چهلونهمین روز انقلاب ملی ایرانیان با تمرکز بر «روز جهانی اقدام» و تجمع گسترده ایرانیان در مونیخ و دهها شهر جهان، تشدید فشارهای بینالمللی بر جمهوری اسلامی، ادامه بازداشتها در داخل کشور و افزایش تنشهای دیپلماتیک و نظامی پیرامون ایران سپری شد.
شنبه ۲۵ بهمن، در چهلونهمین روز از انقلاب ملی ایران، در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای برگزاری تجمع همبستگی با انقلاب ملی، هزاران ایرانی از کشورهای مختلف اروپایی راهی مونیخ شدند.
ویدیوهای رسیده نشان میدهد گروههایی از ایرانیان از اسلو، تورکو در فنلاند، پاریس، مونپلیه، کوبلنتس، اشتوتگارت، مالمو و شهرهای دیگر با اتوبوس، قطار و حتی کشتی خود را به محل تجمع رساندند. در متروی مونیخ نیز شعار «پاینده ایران» طنینانداز شد.
تا لحظه تنظیم این گزارش جمعیت حاضر در تجمع مونیخ ۸۰ هزار نفر تخمین زده میشود.
در این تجمع، شعارهایی چون «ضجه بزن سیدعلی، داره میاد پهلوی» و «ما ملت کبیریم، ایران رو پس میگیریم» سر داده شد.
همزمان، تجمعهایی در ملبورن، سیدنی، بریزبن، داروین، گوتنبرگ، ژاپن و دیگر شهرهای جهان برگزار شد و ایرانیان با حمل پرچمهای شیر و خورشید و همخوانی سرود «ای ایران» حمایت خود را از انقلاب ملی اعلام کردند.
الهه توکلیان، از آسیبدیدگان چشمی خیزش «زن، زندگی، آزادی» در مونیخ گفت: «ما خسته نخواهیم شد و هستیم تا روز آزادی. این پایان ما نیست. این شروع ماست. ما به خونهای ریختهشده بدهکاریم.» او تاکید کرد ایرانیان خارج از کشور برای همه جانباختگان عزادار و خشمگیناند و «در آخر نور بر تاریکی پیروز است.»
روزنامه جروزالمپست همزمان با فرا رسیدن آنچه شاهزاده رضا پهلوی «روز جهانی اقدام» نامیده، در یادداشتی خواستار حمایت علنی دولت اسرائیل از اعتراضات مردم ایران شد و پیشبینی کرد صدها هزار تا حتی میلیونها نفر در شهرهای مختلف جهان به خیابانها بیایند.
جروزالمپست در یادداشتی به قلم الکس وینستون، از دبیران این روزنامه، نوشت اسرائیل باید حمایت خود از مردم ایران را «بهصورت آشکار» اعلام کند.
موضوع باقی ماندن ۵۰ پیکر ناشناس زن در پزشکی قانونی کهریزک پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با واکنش قوه قضاییه و اظهارات یک نماینده مجلس شورای اسلامی دوباره خبرساز شده است. روایتی متناقض که شکاف میان روایت رسمی و گزارشهای میدانی و بحران اعتماد عمومی را برجستهتر میکند.
گزارش اولیه از وجود حدود ۵۰ پیکر ناشناس زن در سردخانههای کهریزک خبر میداد. اجسادی که بنا بر این روایت، هنوز شناسایی نشدهاند و خانوادهای برای تحویل گرفتن آنها مراجعه نکرده است.
این خبر، با توجه به فضای حساس پس از سرکوب اعتراضات دیماه، به سرعت در رسانهها بازتاب یافت و بار دیگر توجهها را به پزشکی قانونی کهریزک جلب کرد. جایی که نامش در حافظه جمعی ایران، همواره با پروندههای پرابهام و جنجالی گره خورده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، شنبه ۲۵ بهمن از طریق خبرگزاری میزان، رسانه رسمی خود، خبر وجود ۵۰ پیکر ناشناس زن را تکذیب کرد.
