گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران بهدست نیروهای حشد شعبی
پیامهای مردمی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند شهروندان ایرانی در برخی شهرها از حضور و آزار و اذیت نیروهای عراقی حشد شعبی و دیگر شبهنظامیان خارجی بهخصوص در مورد زنان، به تنگ آمدهاند.
موضوع گلایههای شهروندان در پیامهای ارسالشده، ایجاد مزاحمت، رعب و وحشت آفرینی و سلب امنیت اجتماعی از شهروندان به وسیله این نیروهاست.
بر اساس پیامهای دریافتی، این نیروها در مناطق گستردهای از جمله آبادان، خرمشهر، سمنان، شاهرود، کرج (چهارباغ) و نوار جنوب شرقی کشور (از سیریک تا جاسک) پراکنده شدهاند.
حضور نیروها و مزدوران خارجی در ایران به قصد سرکوب شهروندان معترض و مخالف جمهوری اسلامی در طول سالهای گذشته و از زمان اعتراض به نتایج اعلام شده برای انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸، همواره خبرساز بوده است.
گزارشها از مشارکت نیروهای نیابتی تهران، از جمله عوامل وابسته به حشد شعبی، در کنار اعضای سپاه پاسداران و بسیج، در سرکوب و کشتار معترضان در ایران در جریان انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴ حکایت دارند.
سیانان ۲۵ دیماه به نقل از یک منبع نظامی اروپایی و یک منبع امنیتی عراقی گزارش داد شبهنظامیان عراقی در هفتههای پیش از آن تاریخ برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان، وارد ایران شدند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی در همین زمینه منتشر کرده بود.
اعزام این نیروها به ایران در پوشش «سفر زیارتی به مشهد» انجام شده بود، اما آنان در عمل در پایگاه علی خامنهای در اهواز گرد هم آمده بودند و سپس برای مشارکت در کشتار و سرکوب خشونتآمیز اعتراضات، به مناطق مختلف ایران اعزام شدند.
پس از انتشار گزارشها درباره حضور نیروهایی با پرچم حشد شعبی در برخی شهرهای ایران، موجی از پیامهای شهروندان به ایراناینترنشنال سرازیر شد که حاکی از ایجاد فضای رعب و وحشت در شهرهای مختلف، بهویژه در جنوب کشور بود.
روایتهای شهروندان از شهرهای مختلف
تعدادی از مخاطبان در پیامهای خود از سمنان گزارش دادند که نیروهای حزبالله لبنان و حشد شعبی همراه با خانوادههایشان در این شهر مستقر شدهاند: «زنان آنها در تجمعات حکومتی نقش پرچمدار را ایفا میکنند و مردانشان برای زنان و دختران ایرانی آزاررسانی و مزاحمت ایجاد میکنند.»
مشابه این وضعیت در شاهرود نیز گزارش شده است؛ جایی که این افراد تحت عنوان «دانشجو»، شبها در کافهها پرسه میزنند و امنیت روانی دختران را مختل میکنند.
پیشتر نیز برپایی ایستهای بازرسی و تردد با خودروهای نظامی در آبادان و خرمشهر، تجمعهای رعبآور در چهارباغ کرج و تبدیل مدارس به پایگاههای نظامی در جنوب شرق کشور، موجی از نگرانی را در میان ساکنان محلی به وجود آورده بود.
در این شرایط، مخاطبی از آبادان، وضعیت شهر را چنین تشریح کرده بود: «نیروهای حشد شعبی با تویوتا هایلوکس، در پایگاه بسیج روبهروی سیتیسنتر مستقر شدهاند و با نیروهای سپاه در طول مسیر چند ایستبازرسی راه انداختهاند و خودروهای مردم را تفتیش میکنند.»
بر اساس گزارشهای پیشین، همزمان با درخواست سپاه پاسداران، حدود ۱۵ هزار نیروی مسلح حشد شعبی و فاطمیون، به خیابانهای ایران اعزام شدهاند.
تلگراف خبر داد مقامهای بریتانیایی افرادی مرتبط با نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی را هنگام ورود به این کشور با قایقهای مهاجران رهگیری کردهاند. وزارت کشور بریتانیا بدون تایید جزئیات این گزارش اعلام کرد افراد ورودی با قایقهای کوچک تحت بررسیهای امنیتی سختگیرانه قرار میگیرند.
تلگراف روز جمعه دوم مرداد گزارش داد جمهوری اسلامی از شبکههای قاچاق انسان برای انتقال افراد مرتبط با حکومت ایران به اروپا و بریتانیا استفاده میکند. بر اساس این گزارش، شماری از افراد مظنون به ارتباط با وزارت اطلاعات هنگام تلاش برای عبور از کانال مانش و ورود به بریتانیا با قایقهای کوچک شناسایی شدهاند.
این روزنامه به نقل از قاچاقچیان فعال در اروپا نوشت حکومت ایران انتقال برخی مهاجران ساکن کاله فرانسه به بریتانیا را تسهیل میکند و در مقابل، از آنها میخواهد پس از استقرار در این کشور خدماتی برای تهران انجام دهند.
ادعاهای مطرحشده در این گزارش بهطور مستقل تایید نشدهاند و وزارت کشور بریتانیا نیز درباره تعداد، هویت یا وابستگی افراد رهگیریشده توضیحی ارائه نکرده است.
استفاده از فناوری برای شناسایی تهدیدها بر اساس گزارش تلگراف، وزارت کشور بریتانیا برای نظارت بر قایقهای در حال عبور از کانال مانش، از پهپادها و برجهای مراقبتی مجهز به هوش مصنوعی استفاده میکند. گفته میشود این تجهیزات به مقامها در شناسایی و رهگیری افراد مرتبط با جمهوری اسلامی کمک کردهاند.
تلگراف به نقل از مقامهایی در ایران نوشت شبکههای قاچاق تحت کنترل جمهوری اسلامی، افراد مرتبط با حکومت را از مسیرهای مختلف اروپا به بریتانیا منتقل میکنند. این مقامها مدعی شدهاند کنترل برخی مسیرهای قاچاق انسان میان خاورمیانه و کانال مانش در اختیار سپاه پاسداران است.
این گزارش پس از آن منتشر شد که تهران در واکنش به تمدید مجوز استفاده آمریکا از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد، این پایگاه را به حمله تهدید کرد. نیروهای آمریکایی میتوانند از این پایگاه بریتانیایی برای انجام عملیات هوایی استفاده کنند.
نقش یگان ۷۰۰ نیروی قدس به نوشته تلگراف، شبکههای مورد استفاده برای انتقال افراد به بریتانیا را یگان ۷۰۰ سپاه پاسداران اداره میکند. یگان ۷۰۰ شاخه لجستیکی نیروی قدس، واحد مسئول عملیات برونمرزی سپاه، شناخته میشود.
