خشم و نارضایتی شهروندان از افزایش حضور نیروهای فاطمیون در شهرهای ایران
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از حضور گسترده نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی از جمله لشکر فاطمیون در خیابانها و ایستهای بازرسی در ایران حکایت دارد؛ موضوعی که با واکنشهای خشمآلود و نگرانی شهروندان همراه شده است.
یکی از شهروندان دوشنبه ۱۷ فروردین با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال، از برپایی ایست بازرسی در منطقه جردن تهران خبر داد و گفت: «نیروهای فاطمیون با سلاح در محل حضور داشتند.»
مخاطب دیگری گفت نیروهای سرکوب از کلانتری ابوسعید در منیریه تهران به «حسینیه» نزدیک کلانتری انتقال یافتهاند و طی دو روز گذشته، نیروهای فاطمیون و حشد الشعبی به آنها اضافه شدهاند.
در پیام دیگری به ایراناینترنشنال آمده است تعدادی از نیروهای فاطمیون ساعت ۱۱ روز ۱۵ فروردین به همراه مهمات، در ساختمان بسیج وزارت نفت و ساختمان شرکت ملی نفت زیر پل حافظ تهران مستقر شدند.
حضور این نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی صرفا به تهران محدود نمیشود و گزارشها همچنین از استقرار آنها در مشهد حکایت دارند.
یکی از مخاطبان در پیامی نوشت: «در بلوار وکیلآباد مشهد، نیروهای فاطمیون نیز به نیروهای بسیج اضافه شدهاند و برای مردم مزاحمت ایجاد میکنند.»
لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد الشعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب انقلاب ملی ایرانیان ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به کشتار معترضان پرداخت.
لشکر فاطمیون پیشتر در جریان جنگ سوریه نیز با هدایت و حمایت سپاه پاسداران در حمایت از حکومت بشار اسد وارد نبرد شده بود.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
خشم شهروندان ایرانی از رفتارهای تحقیرآمیز فاطمیون و حشد الشعبی
لیلا سعادتی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، با استناد به روایتهای شهروندان گفت مردم ایران از حضور نیروهای فاطمیون در خیابانها خشمگین هستند و آنها را «مزدور» جمهوری اسلامی میدانند.
سعادتی افزود شهروندان معتقدند هدف نهایی استقرار گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در خیابانها، سرکوب مردم ایران است.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای فاطمیون و حشد الشعبی در ایستهای بازرسی حضور دارند و در برخورد با شهروندان، رفتارهایی تحقیرآمیز از خود نشان میدهند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۶ فروردین از «خروش چند هزار نفری نیروهای فاطمیون و مهاجرین در خیابانهای تهران برای اعلام حمایت از انقلاب اسلامی» خبر داد.
لشکر فاطمیون ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ در بیانیهای «انتخاب» مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، را تبریک گفت و اعلام کرد خود را «شمشیری در دستان رهبر جدید انقلاب برای دفاع از کیان اسلامی» میداند.
پایگاه خبری حال وش ۱۷ فروردین گزارش داد تصاویری از حضور نیروهای منتسب به لشکر زینبیون پاکستان در مناطق مختلف استان سیستان و بلوچستان و «رجزخوانی مسلحانه» آنها منتشر شده است.
همچنین بر پایه روایتهای مردمی، دهها نیروی حشد الشعبی در میدان آزادی تهران مستقر شدهاند و اقدام به بازرسی خودروها میکنند.
هفته گذشته نیز رژه نیروهای حشد الشعبی در مناطق جنوبی ایران، از جمله اهواز، آبادان و بندرعباس خشم و نگرانی مردم ایران را برانگیخته بود.
اسرائیل با هدف قرار دادن یک مجتمع پتروشیمی در میدان گازی پارس جنوبی و کشته شدن دو فرمانده سپاه، سطح درگیری با جمهوری اسلامی را افزایش داد؛ اقدامی که همزمان با نزدیک شدن به ضربالاجل دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، چشمانداز دیپلماسی را با تردید جدی مواجه کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، حمله روز دوشنبه به یکی از مهمترین زیرساختهای انرژی ایران در حالی انجام شد که تلاشها برای دستیابی به آتشبس ۴۵ روزه میان تهران و واشینگتن ادامه دارد. اسرائیل اعلام کرده هدف از این حمله، ضربه زدن به یکی از منابع اصلی درآمد حکومت ایران بوده است.
