
به گزارش تلگرام دانشجویان متحد، بهداد پیری، دانشآموخته رشته زیست سلولی و مولکولی دانشگاه بهشتی و دانشجوی کنونی دانشگاه علوم و تحقیقات، ۱۸ دی توسط نیروهای سرکوب بازداشت شد.
با وجود گذشت ۲۴ روز، همچنان اطلاعی از محل نگهداری او در دست نیست.

نیروهای امنیتی پاکستان اعلام کردند در پی حملات هماهنگ در ایالت بلوچستان این کشور، طی حدود ۴۰ ساعت ۱۴۵ شبهنظامی کشته شدند. موجی از خشونت که به گفته مقامهای محلی، از مرگبارترینها در سالهای اخیر بوده است.
خبرگزاری رویترز شنبه ۱۲ بهمنماه گزارش داد نیروهای امنیتی پاکستان پس از حملات همزمان در چندین منطقه از ایالت بلوچستان، عملیات گستردهای را آغاز کردند که به گفته مقامهای محلی، به کشته شدن دهها شبهنظامی انجامیده است.
این عملیات در حالی ادامه دارد که مقامها از تلفات نیروهای امنیتی و غیرنظامیان نیز خبر دادهاند.
بالاترین تلفات در یک بازه کوتاه
سرفراز بگتی، رییس دولت ایالت بلوچستان، ۱۲ بهمنماه در نشستی خبری در کویته پاکستان گفت شمار کشتهشدگان شامل شبهنظامیانی است که در یورشهای روزهای جمعه و شنبه (۱۱ و ۱۲ بهمن) کشته شدند و نیز افرادی که در جریان عملیات پاکسازی ادامهدار، جان باختهاند.
به گفته او، این آمار بالاترین تعداد شبهنظامیان کشتهشده در چنین بازه زمانی کوتاهی از زمان شدت گرفتن شورشها در این منطقه است؛ هرچند آمار مقایسهای ارائه نشده است.
ارتش پاکستان پیشتر اعلام کرده بود تنها در روز شنبه، ۹۲ شبهنظامی کشته شدند.
بگتی همچنین گفت در جریان این حملات ۱۷ نفر از نیروهای مجری قانون و ۳۱ غیرنظامی جان باختند.
ادعای مسوولیت و تنش دیپلماتیک
بلوچستان، بزرگترین و فقیرترین ایالت پاکستان، دهههاست با شورشی مواجه است که از سوی جداییطلبان بلوچ هدایت میشود. گروههایی که خواهان خودمختاری بیشتر و سهم بزرگتری از منابع طبیعی این ایالت هستند.
گروه «ارتش آزادیبخش بلوچستان» مسوولیت حملات اخیر را بر عهده گرفت و اعلام کرد عملیاتی هماهنگ با نام «هروف» یا «توفان سیاه» را علیه نیروهای امنیتی در سراسر ایالت انجام داده است.
ارتش آزادیبخش بلوچستان به انجام حملات تروریستی، بمبگذاری و هدف قرار دادن غیرنظامیان، همچنین پاکسازی اقلیتهای قومی در بلوچستان پاکستان متهم است.
از سال ۲۰۰۴، این گروه حملاتی را علیه گروههای اقلیت غیربلوچ «در جهت پاکسازی قومی» آغاز کرد.
این گروه از سوی ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا، به عنوان گروهی تروریستی شناخته شده است.
ارتش پاکستان اعلام کرد حملات تازه بهوسیله «شبهنظامیان مورد حمایت هند» انجام شده است. ادعایی که دهلینو آن را رد کرد.
سخنگوی وزارت خارجه هند اعلام کرد اتهامات مطرحشده «بیاساس» است و اسلامآباد باید به جای فرافکنی، به مطالبات دیرینه مردم این منطقه رسیدگی کند.
عملیات گسترده و آمادهباش بیمارستانها
خشونتها بهطور همزمان در چندین منطقه از جمله کویته، گوادر، مستونگ و نوشکی رخ داد و به آغاز عملیات گسترده ارتش، پلیس و واحدهای ضدتروریسم انجامید.
در برخی مناطق، بیمارستانها در وضعیت آمادهباش اضطراری قرار گرفتند.
ارتش پاکستان اعلام کرد نیروهای امنیتی تلاش شبهنظامیان برای تصرف هر شهر یا تاسیسات راهبردی را خنثی کردهاند.
پاکستان همزمان در دیگر مناطق کشور نیز با حملات دورهای شبهنظامیان اسلامگرا، از جمله گروههای مرتبط با طالبان پاکستان، روبهرو است.
بنابر اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، آروین سالمیراد، بازیکن ۱۷ ساله تیم افسی جم بوشهر، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابان عاشوری بوشهر، هدف تیراندازی متعدد ماموران حکومتی قرار گرفت.
