نامه دعوت از شاهزاده رضا پهلوی به پارلمان اروپا به رییس این نهاد تحویل داده شد

در پی حمایت ۳۵ نماینده پارلمان اروپا از ابتکار دعوت شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در این پارلمان، نامهای در این زمینه به رییس این نهاد تحویل داده شد.

در پی حمایت ۳۵ نماینده پارلمان اروپا از ابتکار دعوت شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در این پارلمان، نامهای در این زمینه به رییس این نهاد تحویل داده شد.
سباستین تینکین، عضو پارلمان اروپا جمعه ۲۶ دی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که نامه دعوت شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در پارلمان اروپا به دست روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، رسید.
او پیشتر خواستار دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای سخنرانی در پارلمان اروپا شده و گفته بود: «سالهاست که اتحادیه اروپا با مقامهای جمهوری اسلامی گفتوگو کرده مقامهایی که مسئول کشتار معترضان در خیابانها هستند. زمان آن رسیده که صدای کسی شنیده شود که ایرانیان شجاع نام او را پیش از کشته شدن فریاد میزنند.»
در روزهای اخیر حمایت سیاستمداران اروپایی از شاهزاده پهلوی افزایش یافته است.
۲۵ دی، ۱۲ تن از نمایندگان پارلمان سوئد با انتشار بیانیهای، شاهزاده رضا پهلوی را یک «رهبر ملی وحدتبخش» خواندند و از حق مردم ایران برای همبستگی حول محور او و قیام علیه جمهوری اسلامی حمایت کردند.
این نمایندگان در این بیانیه تاکید کردند: «شاهزاده رضا پهلوی بارها تعهد صریح خود را به گذار مسالمتآمیز، آشتی ملی، حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت سکولار و این اصل اعلام کرده که تنها مردم ایران باید از طریق یک روند آزاد و دموکراتیک نظام حکمرانی خود را تعیین کنند.»
از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، نشانهای هویت ملی مانند پرچم شیر و خورشید به نمادهایی برجسته در میان معترضان بدل شدهاند و شمار زیادی از شهروندان در داخل و خارج کشور آنها را در تجمعها و اعتراضات ضدحکومتی به همراه دارند.
حمایت پارلمان اروپا از انقلاب ملی ایرانیان
در روزهای اخیر پارلمان اروپا از انقلاب ملی ایرانیان حمایت کرده است.
۲۲ دی، رییس پارلمان اروپا، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که ورود تمامی کارکنان دیپلماتیک و هرگونه نماینده جمهوری اسلامی به همه ساختمانهای پارلمان اروپا را ممنوع کرده است.
رییس پارلمان اروپا درباره تصمیم خود برای ممنوعیت ورود کارکنان دیپلماتیک جمهوری اسلامی به ساختمانهای پارلمان اروپا نوشت که این نهاد به مشروعیتبخشی به این حکومت که بقای خود را از طریق شکنجه، سرکوب و کشتن حفظ کرده است، کمک نخواهد کرد.
همچنین میکا آلاتولا، نماینده پارلمان اروپا نوشت: «اروپا باید مشروعیتبخشی به رژیم جنایتکار ایران را متوقف کند. سفارتخانههای اتحادیه اروپا را به پناهگاههای امن برای مخالفان تحت تعقیب تبدیل کند. سپاه را تروریستی معرفی کرده و رضا پهلوی را به بروکسل دعوت کنید.»
او افزود: «تجارت با جمهوری اسلامی را قطع کند و نخبگان روحانی را تحریم کند.»
در پی کشتار مردم به دست نیروهای حکومتی در ایران به ویژه از سوی بسیج و سپاه پاسداران، درخواستها در اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران از سوی اتحادیه اروپا افزایش یافته است. در همین حال، گزارشهایی از مخالفت برخی از کشورها با این اقدام منتشر شده است.
امید نوریپور، نایبرییس پارلمان فدرال آلمان، ۲۵ دی گفت: «روزهاست در ایران سرکوبهای وحشیانه و کشتار جریان دارد.»
او ادامه داد: «آنچه اکنون لازم است، اعمال فشار مالی و قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپاست.»
نوربرت روتگن، نماینده پارلمان آلمان، نیز در شبکه ایکس نوشت: «قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی تاثیر ملموسی خواهد داشت.»