در خبری دیگر، فرمانداری شهرستان مرودشت نیز اعلام کرد که روز دوشنبه، مجتمع پتروشیمی شیراز مورد حمله قرار گرفته است. بر اساس این گزارش، در این حمله آسیب چندانی به این واحد صنعتی وارد نشده و تنها بخش کوچکی از آن دچار خسارت جزئی شده است.
شرکت ملی صنایع پتروشیمی پارس نیز اعلام کرد در پی حمله به برخی تاسیسات جانبی منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، آتش مهار شده، اوضاع تحت کنترل است. ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال در دوشنبه ۱۷ فروردین، دود ناشی از آتشسوزیهای گسترده را در پتروشیمیهای عسلویه پس از حملات هوایی نشان میدهد. بر اساس گزارشها، پتروشیمیهای زاگرس، مبین و دماوند نیز هدف قرار گرفتهاند.
میدان گازی پارس جنوبی که با قطر مشترک است، بزرگترین میدان گازی جهان به شمار میرود و نقش حیاتی در تامین انرژی ایران دارد. با این حال، این حمله ظاهراً جدا از تهدیدهای اخیر ترامپ برای هدف قرار دادن نیروگاهها و پلهای ایران در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز بوده است.
کنترل ایران بر این آبراه حیاتی - که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند - باعث افزایش شدید قیمت انرژی و نگرانیهای گسترده در اقتصاد جهانی شده است.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، حمله به بخشی از عسلویه را «ضربهای قدرتمند به بزرگترین تاسیسات پتروشیمی ایران» توصیف کرد و گفت این «هدف کلیدی» حدود ۵۰ درصد از تولید پتروشیمی ایران را بر عهده دارد. او افزود: «هفته گذشته نیز دومین مجتمع اصلی هدف قرار گرفته بود. اکنون دو تاسیساتی که در مجموع مسئول حدود ۸۵ درصد از صادرات پتروشیمی ایران هستند، از مدار خارج شدهاند.»
وزیر دفاع اسرائیل افزود: «ارتش اسرائیل مامور شده است که با تمام قدرت به حمله به زیرساختهای ملی در ایران ادامه دهد.»
فشار دیپلماتیک و هشدارهای متقابل در حالی که ضربالاجل ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز در حال پایان است، میانجیهای منطقهای از جمله مصر، پاکستان و ترکیه پیشنهاد آتشبس ۴۵ روزه را مطرح کردهاند. با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه حکومت ایران اعلام کرده مذاکرات تحت «تهدید و ضربالاجل» قابل قبول نیست.
مقامهای ایرانی تهدیدهای آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی را «تحریک به جنایت جنگی» توصیف کردهاند. در مقابل، واشینگتن هشدار داده در صورت عدم توافق، حملات گستردهتری علیه زیرساختهای ایران انجام خواهد شد.
ترور فرماندهان و تداوم حملات در جریان حملات اخیر، مجید خادمی، رییس اطلاعات سپاه پاسداران، کشته شد. اسرائیل همچنین اعلام کرد اصغر باقری از فرماندهان نیروی قدس، نیز در این عملیات هدف قرار گرفته است.
وزیر دفاع اسرائیل تاکید کرد که هدف قرار دادن مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت و گفت: «ما به شکار آنها یکییکی ادامه خواهیم داد.»
در تهران، همزمان صدای انفجارها و پرواز جنگندهها برای ساعتها گزارش شده است.
گسترش دامنه درگیری در منطقه در واکنش به حملات، کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله کویت، امارات و عربستان سامانههای پدافندی خود را فعال کردهاند. جمهوری اسلامی نیز به حملات موشکی ادامه داده و در اسرائیل، اصابت موشک به شهر حیفا به کشته شدن چهار عضو یک خانواده منجر شده است.
