• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

فرزندآوری در سایه اضطراب آینده؛ نگاهی روان‌شناختی به یک بحران

صبا آلاله
صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

وقتی از یک زوج جوان درباره فرزندآوری می‌پرسیم، پاسخ همیشه یک بله یا نه ساده نیست. ممکن است زن و مرد هر دو فرزند بخواهند، اما هم‌زمان درباره آینده شغلی، اجاره خانه، هزینه‌های درمان و آموزش، وضعیت اقتصادی و حتی توان روانی خود برای والد شدن نگران باشند.

ممکن است بگویند: بچه دوست داریم، اما الان نه؛ و این الان نه گاهی ماه‌ها و سال‌ها ادامه پیدا کند.در چنین شرایطی، فرزندآوری فقط تصمیمی درباره داشتن یک کودک نیست؛ تصمیمی درباره آینده‌ای است که خود والدین هنوز نمی‌دانند تا چه اندازه می‌توانند آن را بسازند.

برای بسیاری از جوانان، پیش از فرزندآوری مسائل دیگری وجود دارد: تمام کردن تحصیل، پیدا کردن شغل، تامین مسکن، رسیدن به ثبات مالی و ساختن یک رابطه پایدار. در کنار این مسائل، نگرانی‌هایی مانند ترس از بارداری و زایمان، مسئولیت والدگری، از دست دادن استقلال و تغییر مسیر شغلی نیز می‌تواند تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر کند.

با این حال، این تجربه‌ها را نمی‌توان صرفا به بی‌میلی به فرزندآوری تعبیر کرد. گاهی مساله، نبود احساس آمادگی یا امنیت برای ساختن آینده است. ممکن است فرد فرزند بخواهد، اما احساس کند شرایط فعلی زندگی برای پذیرفتن مسئولیت یک زندگی دیگر مناسب نیست.

در این مقاله می‌خواهیم از زاویه‌ای متفاوت به مساله نگاه کنیم: وقتی زندگی برای بخشی از نسل جوان با ناامنی، فشار اقتصادی و نگرانی درباره آینده همراه است، این شرایط چگونه با تصمیم آنها برای تشکیل خانواده و فرزندآوری ارتباط پیدا می‌کند؟ آیا ممکن است بخشی از بحران فرزندآوری، بازتابی از بحران امید، امنیت و احساس کنترل بر آینده باشد؟

برای پاسخ به این پرسش، در ادامه به سراغ پژوهش‌های انجام‌شده در ایران می‌رویم تا با تجربه زنان و مردانی که باید میان تحصیل، اشتغال، ازدواج، استقلال، والدگری و آینده خود تصمیم بگیرند و مشخص کنند آیا در این شرایط می‌توانند مسئولیت ساختن یک زندگی دیگر را نیز بر عهده بگیرند یا نه.

پژوهش‌ها و داده‌ها درباره تصمیم فرزندآوری چه می گویند؟

وقتی به سراغ داده‌های علمی می‌رویم، تصویر روشن‌تری از رابطه میان شرایط اجتماعی، احساس امنیت و تصمیم فرزندآوری به دست می‌آوریم. فرزندآوری تصمیمی بلندمدت درباره آینده است و تصویری که افراد از آینده خود و جامعه دارند، می‌تواند در این تصمیم نقش داشته باشد.

یک پژوهش کیفی جدید که تجربه زوج‌ها در ایران را بررسی کرده است، نشان می‌دهد تصمیم فرزندآوری حاصل یک عامل واحد نیست. عوامل اقتصادی، مسکن و اشتغال در کنار عوامل فرهنگی و اجتماعی، تجربه‌های شخصی، سبک زندگی و نگرش افراد به آینده در این تصمیم نقش دارند.

در این مطالعه، امنیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و آینده فرزندان نیز مورد توجه زوج‌ها بوده و ناامنی و کاهش اعتماد اجتماعی می‌تواند با کاهش تمایل به فرزندآوری همراه باشد.

در یک مطالعه روی زوج‌های متاهل بدون فرزند یا دارای یک فرزند نیز عوامل اقتصادی و اجتماعی مرتبط با بی‌میلی به فرزندآوری بررسی شده است. یکی از یافته‌های قابل توجه، سطح پایین اعتماد و امید بخشی از پاسخ‌دهندگان به بهبود شرایط کشور بود. در این مطالعه، عوامل اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی و شخصی با بی‌میلی به فرزندآوری ارتباط داشتند.

در مطالعه‌ای دیگر، قصد فرزندآوری و میزان عدم‌قطعیت درباره این تصمیم بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد بخشی از افراد با نوعی بلاتکلیفی مواجه‌اند و تصمیم به فرزندآوری همیشه در قالب خواستن یا نخواستن قطعی شکل نمی‌گیرد و ممکن است در شرایط نامطمئن به آینده موکول شود.

پژوهش دیگری رابطه میان امید، حمایت اجتماعی، رضایت زناشویی و نگرش به فرزندآوری را بررسی کرده است. نتایج نشان می‌دهد امید بیشتر، حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی بالاتر با قصد بیشتر برای فرزندآوری همراه هستند. بنابراین، تصمیم فرزندآوری فقط به درآمد و امکانات مادی محدود نمی‌شود و حمایت عاطفی، اجتماعی و کیفیت رابطه نیز اهمیت دارد.

مطالعه دیگری روی زنان در سن باروری، نقش اضطراب مرتبط با فرزندآوری و والدگری را بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد اضطراب بارداری، زایمان و والدگری با قصد کمتر برای فرزندآوری همراه است؛ در همین مطالعه، امید و حمایت اجتماعی نیز با قصد فرزندآوری ارتباط مثبت داشتند. بنابراین، ممکن است فرد از نظر عاطفی فرزند بخواهد، اما از نظر روانی خود را برای بارداری یا پذیرش مسئولیت والدگری آماده نبیند.

در پژوهشی درباره دانشجویان متاهل نیز حمایت اجتماعی، به‌ویژه حمایت عاطفی و همراهی اطرافیان، با تمایل بیشتر به فرزندآوری ارتباط داشت. همچنین وضعیت اقتصادی بهتر با تمایل بیشتر به فرزندآوری همراه بود.

پژوهش دیگری روی زنان متاهل و شاغل نشان داد تعارض بیشتر میان نقش‌های شغلی و خانوادگی با قصد کمتر برای فرزندآوری همراه است؛ در مقابل، کیفیت بهتر رابطه زناشویی با قصد بیشتر برای فرزندآوری ارتباط داشت. برای بسیاری از زنان، مسئله فقط داشتن فرزند نیست؛ تعادل میان کار، درآمد، مراقبت از کودک و زندگی شخصی نیز اهمیت دارد.

در مجموع، این پژوهش‌ها نشان می‌دهند تصمیم فرزندآوری حاصل یک عامل واحد نیست؛ اقتصاد، مسکن و اشتغال در کنار امید، اضطراب، کیفیت رابطه زوجین، حمایت اجتماعی و تصویر فرد از آینده، در شکل‌گیری این تصمیم نقش دارند. از این منظر، فرزندآوری یکی از نشانه‌های رابطه جامعه با آینده است. هرچه احساس امنیت، کنترل و امید به آینده ضعیف‌تر شود، تصمیم‌هایی که مستلزم تعهد بلندمدت‌اند، از جمله فرزندآوری، می‌توانند دشوارتر و نامطمئن‌تر شوند.

البته کاهش فرزندآوری مساله‌ای مختص ایران نیست و بسیاری از کشورهای جهان نیز با کاهش نرخ باروری و به تعویق افتادن فرزندآوری مواجه شده‌اند؛ تغییر سبک زندگی، افزایش سن ازدواج و فرزندآوری، گسترش تحصیلات و اشتغال زنان و تغییر نگرش نسبت به خانواده و والدگری نیز در این روند نقش دارند.

با این حال، جهانی بودن این روند به معنای یکسان بودن تجربه آن در همه جوامع نیست. در جامعه ما، تصمیم به فرزندآوری در بستری از ناامنی اقتصادی، دشواری تأمین مسکن، بی‌ثباتی شغلی، افزایش هزینه‌های زندگی و نگرانی درباره آینده شکل گرفته است. بنابراین، تعویق فرزندآوری ممکن است فقط بازتاب تغییر ارزش‌ها یا ترجیحات فردی نباشد و بخشی از آن با احساس ناتوانی در پیش‌بینی و کنترل آینده ارتباط داشته باشد.

مساله روان شناختی؛ اضطراب آینده

پژوهش‌های مرورشده نشان می‌دهند که در تصمیم فرزندآوری، فقط شرایط بیرونی مهم نیست؛ تصویری که فرد از آینده خود دارد نیز اهمیت دارد.از اینجا می‌توان مساله را از زاویه روان‌شناختی دنبال کرد: وقتی آینده قابل پیش‌بینی و قابل کنترل به نظر می‌رسد، برنامه‌ریزی برای تصمیم‌های بلندمدت آسان‌تر است؛ اما وقتی فرد آینده را نامطمئن می‌بیند، تصمیم‌هایی مانند ازدواج و فرزندآوری می‌توانند دشوارتر شوند.

در شرایط نسبتا پایدار، افراد معمولا آینده را مجموعه‌ای از امکان‌ها می‌بینند؛ ازدواج، تشکیل خانواده، داشتن فرزند، ادامه تحصیل یا ساختن یک مسیر شغلی. حتی اگر هیچ‌کدام قطعی نباشند، فرد احساس می‌کند می‌تواند برای آنها برنامه‌ریزی کند و در صورت تغییر شرایط، مسیر خود را اصلاح کند.احساس اختیار و کنترل بر زندگی به فرد اجازه می‌دهد برای آینده تصمیم‌های بلندمدت بگیرد.

اما وقتی زندگی با بی‌ثباتی و تغییرات پیش‌بینی‌ناپذیر همراه می‌شود، رابطه فرد با آینده نیز می‌تواند تغییر کند. فرد دیگر فقط نمی‌پرسد چه آینده‌ای می‌خواهم؟ ممکن است از خود بپرسد: اصلا آیا می‌توانم چنین آینده‌ای داشته باشم؟ در این شرایط، آینده به جای آنکه صرفا فضایی برای برنامه‌ریزی باشد، می‌تواند به منبعی از نگرانی تبدیل شود.

این وضعیت می‌تواند نگاه فرد به والدگری را نیز تحت تأثیر قرار دهد. فرزندآوری دیگر فقط به معنای داشتن یک کودک نیست؛ بلکه تصمیمی درباره پذیرفتن مسئولیتی بلندمدت در آینده‌ای است که خود فرد هنوز نسبت به آن اطمینان ندارد. به همین دلیل، ممکن است فرد فرزند بخواهد، اما برای فرزندآوری احساس آمادگی نکند.