در حالی که جمهوری اسلامی با تحریمهای گسترده غرب روبهرو است، یک گزارش اطلاعاتی حکایت از آن دارد که ادامه خرید نفت ایران از سوی چین به سپاه پاسداران امکان میدهد با حفظ منابع مالی، فشارهای خارجی را تا حد زیادی خنثی کند.
بر اساس گزارشی اختصاصی که یک نهاد اطلاعاتی غربی در اختیار وبسایت «یوراکتیو» قرار داد، چین همچنان با خرید حجم بالایی از نفت ایران، مهمترین پشتوانه مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
یوراکتیو جمعه ۲۶ دی به نقل از این نهاد اطلاعاتی نوشت که تقاضای پایدار پکن برای نفت ارزان ایران، نقش تعیینکنندهای در تداوم درآمدهای سپاه، بهعنوان شاخه اصلی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، ایفا کرده و این روند در سالهای اخیر شدت بیشتری گرفته است.
بر این اساس، چین خریدار حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران است و پکن نگرانی چندانی نسبت به خطر تحریمهای ثانویه ندارد.
به گفته یک مقام این نهاد اطاعاتی نیاز بالای چین به نفت خام ارزان باعث شده این کشور از پیامدهای سیاسی و حقوقی این همکاری چشمپوشی کند و حتی برخورد خشونتآمیز حکومت ایران با معترضان داخلی نیز تغییری در این رویکرد ایجاد نکرده است.
جمهوری اسلامی برای انتقال نفت خود از ناوگانی موسوم به «ناوگان سایه» استفاده میکند؛ روشی که روسیه نیز برای دور زدن تحریمها به کار میبرد. در این شیوه، نفتکشها با خاموش کردن سامانههای ردیابی و تغییر هویت، محمولهها را به مقصد میرسانند. با این حال، به گفته مقام یادشده، مسکو و تهران بهتدریج به رقبایی در بازار فروش نفت تحریمشده چین تبدیل شدهاند.
همکاریهای نظامی در ازای نفت
بر اساس این ارزیابی اطلاعاتی، چین در بسیاری موارد بهای نفت ایران را تنها بهصورت نقدی پرداخت نمیکند. این مقام گفت بخشی از پرداختها در قالب «تحویل مستقیم سامانههای تسلیحاتی به سپاه پاسداران »انجام میشود و پکن طی شش ماه گذشته، نقش اصلی در حمایت از بازسازی برنامه موشک بالستیک حکومت ایران را بر عهده داشته است.
در این میان، بخشی از عملیات تدارکاتی جمهوری اسلامی از مسیر دبی در امارات متحده عربی انجام میشود؛ جایی که به دلیل فضای تجاری مساعدتر، انجام مبادلات مالی آسانتر است.
در همین راستا وزارت خزانهداری ایالات متحده چهارشنبه ۲۵ دی، ۱۳ نهاد مرتبط با بانکداری سایه و پولشویی حکومت جمهوری اسلامی را در لیست تحریمها قرار داد. تعدادی از شرکتهای بازرگانی مشمول تحریم در امارات متحده عربی فعالیت میکنند.
حمایت مالی از نیروهای نیابتی
این گزارش تاکید کرد با وجود آنکه اقتصاد ایران در شرایط «سقوط آزاد» قرار دارد، حکومت همچنان منابع مالی کافی برای تامین نیروهای نیابتی خود در منطقه در اختیار دارد. حزبالله لبنان بزرگترین دریافتکننده این کمکها است و برآوردها نشان میدهد این گروه طی سال گذشته بین ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار از جمهوری اسلامی کمک مالی دریافت کرده است.
در پاسخ به پرسش درباره استفاده از نیروهای نیابتی برای سرکوب اعتراضها در داخل ایران، این مقام اطلاعاتی گفت شواهدی در دست نیست که این روند در ابعادی گستردهتر رخ داده باشد.
او افزود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقطع کنونی نیروی انسانی کافی برای مهار ناآرامیها در داخل ایران در اختیار دارد و تاکید کرد: «حکومت در درجه نخست به شبهنظامیان شیعه عراقی برای پیشبرد اهداف خود در داخل عراق نیاز دارد.»
این در حالی است که ۱۷ دی ماه گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از اعزام دست کم ۸۰۰ نیروی شبهنظامی شیعه عراقی از اعضای کتائب حزبالله، حرکة النجباء، سیدالشهدا و بدر به ایران داشت. شبکه سیانان نیز در همین رابطه پنجشنبه ۲۵ دی گفت پنج هزار شبهنظامی عراقی از طریق دو گذرگاه مرزی شیب در استان میسان و زرباطیه در استان واسط، به ایران رفتهاند.
