظامی آمریکا در بحبوحه جنگ ایران
شرکتهای خصوصی چینی که برخی از آنها با نهادهای نظامی این کشور مرتبط هستند، اقدام به عرضه اطلاعاتی کردهاند که جزییات جابهجایی نیروهای آمریکایی در منطقه را افشا میکند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که پکن بهطور رسمی کوشیده است فاصله خود را از تحولات جنگ ایران حفظ کند.
روزنامه واشینگتنپست شنبه ۱۵ فروردین گزارش داد از زمان آغاز جنگ ایران، کاربران فعال در شبکههای اجتماعی غربی و چینی با پستهای پربازدیدی مواجه شدهاند که حاوی اطلاعاتی درباره فعالیتهای نظامی ایالات متحده بوده است.
از جمله اطلاعات منتشرشده در این پستها میتوان به جزییاتی درباره تجهیزات مستقر در پایگاههای آمریکا، جابهجایی ناوهای هواپیمابر این کشور و تحلیلهای دقیق از روند آمادهسازی هواپیماهای نظامی برای حمله به جمهوری اسلامی اشاره کرد.
واشینگتنپست افزود این اطلاعات از یک بازار نوظهور و بهسرعت در حال رشد به دست آمده است: شرکتهای چینی که برخی از آنها با ارتش این کشور ارتباط دارند، با ترکیب هوش مصنوعی و دادههای متنباز، اطلاعاتی را عرضه میکنند که به گفته خودشان میتواند روند جابهجایی نیروهای آمریکایی را «افشا» کند.
بر اساس این گزارش، شرکتهای چینی که بسیاری از آنها طی پنج سال گذشته و در چارچوب سیاست دولت برای بهکارگیری هوش مصنوعی خصوصی در حوزه نظامی شکل گرفتهاند، در حال «بهرهبرداری» از مناقشه کنونی خاورمیانه هستند.
تحلیلگران معتقدند فعالیت شرکتهای خصوصی میتواند فرصتی برای پکن باشد تا از شرکای خود بهطور غیرمستقیم حمایت کند. بدین ترتیب، چین بهطور رسمی درگیر منازعات نمیشود و فاصله خود را از درگیریها حفظ میکند.
جمهوری اسلامی از متحدان دیرینه چین و یکی از تامینکنندگان مهم نفت برای این کشور است. با این حال، پکن از ورود مستقیم به جنگ ایران پرهیز کرده و میکوشد جایگاه خود را بهعنوان میانجی صلح حفظ کند.
در همین راستا، چین هفته گذشته در بیانیهای مشترک با پاکستان خواستار برقراری فوری آتشبس و آغاز مذاکرات صلح «در کوتاهترین زمان ممکن» شد.
۲۰ اسفند، سیانان به نقل از یک مقام اطلاعاتی غربی گزارش داد روسیه تاکتیکهای پیشرفته استفاده از پهپاد را در اختیار جمهوری اسلامی گذاشته تا از آنها برای حمله به منافع آمریکا و کشورهای خلیج فارس بهره ببرد.
۱۵ اسفند نیز روزنامه واشینگتنپست نوشت مسکو در حال ارائه کمک اطلاعاتی به تهران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی است.
رقابت اطلاعاتی چین و آمریکا
واشینگتنپست در ادامه نوشت مقامهای آمریکایی و تحلیلگران حوزه اطلاعاتی در ارزیابی سطح تهدید واقعی شرکتهای خصوصی چینی اختلاف نظر دارند.
گروهی بر این باورند که چنین ابزارهایی میتوانند بهصورت موثر در اختیار رقیبان ایالات متحده قرار گیرند، در حالی که گروهی دیگر کارآمدی عملی آنها را محل تردید میدانند.
با وجود این اختلاف دیدگاهها، گسترش چشمگیر حضور این محصولات در بازار خصوصی را میتوان نشانهای از افزایش تدریجی مخاطرات امنیتی تلقی کرد؛ روندی که همزمان بیانگر تلاش پکن برای نمایش توانمندیهای اطلاعاتی خود در سطح بینالمللی است.