همزمان، حملات اسرائیل به لبنان نیز ادامه داشته و در یکی از این حملات در نزدیکی بیروت، چندین نفر کشته شدهاند.
افزایش قیمت نفت و نگرانیهای اقتصادی با تشدید درگیریها و محدود شدن تردد در تنگه هرمز، به نوشته آسوشیتدپرس قیمت نفت برنت به حدود ۱۰۹ دلار در هر بشکه رسیده که نسبت به آغاز جنگ افزایش چشمگیری داشته است. این روند نگرانیها درباره تورم و بیثباتی اقتصادی را تشدید کرده است.
ترامپ هشدار داده در صورت عدم توافق، حملات گستردهتری علیه زیرساختهای ایران انجام خواهد شد و گفته است: «سهشنبه، روز نیروگاهها و پلها خواهد بود.»
تلفات گسترده و چشمانداز نامشخص بر اساس گزارشهای رسمی، از آغاز جنگ بیش از ۱۹۰۰ نفر در ایران کشته شدهاند، هرچند آمار رسمی مدتی است که بهروز نشده است. در لبنان نیز بیش از ۱۴۰۰ نفر جان باخته و بیش از یک میلیون نفر آواره شدهاند. در اسرائیل ۲۳ نفر و در میان نیروهای آمریکایی ۱۳ نفر کشته شدهاند.
این جنگ که از ۹ اسفند با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد، اکنون وارد مرحلهای حساس شده و در حالی که تلاشهای دیپلماتیک ادامه دارد، و با توجه به فرا رسیدن مهلت ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز و مخالفت سپاه با این درخواست، خطر تشدید بیشتر درگیری همچنان بالا ارزیابی میشود.
به گزارش فایننشال تایمز، کمیسر اقتصادی اتحادیه اروپا به کشورهای عضو هشدار داد صرف هزینههای زیاد خارج از بودجه برای مهار قیمت سوخت، «پیامدهای مالی جدی» خواهد داشت.
مقامات اتحادیه اروپا از دولتها خواستند از حمایتهای مالی بیش از حد برای پایین نگه داشتن قیمت انرژی خودداری کنند.
آنها هشدار دادند شوک ناشی از جنگ ایران ممکن است باعث بروز بحران مالی در اتحادیه اروپا شود.
کمیسیون اروپا در گفتوگو با کشورهای عضو تاکید کرد سیاستهای حمایتی مانند اعطای یارانه، کاهش مالیات و تعیین سقف قیمت، باید از نظر زمان و دامنه، محدود باشند.
بروکسل نمیخواهد بحران انرژی سال ۲۰۲۲ تکرار شود؛ بحرانی که باعث تورم شدید و افزایش چشمگیر بدهی دولتها شد.
دن یورگنسن، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا، به فایننشال تایمز گفت: «این یک تلاش هماهنگ از سوی کمیسیون است. اتفاقات یک بخش از اقتصاد میتواند به کل جامعه سرایت کند.»
دن یورگنسن، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا
برخی کشورها مانند ایتالیا، لهستان و اسپانیا، مالیات سوخت را کاهش دادند و برخی دیگر خواستار تعدیل مقررات سختگیرانه اتحادیه اروپا در زمینه کمکهای دولتی هستند.
ایتالیا نیز فشار میآورد تا بروکسل محدودیتهای مالی را کمتر کند تا دولتها فضای مانور بیشتری داشته باشند.
حملات آمریکا به جمهوری اسلامی قیمت نفت و گاز اروپا را حدود ۶۰ درصد افزایش داده و باعث افزایش نگرانیها درباره کمبود گازوییل و سوخت هواپیما شده است.
یورگنسن گفت که این درگیری ریسک بزرگی برای افزایش تورم و پیامدهای منفی ناشی از آن است.
کمیسیون اروپا بیم دارد که این جنگ باعث وقوع سومین بحران اقتصادی اروپا در شش سال اخیر شود.