مسیرهای جدید تامین مالی
این ارزیابی همچنین نشان داد سپاه پاسداران برای تنوعبخشی به منابع مالی خود، علاوه بر نفت، به دو مسیر معاملات ارزهای دیجیتال و خرید گسترده طلا روی آورد.
بر اساس این گزارش ترکیه در تجارت طلا و قاچاق ارز جمهوری اسلامی نقش قابل توجهی ایفا میکند، هرچند انتقال مستقیم پول نقد از طریق چمدانها کاهش یافته است. با این حال، این مقام گفت چنین انتقالهایی همچنان، بهویژه پس از دشوار شدن مسیر زمینی انتقال پول در پی سقوط اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴، ادامه دارد.

۸۷ تن از هنرمندان، نویسندگان و کنشگران فرهنگی ایرانی به همراه سه نهاد فرهنگی ایرانی، نسبت به کشتار گسترده معترضان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و خطر جدی اعدام بازداشتشدگان هشدار دادند.
این هنرمندان، نویسندگان و کنشگران در این بیانیه که جمعه منتشر شد، «سرکوب خشونتبار و استفاده از نیروی مرگبار علیه شهروندان» را محکوم و اعلام کردند بنا بر گزارش منابع مستقل، هزاران نفر در اعتراضات اخیر جان خود را از دست دادهاند و شمار زیادی نیز زخمی یا بازداشت شدهاند.
در این بیانیه آمده است که بازداشتهای گسترده، عمدتا جوانان را هدف قرار داده و همزمان نگرانیهای عمیقی درباره وضعیت بازداشتشدگان، دسترسی آنان به دادرسی عادلانه و احتمال طرح اتهاماتی مانند محاربه، تروریسم یا جاسوسی وجود دارد؛ اتهاماتی که طبق قوانین جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
امضاکنندگان با اشاره به تهدیدهای اخیر مقامهای قضایی و سابقه برخوردهای فراقانونی، تاکید کردهاند خطر اجرای شتابزده احکام سنگین، از جمله اعدام، «بسیار جدی» است.
شهره آغداشلو، مهناز افشار، نوشابه امیری، نیلوفر بیضایی، جعفر پناهی، هوشنگ توزیع، محمد رسولاف، سینا سرلک، مژگان شجریان، لادن طباطبایی، پرستو فروهر، مهرانگیز کار، باربد گلشیری، گوگوش، بهمن مقصودلو، عباس میلانی و اسماعیل نوریعلا به همراه کانون هنرمندان ایرانی فیلم و تئاتر برون مرز، آیفتا جشنواره جهانی فیلم «زن، زندگی، آزادی» و گروه تئاتر کاروان استکهلم، از امضاکنندگان این بیانیه هستند.
«خشونت سیستماتیک»
بیانیه همچنین کشتار معترضان غیرنظامی، بازداشتهای فراقانونی و ایجاد فضای رعب و وحشت را مصداق «خشونت سیستماتیک» و نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بشر از جمله حق حیات، آزادی بیان و حق اعتراض مسالمتآمیز دانسته است.
نویسندگان این متن هشدار دادهاند که سکوت و بیعملی جامعه جهانی در این مقطع میتواند به فاجعهای جبرانناپذیر بینجامد.
در پایان، امضاکنندگان از جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری، سازمانهای بینالمللی و رسانههای مستقل خواستهاند با فوریت و مسئولیتپذیری به وضعیت ایران واکنش نشان دهند و از جان هزاران بازداشتشده که در معرض خطر جدی قرار دارند، حفاظت کنند.
این بیانیه با هدف «محکومیت صریح کشتار صورتگرفته و تلاش برای جلوگیری از تداوم و گسترش یک فاجعه انسانی» منتشر شده است.
پیشتر مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با انتشار پیامی در ایکس نسبت به استفاده از مجازات اعدام برای سرکوب اعتراضات در ایران ابراز نگرانی کرد.
ساتو گفت تهدید به اعدام و صدور حکم برای یکی از معترضان، اقدامی غیرقانونی و نشانهای آشکار از بیاعتنایی به آزادی تجمع و بیان است.
