والاستریت ژورنال: حملات امارات به جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از آنچه گزارش شده بوده است
روزنامه والاستریت ژورنال بهنقل از منابع آگاه گزارش داده که برخلاف گزارشهای اولیه اکنون روشن شده است که امارات متحده عربی از روزهای نخست جنگ دهها حمله هوایی علیه جمهوری اسلامی انجام داده و ابعاد حملات این کشور بسیار بیشتر از آنچه که گزارش شده بوده است.
بهنوشته این روزنامه این حملات که با هماهنگی آمریکا و اسرائیل برای هفتهها انجام شد و حتی تا یک روز پس از اعلام آتشبس نیز ادامه یافت، نشان میدهد که امارات نقشی بسیار گستردهتر از آنچه پیشتر درباره مشارکت این کشور در کارزار هوایی تحت رهبری آمریکا و اسرائیل فاش شده بود، داشته است.
والاستریت ژورنال پیشتر در ۲۱ اردیبهشت برای نخستین بار خبر داده بود که امارات متحده عربی بهطور مخفیانه حملاتی علیه جمهوری اسلامی انجام و در یکی از این حملات در ماه آوریل پالایشگاه نفتی جزیره لاوان ایران را هدف قرار داده است.
این روزنامه، جمعه هشت خرداد در گزارشی تازه نوشت که ابعاد حملات هوایی امارات متحده عربی به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران، نشانهای دیگر از تمایل فزاینده این کشور برای دفاع از آنچه منافع راهبردی خود میداند، به شمار میرود؛ رویکردی که آن را از برخی همسایگانش در خلیج فارس که در برابر تهدید جمهوری اسلامی سیاستی بسیار محتاطانهتر در پیش گرفتهاند، متمایز کرده است.
والاستریت ژورنال در گزارش خود تاکید کرد که حملات امارات با هماهنگی آمریکا و اسرائیل انجام شد و هر دو کشور اطلاعات لازم را در اختیار ابوظبی قرار دادند.
بهنوشته این روزنامه، اهداف این حملات شامل جزایر قشم و ابوموسی در تنگه هرمز، بندرعباس، پالایشگاه نفت لاوان در خلیج فارس و مجتمع پتروشیمی عسلویه بوده است.
والاستریت ژورنال افزود که برخی از حملات امارات، تاسیسات انرژی ایران را هدف قرار داد؛ اقدامی که در واکنش به حملات تهران علیه زیرساختهای نفت و گاز امارات انجام شد. بهگفته برخی منابع، حمله به عسلویه که با مشارکت اسرائیل صورت گرفت، واکنش منفی گستردهای در سطح بینالمللی برانگیخت و باعث شد آمریکا از اسرائیل بخواهد حمله به زیرساختهای انرژی را متوقف کند.
کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس پیش از آغاز جنگ اعلام کرده بودند که اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاههای خود برای حمله به جمهوری اسلامی را نخواهند داد اما برخی از آنها پس از آغاز جنگ مسیر خود را تغییر دادند؛ بهویژه پس از آنکه تهران با شلیک موشک و پهپاد به مراکز جمعیتی، زیرساختهای انرژی و فرودگاههای کشورهای خلیج فارس تلاش کرد هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ را برای آنها افزایش دهد.
در جریان جنگ امارات بیش از هر کشور دیگری هدف این حملات قرار گرفت. جمهوری اسلامی بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به سمت این کشور شلیک کرد؛ رقمی که از تعداد حملات ایران به هر کشور دیگر، از جمله اسرائیل، بیشتر بود.
شکاف میان ابوظبی و ریاض
والاستریت ژٰورنال بهنقل از منابع خود افزود که شدت واکنش نظامی امارات باعث تشدید اختلافات در میان کشورهای خلیج فارس شد.
در اوایل آوریل، عربستان سعودی به آمریکا شکایت کرد که حملات امارات خطر هدف قرار گرفتن تاسیسات انرژی منطقه از سوی جمهوری اسلامی را افزایش داده است؛ موضوعی که میتوانست قیمت نفت را بهشدت افزایش دهد و بازارهای جهانی را دچار آشفتگی کند.
این منابع میگویند ریاض از واشینگتن خواست بر امارات فشار بیاورد تا حملات تلافیجویانه خود را متوقف کند و به تلاشهای دیپلماتیک منطقهای بپیوندد.
وزارت امور خارجه امارات در واکنش اعلام کرد جمهوری اسلامی را مسئول کامل این حملات تروریستی و پیامدهای آن میداند.
عربستان سعودی و دفتر نخستوزیر اسرائیل به درخواستهای والاستریت ژورنال برای اظهار نظر پاسخ ندادند. کاخ سفید نیز از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرد.
عربستان که نسبت به امارات حملات کمتری را متحمل شده و خسارتهای محدودتری دیده است، ضمن محکوم کردن حملات جمهوری اسلامی، رویکردی کمتر تقابلی در پیش گرفته و تلاش کرده بحران را از طریق دیپلماسی حلوفصل کند.