در چنین شرایطی، فاصله میان خواستن و توانستن اهمیت پیدا می‌کند. فرد ممکن است خانواده و فرزند را بخواهد، اما احساس کند هنوز امکان ساختن شرایطی را که برای این زندگی لازم می‌داند ندارد. این فاصله می‌تواند تصمیم را به تعویق بیندازد؛ نه لزوماً به دلیل تغییر خواسته، بلکه به دلیل تردید درباره امکان تحقق آن.

از این منظر، مساله فرزندآوری فقط درباره نگرش افراد به بچه‌دار شدن نیست؛ باید دید افراد در چه شرایطی درباره آینده خود تصمیم می‌گیرند و تا چه اندازه احساس می‌کنند اختیار ساختن آن را دارند.وقتی این احساس ضعیف شود، تصمیمی مانند فرزندآوری که ذاتا به آینده‌ای بلندمدت مربوط است، می‌تواند به تصمیمی سنگین و پرریسک تبدیل شود.

و شاید همین‌جا است که مساله جمعیت به مساله‌ای روان‌شناختی نیز تبدیل می‌شود: آیا نسل جوان آینده را چیزی می‌بیند که می‌تواند بسازد، یا چیزی که پیش از برنامه‌ریزی برای آن باید از آن مطمئن شود؟

پیامدهای روان شناختی- اجتماعی

برای بسیاری از زوج‌ها، صبر کردن تا رسیدن به شرایط مناسب، تصمیمی آگاهانه و بخشی طبیعی از برنامه‌ریزی زندگی است. اما وقتی این تعویق طولانی و همراه با ابهام درباره آینده شود، خودِ بلاتکلیفی می‌تواند به منبع فشار روانی تبدیل شود.

فرد ممکن است برای مدت طولانی میان دو وضعیت باقی بماند؛ از یک سو فرزند می‌خواهد و آن را بخشی از آینده مطلوب خود می‌داند و از سوی دیگر، خود را برای پذیرفتن این مسئولیت آماده نمی‌بیند. ادامه این وضعیت می‌تواند با تردید، اضطراب و فرسودگی ذهنی همراه شود.

اما شاید مهم‌ترین مساله، تعویق تحمیل‌شده باشد؛ زمانی که فرد نه از روی انتخاب و رضایت، بلکه به دلیل شرایط اقتصادی، مسکن، اشتغال یا نااطمینانی درباره آینده، ناچار به عقب انداختن تصمیم خود می‌شود.

در این حالت، ممکن است احساس کند کنترل بخشی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی از اختیارش خارج شده است؛ وضعیتی که می‌تواند با اضطراب، ناامیدی و کاهش احساس کنترل همراه شود.

اینجاست که یافته‌های پژوهش‌های مختلف درباره امید، حمایت اجتماعی، شرایط اقتصادی و عدم‌قطعیت در قصد فرزندآوری به یکدیگر پیوند می‌خورند.

مساله فقط این نیست که افراد چه تصمیمی درباره فرزندآوری می‌گیرند؛ بلکه این است که در چه شرایط روانی و اجتماعی مجبور به گرفتن این تصمیم می‌شوند.

در سطح اجتماعی نیز، اگر بخش بزرگی از یک نسل برای سال‌های طولانی در چنین وضعیتی باقی بماند، پیامدها فقط به تجربه فردی زوج‌ها محدود نمی‌شود. تاخیر در ازدواج و فرزندآوری می‌تواند الگوی تشکیل خانواده و ساختار جمعیتی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

در نهایت، مساله طولانی شدن وضعیتی است که فرد خواهان فرزندآوری است، اما نمی‌تواند زمان مشخصی برای تحقق این خواسته تعیین کند. وقتی این تجربه در مقیاس گسترده تکرار شود، فرزندآوری از یک تصمیم شخصی فراتر می‌رود و به مساله‌ای مرتبط با سلامت روان، روابط اجتماعی و آینده جمعیتی کشور تبدیل می‌شود.

جمع بندی

فرزندآوری فقط به خواستن یا نخواستن فرزند محدود نمی‌شود؛ تصمیمی است که به امکان ساختن یک زندگی پایدار گره خورده است. وقتی فرد برای تحصیل، شغل، مسکن و آینده خود با عدم‌قطعیت روبه‌روست، تصمیم برای فرزندآوری نیز به آینده‌ای گره می‌خورد که نمی‌تواند با اطمینان آن را پیش‌بینی کند.

بنابراین، شاید پرسش اصلی فقط این نباشد که چگونه مردم را بیشتر به فرزندآوری ترغیب کنیم؟ بلکه این باشد که چه شرایطی لازم است تا تشکیل خانواده و فرزندآوری دوباره به گزینه‌ای قابل‌تصور و قابل‌برنامه‌ریزی تبدیل شود؟

مساله این است که چه باید کرد تا شرایطی فراهم شود که یک نسل بتواند با اطمینان بیشتری برای ساختن آینده خود تصمیم بگیرد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در سوگ فرحناز اسپد: صدایت پناه و امید مردم بود
۱

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در سوگ فرحناز اسپد: صدایت پناه و امید مردم بود

۲

ترامپ شرایط کنونی را «بسیار خوب» توصیف کرد؛ مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد

۳

ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

۴
روایت شما

هم‌زمان با احتمال گران شدن بنزین، شهروندان از تعطیلی برخی جایگاه‌ها در تهران خبر دادند

۵

سی‌ان‌ان: جمهوری اسلامی بخش قابل‌توجهی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است

انتخاب سردبیر

  • دانمارک ورود منصور لقایی، روحانی ایرانی و ۱۶ مبلغ دینی خارجی دیگر را به این کشور ممنوع کرد

    دانمارک ورود منصور لقایی، روحانی ایرانی و ۱۶ مبلغ دینی خارجی دیگر را به این کشور ممنوع کرد

  • قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

    قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

  • وزیر دفاع اسرائیل: اردوغان ترکیه را به ماجراجویی‌های خطرناکی در سوریه می‌کشاند

    وزیر دفاع اسرائیل: اردوغان ترکیه را به ماجراجویی‌های خطرناکی در سوریه می‌کشاند

  • ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

    ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

  • سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

    سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

  • قوه قضاییه برخی مدیران خود را تغییر داد و ناقضان جدی حقوق بشر را در سمت‌های تازه گماشت

    قوه قضاییه برخی مدیران خود را تغییر داد و ناقضان جدی حقوق بشر را در سمت‌های تازه گماشت

  • دبیر ستاد ملی جمعیت: وضعیت اقتصادی مهم‌ترین مانع فرزندآوری در کشور است

    دبیر ستاد ملی جمعیت: وضعیت اقتصادی مهم‌ترین مانع فرزندآوری در کشور است

  • بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

    بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

  • شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش نرخ تولد در سال ۱۴۰۳

    شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش نرخ تولد در سال ۱۴۰۳

  • چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

    چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

  • شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش میزان تولد در سال ۱۴۰۲

    شکست سیاست حکومتی فرزندآوری و کاهش میزان تولد در سال ۱۴۰۲

•
•
•

مطالب بیشتر

خانه سینما: مصوبه مجلس زمینه سرکوب نظام‌مند هنر انتقادی را فراهم می‌کند

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پس از بالا گرفتن انتقادها از تصویب کلیات طرح موسوم به «مقابله با نفوذ» در مجلس شورای اسلامی، خانه سینما هشدار داد ابهام در مفاهیمی مانند «سیاه‌نمایی» می‌تواند آثار نقادانه یا واقع‌گرای اجتماعی را در معرض اتهام قرار دهد و زمینه سرکوب نظام‌مند هنر انتقادی را فراهم کند.

خانه سینما در بیانیه خود نوشت بخش‌هایی از این طرح، تولید فیلم، سریال، مستند، تئاتر، موسیقی و کتاب را دربر می‌گیرد و همین موضوع نگرانی جدی فعالان فرهنگ و هنر، به‌ویژه سینماگران، را برانگیخته است.

این نهاد صنفی به وضعیت اقتصادی کشور اشاره کرد و نوشت در شرایطی که گزارش‌ها از تورم ۶۸.۹ درصدی در پنج ماه نخست سال جاری، سوءتغذیه بخش بزرگی از جمعیت و زندگی ۲۲ تا ۵۰ درصد مردم زیر خط فقر حکایت دارند، پرداختن مجلس به چنین اولویت‌هایی پرسش‌برانگیز است.

مجید انصاری، معاون حقوقی دولت مسعود پزشکیان، نیز ۲۸ مرداد در گفت‌وگو با خبرگزاری دولتی ایرنا گفت مفاد این طرح با حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی مغایرت دارد، ارتباطات علمی را محدود می‌کند و می‌تواند مهاجرت نخبگان را تشدید کند.

  • مقابله با نفوذ؛ طرحی برای محدود کردن ارتباط ایرانیان با جهان خارج

    مقابله با نفوذ؛ طرحی برای محدود کردن ارتباط ایرانیان با جهان خارج

ابهام در تعریف «سیاه‌نمایی»

در بیانیه خانه سینما آمده است طرح «ناسنجیده» مجلس آثاری را که «چهره سیاه از ایران» ارائه دهند، مشمول مجازات می‌داند، بی‌آنکه تعریف حقوقی روشنی از واژه کش‌دار «سیاه‌نمایی» ارائه کرده باشد.

خانه سینما هشدار داد چنین ابهامی تشخیص مصداق را به سلیقه نهادهای نظارتی واگذار می‌کند و می‌تواند هر اثر اجتماعی، انتقادی یا واقع‌گرایانه را در معرض برخورد قضایی قرار دهد.

این نهاد صنفی با اشاره به تجربه‌های پیشین افزود مفهوم «سیاه‌نمایی» در ایران به‌راحتی به نقد اجتماعی یا نمایش آسیب‌های جامعه تعمیم داده شده است.

در ادامه بیانیه آمده است تهدید به مجازات‌های سنگین، هنرمندان را از پرداختن به موضوعات اجتماعی، تاریخی و سیاسی بازمی‌دارد و هنر را از کارکرد نقد، آگاهی‌بخشی و بازنمایی واقعیت‌های جامعه دور می‌کند.

خانه سینما با استناد به اصل ۲۴ قانون اساسی نوشت که آزادی نشر افکار تنها «در موارد مغایرت با موازین اسلامی یا حقوق عمومی» محدود شده و عنوان مبهم «سیاه‌نمایی» به‌سختی در این چارچوب قابل تعریف است.

این بیانیه همچنین محرومیت مادام‌العمر از فعالیت را مغایر با کرامت انسانی و حق اشتغال دانست.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۲۵ مرداد کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور» را با ۱۸۳ رای موافق، چهار رای مخالف و پنج رای ممتنع، از مجموع ۲۵۸ نماینده حاضر، تصویب کردند.

تصویب کلیات به این معناست که مجلس با اصل طرح موافقت کرده، اما مواد و مجازات‌های آن هنوز باید جداگانه بررسی و تصویب شوند.

