اسکات بسنت وزیر خزانهداری ایالات متحده اعلام کرد: «قیمت نفت پس از جنگ باید بهطور قابل توجهی پایینتر باشد. بازارهای آتی نیز کاهش قیمت نفت را پیشبینی میکنند.»
وزیر خزانهداری ایالات متحده افزود که انتظار دارد عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز افزایش پیدا کند و از این موضوع تعجب نخواهد کرد.
بسنت گفت: «تهران با تلاش برای وضع عوارض بر عبور کشتیها از تنگه هرمز، دستاورد قابل توجهی بهدست نمیآورد.»
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد که حکم اعدام محراب عبداللهزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه، بامداد یکشنبه ۱۳ اردیبهشت به اجرا درآمد.
این رسانه حکومتی نوشت عبداللهزاده با اتهام «افساد فیالارض» در ارتباط با کشته شدن عباس فاطمیه، «نیروی داوطلب مردمی» در ارومیه، به اعدام محکوم شده بود.
این زندانی سیاسی ۲۹ ساله ۳۰ مهر ۱۴۰۱ و در جریان جنبش «زن، زندگی آزادی» بازداشت شده بود.
شبکه حقوق بشر کردستان هشتم اردیبهشت گزارش داده بود که عبداللهزاده پس از مشاجره لفظی با یکی از ماموران سالن ملاقات زندان ارومیه، با دستور پیمان خانزاده، رییس زندان، به سلول انفرادی منتقل شد.
محراب عبداللهزاده، متولد ۲۴ اسفند ۱۳۷۶ در ارومیه، ۳۰ مهر ۱۴۰۱ و در جریان خیزش ژینا (مهسا) امینی مشهور به «زن، زندگی آزادی» در آرایشگاه محل کار خود به دست ماموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد.
به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان او پس از بازداشت به مدت ۳۸ روز در بازداشتگاه اطلاعات سپاه تحت فشار و شکنجه جسمی و روانی قرار گرفت تا مشارکت در اعتراضات و قتل یک عضو بسیج را بپذیرد. با این حال، منابع مطلع میگویند در ویدئوی موجود از صحنه قتل که در اختیار نهادهای امنیتی است، اثری از حضور او دیده نمیشود.
همچنین، علی عبداللهزاده، برادر او، در ویدیویی تاکید کرده بود که محراب همواره اتهامها را رد و تاکید کرده که تحت شکنجه مجبور به اقرار علیه خود شده است.
پس از پایان بازجوییها، پرونده او به شعبه ۷ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه ارجاع و سپس با صدور کیفرخواست به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه ارسال شد. این دادگاه پس از سه جلسه رسیدگی، در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳ حکم اعدام را صادر کرد. این حکم ۳۰ مهر همان سال در زندان به او ابلاغ شد.
پرونده محراب با اعتراض وکلا، به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه ۹ ارجاع داده شد. ۲۷ آذر ۱۴۰۴، قاضی اجرای احکام ضمن ابلاغ تایید حکم اعدام، از او خواسته بود درخواست عفو و بخشودگی را امضا کند.
دیوان عالی کشور در روزهای پایانی بهمن ۱۴۰۴ درخواست اعاده دادرسی این زندانی سیاسی را رد کرد.
برادر محراب با انتشار پستی در شبکههای اجتماعی به مواردی «مغفول مانده» در پرونده برادرش اشاره کرده و گفته بود که طبق گزارش پزشکی قانونی علت مرگ عباس فاطمیه «مجموعهای از ضربهها» بوده و مشخص نیست کدام ضربه به مرگ منجر شده است. همچنین به گفته او در این گزارش به وجود «گلولههای ساچمهای نیروی انتظامی» در بدن بسیجی کشتهشده نیز اشاره شده است.
«ما هر روز با خبرهای تلخ اعدام بیدار میشویم»
همزمان با اعلام خبر این اعدام، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، در نامهای از زندان قزلحصار کرج نوشت: «ما هر روز با خبرهای تلخ اعدامها بیدار میشویم؛ در جایی که مرگ به ابزاری برای ایجاد ترس تبدیل شده است... ما زندانی نیستیم، بلکه گروگان یک ساختار سرکوبگریم که میکوشد با فشار و کنترل، بقای خود را حفظ کند.»
محمدحسینی با اشاره به اینکه در آستانه هفتمین سالگرد اسارت خود، همچنان با «پروندهسازی، تهدید و تحقیر» روبهروست، تاکید کرد: «هر اعتراف یا بیانیهای که تحت فشار و تهدید از من گرفته شود، از پیش باطل و فاقد اعتبار است.»
این زندانی سیاسی ادامه داد: «با وجود همه این فشارها، هنوز ایستادهام. دلتنگی برای پدرم که او را نیز با فشارهای امنیتی از من گرفتند، هر روز تازه میشود و این زخم همچنان در جانم باقی است.»