همچنین حدود ۴۵۰ فمینیستایرانی ۲۴ دی ماه در بیانیهای اعلام کردند که حکومت ایران با قطع اینترنت، تلفن همراه و مسیرهای ارتباطی، عملا امکان نظارت عمومی و اطلاعرسانی مستقل را از بین برده و همزمان دست به سرکوب خشونتبار اعتراضات زده است.
امضاکنندگان بیانیه تاکید کردهاند این وضعیت یک «اختلال فنی» نیست، بلکه بخشی از سازوکار سرکوب و پنهانسازی خشونت دولتی است.
در ۲۳ دی ماه، ایراناینترنشنال با صدور بیانیهای از بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران روایت کرد که عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه روی داده و دستکم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند.

ائتلافی از سازمانهای حقوق بشری از سازمان ملل خواست با برگزاری نشستی اضطراری، به سرکوب اعتراضات در ایران رسیدگی کند.
بر اساس بیانیهای که جمعه ۲۶ دی در ژنو منتشر شد، این ائتلاف فرامنطقهای متشکل از ۳۰ سازمان غیردولتی و گروه حقوق بشری با ارسال نامهای فوری به ۱۰۰ سفیر کشورهای عضو سازمان ملل در ژنو، خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورای حقوق بشر برای بررسی آنچه «کشتار جمعی وحشتناک» معترضان بهدست حکومت ایران خوانده شده، شد.
این بیانیه پس از نشست پنجشنبه ۲۵ دی شورای امنیت سازمان ملل برای بررسی اعتراضات سراسری و سرکوب در ایرانیان منتشر شد.
نشست شورای امنیت به درخواست ایالات متحده برگزار شد اما بدون صدور قطعنامه پایان یافت.
تمرکز بر نهادهای حقوق بشری بدون حق وتو
این ائتلاف حقوق بشری در درخواست خود اعلام کرد واکنش خشونتآمیز حکومت ایران به اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر آغاز شد، به «نقض گسترده و نظاممند حقوق بشر» انجامیده و ابعاد آن بهگونهای است که نیازمند اقدام فوری سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل، بهویژه شورای حقوق بشر و مجمع عمومی، است.
در متن این درخواست تاکید شده است که بهدلیل استفاده چین و روسیه از حق وتو، شورای امنیت عملا از اقدام علیه جمهوری اسلامی بازمانده است.
هیلل نویر، مدیر اجرایی «یواِن واچ»، گفت تجربههای پیشین نشان داده است که اگر کشورهای اروپایی در مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر سازمان ملل پیشگام شوند، امکان صدور محکومیت قوی و ایجاد سازوکارهای تحقیق، پاسخگویی و عدالت وجود دارد.
نویر افزود: «زمانی که معترضان مسالمتآمیز در خیابانها هدف گلوله قرار میگیرند و اجساد در سردخانههای انباشته میشود، سکوت بیطرفی نیست، بلکه همدستی است.»
هشدار درباره ابعاد سرکوب اعتراضات
بر اساس هشدار این ائتلاف، سرکوب «خشونتآمیز و سازمانیافته» اعتراضات سراسری در هفتههای اخیر به کشته شدن هزاران نفر انجامیده و شمار زیادی نیز زخمی، بهطور خودسرانه بازداشت، شکنجه یا ناپدید شدهاند.
در نامه آمده است نیروهای امنیتی از گلوله جنگی علیه غیرنظامیان استفاده کردهاند و بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل، خانواده و خدمات درمانی محروم ماندهاند. همچنین خبرنگاران، دانشجویان، زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی بهطور هدفمند تحت فشار قرار گرفتهاند.
پنهان ماندن ابعاد سرکوب
ائتلاف امضاکننده هشدار داد که قطع گسترده اینترنت و محدودیتهای شدید اطلاعرسانی، مانع از روشن شدن ابعاد واقعی نقضهای حقوق بشری شده و امکان نظارت مستقل را بهشدت کاهش داده است.
به گفته این نهادها، چنین اقداماتی در کنار سرکوب خیابانی، نشاندهنده تلاش سازمانیافته برای خاموش کردن صدای معترضان است.
احتمال ارتکاب جرم بینالمللی
در این درخواست تاکید شده است که اقدامات حکومت ایران ناقض تعهدات این کشور ذیل منشور سازمان ملل و معاهدات اصلی حقوق بشری، از جمله حق حیات، آزادی بیان، تجمع مسالمتآمیز و دادرسی عادلانه است و میتواند مصداق جرمهای بینالمللی باشد.