ایمان شمسایی، رییس مرکز رسانه مجلس، گفته است مجلس هنوز وارد بررسی مواد نشده و حتی شیوه ادامه بررسی طرح مشخص نیست.

در پایان بیانیه خانه سینما آمده است این مصوبه نه تنها کمکی به حل مسائل امنیتی و فرهنگی کشور نمی‌کند، بلکه با جرم‌انگاری ارتباطات و فعالیت‌های فرهنگی و هنری، شکاف اجتماعی را عمیق‌تر کرده و زمینه سرکوب نظام‌مند آفرینش و هنر انتقادی را فراهم می‌کند.

قانون «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» هم پاییز ۱۴۰۴ تصویب و برای اجرا ابلاغ شد. با این حال، موافقان طرح تازه در مجلس می‌گویند قوانین موجود برای مقابله با آنچه «نفوذ» می‌خوانند، کافی نیست.

پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پوریا حسینی‌مفرد، جوان ۲۳ ساله بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان وکیل‌آباد مشهد به سر می‌برد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شده است.

وب‌سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست حسین یزدان‌خواه و با مستشاری سیدرضا جوادموسوی، حدود یک ماه پیش حکم اعدام حسینی‌مفرد را صادر کرده است.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه او شامل «اقدام علیه امنیت ملی»، «اجتماع و تبانی» و «اقدام عملیاتی مخل امنیت کشور» است.

در پرونده همچنین اقدامات منتسب به حسینی‌مفرد به نفع یکی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی عنوان شده است.

در یک سال گذشته و به‌ویژه پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، روند صدور، تایید و اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی با اتهام‌هایی چون محاربه، افساد فی‌الارض، جاسوسی و عضویت در گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی شتاب گرفته است.

  • ۹ شهروند اهل اسفراین با اتهام‌های سنگین همچنان بلاتکلیف در بازداشتند

    ۹ شهروند اهل اسفراین با اتهام‌های سنگین همچنان بلاتکلیف در بازداشتند

در یکی از تازه‌ترین موارد، محسن (مهرداد) تکش، شهروند ۳۳ ساله اهل اصفهان، در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه به اتهام «محاربه» به دو بار اعدام محکوم شد.

یک منبع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفت او در بازداشت به‌شدت شکنجه شده و اعترافات اجباری گرفته‌شده تحت این فشارها مبنای صدور حکم قرار گرفته است.

احد شکوهیان، ارغوان فلاحی، امیرحسن اکبری‌منفرد، سپهر امیرزاده، وحید خان‌صنمی، رسول رضایی، مهدی (سیکان) روشنی، بنیامین نقدی و مهنام نواب صفوی نیز از جمله زندانیان سیاسی‌اند که در هفته‌های گذشته از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده‌اند.

مصادیق اتهام‌های مطرح‌شده علیه حسینی‌مفرد

یک منبع مطلع به هرانا گفت مصادیق اتهام‌های مطرح‌شده علیه حسینی‌مفرد، اقداماتی از جمله «شکستن شیشه ایستگاه اتوبوس و آتش زدن شمشادها» در پی شرکت در یک فراخوان اعتراضی عنوان شده است.

حسینی‌مفرد ۲۴ دی ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شد و پس از طی مراحل بازجویی و قضایی به زندان وکیل‌آباد منتقل شد. او همچنان در این زندان نگهداری می‌شود.

  • جمهوری اسلامی شهرام صادقی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی شهرام صادقی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

بررسی‌های ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری تاکنون حدود ۶۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای ده‌ها نفر دیگر نیز با اتهام‌های سیاسی حکم اعدام صادر کرده است.

سعید مدنی، جامعه‌شناس و زندانی سیاسی پیشین، ۱۷ مرداد در برنامه اینترنتی «پانوراما» با عنوان «تنها چاره نجات ایران؛ عقب‌نشینی دموکراتیک ساختار حکمرانی» گفت چهار نفر از پنج متهم یک پرونده که ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شده بودند، کمتر از سه ماه بعد و تنها به‌دلیل پرتاب سنگ از پشت‌بام به سمت ماموران در جریان اعتراضات دی‌ماه اعدام شدند.

به گفته مدنی، سه نفر از متهمان این پرونده حتی وکیل تسخیری نداشتند، بدون وکیل در دادگاه حکم اعدام گرفتند و از امکان ملاقات نیز محروم بودند.

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا آن روز، دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند که پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دی‌ماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در خطر اعدام قرار دارند.

تورک نبود تضمین‌های دادرسی عادلانه را «عمیقا نگران‌کننده» دانست و گفت بر اساس گزارش‌ها، اعتراف‌هایی تحت شکنجه گرفته شده و در برخی پرونده‌ها تنها چند هفته میان بازداشت و اعدام فاصله بوده است.

به گفته او، ۱۲ متهم نیز پس از تنها یک جلسه غیرعلنی سه‌ساعته به اعدام محکوم شدند.

واژه‌ای که از صاحبانش ربوده شد؛ سرگذشت «مستضعف» در کلام علی خامنه‌ای

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

۱۲ روز پس از آن‌که پاسخ اعتراض بخشی از محروم‌ترین مردم جامعه در آبان ۱۳۹۸ گلوله شد، علی خامنه‌ای گفت «مستضعف» یعنی بسیجی‌ها، نه معترضان. با جست‌وجو در ۲۳ میلیون کلمه از سخنان او و متن قرآن، سرگذشت واژه‌ای را روایت می‌کنیم که در نیم قرن از پابرهنه‌ها گرفته و به سرکوبگران داده شد.

ششم آذر ۱۳۹۸، حسینیه امام خمینی در تهران پر از چفیه و سربند است. هزاران «بسیجی» به‌مناسبت هفته‌ بسیج، شانه‌به‌شانه، روی زمین نشسته‌اند و منتظر بیانات رهبرشان هستند. پیش از علی خامنه‌ای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، فرمانده سپاه پاسداران و رییس سازمانی سخنرانی کرده‌اند که اسمش زیاد تکرار می‌شود، اما کمتر کسی به معنای دو واژه‌ای که آن را ساخته‌ است، فکر می‌کند: «بسیج مستضعفین».

بیرون از این حسینیه، موج‌های بزرگ‌ترین سیل خشم معترضان در تاریخ ایران تا آن روز، خوابیده است. بامداد ۱۲ روز پیش از آن، دولت حسن روحانی روی آتش زیر خاکستر خشم محرومان بنزین ریخته بود و در نتیجه قیمت سوخت یک‌شبه سه برابر شد. اینترنت سراسری پنج روز قطع بود. پس از آن، سازمان‌های حقوق بشری از کشته شدن ده‌ها شهروند غیرنظامی خبر دادند؛ دست‌کم ۳۲۱ نفر، شاید ۲۳۰ به‌روایت رسمی و به‌روایت رویترز از منابع درون حکومت، ۱۵۰۰ نفر.

مردی که پشت تریبون است ۸۰ سال دارد و ۳۰ سال است بر ایران حکومت می‌کند. از فرماندهان تشکر می‌کند، از توطئه می‌گوید، از فقری که «در خود آمریکا» مردم را کنار خیابان می‌کُشد. و بعد، وسط حرف، روی یک اسم توقف می‌کند: «اسم بسیج کشور ما چیست؟ نیروی مقاومت بسیج مستضعفین. مستضعفین چه کسانی هستند؟ مستضعفین را بد معنا می‌کنند؛ مستضعفین را به افراد فرودست یا حالا اخیرا، این چند سال اخیر باب شده، اقشار آسیب‌پذیر معنا می‌کنند. نه، قرآن مستضعف را این نمی‌داند... مستضعفین یعنی ائمه و پیشوایان بالقوه عالم بشریت. مستضعف یعنی آن کسی که بالقوه صاحب وراثت عالَم است، بالقوه خلیفةالله در زمین است.»

۱۲ روز پس از آن‌که مردم فقیرترین محله‌های ایران در جواب اعتراض‌شان گلوله خوردند، رهبر ایران به سربازان خودش گفت: مستضعف یعنی شما، نه آن‌ها.

این گزارش سرگذشت همان یک کلمه است؛ کلمه‌ای که نیم قرن در زبان یک نفر چرخید و هر بار، بسته به روزگار، به یک نشانی تازه‌ فرستاده شد. با زبانِ کل جمهوری اسلامی کاری نداریم؛ فقط زبان یک نفر را دنبال می‌کنیم: علی خامنه‌ای، از مشهد تا حسینیه‌ تهران. مبنای کار هم آرشیو رسمی خود اوست؛ سخنرانی‌ها، پیام‌ها و یادداشت‌هایی که وب‌سایتش منتشر کرده است.

تاسوعا، ۱۳۵۵

دهم دی ۱۳۵۵، روز تاسوعا، سه نفر نشسته‌اند و درباره قیام حسین حرف می‌زنند: مرتضی مطهری، علی شریعتی، و یک آخوند ۳۷ ساله مشهدی به نام سیدعلی خامنه‌ای. خامنه‌ای توضیح می‌دهد پیامبر وارد چه جامعه‌ای شد، و می‌رسد به دو کلمه: «انسان‌ها به دو گروه، به دو دسته و به تعبیر رایج، به دو طبقه تقسیم می‌شوند: طبقه مستکبرین و طبقه مستضعفین. من اینجا از فرصت استفاده کنم و توصیه کنم به دوستانی که در مسائل اسلامی کار می‌کنند: بهتر این است که برای بیان مرادهای خودشان بگردند واژه‌های اصیل اسلامی را پیدا کنند. مثلاً در زمینه طبقات و تحلیل طبقاتی، همین واژه مستکبر و مستضعف خیلی گویاتر و رساتر است از همه معادل‌هایی که در مکاتب دیگر و ایدئولوژی‌های دیگر هست.»

اینجای بحث دنبال معادل و تعریفی دقیق برای کلمه می‌گردد و سرانجام به لهجه مادری‌اش پناه می‌برد: «ضعیف پنداشته‌شده، ضعیف فرض‌شده... که رساترینش همان است که در لهجه مشهدی ما هست: ضعیف گرفته‌شده، فلان کس را ضعیف گرفت.»

این تصویر را به خاطر بسپارید: سال ۱۳۵۵، مردی در مشهد در جست‌وجوی واژه‌ای برای توصیف کسی است که دیگران او را «ضعیف گرفته‌اند» و آن را در زبان محاوره زادگاهش پیدا می‌کند. «مستضعف» در این تعریف، به یک طبقه اجتماعی اطلاق می‌شود، طبقه‌ای که در داخل به ضعف کشانده شده و به وضعیت روز جامعه تعلق دارد. مزیت این واژه نیز، به تصریح خود او، این است که برای تحلیل طبقاتی از هر اصطلاح وارداتی دیگری گویاتر است.

۴۳ سال بعد، همان مرد خواهد گفت کسانی که این واژه را طبقاتی می‌فهمند، آن را «بد معنا» کرده‌اند.