شرکتهای خصوصی از مدتها پیش با تکیه بر دادههای متنباز، مانند ردیابهای پروازی، تصاویر ماهوارهای و دادههای حملونقل دریایی، اقدام به تولید اطلاعات تحلیلی کردهاند.
پیشرفت سریع توانمندیهای هوش مصنوعی در شرکتهای چینی، این ابزارها را بسیار قدرتمندتر کرده و پنهان نگه داشتن تحرکات نظامی آمریکا دشوارتر شده است.
این در حالی است که درگیریها در منطقه شدت گرفته و هیچ نشانهای از کاهش تنشها میان جمهوری اسلامی از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر مشاهده نمیشود.
۱۴ فروردین، روزنامه تلگراف نوشت پنج کشتی تحریمشده محمولهای از سدیم پرکلرات را از بندر ژوهای چین به ایران منتقل کردهاند. این ماده میتواند در تولید صدها موشک بالستیک به کار رود.
حدود یکماه پیش نیز واشینگتنپست گزارش داده بود دو کشتی متعلق به جمهوری اسلامی که از سوی آمریکا به تامین مواد برای برنامه موشکهای بالستیک تهران متهم شدهاند، از بندری در چین به سمت ایران حرکت کردهاند.
«میزار ویژن» و پردازش تصاویر ماهوارهای با استفاده از هوش مصنوعی
واشینگتنپست در ادامه، به معرفی یکی از شرکتهای خصوصی چینی فعال در حوزه ارائه اطلاعات نظامی پرداخت. این شرکت با نام «میزار ویژن» در سال ۲۰۲۱ در شهر هانگژو تاسیس شده است.
میزار ویژن با استفاده از ترکیبی از دادههای غربی و چینی که توسط هوش مصنوعی پردازش میشوند، فعالیت پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه را ثبت، تحرکات دریایی را ردیابی و موقعیت و تعداد هواپیماها و سامانههای دفاع موشکی را شناسایی میکند.
تصاویر منتشرشده از سوی این شرکت در شبکههای اجتماعی، جزییاتی از افزایش نیروهای آمریکا در خاورمیانه پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» ارائه دادهاند؛ از جمله عبور ناوهای هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» و «یواساس آبراهام لینکلن».
همچنین این شرکت اطلاعات دقیقی درباره تعداد و نوع هواپیماهای مستقر در پایگاه هوایی عوودا اسرائیل، پایگاه هوایی پرنس سلطان عربستان سعودی و پایگاه هوایی العدید قطر منتشر کرده است.
به نظر میرسد تصاویر ماهوارهای میزار ویژن شامل بخشی از دادههای تصویری تجاری تامینشده از سوی شرکتهای آمریکایی و اروپایی، از جمله ونتور و ایرباس، باشد.
همچنین، رسانههای دولتی چین پیشتر گزارش دادند میزار ویژن از تصاویر شرکت معتبر پلنت لبز نیز استفاده کرده است.
یک فرد شاغل در بخش خصوصی صنایع دفاعی چین در مصاحبه با واشینگتنپست گفت این شرکت از هوش مصنوعی برای تحلیل تصاویر ماهوارهای در دسترس عموم در غرب استفاده میکند، اما به تصاویر لحظهای از منابع آمریکایی دسترسی ندارد.
مقامهای ایالات متحده و برخی تحلیلگران سابق حوزه اطلاعاتی در مصاحبه با واشینگتنپست، نسبت به توانایی شرکتهای چینی برای نفوذ به سامانههای ارتباطی محرمانه آمریکا ابراز تردید کردند.
آنها در عین حال هشدار دادند رشد و توسعه چنین شرکتهایی میتواند نگرانکننده باشد.
همزمان با ادامه کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل، گزارشها از ایران حاکی از آن است که شش پتروشیمی در استان خوزستان هدف قرار گرفتند.
معاون امنیتی استاندار خوزستان شنبه ۱۵ فروردین اعلام کرد جنگندهها پتروشیمی رجال، فجر یک و دو، امیرکبیر و بوعلی را هدف قرار دادند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نیز از حمله به پتروشیمی بندر امام خبر داد و نوشت بخشهایی از این مجموعه آسیب دیده است.
