سیبیاس: مقامهای امنیتی به ترامپ گفتهاند که ارتش از شنبه آماده عملیات خواهد بود


به گزارش شبکه سیبیاس، مقامهای ارشد امنیت ملی آمریکا چهارشنبه ۲۹ بهمن در جلسهای به دونالد ترامپ گفتهاند که ارتش آمادگی دارد که از همین شنبه حملات خود علیه ایران را آغاز کند؛ با این حال، منابع آگاه از این جلسه به این شبکه گفتهاند که جدول زمانی هرگونه اقدام احتمالی فراتر از این آخر هفته خواهد بود.
به گفته این مقامها، ترامپ هنوز تصمیم نهایی را درباره حمله نظامی نگرفته است، ضمن اینکه کاخ سفید در حال سنجش خطرات تشدید تنشها و همچنین پیامدهای سیاسی و نظامی خودداری از اقدام است.
سیبیاس همچنین به نقل از چندین مقام گزارش داد که پنتاگون بخشی از نیروهای خود را به منظور دورکردن از حملات تلافیجویانه احتمالی جمهوری اسلامی، طی سه روز آینده از خاورمیانه خارج خواهد کرد.
یکی از منابع تأکید کرد که جابهجایی تجهیزات و نیروها پیش از یک فعالیت احتمالی نظامی آمریکا اقدامی معمول در رویههای پنتاگون است و لزوماً به معنای قریبالوقوع بودن حمله به ایران نیست.
شبکه سیانان هم با انتشار گزارش مشابهی درباره آمادگی ارتش آمریکا تا شنبه، به نقل از یک منبع آگاه نوشت که ترامپ با مشاوران خود درباره معایب و منافع حمله نظامی بحث و تبادل نظر کرد و نظر متحدان آمریکا را نیز درباره بهترین اقدام در مقابله با جمهوری اسلامی جویا شد. این منبع به سیانان گفت که ترامپ وقت زیادی برای فکر کردن روی این موضوع میگذارد.






روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی تحلیلی نوشت در حالی که رهبران جمهوری اسلامی تمایل دارند به توافق هستهای با آمریکا دست یابند، همزمان با شتاب در حال آمادهسازی کشور برای احتمال یک درگیری نظامی گسترده هستند؛ سناریویی که در صورت شکست مذاکرات میتواند به واقعیت تبدیل شود.
به نوشته این روزنامه، تهران نیروهای نظامی خود را مستقر کرده، اختیارات فرماندهی را پراکنده ساخته، سایتهای هستهای را تقویت کرده و سرکوب داخلی را گسترش داده است؛ اقداماتی که نشان میدهد مقامهای ایرانی بقای رژیم را در خطر میبینند.
به گزارش والاستریت ژورنال، ایران از نظر داخلی در یکی از شکنندهترین مقاطع خود طی دهههای اخیر قرار دارد. نارضایتی گسترده عمومی به دلیل بحران اقتصادی و کشتار معترضان در ماه گذشته، فشار بیسابقهای بر حاکمیت وارد کرده است. همزمان آمریکا دو ناو هواپیمابر و مجموعهای از ناوهای جنگی و جنگندهها را به منطقه اعزام کرده است.
فرزان ثابت، تحلیلگر امنیت خاورمیانه در موسسه مطالعات عالی ژنو، به این روزنامه گفته است ایران با بزرگترین تهدید نظامی از زمان پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ روبهروست و رهبری سیاسی و امنیتی کشور در حالت آمادهباش کامل قرار دارد تا از حمله احتمالی و قطع زنجیره فرماندهی جلوگیری شود.
در حوزه نظامی، تهران در حال نمایش قدرت بازدارندگی خود است. یگانهای دریایی سپاه پاسداران در تنگه هرمز مستقر شدهاند؛ آبراهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. رسانههای حکومتی در ایران تصاویری از شلیک موشکهای کروز از ساحل و قایقها منتشر کردهاند و فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرده این آبراه تحت نظارت دائمی است. یک ناو جنگی روسیه نیز در بندرعباس پهلو گرفته و رزمایش مشترکی در نزدیکی ناو هواپیمابر آمریکایی «یواساس آبراهام لینکلن» در جریان است. علی خامنهای نیز هشدار داده سلاحهایی وجود دارد که میتواند ناوهای آمریکایی را به اعماق دریا بفرستد.
