قطع روزانه آب و برق بار دیگر زندگی شهروندان در ایران را مختل کرد
مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال پیامهایی، از قطع روزانه آب و برق در شهرهای مختلف کشور گزارش دادند.
بر اساس این گزارشها، همزمان با آغاز تابستان و افزایش دما در بسیاری از نقاط ایران، قطعیهای مکرر در ایلام، لرستان، آذربایجان شرقی، البرز، تهران و سایر استانها زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.
یک شهروند خوزستان، استانی که بخش مهمی از برق کشور را تولید میکند، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «با شروع اولین روز تابستان و ثبت دمای بالای ۵۰ درجه در خوزستان، قطعیهای برنامهریزیشده برق هم آغاز شده و برق استانی را که دو برابر نیاز خودش برق تولید میکند، هر روز قطع میکنند.»
شهروندان ساکن شهرهای مختلف استان ایلام نیز از چهار ساعت قطع برق در دمای ۴۶ درجه خبر دادند.
پیامهای رسیده از ادامه قطعیهای طولانیمدت آب و برق و کمبود آب شرب در شهرها و روستاهای مختلف ایران حکایت دارد. یکی از مخاطبان از ملایر گفت مردم از اول خرداد آب شرب ندارند و آبرسانی با تانکر نیز با تاخیر انجام میشود.
لیلا سعادتی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال گزارش میدهد
همزمان با آغاز تابستان و افزایش دما در بسیاری از نقاط ایران، شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از قطع روزانه آب و برق در شهرهای مختلف کشور گزارش دادند.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی کاهش ذخایر آبی، افزایش مصرف و فشار بر شبکه برق را عامل این وضعیت معرفی میکنند، اما بسیاری از شهروندان شرایط موجود را نتیجه ناکارآمدی حکومت و سالها فرسودگی زیرساختها میدانند.
پیامهای ارسالی از خوزستان، ایلام، لرستان، آذربایجان شرقی، البرز، تهران و استانهای دیگر نشان میدهند قطعیهای چندساعته آب و برق از همین روزهای ابتدای تابستان آغاز شده و زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.
یک شهروند از خوزستان، استانی که بخش مهمی از برق کشور را تولید میکند، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «با شروع اولین روز تابستان و ثبت دمای بالای ۵۰ درجه در خوزستان، قطعیهای برنامهریزیشده برق هم استارت خورده و برق استانی را که دو برابر نیاز خودش برق تولید میکند، هر روز قطع میکنند.»
شهروندان ساکن شهرهای مختلف استان ایلام نیز از چهار ساعت قطع برق در دمای ۴۶ درجه خبر دادند.
مخاطبی هشدار داد اگر خاموشیها ادامه پیدا کند، مسئولان با «جمعیت مردم معترض و خشمگین» روبهرو خواهند شد.
شهروندی ساکن برجی ۱۴ طبقه در پردیس تهران، از چهار ساعت قطع برق در میانه روز خبر داد و نوشت: «بدون آسانسور چطور ما این طبقات را با پله رفتوآمد کنیم؟»
شماری دیگر از شهروندان نیز اشاره کردند نبود دسترسی به آسانسور در گرمای تابستان برای بسیاری از سالمندان و خانوادهها بحرانی مضاعف است.
در کنار قطع برق، روایتهای متعددی درباره قطع آب نیز به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق، اواسط اردیبهشت سال گذشته گفته بود وقتی برق نیست، آب هم نداریم چون پمپ قطع میشود.
همان زمان برخی شهروندان، قطع روزانه برق را برابر با «فلج شدن» زندگی مردم خواندند.
با تداوم بحران انرژی در سال جاری، چند شهروند از بومهن گفتند در هفته گذشته تنها دو روز و آن هم برای چند ساعت به آب دسترسی داشتهاند.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «در خانه فرد بیمار داریم. دیگر نمیدانیم باید دردمان را به چه کسی بگوییم.»