گزارشها در رسانههای ایران همچنین از تخلیه کامل منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر و خروج تمامی نیروهای شاغل در واحدهای صنعتی فعال حکایت دارند.
شرکت ملی صنایع پتروشیمی در اطلاعیهای اعلام کرد تاکنون در پی حمله به منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، هیچگونه تلفات جانی گزارش نشده است.
در سوی دیگر، رادیو ارتش اسرائیل گزارش داد حمله به کارخانههای پتروشیمی در ایران با هدف «وارد آوردن آسیب بیشتر به حکومت» انجام میشود.
۱۰ فروردین، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، هشدار داد اگر جمهوری اسلامی از رسیدن به توافق و باز کردن تنگه هرمز خودداری کند، آمریکا تمام نیروگاههای برق، چاههای نفت، جزیره خارک و احتمالا تاسیسات آبشیرینکن را هدف قرار خواهد داد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز ۱۴ فروردین از هماهنگی کامل آمریکا و اسرائیل برای ادامه «بمباران رژیم در ایران» خبر داد: «فرماندهان را حذف میکنیم، پلها را بمباران میکنیم و زیرساختها را هدف قرار میدهیم.»
او افزود تاکنون ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد در ایران نابود شده است.
پیشتر در هفتم فروردین، ارتش اسرائیل دو کارخانه بزرگ فولاد ایران، فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز، را هدف قرار داده بود.
انتقاد عفو بینالملل از تهدیدات «غیرمسئولانه» ترامپ علیه زیرساختهای ایران
سازمان عفو بینالملل ۱۵ فروردین در بیانیهای، تهدیدهای ترامپ در خصوص هدف قرار دادن زیرساختها در ایران را «عمیقا غیرمسئولانه» خواند و هشدار داد این اظهارات میتواند به «آسیبهای فاجعهبار» برای میلیونها غیرنظامی منجر شود.
عفو بینالملل سخنان ترامپ درباره احتمال حمله به نیروگاههای برق را «تهدید به ارتکاب جنایات جنگی» دانست و افزود چنین اظهاراتی نشان میدهد «ایالات متحده آماده است یک کشور را در تاریکی فرو ببرد و بهطور بالقوه مردم آن را از حقوق اساسیشان مانند حق زندگی، دسترسی به آب، غذا، خدمات درمانی و سطح مناسب زندگی محروم کند».
این سازمان از ترامپ خواست تهدیدات خود را «پس بگیرد» و به حقوق بینالمللی بشردوستانه پایبند باشد.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز از ابتدای مناقشه کنونی بارها به تاسیسات غیرنظامی، از جمله در کشورهای حوزه خلیج فارس، حمله کرده است.
شهروندان نگران: حکومت بعدی نیاز به زیرساخت و پتروشیمی دارد
در واکنش به این حملات، کاربران شبکههای اجتماعی دغدغههای خود را مطرح کردهاند؛ از نگرانی نسبت به آسیب دیدن زیرساختها و غیرنظامیان تا تاکید بر ضرورت ادامه حملات هدفمند علیه نهادهای حکومتی.
کاربری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این پتروشیمیها و پالایشگاهها پر از نیروی کارگر است. خیلیها هم شاید پادشاهیخواه باشند. شاهزاده هم گفتند به زیرساختها نباید حمله شود.»
کاربری به نام مینا نوشت: «برای زدن پتروشیمی ماهشهر ترکیبی از غم و خشم توامان را تجربه میکنم. یاد نیزار ماهشهر هم افتادم وقتی بنزین گران شد. اینکه هیچ نیرویی نتوانسته بود چراغهای این زیرساخت را خاموش کند و خشونت جنگ توانست.»
او افزود: «چه بیپناهند مردم ایران. ما زیر این چرخدندهها له شدیم.»
در پست یک کاربر آمده است: «پتروشیمی زیرساخت است و هر سیستم و دولتی بعد از این سر کار باشد، احتیاج به پتروشیمی دارد.»
