دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، پیش از نشست خود با ولادیمیر پوتین رییسجمهور روسیه در آلاسکا، به صورت تلفنی با یکی از متحدان مهم جهانی پوتین، الکساندر لوکاشنکو، رییسجمهور بلاروسـ گفتوگو کرد.
ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که در مسیر خود به آنکوریج برای حضور در نشست با پوتین، با لوکاشنکو صحبت کرده است.
ترامپ این گفتوگو را «عالی» توصیف کرد و توضیح داد که «هدف از این تماس، تشکر از لوکاشنکو بابت آزادی یک زندانی بوده است.»

ترامپ افزود: «ما درباره موضوعات زیادی صحبت کردیم، از جمله سفر پوتین به آلاسکا. مشتاق دیدار با رئیسجمهور لوکاشنکو در آینده هستم. »
لوکاشنکو متحد نزدیک پوتین است و این روابط در بحبوحه جنگ اوکراین نزدیکتر هم شده است.
حمله تمامعیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تا حدی از خاک بلاروس آغاز شد و پوتین سلاحهای هستهای تاکتیکی را در بلاروس مستقر کرده است.

در آستانه دیدار دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، سابقه رویارویی تاریخی آمریکا و روسیه، از جمله در دوران «جنگ سرد» میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، مورد توجه قرار گرفته است.
از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱، آمریکا و شوروی درگیر رقابتی جهانی شدند که به «جنگ سرد» شهرت یافت؛ نبردی بدون رویارویی مستقیم که چهره سیاست جهان را دگرگون کرد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم واشینگتن و مسکو وارد یک رقابت چهار و نیم دههای شدند که سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داد.
مورخان، مسیر این رویارویی را از زمان شکلگیری دو بلوک رقیب در اواخر دهه ۱۹۴۰، عبور از بحرانهای هستهای و جنگهای نیابتی، تا دوران تنشزدایی و در نهایت فروپاشی سیاسی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ترسیم میکنند.
آغاز رقابت و تشدید اولیه (۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳)
با شکست آلمان نازی، بیاعتمادی عمیق ایدئولوژیک و اهداف امنیتی متعارض میان واشینگتن و مسکو، به سرعت به رقابت آشکار تبدیل شد. در سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸، ایالات متحده با اعلام دکترین ترومن، اجرای طرح مارشال و مشارکت در تأسیس ناتو (۱۹۴۹)، بلوک غرب را تثبیت کرد.
دکترین ترومن، سیاست اعلامشده رییسجمهوری هری ترومن در سال ۱۹۴۷ بود. هدف، حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی از کشورهایی بود که با فشار یا تهدید کمونیسم روبهرو بودند، بهویژه یونان و ترکیه.
طرح مارشال هم برنامه کمک اقتصادی آمریکا بود که از ۱۹۴۸ آغاز شد و با ارائه میلیاردها دلار وام و کمک بلاعوض به کشورهای اروپایی جنگزده، بازسازی اقتصاد اروپا را تسریع و نفوذ شوروی را مهار کرد.
در مقابل، شوروی با تحکیم کنترل بر اروپای شرقی، پایههای بلوک شرق را بنا نهاد. این اقدامات عملا اروپا را به دو اردوگاه متقابل تقسیم کرد.
در ژوئن ۱۹۴۸، شوروی تمام مسیرهای زمینی و ریلی به برلین غربی را مسدود کرد تا کنترل کامل بر شهر را به دست آورد. پاسخ آمریکا و متحدانش، پل هوایی برلین بود که به مدت ۱۱ ماه، نیازهای شهر را از طریق هوا تامین کرد. محاصره در مه ۱۹۴۹ بدون موفقیت شوروی پایان یافت و این رویداد، جدایی آلمان به دو کشور و شکاف اروپا را تثبیت کرد.
آزمایش بمب اتمی شوروی در ۱۹۴۹ به انحصار هستهای آمریکا پایان داد و مسابقه تسلیحاتی را آغاز کرد.
در آمریکا، سند NSC-68 که یک گزارش محرمانه راهبردی از شورای امنیت ملی آمریکا بود، در آوریل ۱۹۵۰ تهیه شد و مسیر سیاست خارجی آمریکا را در سالهای آغازین جنگ سرد تعیین کرد.