بهگفته مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، محمد بن زاید، رییس امارات، در جریان جنگ از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، ناامید و خشمگین شد؛ زیرا او از مشارکت در عملیات نظامی هماهنگ علیه تهران خودداری کرد.
این اختلافات، شکاف رو به رشد میان دو قدرت بزرگ خلیج فارس را عمیقتر کرد؛ کشورهایی که پیشتر نیز در سودان و یمن در جبهههای متفاوتی قرار گرفته و برای نفوذ در منطقه دریای سرخ رقابت کرده بودند.
امارات در ماه آوریل با خروج از اوپک، این سازمان تحت رهبری عربستان را ترک و اعلام کرد همکاریهای امنیتی خود با آمریکا و اسرائیل را گسترش خواهد داد.
اقدامات فراتر از حملات نظامی
امارات علاوه بر حملات هوایی به اهدافی در ایران، از پیشنویس قطعنامهای در سازمان ملل نیز حمایت کرد که در صورت لزوم استفاده از زور برای در هم شکستن کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را مجاز میکرد.
این کشور همچنین علیه منافع اقتصادی ایران اقداماتی انجام داد؛ از جمله مدارس و باشگاههای مرتبط با ایران در دبی را تعطیل کرد و صدور ویزا و حقوق ترانزیتی برای شهروندان ایرانی را محدود ساخت.
این اقدامات به یکی از مهمترین مسیرهای اقتصادی جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمهای غرب آسیب وارد کرد.
جمهوری اسلامی نیز بارها امارات را به مشارکت در کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل متهم کرده است.
اتحاد عمیقتر با اسرائیل
بهنوشته والاستریت ژورنال، امارات از دیرباز تمایل زیادی به پذیرش ریسک در سیاست خارجی و استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد منافع خود داشته است.
در سالهای اخیر این کشور به شبهنظامیان در سودان و لیبی سلاح ارسال و در یمن نیز از نیروهای مزدور استفاده کرده است؛ اقداماتی که با هدف تقویت موقعیت منطقهای خود و مقابله با رقبایش انجام شدهاند.
با این حال، هنوز مشخص نیست که امارات توان بازدارندگی در برابر دشمنی بسیار بزرگتر و نزدیکتر مانند ایران را دارد یا نه. حملات این کشور در مقایسه با بیش از ۲۰ هزار حملهای که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند، عمدتاا نمادین محسوب میشوند.
اتخاذ چنین رویکرد تهاجمی، خطر تبدیل شدن امارات به هدفی بزرگتر در دورهای طولانی از تنش با جمهوری اسلامی را افزایش داده است.
در اوایل ماه مه، حکومت ایران یکی از بنادر مهم نفتی امارات در فجیره را هدف قرار داد؛ حملهای که پس از آغاز عملیات نیروی دریایی آمریکا برای درهم شکستن کنترل تهران بر تنگه هرمز صورت گرفت.
در حادثهای دیگر، پهپادی که از عراق، محل فعالیت گروههای شبهنظامی نزدیک به جمهوری اسلامی پرتاب شده بود، در نزدیکی نیروگاه هستهای امارات سقوط کرد.
با این حال، بهگفته برخی منابع، امارات در هفتههای اخیر رویکردی مصالحهجویانهتر در پیش گرفته و از راهحلهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ حمایت کرده است؛ جنگی که تأسیسات عظیم انرژی این کشور را در معرض خطر قرار داده است.
محمد بن زاید از جمله رهبران منطقهای بود که در تماس تلفنی اوایل ماه مه، دونالد ترامپ را به دستیابی به توافق صلح با ایران تشویق کرد.
جنگ همچنین باعث تقویت بیش از پیش اتحاد میان امارات و اسرائیل شده است.
مقامهای اسرائیلی از عملکرد امارات در جریان جنگ ابراز رضایت کردهاند و روابط دو کشور را یک شراکت راهبردی بلندمدت میدانند.
بهگفته یکی از منابع مطلع، اسرائیل در طول جنگ سامانههای گنبد آهنین و نیروهای نظامی خود را برای دفاع از امارات به این کشور اعزام کرد و دهها نظامی اسرائیلی همچنان در یک مجتمع نظامی در خاک امارات مستقر هستند.
همچنین شماری از عالیترین مقامهای اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، رییس موساد، رییس شینبت و رییس ستاد ارتش اسرائیل، در طول جنگ بهصورت محرمانه به امارات سفر کردند تا هماهنگیهای لازم را درباره نحوه مقابله با جمهوری اسلامی انجام دهند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد که در جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت خواهد کرد تا «تصمیم نهایی» را در مورد نوع مواجهه با جمهوری اسلامی اتخاذ کند. او همچنین بار دیگر بر عدم دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی تاکید کرد.
ترامپ جمعه ۸ خرداد در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت: : «ایران باید موافقت کند که هرگز سلاح یا بمب هستهای نخواهد داشت. تنگه هرمز باید فورا باز باشد؛ بدون دریافت عوارض و برای عبور و مرور نامحدود کشتیها در هر دو جهت. همه مینهای دریایی (بمبها)، در صورت وجود، باید از میان برداشته شوند.»