در توضیح منتشر شده اعلام شد چنین آماری صحت ندارد و در تاریخ مورد اشاره تنها هفت پیکر ناشناس در مجموعه وجود داشته که همگی مرد بودهاند.
این تکذیب صریح، تلاش داشت روایت منتشرشده را «غیرواقعی» معرفی کند و ابعاد مساله را به شکل قابل توجهی کوچکتر نشان دهد.
با این حال، واکنش رسمی بیش از آنکه به روشنی ماجرا بیفزاید، پرسشهای تازهای ایجاد کرد، زیرا تکذیب عدد ۵۰ یا تاکید بر جنسیت اجساد، پاسخگوی پرسش اصلی نبود: آیا پس از اعتراضات دیماه، پیکرهای ناشناس در کهریزک باقی ماندهاند یا نه؟
پاسخ این سوال در همان روز، از جایی دیگر و به شکلی غیرمنتظره مطرح شد.
اظهارات نماینده مجلس، تایید ضمنی مساله
همزمان با تکذیب قوه قضاییه، اظهارات محمد سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، روایت متفاوتی ارائه داد.
او در گفتوگویی رسانهای، اصل باقی ماندن برخی پیکرهای شناسایی نشده را امری قابل تصور دانست و توضیح داد که نبود مدارک هویتی یا مراجعه نکردن خانوادهها، میتواند علت چنین وضعیتی باشد.
همین جمله کوتاه، فضای بحث را تغییر داد، زیرا هر چند این نماینده بهطور مشخص درباره تعداد یا جنسیت اجساد اظهار نظر نکرد، اما اساس وجود پیکرهای ناشناس را رد نکرد و توضیحی اداری برای آن ارائه داد. در نتیجه، افکار عمومی با دو روایت متفاوت روبهرو شد: تکذیب وجود اجساد زنان ناشناس مانده از سوی نهاد قضایی و تایید ضمنی آن از سوی یک مقام قانونگذار.
تناقض میان مواضع رسمی در پروندههای مرتبط با اعتراضات، موضوع تازهای نیست. با این حال، در این ماجرا اهمیت مساله به چند دلیل بیشتر است. نخست آنکه بحث نه درباره آمار، بلکه درباره پیکر انسانهایی است که هویتشان مشخص نشده و سرنوشتشان برای افکار عمومی و خانوادههای احتمالی مبهم مانده است.
دوم آنکه تجربه سالهای گذشته از اختلاف روایتها به شکلگیری بیاعتمادی عمیق نسبت به آمارهای رسمی منجر شده است.
در چنین شرایطی، هر روایت تازهای نه فقط به عنوان خبر، بلکه به عنوان نشانهای از چگونگی مدیریت اطلاعات در یک بحران سیاسی خوانده میشود.
تکذیب قاطع، زمانی اثرگذار است که با شفافیت دادهها همراه باشد. در غیر این صورت، خود به عاملی برای تشدید تردید تبدیل میشود.
از منظر حرفهای و پزشکی قانونی، نگهداری پیکرهای ناشناس امری غیرمعمول محسوب نمیشود. در همه کشورها مواردی وجود دارد که اجساد بدون مدارک شناسایی به سردخانهها منتقل میشوند و تا زمان شناسایی یا مراجعه خانوادهها، در آنجا باقی میمانند. روند شناسایی از طریق آزمایشهای ژنتیکی یا تطبیق اطلاعات میتواند زمانبر باشد و گاه هفتهها یا ماهها طول بکشد.
اما آنچه پرونده کهریزک را متفاوت میکند، بستر سیاسی آن است. وجود این پیکرها در زمینه اعتراضاتی مطرح میشود که خود با ابهام درباره شمار کشتهشدگان، بازداشتشدگان و نحوه برخورد نیروهای امنیتی همراه است.
بنابراین مساله صرفا فنی یا اداری نیست، بلکه به چگونگی روایت یک رویداد سیاسی گره خورده است.
نخستین احتمال، همان توضیحی است که نماینده مجلس ارائه کرده است: نبود مدارک هویتی یا دشواری شناسایی.