نویر گفت: «سازمان ملل برای مقابله با چنین فجایعی تاسیس شد و اگر نتواند در برابر کشتار شهروندان به دلیل مطالبه حقوق اولیه واکنش قاطع نشان دهد، اعتبارش زیر سوال میرود.»
این ائتلاف از سازمان ملل خواست بهطور فوری با برگزاری نشستهای اضطراری مجمع عمومی و شورای حقوق بشر، به وضعیت رو به وخامت حقوق بشر در ایران رسیدگی کند و کشتار معترضان و دیگر موارد نقض جدی حقوق بینالملل را بهصورت علنی و بدون ابهام محکوم کند.
امضاکنندگان همچنین خواستار ایجاد سازوکارهای مستقل و بینالمللی برای تحقیق، مستندسازی و پاسخگویی شدند و بر ضرورت آزادی فوری همه بازداشتشدگان خودسرانه تاکید کردند. آنها افزودند نظارت و گزارشدهی مستمر سازمان ملل باید تا زمان توقف کامل خشونتها و سرکوبها ادامه یابد تا امکان پیگیری عدالت و جلوگیری از تکرار نقضهای حقوق بشری فراهم شود.
این ائتلاف تاکید کرد که تداوم سکوت یا تعلل، به تشدید سرکوب و افزایش شمار قربانیان خواهد انجامید.
در پایان نامه آمده است: «معترضان ایرانی برای حقوقی جان میدهند که سازمان ملل خود متعهد به دفاع از آنهاست. اعتبار سازمان ملل و کشورهای عضو آن به واکنشی بستگی دارد که با ابعاد و فوریت این بحران همخوانی داشته باشد.»
امضاکنندگان ائتلاف از سازمانها و فعالان حقوق بشری مستقر در کشورهایی چون استرالیا، کامرون، کانادا، فرانسه، گامبیا، غنا، هند، ژاپن، لتونی، مولداوی، مراکش، نیجریه، پاکستان، سنگال، سنگاپور، سوئیس و ایالات متحده هستند.

احزاب سیاسی کردستان ایران در نامه مشترکی از جامعه جهانی خواستند «صدای مردم به پا خاسته ایران» را بشنوند. این احزاب از کشورها و سازمانهای حقوق بشری نیز خواستند «با تمام توان و به هر شکل ممکن، این حکومت آدمکش» را متوقف کنند.
هفت حزب سیاسی کردستان ایران در این نامه سرگشادهای که خطاب به کشورهای جهان، نهادهای بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری نوشته شده، درباره کشتار مردم ایران هشدار دادند.
در این نامه آمده است: «ما احزاب سیاسی کردستان ایران از جامعه جهانی میخواهیم صدای مردم به پا خاسته ایران را بشنود، کشورها و سازمانهای حقوق بشر مسئولیت خود را بپذیرند و با تمام توان و به هر شکل ممکن، این رژیم آدمکش را متوقف کنند.»
احزاب کرستان ایران تاکید کردند: «تودههای مردم و ملتهای تحت ستم با مبارزات چند دهه گذشته خود علیه حاکمیت ایران نشان دادهاند که شایسته آزادی و زندگی انسانی هستند و برای آن مدام قربانی میدهند. شما با یاری رساندن به مردم ایران و حمایت از آنان در این مبارزه، بخشی از مسئولیت تاریخی خود را به انجام میرسانید.»
حزب آزادی کردستان (پاک)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، سازمان خبات کردستان ایران، کومله، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، کومله زحمتکشان کردستان، حزب کومله کردستان ایران و حزب دموکرات کردستان ایران، امضاکنندگان این نامه هستند.
آنها درباره وضعیت کنونی ایران نوشتند: «جمهوری اسلامی بیش از سه هفته است که بیرحمانه به جان مردم برخاسته است؛ مردمی که از نبود آزادی سیاسی، فقر، گرسنگی و فساد حکومتی به ستوه آمدهاند. این رژیم دیکتاتور، برای پنهان کردن جنایات و کشتارهای جمعی و پاک کردن اسناد و آثار اقدامات غیرانسانی خود، خطوط اینترنت را قطع کرده و تمامی راههای ارتباطی با جهان خارج را بر مردم کشور مسدود ساخته است.»