ترامپ نوشت: «ما با استفاده از مینروبهای زیرآبی فوقالعاده خود، شمار زیادی از این مینها را از طریق انفجار نابود کردهایم. ایران نیز هر مین باقیمانده را فورا جمعآوری یا منفجر خواهد کرد؛ البته تعداد آنها زیاد نخواهد بود.»
او در ادامه تاکید کرد: «کشتیهایی که به دلیل محاصره دریایی شگفتانگیز و بیسابقه ما در تنگه متوقف شده بودند و اکنون این محاصره لغو خواهد شد، میتوانند روند بازگشت به خانه را آغاز کنند. از طرف من، رییسجمهوری محبوبتان، به همسران، والدین و خانوادههایتان سلام برسانید!»
ترامپ گفت: «مواد غنیشدهای که گاهی از آن با عنوان گرد هستهای یاد میشود و در اعماق زمین دفن شدهاند و کوههای تقریبا فروریخته ناشی از حمله قدرتمند بمبافکنهای بی-۲ ما ۱۱ ماه پیش روی آنها قرار گرفتهاند، از سوی ایالات متحده از زیر زمین بیرون آورده خواهند شد؛کشوری که طبق توافق، همراه با چین تنها کشوری است که توانایی فنی انجام چنین کاری را دارد. این اقدام با هماهنگی کامل و همکاری جمهوری اسلامی ایران و همچنین آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام خواهد شد و این مواد نابود خواهند شد.»
او در ادامه با اشاره به این که برای اتخاذ تصمیم نهایی در این باره به اتاق وضعیت کاخ سفید میرود، گفت: «تا اطلاع ثانوی هیچ پولی مبادله نخواهد شد و درباره موارد دیگری که اهمیت بسیار کمتری دارند نیز توافق حاصل شده است.»
ساعاتی پیش از این پیام ترامپ، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در جریان بازدید از نیروهای آمریکایی مستقر در ناو یواساس باکسر در سنگاپور، با استناد به سخنان دونالد ترامپ در نشست چهارشنبه کابینه، به نیروها گفت اگر جمهوری اسلامی توافق پیشنهادی را نپذیرد، با نیروهای نظامی آمریکا روبهرو خواهد شد.
هگست گفت ترامپ در نشست کابینه اعلام کرده ایران باید توافق روی میز را بپذیرد وگرنه با «مردی در سمت چپ» او روبهرو میشود، و این جمله را خطاب به نیروهای حاضر تکرار کرد.
رسانه وابسته به سپاه: متن تفاهمنامه احتمالی هنوز نهایی نشده است
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع مطلع نوشت متن تفاهمنامه احتمالی هنوز جمعبندی نهایی نشده و در صورت نهایی شدن، بهصورت رسمی اعلام خواهد شد.
این منبع در واکنش به انتشار برخی گزارشهای منتشر شده در رسانههای غربی گفت روایتهایی که تاکنون بهعنوان بخشهایی از متن اصلی منتشر شدهاند، «عاری از دقت» هستند.
او همچنین تاکید کرد متن تفاهمنامه احتمالی آمریکا و جمهوری اسلامی طی چند روز گذشته تغییراتی داشته است.
تداوم تهدیدهای مقامات جمهوری اسلامی
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما امتیازات را نه با گفتگو، بلکه با موشکها میگیریم، در مذاکره فقط آنها را تفهیم میکنیم.»
او افزود: «هیچ اعتمادی به تضمینها و حرفها نداریم، فقط رفتارها معیار است. اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد.»
قالیباف نوشت: «پیروز هر توافق، کسی است که از فردای آن بهتر برای جنگ آماده شود.»
محسن رضایی، مشاور نظامی مجتبی خامنهای، گفت جمهوری اسلامی در صورت تداوم محاصره دریایی، گزینه حمله را در دستور کار قرار خواهد داد.
او بدون اشاره به جزئیات بیشتر افزود: «اگر محاصره دریایی فراتر از بازه زمانی معینی ادامه یابد، حمله خواهیم کرد.»
رضایی همچنین با اشاره به راهبرد نظامی سپاه پاسداران گفت این نیرو بر پایه «جنگ نامتقارن» عمل میکند و از پهپادها و قایقهای تندرو بهعنوان ابزارهای اصلی بازدارندگی استفاده میکند.
او افزود: «آمریکا در تاریکی به سمت ما میآید، در حالی که ما هر حرکت آنها را رصد میکنیم.»
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز در شبکه ایکس نوشت «مدیریت ایرانی تنگه هرمز در دنیا تثبیت شده است» و کشورها برای عبور شناورهای خود «اجازه میگیرند، هزینهها را میپردازند و با راهنمایی نیروی دریایی سپاه» از این آبراه عبور میکنند.
رضایی همچنین خطاب به اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نوشت: «به جای هارت و پورت اضافی به فکر تعظیم به قدرت ایرانیها در خلیج فارس باشید.»
همچنین محمدمهدی حسینی همدانی، امام جمعه کرج، گفت: «موشک فقط وسیله دفاعی نیست، بلکه مقدمه آبادانی، ایجاد امنیت و سازندگی است و فراهم شدن زمینه توسعه نیز در گرو آن است.»