به نوشته این روزنامه، ایران حدود دو هزار موشک بالستیک میانبرد در اختیار دارد که قادر به هدف قرار دادن اسرائیل هستند و همچنین ذخایر گستردهای از موشکهای کوتاهبرد، موشکهای ضدکشتی و قایقهای تندرو مسلح دارد که میتوانند پایگاههای آمریکا در خلیج فارس و کشتیها در تنگه هرمز را هدف بگیرند. جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل اگرچه ضعفهای نظامی حکومت ایران را آشکار کرد، اما به گفته تحلیلگران فرصتی برای آزمایش و بهبود تاکتیکهای موشکی نیز فراهم آورد.
در حوزه هستهای، تصاویر ماهوارهای منتشرشده توسط موسسه علوم و امنیت بینالمللی نشان میدهد ایران در حال تقویت ورودی تونلهای سایت اصفهان و مجتمع زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» است؛ مکانی که به گفته مقامهای غربی برای فعالیتهای اعلامنشده هستهای در نظر گرفته شده بود و در حملات سال جاری شمسی هدف قرار نگرفت. به گفته این اندیشکده، این اقدامات با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر حملات هوایی و دشوار کردن عملیات احتمالی نیروهای ویژه برای توقیف یا نابودی اورانیوم با غنای بالا انجام شده است. همچنین گزارشی از ساخت پوشش بتنی بر ساختمانی در سایت نظامی پارچین منتشر شده است.
همزمان، حکومت ایران سرکوب داخلی را تشدید کرده تا از تبدیل حملات احتمالی خارجی به موج جدید اعتراضات جلوگیری کند. سپاه و نیروهای اطلاعاتی حدود ۱۰۰ نقطه نظارتی در اطراف تهران ایجاد کردهاند. به گزارش گروههای حقوق بشری، نیروهای امنیتی همچنان در حال شناسایی و بازداشت معترضان هستند، حتی از طریق بررسی پروندههای بیمارستانی و مدارس. این روزنامه به نقل از سازمان مجموعه فعالان حقوق بشر نوشته که بیش از ۵۳ هزار نفر بازداشت شدهاند و تاکنون مرگ بیش از ۷ هزار نفر تایید شده است. بازداشت فعالان، سیاستمداران اصلاحطلب و رفتار خشن با زندانیان سیاسی از جمله نرگس محمدی نیز ادامه دارد.
والاستریت ژورنال در جمعبندی خود مینویسد حکومت ایران تلاش میکند در دو جبهه بهطور همزمان حرکت کند: ارائه امتیازاتی محدود برای پیشبرد مذاکرات هستهای و در عین حال آمادهسازی کامل برای جنگی که ممکن است در صورت فروپاشی دیپلماسی رخ دهد. در حالی که مقامهای ایرانی از آمادگی برای پاسخ به هرگونه حمله سخن میگویند، فاصله میان خواستههای واشینگتن و خطوط قرمز تهران همچنان زیاد ارزیابی میشود و آینده مذاکرات نامشخص باقی مانده است.
واینت گزارش داد تهران برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این بار از حزبالله میخواهد در صورت آغاز درگیری با اسرائیل وارد میدان شود؛ همزمان اسرائیل با هشدار درباره «ضربهای بسیار دردناک» و تقویت آمادگی نظامی، خود را برای سناریوی ورود حزبالله و دیگر نیروهای نیابتی حکومت ایران آماده میکند.