در شرایط اعتراضات خیابانی، ممکن است افراد مدارکی همراه نداشته باشند یا روند ثبت اطلاعات با اختلال مواجه شود.
احتمال دیگر، مراجعه نکردن خانوادههاست. موضوعی که در تجربههای پیشین نیز مطرح شده است. خانوادههایی که نگران پیامدهای امنیتی هستند، گاه از پیگیری رسمی پرونده خودداری میکنند یا مسیرهای غیررسمی را ترجیح میدهند. این مساله میتواند روند شناسایی را طولانیتر کند.
سناریوی سوم به اختلاف در تعریف «پیکر ناشناس» مربوط میشود.
منظور از «اختلاف در تعریف پیکر ناشناس» این است که نهادهای مختلف - یا حتی یک نهاد - در مراحل متفاوت کار، لزوما از یک معیار واحد برای شمارش استفاده نمیکنند و همین میتواند باعث ایجاد تناقض ظاهری شود.
در عمل، وقتی پیکری به پزشکی قانونی منتقل میشود، چند مرحله اداری و فنی طی میکند: ثبت اولیه، بررسی ظاهری، تطبیق با گزارشهای مفقودی، نمونهبرداری ژنتیکی، بررسی اطلاعات پلیسی و در نهایت ثبت نهایی هویت یا ناشناسبودن.
از سوی دیگر، درباره مساله زنان و احتمال باقی ماندن پیکرهای ناشناس، نمیتوان از عوامل اجتماعی و جنسیتی چشم پوشید.
در برخی موارد، ممکن است میان خانواده و فرد جان باخته، پیش از مرگ اختلاف عمیق وجود داشته باشد؛ اختلاف بر سر سبک زندگی، کنش سیاسی، روابط شخصی یا حتی استقلال فردی.
در چنین شرایطی خانوادهها گاه تمایلی به پیگیری رسمی یا علنی کردن هویت فرد ندارند.
علاوه بر این، احتمال تنها بودن یا طرد شدن اجتماعی برخی زنان نیز قابل طرح است.
زنانی که مهاجر داخلی بودهاند، شبکه حمایتی نداشتهاند یا از خانواده فاصله گرفتهاند، ممکن است در صورت مرگ، دیرتر شناسایی شوند.
در جامعهای که هنوز برخی کلیشههای جنسیتی درباره «آبرو»، کنترل اجتماعی یا قضاوت اخلاقی فعال است، مرگ زنان در موقعیتهای حساس سیاسی یا اجتماعی میتواند با سکوت خانواده یا پیچیدگی بیشتری در روند شناسایی همراه شود.
اینها البته سناریوهایی احتمالیاند، اما کمک میکنند توضیح داده شود که چرا مساله «پیکر ناشناس» در مورد زنان میتواند ابعاد اجتماعی متفاوتی نسبت به موارد مشابه داشته باشد.
مسالهای فراتر از آمار
آنچه این پرونده را مهم میکند، صرفا عدد ۵۰ یا هفت نیست. مساله اصلی، نبود سازوکار شفاف برای روشن شدن حقیقت است.
وقتی یک نهاد رسمی تکذیب میکند و همزمان مقام دیگری در ساختار حاکمیت توضیحی متفاوت ارائه میدهد، پرسش اصلی این است که مرجع نهایی روایت کدام است و آیا نهادی پاسخگو خواهد بود؟
در چنین پروندههایی، سکوت یا تضاد اطلاعاتی، خود بخشی از داستان است.
افکار عمومی نه فقط بهدنبال دانستن تعداد دقیق، بلکه در جستوجوی اطمینان از این است که هیچ پیکری بینام و بیسرنوشت باقی نمانده باشد.
همچنین در پروندههای مرتبط با اعتراضات، مساله فقط کنترل بحران نیست. مساله اصلی کنترل روایت است. وقتی روایت رسمی بهجای شفافسازی، مدام در حال تکذیب، اصلاح یا ارائه توضیحهای ناقص باشد، شکاف میان آنچه حکومت میگوید و آنچه جامعه میشنود، عمیقتر میشود.
در چنین فضایی، روایت رسمی بهدلیل فقدان اعتماد، باورپذیری خود را از دست میدهد.