او افزود: «در حوزه دیپلماسی باید همان ۱۰ شرط مورد تایید مجتبی خامنهای ملاک باشد، در این شروط اشارهای به موضوع هستهای نشده است، بنابراین نباید صحبتی درباره هستهای باشد.»
پژوهش جدید بانک مرکزی اروپا نشان میدهد مصرفکنندگان منطقه یورو پس از تجربه بحران ناشی از جنگ اوکراین، اکنون نسبت به پیامدهای اقتصادی «جنگ ایران» حساستر شدهاند و این موضوع میتواند فشار را بر اقتصاد اروپا، سریعتر و عمیقتر کند.
خبرگزاری رویترز جمعه هشتم خرداد با استناد به پژوهش جدید بانک مرکزی اروپا، نوشت جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ بحران انرژی و موج تورمی گستردهای در اروپا ایجاد کرد که اقتصاد منطقه تا حد زیادی از آن عبور کرده بود و حالا حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و جنگ متعاقب آن، اختلال کمسابقهای در عرضه انرژی به وجود آورده است.
اقتصاددانان بانک مرکزی اروپا با استفاده از دادههای نظرسنجی انتظارات مصرفکنندگان این نهاد، دریافتند شهروندان منطقه یورو از همان آغاز «جنگ ایران» توجه بیشتری به تغییر قیمتها نشان دادهاند. این در حالی است که نرخ تورم در آن زمان حدود دو درصد و نزدیک به هدف بانک مرکزی اروپا بود.
نتایج این پژوهش نشان میدهد نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان در ماه مارس ۲۰۲۶ اعلام کردهاند تغییرات قیمتها را بهطور ویژه دنبال میکنند. رقمی مشابه ژانویه ۲۰۲۳ که تورم منطقه یورو به ۸.۶ درصد رسیده بود.
نتایج نظرسنجی موسسه اساندپی گلوبال که پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت منتشر شد نشان میدهد اقتصاد اروپا در ماه جاری به ضعیفترین سطح خود از اکتبر ۲۰۲۳ رسیده است.
در آلمان، بزرگترین اقتصاد اروپا، فعالیت بخش خصوصی برای دومین ماه پیاپی کاهش یافته است.
در فرانسه نیز شاخص اقتصادی به پایینترین سطح در پنجونیم سال گذشته سقوط کرده است.
پژوهشگران بانک مرکزی اروپا این وضعیت را «زخم دوگانه» توصیف کردهاند. به این معنا که خاطره فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ اوکراین با نگرانیهای ناشی از «جنگ ایران» ترکیب شده و بر انتظارات و رفتار مصرفکنندگان تاثیر میگذارد.
به گفته آنها، این شرایط میتواند سناریوی «رکود تورمی» را تقویت کند. وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کاهش مییابد اما قیمتها همچنان افزایش پیدا میکنند.
پژوهشگران هشدار دادند این موضوع ممکن است نامطمئن بودن شرایط اقتصادی را افزایش داده و به کاهش مصرف خانوارها منجر شود.
بر اساس این گزارش، قیمت نفت که نقش مهمی در تورم اروپا دارد و در اوج «جنگ ایران» به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود، حالا در پی امیدها به توافق صلح کاهش یافته است.
رویترز نوشت همزمان، بانک مرکزی اروپا در حال بررسی پیامدهای اقتصادی این تحولات است و انتظار میرود در نشست آینده خود نرخ بهره را افزایش دهد.
به گزارش رویترز، در حالی که آمریکا و جمهوری اسلامی به چارچوب یک توافق برای تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز نزدیک میشوند، دونالد ترامپ با یک معضل سیاسی و راهبردی روبهرو شده است: کاهش تنش با تهران و مهار قیمت انرژی یا ادامه فشار برای نابودی کامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی.
به گزارش رویترز، ترامپ در شرایطی به دنبال پایان دادن به جنگ با ایران است که همزمان با دو فشار متضاد مواجه شده است. از یک سو افزایش قیمت انرژی و نگرانی از تبعات اقتصادی جنگ، کاخ سفید را به سمت دستیابی به توافق سوق میدهد و از سوی دیگر بخشی از جمهوریخواهان و متحدان سیاسی ترامپ خواهان ادامه فشار نظامی و جلوگیری از هرگونه امتیازدهی به جمهوری اسلامی هستند.
بر اساس اطلاعاتی که منابع آگاه در اختیار رویترز قرار دادهاند، واشینگتن و تهران به چارچوبی برای یک توافق نزدیک شدهاند که میتواند آتشبس فعلی را تمدید کند، محدودیتهای اعمالشده بر تردد کشتیها در تنگه هرمز را برطرف سازد و تصمیمگیری درباره موضوعات حساس هستهای را به دور بعدی مذاکرات موکول کند.
در صورت نهایی شدن این توافق و تایید آن از سوی ترامپ و رهبران جمهوری اسلامی، این توافق مهمترین گام برای کاهش تنشها از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران در ۹ اسفند خواهد بود و میتواند به کاهش قیمتهای جهانی انرژی که در نتیجه جنگ افزایش یافتهاند، کمک کند.