ساکنان شهریار نیز از سه روز قطعی آب خبر دادند و گفتند تماس با اداره آبفا نتیجهای جز دریافت کد پیگیری و شنیدن پیامهای ضبطشده نداشته است.
از شهر قدس در غرب تهران نیز چندین پیام مشابه دریافت شده است.
شهروندان گفتند آب از ساعت سه بعدازظهر تا هفت صبح قطع بوده و مردم برای ساعتهای طولانی از ابتداییترین نیاز زندگی محروم ماندهاند.
یکی از ساکنان این منطقه نوشت: «آب یک نیاز اولیه است، نه یک خدمت لوکس.»
مقامهای جمهوری اسلامی کمبود منابع آبی، کاهش ذخایر سدها و افزایش مصرف را از دلایل اصلی وضعیت موجود معرفی میکنند، اما بسیاری از شهروندان معتقدند مقامها به جای پاسخگویی درباره سالها سوءمدیریت و کمبود سرمایهگذاری، مسئولیت بحران را متوجه مردم میکنند و از آنان میخواهند مصرف خود را کاهش دهند.
بر اساس پیامهای رسیده از شباب ایلام، آب این شهر سه روز کامل قطع بوده است.
از سوی دیگر، برخی شهروندان در پیامهای خود، وضعیت فعلی را با ادعاهای مقامهای جمهوری اسلامی درباره حمله به زیرساختها مقایسه کردند.
در یکی از این پیامها آمده است: «لازم نبود کسی زیرساختهای انرژی را بزند. ناکارآمدی حکومت، آب را از ما گرفته و ما را به عصر حجر برگردانده. ما با گالن آب میآوریم.»
در کنار قطعیهای گسترده، شهروندان از افزایش هزینه آب و برق نیز گلایه دارند.
یک شهروند از زنجان نوشت: «قبوض آب و برق را بیسروصدا گران کردند، قطعی برق هم چند روز است شروع شده.»
از اهواز نیز گزارش شده مبلغ قبوض آب به حدی افزایش یافته که بسیاری از خانوادهها توان پرداخت آن را ندارند.
به گفته یک شهروند، اداره آب حاضر به قسطبندی بدهیها نیست و این وضعیت میتواند به تضعیف بهداشت عمومی در گرمای شدید جنوب کشور منجر شود.
شهروند دیگری از جنوب ایران در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نه آب کافی هست و نه برق. در این گرمای شدید روزی چند ساعت برق را قطع میکنند. بنزین هم بهسختی پیدا میشود، در حالی که بخش بزرگی از سوخت کشور از همین بنادر جنوب تامین میشود.»
در سالهای گذشته نیز شهروندان بارها با خاموشیهای گسترده در تابستان و حتی زمستان روبهرو شدهاند. در برخی سالها، خاموشیهای برنامهریزیشده از اردیبهشتماه آغاز شده بود.
کارشناسان میگویند ریشه اصلی بحران را باید در فرسودگی زیرساختها و نبود سرمایهگذاری کافی جستوجو کرد.
به گفته آنان، جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۹۰ تاکنون سرمایهگذاری متناسبی برای توسعه نیروگاهها، نوسازی شبکه انتقال و توزیع برق و همچنین تقویت زیرساختهای آبی انجام نداده است.
نتیجه این روند، شبکهای فرسوده است که با هر موج گرما یا سرما با کمبود ظرفیت روبهرو میشود.
به گفته شهروندان و کارشناسان، حکومت به جای حل ریشهای بحران، سالهاست با قطع برق صنایع و مشترکان خانگی یا اعمال محدودیت در تامین آب، تلاش میکند کمبودها را از یک فصل به فصل بعد منتقل کند.