پیش از این، بحران کرونا و حمله روسیه به اوکراین، باعث افزایش شدید بدهیهای ملی شده بود.
طبق آخرین دادهها، نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی اروپا از ۷۷.۸ درصد در پایان سال ۲۰۱۹، به ۸۲.۱ درصد در سال گذشته رسید.
کریستین لاگارد، رییس بانک مرکزی اروپا، ماه گذشته گفت سیاستهای هدفمند میتواند شوک را مهار کند اما او هشدار داد «اقدامات گسترده و بیپایان» ممکن است نتیجه عکس بدهد و باعث افزایش بیش از حد تقاضا و تورم شود.
او از سیاستمداران خواست بر اقدامات «موقت، هدفمند و متناسب» تمرکز کنند.
والدیس دامبروفسکیس، کمیسر اقتصاد اتحادیه اروپا، به وزیران دارایی اعلام کرد فقط «اقدامات اضطراری منسجم و کوتاهمدت» باید اجرا شود.
او هشدار داد هزینههای اضافی پیامد مالی جدی دارد، چرا که بحرانهای قبلی و افزایش هزینههای دفاعی از سال ۲۰۲۲، توان مالی دولتها را کاهش داده است: «تاکید ما بر این است که فضای مانور مالی محدودی داریم، بنابراین اقدامات اعضا باید موقتی و هدفمند باشد.»
وزیر دارایی ایتالیا هفته گذشته از کمیسیون اروپا خواست نسبت به اجرای قوانین مربوط به سقف کسری بودجه (سه درصد تولید ناخالص داخلی) منعطفتر باشد.
این سخنان پس از آن مطرح شد که رم کاهش مالیات سوخت را تمدید کرد و آمارها نشان داد کسری بودجه سال ۲۰۲۵ این کشور ۳.۱ درصد است.
۱۴ فروردین، وزیران دارایی آلمان، اسپانیا، ایتالیا، اتریش و پرتغال، از بروکسل خواستند مالیاتی بر سودهای بادآورده شرکتهای انرژی وضع کند.
هدف این پیشنهاد، کاهش فشار بر اقتصاد و شهروندان اروپایی عنوان شده است.
آنها در نامهای خواستار ابزاری مشابه سال ۲۰۲۲ برای کنترل درآمد شرکتهای برق شدند.
لهستان نیز مالیات بر ارزش افزوده و عوارض سوخت را کاهش داد که ماهانه باعث از دست رفتن ۳۷۰ میلیون یورو درآمد مالیاتی میشود.
دولت لهستان قصد دارد این خسارت را با مالیات بر سود شرکتهای انرژی جبران کند.
مقامات اتحادیه اروپا گفتند دولتهایی که به دنبال اعطای یارانه هستند، باید همچنان قوانین محیطزیستی اتحادیه اروپا را برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی رعایت کنند.
یورگنسن در پایان گفت: «در چنین بحرانی گاهی مجبوریم از چیزهایی حمایت کنیم که در حالت عادی به آن فکر نمیکردیم. اما این کار باید کوتاهمدت باشد، وگرنه مردم از سرما میلرزند یا تولید متوقف میشود.»
همزمان با طرح موضوع تلاشها برای برقراری آتشبس در جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، سخنگوی وزارت خارجه حکومت ایران گفت که تهران «آتشبس برای تمدید نیرو» را نمیپذیرد. رویترز به نقل از منبعی نوشت فرمانده ارتش پاکستان تماسهایی جداگانه با ونس، ویتکاف و عراقچی داشته است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، اگر مذاکرات فعلی به نتیجه برسد، به «آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز» منجر میشود و توافق نهایی ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز حاصل خواهد شد.
در سوی دیگر، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت: «آتشبس یعنی ایجاد وقفه برای تمدید نیرو و هیچ عاقلی [در ایران] این کار را انجام نمیدهد.»
او افزود: «ما همچنان به شناورهای متعلق یا مرتبط با آمریکا و اسرائیل، اجازه تردد در تنگه هرمز نخواهیم داد.»