کاربر دیگری تاکید کرد: «ما موافق هدف قرار دادن سران نظام، ایستهای بازرسی و سپاه هستیم، اما مخالف زدن فولاد مبارکه، نیروگاه برق و پتروشیمی و پل و انستیتو پاستور هستیم. زدن زیرساختها هیچ دستاورد نظامی ندارد و حکومت هیچ اهمیتی به اینها نمیدهد. ما موافق حمله هدفمند هستیم.»
یک کاربر نگاه متفاوتی به حملات آمریکا و اسرائیل داشته و نوشته است: «ایران سرزمین ثروتمندی است که هیچ چیز ندارد. صنایع فولاد و نفت ایران فرسوده و در حال احتضار هستند. ناوگان حملونقل و جاده و خودروسازی هم به همین شکل. غیر از چند پتروشیمی و نیروگاه جدید که عددش به پنج نمیرسد، بقیه زیرساختهای ایران پس از سالها تحریم عملا سودده نیستند.»
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد حمله پهپادی ماه گذشته جمهوری اسلامی به سفارت آمریکا در عربستان سعودی خسارتی بیش از آنچه پیشتر اعلام شده بود، بر جای گذاشته است. در سوی دیگر، سپاه پاسداران با انتشار بیانیهای حاضر به پذیرش مسئولیت این حمله نشد.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای پیشین و فعلی آمریکا نوشت یک پهپاد ایرانی ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ از پدافند هوایی منطقه دیپلماتیک ریاض عبور کرد و سفارت ایالات متحده را هدف قرار داد.
بر اساس این گزارش، یک دقیقه بعد پهپاد دیگری از شکاف ایجادشده بهوسیله پهپاد نخست به مجموعه نفوذ کرد و منفجر شد.
منابع آگاه به والاستریت ژورنال گفتند در این عملیات شبانه، یکی از بخشهای حفاظتشده سفارت آمریکا در ریاض هدف قرار گرفت و در پی آن، سه طبقه از ساختمان بهشدت آسیب دید. این در حالی است که این بخش حفاظتشده، محل کار صدها نفر در طول روز بود.
آنها افزودند مقر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز در میان اهداف این حمله قرار داشت.
از زمان آغاز جنگ کنونی، جمهوری اسلامی علاوه بر حملات موشکی به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه، ۱۳ کشور از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان، لبنان و جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای در واکنش به گزارش والاستریت ژورنال، از پذیرش مسئولیت حمله به سفارت آمریکا در ریاض شانه خالی کرد.
سپاه این حمله را «محکوم» کرد و گفت این رویداد «مطلقا به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ارتباطی نداشته» است.
سپاه پاسداران همچنین اسرائیل را به دست داشتن در این حمله متهم کرد و افزود: «کشورهای منطقه غرب آسیا ضروری است نسبت به فتنهانگیزی جریان آمریکایی-صهیونیستی برای بیثباتسازی و نابودسازی منطقه هوشیار شوند.»
این نخستین بار نیست که مقامها و نهادهای جمهوری اسلامی در جریان مناقشه کنونی از پذیرش مسئولیت اقدامات خود سر باز میزنند. پیشتر حکومت ایران حمله پهپادی به نخجوان در جمهوری آذربایجان را نیز به اسرائیل منتسب کرده بود.
جمهوری اسلامی همچنین مسئولیت شلیک موشک به سوی ترکیه را نپذیرفته است.
والاستریت ژورنال در ادامه نوشت در حالی که وزارت دفاع عربستان سعودی پیشتر اعلام کرده بود حمله پهپادی جمهوری اسلامی تنها به آتشسوزی محدود و خسارات جزیی انجامیده است، منابع آگاه گفتند ابعاد حادثه گستردهتر بوده و حریق حدود نیمروز ادامه داشته است.
به گفته یکی از افراد مطلع، بخشهایی از ساختمان سفارت آمریکا در ریاض بهگونهای آسیب دیده که دیگر قابل بازسازی نبوده است.