در فاصله این دو تعریف چه اتفاقی افتاد؟ یک انقلاب.

جمعه‌ای در خرداد ۱۳۶۶

۱۴ خرداد ۱۳۶۱، علی خامنه‌ای رییس‌جمهور است و خطیب نماز جمعه تهران. به مسئولان دولتی یادآوری می‌کند که فلسفه وجودی آنان خدمت به مردم است، به‌ویژه «آن‌هایی که احتیاج به مراقبت و حمایت دارند: محرومان، ستمدیدگان، از پا افتادگان، محتاجان». سپس در جمله‌ای کوتاه میان دو نوع استضعاف مرزی می‌کشد که در دهه‌های بعد نیز پابرجا می‌ماند: «ما مستضعف سیاسی نداریم، این را بارها گفته‌ام، اما مستضعف مالی داریم.»

منطق این تفکیک، اگر مقدمه‌اش را بپذیری، روشن است: در تاسوعای ۱۳۵۵، مستضعف کسی بود که قدرتی داخلی ضعیفش گرفته بود. حالا آن قدرت، یعنی نظام پهلوی، از میان رفته است. پس دیگر کسی در «جمهوری اسلامی ایران» نمی‌تواند از نظر سیاسی مستضعف باشد؛ ظلم دیگر تمام شده و فقر مانده است.

از آن جمعه، «مستضعف» دو نیم شد. نیمه‌ سیاسی‌اش به آن‌سوی مرزها صادر شد؛ به فلسطین، افغانستان، کشمیر، هر ملتی که هنوز فرعونی بالای سرش دارد. نیمه‌ اقتصادی‌اش در داخل ماند، اما به یک پرونده رفاهی تبدیل شد: چیزی که وزارتخانه‌ها و دولت باید به آن رسیدگی کند، نه چیزی که کسی حق داشته باشد بابتش شکایت کند.

۳۷ سال بعد، وب‌سایت رسمی خامنه‌ای همین قاعده را در مقاله‌ای به نقل از خامنه‌ای صریح‌تر توضیح داد: «دلیل اینکه در جامعه اسلامی مستضعف سیاسی نداریم این است که مستضعف سیاسی مربوط به نظام طاغوت است و اصولا در ساختار نظام اسلامی، مستضعف سیاسی معنا ندارد؛ زیرا حکومت اسلامی اساسا مستکبر نیست تا مستضعفی داشته باشد.»

کارکرد این گزاره تنها الهیاتی نیست، مرزهای زبان سیاسی را نیز تعیین می‌کند. اگر بپذیری، معترض ایرانی دیگر نمی‌تواند مستضعف باشد؛ نه چون گرسنه نیست، چون حکومت اسلامی بنا به تعریف «مستکبر» نیست. در این چارچوب، فقر معترض ممکن است به رسمیت شناخته شود، اما اعتراض سیاسی‌اش نه؛ برای معترضانِ خیابانی باید نام دیگری پیدا کرد.

وقتی «مستضعف» هنوز به‌ معنای «پابرهنه» بود

پیش از رسیدن به آن اسمِ دیگر، باید صحنه‌ای را دید که نشان می‌دهد واژه یک زمانی برای نظام کار می‌کرد.

۲۲ اسفند ۱۳۶۸، مصادف با ۱۵ شعبان، خامنه‌ای ۹ ماه است که به رهبری جمهوری اسلامی رسیده است. هنگامی که می‌خواهد توضیح دهد انتظار مهدی چه معنایی دارد، عدالت را بی‌هیچ ابهامی تعریف می‌کند: «عدالت یعنی کمک به مردم محروم و ضعیف؛ عدالت یعنی برنامه‌های کشور و حرکت کلی کشور در جهت تامین زندگی مستضعفان و مردم ضعیف باشد؛ عدالت به‌معنای این است که آن کسانی که در زیر سایه سنگین نظام طاغوتی از حقوق خودشان محروم مانده‌اند، به حقوق خودشان برسند.»

سه ماه پیش از این سخنرانی، در آذر همان سال، خامنه‌ای حتی با متولیان رسمی این واژه نیز درگیر شده بود. رییس و مدیران بنیاد مستضعفان برای ارائه گزارش نزد او رفته بودند. خامنه‌ای در میانه جلسه با خشم از فیلمی انتقاد کرد که «بخش فرهنگی بنیاد» ساخته بود: «آدم آتش می‌گیرد! بنیاد مستضعفان، بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان! این یعنی کار را در غیر جای خودش انجام دادن.» او سپس گفت برخی دریافت‌کنندگان کمک‌های بنیاد «حداقل جزو مستضعفین نبودند».

خامنه‌ای نگهبان سخت‌گیر معنای واژه مستضعف بود: مستضعف یعنی فقیر، و وای بر کسی که پول فقرا را جای دیگری خرج کند.

هشت سال بعد نیز تعریف او تغییر نکرده بود. در دیدار با مسئولان قوه قضاییه، از کسانی سخن گفت که معمولا «سرشان بی‌کلاه می‌ماند»: «یعنی اکثریت کشور، یعنی طبقه مستضعفین، یعنی پابرهنه‌ها، یعنی کسانی که بار تورم بر روی دوش‌شان است.»

این صریح‌ترین تعریف «مستضعف» به‌معنای «پابرهنه‌ها» در ادبیات اوست. پس از آن، این واژه در گفتار او آرام‌آرام شروع می‌کند به آب رفتن.

حساب کلمه‌ها

برای روشن شدن این تغییر از دو مدل هوش مصنوعی فیبل ۵ و اُپوس ۵ کمک گرفتیم. هر دو مدل آرشیو رسمی سخنان خامنه‌ای را بررسی کردند: بیش از ۲۶ هزار سند و حدود ۲۳ میلیون کلمه از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴. روش شمارش ساده و یکدست بود: اول نسخه‌های تکراری آرشیو کنار گذاشته شد، بعد حساب کردیم هر واژه در هر صدهزار کلمه چند بار آمده است، یک بار برای دوازده سال اول رهبری و یک بار برای شش سال آخر زندگی‌اش.

نتیجه: نرخ «مستضعف» از میانگین ۱۳.۴ بار در هر صدهزار کلمه در سال‌های اول، به ۵.۹ بار در سال‌های اخیر رسیده است؛ افتی ۵۶ درصدی. کاربرد کلمه به کمتر از نصف رسید.

100%
نرخ کاربرد «مستضعف» در هر ۱۰۰ هزار کلمه، سال‌به‌سال. خط خاکستری میانگین ۱۲ سال اول رهبری است و خط قرمز میانگین شش سال گذشته. جهش‌های مقطعی، از جمله در ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸، به سخنرانی‌های سال‌های بحرانی برمی‌گردند.

اما این فقط نیمی از ماجراست و شاید بخش کم‌اهمیت‌تر آن. فقر که از ایران نرفت؛ آنچه رفت کلمه «مستضعف» بود، و جای خالی‌اش را کلمه‌های دیگری پر کردند.

100%
اعداد: نرخ در هر ۱۰۰ هزار کلمه؛ محاسبه به‌صورت تجمیعی در هر بازه (کل رخدادها تقسیم بر کل کلمات).
100%
همان داده‌ها در یک قاب. واژه‌های ناظر به آدم‌ها (مستضعف، محروم) کمتر از نصف شدند؛ واژه‌های ناظر به وضعیت (معیشت، اغتشاش) چند برابر.

تمام داستان در همین جدول است. بسامد استفاده از واژه «عدالت» حدود یک‌سوم بیشتر شد؛ اما کاربرد «مستضعف» و «محروم»، یعنی کسانی که عدالت قرار بود در قبال آن‌ها نیز اعمال شود، به کمتر از نصف رسید. کلمه «عدالت» ماند، پرچمش حتی بالاتر رفت؛ فقط صاحبانش را جا گذاشت و به فضیلتی تبدیل شد که پرچمش را بلند می‌کنی، نه حقی که کسی بابتش طلبکار توست.

واژه «معیشت» جایگزین «محروم» شد. تفاوت این دو کلمه تفاوت دو جهان است. «محروم» یعنی کسی چیزی را از تو دریغ کرده؛ فعلِ مجهول است و پشتش یک فاعل پنهان دارد. «معیشت» یعنی هزینه‌ زندگی؛ یک شاخص اقتصادی است، مثل نرخ ارز. اولی متهم می‌خواهد؛ دومی کارشناس.

تکرار واژه «اغتشاش» نیز هفت برابر شد. اگر مستضعفِ سیاسی در ایران «معنا ندارد»، و اگر مشکلِ فقر مساله‌ای «معیشتی» است، نه یک «بی‌عدالتی»، پس فقیری که به خیابان می‌آید نه شاکی است و نه مظلوم؛ در این دستگاه زبانی، او فقط «اغتشاشگر» است. زبان، پیش از باتوم، کار خود را کرده بود.

برای اطمینان، یک آزمون ساده هم کردیم. «مستضعف» و هم‌خانواده‌هایش در کل این آرشیو سه هزار و ۳۴۰ بار در یک‌هزار و ۵۲۳ سند آمده‌اند. دور و بر تک‌تک این سه هزار و ۳۴۰ مورد را دنبال کلمه‌های «اعتراض، معترض، اغتشاش، تظاهرات، شورش» گشتیم. در فاصله‌ ۱۲۰ حرفی، فقط ۱۱ بار این کلمه‌ها کنار «مستضعف» نشسته بودند. پنجره بررسی را که تا ۲۶۰ حرف باز کردیم، شد ۳۰ بار. در هیچ‌کدام از همین اندک موارد هم «مستضعف» صفت معترض ایرانی نبود؛ یا حرف از شورش ملت‌های دیگر بود، یا دو کلمه در دو جمله‌ بی‌ربط کنار هم افتاده بودند. به این ترتیب، شهروندی که در ایران اعتراض می‌کند، در این آرشیو حتی یک بار مستضعف خوانده نشده است.

تفسیر یک آیه به نفع جمهوری اسلامی

برگردیم به صبح ششم آذر ۱۳۹۸؛ خامنه‌ای برای بازتعریف واژه مستضعف به قرآن متوسل شد؛ به آیه‌ پنجم سوره‌ی قصص: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.»

او بر مبنای همین یک آیه گفت مستضعفین را بد معنا می‌کنند و قرآن مستضعف را «فرودست» نمی‌داند. باز همان ادعای چند دهه پیش خود را تکرار کرد: «مستضعفین یعنی ائمّه و پیشوایانِ بالقوه‌ عالَمِ بشریت». این دیگر تلاوت نیست؛ ادعای کشف «معنای حقیقی» یک واژه است. راستی‌آزمایی چنین ادعایی را نمی‌شود با همان یک آیه تمام کرد. باید کاری کرد که خطیبِ آن صبح نکرد: باید کل قرآن را گشت.