وبسایت خبری واینت در گزارشی نوشت حکومت ایران در آستانه هرگونه درگیری احتمالی با اسرائیل، فشار سنگینی بر حزبالله وارد کرده تا برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این بار در صورت آغاز جنگ در کنار تهران وارد میدان شود. به نوشته واینت، در حالی که جمهوری اسلامی ظاهراً تمایلی به آغاز جنگ در شرایط کنونی ندارد، اما تلاش میکند اطمینان حاصل کند که اگر درگیری رخ دهد، حزبالله در حاشیه نماند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل تحولات را از نزدیک زیر نظر دارد و پیامهای روشنی به حزبالله منتقل کرده است که در صورت مداخله، با «ضربهای بسیار دردناک» روبهرو خواهد شد. همزمان ارتش اسرائیل طرحی برای حمله گسترده به این گروه آماده کرده، بهویژه در واکنش به تلاشهای حزبالله برای بازسازی توان نظامی خود طی یک سال گذشته. به نوشته واینت، سامانههای پدافندی چندلایه اسرائیل، از جمله سامانههای رهگیری موشکی و نیز سامانه لیزری که انتظار میرود در رویارویی بعدی عملیاتی باشد، بخشی از آمادگی اسرائیل برای کاهش تهدید موشکها و راکتهای حزبالله است.
واینت همچنین گزارش داد که حکومت ایران برای تقویت حزبالله کمکهای مالی بیسابقهای ارائه کرده است. برآوردها نشان میدهد میزان حمایت تهران در سال گذشته از یک میلیارد دلار فراتر رفته؛ رقمی که با وجود بحران اقتصادی ایران، رکورد محسوب میشود. این کمکها عمدتاً به صورت نقدی و طلا و از طریق صرافیها و شرکتهای پوششی منتقل میشود تا تحریمهای بینالمللی دور زده شود.
به نوشته این رسانه، حکومت ایران طی دههها حزبالله را بهعنوان بازوی بازدارنده خود در مرزهای شمالی اسرائیل تقویت کرده است؛ بهگونهای که در صورت حمله به تاسیسات هستهای ایران، این گروه بتواند با شلیک گسترده راکتها نقش «ضربه دوم» را ایفا کند. مقامهای ایرانی از اینکه حزبالله در جنگ ۱۲ روزه عمدتاً در حاشیه ماند، ناامید شدهاند و اکنون میکوشند این وضعیت در آینده تکرار نشود.
واینت در ادامه نوشت هماهنگی میان جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش از طریق نیروی قدس سپاه و در چارچوب «محور مقاومت» انجام میشود؛ محوری که شامل حزبالله، شبهنظامیان عراقی، حوثیهای یمن و دیگر گروههای همپیمان است. در همین چارچوب، سفر اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، به لبنان تلاشی برای اطمینان از مشارکت فعال حزبالله در هر درگیری احتمالی آینده ارزیابی شده است. اسرائیل نیز علاوه بر حزبالله، خود را برای احتمال ورود دیگر نیروهای نیابتی حکومت ایران به صحنه درگیری آماده میکند.
همزمان با برگزاری دور تازه مذاکرات هستهای میان حکومت ایران و ایالات متحده در ژنو، جمهوری اسلامی اقدام به شلیک موشک در محدوده تنگه هرمز، برگزاری رزمایش دریایی با آتش واقعی و اعلام انسداد موقت بخشهایی از این گذرگاه راهبردی کرد.
علی خامنهای نیز با اشاره به حضور ناوهای آمریکایی در منطقه، تهدید کرد که توان هدف قرار دادن و غرق کردن آنها وجود دارد.
این تحرکات نظامی در شرایطی انجام میشود که گفتوگوها بهصورت غیرمستقیم و با تمرکز بر برنامه هستهای و موضوع رفع تحریمها در جریان است. همزمان، ایالات متحده نیز با اعزام ناوهای هواپیمابر و تقویت آرایش نظامی خود در خاورمیانه، سطح بازدارندگی را بالا برده است.
مجموع این تحولات این ارزیابی را تقویت کرده که تهران در حالی که مذاکرات را ادامه میدهد، بهدنبال تغییر موازنه فشار و برهم زدن معادله جاری در میز گفتوگو است.