با این حال، این توافق با مخالفت بخشی از حامیان ترامپ روبهرو شده است. گروهی از جمهوریخواهان معتقدند که دولت آمریکا نباید پیش از نابودی کامل ظرفیت هستهای ایران یا بستن مسیر دستیابی تهران به سلاح هستهای، امتیازی به جمهوری اسلامی بدهد.
سناتورهای جمهوریخواه از جمله لیندسی گراهام، تد کروز و راجر ویکر از جمله چهرههایی هستند که از ترامپ خواستهاند در مذاکرات با حکومت ایران انعطاف نشان ندهد. برخی منتقدان نیز هشدار دادهاند که توافق در حال شکلگیری ممکن است دستاوردی فراتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دوران باراک اوباما نداشته باشد؛ توافقی که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد.
ترامپ در واکنش به این انتقادها اعلام کرده است که برای دستیابی به توافق عجلهای ندارد و تنها یک «توافق عالی» را خواهد پذیرفت.
به نوشته رویترز، مفاد اولیه توافق نشان میدهد که بسیاری از مهمترین اختلافات هنوز حل نشدهاند. از جمله سرنوشت نهایی تنگه هرمز، نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، آینده برنامه هستهای جمهوری اسلامی و جزئیات هرگونه کاهش تحریمها همچنان به مذاکرات بعدی موکول شده است.
این موضوع باعث شده برخی تحلیلگران و منتقدان توافق هشدار دهند که چارچوب پیشنهادی فاصله زیادی با اهداف اولیه اعلامشده از سوی ترامپ دارد؛ اهدافی که شامل «تسلیم بیقید و شرط» جمهوری اسلامی و برچیدن کامل برنامه هستهای ایران میشد.
جیسون برادسکی، مدیر سیاستگذاری سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای»، در واکنش به گزارشها درباره توافق احتمالی نوشت که اگر مفاد منتشرشده دقیق باشد، جمهوری اسلامی ممکن است در این توافق بیش از آمریکا امتیاز دریافت کند. او نسبت به موکول شدن موضوع هستهای به مذاکرات بعدی هشدار داد و خواستار احتیاط در ارزیابی توافق شد.
در همین حال، خبرگزاری تسنیم گزارش داده است که متن توافق هنوز نهایی نشده و مذاکرات ادامه دارد. ترامپ نیز در ماههای گذشته بارها از نزدیک بودن توافق سخن گفته بود، اما هیچیک از تلاشهای قبلی به نتیجه نرسید.
رویترز مینویسد که تحرکات دیپلماتیک اخیر در حالی دنبال میشود که در روزهای گذشته حملات محدود جدیدی میان جمهوری اسلامی و آمریکا رخ داده و آتشبس شکننده میان دو طرف را تحت فشار قرار داده است.
به گفته تحلیلگران، ترامپ تلاش میکند میان کسب امتیاز از حکومت ایران و ارائه حداقلی از امتیازات متقابل توازن برقرار کند تا بتواند نتیجه مذاکرات را به عنوان یک موفقیت سیاسی به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
یکی از مهمترین بخشهای توافق احتمالی، بازگشایی تنگه هرمز است؛ اقدامی که از سوی بازارهای جهانی و کشورهای مصرفکننده انرژی با استقبال روبهرو خواهد شد. با این حال، رویترز یادآوری میکند که تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ نیز باز بود و در عمل، توافق تنها شرایط پیشین را احیا خواهد کرد.
این مذاکرات در حالی دنبال میشود که ترامپ با چالشهای سیاسی داخلی نیز مواجه است. میزان محبوبیت او کاهش یافته، انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر نزدیک میشود و جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود در کنگره با رقابتی دشوار روبهرو هستند.
هرچند ترامپ در نشست روز چهارشنبه کابینه تاکید کرد که نگران انتخابات میاندورهای نیست، اما به گفته منابع آگاه، برخی از مشاوران او نسبت به تاثیر افزایش قیمت بنزین بر موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان ابراز نگرانی کردهاند.
در سوی دیگر، تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی احساس میکند در موقعیت نسبتاً قدرتمندی قرار دارد. به گفته آنان، تهران توانسته فشارهای نظامی را تحمل کند و همچنان بر مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت جهان از طریق تنگه هرمز تاثیر بگذارد.
جان آلترمن، کارشناس مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، به رویترز گفت: «رییسجمهوری همه نشانهها را بروز داده که میخواهد این بحران هرچه زودتر پایان یابد. همین موضوع باعث میشود ایرانیها در مواضع خود سرسختتر شوند.»
رویترز در پایان مینویسد که نحوه پایان دادن ترامپ به جنگ با ایران میتواند به یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده میراث سیاست خارجی او در دوره دوم ریاستجمهوریاش تبدیل شود؛ تصمیمی که نه تنها بر آینده روابط واشینگتن با تهران، بلکه بر بازارهای جهانی انرژی و توازن قدرت در خاورمیانه نیز تاثیر خواهد گذاشت.