رویترز: طرح آتشبس فوری میان ایران و آمریکا با محوریت پاکستان ارائه شد
یک منبع آگاه به رویترز گفت که حکومت ایران و ایالات متحده، طرحی برای پایان درگیریها دریافت کردهاند که میتواند از دوشنبه اجرایی شود و به بازگشایی تنگه هرمز بینجامد. طرحی که بر آتشبس فوری و سپس توافقی جامع استوار است.
به گفته این منبع، چارچوب پایان خصومتها از سوی پاکستان تدوین و طی شب گذشته با تهران و واشینگتن مبادله شده است.
این طرح یک ساز و کار دو مرحلهای را پیشبینی میکند: نخست اجرای فوری آتشبس و سپس نهاییسازی یک توافق گستردهتر.
این منبع افزود: «همه اجزای این طرح باید امروز مورد توافق قرار گیرد.»
او توضیح داد توافق اولیه در قالب یک تفاهمنامه تنظیم میشود که از طریق پاکستان - بهعنوان تنها کانال ارتباطی - بهصورت الکترونیکی نهایی خواهد شد.
وبسایت اکسیوس پیشتر گزارش داده بود که آمریکا، جمهوری اسلامی و میانجیهای منطقهای، درباره آتشبسی ۴۵ روزه گفتوگو میکنند. بخشی از توافقی دو مرحلهای که میتواند به پایان دائمی جنگ منجر شود.
به گفته منبع رویترز، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، «تمام شب» با جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در تماس بوده است.
بر اساس پیشنهاد اسلامآباد، آتشبس بلافاصله اجرا میشود و تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد و سپس ۱۵ تا ۲۰ روز برای نهاییسازی توافقی گستردهتر در نظر گرفته میشود.
این توافق که بهطور موقت «توافق اسلامآباد» نامیده شده، شامل چارچوبی منطقهای برای مدیریت تنگه هرمز است و قرار است مذاکرات نهایی حضوری در اسلامآباد برگزار شود.
رویترز نوشت که مقامهای واشینگتن و تهران به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادند و سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز از اظهار نظر خودداری کرد.
مقامهای ایرانی پیشتر به این خبرگزاری گفته بودند تهران بهدنبال آتشبس دائمی همراه با تضمینهایی برای جلوگیری از حمله مجدد آمریکا و اسرائیل است.
آنها همچنین از دریافت پیامهایی از سوی میانجیهایی مانند پاکستان، ترکیه و مصر خبر داده بودند.
به گفته منبع رویترز، انتظار میرود توافق نهایی شامل تعهد تهران به عدم پیگیری برای ساخت سلاح هستهای در ازای کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده باشد.
در عین حال، دو منبع پاکستانی گفتند حکومت ایران هنوز به این پیشنهاد متعهد نشده است.
یکی از این منابع گفت: «ایران هنوز پاسخ نداده است.»
او افزود طرحهای پیشنهادی برای آتشبس موقت تاکنون با موافقت تهران روبهرو نشده است.
این تحرکات دیپلماتیک در حالی شدت گرفته که درگیریها افزایش یافته و نگرانیها درباره اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز - یکی از مسیرهای حیاتی تامین نفت جهان - بیشتر و بیشتر شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز در روزهای اخیر خواستار پایان سریع درگیری شده و درباره پیامدهای عدم دستیابی به آتشبس هشدار داده است.
مجید خادمی برخلاف بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران که از میدانهای جنگ ایران و عراق یا سوریه بالا آمدهاند، عمدتا محصول «لایههای پنهان و درونی» سیستم اطلاعاتی بود: از حفاظت اطلاعات وزارت دفاع تا ریاست همزمان سازمان حفاظت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه.
خادمی، یکی از کلیدیترین و محرمانهترین چهرههای دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ (ششم آوریل ۲۰۲۶) در جریان حملات هوایی آمریکا-اسرائیل کشته شد.
زندگی اولیه و پیشینه شخصی
خادمی متولد روستای امیرحاجیلو از توابع شهر فسا در استان فارس است.