در زبان عربی برای قالب‌هایی که فعل از آن‌ها ساخته می‌شود کلمه‌ای دارند که خودش یک تصویر است: «باب»، یعنی «در». «مستضعف» و «استُضعِفوا» هر دو مشتقاتی از باب استفعال‌اند؛ انگار از یک در به زبان وارد شده باشند. عالمان دین هم فصل‌های کتاب‌هایشان را به همین نام می‌خوانند؛ هر بحث بابی است که باز می‌کنی و واردش می‌شوی. این واژه را با منطق زبان خودش بررسی می‌کنیم. ریشه‌ «ض‌ع‌ف» از باب استفعال در کل قرآن دقیقا ۱۳ بار آمده است: ۱۳ در. می‌شود یکی‌یکی بازشان کرد و پرسید پشت این در چه کسی ایستاده؟ پیشوایی بالقوه، یا آدمی که زیر فشار خم شده و انسانی دیگر او را به ضعف کشانده است؟

پشت درِ اول، در نساء ۷۵، مردان، زنان و کودکانی در مکه گیر افتاده‌اند که دست‌شان به هیچ‌جا نمی‌رسد و فقط دعا می‌کنند: «پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر». قرآن به مومنان نهیب می‌زند «چرا برای نجات این‌ها نمی‌جنگید». مستضعف در این آیه کسی است که باید نجاتش داد، نه فرمانده نجات.

پشت درِ دوم، در نساء ۹۷، صحنه تلخ‌تر است: فرشتگان مرگ آمده‌اند سراغ کسانی که به خود ستم کرده‌اند. آن‌ها بهانه می‌آورند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» اما فرشتگان بهانه را نمی‌پذیرند: مگر زمین خدا چنان فراخ نبود که هجرت کنید؟ [پس] جایشان دوزخ است. اینجا «مستضعف» نه‌تنها پیشوای بالقوه نیست، عذری است که از سوی خدا پذیرفته نمی‌شود.

در آیه‌ ۹۸ همین سوره، یک استثنا می‌خوانیم: «مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند.» این ترجمه‌ فولادوند است. کلیدواژه‌اش را نگه دارید: «فرودست»؛ کسی که نه چاره دارد، نه راه. تصویر قرآن از مستضعفِ واقعی همین است: بن‌بستِ مطلق.

در نساء ۱۲۷ واژه از عرصه سیاست به خانه می‌رسد: آیه ابتدا از زنان یتیمی سخن می‌گوید که حقوق‌شان رعایت نمی‌شود و سپس به «کودکان مستضعف» اشاره می‌کند. مستضعف اینجا بچه‌یتیمی است که ارثش را می‌خورند؛ بی‌پناه‌تر از این نمی‌شود.

در اعراف ۷۵ بزرگان «مستکبر» قوم ثمود، مومنانِ «مستضعف» را مسخره می‌کنندو از آنان می‌پرسند آیا واقعا باور دارند صالح پیامبر خداست؟ واژه اینجا رنگ عقیدتی دارد، اما رابطه‌ قدرت همان است: گروهی فرادست تحقیر می‌کند، گروهی فرودست تحقیر می‌شود.

در انفال ۲۶ خودِ مسلمانان مخاطب‌اند. خدا خطاب به آن‌ها می‌گوید یادتان بیاید وقتی «گروهی اندک و مستضعف بودید، می‌ترسیدید مردم شما را بربایند». ترسِ ربوده‌شدن؛ حالِ مستضعف این است. به زمان فعل دقت کنید: «بودید». حالا که خدا پناهتان داده، دیگر آن واژه برازنده‌تان نیست. استضعاف در قرآن ایستگاه است، نه هویت؛ آدم از آن عبور می‌کند.

اعراف ۱۳۷ همین عبور را از سوی دیگر نشان می‌دهد: «به آن گروهی که پیوسته تضعیف می‌شدند، باختر و خاور سرزمین را به میراث عطا کردیم.» باز هم زمانِ فعل گذشته است و لحظه‌ای که بنی‌اسرائیل وارث زمین می‌شود، مردمانش دیگر مستضعف نیستند. دو حالت پشت سر هم، نه دو اسم برای یک حالت.

اعراف ۱۵۰ تنها جای قرآن است که یک «پیشوا» فعل استضعاف را درباره‌ خودش به کار می‌برد. هارون، برادر موسی، پیامبر خدا، جانشین رسمی رهبر می‌گوید: «این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود مرا بکشند.» یعنی در یگانه آیه‌ای که مستضعف واقعا رهبر است، معنای واژه دقیقا عکس اقتدار است: مردی که جمعیت او را تا یک قدمی مرگ برده است.

قرآن در سه آیه بعدی، در سبا ۳۱ تا ۳۳، تکلیف را یکسره می‌کند. صحنه‌ای از قیامت است، کافران را دسته‌جمعی نگه داشته‌اند و آن‌ها تقصیر را به گردن هم می‌اندازند. «کسانی که زیردست بودند» به «کسانی که برتری داشتند» می‌گویند: اگر شما نبودید ما ایمان می‌آوردیم. جواب می‌شنوند: خودتان گناهکار بودید. و سرانجام‌شان در این جمله روشن می‌شود: «در گردن‌های کسانی که کافر شده‌اند غُل‌ها می‌نهیم.» سه بار پشت هم، قرآن دوزخیان را «الَّذینَ استُضعِفوا» می‌نامد؛ دنباله‌روهایی که به بهانه‌ ضعف دنبال گردن‌کشان راه افتادند و حالا با آن‌ها در زنجیرند. اگر «مستضعف» یعنی خلیفه‌ بالقوه‌ خدا در زمین، این سه آیه بی‌معنا می‌شود: خدا که جهنمی‌ها را پیشوایان بالقوه‌ بشریت نمی‌نامد.

می‌ماند دو درِ آخر: قصص ۴ و ۵؛ همان که خامنه‌ای از آن شروع کرد. خواندن این دو آیه پشت سر هم، حساب کار را از همه‌جا روشن‌تر می‌کند. آیه‌ چهارم، اول عامل را معرفی می‌کند: فرعون مردم سرزمینش را دسته‌دسته کرد، گروهی را به ضعف کشاند، پسرانشان را سر بُرید و زنانشان را زنده نگه داشت. بعد آیه‌ پنجم وعده می‌دهد: و ما می‌خواهیم بر همان به‌ضعف‌کشیده‌شدگان منت بگذاریم، «وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً»؛ و آنان را پیشوا کنیم. ترتیب روشن است: اول فرعون مستضعفشان می‌کند، بعد خدا وعده می‌دهد این وضع را برگرداند.

اینجا قلب ماجراست، پس یک لحظه مکث کنیم. خدا نمی‌گوید مستضعفان امام‌اند؛ می‌گوید امامشان خواهم کرد. اگر واژه خودش به معنای امام بود، آیه حرف تازه‌ای نداشت. کل خبر آیه در همین فاصله است: فاصله‌ میان آنچه هستند و آنچه خدا می‌خواهد بشوند. تعریف خامنه‌ای این فاصله را می‌بلعد و با آن، خودِ خبر آیه را.

این کارنامه‌ نهایی واژه است: ۱۳ بار تکرار و در هر ۱۳ بار «مستضعف» وصف وضعیتی است که از بیرون به انسان تحمیل شده است. گاهی ستمدیده‌، مومن است و ستودنی، گاهی جامانده و معذور، گاهی یتیمِ غارت‌شده، گاهی بهانه‌جو و مقصر، و گاهی صافْ، وسط جهنم. تنها چیزی که هیچ‌وقت نیست، صاحب «مقام» است.

احادیث و سنت شیعه چه می‌گویند؟

در صحیح بخاری (حدیث ۲۸۹۶)، سعد بن ابی‌وقاص، جنگاور نامدار، گمان می‌کند بر ضعیف‌ترها برتری دارد. پیامبر اسلام جوابی می‌دهد که ۱۴۰۰ سال است نقل می‌شود: «هَل تُنصَرونَ و تُرزَقونَ إلّا بِضُعَفائِکُم»؛ مگر جز به‌واسطه ضعیفان‌تان یاری و روزی داده می‌شوید؟ در روایت ابوداود پیامبر می‌گوید: «ضعیفان را برایم بجویید» زیرا یاری و روزی جامعه به‌واسطه آنها می‌رسد. ضعیف در این احادیث سرچشمه برکت است، نه صاحب قدرت، پابرهنه‌ بی‌صدا مانده‌ایست که ارتش‌ها به برکت دعای او پیروز می‌شوند، نه کسی که به ارتش فرمان می‌دهد.

در منابع روایی شیعه، محمد بن یعقوب کلینی، محدث سده‌های سوم و چهارم هجری، در کتاب «الکافی» بابی با عنوان «المستضعف» آورده است. در یکی از روایت‌های این باب، از امام محمد باقر می‌پرسند مستضعف کیست و پاسخ تقریبا واژه‌به‌واژه از آیه ۹۸ سوره نساء می‌آید: کسی که نه چاره‌ای می‌تواند و نه راهی می‌یابد؛ مانند کودکان و بزرگسالانی که عقلشان به کودکان می‌ماند و قلم تکلیف از آنان برداشته شده است. در فقه و کلام شیعه، مستضعف اسم معذورترین و بی‌دست‌وپاترین انسان‌هاست. از «خلیفةالله بالقوه» دورتر نمی‌شود رفت.

وعده‌ای که به تعریف تبدیل شد

مفسران کلاسیک شیعه و سنی هم همین را دیده‌ و میان «استضعاف» و «پیشوایی» تمایز گذاشته‌اند. طبری می‌گوید «الَّذینَ استُضعِفوا» بنی‌اسرائیل‌اند و «ائمه» یعنی والیان و حاکمانی که خدا بعدا از ایشان ساخت.

در میان مفسران اهل سنت، اسماعیل ابن‌کثیر در کتاب «تفسیر ابن‌کثیر»، استضعاف را همان به‌ضعف‌کشیده‌شدن زیر تیغ فرعون معنا می‌کند. محمدبن احمد قرطبی نیز در کتاب «تفسیر قرطبی» نیز هنگام توضیح واژه چند دیدگاه را نقل می‌کند:عبدالله ابن‌عباس آن «پیشوایان در نیکی» و قتاده بن دعامه «والیان و پادشاهان» معنی کرده‌اند؛ همه به‌عنوان چیزی که خدا از آن ضعیفان ساخت، نه معنای خود واژه.

در میان مفسران شیعه، طبرسی در کتاب «مجمع‌البیان» و طباطبایی در کتاب المیزان «استُضعِفوا» را ضعیف‌شمرده‌شدگان می‌خوانند. طباطبایی روایت‌های تطبیق آیه بر امامان را هم از جنس تطبیق مصداق می‌داند، نه تغییر معنای واژه. باز همان ساختار دیده می‌شود: ضعیفِ امروز، وارثِ فردا.