احزاب کردستان ایران بر این که دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در این اعتراضات «مرتکب جنایت علیه بشریت» شده، ادامه دادند: «هزاران نفر کشته شدهاند که دهها نفر از آنان زن و افراد زیر ۱۸ سال هستند، هزاران نفر نابینا شدهاند، دهها هزار نفر بازداشت شدهاند و هزاران مجروح نیز از ترس بازداشت، جرأت نمیکنند برای درمان زخمهای خود به بیمارستانها مراجعه کنند.»
پیشتر شورای سردبیری ایراناینترنشنال، اعلام کرد «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» که در جریان آن، دستکم ۱۲ هزار شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدند، «با دستور شخص علی خامنهای» صورت گرفت.
در بخش دیگری از بیانیه احزاب سیاسی کردستان ایران آمده که «این رژیم دیکتاتور که طی پنج دهه گذشته کردستان را با نگاه امنیتی و نظامی اداره کرده و پیشتر نیز در آغاز خیزش «ژینا – زن، زندگی، آزادی» جنایات بزرگی علیه بشریت مرتکب شده بود، بار دیگر دست به جنایت زده است.»
بر اساس اعلام احزاب کرد، در اعتراضات ایلام، کرماشان و لرستان نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی با سلاحهای نیمهسنگین جان صدها نفر را گرفتند اما «کشتار، بازداشتها و فضای سرکوب، اراده مردم کردستان برای مقاومت و مبارزه را تضعیف نکرده» است.
در جریان انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی، تمامی شهرهای کردستان ایران، در پاسخ به فراخوان هفت حزب سیاسی، با اعتصاب عمومی سراسری، بار دیگر «صدای تسلیمناپذیری و حقطلبی» خود را به گوش جهان رساند.
هشدار درباره خطر قریبالوقوع «قتلعام مردم معترض»
احزاب سیاسی کردستان تاکید کردند که اکنون، با توجه به وضعیت داخلی ایران و کردستان، از جمله «خطر قریبالوقوع قتلعام مردم معترض، عدم پایبندی جمهوری اسلامی به هیچ قانون و اصل جهانی و بیتاثیر بودن تلاشهای دیپلماتیک تا امروز»، مسئولیت واکنش، اعتراض و یاری رساندن به مردم ایران بیش از هر زمان دیگری بر دوش جامعه بینالمللی است.
این احزاب افزودند واضح است که جمهوری اسلامی بهعنوان حکومتی غیرمسئول، آستینهای خود را برای جنایت و کشتار مردم انقلابی و آزادیخواه بالا زده است.
آنان تاکید کردند که جامعه جهانی موظف است «یکپارچه صدای خود را بلند کند و با متوقف ساختن این رژیم، به اراده مردم ایران و ملتهای تحت ستم برای تغییر نظام احترام گذاشته و یاریرسان آنان باشد.»

قتل حکومتی امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ سالهی تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان اعتراضات منطقه افسریه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد، بار دیگر پرده از یکی از فریبکارانهترین استراتژیهای بقای قدرت برداشت.
میلاد زنیدپور، بازیکن پیشین تیم ملی، در اینباره نوشت: «پس از این جنایت، در سکوت خبری کامل برای او پروندهسازی کردند. پیکر بیجانش را تنها با این شرط به خانواده تحویل دادند که اعلام کنند امیرحسین عضو نیروی بسیج بوده است. خانواده تحت فشار و تهدید قرار گرفتند تا سکوت کنند و هیچ حق اعتراضی نداشته باشند.»
روایت میلاد زنیدپور از آنچه که بر امیرحسین و خانوادهاش گذشته، نمونهای از روایتهای بیشماری است که این روزها شنیده میشود. جمهوری اسلامی به شکل سیستماتیک با اعمال فشار، تهدید و گروگانگیری پیکر جانباختگان، خانوادهها را مجبور میکند تا فرزندان معترض خود را بسیجی معرفی کرده و آنها را به عنوان «شهید» به خاک بسپارند.
این واقعه، مصداق بارز سیاستی است که در آن رژیم نه تنها جان مخالف را میگیرد، بلکه هویت و میراث او را نیز تسخیر میکند. در ادبیات سیاسی، این پدیده را «بازی دوگانه دیکتاتور» مینامند؛ تاکتیکی روانی و پیچیده که در آن رژیمهای سرکوبگر پس از قتل معترضان، با تظاهر به سوگواری، تلاش میکنند میراث آنها را به نفع نظام مصادره کنند. هدف از این نمایش، جلوگیری از تبدیل شدن مخالف به یک اسطورهی الهامبخش و بازتعریف او به عنوان یک مهره وفادار در روایت رسمی است.