سخنان جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر مشروط کردن آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی به خرید غلات آمریکایی مانند گندم، ذرت و سویا برای «سیر شدن مردم ایران»، با ابراز خشم شهروندان مواجه شد.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت واشینگتن قصد استفاده از سازوکاری را دارد تا مطمئن شود منابع مالی حاصل از آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک میکند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نمیشود.
تعبیر «ملت ایران گرسنهاند» از سخنرانی ونس، هرچند احتمالا توصیفی از وضعیت اقتصادی ناشی از سوءمدیریت جمهوری اسلامی، تاثیر تحریمها و فساد ساختاری حکومت است، اما برای بسیاری از ایرانیان «تحقیرآمیز» جلوه کرده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، چنین برداشتی از ایرانیان را نادیده گرفتن غرور ملی و آزادیخواهی معترضان ایرانی خواندند و برخی دیگر آن را توجیه معامله آمریکا با جمهوری اسلامی دیدند که در نهایت ممکن است به تقویت و بقای حکومت کمک کند.
پیام شهروندان: ما گرسنه نیستیم ... تحقیر شدهایم
پرتکرارترین واکنش، اعتراض به واژه «گرسنه» و تاکید بر «سیر کردن ایرانیان» است.
شهروندی به منابع غنی گاز و نفت در ایران اشاره و تاکید کرد این جمهوری اسلامی است که جایگاه مردم خود را تا این حد پایین آورده.
مخاطبی گفت: «مقامات آمریکایی طوری در مورد گرسنگی مردم ایران صحبت میکنند که انگار ما مشکلمان کمبود مواد غذایی است. اینجا همهچیز هست. سیاستهای حکومت باعث شده دسترسی به مواد غذایی موجود در بازار کم شود. فرستادن غلات هم طبیعتا دردی از ما دوا نمیکند.»
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت وقتی به خاطر سیاستهای حکومت، پول دست مردم نیست، نه میتوانند گندم و برنج آمریکا را بخرند و نه میتوانند از سوپر مارکت سر کوچهشان که اتفاقا در آن همهجور کالایی پیدا میشود، خریدی انجام دهند.
در ماههای اخیر شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال تاکید کرده بودند سفرههایشان به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و کیفیت، تنوع و ارزش غذایی، دیگر جایی در سبد خریدشان ندارد.
تصویری که این پیامها ارائه میدهند، شکلی از قحطی است که در آن مواد غذایی در بازار وجود دارد اما دسترسی به غذا برای بخشی از جامعه غیرممکن شده است.
قحطی بزرگ سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ ایران و مرگ صدها هزار نفر، عمدتا به دلیل کمبود کالا و غذا رخ داد، اما اینبار به نظر میرسد تورم و مشکلات لجستیکی، عامل شکل جدید قحطی در کشور هستند.
در قحطی قرن پیش، سیاستمدارانی مانند ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی، و حسن مستوفیالممالک، رییسالوزرای دوره احمدشاه قاجار، در خلأ دولت ملی، بخشی از مردم را از مرگ نجات دادند، اما در بحرانی که امروز گریبان ایرانیان را گرفته، چنین افرادی نیز غایب هستند.
در سالهای گذشته بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقری که نتیجه چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت بوده، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با اینحال شهروندان بارها در پیامهایی تاکید کردهاند که خود را شایسته این فقر و مهمتر از آن، چنین «تحقیری» نمیدانند.
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به سخنان ونس، به انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ اشاره کردند و گفتند ماهیت این اعتراضات «سیاسی» و با هدف «آزادی» و تغییر ساختار حکومت بوده است.
شهروندی خطاب به معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «مردم ایران گرسنه نیستند، آنها برای آزادی از جان گذشتند و خون دادند! وای بر شما.»
ارجاع مکرر به صحنه پاشیدن برنج به هوا در آبدانان یک نماد مهم در این پیامهاست.