نیروی قدس به تامین مالی و ارسال سلاح برای گروههایی چون حماس، حزبالله و حوثیهای یمن متهم شده است.
یک مقام ایرانی که نام او در گزارش ذکر نشده، تاکید کرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برخی موارد مسیرهای قاچاق را اداره میکنند. او گفت افرادی که آنها را «انقلابی» توصیف کرد، در لندن مستقر شدهاند و منتظر دریافت دستور هستند.
این مقام همچنین تهدید کرد جمهوری اسلامی میتواند بدون استفاده از موشک، لندن را ناامن کند و افزود مسیرهای قاچاق برای تهران «مهمتر و مفیدتر از موشکها» هستند.
مشخص نیست این مقام چه جایگاهی در ساختار جمهوری اسلامی دارد و تلگراف نیز جزئیاتی درباره چگونگی راستیآزمایی اظهارات او ارائه نکرده است.
شمار ایرانیان ورودی با قایقهای کوچک افزایش یافته است بر اساس آمار «دیدهبان مهاجرت» که تلگراف منتشر کرده، از سال ۲۰۱۸ تاکنون ۳۰ هزار و ۲۶۹ ایرانی با قایقهای کوچک وارد بریتانیا شدهاند. این رقم از شمار مهاجران افغانستانی، عراقی، اریترهای، آلبانیایی و سوری بیشتر است.
پس از ایران، شهروندان افغانستان با ۲۷ هزار و ۴۲۲ نفر، عراق با ۱۹ هزار و ۱۵۷ نفر، اریتره با ۱۹ هزار و ۱۵۴ نفر، آلبانی با ۱۵ هزار و ۳۷۳ نفر و سوریه با ۱۴ هزار و ۷۴۴ نفر بیشترین ورودیها را تشکیل دادهاند.
پنجشنبه نیز یک قایق بادی بزرگ حامل ۱۶۵ مهاجر از کانال مانش عبور کرد. این تعداد، رکورد تازهای برای ورود مهاجران با یک قایق کوچک ثبت کرد.
با این حال، تلگراف نوشت شمار تهدیدهای احتمالی ورودی با قایقهای کوچک، در مقایسه با تعداد افراد وابسته به سپاه که با پروازهای قانونی از کشورهای اروپایی وارد بریتانیا میشوند، بسیار کمتر است.
مقامهای مورد استناد این روزنامه، تندرو کردن و فعالسازی برخی اعضای جامعه ایرانیان مقیم لندن و استفاده از نیروهای نیابتی محلی را تهدید بزرگتری برای امنیت ملی بریتانیا دانستهاند. به گفته آنها، انتقال افراد با قایقهای کوچک مسیری پرهزینه و غیرقابل اعتماد است.
مسیر انتقال از ایران تا بریتانیا تلگراف مسیر اصلی مورد استفاده شبکههای قاچاق را از ایران به ترکیه و سپس ایتالیا، فرانسه و بریتانیا توصیف کرده است.
بر اساس این گزارش، مهاجران ابتدا در نزدیکی گذرگاههای مرزی یا از مسیر کوهستانی اطراف ماکو وارد ترکیه میشوند. آنان پس از رسیدن به وان به قاچاقچیانی سپرده میشوند که از مسیر دیاربکر و سامسون آنها را به استانبول میرسانند.
مهاجران سپس با قایق از نزدیکی استانبول حرکت میکنند، از دریای اژه میگذرند و به رجیو کالابریا در جنوب ایتالیا میرسند. آنها از آنجا با قطار به میلان و سپس فرانسه منتقل میشوند و در مرحله آخر، با قایقهای بادی از کاله به دوور میروند.
این روزنامه از دو مسیر جایگزین نیز نام برده است. در مسیر نخست، قاچاقچیان مرتبط با ایران افراد را از استانبول و با عبور پیاده از جنگلهای اروپا به کاله میرسانند. در مسیر دوم، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کشورهای اروپای شرقی گروههایی شبیه شبکههای مافیایی تشکیل میدهند و عوامل از آنجا با پرواز قانونی به لندن میروند، عملیات مورد نظر را انجام میدهند و سپس بریتانیا را ترک میکنند.
قاچاقچیان از ارتباط برخی مسیرها با حکومت ایران گفتند دو قاچاقچی ایرانی به تلگراف گفتهاند از ارتباط برخی مسیرهای قاچاق با حکومت جمهوری اسلامی آگاهاند.
یکی از آنان گفت ابعاد این ارتباط روشن نیست، اما بخشی از درآمد حاصل از قاچاق به افراد مرتبط با حکومت میرسد. به گفته او، مسیر مورد استفاده همان مسیر معمول مهاجران است، اما حکومت ایران آن را در پشت صحنه اداره میکند.
قاچاقچی دیگری گفت کنترل یک مسیر، مزیت بزرگی برای جمهوری اسلامی ایجاد میکند و به حکومت اجازه میدهد از آن برای مقاصد مختلف استفاده کند. او افزود برخی مهاجران در پارکهای کاله یا دانکرک منتظر میمانند تا واسطهها آنان را برای انتقال به بریتانیا انتخاب کنند.
به گفته این قاچاقچی، بیشتر این افراد از فقر فرار میکنند و ممکن است در مقابل کاهش هزینه سفر، پس از ورود به بریتانیا با درخواست انجام خدماتی برای حکومت ایران موافقت کنند.
امآی۵ درباره طرحهای منتسب به حکومت ایران هشدار داده بود کن مککالوم، مدیرکل سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا، امآی۵، در ماه اکتبر اعلام کرده بود این سازمان در یک دوره ۱۲ ماهه «بیش از ۲۰ طرح بالقوه مرگبار مورد حمایت ایران» را ردیابی کرده است.
او همچنین هشدار داده بود تهران بهطور گسترده از مجرمان، از جمله قاچاقچیان مواد مخدر، بهعنوان نیروی نیابتی برای اجرای عملیات در بریتانیا استفاده میکند.
ماه گذشته میلادی نیز مردی با تابعیت دوگانه ایرانی و بریتانیایی به آتش زدن دیوار یادبود معترضان ضدحکومتی کشتهشده در ایران متهم شد. آتشسوزی ماه آوریل تحقیقات پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا را در پی داشت.
یک کارشناس بر استفاده از مجرمان محلی تاکید کرد کریستیان گوستافسون، معاون مرکز مطالعات اطلاعاتی و امنیتی دانشگاه برونل و مدرس پیشین دانشکده نظامی سندهرست، گفت احتمال اینکه جمهوری اسلامی برای اجرای عملیات از مجرمان و افراد جذبشده در داخل بریتانیا استفاده کند، بیشتر از انتقال مستقیم عوامل ایرانی است.