اما کاربرد واژه «مستضعف» در سخنان خود خامنه‌ای، علیه همان تعریفی شهادت می‌دهد که او از این واژه ارائه کرده است. در همان آرشیو، حساب کردیم در چند سند «مستضعف» با یکی از کلمه‌های «محروم»، «فقیر»، «پابرهنه» یا «تهیدست» هم‌خانه است: در ۴۴ درصد اسناد. یعنی در زبان روزمره‌ خامنه‌ای هم این واژه در نزدیک به نیمی از موارد همان همسایه‌ همیشگی را کنار خود دارد: فقر.

اینجا باید انصاف داد، چون تفسیر خامنه‌ای یک ریشه‌ واقعی هم دارد و پنهان‌کردنش از خواننده همان‌قدر تحریف است که خود آن تعریف. در نهج‌البلاغه، حکمت ۲۰۹، علی بن ابی‌طالب می‌گوید: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَی وَلَدِهَا». یعنی دنیا پس از سرکشی به ما روی خواهد آورد، مثل شتر بدخویی که به بچه‌اش مهربان شود. بعد، آیه‌ ۵ سوره قصص را می‌خواند. روایات شیعه این آیه را به اهل بیت و ظهور مهدی گره زده‌اند؛ خاندانی که حقش را خورده‌اند و روزی زمام زمین به دست او باز خواهد گشت. پس وقتی خامنه‌ای این آیه را به امامت نهایی زمین وصل می‌کند، وسط یک سنت تفسیری اصیل شیعی ایستاده است. اما آن سنت دو کار می‌کند که کلام او در صبح ششم آذر ۱۳۹۸ نمی‌کند.

اول، زمان آینده را نگه می‌دارد: دنیا «روی خواهد آورد». وعده، وعده می‌ماند. دوم، مصداقش ۱۴ معصوم و اهل‌ بیت پیامبر است، نه هر که فرم عضویت بسیج را پر کند. حتی مهدوی‌ترین قرائت شیعی هم «مستضعف» را همان محروم‌مانده از حق معنا می‌کند و امامت را وعده‌ای که در آخرالزمان ادا می‌شود. هیچ‌کدام از این مفسران، از طبری تا طباطبایی و از قرطبی تا خود علی، نگفته‌اند معنای واژه‌ی مستضعف «پیشوای بالقوه» است.

طنز ماجرا را دستگاه خودش کامل کرد. پای همان سخنرانی در سایت رسمی، پانوشت شماره‌ شش، آیه را برای خواننده‌ فارسی‌زبان ترجمه کرده است: «و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منت نهیم...» این ترجمه واژه «فرودست» را به کار می‌برد؛ درست همان واژه‌ای که خامنه‌ای چند سطر بالاتر گفته بود قرآن قبولش ندارد. بالای صفحه، رهبر می‌گوید مستضعف فرودست نیست؛ پایین صفحه، مترجم رسمیِ همان نهاد می‌نویسد: فرودست.

پس تعریفی که خامنه‌ای آن صبح ارائه کرد نه از قرآن درمی‌آید، نه از حدیث، نه از تفسیرهای معتبر شیعه و سنی. کاری که خامنه‌ای در آن سخنرانی کرد ظریف‌تر از جعل بود: جابه‌جایی سه چیز در دل یک آیه‌ واقعی؛ وعده جای تعریف نشست، آینده جای اکنون، و بنی‌اسرائیلِ زیر تیغ فرعون جای سازمانی شبه‌نظامی که چند هفته پیش‌تر، در آبان ۱۳۹۸، معترضان به همان حاکمیت را به‌شکلی خشونت‌بار سرکوب کرده بود. هر سه جابه‌جایی در یک جهت کار می‌کنند: واژه‌ای که در قرآن متعلق به له‌شدگان زیر فشار سرکوب است، به نام نیروی سرکوب سند می‌خورد.

جمله‌ای که هرگز تکرار نشد

اگر «مستضعف یعنی پیشوای بالقوه» کشفی قرآنی بود، انتظار می‌رفت کاشفش بارها آن را تکرار کند. مفسری که گنجی در آیه‌ای پیدا کند، درِ گنج را نمی‌بندد.

اما در کل پیکره‌ سخنان عمومی خامنه‌ای از ۱۳۶۸ تا امروز، تعبیر «پیشوایان بالقوه» و خانواده‌اش («بالقوه امام»، «بالقوه خلیفةالله»، «بالقوه صاحب وراثت عالم») فقط در پنج سند پیدا می‌شود. هر پنج سند در یک بازه‌ ۷۲ ساعته منتشر شده‌اند: خود سخنرانی ششم آذر ۱۳۹۸و بازتاب‌های همان روز، یادداشت روز بعد در سایت رسمی با عنوان «مستضعفان، نجات‌بخش فرودستان جهان»، و دو روز بعد در مقاله‌ «معنای حقیقی مستضعفین از منظر قرآن چیست؟». بعد از آن، سکوت. نه در دیدارهای بسیج سال‌های بعد، نه در سخنرانی‌های قرآنی، این تعبیر تکرار نشد. جمله‌ای که قرار بود «معنای حقیقی» یک واژه‌ی قرآنی باشد، سه روز عمر کرد.

خود آن دستگاه سه‌روزه هم پرحرف‌تر از آن بود که باید. مقاله‌ رسمی، که برای محکم‌کردن حرف رهبر نوشته شده بود، در همان بندهای اول اعتراف می‌کند: «این اصطلاح در قرآن کریم در دو معنا به کار رفته است: ۱. مستضعف سیاسی و اجتماعی ۲. مستضعف مالی و اقتصادی» و برای معنای دوم همان آیه‌ کودکان یتیم نساء را شاهد می‌آورد. یعنی متنی که مامور است ثابت کند قرآن مستضعف را فرودست نمی‌داند، خودش نشان می‌دهد که می‌داند. همان مقاله جمله‌ای هم از خود خامنه‌ای نقل می‌کند که شاید صادقانه‌ترین سطر کل این پرونده باشد: «ما مستضعف سیاسی نداریم، این را بارها گفته‌ام، اما مستضعف مالی داریم.» واژه از یک‌سو به آسمان فرستاده می‌شود، پیشوای بالقوه‌ بشریت؛ و از سوی دیگر داخل کشور از کار می‌افتد. هر معنایی مجاز است جز آن معنایی که ممکن است روزی کسی در خیابان به خودش بگیرد.

شاید برای همین است که جمله تکرار نشد. تعریف‌ها ابزارند و از هرکدام کاری خواسته می‌شود. از این یکی، در آن هفته‌ خاص، خواسته شده بود اسم «بسیج مستضعفین» را در هفته‌ای معنا کند که بسیج روبه‌روی مستضعفان ایستاده بود. کارش که تمام شد، به بایگانی رفت.

آخرین تکرار

بیست‌ویکم خرداد ۱۴۰۲، دیدار دانشمندان و کارشناسان صنعت هسته‌ای. خامنه‌ای می‌خواهد از پیشرفت صنعت بگوید و اول می‌گوید «مقدمتا یک جمله‌ای را من بگویم». این آخرین باری است که کلمه‌ «مستضعف» را تعریف می‌کند: «در ادبیات سیاسی ما، کلمه‌ «مستضعف» وارد شد؛ می‌گوییم «فلان ملت، ملت مستضعفی‌اند» یا «ما قبل از انقلاب، ملت مستضعفی بودیم»... از این خطرناک‌تر، نوع دوم استضعاف است: یک ملت خودش باور کند که ضعیف است، باور کند که بی‌عرضه است، باور کند که نمی‌تواند.»

این جمله را باید آهسته خواند تا روشن شود در ۴۷ سال چه تغییری رخ داده است. واحد سنجش دیگر «طبقه» نیست، «ملت» است. زمان فعل نیز دیگر حال نیست، گذشته است: «بودیم». خطرناک‌ترین شکل استضعاف هم دیگر این نیست که مستکبری نان کسی را گرفته یا او را از حقی محروم کرده باشد، این است که یک ملت به توانایی خود شک کند. استضعاف از رابطه‌ای مادی میان دو گروه، به حالتی روانی در ذهن یک ملت تبدیل شده است.

مخاطبان این تعریف چه کسانی بودند؟ دانشمندان و کارشناسان هسته‌ای؛ کسانی که پیش از جلسه، تازه‌ترین دستاوردهای این صنعت، از جمله نسل جدید سانتریفیوژها، را به خامنه‌ای نشان داده بودند. در منطق این سخنرانی، آنان چون به افزایش قدرت جمهوری اسلامی کمک می‌کردند، «مستضعف» نبودند. در این تعریف، مستضعف دیگر کسی نیست که قدرتی او را به ضعف کشانده باشد، ملتی است که خود را ضعیف می‌پندارد.

پرده آخر؛ واژه‌ای که از درون تهی شده است

پنجم آذر ۱۳۵۸، روح‌الله خمینی فرمان تشکیل «ارتش ۲۰ میلیونی» را صادر کرد. نهادی که از دل آن فرمان بیرون آمد اول «سازمان بسیج ملی» نام داشت و یک سال بعد، با ادغام در سپاه پاسداران، «بسیج مستضعفین» نام گرفت. یعنی سلاح به دست همان‌هایی که همیشه ضعیف گرفته شده‌اند. نام تازه حامل وعده‌ای روشن بود: سلاح را به دست همان کسانی می‌دهیم که همیشه ضعیف گرفته شده‌اند. اسم، یک قول بود.

۴۰ سال بعد، در هفته سالگرد تشکیل همان سازمان، خامنه‌ای همین نام را در برابر بسیجیان تکرار کرد و از آن نتیجه گرفت که مستضعف نه کسی است که تورم سفره‌اش را کوچک کرده، حقوقش معوق مانده و زندگی‌اش به باد رفته و اکنون به دنبال حق خود دست به اعتراض زده، بلکه «پیشوای بالقوه عالم بشریت» است.

کلمه در زبان جمهوری اسلامی نمرده است. حالا نام یک بنیاد است؛ سازمان شبه‌نظامی است در ساختار سپاه و مجموعه‌ای اقتصادی و عظیم زیر نظر رهبری. گاهی هم ناگهان به خانه‌ قدیمی‌اش برمی‌گردد. خامنه‌ای پنجم مرداد ۱۴۰۱، در دیدار با امامان جمعه گفت: «... عدالت بدون کمک و رسیدگی به طبقه‌ مستضعف و محروم و مانند اینها معنا ندارد.»

واژه مستضعف نمرده؛ فقط دیگر خانه‌ ثابتی ندارد. بسته به اینکه چه کسی روبه‌رویش نشسته باشد، نشانی متفاوتی می‌دهد: در برابر روحانیون یعنی فقیر، در برابر بسیجی‌ها یعنی پیشوای عالم و نزد کارشناسان هسته‌ای یعنی اعتمادبه‌نفس ملی. اما کسی که واقعا «ضعیف گرفته شده»، همان که خامنه‌ای در سال ۱۳۵۵ با تعبیر مشهدی توصیفش می‌کرد، هنوز وجود دارد. فقط وقتی به خیابان می‌آید تا اعتراض کند، نامش را عوض می‌کنند: «اغتشاشگر».