او سوم بهمنماه به دلیل شدت جراحات ناشی از تفنگ ساچمهای، جانباخت.
او تا سوم بهمن در بیمارستان، در کما بود. ماموران اما پیکرش را تا پنجم بهمن به شرط برگزار نکردن مراسم، به خانوادهاش تحویل ندادند.
جاویدنام آروین سالمیراد، روز ششم بهمن، به خاک سپرده شد.
آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سالهای اخیر به کار گرفته، تنها مجموعهای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه شدهایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.
پروژه «تحقیر معترض» که از خیزشهای پیشین آغاز شد و در اعتراضات ۱۴۰۴ به اوج رسید، نشان میدهد هدف قدرت حاکم دیگر فقط کنترل خیابان یا خاموش کردن اعتراض نیست، بلکه بهدنبال زدودن انسانیت معترض و قطع پیوندهای عاطفی و اخلاقی جامعه با اوست.
ویدیوی پخششده از شبکه افق، وابسته به سپاه پاسداران، که در آن مجری با لحنی تمسخرآمیز و حرکاتی اغراقشده، نگهداری پیکر کشتهشدگان در «کانتینر» و «یخچال» را به یک سوال تبدیل کرده، در همین چارچوب فهمیده میشود.
این ویدیو نه لغزش زبانی است و نه شوخی فردی یک مجری. آنچه میبینیم، بیانیه تصویری یک نظم سیاسی است. لحظهای که سرکوبگران، تحقیر را از میدان سرکوب به قاب رسمی رسانه منتقل میکنند و مرگ معترضان به موضوع خنده بدل میشود.
اینجا با عادیسازی خشونت طرف نیستیم. با مبتذل کردن مرگ روبهرو هستیم.
متن کامل این تحلیل نوشته نعیمه دوستدار را اینجا بخوانید
دادبان، یک مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران، گزارش داد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای اخیر اقدام به احضار و تهدید اعضای خانواده شماری از خبرنگاران، روزنامهنگاران و فعالان سیاسی و حقوق بشری ایرانی خارج از کشور کردهاند.
بنا بر اطلاعات رسیده به دادبان، نهادهای امنیتی، از جمله وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، به این افراد گفتهاند از رابطه خانوادگی خود برای پایان دادن به فعالیت این فعالان و روزنامهنگاران استفاده کنند.
یک منبع مطلع در این زمینه به دادبان گفت که ماموران اطلاعاتی و امنیتی به ویژه به پدر و مادرها گفتهاند که در تماس با فرزندان خود میبایست آنها را وادار به توقف فعالیت و حتی ترغیب به بازگشت به ایران یا همکاری با نهادهای امنیتی کنند؛ در غیر این صورت، محدودیتهای جدی برای خانواده آنها در ایران ایجاد خواهد شد.
به گفته این منبع مطلع، ماموران اطلاعاتی و امنیتی به خانوادهها گفتهاند که در صورت تداوم فعالیت عضو خانواده آنها، محدودیتهایی از جمله توقیف گذرنامه و ممنوعیت خروج از کشور علیه خانواده آنها در ایران اعمال خواهد شد.
انجمن جراحی لاپاروسکوپی ایران در واکنش به ادامه بازداشت کادر درمان، در بیانیهای ضمن محکوم کردن این اقدام اعلام کرد: «ایجاد مداخله، محدودیت یا فشار در فرآیند درمان نهتنها با بدیهیترین اصول اخلاق پزشکی در تعارض است، بلکه سلامت و جان بیماران را در معرض خطر مستقیم قرار میدهد.»
در بخشی از این بیانیه آمده است: «پزشک، پرستار و کادر درمان، در لحظه مواجهه با بیمار، تنها یک مسئولیت میشناسند: حفظ جان و کاهش رنج انسانی. هرگونه اقدام یا فشاری که این وظیفه را مختل کند، پزشک را در موقعیتی غیرقابلقبول از تعارض اخلاقی قرار میدهد و پیامدهای جبرانناپذیری برای اعتماد عمومی به نظام سلامت خواهد داشت.»
انجمن جراحی لاپاروسکوپی ایران با تأکید بر بیطرفی کامل حرفه پزشکی، انتظار دارد «امنیت شغلی و استقلال حرفهای کادر درمان در تمامی مراکز درمانی کشور تضمین شود و هیچ نهاد یا نیرویی خارج از چارچوبهای علمی و قانونی در روند تشخیص و درمان بیماران مداخله نکند.»
در پایان این بیانیه آمده است: «حفظ حرمت حرفه پزشکی و صیانت از جان بیماران، نه یک مطالبه صنفی، بلکه ضرورتی انسانی و ملی است. سلامت جامعه، سرمایهای است که آسیب به آن، پیامدهایی فراتر از هر بحران مقطعی خواهد داشت.»