او گفت تهران ممکن است با بهرهبرداری از احساسات ضداسرائیلی و ضدصهیونیستی، جوانان محلی خشمگین از جنگ غزه و اقدامات اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه را جذب کند.
دولت بریتانیا تحت فشار قرار گرفت آلیشیا کرنز، وزیر امنیت در دولت سایه بریتانیا، سپاه پاسداران را متهم کرد که از بحران قایقهای کوچک برای انتقال عوامل خود به این کشور بهره میبرد.
او خواستار تشکیل فوری کارگروهی برای شناسایی عوامل احتمالی جمهوری اسلامی در میان مهاجران تازهوارد و افرادی شد که پیشتر به بریتانیا رسیدهاند. کرنز همچنین از دولت خواست وزارت اطلاعات را بر اساس قوانین مربوط به دولتهای متخاصم در فهرست نهادهای تعیینشده قرار دهد و برای تعطیل کردن سازمانهایی که آنها را پوششی برای سپاه پاسداران میخواند، از جمله مرکز اسلامی انگلیس، اختیارات اضطراری صادر کند.
سخنگوی وزارت کشور بریتانیا در واکنش به گزارش تلگراف گفت امنیت ملی اولویت نخست دولت است و همه افرادی که با قایقهای کوچک وارد کشور میشوند، تحت بررسیهای امنیتی سختگیرانه قرار میگیرند.
او افزود افرادی که تهدید تشخیص داده شوند، بلافاصله بازداشت خواهند شد و دولت برای اخراج سریع آنها اقدام خواهد کرد.
این سخنگو همچنین گفت دولت روند اصلاح قانون برای ممنوع کردن حمایت از سپاه پاسداران را تسریع کرده است. به گفته او، این تغییر اختیارات بیشتری به پلیس و نهادهای اطلاعاتی میدهد تا فعالیت افراد مرتبط با سپاه را مختل و زمینه پیگرد قضایی آنان را فراهم کنند.
آسوشیتدپرس گزارش داد کشورهای نفتخیز خاورمیانه، در پی ادامه اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز، اجرای طرحهای چند میلیارد دلاری برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی را سرعت بخشیدهاند. با این حال، مسیرهای جدید نیز پرهزینهاند و از خطر حملات نظامی در امان نیستند.
پیش از آغاز جنگ در ایران، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خلیج فارس از تنگه هرمز عبور میکرد. اکنون افزایش قیمت نفت و محدودیتهای اعمالشده بر این آبراه، کشورهای منطقه را بر آن داشته است تا برای انتقال نفت به بنادر دریای سرخ، دریای عمان و دریای مدیترانه، خطوط لوله بیشتری احداث کنند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دستکم هفت پروژه بزرگ خط لوله در کشورهای منطقه در دست ساخت یا برنامهریزی است یا بهعنوان گزینهای احتمالی بررسی میشود. مقامهای دولتی، شرکتهای نفتی و تحلیلگران میگویند جنگ برای تولیدکنندگان نفت منطقه به زنگ خطری تبدیل شده و آنان را به کاهش وابستگی به تنگه هرمز، آبراهی در امتداد سواحل ایران، مصمم کرده است.
ویکتوریا گرابنووگر، تحلیلگر ارشد شرکت دادهپردازی کپلر، گفت تولیدکنندگان دریافتهاند که وابستگی گسترده به تنگه هرمز «دیگر راهبردی عاقلانه برای بلندمدت نیست».
عربستان سعودی و امارات متحده عربی از مسیرهای موجود استفاده میکنند تعطیلی عملی تنگه هرمز میتوانست ضربهای بهمراتب بزرگتر به اقتصاد جهانی وارد کند، اما عربستان سعودی و امارات متحده عربی از خطوط لولهای برخوردارند که امکان انتقال بخشی از نفت آنها به خارج از این آبراه را فراهم میکند.
عربستان سعودی در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق، به دلیل نگرانی از احتمال ایجاد اختلال در کشتیرانی به دست تهران، خط لوله شرق به غرب را احداث کرد. این خط لوله نفت را از مرکز فرآوری بقیق در شرق عربستان به شهر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
نفت پس از رسیدن به ینبع در نفتکشهایی بارگیری میشود که یا از مسیر جنوب به دریای عرب میروند یا با حرکت به سوی شمال، از کانال سوئز عبور میکنند.
امارات متحده عربی نیز انتقال نفت به بندر فجیره را افزایش داده است. این بندر در ساحل دریای عمان و حدود ۱۴۵ کیلومتری جنوب تنگه هرمز قرار دارد و کشتیها برای رسیدن به آن نیازی به عبور از این تنگه ندارند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، خطوط لوله عربستان و امارات پیش از جنگ در مجموع روزانه بین ۳.۵ میلیون تا ۵.۵ میلیون بشکه ظرفیت استفادهنشده داشتند. هر دو خط لوله اکنون با ظرفیتی نزدیک به حداکثر توان خود فعالیت میکنند.
امارات متحده عربی خط لوله سه میلیارد دلاری میسازد شرکت دولتی نفت ابوظبی اجرای پروژهای سه میلیارد دلاری برای ساخت یک خط لوله جدید به فجیره را سرعت بخشیده است. این خط لوله به طول ۳۰۰ کیلومتر، به موازات مسیر موجود ساخته میشود و قرار است ظرفیت انتقال نفت به فجیره را روزانه بیش از ۱.۲ میلیون بشکه افزایش دهد.
اجرای این پروژه پیش از جنگ آغاز شده بود و به گزارش کپلر، اکنون حدود نیمی از آن تکمیل شده است. زمان رسمی پایان پروژه اوایل سال ۲۰۲۷ اعلام شده، اما کپلر با توجه به ضرورت توسعه امکانات بندر فجیره، اواسط سال ۲۰۲۷ را موعد محتملتری میداند.
گرابنووگر گفت اجرای پروژه با چنین سرعتی تنها در شرایط ایجاد شده بر اثر محدودیت تردد در تنگه هرمز امکانپذیر شده است.
عراق به دنبال مسیرهایی به ترکیه، سوریه و اردن است عراق نیز برنامههای خود را برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات نفت میدانهای جنوبی اطراف بصره سرعت بخشیده است. وابستگی این کشور به تنگه هرمز چنان گسترده است که اختلال در این مسیر، بغداد را ناچار به کاهش تولید نفت کرده است.