ترامپ شرایط کنونی را «بسیار خوب» توصیف کرد؛ مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
شناورهایی در نزدیکی تنگه هرمز از منظر بندر مسندم، عمان، عکس از رویترز

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، احتمال مذاکره با جمهوری اسلامی را منتفی ندانست، اما گفت شرایط کنونی برای واشینگتن «بسیار خوب» است. در همین حال، مقام‌های دو طرف از کنترل تنگه هرمز سخن می‌گویند، اما داده‌های ردیابی دریایی نشان می‌دهد تردد کشتی‌ها در این آبراه کاهش یافته است.

ترامپ چهارشنبه ۲۸ مرداد در کاخ سفید، در پاسخ به سوالی درباره احتمال مذاکره با جمهوری اسلامی گفت: «شاید در مقطعی، اما در حال حاضر فکر می‌کنم وضعیت بسیار خوب است.»

ترامپ بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد و افزود: «ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و نخواهد داشت.»

ساعاتی پیش از این سخنان، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به اظهارات ترامپ درباره لغو مذاکرات با تهران تا اطلاع ثانوی، به نقل از یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکره‌کننده نوشت اساسا مذاکره مستقیمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا در جریان نبوده است.

این منبع افزود گفت‌وگوهای اخیر با عمان درباره «اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز» بوده و ارتباطی با آمریکا نداشته است.

او گفت: «پس از نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از طرف آمریکا گفت‌وگوها با طرف آمریکایی متوقف شده و گفت‌وگوهای اخیر نیز با طرف عمانی ارتباطی به آمریکا نداشت.»

  • فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

    فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

در فضایی که نشانه‌ای از نزدیک شدن مواضع دو طرف دیده نمی‌شود، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت کشورهای منطقه دریافته‌اند حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا «موجب ناامنی» است و متحدان واشینگتن نیز به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا «غیرقابل اعتماد» است.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نیز ۲۸ مرداد در جریان سفر به بغداد گفت آمریکا به‌دنبال «خروج آبرومندانه» از منطقه است.

او در دیدار با هیبت الحلبوسی، رییس مجلس عراق، گفت خروج از جنگ به «بی‌اعتباری» واشینگتن منجر خواهد شد و ادامه آن نیز مشکلات بسیاری برای آمریکا ایجاد خواهد کرد.

قالیباف در دیدار با نزار آمیدی، رییس‌جمهوری عراق، نیز «جنگ‌طلبی» آمریکا را عامل اصلی بروز مشکلات در خلیج فارس و اختلال در بازار انرژی خواند و گفت کشورهای منطقه برای تامین امنیت خود به واشینگتن نیاز ندارند.

ادعای کنترل تنگه در برابر کاهش تردد کشتی‌ها

ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود گفت آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در دست دارد و شب پیش از آن کشتی‌های زیادی از این آبراه عبور کردند.

او گفت به‌جز «مزاحمت‌هایی» مانند شلیک گاه‌به‌گاه پهپاد، تردد کشتی‌ها ادامه دارد، هرچند «قرار نیست همه عبور کنند».

این سخنان در حالی مطرح شد که رویترز، با استناد به داده‌های شرکت‌های بین‌المللی رصد ترددهای دریایی در آب‌های بین‌المللی، از جمله مارین‌ترافیک، گزارش داد تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز کاهش یافته است و بیشتر مالکان کشتی‌ها به‌دلیل نبود نشانه‌های روشن درباره بازگشایی این آبراه، همچنان از عبور از آن خودداری می‌کنند.

شرکت ردیابی دریایی کپلر نیز اعلام کرد تردد تاییدشده از تنگه هرمز در ۲۷ مرداد با کاهش ۱۷ درصدی به ۱۰ کشتی رسید. بر اساس داده‌های این شرکت، پنج کشتی از مسیر تعیین‌شده در «طرح یک‌جانبه ایران» عبور کردند، در حالی که تردد کشتی‌ها از باب‌المندب با افزایش ۵۳ درصدی به ۴۶ فروند رسید.

کپلر افزود سازمان بین‌المللی دریانوردی حمله ۲۶ مرداد به کشتی فله‌بر «مینوان دیگنیتی» در تنگه هرمز را تایید کرده است. در این حمله یک دریانورد کشته شد.

در همین حال، مقام‌های جمهوری اسلامی از تدوین ساز و کاری برای کنترل تردد و دریافت عوارض از کشتی‌ها خبر دادند. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت بر اساس طرح «امنیت تنگه هرمز»، مدیریت، نظارت و بازرسی این آبراه در اختیار جمهوری اسلامی و زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح قرار خواهد گرفت.

  • ابهام درباره بازگشایی تنگه هرمز تردد کشتی‌ها را کاهش داد و قیمت نفت را بالا برد

    ابهام درباره بازگشایی تنگه هرمز تردد کشتی‌ها را کاهش داد و قیمت نفت را بالا برد

به‌گفته او، این طرح ورود شناورهای اسرائیلی، «جاسوسی یا متخاصم» را ممنوع می‌کند و به ستاد کل نیروهای مسلح اجازه می‌دهد ضوابط دریافت عوارض و هزینه خدمات از کشتی‌ها را تعیین کند.

رضایی افزود در صورت آسیب دیدن منافع جمهوری اسلامی، امکان افزایش تعرفه یا توقیف اموال دولت متخاصم در تنگه هرمز نیز پیش‌بینی شده است.

قاسم روانبخش، نماینده قم، نیز گفت بر اساس این طرح، ۴۰ درصد درآمدهای تنگه هرمز به تقویت نیروهای مسلح و زیرساخت‌های نظامی و ۶۰ درصد آن به «رفاه و آسایش ملت ایران» اختصاص خواهد یافت.

عباس مقتدایی، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز گفت جمهوری اسلامی و عمان به‌زودی در بیانیه‌ای مشترک، یک «معبر جدید» در تنگه هرمز، غیر از مسیر جنوبی، اعلام خواهند کرد.

این اظهار نظرها در حالی مطرح می‌شود که به گزارش سی‌ان‌ان حکومت ایران در پی گشت‌زنی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس، بخش زیادی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.

همایون فلکشاهی، رییس بخش تحلیل نفت خام در کپلر، به این رسانه گفت: «به‌طور فزاینده‌ای به نظر می‌رسد که حکومت ایران دست‌کم بخشی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.»

سی‌ان‌ان در عین حال تاکید کرد ایالات متحده که نیروی نظامی قابل‌توجهی در این آبراه مستقر کرده، بر همه کشتی‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند نظارت دارد و ارقام مربوط به حمل‌ونقل نفت را بسیار بالاتر از برآوردهای سنتی اعلام کرده است.

ترامپ در پایان سخنان خود گفت حجم زیادی نفت در حال انتقال است و همین مساله یکی از دلایلی است که قیمت نفت به ۳۰۰ دلار در هر بشکه نرسیده است.

از سوی دیگر، علی عبداللهی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس هشدار داد هرگونه کمک به ارتش آمریکا یا تسهیل فعالیت‌های آن به منزله مشارکت با نیروهای نظامی این کشور تلقی خواهد شد و از سوی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد گرفت.

وزارت دفاع امارات متحده عربی سه‌شنبه ۲۷ مرداد اعلام کرد دو موشک بالستیک شلیک‌شده از سمت ایران را شناسایی کرده است.

به‌گفته این وزارتخانه یکی از موشک‌ها در آب‌های سرزمینی این کشور و موشک دیگر خارج از این محدوده سقوط کرد. ارزیابی‌های امارات متحده عربی نشان می‌دهند دو موشک پرتاب‌شده، حرکت کشتی‌ها را هدف گرفته بودند که در دریا سقوط کردند.

جمهوری اسلامی شلیک موشک به سمت امارات را تکذیب کرده و اظهارات امارات متحده عربی را خلاف حسن همجواری خوانده است.

بازگشت غیرمنتظره دیپلماسی اروپا به مناقشه جمهوری اسلامی و آمریکا

۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
کلمان ترم
100%

سال‌هاست که دیپلماسی میان واشینگتن و تهران عمدتا از طریق گروهی آشنا از میانجی‌ها پیش رفته است. عمان به‌طور سنتی محرمانه‌ترین و مورد اعتمادترین کانال را فراهم کرده و قطر، پاکستان و ترکیه نیز با استفاده از روابط خود با هر دو طرف، به تسهیل تماس‌ها یا انتقال پیام‌ها کمک کرده‌اند.

اما ادامه بن‌بست در مذاکرات اکنون واشینگتن را به گسترش دایره دیپلماتیک ترغیب کرده است.

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، در روزهای اخیر اتریش و یونان، پس از رایزنی با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، هر یک جداگانه تماس‌هایی با تهران برقرار کرده‌اند.

ورود غیرمنتظره اتریش و یونان به این روند نشان می‌دهد که دیپلماسی اروپا، که مدت‌ها در روابط جمهوری اسلامی و آمریکا به حاشیه رانده شده بود، ممکن است در شرایط تشدید نظامی در منطقه، با احتیاط در حال بازگشت باشد.

توالی تماس‌های اخیر قابل توجه است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ۱۱ اوت در واشینگتن با بئاته ماینل-رایزینگر، وزیر امور خارجه اتریش، دیدار کرد و روز بعد نیز تلفنی با یورگوس گراپتریتیس، وزیر امور خارجه یونان، گفت‌وگو کرد.

  • ترامپ: هیچ گفت‌وگویی با جمهوری اسلامی در جریان نیست و مذاکره‌ای برنامه‌ریزی نشده است

    ترامپ: هیچ گفت‌وگویی با جمهوری اسلامی در جریان نیست و مذاکره‌ای برنامه‌ریزی نشده است

در ۱۳ اوت، هر دو وزیر اروپایی جداگانه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت‌وگو کردند.

اگرچه وزارت امور خارجه آمریکا درخواست از آنها برای انتقال پیام را تکذیب کرد، بعید است این هم‌زمانی کاملا تصادفی بوده باشد. وزارت امور خارجه آمریکا بعدا تایید کرد که موضوع جمهوری اسلامی در این گفت‌وگوها مطرح شده است؛ در همین حال، اتریش رسما پیشنهاد کرد وین میزبان مذاکرات احتمالی آینده باشد. یونان نیز در تماس‌های خود با تهران بر آزادی کشتیرانی و امنیت دریایی تاکید کرد.

این هنوز میانجی‌گری رسمی نیست. نه اتریش و نه یونان تجربه، دسترسی یا اعتماد انباشته‌ای را که عمان در اختیار دارد، ندارند. ورود آنها را باید بیشتر تلاشی اکتشافی برای یافتن کانال‌های تازه در شرایطی دانست که دیپلماسی سنتی با دشواری روبه‌رو شده است.