یک مقام ارشد پیشین موساد در گفتوگویی کمسابقه با روزنامه یدیعوت آحرونوت گفت که این سازمان از سال ۲۰۲۱ شاخهای ویژه برای عملیات نفوذ، جنگ روانی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران ایجاد کرده و هدف نهایی آن، تضعیف و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی بوده است.
روزنامه یدیعوت آحرونوت در گزارشی مفصل برای نخستین بار از فعالیت شاخهای مخفی در موساد پرده برداشته است که ماموریت آن نه ترور و عملیاتهای کلاسیک اطلاعاتی، بلکه جنگ روانی، عملیات نفوذ و تاثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران بوده است.
بر اساس این گزارش، این واحد در سال ۲۰۲۱ و همزمان با آغاز ریاست داوید (دادی) بارنئا بر موساد تاسیس شد. مسئول پیشین این شاخه که تنها با نام مستعار «او» معرفی شده، مدعی است که ماموریت این واحد ایجاد شکاف میان جامعه و حکومت ایران، تضعیف مشروعیت جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینههای تغییر سیاسی در ایران بوده است.
او در این گفتوگو میگوید تا پیش از روی کار آمدن بارنئا، حتی استفاده از عبارت «تغییر رژیم» در موساد موضوعی حساس و تقریباً ممنوع بود، اما طی سالهای بعد، سرنگونی جمهوری اسلامی به یکی از اهداف محوری فعالیتهای این سازمان تبدیل شد.
از افشای عکس رستم قاسمی تا حذف مقامهای جمهوری اسلامی یکی از ادعاهای مطرحشده در این گزارش به رستم قاسمی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و وزیر راه دولت ابراهیم رئیسی، مربوط میشود.
بر اساس روایت یدیعوت آحرونوت، موساد در سال ۲۰۲۲ تصویری را که سالها پیش در جریان سفر قاسمی به مالزی ثبت شده بود، در اختیار رسانههای مخالف جمهوری اسلامی قرار داد. در این تصویر، قاسمی در حال در آغوش گرفتن زنی دیده میشد که همسر او نبود و حجاب نیز نداشت.
رستم قاسمی
این عکس در بحبوحه اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی منتشر شد و به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر شد. چند روز بعد، قاسمی از سمت خود کنارهگیری کرد؛ استعفایی که مقامهای جمهوری اسلامی آن را به وضعیت جسمی و بیماری او نسبت دادند.
مقام پیشین موساد گفت که انتشار این تصویر بخشی از راهبرد جدید این سازمان برای حذف مقامهای جمهوری اسلامی بدون توسل به عملیات ترور بوده است.
او میگوید: «گاهی افشای یک پرونده یا اطلاعات شرمآور باعث میشود یک مقام از دایره قدرت حذف شود. این کار بسیار ارزانتر و سادهتر از اجرای عملیات ترور است.»
به گفته او، موساد طی سالهای اخیر از این شیوه برای کنار زدن چندین مقام ارشد جمهوری اسلامی استفاده کرده است.
«ماشین سم» موساد در شبکههای اجتماعی یکی از بخشهای این گزارش به آنچه موساد «ماشین سم» مینامد مربوط است؛ شبکهای متشکل از حسابهای کاربری جعلی، صفحات ناشناس و سامانههای انتشار محتوا که به گفته این مقام سابق برای انتشار اطلاعات و روایتهایی با هدف بیثبات کردن جمهوری اسلامی به کار گرفته شده است.
او مدعی است این شبکه در سالهای اخیر با استفاده از فناوریهای نوین و در برخی موارد با کمک هوش مصنوعی گسترش یافته و حتی شخصیتها و اینفلوئنسرهای مجازی ساختگی برای انتشار پیامهای مورد نظر ایجاد شدهاند.
به نوشته یدیعوت آحرونوت، این شاخه همچنین ارتباطاتی با فعالان و چهرههای تاثیرگذار در فضای مجازی برقرار کرده بود تا پیامهای مدنظر خود را در میان افکار عمومی ایران گسترش دهد.
مطالعه افکار عمومی ایران و رصد اعتراضات بر اساس این گزارش، یکی از نخستین اقدامات شاخه نفوذ موساد ایجاد یک واحد اطلاعاتی جدید برای مطالعه افکار عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی در ایران بود.
مسئول سابق این شاخه میگوید موساد با استفاده از نظرسنجیها، تحلیل رسانهها و دادههای شبکههای اجتماعی به این نتیجه رسیده بود که شکاف میان جامعه و حکومت در حال افزایش است و بخش قابل توجهی از جامعه ایران دیگر به بقای جمهوری اسلامی اعتقاد ندارد.
او تاکید کرد اعتراضات سالهای اخیر، از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا اعتراضات اقتصادی، نشانهای از همین روند بوده است.
تصاویر عوامل موساد در ایران؛ بخشی از یک عملیات روانی گزارش یدیعوت آحرونوت فاش میکند که انتشار تصاویر منتسب به عوامل موساد در داخل ایران در جریان عملیاتهای اخیر اسرائیل، صرفاً یک اقدام تبلیغاتی برای نمایش موفقیتهای اطلاعاتی نبوده است.