حمله به سفارت ساعت ۱:۳۰ بامداد رخ داد. مقامهای آمریکایی به والاستریت ژورنال گفتند اگر این حمله در ساعات کاری اتفاق میافتاد، میتوانست تلفات گستردهای در پی داشته باشد.
چند ساعت بعد در همان شب، پهپادهای بیشتری رهگیری شدند و بقایای آنها در نزدیکی یک مهدکودک سقوط کرد. گمان میرود یکی از این پهپادها محل اقامت عالیترین دیپلمات آمریکایی در عربستان سعودی را هدف گرفته بود؛ مکانی که تنها چند صد متر با سفارت فاصله دارد.
برنارد هادسون، رییس پیشین بخش ضدتروریسم سیا، که از تجربه قابل توجهی در امور کشورهای حوزه خلیج فارس برخوردار است، به والاستریت ژورنال گفت حمله پهپادی به سفارت آمریکا در ریاض نشان داد جمهوری اسلامی «میتوانست هر نقطهای از آن شهر را هدف قرار دهد».
حکومت ایران اغلب حملات خود را به کشورهای حوزه خلیج فارس با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه توجیه میکند. این در حالی است که تاسیسات غیرنظامی مانند فرودگاهها و هتلها، از جمله اهداف حملات حکومت ایران بودهاند.
در این میان، امارات بیش از همه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته و از زمان آغاز جنگ، حدود ۴۰۰ موشک و دو هزار پهپاد به سوی این کشور شلیک شده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد هرچند دونالد ترامپ و پیت هگست از تسلط کامل بر آسمان ایران سخن میگویند، اما اقدام اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن هواپیماهای آمریکایی نشان میدهد جنگندههای ایالات متحده و اسرائیل همچنان در آسمان ایران با خطراتی روبهرو هستند.
رویترز شنبه ۱۵ فروردین نوشت دو هواپیمای آمریکایی پیشتر بر فراز ایران و خلیج فارس هدف قرار گرفتند و ساقط شدند.
در میان خدمه این هواپیماها، دو نفر نجات یافتند، اما یک خلبان همچنان مفقود است و نیروهای جمهوری اسلامی در تلاش برای یافتن او هستند.
این خبرگزاری افزود احتمال زنده بودن خلبان آمریکایی و کوشش او برای گریختن از دست نیروهای حکومت ایران میتواند فشارها را بر واشینگتن افزایش دهد؛ بهویژه در شرایطی که کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی از حمایت گستردهای در میان افکار عمومی ایالات متحده برخوردار نیست و نشانهای از پایان نزدیک آن نیز دیده نمیشود.
بر اساس این گزارش، شهروندان آمریکایی «تا حد زیادی» نسبت به جنگ ایران «بدبین» هستند.
یافتههای تازهترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس که در فاصله هفتم تا نهم فروردین انجام شد، حاکی از آن است که ۸۶ درصد از آمریکاییها نسبت به جان نیروهای نظامی کشورشان در جنگ ایران ابراز نگرانی کردهاند.
همچنین ۵۶ درصد از آمریکاییها معتقدند اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی بر وضعیت مالی آنها تاثیر منفی خواهد داشت، در حالی که تنها ۷ درصد آن را مثبت ارزیابی میکنند.
طبق آمار ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، تاکنون در جریان جنگ ایران ۱۳ سرباز آمریکایی کشته و بیش از ۳۰۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
سایه جنگندهها بر مذاکرات تهران و واشینگتن
مقامهای ایالات متحده و جمهوری اسلامی ۱۴ فروردین تایید کردند یک جنگنده دو سرنشینه آمریکایی از نوع «اف-۱۵ای» بر اثر آتش حکومت ایران ساقط شده است.
همچنین دو مقام آمریکایی گفتند خلبان یک هواپیمای تهاجمی «ای-۱۰» در پی اصابت آتش جمهوری اسلامی، از هواپیما بیرون پرید و هواپیمای او در کویت سقوط کرد.