او از نسل اول پاسداران انقلاب اسلامی محسوب میشود و در دوره جنگ ایران و عراق و دهه ۱۳۶۰، بیشتر در نقشهای ستادی و حفاظت اطلاعات فعالیت داشت، نه عملیات رزمی مستقیم.
اطلاعات دقیق از دوران کودکی و خانواده او بسیار محدود است؛ ویژگی رایج در میان چهرههای ارشد امنیتی ایران.
گفته میشود که او دارای دکترای امنیت ملی و دکترای علوم دفاعی راهبردی بود و در رسانههای رسمی گاهی با نام «مجید خادمی» و گاهی «مجید حسینی» یا «مجید خادمی حسینی» معرفی میشد.
گزارشهایی وجود دارد که او در سخنرانیهای خود به حضور در سوریه اشاره کرده و از نقش قاسم سلیمانی در آنجا تعریف کرده است.
خادمی در دهه ۱۳۹۰، در ساختارهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، از جمله جانشینی در سازمان اطلاعات سپاه و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه فعال بود.
در اردیبهشت ۱۳۹۷ به ریاست سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح رسید و جایگزین اصغر میرجعفری شد.
او در تیر ۱۴۰۱ با حکم مستقیم علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، رییس سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران شد.
این انتصاب بخشی از بازآرایی بزرگ امنیتی پس از شکستها و نفوذهای گسترده در ایران بود و شبکه نزدیک به حسین طائب، رییس اسبق سازمان اطلاعات سپاه، را تضعیف کرد.
در خرداد ۱۴۰۴، پس از کشته شدن محمد کاظمی، رییس قبلی سازمان اطلاعات سپاه در حمله اسرائیل، خادمی به ریاست سازمان اطلاعات سپاه رسید.
او مسئول ساختاری شد که سالها «ناظر بر آن» بود.
دو سازمان کلیدی که خادمی در هر دو نقش داشت
خادمی هم در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران فعال بود و هم در سازمان اطلاعات سپاه.
در سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، تمرکز بر امنیت درونی سپاه پاسداران، شناسایی نفوذ دشمن در میان فرماندهان و نیروهای خودی، کنترل وفاداری و حفاظت از اسرار داخلی است.
این سازمان را میتوان «ناظر بر ناظران» توصیف کرد.
سازمان اطلاعات سپاه اما مسئولیت امنیت خارجی، سرکوب اعتراضات داخلی، بازداشتها، پروندهسازی سیاسی و مقابله با آنچه «فتنه» خوانده میشود را، بر عهده دارد.
خادمی سالها در نهاد اول یعنی حفاظت اطلاعات فعالیت داشت و دسترسیاش به پروندههای حساس داخلی، نقاط ضعف فرماندهان و شبکههای نفوذی، او را به یکی از حساسترین مهرههای سیستم تبدیل کرده بود.
خادمی حدود دو ماه پیش در گفتوگویی کمسابقه با وبسایت خامنهای، تصویری صریح از نگاه خود به وضعیت کشور ارائه داد.
او اعتراضات دی ماه را نه بهعنوان یک خیزش داخلی علیه حکومت، بلکه بهعنوان طرحی با حمایت خارجی توصیف کرد و «پیشدستی» گسترده را «بخشی عادی از کار اطلاعاتی» دانست.
خادمی در این گفتوگو خبر داد که سپاه پاسداران، دو هزار و ۷۳۵ نفر را که به گفته او با شبکههای «ضد امنیتی» مرتبط بودهاند احضار کرده، ۱۳ هزار نفر دیگر را «ارشاد» کرده، هزار و ۱۷۳ قبضه سلاح را ضبط کرده و ۴۶ نفر را بهعنوان «افراد مرتبط با سرویسهای اطلاعاتی خارجی» شناسایی کرده است.
اهمیت این ارقام کمتر در صحت یا عدم صحت آنهاست و بیشتر در این است که بهعنوان یک دکترین مطرح شدهاند. در روایت او، پاسخ به ناآرامیها با نظارت گستردهتر، مداخله زودهنگامتر و دامنه وسیعتر عملیات بازداشت، قابل توجه است.