ماجرای اجساد ناشناس زنان در کهریزک دقیقا از همین نقطه حساستر است.
تناقض میان تکذیبهای رسمی و اظهارات دیگر مقامها این تصور را تقویت میکند که اطلاعات کامل داده نشده یا روایتها بر اساس مصلحت سیاسی تنظیم شدهاند. نتیجه این است که پرسشها نه خاموش، بلکه انباشته میشوند و هر پاسخ دیرهنگام یا مبهم، شک بیشتری تولید میکند.
مساله فقط عدد یا آمار نیست؛ بحران اعتماد است. در شرایطی که امکان بررسی مستقل وجود ندارد و روایتها با یکدیگر نمیخوانند، جامعه به این نتیجه میرسد که حقیقت جایی بیرون از روایت رسمی قرار دارد.
این همان نقطهای است که مدیریت روایت استوار بر پنهانکاری و ابهام، تبدیل به بخشی از بحران میشود.
شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری خود در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ، با تاکید بر اینکه «به دنبال قدرت و عنوان» نیست، اعلام کرد هدف اصلی او از آغاز فعالیتهای سیاسی، فراهم کردن شرایطی برای انتخاب آزادانه یک حکومت دموکراتیک از سوی مردم ایران بوده است.
شاهزاده پهلوی شنبه ۲۵ بهمن گفت اعتماد بخشی از جامعه ایران به او ناشی از این است که «نفع شخصی» را در این مسیر دنبال نکرده و صرفا خود را «پلی برای رسیدن به یک گذار دموکراتیک» میداند.
سخنان او در شرایطی مطرح شد که موضوع ایران، مذاکرات هستهای، تنشهای منطقهای و سرکوبهای داخلی، یکی از محورهای مهم گفتوگوها در کنفرانس امنیتی مونیخ بوده است.
شاهزاده رضا پهلوی ۲۴ بهمن نیز در پنلی در کنفرانس امنیتی مونیخ، با تاکید بر اینکه خیزش اخیر نشانه عبور جامعه از اصلاحطلبی و مطالبه تغییر بنیادین سیاسی است، خواستار افزایش فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر جمهوری اسلامی شد و گفت اکنون «پنجرهای از فرصت» گشوده شده که میتواند سرنوشت ایران و حتی منطقه را تغییر دهد.
کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ به یکی از صریحترین صحنههای طرح دیدگاههای بینالمللی درباره آینده جمهوری اسلامی تبدیل شده است و شاهزاده رضا پهلوی، سناتور لیندزی گراهام، روبرتو متسولا، رییس پارلمان اروپا و همچنین ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، هر یک از زاویهای متفاوت درباره انقلاب ملی در ایران، نقش سپاه پاسداران، فشارهای بینالمللی و سناریوهای پیش رو، سخن گفتند.
شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری خود در حاشیه این کنفرانس، علاوه بر طرح دیدگاههایش درباره تغییر نظام سیاسی در ایران، از دولتهای غربی خواست «در طرف درست تاریخ» بایستند و از حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود دفاع کنند.
او پیش از این، ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) را «روز جهانی اقدام» نامگذاری کرد و از ایرانیان خارج کشور خواست با تجمع در سه شهر مونیخ، لسآنجلس و تورنتو و نیز دیگر نقاط جهان، حمایت خود را از «انقلاب شیر و خورشید» و هموطنان داخل کشور به نمایش بگذارند.
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به پرسشی درباره نقش خود در آینده سیاسی ایران گفت: «از روزی که مبارزه را شروع کردم تنها هدف من این بود که مردم ایران به روزی برسند که بتوانند حکومت دموکراتیک برای خود انتخاب کنند. من به دنبال قدرت و عنوان نیستم.»
او تاکید کرد موضوع مورد نظرش نه دفاع از سلطنت و نه تبلیغ جمهوری، بلکه فراهم کردن شرایطی برای انتخاب آزادانه نظام سیاسی از سوی مردم است.