شهروندی از خرمآباد لرستان گفت: «آقای ونس شما حق ندارید به ما مردم ایران بگویید گرسنه و توهین کنید؛ آن شبهای دی نبودید و ندیدید که در آبدانان، دانههای برنج از آسمان مثل برف بر زمین میباریدند.»
مخاطبی دیگر به کنایه گفت یک نفر باید فیلم اعتراضات آبدانان و صحنه برنج به هوا پاشیدن را به ونس نشان دهد تا دیگر به مردم ایران توهین نکند و نگوید «توافق، مردم گرسنه را سیر میکند».
شهروندی دیگر نیز با انتقاد از تقلیل مساله ایران به نیاز غذایی و نادیده گرفتن خواستههای سیاسی جامعه، گفت: «آقای ونس! مردم ایران گرسنه نیستند که برایشان ذرت بفرستید. به تصاویر آبدانان و ملکشاهی مراجعه کنید. ما برای آزادی میجنگیم و پیروز هم خواهیم شد.»
برخی نیز به سروده مونا برزویی ارجاع دادند که درباره تصویر نمادین اعتراضات آبدانان نوشت: «بگو که خیل دلیران اگر چه محروماند/ به هیکل خفقانت برنج پاشیدند ...»
اعتراضات دی ۱۴۰۴
مردم: ایران فقیر نیست؛ حکومت منابع را هدر داده است
بخش مهمی از پیامها بر ثروتمند بودن ایران از نظر نفت، گاز و منابع طبیعی تاکید دارند.
مخاطبان یادآوری کردند مشکل کمبود منابع نیست، بلکه سوءمدیریت، فساد و اولویت دادن حکومت به پروژههای منطقهای و ایدئولوژیک و آن چیزی است که «محور مقاومت» میخواند.
مخاطبی در همین زمینه گفت: «مشکل ما با حکومت جمهوری اسلامی فقط اقتصادی نیست. حکومتی که با کرامت انسانی، آزادیهای فردی و فرهنگ ملی و کهن ایران مشکل دارد و بر پایه ایدئولوژی اداره میشود، راه آن جدا از مردم ایران است.»
شهروندی دیگر گفت: «یک نفر به آقای ونس بگوید جمهوری اسلامی آب و برق ما را قطع میکند و انرژی رایگان به عراق میدهد؛ آنوقت فکر میکنی این پول آزاد شده را بهجای نیابتیهایش، خرج مردم ایران میکند؟»
دهها شهروند دیگر نیز در پیامهایی مشابه با لحنی خشمگین یا کنایهآمیز به صرف هزینههای سنگین جمهوری اسلامی برای حزبالله، حشد شعبی، حوثیها و دیگر گروههای نیابتی حکومت در منطقه اشاره کردند.
مخاطبی نوشت جمهوری اسلامی الان دارد فکر میکند چطور آن گندمها را به دست لبنان و عراق برساند.
شهروندی دیگر با همین لحن کنایهآمیز گفت: «آقای ونس! ایران کشور ثروتمندی است. باور نداری از حزبالله و حماس و حشدشعبی و حوثیها بپرس.»
برخی نیز به «خوشخیالی» مقامهای آمریکایی اشاره کردند و نوشتند ظاهرا افرادی مانند ونس فکر میکنند اگر بهجای پول نقد، به جمهوری اسلامی غذا و دارو بدهند، حکومت این کالاها را راهی بازار عراق و لبنان نمیکند، یا آن را چند برابر قیمت اصلی به مردم خودش نمیفروشد تا با پولش، موشک بیشتری درست کند و بر سر آمریکا و اسرائیل بریزد.
مخاطبی نوشت: «آزادی این چند میلیارد دلار پول بلوکه شده که قرار است خرج ساخت موشک و حزبالله شود که هیچ؛ اگر همه پولهای دنیا در اختیار جمهوری اسلامی باشد هم، حتی یک ریالش برای مردم ایران خرج نخواهد شد، چرا که بدبختی و گرسنگی مردم، اصل بقای این فرقه ظالم و جنایتکار است.»