رویترز به نقل از منابع آگاه نوشت دو بالگرد بلکهاوک نیز که در جستوجوی خلبان مفقود بودند، از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتند، اما موفق شدند از حریم هوایی ایران خارج شوند.
بر اساس این گزارش، جزییات دقیقی درباره میزان جراحات خدمه در دست نیست.
رویترز در ادامه گزارش خود، به واکنش کنایهآمیز محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در پی هدف قرار گرفتن هواپیماهای آمریکا اشاره کرد و نوشت او با لحنی طعنهآمیز گفته هدف واشینگتن از «تغییر رژیم» در ایران، اکنون به جستوجوی خلبان آمریکایی تقلیل یافته است.
از قالیباف بهعنوان طرف مذاکره با مقامهای آمریکایی یاد میشود.
ترامپ ۱۴ فروردین گفت سرنگونی جنگنده آمریکایی در ایران تاثیری بر روند مذاکرات با جمهوری اسلامی ندارد.
این در حالی است روزنامه والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داد جمهوری اسلامی به میانجیها اعلام کرده در شرایط کنونی حاضر به دیدار با مقامهای آمریکایی در پاکستان نیست و شروط آتشبس را نمیپذیرد.
یک دیپلمات پیشین اسرائیل میگوید پایان جنگ جاری با حکومت ایران باید بهگونهای تعریف شود که تهدید این کشور علیه اسرائیل، ایالات متحده و جهان بهطور کامل برطرف شود.
به گزارش سایت «نشنالنیوز دسک»، وابسته به شبکه ایبیسی، شاهر عزانی، سخنگوی پیشین کنسولگری اسرائیل، در گفتوگویی با این رسانه تاکید کرد که ماهیت جنگ فراتر از یک درگیری منطقهای است و باید در چارچوب تهدیدات راهبردی [حکومت] ایران دیده شود.
«یک رژیم با دکترین عملیاتی مبتنی بر خصومت» عزانی در این گفتوگو جمهوری اسلامی را «یک رژیم شیعه رادیکال با باورهای آخرالزمانی» توصیف کرد و گفت: «این رژیم ۴۷ سال است شعار مرگ بر آمریکا سر میدهد» و افزود: «این فقط شعار نیست؛ این یک دکترین عملیاتی است.»
او با اشاره به سوابق تاریخی، حملات گذشتهای را به ایران و حمایت این کشور از حزبالله نسبت داد و گفت: «در سال ۱۹۸۳ این رژیم جان ۲۴۱ تفنگدار دریایی آمریکا را گرفت». انفجار مقر نیروهای آمریکایی در بیروت رویدادی است که به آن اشاره شده است. عزانی همچنین گفت [حکومت] ایران در طول جنگ عراق نیز در کشته و زخمی شدن هزاران نیروی آمریکایی نقش داشته است.
جنگی «وجودی» برای آمریکا و اسرائیل این دیپلمات پیشین، جنگ کنونی را «یک جنگ حیاتی و وجودی برای ایالات متحده، اسرائیل و جهان» توصیف کرد و گفت یکی از اهداف اصلی آن جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای است.
او تاکید کرد [حکومت] ایران «فقط چند هفته یا چند ماه» با دستیابی به سلاح هستهای فاصله داشته و هشدار داد که چنین رخدادی میتواند «نظم جهانی، قیمت نفت، منطقه و کل جهان» را تحت تاثیر قرار دهد.
فروپاشی تصویر «نفوذناپذیر» ایران عزانی در ادامه با اشاره به حملات پیشین اسرائیل گفت که عملیات نظامی در ژوئن ۲۰۲۵ «تصویر نفوذناپذیر [حکومت] ایران را در هم شکست.» به گفته او، [حکومت] ایران پیش از آن «تقریباً شکستناپذیر به نظر میرسید»، اما پس از جنگ [۱۲ روزه] «مشخص شد که این یک ببر کاغذی است که نهتنها با جهان، بلکه با مردم خودش نیز درگیر است.»