به گفته او، «اکثریت مردم ایران سیستم حکومتی را انتخاب خواهند کرد» و او خود را «صرفا تسهیلکننده این فرآیند» میداند.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین از انتشار یک سند ۱۸۰ صفحهای درباره «۱۰۰ روز نخست پس از سقوط نظام» خبر داد و گفت این طرح به منظور جلوگیری از خلأ قدرت و تضمین تداوم خدمات اساسی تدوین شده است.
او افزود اکثریت کارمندان ادارات دولتی در دوران انتقال بر سر کار خواهند ماند تا ثبات حفظ شود.
شاهزاده رضا پهلوی بار دیگر چهار اصل محوری مورد نظر خود را برای گذار سیاسی تکرار کرد: «حفظ تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از دولت، برابری کامل شهروندان و استقرار یک فرآیند دموکراتیک برای رسیدن به دموکراسی پارلمانی.»
او گفت هر فرد یا جریانی که به این اصول پایبند باشد، صرفنظر از گرایش سیاسی، میتواند در این فرآیند مشارکت کند، مشروط بر آنکه «دستش به خون مردم آغشته نباشد».
شاهزاده پهلوی همچنین تاکید کرد منابع مالی فعالیتهایش «خصوصی» است و از هیچ دولت خارجیای کمک مالی دریافت نکرده است.
انتقاد از سرکوب داخلی
شاهزاده رضا پهلوی در سخنان خود بارها به سرکوب اعتراضات در ایران اشاره کرد و گفت مردم ایران با وجود بازداشتهای گسترده و فشارهای امنیتی همچنان مقاومت میکنند.
او همچنین به وضعیت زندانیان سیاسی و آنچه «نسلکشی» خواند اشاره کرد و گفت سردخانهها پر از اجساد شده و مجروحان حتی فرصت درمان مناسب نداشتهاند.
در همین چارچوب، او از جامعه بینالمللی خواست از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای پیگیری پروندههای مربوط به نقض حقوق بشر استفاده کند.
درخواست از غرب: حمایت از مردم، نه مماشات با حکومت
بخش قابل توجهی از سخنان شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری او به نقد سیاستهای غرب در قبال جمهوری اسلامی اختصاص داشت.
او گفت مسئولیت اصلی مماشات با حکومت ایران بر عهده دولتهایی است که در سالهای گذشته بهدنبال تعامل با این نظام بودهاند، و نیز اصلاحطلبانی که به گفته او در چارچوب ساختار موجود فعالیت کردهاند.
شاهزاده پهلوی از دولتهای غربی خواست به جای تمرکز بر مذاکره با حکومت ایران، از «حق مردم ایران» دفاع کنند.
به گفته او، «جهانیان باید طرف درست تاریخ قرار بگیرند و طرف مردم باشند».
شاهزاده رضا پهلوی همچنین از ادامه سیاست فشار حداکثری، تحریم سپاه پاسداران، مقابله با ناوگان موسوم به «سایه» و پیگیری پروندههای مربوط به «جنایت علیه بشریت» حمایت کرد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شد.
از سوی دیگر، نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری در ایران، در مصاحبه با نشریه فرانسوی لوپوئن، خواستار مداخله بینالمللی در کشور به دلایل بشردوستانه شد و بر «مسئولیت حفاظت» از مردم تاکید کرد.
او گفت: «همه ما هنوز در شوک هستیم و از خود میپرسیم یک حکومت چگونه اینچنین بیمحابا به کشتار و خشونت دست میزند؟»
شاهزاده رضا پهلوی نیز در بخش دیگری از سخنانش گفت حکومت ایران «مشغول وقتکشی» در مذاکرات است و او هیچ چشمانداز روشنی برای دستیابی به نتیجهای پایدار نمیبیند.
به گفته او، هر روزی که میگذرد هزینه انسانی بیشتری بر مردم ایران تحمیل میشود.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد حکومتی که به گفته او در اعتراضات داخلی با خشونت گسترده برخورد کرده، بعید است «مسالمتآمیز قدرت را ترک کند» و مردم غیرمسلح ایران برای تحقق تغییر سیاسی، نیازمند حمایت بینالمللی هستند.