در سطح عملیاتی، بستن حتی موقت تنگه هرمز صرفا یک اقدام رزمایشی تلقی نمیشود. این گذرگاه محل عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن بلافاصله بر بازار انرژی و قیمت نفت اثر میگذارد. از این منظر، اقدام حکومت ایران پیام اقتصادی فراتر از پیام نظامی داده، پیامی که مخاطب آن فقط واشینگتن نیست، بلکه بازیگران جهانی بازار انرژی نیز هستند، ایجاد نگرانی برای بازار نفت، خریدار و فروشنده.
گزارشها نشان میدهد این اقدامات همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه انجام شده است. اعزام ناوهای هواپیمابر، استقرار ناوشکنهای موشکانداز و تقویت زیرساختهای عملیاتی، بخشی از آرایش جدید نیروهای آمریکایی محسوب میشود. همچنین مقامهای آمریکایی از آمادگی برای سناریوهای احتمالی درگیری در صورت شکست مذاکرات سخن گفتهاند.
در چنین بستری، تحرکات نظامی رژیم تهران را میتوان در چارچوب بازدارندگی فعال تحلیل کرد. تهران تلاش دارد این پیام را منتقل کند که هرگونه اقدام نظامی علیه زیرساختهای هستهای یا نظامیاش، با پاسخ متقابل همراه خواهد بود. تهدید مستقیم ناوهای آمریکایی در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
با این حال، کارکرد این اقدامات صرفا نظامی نیست. مذاکرات جاری بیش از هر چیز بر موضوع تحریمها متمرکز است. اقتصاد ایران همچنان زیر فشار محدودیتهای نفتی و مالی قرار دارد و رفع تحریمها مطالبه اصلی تهران محسوب میشود. ایجاد تنش کنترلشده میتواند بهعنوان اهرم فشار در میز مذاکره عمل کند، افزایشی در سطح ریسک که با هدف امتیازگیری طراحی شده است.
در حوزه مذاکراتی نیز خطوط قرمز جمهوری اسلامی بدون تغییر باقی مانده است. تهران اعلام کرده توقف کامل غنیسازی را نمیپذیرد، برنامه موشکی را وارد گفتوگو نمیکند و هر توافقی را مشروط به رفع تحریمها میداند. نمایش توان موشکی و دریایی در چنین شرایطی، ترجمه میدانی همین خطوط قرمز محسوب میشود. درست در حالی که طرف آمریکایی جمهوری اسلامی را فعال در توافق نمیبیند و به طور منظم در حال افزایش نیروهای خود در منطقه است.
این رفتار را نمیتوان جدا از وضعیت داخلی ایران تحلیل کرد. اعتراضات سراسری ماههای اخیر، سرکوب خونین و تلفات گسترده، همراه با بحران اقتصادی ناشی از تحریمها، فشار مضاعفی بر ساختار حاکم ایجاد کرده است. در چنین فضایی، برجستهسازی تهدید خارجی میتواند کارکرد سیاسی داخلی نیز داشته باشد، از جمله ایجاد انسجام امنیتی و انتقال تمرکز افکار عمومی از بحرانهای داخلی به تنشهای خارجی.
در سطح راهبردی، مجموعه این اقدامات در قالب الگوی «افزایش تنش برای تغییر معادله» قابل تعریف است. جمهوری اسلامی نه میز مذاکره را ترک کرده و نه مسیر توافق را مسدود کرده است، بلکه تلاش دارد شرایط مذاکره را بازتعریف کند. بستن نمادین هرمز، رزمایش با آتش واقعی و تهدید ناوهای آمریکایی، ابزارهایی برای افزایش وزن چانهزنی در برابر فشارهای نظامی و تحریمی محسوب میشوند.