جمهوری اسلامی که با آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل بر شدت سرکوب داخلی افزوده بود، پس از توقف حملات موج فزایندهای از اعدامها را آغاز کرد. ششم اردیبهشت، بنیاد حقوق بشری عبدالرحمن برومند اعلام کرد جمهوری اسلامی در چهار ماه نخست سال جاری میلادی (۱۱ دی ۱۴۰۴ تا هفته اول اردیبهشت ۱۴۰۵) دستکم ۶۱۲ نفر را اعدام کرده است.
این سازمان با اشاره به اینکه ۱۵ مورد از اعدامها که عمدتا با جرائم سیاسی مرتبط بودهاند، ظرف سه هفته گذشته به ثبت رسیده است، تاکید کرد تداوم قطع اینترنت جهانی در ایران و فقدان شفافیت در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، مستندسازی آمار اعدام را دشوارتر کرده و نرخ واقعی اعدامها احتمالا بسیار بالاتر از موارد راستیآزمایی و ثبت شده است.
طی حدود یک ماه گذشته دستکم ۲۲ معترض و زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند که تعداد قابل توجهی از آنها از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بودند.
یعقوب کریمپور و ناصر بکرزاده، ۱۲ اردیبهشت، یک روز پیش از اجرای حکم محراب عبداللهزاده، به اتهام «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی به نفع اسرائیل و سرویس اطلاعاتی موساد»، در زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند.
ساسان آزادوار، از معترضان بازداشتشده در جریان انقلاب ملی، عامر رامش، زندانی سیاسی بلوچ، عرفان کیانی، از معترضان بازداشتشده در اصفهان در اعتراضهای دیماه، و سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی متهم به عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران، چهار زندانی سیاسی بودند که بهترتیب در روزهای دهم، ششم، پنجم و سوم اردیبهشت اعدام شدند.
مهدی فرید، که در رسانههای ایران «مسئول بخش مدیریت کمیته پدافند غیرعامل یکی از سازمانهای حساس کشور» معرفی شد، نیز دوم اردیبهشت به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به دار آویخته شد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، گفت: «ایرانیان خارج از کشور با وجود فشارها و تنگناهایی که رسانههای غربی در این مدت برایشان ایجاد کردهاند، بسیار جانانه پای کار وطن ایستادهاند.»
او افزود: «با توجه به تصمیمات خوبی که اتخاذ میشود، لازم است این پیام به آنها برسد که آغوش میهن همیشه برایشان باز است.»
مهاجرانی اضافه کرد: «همه ایرانیان، فارغ از اینکه در کدام نقطه از جهان زندگی میکنند و به چه دلیلی از ایران رفتهاند، ایران را خانه خود می دانند.»
تیم فوتبال شالکه ۰۴ شب گذشته با پیروزی خانگی یک بر صفر مقابل فورتونا دوسلدورف، سه هفته پیش از پایان لیگ، بازگشت خود به بوندسلیگا را قطعی کرد؛ صعودی که با هدایت میرون موسلیچ و ثبت رکورد ۱۲ بازی بدون شکست رقم خورد.
شالکه پس از سه سال به سطح اول فوتبال آلمان بازگشته است. این تیم چند فصل پیش حتی در آستانه سقوط به لیگ دسته سوم قرار داشت.
بحران مالی، تیمی متشکل از بازیکنان قرضی، شکستهای پیدرپی و حتی تهدید بازیکنان از سوی هواداران، سه سالی سیاه و تلخ را برای یکی از ریشهدارترین باشگاههای فوتبال آلمان رقم زد.
فصل گذشته که بهعنوان بدترین فصل تاریخ باشگاه توصیف میشود، با تمسخر هواداران به پایان رسید؛ بنری با جمله «تعطیلات خوبی داشته باشید، بازندهها» نماد آن فضای سنگین بود. حتی برخی بازیکنان از پوشیدن دوباره پیراهن شالکه هراس داشتند.
اما دیشب، بازیکنان شالکه پس از صعود و پایکوبی در رختکن، به سالن کنفرانس خبری موسلیچ یورش بردند و با شعار «دیگر هرگز لیگ دسته دوم» با آبجو، سرمربی تیم را شستند!
جشن خیابانی هواداران شالکه در گلزنکیرشن
بازگشت شالکه به بوندسلیگا، شهر گلزنکیرشن را به یکی از پرشورترین جشنهای خیابانی سالهای اخیر تبدیل کرد؛ جشنی که در عین حال، بخشهایی از شهر را عملاً فلج کرد.
رسانههای آلمان نوشتهاند که هزاران هوادار تا نیمهشب در خیابانهای اطراف ورزشگاه، شالکه مایله و مناطق مختلف شهر به شادی، رقص و آواز پرداختند.
حجم جمعیت به حدی بود که در مقاطعی حرکت ترامواها متوقف شد؛ هواداران روی ریلها تجمع کرده بودند. همچنین در مناطقی از شهر، تردد بهطور کامل متوقف شد.
این پنجمین بازگشت باشگاه به سطح اول فوتبال آلمان است. برخلاف صعود قبلی، این بار از هجوم گسترده به زمین جلوگیری شد، هرچند یک تماشاگر ۴۹ ساله هنگام تلاش برای ورود به زمین بهشدت آسیب دید.