در بخش دیگری از این نشست خبری، شاهزاده رضا پهلوی جمهوری اسلامی را یکی از عوامل اصلی بیثباتی در خاورمیانه توصیف کرد و گفت نیروهایی مانند اخوانالمسلمین و حکومت ایران در دهههای اخیر نقش محوری در تنشهای منطقه داشتهاند.
او افزود یک «ایران آزاد» میتواند به جای منبع بحران، به عامل ثبات و تامینکننده انرژی برای منطقه و اروپا تبدیل شود.
به گفته او، تغییر نظام سیاسی در ایران نهتنها به سود مردم ایران بلکه به سود اروپا و کل منطقه خواهد بود.
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به نگرانیها درباره تکرار تجربه کشورهایی مانند عراق و لیبی پس از تغییر حکومت، گفت که ایران دارای «جامعه مدنی فعال و ساختارهای اجتماعی متفاوت» است و از این تجربهها درس گرفته خواهد شد.
او تاکید کرد گذار سیاسی در ایران باید «با ثبات» و با مشارکت نیروهای مدنی و اجتماعی داخل کشور انجام شود.
به گفته او، برنامهریزی برای دوران انتقال از هماکنون در حال انجام است.
درخواست اتحاد اپوزیسیون
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت میلیونها ایرانی از او خواستهاند نیروهای اپوزیسیون را یکپارچه کند.
او افزود هدف نهایی، تشکیل یک دولت انتقالی و سپس تدوین قانون اساسی جدید تحت نظارت بینالمللی است تا مردم ایران بتوانند در یک همهپرسی آزاد، نظام سیاسی آینده خود را تعیین کنند.
او تاکید کرد: «چیزی که نیاز داریم اتحاد راسخ است تا مردم ایران بتوانند خود را آزاد کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان نشست خبری خود گفت: «امروز مردم ایران دارند خون میدهند و نیاز به همبستگی شما دارند. زندهباد آزادی و زندهباد ایران.»
نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری، در مصاحبه با نشریه فرانسوی لوپوئن، خواستار مداخله بینالمللی در ایران به دلایل بشردوستانه شد و بر «مسئولیت حفاظت» از مردم تاکید کرد.
ستوده در مصاحبه با این نشریه فرانسوی گفت: «همه ما هنوز در شوک هستیم و از خود میپرسیم یک حکومت چگونه اینچنین بیمحابا به کشتار و خشونت دست میزند؟»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدند.
۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامهای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونتبار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی میتواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.
ستوده در ادامه صحبتهای خود گفت: «ضربه نهایی، اعدامهای انجامشده در مراکز بازداشت و نمایش عمومی اجساد متعدد بود. صحنههایی از جسدها که در کیسههای سیاه کنار هم در فضای باز گذاشته شده بودند، از تلویزیون دولتی پخش شد.»
در یک نمونه از همین اعدامهای فراقضایی، اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علی حیدری، معترضی که شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات در مشهد مجروح و بازداشت شد و ۳۳ روز در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار داشت، حدود یک ماه پس از بازداشت با شلیک تیر مستقیم ماموران امنیتی به پیشانیاش در بازداشتگاه به قتل رسیده است.
ستوده در بخش دیگری از صحبتهای خود تاکید کرد مسئولیت کشتارها بر عهده کسانی است که در قدرت بودهاند و پیش از ۱۸ و ۱۹ دی نیز از روشهای خشونتآمیز استفاده کردهاند.
او به حمله نیروهای امنیتی به بیمارستانی در ایلام و استفاده از گاز اشکآور در بیمارستان سینای تهران اشاره کرد و گفت سرکوب، خشونت و کشتارها برنامهریزیشده بوده و مسئولان حکومت از قبل برای آن آماده شده بودند.
این وکیل حقوق بشری خواستار مداخله بینالمللی در ایران با دلایل بشردوستانه شد تا از جان شهروندان محافظت شود.