حدود ۹۰ درصد درآمد دولت عراق از فروش نفت تامین میشود. بغداد در همکاری با شرکتهای آمریکایی چند طرح خط لوله را دنبال میکند که یکی از آنها نفت را از پایانهای در بصره به بندر جیهان ترکیه در ساحل دریای مدیترانه منتقل خواهد کرد.
پیش از جنگ، روزانه بیش از سه میلیون بشکه نفت از پایانه بصره صادر میشد. در طرح جدید، شاخهای از خط لوله ترکیه تا بندر بانیاس سوریه در ساحل مدیترانه امتداد خواهد یافت. ظرفیت نهایی این شاخه ممکن است به روزانه دو میلیون بشکه برسد. وزارت خارجه آمریکا این مسیر را «دالانی حیاتی برای انرژی» توصیف کرده است.
مقامهای عراقی همچنین با اردن درباره پیشبرد طرح قدیمی ساخت خط لولهای از بصره به بندر عقبه گفتوگو کردهاند. نفت انتقالیافته به عقبه میتواند از طریق دریای سرخ یا کانال سوئز به بازارهای آسیا و دیگر نقاط جهان صادر شود.
با این حال، اجرای طرحهای عراق و ایجاد مسیرهای انتقال نفت به ترکیه، سوریه و اردن در مقایسه با پروژه امارات به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.
ظرفیت دور زدن هرمز تا سال ۲۰۲۸ افزایش مییابد تحلیلگران بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس برآورد کردهاند پروژههای جدید دور زدن تنگه هرمز میتوانند تا پایان سال آینده، روزانه ۳.۸ میلیون بشکه ظرفیت صادراتی تازه ایجاد کنند.
بر اساس این برآورد، ظرفیت اضافی این مسیرها تا پایان سال ۲۰۲۸ به روزانه ۷.۳ میلیون بشکه خواهد رسید. در صورت تکمیل پروژهها، حدود ۶۰ درصد از مجموع صادرات روزانه ۲۳ میلیون بشکهای کشورهای خلیج فارس پیش از جنگ، در مواقع ضروری میتواند بدون عبور از تنگه هرمز انجام شود.
مسیرهای جایگزین طولانیتر و پرهزینهترند دور زدن تنگه هرمز هزینهها و مدت انتقال نفت را افزایش خواهد داد. خطوط لولهای که نفت را از خلیج فارس به دریای مدیترانه منتقل میکنند، برای رساندن محمولهها به مشتریان آسیایی در جهت نامناسبی قرار دارند.
کشورهای آسیایی پیش از جنگ بخش بزرگی از نفت مورد نیاز خود را از مسیر تنگه هرمز دریافت میکردند. نفتی که از طریق ترکیه یا سوریه به مدیترانه برسد، برای انتقال به این مشتریان باید مسیری بسیار طولانیتر را با دور زدن جنوبیترین نقطه آفریقا طی کند.
انتقال نفت از عربستان سعودی به دریای سرخ نیز بدون خطر نیست. حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران در یمن اعلام کردند دو نفتکش سعودی را در این دریا هدف قرار دادهاند. این گروه پیشتر نیز توانسته بود کشتیرانی را در تنگه بابالمندب، مسیر ارتباطی دریای سرخ و خلیج عدن، مختل کند.
نفت انتقالیافته به دریای سرخ میتواند از کانال سوئز به مدیترانه برسد، اما بزرگترین نفتکشهای جهان امکان عبور از این کانال را ندارند. این کشتیها که هر یک تا دو میلیون بشکه نفت حمل میکنند، معمولا مقرونبهصرفهترین وسیله برای انتقال نفت در مسافتهای طولانی به شمار میروند.
خود خطوط لوله نیز در برابر حمله آسیبپذیرند. حمله پهپادی حوثیها در ماه مه ۲۰۱۹ فعالیت خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی را متوقف کرد.
خطوط لوله مشکل صادرات گاز قطر را حل نمیکنند توسعه خطوط لوله نفتی، راهحلی برای اختلال در صادرات گاز طبیعی مایعشده یا الانجی نیست؛ زیرا این محصول عمدتا با کشتی منتقل میشود.
پیش از جنگ، حدود یکپنجم کل گاز طبیعی مایعشده جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. بخش بزرگی از این محمولهها متعلق به قطر و مقصد آنها مشتریان آسیایی بود.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، طرحهای جدید میتوانند وابستگی تولیدکنندگان نفت خلیج فارس به تنگه هرمز را به میزان قابل توجهی کاهش دهند، اما آن را کاملا از میان نخواهند برد. هزینه بالاتر انتقال، طولانیتر شدن مسیرها و احتمال حمله به بنادر، خطوط لوله و کشتیها از محدودیتهای اصلی گزینههای جایگزین هستند.
نیویورکتایمز به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد نهادهای اطلاعاتی این کشور معتقدند مجتبی خامنهای در مقایسه با پدرش تمایل بیشتری به دنبال کردن مسیر ساخت سلاح هستهای دارد. با این حال، واشینگتن میگوید تهران هنوز فعالیتهای هستهای خود را از سر نگرفته است.
نیویورکتایمز روز جمعه دوم مرداد گزارش داد ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا از دیدگاههای مجتبی خامنهای عمدتا بر اطلاعاتی استوار است که پیش از آغاز جنگ جمعآوری شدهاند. بر اساس این ارزیابی، او برخلاف علی خامنهای، تردیدهای پدرش را درباره ساخت سلاح هستهای ندارد و از تولید تسلیحات پیشرفته هستهای حمایت میکند.
مجتبی خامنهای تاکنون بهطور علنی خواستار ساخت بمب هستهای نشده است. او در مواضع عمومی خود بر حفظ تواناییهای هستهای جمهوری اسلامی تاکید کرده، اما مستقیما از ضرورت دستیابی ایران به چنین سلاحی سخن نگفته است.
به نوشته نیویورکتایمز، مقامهای آمریکایی معتقدند حکومت تندروتری که پس از کشته شدن شماری از رهبران پیشین جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل شکل گرفت، برای توسعه تسلیحات پیشرفته هستهای جاهطلبیهایی دارد. این دولت همچنین تلاش کرده است کنترل بیشتری بر تنگه هرمز اعمال کند و در مذاکرات نیز طرفی دشوار بوده است.
این گزارش هشدار میدهد اگر جنگ آمریکا و اسرائیل، تهران را به جای دور کردن از سلاح هستهای به سوی آن سوق داده باشد، چنین نتیجهای یکی از پیامدهای مهم کشته شدن علی خامنهای و تلاشهای اولیه دولت دونالد ترامپ برای حرکت در مسیر تغییر حکومت خواهد بود.