افزایش تعداد میانجی‌ها خود نکته‌ای معنادار است: این وضعیت نه پویایی روند دیپلماتیک، بلکه پراکندگی آن را نشان می‌دهد.

نقش احتمالی اتریش ریشه در تاریخ دیپلماسی دارد. وین میزبان مذاکراتی بود که در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ به توافق هسته‌ای، موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، انجامید. وین همچنین مقر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است؛ نهادی که احتمالا در راستی‌آزمایی هرگونه توافق آینده درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران نقشی محوری خواهد داشت.

  • ترامپ از ارتباط «پشت پرده» با سپاه پاسداران خبر داد؛ سپاه تکذیب کرد

    ترامپ از ارتباط «پشت پرده» با سپاه پاسداران خبر داد؛ سپاه تکذیب کرد

بنابراین اتریش می‌تواند چیزی فراتر از یک اتاق مذاکره بی‌طرف فراهم کند. این کشور محیطی نهادی در اختیار دارد که ارتباطی نزدیک با دیپلماسی هسته‌ای، راستی‌آزمایی فنی و خاطره توافقی دارد که زمانی به نظر می‌رسید قادر است بحران هسته‌ای ایران را مهار کند.

با این حال، وین حامل نمادهایی متناقض نیز هست. برای مقام‌های جمهوری اسلامی، این شهر یادآور پذیرش غنی‌سازی محدود ایران برای اهداف غیرنظامی در چارچوب برجام و لغو بخشی از تحریم‌هاست. اما در عین حال، یادآور فروپاشی بعدی این توافق پس از خروج دولت نخست ترامپ از آن در سال ۲۰۱۸ نیز هست.

اتریش به‌تنهایی قادر نیست این شکاف اعتماد را ترمیم کند. بنابراین مزیت اصلی آن بیش از آنکه سیاسی باشد، رویه‌ای است: وین می‌تواند فضایی محرمانه و معتبر فراهم کند تا ایالات متحده، جمهوری اسلامی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مواضع خود را روشن کنند.

یونان اهرم متفاوتی در اختیار دارد. این کشور به‌عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ دریانوردی جهان، مستقیما در امنیت تنگه هرمز و دریای سرخ ذی‌نفع است. اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز برای آتن صرفا یک مساله انتزاعی ژئوپلیتیک نیست؛ این وضعیت بر کشتیرانی تحت مالکیت یونانی‌ها، هزینه‌های بیمه، قیمت انرژی و ثبات تجارت بین‌المللی اثر می‌گذارد.

از این رو، یونان می‌تواند نه‌تنها به‌عنوان یکی از اعضای اتحادیه اروپا و متحد آمریکا، بلکه به‌عنوان نماینده صنعتی که مستقیما در معرض پیامدهای تشدید تنش قرار دارد، با جمهوری اسلامی گفت‌وگو کند.

  • سی‌ان‌ان: ترامپ با صدور دستور قطع مذاکرات رویکردی تازه در جنگ ایران در پیش گرفته است

    سی‌ان‌ان: ترامپ با صدور دستور قطع مذاکرات رویکردی تازه در جنگ ایران در پیش گرفته است

این بُعد دریایی ممکن است آتن را در مذاکراتی که به‌جای دستیابی فوری به یک توافق جامع بر ترتیبات عملی متمرکزند، به بازیگری مفید تبدیل کند.

مذاکره درباره اقداماتی برای تضمین آزادی کشتیرانی، کاهش تهدیدها علیه کشتی‌های تجاری یا ایجاد سازوکارهای ارتباطی برای جلوگیری از حوادث دریایی، شاید آسان‌تر از حل اختلافات عمیق هسته‌ای و امنیتی باشد.

یونان می‌تواند دانش فنی و حمایت سیاسی خود را در اختیار چنین مذاکراتی قرار دهد، هرچند توانایی ارائه رفع تحریم‌ها یا تضمین‌های امنیتی مورد نظر تهران را ندارد.

ظهور اتریش و یونان همچنین افول قدرت‌های سنتی اروپا در عرصه دیپلماسی با جمهوری اسلامی را آشکار می‌کند. فرانسه، آلمان و بریتانیا در مذاکرات هسته‌ای که از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد، نقشی محوری داشتند اما از آن زمان اعتبار این سه کشور در تهران کاهش یافته و هر سه نیز در روابط دوجانبه خود با تهران با بحران‌های دیپلماتیک روبه‌رو شده‌اند.

رهبران جمهوری اسلامی آنها را متهم می‌کنند که پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای نتوانستند از منافع اقتصادی برجام محافظت کنند و به‌طور فزاینده‌ای با رویکرد فشارآمیز واشینگتن همسو شده‌اند.

  • فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

    فایننشال‌تایمز از طرح تهران برای کشاندن دامنه جنگ به اروپا در صورت تشدید تنش‌ها خبر داد

بی‌اعتمادی متقابل ناشی از تحریم‌ها، اتهامات دوطرفه درباره «نفوذ» امنیتی و جاسوسی، درگیری‌های منطقه‌ای و اختلافات بر سر فعالیت‌های هسته‌ای ایران، فضای چندانی برای الگوی پیشین میانجی‌گری اروپا باقی نگذاشته است.

گسترش رویارویی امنیتی نیز این به‌حاشیه‌رانده‌شدن را تشدید کرده است. فایننشال تایمز چهارشنبه ۲۸ مرداد گزارش داد که جمهوری اسلامی در صورت تشدید بیشتر جنگ از سوی واشینگتن، حمله به اهداف نظامی آمریکا در اروپا، از جمله در بلغارستان و قبرس، را بررسی کرده است.

رویترز نیز چهارشنبه گزارش داد که یکی از مقام‌های ناتو گفته است این ائتلاف برای مقابله با هرگونه تهدید و انجام اقدامات لازم برای دفاع از اعضای خود آمادگی دارد.

این مقام به چهار مورد در اوایل سال جاری اشاره کرد که در آنها پدافند هوایی ناتو موشک‌های بالستیک ایران را که به سوی ترکیه در حرکت بودند رهگیری کرد و گفت این موارد قدرت و کارآمدی بازدارندگی و وضعیت دفاعی ناتو را نشان داده‌اند.

بنابراین کشورهای کوچک‌تر اروپایی ممکن است از این مزیت برخوردار باشند که بار سیاسی کمتری از گذشته بر دوش دارند. اتریش بیش از آنکه با فشار راهبردی شناخته شود، با گفت‌وگو پیوند خورده و در سراسر دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ نیز روابط اقتصادی و انرژی قابل توجهی را با جمهوری اسلامی حفظ کرده بود.

  • سخنگوی ریاست اقلیم کردستان نقش بارزانی در انتقال پیام میان آمریکا و ایران را تایید کرد

    سخنگوی ریاست اقلیم کردستان نقش بارزانی در انتقال پیام میان آمریکا و ایران را تایید کرد

یونان نیز عمدتا از مناقشه‌آمیزترین بحث‌ها درباره ایران فاصله داشته است. با این حال، نباید در میزان بی‌طرفی نسبی آنها اغراق کرد. هر دو کشور عضو اتحادیه اروپا و از شرکای نزدیک ایالات متحده‌اند. تهران در نهایت سودمندی آنها را نه بر اساس لحن دوستانه دیپلماتیک، بلکه بر مبنای توانایی‌شان برای گرفتن امتیازهای مشخص از واشینگتن ارزیابی خواهد کرد.

ورود این دو کشور همچنین بازتاب‌دهنده گسترش هزینه‌های بین‌المللی جنگ است.

محدود شدن تردد در تنگه هرمز، گذرگاهی که در شرایط عادی معادل حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت از آن عبور می‌کند، بحران را از یک رویارویی دوجانبه به یک وضعیت اضطراری اقتصادی جهانی تبدیل کرده است.

واشینگتن خواهان بازگشایی تنگه است، در حالی که تهران کنترل بر کشتیرانی را یکی از قدرتمندترین اهرم‌های باقی‌مانده خود می‌داند. اتریش و یونان وارد این روند شده‌اند، زیرا پیامدهای شکست اکنون بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یافته است.

بنابراین هدف فوری باید محدود و واقع‌بینانه باشد. بعید است وین و آتن جای مسقط، دوحه یا اسلام‌آباد را بگیرند و افزایش تعداد میانجی‌ها می‌تواند به انتقال پیام‌های متناقض منجر شود و به جمهوری اسلامی و آمریکا اجازه دهد از اتخاذ تصمیم‌های دشوار طفره بروند.

مفیدترین نقشی که این دو کشور می‌توانند ایفا کنند، حمایت از یک چارچوب دیپلماتیک هماهنگ است: اتریش بر راستی‌آزمایی هسته‌ای و فراهم کردن محل مذاکرات تمرکز کند، یونان بر امنیت دریایی و میانجی‌های سنتی منطقه‌ای نیز بر ارتباطات سیاسی و تضمین‌ها.

  • واشینگتن‌پست: ترامپ باید از توافق با ایران صرف‌نظر کند و سیاست مهار را در پیش بگیرد

    واشینگتن‌پست: ترامپ باید از توافق با ایران صرف‌نظر کند و سیاست مهار را در پیش بگیرد

در نهایت، هیچ میانجی‌گری نمی‌تواند فقدان اراده سیاسی برای پیگیری راه‌حل دیپلماتیک به‌جای تشدید نظامی را جبران کند. اتریش و یونان نمی‌توانند این انتخاب را به جای واشینگتن و تهران انجام دهند، اما شاید بتوانند به ایجاد شرایطی کمک کنند که در آن دیپلماسی امکان‌پذیر شود.

از این رو، بازگشت آنها نه یک گشایش دیپلماتیک است و نه اقدامی بی‌اهمیت. این تحول بازتاب تلاش فوری اروپایی است که بیش از پیش به حاشیه رانده شده و در جست‌وجوی راه‌های تازه‌ای برای خروج از یک بن‌بست خطرناک است.

اگر این کانال‌های غیرمنتظره اروپایی با دقت هماهنگ شوند، ممکن است به آماده کردن زمینه برای ازسرگیری مذاکرات کمک کنند.

در غیر این صورت، این تلاش‌ها نیز ممکن است صرفا به یکی دیگر از اقدامات بداهه برای مهار مناقشه‌ای تبدیل شوند که بازیگران اصلی آن تاکنون از حل آن ناتوان بوده‌اند.

با این همه، اروپا منفعتی جدی در ایفای نقشی فعال‌تر در دیپلماسی دارد: کشورهای اروپایی هم‌اکنون بسیاری از پیامدهای اقتصادی و امنیتی این مناقشه را متحمل می‌شوند، اما نه اهرم سیاسی لازم برای شکل دادن به یک توافق را در اختیار دارند و نه توان نظامی و در اغلب موارد، اراده لازم برای تحمیل چنین توافقی را.