با این حال، این راهبرد واجد ریسکهای قابل توجهی است. حضور همزمان نیروهای نظامی متراکم در منطقه، اجرای رزمایشهای آتش واقعی و وقوع برخوردهای محدود دریایی یا هوایی، احتمال خطای محاسباتی را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، یک حادثه تاکتیکی میتواند بهسرعت ابعاد راهبردی پیدا کند. رفتار کنونی تهران را میتوان در قالب راهبرد «لبه پرتگاه» تعریف کرد؛ افزایش تنش تا آستانه بحران، بدون عبور از خط درگیری مستقیم. هدف این راهبرد، وادار کردن طرف مقابل به انتخاب میان امتیازدهی یا پذیرش ریسک بیثباتی بیشتر است.
اما این بازی پرهزینه است. حضور متراکم نیروهای نظامی، رزمایشهای همزمان، رهگیری پهپادها و هشدارهای دریایی، احتمال خطای محاسباتی را افزایش میدهد. در چنین فضایی، یک حادثه محدود میتواند بهسرعت از سطح پیام نظامی به سطح درگیری واقعی ارتقا یابد، جایی که به نظر میرسد جمهوری اسلامی بازنده آن باشد.
روزنامه وال استریت ژورنال چهارشنبه ۲۹ بهمن گزارش داد که رهبران جمهوری اسلامی اگر چه در پی دستیابی به یک توافق هستهای با ایالات متحده هستند، اما همزمان با سرعت در حال آمادهسازی برای جنگ، در صورت شکست مذاکرات، هستند.
تهران در حال استقرار نیروهای خود، تمرکززدایی از اختیارات تصمیمگیری، تقویت استحکامات تأسیسات هستهای و گسترش سرکوب نارضایتیهای داخلی است.
به نوشته این روزنامه، این اقدامات نشاندهنده باور رهبران جمهوری اسلامی به این نکته است که بقای خودِ نظام در معرض خطر قرار دارد.
وال استریت ژورنال اضافه کرد: «در داخل کشور، جمهوری اسلامی بیش از هر زمان در دهههای اخیر آسیبپذیر شده است. رهبران آن با نارضایتی گسترده مردمی نسبت به وخامت اوضاع اقتصادی و کشتار گسترده معترضان در ماه گذشته روبهرو هستند. در همین حال، ایالات متحده دو ناو هواپیمابر و شمار زیادی از ناوهای جنگی و جنگندهها را برای آمادگی در برابر یک حمله احتمالی به منطقه اعزام کرده است.»
فرزان ثابت، تحلیلگر امنیتی خاورمیانه به این روزنامه گفت که جمهوری اسلامی سختترین تهدید نظامی از زمان جنگ با عراق را تجربه میکند و برای آمادگی در مقابل حملات نظامی، رهبری سیاسی کشور را در بالاترین وضعیت هشدار قرار داده تا از غافلگیری جلوگیری کند.
دونالد ترامپ بار دیگر به توافق دولت بریتانیا با کشور موریس درباره آینده جزایر چاگوس انتقاد کرده است؛ توافقی که شامل انتقال رسمی حاکمیت این جزایر به موریس است، اما پایگاه نظامی مهم آمریکا و بریتانیا در دیِگو گارسیا را در قالب قرارداد اجاره طولانیمدت حفظ میکند.
ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال با نگرانی از اینکه این توافق ممکن است کنترل جزیره راهبردی دیِگو گارسیا را از دست بریتانیا خارج کند، از نخستوزیر بریتانیا، کییر استارمر، انتقاد کرد و نوشت که او با «ادعاهای نهادهایی که پیش از این هرگز شناخته نشده بودند» در حال از دست دادن کنترل این جزیره مهم است.
رییسجمهوری آمریکا با اشاره به گفتوگوهایش با استامر درباره اجاره جزیره دیهگو گارسیا گفت: «اگر جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد به توافق نرسد، ممکن است برای آمریکا ضروری باشد که از دیهگو گارسیا و پایگاه هوایی واقع در فرفورد استفاده کند تا یک حمله احتمالی از سوی حکومتی بسیار بیثبات و خطرناک را خنثی کند. چنین حملهای که میتواند علیه بریتانیا و دیگر کشورهای دوست انجام شود.» او همچنین هشدار داد که هرگونه تضعیف حضور در آن میتواند به «لطمهای بزرگ به متحد بزرگ ما» تبدیل شود.