همزمان خبرگزاری رویترز شنبه ۲۵ بهمن به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ارتش آمریکا در حال آمادهسازی برای احتمال اجرای یک کارزار نظامی مستمر و چند هفتهای علیه ایران است. سناریویی که در صورت صدور دستور از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، میتواند به درگیری گستردهتر و جدیتر از رویاروییهای پیشین میان دو کشور تبدیل شود.
به گفته این مقامات که بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، این برنامهریزی نظامی همزمان با تلاشهای دیپلماتیک جاری میان واشینگتن و تهران در حال انجام است و سطح ریسک را برای هر دو طرف افزایش داده است.
هفته گذشته دیپلماتهای آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان دیدار کردند تا درباره احیای گفتوگوها درباره برنامه هستهای تهران رایزنی کنند. مذاکراتی که پس از افزایش چشمگیر حضور نظامی آمریکا در منطقه و بالا گرفتن تهدیدهای لفظی ترامپ انجام شد.
روزنامه اورشلیمپست همزمان با فرا رسیدن آنچه شاهزاده رضا پهلوی «روز جهانی اقدام» نامیده، در یادداشتی خواستار حمایت علنی دولت اسرائیل از اعتراضات مردم ایران شد و پیشبینی کرد صدها هزار تا حتی میلیونها نفر در شهرهای مختلف جهان به خیابانها بیایند.
روزنامه اورشلیمپست در یادداشتی به قلم الکس وینستون، از دبیران این روزنامه، نوشت اسرائیل باید حمایت خود از مردم ایران را بهصورت آشکار اعلام کند.
این نویسنده با اشاره به حضور پرچمهای اسرائیل در کنار پرچمهای شیر و خورشید ایران در برخی تجمعهای ایرانیان خارج از کشور، تاکید کرد که در اسرائیل بهخوبی درک میشود «ایران آزاد» چه تاثیری بر منطقه خواهد داشت.
به نوشته وینستون، تحقق چنین تغییری میتواند به صلح در منطقه و پایان حکومتی منجر شود که از نگاه اسرائیل، طی دههها تهدیدی برای موجودیت این کشور بوده است.
او در پایان خطاب به ایرانیان نوشت اگرچه اسرائیلیها نمیتوانند بهصورت حضوری در تجمعهای مونیخ، لسآنجلس یا تورنتو شرکت کنند، اما مردم ایران باید بدانند که اسرائیل و شهروندانش در مسیر دستیابی به آزادی در کنار آنان ایستادهاند.
همزمان با «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب «شیروخورشید» ایران، قرار است ایرانیان در شهرهای مختلف جهان تجمع برگزار کنند. بر این اساس، علاوه بر مونیخ، تورنتو و لسآنجلس، در شهرهای توکیو، سیدنی، بروکسل، لندن، برلین، استکهلم، تلآویو و دیگر شهرها نیز تجمعاتی برگزار خواهد شد.
شاهزاده رضا پهلوی روز دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ فوریه را به عنوان «روز جهانی اقدام» نامگذاری کرده و از ایرانیان خارج از کشور خواسته است در این روز در شهرهای محل سکونت خود به خیابانها بیایند.
در این فراخوان، هدف از این اقدام حمایت از انقلاب مردم ایران، درهمشکستن ماشین سرکوب حکومت جمهوری اسلامی، قطع منابع مالی آن و آزادی زندانیان سیاسی اعلام شده است. همچنین تاکید شده است که این تجمعات با هدف جلب حمایت عملی جامعه جهانی و افزایش فشار بر حکومت جمهوری اسلامی برنامهریزی شدهاند.
به گفته برگزارکنندگان، تمرکز اصلی تجمعات بر شهرهایی مانند مونیخ، لسآنجلس و تورنتو خواهد بود، اما از تمامی ایرانیان در دیگر کشورها نیز خواسته شده است با حضور در خیابانها، همبستگی خود را با اعتراضات داخل ایران نشان دهند.
شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس مونیخ
شاهزاده رضا پهلوی نیز در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «زمان پایان دادن به جمهوری اسلامی فرا رسیده است.»