اطلاعات موجود به پیش از جنگ مربوط است مقامهای آمریکایی تاکید کردهاند که بیشتر اطلاعات درباره دیدگاههای مجتبی خامنهای به پیش از جنگ بازمیگردد. رهبر جدید جمهوری اسلامی در مرحله نخست جنگ بهشدت مجروح شد و از آن زمان ارتباطات و حضورهای عمومی خود را محدود کرده است.
به گفته این مقامها، این محدودیت هم به جراحات او مربوط میشود و هم به نگرانی از هدف قرار گرفتن در یک حمله هوایی. ارزیابی واشینگتن این است که مجتبی خامنهای همچنان کنترل حکومت را در دست دارد، اما از اقتدار مطلق و نفوذ پدرش برخوردار نیست؛ رهبری که بیش از ۳۶ سال در راس جمهوری اسلامی قرار داشت.
انتشار این ارزیابی همزمان با بررسی احتمال تشدید عملیات نظامی علیه حکومت ایران از سوی ترامپ صورت گرفته است. نیویورکتایمز نوشت نتیجهگیری نهادهای اطلاعاتی درباره احتمال تمایل رهبر جدید جمهوری اسلامی به ساخت بمب هستهای میتواند توجیه دیگری برای گسترش حملات آمریکا فراهم کند.
جمهوری اسلامی بخشی از سانتریفیوژها را جابهجا کرده است مقامهای آمریکایی میگویند تهران هنوز اقدامی برای از سر گرفتن برنامه هستهای خود انجام نداده، اما برای حفظ تجهیزات و داراییهای هستهایاش گامهایی برداشته است. این اقدامات پس از حملات سال گذشته آمریکا به مراکز کلیدی هستهای و همچنین در جریان وقفههای جنگ کنونی انجام شدهاند.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی دستکم بخشی از سانتریفیوژهای خود را به مجموعهای زیرزمینی و بهشدت حفاظتشده در مرکز کشور منتقل کرده است. آمریکا این محل را «کوه کلنگ» مینامد. والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داده بود نهادهای اطلاعاتی اسرائیل جابهجایی سانتریفیوژها به این منطقه را ردیابی کردهاند.
انتقال سانتریفیوژها میتواند نخستین گام برای بازسازی توان غنیسازی باشد، اما مقامهای آمریکایی میگویند در شرایط کنونی، هدف اصلی جمهوری اسلامی احتمالا حفظ تجهیزات و انتقال آنها به محلی خارج از برد بمبهای آمریکا است.
ترامپ در ژوئن ۲۰۲۵ دستور حمله به سه مرکز کلیدی هستهای ایران را صادر کرد. در جریان این عملیات، بمبافکنهای رادارگریز بیـ۲ بزرگترین بمبهای متعارف موجود در زرادخانه نیروی هوایی آمریکا را بر تاسیسات فردو و نطنز فرو ریختند و مرکز هستهای اصفهان نیز با موشکهای تاماهاوک هدف قرار گرفت.
رییسجمهوری آمریکا پس از این حملات مدعی شد تاسیسات هستهای ایران کاملا نابود شدهاند، اما ارزیابیهای اولیه اطلاعاتی محتاطانهتر بودند و نشان میدادند برنامه هستهای جمهوری اسلامی تنها چند ماه به عقب افتاده است.
به نوشته نیویورکتایمز، اگر جمهوری اسلامی بلافاصله تعمیر سانتریفیوژها یا غنیسازی در مراکز دیگر را آغاز میکرد، خسارتهای واردشده احتمالا برنامه هستهای را تنها حدود شش ماه عقب میانداخت. با این حال، مقامهای آمریکایی میگویند تهران نه همه تاسیسات آسیبدیده را بلافاصله از زیر آوار خارج کرد و نه غنیسازی را در محل دیگری از سر گرفت. در نتیجه، حملات دستکم پیشرفت برنامه هستهای ایران را متوقف کردهاند.
تاسیسات زیرزمینی در برابر بمبها مقاوم است مجموعه «کوه کلنگ» در حملات تابستان گذشته هدف قرار نگرفت و به گفته چند مقام آمریکایی، انهدام آن برای ارتش ایالات متحده بسیار دشوارتر خواهد بود. بخشهای زیرزمینی این مجموعه در عمقی قرار دارند که قدرتمندترین بمبهای متعارف آمریکا نیز نمیتوانند به آن نفوذ کنند.
به گزارش نیویورکتایمز، مقامهای جمهوری اسلامی پس از بررسی خسارتهای فردو به میزان نفوذ بمبهای آمریکایی پی بردند و اکنون اطمینان دارند تالارهای زیرزمینی عمیقتر این مجموعه از حملات هوایی متعارف در امان خواهند بود.
با این حال، تهران نگران است نیروهای آمریکایی عملیاتی کماندویی علیه این مرکز انجام دهند و با ورود زمینی به تاسیسات، آن را از درون منهدم کنند. نهادهای اطلاعاتی آمریکا گزارش دادهاند جمهوری اسلامی برای جلوگیری از چنین حملهای، نیروهای زمینی خود را به این منطقه منتقل کرده است.
ترامپ این هفته «کوه کلنگ» را به حمله تهدید کرد، هرچند همزمان گفت آمریکا هیچ فعالیت هستهای در آن مشاهده نکرده است. مقامهای آمریکایی این سخنان را اشارهای به آن دانستهاند که تهران، با وجود انتقال تجهیزات، هنوز غنیسازی یا فعالیتهای هستهای دیگر را در این محل آغاز نکرده است.
آنها از توضیح درباره طرحهای احتمالی حمله به این مرکز خودداری کردهاند، اما گفتهاند طیف گستردهای از گزینهها و اهداف احتمالی به ترامپ ارائه شده و پیشبینی اینکه او حمله به کدام هدف را تایید خواهد کرد، ممکن نیست.
ذخیره اورانیوم غنیشده همچنان در دسترس است با وجود خسارتهای واردشده به مراکز هستهای ایران، اجزای اصلی لازم برای ساخت بمب همچنان باقی ماندهاند. مهمترین مورد، ذخیره اورانیوم با غنای بالای ایران است که به گفته مقامهای آمریکایی دستنخورده و در دسترس تهران قرار دارد.
علی خامنهای پیشتر با صدور یک «حکم مذهبی یا فتوا»، استفاده ایران از سلاح هستهای را ممنوع کرده بود. این موضع در سال ۲۰۰۵ بهطور رسمی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام شد.
به نوشته نیویورکتایمز، این فتوا محدودیتهایی داشت: استفاده از بمب هستهای را منع میکرد، اما مانع توسعه کلی برنامه هستهای یا برداشتن گامهایی به سوی تسلیحاتی کردن آن نمیشد. حتی پس از صدور فتوا، عناصر تندروتر حکومت خواهان آن بودند که جمهوری اسلامی توانایی ساخت سریع سلاح هستهای را به دست آورد.
ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا که بر اظهارات علنی و مکالمات رهگیریشده پیش از جنگ استوار است، نشان میدهد مجتبی خامنهای تردیدهای پدرش را نداشته و به تولید یک سلاح هستهای پیشرفته علاقهمند بوده است.
رهبر جدید به دنبال کلاهک پیشرفتهتری است مقامهای آمریکایی در پایان دوره ریاستجمهوری جو بایدن گفته بودند جمهوری اسلامی راههای تولید نوعی سلاح هستهای ابتدایی را بررسی میکند؛ سلاحی احتمالا مشابه بمب هیروشیما که انتقال و استفاده از آن دشوار است، اما میتواند تا اندازهای قدرت بازدارندگی ایجاد کند.
بر اساس ارزیابی تازه آمریکا، مجتبی خامنهای چنین سلاح ابتداییای را چندان مفید نمیداند و در عوض، ظاهرا از ساخت نوعی کلاهک گرماهستهای حمایت میکند که در آینده بتوان آن را کوچکسازی و روی موشکی دوربرد نصب کرد.
رهبر جدید جمهوری اسلامی همچنین از توافقی که حکومت ایران و آمریکا در ماه خرداد امضا کردند و بر اساس آن تهران متعهد میشد به دنبال سلاح هستهای نرود، فاصله گرفته است. او گفته بود اجازه انعقاد این توافق را داده، اما «از نظر اصولی» با آن موافق نبوده است.
جنگ ممکن است انگیزه تهران را افزایش داده باشد رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده «اولویتهای دفاعی» که با مداخلات نظامی آمریکا مخالفت دارد، به نیویورکتایمز گفت جنگ و اعلام آمادگی احتمالی واشینگتن برای کمک به عربستان سعودی در ساخت تاسیسات غنیسازی، احتمال حرکت ایران به سوی سلاح هستهای را «بهطور چشمگیری افزایش داده است».
او گفت جمهوری اسلامی اکنون انگیزه بیشتری دارد تا با دستیابی به سلاح هستهای، آمریکا و اسرائیل را از تلاشهای آینده برای فروپاشاندن حکومت یا ساختار دولت ایران بازدارد. به گفته او، جنگ میتواند نتیجهای برخلاف هدف اعلامشده خود، یعنی جلوگیری از گسترش توان هستهای جمهوری اسلامی، داشته باشد.
مقامهای آمریکایی نیز گفتهاند مقامهای جمهوری اسلامی که پیش از جنگ در بحثهای داخلی استدلال میکردند تنها سلاح هستهای میتواند مانع حمله اسرائیل یا آمریکا شود، اکنون معتقدند تحولات اخیر موضع آنان را تقویت کرده است.
۱۵ سال طول کشید تا دلار از هزار تومان به صد هزار تومان برسد؛ از حدود سال ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۴۰۴. اما فاصله ۱۰۰ هزار تومان تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان را در ۱۵ ماه پیمود.
اکنون نرخ بازار آزاد حوالی ۱۹۰ هزار تومان در نوسان است، حکومت برای دفاع از مرز ۲۰۰ هزار تومان سنگربندی کرده و مردم، با کولهباری از خاطرات تلخ، با ناباوری خود را برای مواجهه با آن آماده میکنند. پرسش این نیست که آیا این مرز سقوط میکند؛ پرسش، تقویم سقوط است.
همراهان چرتکه، روش محاسبه ارزش دلار در اقتصاد تورمی ایران را میشناسند: نرخ سال گذشته را برمیداریم و تورمی را که در طول این مدت بر قیمتها نشسته، به آن اضافه میکنیم.
تازهترین آمار رسمی مرکز آمار میگوید تورم نقطهبهنقطه خرداد، یعنی فاصله قیمتهای خرداد امسال از خرداد پارسال، ۸۸.۶ درصد است. دلار در روزهای جنگ خرداد پارسال حدود ۹۳ هزار تومان بود. حاصلضرب ۹۳ در ۱.۸۹ میشود حدود ۱۷۵ هزار تومان؛ یعنی ارزش دلار در پایان خرداد امسال. نرخ واقعی بازار در همان روزها حدود ۱۸۰ هزار تومان بود: بازار با اختلافی جزیی، درست روی خطی حرکت میکرد که تورم کشیده بود.
این فرمول در نوسانهای هیجانی نیز راهنمای قابل اعتمادی است. خرداد امسال، به واسطه آتشبس و اعلام تفاهمنامه، نرخ دلار تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد و ناظرانی که نرخ دلار را برآیند هیجان و شوک جنگ تلقی میکردند، سقوط دلار را نزدیک میدانستند. اما افزودن رشد تورمی سطح عمومی قیمتها همان موقع میگفت ارزش دلار از ۱۷۵ هزار تومان پایینتر نخواهد ماند؛ و نماند.
از خرداد تا امروز یک ماه تورم دیگر به این حساب اضافه شده است. آمار رسمی تیر هنوز منتشر نشده، اما اگر با روند ماههای اخیر تورمی بین ۷ تا ۹ درصد برای آن در نظر بگیریم، ارزش دلار به ۱۸۷ تا ۱۹۱ هزار تومان میرسد.
این در حالی است که دلار در طول هفته گذشته بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان در نوسان بوده است. نتیجه روشن است: دو برابر شدن دلار در یک سال گذشته را نمیشود با ملامت دلالها، هیجان بازار، یا توطئه رسانههای مخالف حکومت توضیح داد.
نرخ دلار، آینه قیمتهایی است که در یک سال اخیر دو برابر شدهاند. دلار به دنبال تورم حرکت میکند و در نرخ کنونی حبابی وجود ندارد.
دو نکته این برآورد را محافظهکارانه مینماید. نخست اینکه در این معادله همه متغیرهای دیگر کنار گذاشته شده و تنها اثر تورمی تعقیب شده است؛ در حالی که از سرگیری درگیری، آسیب به زیرساختها و توقف صادرات، ریسک و نااطمینانی و هزینه بازسازی را بالا میبرد.
دوم اینکه ۸۸.۶ درصد رقم رسمی است و تورمی که مردم بر سر سفره لمس میکنند بالاتر از این است؛ اگر ارزش دلار را با تورم حسشده حساب کنیم، همین امروز باید از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده باشد. به این ترتیب ۱۹۰ هزار تومان کف ارزش دلار است، نه سقف قیمت آن.