تاریخ سیاه جمهوری اسلامی؛ مصادره پیکرها و سرقت هویت مقتولان
جمهوری اسلامی تاریخ طولانی و سیاهی در ربودن پیکر معترضان و مصادره نام آنها به نفع ماشین پروپاگاندای خود دارد. این رژیم نه تنها جان مخالفان را میگیرد، بلکه با وقاحتی تمامعیار تلاش میکند تا نام آنها را نیز به نفع نظام مصادره کند.
در جریان انقلاب ملی اخیر، پروندهی امیرحسام خدایاری، جوان اهل کوهدشت در استان لرستان، یکی از تازهترین نمونههای این تزویر است. پس از آنکه امیرحسام با شلیک نیروهای سرکوب بهقتل رسید، دستگاههای امنیتی تلاش گستردهای کردند تا او را «بسیجی» معرفی کنند که گویا به دست «اغتشاشگران» کشته شده است.
اما این سناریوی فریبکارانه با شجاعت پدر او در هم شکست. در میانه مراسم تشییعجنازه، پدر امیرحسام فریاد زد «پسر من بسیجی نبود!»؛ فریادی که نهتنها نقشهی رژیم را بر آب کرد، بلکه به نمادی از مقاومت خانوادههای دادخواه در برابر جعل حقیقت تبدیل شد.
این رفتار، بخشی از یک رویه سیستماتیک است که در دهههای گذشته بارها تکرار شده است.
ناصر رضایی (فردیس کرج، آبان ۹۸)؛
ناصر رضایی در جریان اعتراضات آبانماه با شلیک مستقیم کشته شد. رژیم بلافاصله کوشید تا او را «شهید بسیجی» معرفی کند و حتی بنرهایی با این عنوان در سطح شهر نصب کرد. با این حال، خانواده او در برابر این تحریف ایستادند و اعلام کردند ناصر یک معترض بود و هیچ وابستگی به نهادهای سرکوب نداشت. آنها حتی از پذیرش عنوان «شهید» برای فرزندشان خودداری کردند.
برهان منصورنیا (کرمانشاه، آبان ۹۸)
دکتر برهان منصورنیا، فارغالتحصیل دامپزشکی، پس از اصابت گلوله در اعتراضات کرمانشاه و تحمل ۳۴ ساعت درد، جان باخت. مقامات امنیتی تلاش کردند با شهید نامیدن او، جنایت خود را بپوشانند، اما برادر او، فرزاد منصورنیا، با افشاگریهای مداوم پرده از این حقیقت برداشت که چگونه رژیم قصد داشت قاتل را در جایگاه عزادار بنشاند و مقتول را حامی خود جلوه دهد.
صانع ژاله (بهمن ۸۹)
حکومت در حالی تلاش کرد صانع ژاله را یک بسیجی معرفی کند که او از همراهان جنبش سبز بود. رژیم حتی برای او تشییعجنازهای حکومتی ترتیب داد.
چرا جمهوری اسلامی لباس عزادار میپوشد؟
این استراتژی در مواجهه با معترضانی چون امیرحسین محمدزاده دو هدف عمده را دنبال میکند:
۱. کنترل روایت و تصاحب میراث
رژیم با ربودن پیکرها و «شهید» نامیدن قربانیان، تریبون را در دست میگیرد تا مقتول را نه به عنوان یک معترض، بلکه به عنوان فرزندی وفادار نشان دهد که توسط «عوامل وابسته به اسرائیل و آمریکا» کشته شده است. با این کار، پتانسیل اعتراضی خونهای ریخته شده تا حدودی خنثی میشود.
۲. ایجاد تردید و خرید زمان
این رفتار در بخشی از افکار عمومی تردید ایجاد کرده و برای رژیم زمان میخرد تا موضوع را شامل مرور زمان کرده و از فشار بینالمللی بکاهد.
«بازی دوگانه دیکتاتور» اوج تزویر در سیاست است. در این استراتژی، قربانی دوبار کشته میشود؛ یکبار با حذف فیزیکی، و بار دوم با ربوده شدن هویت و هدفش توسط همان سیستمی که او را از پای درآورده است.