او با تاکید بر چهار اصل «تمامیت ارضی، جدایی دین از دولت، برابری شهروندان و فرآیند دموکراتیک» گفت هدف او کسب قدرت یا مقام نیست و تنها خواستار فراهم شدن شرایط انتخاب آزاد مردم است.
او همچنین از دولتهای غربی خواست به جای مماشات با جمهوری اسلامی، «در طرف درست تاریخ» بایستند و از مردم ایران حمایت کنند.
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «سردخانهها مملو از اجساد است و درِ آنها بسته نمیشود. مجروحان را با کیسه سرم با خود بردند. زلنسکی در داووس گفت صدای مردم ایران در خون خاموش شد و جهان توجهی به آن نکرد.»
او افزود: «این رژیم همانطور ک شهروندان خود را قتلعام میکند، شهروندان شما را هم هدف میگیرد. میبینیم در خاک شما، در اروپا قتل هدفمند مرتکب میشوند و از سوی دیگر معلمان فرانسوی و دیپلمات سوئدی را در ایران گروگان میگیرند.»
در سطح بینالمللی، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، با اشاره به تظاهرات مونیخ گفت معترضان ایرانی خواستار تغییر حکومت هستند و هشدار داد حکومت ایران با فروش پهپاد به روسیه در کشتار شهروندان اوکراینی نقش دارد. او تاکید کرد تهران باید «فورا متوقف شود.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز در کنفرانس مونیخ گفت سازمان ملل نتوانست برنامه هستهای تهران را مهار کند و از حمله پیشین آمریکا به اهداف هستهای جمهوری اسلامی با ۱۴ بمبِ دقیق سخن گفت.
آمادگی آمریکا برای عملیات در ایران
همزمان، خبرگزاری رویترز گزارش داد ارتش آمریکا برای سناریوی عملیات چندهفتهای علیه ایران آماده میشود.
بر اساس این گزارش، پنتاگون ناو هواپیمابر و تجهیزات نظامی بیشتری به خاورمیانه اعزام کرده است و گزینهای فراتر از حمله محدود را بررسی میکند.
کارشناسان هشدار دادهاند چنین سناریویی میتواند به چرخهای از حملات و پاسخهای تلافیجویانه منجر شود.
در حوزه دیپلماتیک، گروه ویژه اقدام مالی (افایتیاف) ایران را همچنان در فهرست سیاه نگه داشت و از کشورها خواست اقدامات نظارتی خود را تشدید کنند.
کانادا نیز هفت فرد مرتبط با نهادهای حکومتی ایران را به دلیل نقش داشتن در سرکوب معترضان تحریم کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه هم اعلام کرد مردم ایران خود تصمیم میگیرند چه کسی بر آنان حکومت کند.
فشارها در داخل ایران
در داخل کشور، گزارشهایی از ادامه بازداشتها و فشارها منتشر شد. بر اساس اطلاعات رسیده، احسان حسینیپور، جوان ۱۹ ساله، تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده و جلسه دادگاه او به همراه متین محمدی و عرفان امیری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده است.
اتهامهای مطرحشده در این پرونده علیه متهمان «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» را شامل میشود، اما منابع نزدیک به پرونده میگویند این سه جوان در محل حضور نداشتهاند و علیه آنان پروندهسازی شده است.
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران نیز با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری کادر درمان بازداشتی شد و اعلام کرد برخی از آنان با خطر احکام سنگین و حتی اعدام روبهرو هستند.
در تحولی دیگر، نسرین ستوده، وکیل حقوق بشر، خواستار مداخله جامعه جهانی با اهداف بشردوستانه در ایران شد و بر اصل «مسئولیت حفاظت» تاکید کرد. همزمان، رسانههای حکومتی درباره وجود پیکرهای ناشناس در کهریزک گزارشهای متناقض منتشر کردند.
سایت حقوق بشری حالوش نیز گزارش داد شنبه ۲۵ بهمن در ادامه یورش نیروهای امنیتی و نظامی به خانههای شهروندان بلوچ در سوران، کاروانی از خودروهای نظامی و نیروهای منتسب به اداره اطلاعات وارد روستای زیارت شد.