هدف حملات: تضعیف توان نظامی و شبکههای منطقهای او هدف حملات جاری را «فلج کردن توان نظامی [حکومت] ایران برای آسیبرسانی» و «قطع ارتباط آن با شبکههای وابسته به سازمانهای تروریستی در منطقه و جهان» عنوان کرد.
عزانی در این زمینه به لبنان اشاره کرد و گفت: «جمهوری اسلامی با استفاده از حزبالله این کشور را در چنگ خود گرفته و مانع از اعمال حاکمیت مستقل لبنان شده است.» او افزود: «اکنون کاملاً روشن شده که حزبالله برای [حکومت] ایران و در جهت حفاظت از این رژیم عمل میکند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که جنگ میان حکومت ایران، آمریکا و اسرائیل همچنان ادامه دارد و چشمانداز پایان آن با ابهامات جدی همراه است.
روزنامه نیویورکپست در تحلیلی نوشت که مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی، جمهوری اسلامی را در مسیر فرسایش و تغییر قرار داده است.
به نوشته نیویورکپست همزمان با ادامه جنگ حکومت ایران و آمریکا، برخی تحلیلگران معتقدند مجموعهای از تحولات سیاسی، نظامی و اجتماعی، شرایط را برای تغییر رژیم در ایران فراهم کرده است.
در این یادداشت نویسنده به اظهارات اخیر دونالد ترامپ اشاره کرد که گفته بود «تغییر رژیم رخ داده است» - اظهاراتی که با واکنش انتقادی برخی ناظران روبهرو شد. با این حال، نویسنده استدلال میکند که منتقدان تعریف محدودی از تغییر رژیم دارند و آن را صرفاً به مداخله مستقیم نظامی یا تغییر فوری ساختار قدرت تقلیل میدهند.
این تحلیل تاکید میکند که جمهوری اسلامی بهعنوان یک «نظام انقلابی» بر سه ستون ایدئولوژی، شبکههای وفاداری و دستگاه سرکوب استوار است و تضعیف همزمان این سه مؤلفه، میتواند به فروپاشی تدریجی آن منجر شود.
طبق این تحلیل، نشانههای این فرسایش پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل نیز وجود داشته است؛ از کاهش نفوذ منطقهای و آشکار شدن ضعفهای دفاعی گرفته تا بحران اقتصادی ناشی از تحریمها و موجهای متوالی اعتراضات داخلی، از جمله خیزش دی ماه ۱۴۰۴.
در این میان، نویسنده انتخاب مجتبی خامنهای بهعنوان جانشین رهبر جمهوری اسلامی را نشانهای از بحران مشروعیت درون ساختار قدرت میداند؛ اقدامی که به گفته او با اصول بنیادین نظام، که نفی حکومت موروثی بود، در تضاد است. همچنین، عدم شکلگیری حمایت گسترده منطقهای از حکومت ایران و افزایش هماهنگی برخی کشورهای عربی با آمریکا علیه جمهوری اسلامی، بهعنوان نشانهای از انزوای فزاینده تهران مطرح شده است.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، اگرچه آغازگر این روند نبوده، اما موجب تسریع تضعیف ساختار فرماندهی و توان نظامی سپاه پاسداران شده است. با این حال، نویسنده تاکید میکند که این نهاد همچنان توان واکنش دارد، هرچند دیگر قادر به اعمال سلطه کامل پیشین نیست.
این تحلیل همچنین به نقش جامعه ایران اشاره کرده و آن را «جبههای تعیینکننده» در تحولات آینده توصیف میکند. به باور نویسنده، در صورت بروز نشانههای ضعف جدی در حاکمیت، اعتراضات مردمی میتواند به عامل شتابدهنده تغییر تبدیل شود.
در عین حال، تاکید شده که فشار نظامی بهتنهایی کافی نیست و ایالات متحده باید مسیرهای مالی باقیمانده جمهوری اسلامی، از جمله شبکههای مالی غیررسمی، را نیز هدف قرار دهد.
نویسنده در پایان هشدار میدهد که فرصت موجود محدود است و فشار فعلی باید به اندازهای ادامه یابد که هرگونه خیزش مردمی آینده، بازگشتناپذیر شود.