آخرین سنگر
با عبور نرخ از یک کانال مهم، مثل ۲۰۰ هزار تومان، انتظارات کل بازار یک پله بالا میرود، قیمتگذاریها جابهجا میشود و بازگرداندن نرخ به کانال قبلی، حتی در صورت تغییر شرایط، چند برابر سختتر و پرهزینهتر از نگه داشتن آن میشود. به همین دلیل نگه داشتن دلار زیر ۲۰۰ هزار تومان به اولویت و مساله حیثیتی حکومت تبدیل شده است.
بانک مرکزی وقتی نتواند جلوی بالا رفتن دلار را بگیرد، میکوشد باختن کانال را تا جای ممکن عقب بیندازد و در صورت امکان از این آب گلآلود ماهی بگیرد؛ و این تلاش معمولا در کانال ۹ هر مرز به اوج میرسد.
زمستان ۱۴۰۳ در کانال ۹۰ همین اتفاق افتاد و عبور از کانال ۱۰۰ هزار تومان به بعد از عید ۱۴۰۴ موکول شد. تفاوت آن دفاع با امروز این است که آن عملیات با ریختوپاش درآمدهای نفتی انجام شد.
این بار نبرد حکومت با دلار در میانه درگیری، محاصره دریایی و سقوط دوباره درآمدهای نفتی جریان دارد. مقاومت ارز میخواهد، ارز از صادرات میآید و صادرات دوباره متوقف شده است. بانک مرکزیِ بینفت تنها میتواند چند هفته زمان بخرد و هر هفتهای که با تزریق میخرد، فنر جهش بعدی را فشردهتر میکند.
در سناریو نخست، یعنی ادامه فرسایش نیمهجنگی کنونی، تورم ماهانه در محدوده ۷ تا ۸ درصد میماند و دلار در مرداد از ۲۰۰ هزار تومان عبور میکند. اما ۲۰۰، پایان راه نیست: اگر تورم ماهانه ۷ درصد بماند، دلار زمستان امسال به ۳۰۰ هزار تومان خواهد رسید؛ با ۶ درصد، حوالی نوروز؛ و حتی اگر تورم تا ماهی ۵ درصد پایین بیاید، بهار ۱۴۰۶.
به این ترتیب، ۱۵ سال تا صد هزار تومان، پانزده ماه تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان، و در صورت ادامه وضع کنونی تنها ۵ تا ۸ ماه تا ۳۰۰ هزار تومان فاصله است.
در سناریو دوم، یعنی گسترش جنگ، جنوب کشور، شاهرگ اقتصاد ایران در معرض قطع شدن قرار میگیرد: حدود ۹۰ درصد ورودی و خروجی تجارت کشور از دریا میگذرد و بندرها و پایانههای نفتی و عسلویه همه در جنوباند.
برنامه توسعه سازمان ملل برای همین وضعیت، یعنی توقف کامل صادرات نفت و فروپاشی مسیرهای تجاری، برآورد کرده که رشد اقتصادی ایران حدود ۱۰ درصد سقوط میکند و حدود چهار میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر میروند.
در این سناریو دلار تا اول مهر به ۲۵۰ هزار تومان میرسد؛ هرچند اگر گسترش جنگ به تعطیلی کامل بازارها بینجامد، نرخ ممکن است در طول تعطیلی منجمد شود. این پارادوکس را دو بار دیدهایم: در جنگ پارسال و در نیمهتعطیلی امسال. سکوت نرخ در میانه جنگ علامت کنترل اوضاع نیست؛ فنری است که جمع میشود و با بازگشایی یکجا آزاد خواهد شد.
هرچه تخریب بیشتر باشد، بازسازی گرانتر و تولید پس از جنگ کمتر خواهد بود؛ در صورت تخریب گسترده، دلار مرزهای جدید را با سرعت طی میکند و اقتصاد ایران به آستانه ابرتورم وارد میشود.
در سناریو سوم، یعنی توقف درگیری و بازگشت به میز مذاکره، برزخ مذاکره تکرار خواهد شد. تجربه اخیر نشان داد حتی اگر روی کاغذ تحریمها برداشته شود، ورود پول واقعی و لغو کامل تحریمها به استحاله نظام گره خورده است.
در برزخ، سرمایهگذاری متوقف میماند، تولید لنگ میزند و کسری بودجه و چاپ پول ادامه مییابد؛ رکوردهای تورمی اردیبهشت و خرداد در دل همین برزخ ثبت شدند.
در این سناریو رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان اندکی عقب میافتد، اما پس از ماه عسل مذاکرات دوباره به صعود ادامه خواهد داد.
در روزهای اخیر نرخ بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان نوسان کرده است؛ نوسانی که بخشی از آن حاصل تلاش آگاهانه سیاستگذار برای ناامن کردن پساندازهای خرد مردم و نوسانگیری از بازار است.
اما مداخله، خط ارزش را عوض نمیکند؛ فقط بازار را موقتا از آن عقب میاندازد و خط، با اندکی تاخیر، همراه تورم جلو میآید. دفاع از یک عدد ثابت در برابر خطی که حرکت میکند خریدن زمان است و هر بار که این جهش عقب افتاده، جهش بعدی بزرگتر بوده است.
این دفاع این بار در شرایطی انجام میشود که هر دلارِ تزریقی از تهمانده ذخایری برداشته میشود که فردا برای واردات دارو و کالاهای اساسی به آن نیاز داریم.
با این اوصاف، اگر فرسایش کنونی ادامه یابد، دلار ۲۰۰ هزار تومانی در مرداد محقق خواهد شد. اگر جنگ گسترش یابد، توقف کامل اقتصاد عبور از این مرز را عقب میاندازد و دلار میتواند تا شهریور و حتی مهر زیر ۲۰۰ هزار تومان بماند، اما پس از بازگشایی به صورت انفجاری بالا خواهد رفت.
در صورت آتشبس، این تقویم تنها چند هفته جابهجا میشود. سنگری که روزی ۱۵ سال مقاومت کرده بود، این بار ۱۵ ماه دوام آورد و در صورت ادامه روند کنونی، سنگر بعدی در نصف این مدت سقوط خواهد کرد. بازنده اصلی در هر سه مسیر کسی است که داراییاش را به ریال نگه داشته است.
عکسی ساخته شده از سوی شرکت لاکهید مارتین که یک اف ۱۶ ساخت این شرکت را بر فراز منامه به تصویر کشیده است
روزنامه والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داد که بحرین و کویت در اقدامی بیسابقه بهطور مخفیانه با جنگندههای خود به اهدافی در داخل خاک ایران حمله کردهاند.
این روزنامه این حملات را نخستین اقدام تلافیجویانه مستقیم این دو کشور علیه تهران خوانده و آن را نشاندهنده موقعیت دشواری دانسته است که کشورهای عربی با ادامه جنگ در آن گرفتار شدهاند.