به گفته مسئول سابق این شاخه، هدف اصلی انتشار این تصاویر شکستن تصویر «همهچیزدان و نفوذناپذیر» جمهوری اسلامی در ذهن شهروندان ایرانی بوده است.
او میگوید حکومت ایران طی سالها کوشیده با نمایش قدرت دستگاههای امنیتی و برگزاری دادگاههای علنی برای متهمان امنیتی، فضایی از ترس در جامعه ایجاد کند و موساد تلاش داشته این تصویر را تضعیف کند.
عملیات «شیر خروشان» و پروژه تغییر رژیم در بخش دیگری از این گزارش آمده است که موساد پیش از عملیاتهای نظامی اسرائیل علیه حکومت ایران، به این جمعبندی رسیده بود که ترکیب حملات نظامی، فشار اقتصادی و عملیاتهای روانی میتواند به تضعیف جدی جمهوری اسلامی منجر شود.
یدیعوت آحرونوت مینویسد که در ماههای منتهی به عملیات «شیر خروشان»، موساد زیرساختهای خود در ایران را گسترش داد.
ادعای همکاری سیا و تلاش برای متقاعد کردن ترامپ یدیعوت آحرونوت همچنین گزارش میدهد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیآیای) از طرح موساد برای فشار بر جمهوری اسلامی حمایت میکرد و در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای حمایت از این راهبرد نقش داشت.
با این حال، مقام سابق موساد تاکید میکند که این سازمان هرگز وعده سقوط فوری جمهوری اسلامی را نداده بود. او میگوید: «هیچ فرد عاقلی تصور نمیکند که با پایان بمبارانها یک حکومت فوراً سقوط کند. چنین اتفاقی رخ نمیدهد.»
«کار ما با ایران تمام نشده است» با وجود آنکه جمهوری اسلامی پس از عملیاتهای اخیر همچنان بر سر کار است، مقام پیشین موساد میگوید که پروژه تاثیرگذاری بر جامعه ایران تازه وارد مرحله اصلی خود شده است.
او میگوید: «ماموریت ما کوتاه کردن عمر این حکومت است. شاید سه ماه، شش ماه یا یک سال طول بکشد؛ هیچکس نمیداند. اما تردیدی ندارم که اقداماتی که انجام شده، روند فرسایش جمهوری اسلامی را سرعت بخشیده است.»
این مقام سابق موساد در پایان تاکید میکند که از نگاه او، عملیاتهای نظامی و روانی سالهای اخیر تنها یک مرحله از روندی بلندمدت بودهاند و میافزاید: «کار ما با ایران تمام نشده است؛ ما تازه شروع کردهایم.»
والاستریت ژورنال با اشاره به نزدیک شدن آمریکا و جمهوری اسلامی به یک توافق اولیه، هشدار داد که کاهش فشارهای اقتصادی و نظامی بر حکومت ایران پیش از حلوفصل پرونده اورانیوم غنیشده، میتواند مهمترین اهرم فشار واشینگتن را از بین ببرد.
شورای سردبیری روزنامه والاستریت ژورنال در سرمقالهای با بررسی مذاکرات جاری میان آمریکا و حکومت ایران نوشت که دو طرف بیش از هر زمان دیگری به دستیابی به یک توافق اولیه نزدیک شدهاند، اما خطر اصلی این توافق آن است که بخش مهمی از فشارهای اقتصادی و نظامی علیه جمهوری اسلامی کاهش یابد، در حالی که مهمترین اختلافها درباره برنامه هستهای ایران به مذاکرات بعدی موکول شده است.
این روزنامه با اشاره به گزارش منتشرشده از سوی اکسیوس نوشت که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی به یک توافق اولیه دست یافتهاند و حتی طرف ایرانی پیشنویس آن را امضا کرده است، اما متن نهایی هنوز به طور کامل نهایی نشده و دونالد ترامپ نیز تایید نهایی خود را اعلام نکرده است.
به نوشته والاستریت ژورنال، سرنوشت توافق اکنون بیش از هر چیز به تصمیم تهران درباره دو بند کلیدی متن بستگی دارد. این روزنامه میگوید اگرچه توافق به مراحل پایانی نزدیک شده، اما هنوز دو موضوع مهم در متن نهایی نیازمند تصمیمگیری جمهوری اسلامی است.
مهمترین دستاورد فوری توافق پیشنهادی، بازگشایی تنگه هرمز عنوان شده است. بر اساس مفاد مورد بحث، [حکومت] ایران متعهد میشود ظرف ۳۰ روز مینهای دریایی را از مسیرهای کشتیرانی جمعآوری کند تا عبور و مرور شناورها بدون محدودیت و بدون پرداخت عوارض از سر گرفته شود. در عین حال، مذاکرهکنندگان آمریکایی انتظار دارند عبور کشتیهای تجاری از مسیر جنوبی تنگه هرمز بلافاصله افزایش یابد.