او همچنین به نقل از خامنهای گفت که به او توصیه کرده «به کار اطلاعاتی توجه کند» زیرا «این دوره شبیه سال ۶۰ است». اشارهای به یکی از خونبارترین و سرکوبگرانهترین دورههای حکومت جمهوری اسلامی.
این تعبیر نشان میدهد حکومت این مقطع را نه بهعنوان نارضایتی معمول، بلکه از منظر یک تهدید درونی و وجودی تفسیر کرده است.
خادمی گفت که خامنهای بر «دو نوع نفوذ» تاکید کرده است: یکی نفوذ آگاهانه و دیگری جریانی گستردهتر از افرادی که بدون آگاهی، «در جهت اهداف دشمن» حرکت میکنند.
به بیان دیگر، این زبان همان حکومتی است که نهتنها مخالفان سازمانیافته، بلکه روندهای عادی اجتماعی و سیاسی را نیز مساله امنیتی تلقی میکند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، خادمی بر «شبکه ملی اطلاعات» تاکید کرد. طرحی حکومتی برای تشدید کنترل بر اینترنت و فضای ارتباطی در ایران.
این موضوع، بهطور مستقیم او را به تلاش گستردهتر جمهوری اسلامی برای سانسور، کنترل دیجیتال و محدودسازی فضای اطلاعاتی داخلی، پیوند میزند.
جایگاه در رقابتهای درونی و جریانهای قدرت
سپاه پاسداران اکنون مجموعهای از شبکههای رقیب است. خادمی به جریان امنیتی قدیمی و «امنیتمحور» نزدیک به محمدباقر ذوالقدر، قائممقام سابق فرمانده کل سپاه، تعلق داشت.
انتصاب او در سال ۱۴۰۱ عموما به عنوان بخشی از حذف یا تضعیف حلقه طائب تفسیر شد.
او نماد تلاش برای «بازسازی اعتماد» در دستگاهی بود که بارها با بحران نفوذ مواجه شده بود.
اهمیت بینالمللی: پاداش ۱۰ میلیون دلاری آمریکا
در ماه مارس ۲۰۲۶، برنامه پاداش برای عدالت (Rewards for Justice) در وزارت خارجه آمریکا، برای اطلاعات منجر به شناسایی یا اختلال در فعالیت پنج فرمانده ارشد سپاه پاسداران، از جمله مجید خادمی، تا سقف ۱۰ میلیون دلار پاداش تعیین کرد.
این پاداش نشان داد که خادمی نه فقط یک مدیر داخلی، بلکه هدفی با ارزش بالا در جنگ اطلاعاتی بوده است.
چرا کشته شدن او مهم است؟
کشته شدن خادمی فراتر از حذف یک فرد است و ضربهای به گرههای کلیدی ساختار امنیتی جمهوری اسلامی محسوب میشود.
او در نقطه اتصال اطلاعات خام به تصمیمگیریهای امنیتی قرار داشت و مرگش میتواند زنجیره تصمیمگیری، نظارت داخلی و عملیات ضد نفوذ را حتی به طور موقت، مختل کند.
مرگ خادمی به عنوان نماینده جریان ذوالقدر، ممکن است فضای مانور را برای شبکههای رقیب (مانند حلقههای نزدیک به طائب یا دیگران) باز کند و باعث تشدید رقابتهای درونی سپاه پاسداران شود.
مرگ او همچنین یک پیام برای جنگ اطلاعاتی است: فردی که دههها مسئول «مقابله با نفوذ» بود، خود هدف دقیق نفوذ و ترور قرار گرفت.
این رویداد عمق آسیبپذیری دستگاه امنیتی حکومت ایران را در شرایط جنگ فعلی برجسته میکند.
به زبان ساده، خادمی «محصول خالص» سیستم امنیتی جمهوری اسلامی بود. کسی که از روستای کوچکی در فسا در استان فارس و از دل شبکههای کنترل و حفاظت داخلی بالا آمد، تحصیلات عالی امنیتی کرد و به راس حساسترین نهادهای اطلاعاتی رسید.