بهگفته برخی از این منابع، این حملات هوایی که اوایل ماه جاری انجام شد و انبارهای نگهداری پهپاد و موشک و همچنین دیگر تاسیسات نظامی را هدف قرار داد، بازتابدهنده محاسبات تازه کشورهای عربی در مواجهه با جنگی طولانی است که خطر درگیر کردن هرچه بیشتر آنها را به همراه دارد
این منابع جمعه دوم مرداد به والاستریت ژورنال گفتند امارات متحده عربی، که در مراحل ابتدایی جنگ چندین بار به ایران حمله کرده بود، اطلاعات مربوط به اهداف و همچنین پوشش هوایی دفاعی برای این حملات فراهم کرد؛ اقدامی که نشانهای از شکلگیری همکاری میان کشورهای عربی برای مقابله با جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی طی هفتههای گذشته حملات تلافیجویانه خود را عمدتا بر بحرین و کویت متمرکز کرده است؛ دو کشوری که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند.
این دو کشور حوزه خلیج فارس نیروهای هوایی نسبتا کوچکی دارند که به جنگندههای آمریکایی و اروپایی مجهز هستند، اما به گفته افراد آگاه، نمیخواستند اجازه دهند تهران بدون پرداخت هزینه به حملات خود علیه آنها ادامه دهد.
امارات متحده عربی اعلام کرده از کاهش تنشها در منطقه، از جمله بازگشایی کامل تنگه هرمز مسیر حیاتی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، حمایت میکند.
وزارت امور خارجه امارات همچنین حملات به کویت و بحرین را محکوم کرده و گفته است این کشور «همبستگی کامل خود را با این کشورها اعلام میکند و بار دیگر حمایت خود را از تمامی اقداماتی که با هدف حفاظت از امنیت و ثبات آنها انجام میشود، مورد تاکید قرار میدهد.»
سخنگویان دولتهای کویت و بحرین به درخواستهای والاستریت ژورنال درباره حملات این دو کشور به اهدافی در خاک ایران پاسخ ندادند.
بهنوشته این روزنامه، معضل بحرین و کویت در واقع بازتاب وضعیت گستردهتری در سراسر خلیج فارس است؛ جایی که دولتهای عربی میان جنگی که خواهان آن نبودند و همسایهای بسیار بزرگتر و خشمگین در ایران گرفتار شدهاند.
این کشورها در مجموع بخش عمده فشار و خسارات ناشی از حملات جمهوری اسلامی در طول جنگ را متحمل شدهاند و اکنون با این احتمال روبهرو هستند که یک رویارویی طولانیمدت شکل بگیرد؛ جنگی که امنیت و اقتصاد آنها را تهدید میکند.
دینا اسفندیاری، تحلیلگر خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، به والاستریت ژورنال گفت: «ادامه جنگ به شکلی که اکنون در حال پیش رفتن است، بدترین سناریو ممکن برای کشورهای حوزه خلیج فارس.»
او افزود: «دلیلش این است که چنین شرایطی به آنها فرصت بازسازی و حفظ تصویر خود بهعنوان پناهگاهی برای ثبات در منطقهای بیثبات را نمیدهد. این وضعیت اساس الگوهای آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.»
والاستریت ژورنال پیش از این گزارش داده بود که امارات متحده عربی از همان مراحل ابتدایی وارد این درگیری شد و از آغاز جنگ دهها حمله هوایی علیه جمهوری اسلامی انجام داد. این حملات تا یک روز پس از اعلام آتشبس در ماه آوریل ادامه یافت.
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر عموما از حمله به امارات خودداری کرده است، هرچند اوایل ماه جاری دو نفتکش اماراتی را هدف قرار داد.
کویت و بحرین در موقعیتی بهویژه دشوار قرار دارند. اسفندیاری گفت هیچیک از این دو کشور طی دهههای گذشته روابط خوبی با جمهوری اسلامی نداشتهاند و در موج اخیر درگیریها نیز از اهداف اصلی بودهاند.
اکنون حکومت ایران حملات خود را تشدید کرده و زیرساختهای حیاتیتری را در این کشورها هدف قرار میدهد.
وزارت امور خارجه کویت یکشنبه اعلام کرد جمهوری اسلامی یک نیروگاه برق و یک تاسیسات آبشیرینکن را هدف قرار داده است. کویت این اقدام را تهدیدی علیه شهروندان این کشور و تشدید خطرناک تنشها خواند.
کشورهایی مانند عمان و قطر مدتهاست تلاش کردهاند میان جمهوری اسلامی و غرب موازنه برقرار کنند و تمایل اندکی برای رویارویی با تهران نشان دادهاند.
بهگفته افراد آگاه از موضوع، عربستان سعودی نیز در مراحل ابتدایی جنگ همراه با امارات متحده عربی به اهدافی در خاک ایران حمله کرد، اما اکنون در حال ارزیابی موضع خود است.
دولتهای عربی منطقه امیدوار بودند جنگ بهسرعت پایان یابد تا بتوانند دوباره بر اقتصاد خود تمرکز کنند اما اکنون این درگیری وارد پنجمین ماه خود شده است، بدون آنکه نشانهای وجود داشته باشد که یکی از طرفین به خواستههایش رسیده یا قصد عقبنشینی داشته باشد.
صادرات نفت کشورهای خلیج فارس بهدلیل تسلط جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز بهشدت مختل شده است.
این هفته تهدید تازهای نیز با محاصره دریای سرخ و حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتیها پدیدار شد.
بهنوشته والاستریت ژورنال، گردشگری در منطقه تقریبا متوقف شده و سرمایهگذاری نیز تحت فشار قرار گرفته است.
دولتهای عربی اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا ممکن است برای باز کردن مسیرهای حیاتی تجارت خود ناچار شوند رویکرد تهاجمیتری در پیش بگیرند.
عمر کریم، پژوهشگر سیاست عربستان سعودی و ژئوپلیتیک خلیج فارس در دانشگاه بیرمنگام، به والاستریت ژورنال گفت: «فکر میکنم کشورهای خلیج فارس دارند به این نتیجه میرسند که این جنگ برای مدتی ادامه خواهد داشت.»
او افزود: «این در نهایت به این معناست که آنها ناچار خواهند شد آشکارا با ایران مقابله کنند.»
به گفته او، دولتهای منطقه حتی شروع به بررسی ایده تغییر حکومت در تهران کردهاند، «زیرا ادامه همزیستی در یک منطقه با این حکومت در ایران، عملا به معنای قرار گرفتن تحت سلطه هژمونیک جمهوری اسلامی خواهد بود.»