با این حال، شورای سردبیری والاستریت ژورنال هشدار داده است که متن توافق باید در این بخش کاملاً شفاف باشد، زیرا به گفته این روزنامه، جمهوری اسلامی پیش از این دو بار از تعهد خود برای بازگشایی کامل تنگه هرمز عقبنشینی کرده است. نویسندگان سرمقاله میگویند یکی از نگرانیها این است که [حکومت] ایران در آینده برای عبور کشتیها عوارض تعیین کند یا اخذ مجوز را الزامی سازد؛ اقدامی که با مفهوم بازگشت کامل به شرایط پیش از جنگ در تضاد خواهد بود.
با وجود اهمیت تنگه هرمز، والاستریت ژورنال معتقد است مساله اصلی همچنان برنامه هستهای ایران است. بر اساس توافق مورد بحث، دو طرف متعهد میشوند که وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را در مذاکرات بعدی و طی یک بازه ۶۰ روزه تعیین تکلیف کنند. اما شورای دبیری این روزنامه هشدار میدهد که موکول کردن این موضوع به آینده، خطر ایجاد ابهام و تعلل در اجرای تعهدات را افزایش میدهد.
این روزنامه تاکید میکند که خبر مثبت آن است که مذاکرهکنندگان آمریکایی تنها بر اورانیوم با غنای بالا تمرکز نکردهاند. به نوشته والاستریت ژورنال، حتی اورانیوم با غنای ۳.۶۷ درصد نیز بخش عمده مسیر فنی لازم برای دستیابی به اورانیوم با درجه تسلیحاتی را طی کرده است و از این رو واشینگتن خواهان برچیده شدن یا انتقال تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است، نه فقط ذخایر با غنای بالا.
والاستریت ژورنال همچنین گزارش داد که هرگونه کاهش تحریمها به صورت تدریجی و مشروط انجام خواهد شد و قرار نیست جمهوری اسلامی در ابتدای توافق از مزایای اقتصادی آن بهرهمند شود. به نوشته این روزنامه، احتمال دارد آزادسازی بخشی از منابع مالی مسدودشده ایران در قطر یا عمان در قالب کمکهای بشردوستانه اندکی پس از امضای توافق مورد بررسی قرار گیرد، اما اصل حاکم بر مذاکرات همان سیاست دولت ترامپ است که میگوید: «تا اقدامی انجام نشود، پولی پرداخت نخواهد شد.»
به باور نویسندگان سرمقاله، ساختار دو مرحلهای توافق بزرگترین نقطه ضعف آن است. این روزنامه هشدار میدهد که اگر محاصره اقتصادی و فشارهای نظامی آمریکا در مرحله نخست کاهش یابد، توان واشینگتن برای گرفتن امتیازهای بیشتر از تهران در مذاکرات هستهای به شدت تضعیف خواهد شد.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال با یادآوری مذاکرات هستهای دوران باراک اوباما مینویسد که جمهوری اسلامی پیشتر نیز توانسته بود مذاکرات را برای دو سال ادامه دهد و اکنون نیز ممکن است تلاش کند مهلت ۶۰ روزه مورد نظر ترامپ را برای مدت نامعلومی تمدید کند.
این روزنامه همچنین هشدار میدهد که هرچه مذاکرات طولانیتر شود، اعتبار تهدید نظامی آمریکا کاهش خواهد یافت. به باور نویسندگان، تهران ممکن است به این جمعبندی برسد که ترامپ تمایلی به بازگشت به درگیری نظامی ندارد؛ ارزیابیای که با نزدیک شدن آمریکا به انتخابات میاندورهای کنگره میتواند تقویت شود.
والاستریت ژورنال در بخش دیگری از این سرمقاله مینویسد که پایان محاصرههای متقابل و بازگشایی تنگه هرمز به اقتصاد جهانی و به ویژه اقتصاد ایران کمک خواهد کرد، اما این اقدام به تنهایی یک پیروزی محسوب نمیشود. به نوشته این روزنامه، صرفاً «معاوضه یک محاصره با محاصرهای دیگر» شاید راهی برای خروج از جنگ فراهم کند، اما مشکل اصلی یعنی برنامه هستهای جمهوری اسلامی را حل نخواهد کرد.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در پایان تاکید میکند که یک توافق موفق باید شامل برچیدن کامل ذخایر اورانیوم غنیشده، از میان بردن تاسیسات زیرزمینی، اعمال بازرسیهای سرزده و ممنوعیت غنیسازی در ایران باشد. این روزنامه مدعی است که علت اصلی باقی ماندن اختلافها در مرحله دوم مذاکرات آن است که جمهوری اسلامی همچنان قصد دارد گزینه دستیابی به سلاح هستهای را حفظ کند و با همین نگاه در مذاکرات شرکت کرده است.
جمعبندی این سرمقاله آن است که خطر اصلی توافق پیشنهادی نه در بازگشایی تنگه هرمز، بلکه در کاهش فشارهای اقتصادی و نظامی بر [حکومت] ایران پیش از تعیین تکلیف نهایی ذخایر اورانیوم غنیشده و زیرساختهای هستهای این کشور نهفته است؛ اقدامی که به باور والاستریت ژورنال میتواند مهمترین اهرم فشار آمریکا را پیش از حلوفصل پرونده هستهای از میان ببرد.