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند افزایش سرسامآور هزینههای باشگاهها، آنها را از پیگیری ورزش و سبک زندگی سالم دور کرده است.
شهریه ماهانه باشگاههای ورزشی که پیشتر برای بسیاری قابل پرداخت بود، حالا در شهرهای کوچک به ماهی دستکم دو میلیون تومان رسیده است. در برخی باشگاههای تهران و شهرهای بزرگ، حتی باید ۲۰ میلیون تومان (برای ۱۲ جلسه) هزینه کرد.
تورم و جهش شدید قیمت تجهیزات وارداتی، اجارهبها و انرژی، باشگاهداران را ناچار به افزایش شهریه کرده است.
خانوادههای طبقه متوسط و فرودست جامعه که پیش از این ورزش را بخشی از سبک زندگی سالم خود و حتی ابزاری برای تفریح میدانستند، حالا باشگاه برایشان تبدیل به کالایی لوکس شده و بسیاری آن را از زندگی روزمره خود کاملا کنار گذاشتهاند.
بخش بزرگی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در این زمینه، مربوط به نوجوانان است.
یک دختر ۱۵ ساله فعال در رشته تکواندو، از افزایش روز به روز شهریه باشگاه خود خبر داد و گفت: «سه ماه است دارم برای خرید یک کیسهبوکس جان میکنم. با این سن، دارم کار میکنم که بتوانم خرج خودم را بدهم، ولی درآمدم کفاف زندگیام را نمیدهد.»
نوجوان ۱۳ سالهای نیز گفت بسکتبال را به شکل حرفهای دنبال میکند، اما به خاطر افزایش سنگین شهریه باشگاه، ناچار شده قید تمرین در سالن را بزند.
یک دانشجوی ساکن مشهد نیز گفت: «ثبتنام در باشگاه و ورزش و بدنسازی به دلم مانده، ولی حقوقم آنچنان کم است که به باشگاه رفتن نمیرسد.»
گرانی و گسترش فقر نه تنها قدرت خرید مردم را کم کرده، بلکه سبک زندگی آنان را نیز به شدت تغییر داده است.
بر اساس آمارهای رسمی نهادهای حکومتی، تورم نقطه به نقطه بسیاری از کالاها و گروههای ضروری در اغلب ماهها سه رقمی شده و درآمد ثابت حقوقبگیران و طبقه متوسط را به خود اختصاص داده است.
مواد غذایی، مسکن و حملونقل، اولویتهای ثابت مردم شدهاند و ورزش به عنوان «هزینه غیرضروری» قربانی شده است.
به گفته شهروندان، قبلا باشگاهها بسیار شلوغ بود و برای استفاده از دستگاهها صف تشکیل میشد، اما حالا دیگر نه کسی پولش را دارد و نه انگیزهاش را.
علاوه بر گرانی و گسترش فقر، در حدود شش ماه اخیر به دلیل تعطیلی مدارس، بچهها تمام روز را در خانه بودند و والدین زمان کمتری برای حضور در باشگاه داشتند.
اما این تنها داستان مراجعات به باشگاه نیست: مربیان که درآمدشان وابسته به تعداد مراجعان است هم حالا با کاهش شدید مشتری روبهرو هستند.
مدیر یک باشگاه در تهرانپارس به ایراناینترنشنال گفت چون اجاره ملک نمیپردازد، شهریه را هم افزایش نداده اما با این حال تعداد مراجعانش به یکسوم رسیده است.
شهروندی از شیراز گفت مربیان رشتههای مختلف ورزشی که تنها منبع درآمدشان مربیگری است، از زمان اعتراضات دی تاکنون بیکار شدهاند.
شمار دیگری از مربیان نیز یادآوری کردند عمده شاگردان خود را در چهار ماه اخیر از دست دادهاند و حتی بیمه و حقوق ثابت هم ندارند.