در پاسخ، یک سخنگوی دولت بریتانیا تاکید کرد که این توافق برای «امنیت بریتانیا و متحدان کلیدی ما حیاتی است» و راهحلی برای تضمین آینده بلندمدت این پایگاه نظامی استراتژیک محسوب میشود. او گفت این توافق تنها طریق ممکن برای تضمین ادامه فعالیت این پایگاه مهم در آینده است.
ترامپ پیشتر در ژانویه این توافق را «حماقتی بزرگ» خوانده بود، اما پس از گفتوگوی تلفنی با استارمر، آن را «بهترین توافق ممکن» توصیف کرد.
جزایر چاگوس کجا هستند؟
جزایر چاگوس مجموعهای از بیش از ۶۰۰ جزیره در اقیانوس هند، بین آفریقا و اندونزی، هستند که در قرن نوزدهم تحت کنترل بریتانیا درآمدند و پس از استقلال موریس در ۱۹۶۸ نیز تحت اداره بریتانیا باقی ماندند. در مجموع حدود ۴۰۰۰ نفر در آن ساکن هستند. در اوایل دهه ۱۹۷۰، ساکنان بومی- که امروز به عنوان مردم چاگوس شناخته میشوند- از این جزایر اخراج شدند تا اجازه داده شود نیروهای آمریکایی و بریتانیایی پایگاه نظامی در دیِگو گارسیا راهاندازی کنند؛ پایگاهی که نقش کلیدی در حضور نظامی غرب در اقیانوس هند، خاورمیانه و آفریقا دارد.
چرا پایگاه دیگو گارسیا مهم است؟
این پایگاه برای عملیاتهای نظامی آمریکا و بریتانیا در خاورمیانه، اقیانوس هند و آفریقا حیاتی است. از آن برای حملات علیه حوثیها و عملیاتهای عراق و افغانستان استفاده شده است.
چرا بریتانیا با بازگرداندن حاکمیت موافقت کرد؟
موریس سالهاست ادعای حاکمیت دارد و پرونده به دیوان بینالمللی دادگستری رسید. در اکتبر ۲۰۲۴، بریتانیا با موریس به توافق رسید تا حاکمیت جزایر چاگوس را به این کشور بازگرداند، اما دیِگو گارسیا را در قالب قرارداد اجاره ۹۹ ساله در اختیار بریتانیا و آمریکا نگه دارد. این قرارداد نیازمند تصویب پارلمان بریتانیا است تا نهایی شود، و تا زمان تصویب، جزایر همچنان تحت قلمرو بریتانیا باقی میمانند.
جزئیات توافق نهایی
• واگذاری حاکمیت به موریس
• اجاره ۹۹ ساله پایگاه دیگو گارسیا
• ممنوعیت حضور قدرتهای دیگر بدون توافق بریتانیا
• امکان اسکان مجدد چاگوسیها (بهجز دیگو گارسیا)
• امکان تمدید ۴۰ ساله
• هزینه سالانه حدود ۱۰۱ میلیون پوند
• نیاز به تصویب پارلمان بریتانیا و موریس
چرا نگرانی وجود دارد؟
نگرانی اصلی این است که دولت آینده موریس به چین اجازه نفوذ نظامی دهد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا هشدار داده این توافق میتواند تهدیدی برای امنیت آمریکا باشد. همچنین برخی چاگوسیها و مجلس اعیان بریتانیا به جزئیات مالی و نحوه اجاره اعتراض کردهاند.
این توافق به دنبال حل اختلاف طولانیمدت بر سر حاکمیت جزایر چاگوس است، اما به دلیل اهمیت پایگاه نظامی دیِگو گارسیا برای آمریکا و بریتانیا و انتقاداتی چون آنچه ترامپ مطرح کرده، به موضوعی جنجالی در سیاست بینالملل تبدیل شده است.