به گفته آنها، این روند، کسبوکارهای کوچک ورزشی را به سمت تعطیلی یا تعدیل نیرو میبرد.
ورزش، قربانی تورم و فروپاشی قدرت خرید
گرانی مواد غذایی حاوی پروتئین و مکملهای غذایی برای ورزش، از دیگر مواردی است که شهروندان به آن پرداختند.
یک مربی با اشاره به افزایش شدید قیمت گوشت، مرغ، ماهی و حتی تخممرغ، گفت که دست مربیان در تهیه برنامههای تغذیه با مواد پروتئینی بسته شده است.
شهروندان اشاره کردند قیمت «پروتئین وی» به ۲۰ میلیون و کراتین ۳۰۰ گرمی به چهار میلیون تومان رسیده است.
پیشتر نیز ایراناینترنشنال با اشاره به گرانی دارو، گزارش داده بود مکملهای ورزشی برای تامین انرژی، عضلهسازی، ریکاوری ورزشی و بدنسازی، در بازه زمانی کوتاهی با افزایش قیمت چشمگیر روبهرو شدهاند.
بر اساس گزارشها از داروخانهها، اوایل اردیبهشت امسال پودر پروتئین وی، با حدود ۷۳.۳ درصد افزایش قیمت نسبت به زمستان سال گذشته، به هفت میلیون و ۶۸۷ هزار تومان رسیده است.
پودر کربوهیدرات نیز در این بازه زمانی حدود ۵۹ درصد افزایش بها داشته و قیمت آن از یک میلیون و ۶۲۶ هزار و ۲۴۰ تومان به دو میلیون و ۵۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان رسیده است.
کفش مناسب و هزینههای جانبی دیگر هم ورزش را نسبت به گذشته به تفریح و سرگرمی گرانتری تبدیل کرده است.
شهروندی گفت کفش استوک زیر پنج میلیون تومان نایاب شده است.
او افزود: «برای شهریه زمین چمن هم باید پنج میلیون تومان پرداخت کنیم. خیلی از دوستانم با عملکرد خوب، مجبور شدند فوتبال را کنار بگذارند.»
مخاطبی دیگر گفت کفش فوتبالی که اسفند سال گذشته چهار میلیون تومان قیمت داشت، الان به هشت میلیون تومان رسیده است.
کارشناسان بهداشت و درمان در سالهای گذشته هشدار داده بودند کاهش فعالیت بدنی منظم، در بلندمدت هزینههای درمانی بیشتری به سیستم بهداشت و درمان تحمیل خواهد کرد که خود این سیستم هم با کمبودها و گرانی دستوپنجه نرم میکند.
شهروندان در پیامهای خود تاکید کردند سلامت جسمی و روانی مردم قربانی سیاستهای جمهوری اسلامی و دادن اولویت به هزینههای نظامی و ایدئولوژیک به جای رفاه عمومی شده است.
در حالی که بازه ۶۰ روزه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق نهایی آغاز شده، پیامهای مخاطبان ایراناینترنشنال نشان میدهد که آنها از تاثیر مثبت توافق بر زندگی و معیشتشان ناامیدند.
مقامهای جمهوری اسلامی میگویند آزادسازی داراییهای مسدود شده میتواند به رونق اقتصادی منجر شود.
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال اما در پیامهای خود این نکته را یادآوری کردند که پولها در صورت آزادسازی به سفره مردم نمیرسد و صرف نیروهای نیابتی یا برنامههای نظامی حکومت میشود.
همزمان با مذاکرات برای توافق میان تهران و واشینگتن، شماری از مخاطبان از مواضع مقامهای آمریکایی درباره مردم ایران انتقاد کردند و گفتند در روند مذاکرات، تفاوت میان «جمهوری اسلامی» و «مردم ایران» نادیده گرفته شده است.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در روزهای اخیر با اشاره به مذاکرات گفت تمرکز گفتوگوها بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی و آتشبس لبنان خواهد بود.
او همچنین ابراز امیدواری کرد دو طرف بتوانند در این زمینهها به پیشرفت دست یابند.
شهروندان با اشاره به اظهارات اخیر او تاکید کردند که جمهوری اسلامی را نماینده خود نمیدانند و هرگونه توافق با این حکومت را به معنای نایده گرفتن مطالبات مردم ایران تلقی خواهند کرد.
یک شهروند در پیامی از مقامهای آمریکایی خواست از ملت ایران مایه نگذارند.
او نوشت: «مذاکره شما با جمهوری اسلامی، یعنی به دنبال مماشات با رژیم هستید.»
مخاطب دیگری هم در واکنش به سخنان ونس مبنی بر آغاز فصلی جدید در روابط با مردم ایران، گفت: «چطور این کار را میکنید وقتی ما مردم ایران به هیچ عنوان این حکومت را به رسمیت نمیشناسیم و آنها را نماینده خود نمیدانیم؟»
یک مخاطب نوشت: «کاش صدایمان به ونس میرسید و به او میگفتیم ما مردم ایران با کل دنیا دوست هستیم، جز جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش و نمیخواهیم شما به این رژیم دست دوستی بدهید و توافق کنید.»
برخی مخاطبان نیز معتقدند اگر بناست مذاکراتی درباره آینده ایران انجام شود، مطالبات مردم و مسائل حقوق بشری باید بخشی از آن باشد.
یکی از آنان نوشت: «اگر ترامپ واقعا طرف مردم ایران بود، حداقل بندی را تحت عنوان حقوق بشر به جمهوری اسلامی تحمیل میکرد.»
در کنار واکنشها به روند مذاکرات، آزادسازی احتمالی بخشی از داراییهای بلوکهشده نیز از جمله موضوعاتی است که در روزهای اخیر مورد توجه مخاطبان ایراناینترنشنال قرار گرفته است.
شماری از مخاطبان نسبت به نحوه هزینهکرد این منابع در صورت آزادسازی، ابراز تردید کردند.
آنها گفتند تجربه توافقهای گذشته همچون برجام، نشان داده است منابع مالی آزادشده در نهایت صرف بهبود وضعیت معیشتی مردم نخواهد شد؛ حتی اگر این منابع با هدف «کمکهای بشردوستانه» آزاد شود.
به گفته یک شهروند، جمهوریاسلامی قادر است این کالاهای بشردوستانه را هم به پول بدل کرده و از رسیدن آن به دست مردم ممانعت کند.
برخی شهروندان هم بر این باورند که منابع آزادشده، خارج از ایران و در راستای ماجراجوییهای منطقهای حکومت هزینه خواهد شد.
مخاطبی با ذکر همین نکته نوشت: «به عنوان یک شهروند ایرانی، مخالف آزادسازی پولهای بلوکهشده هستم، چرا که مطمئنم این پول برای بازسازی و کمک به لبنان و یمن هزینه میشود.»
شهروند دیگری در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا اینقدر سنگ لبنان را به سینه میزنند؟ حتی پایان جنگ نیز منوط به مذاکره بر سر لبنان بود، در حالی که ما مردم ایران خودمان به سختی داریم زندگی میکنیم.»
به گفته شهروندی دیگر، اگر آزادسازی پولهای بلوکهشده بدون مدیریت انجام شود، قطعا نه در راه مقاصد بشردوستانه و بهبود وضعیت مالی مردم ایران، بلکه دوباره در راه موشک و نیروهای نیابتی و لبنان خرج خواهد شد.
مخاطبی هم با اشاره به روند مذاکرات و توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا نوشت: «سالها ثروت مردم ایران را صرف ساخت موشک، نیروهای نیابتی و نیروهای سرکوبگر کردند تا چند روز بیشتر در قدرت بمانند.»