در این سند، شوروی بهعنوان تهدید اصلی برای امنیت جهانی معرفی و توصیه شد که ایالات متحده برای مهار کمونیسم، بهطور چشمگیر بودجه نظامی خود را افزایش دهد، توان هستهایاش را گسترش دهد و از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی در سراسر جهان فعالانهتر عمل کند. این رویکرد بعدها مبنای سیاست «مهار» در مقیاس جهانی شد.
همزمان، جنگ کره (۱۹۵۰–۱۹۵۳) بهعنوان نخستین جنگ بزرگ نیابتی میان دو بلوک، ماهیت جهانی این رویارویی را آشکار ساخت.
بحرانها، دیوارها و موشکها (۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳)
پس از مرگ استالین در ۱۹۵۳، امیدهایی برای کاهش تنش پدید آمد، اما قیامهای مردمی در اروپای شرقی بهشدت سرکوب شد. در سال ۱۹۵۶، شوروی با نیروی نظامی قیام مجارستان را خاموش کرد. برلین همچنان نقطهای بحرانی باقی ماند تا اینکه در ۱۹۶۱، دولت آلمان شرقی با حمایت شوروی دیوار برلین را بنا کرد؛ دیواری که نماد جدایی شرق و غرب شد.
در اکتبر ۱۹۶۲، تصاویر شناسایی هوایی آمریکا، استقرار موشکهای هستهای شوروی در کوبا را فاش کرد. ایالات متحده با اعلام «قرنطینه دریایی» و هشدار به شوروی، جهان را در یک رویارویی ۱۳ روزه به آستانه جنگ اتمی کشاند.
در نهایت، مسکو با خروج موشکها موافقت کرد و واشینگتن نیز تعهد داد به کوبا حمله نکند. توافق محرمانهای نیز برای جمعآوری موشکهای آمریکا از ترکیه صورت گرفت. این بحران به ایجاد خط تماس مستقیم واشینگتن-مسکو و آغاز گفتوگوهای جدی کنترل تسلیحات منجر شد.
از تقابل تا تنشزدایی (اواسط دهه ۱۹۶۰ تا دهه ۱۹۷۰)
پس از سالها افزایش سریع زرادخانههای هستهای، دو قدرت به سوی کنترل رقابت گام برداشتند.
در مه ۱۹۷۲، پیمان محدودسازی سامانههای ضدبالستیک (ABM) و توافق موقت سالت یک امضا شد. سالت یک بخشی از مذاکرات «محدودسازی تسلیحات راهبردی» میان آمریکا و شوروی بود که در مه ۱۹۷۲ در مسکو به امضای ریچارد نیکسون و لئونید برژنف رسید.
این توافق موقت، برای یک دوره پنجساله، تعداد سامانههای پرتاب موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBM) و موشکهای بالستیک زیردریاییپرتاب (SLBM) دو کشور را در سطح موجود آن زمان «فریز» میکرد؛ یعنی اجازه افزایش تعداد این سکوهای پرتاب را نمیداد، هرچند توسعه کیفی و نوسازی سامانهها را محدود نمیکرد.
این توافق همراه با پیمان سامانههای ضدبالستیک (ABM Treaty)، نخستین گام جدی دو ابرقدرت برای مهار رقابت هستهای در دوران جنگ سرد بود.
در سال ۱۹۷۵، سند نهایی هلسینکی میان ۳۵ کشور اروپایی با تاکید بر مرزهای اروپا، امنیت، همکاری اقتصادی و حقوق بشر به تصویب رسید. این سند به مخالفان سیاسی در بلوک شرق زبان مشترکی برای بیان اعتراضاتشان داد. این سند، گرچه الزامآور نبود، اما نقطه عطفی در روند تنشزدایی جنگ سرد شد.
حتی در دوره تنشزدایی، رقابت ژئوپلیتیکی پایان نیافت. آمریکا و شوروی در جنگهای نیابتی در جنوبشرقی آسیا، خاورمیانه و آفریقا فعال بودند. در دسامبر ۱۹۷۹، تهاجم شوروی به افغانستان بهعنوان نقطه پایانی تنشزدایی، موجب اعمال تحریمهای غرب، تحریم المپیک مسکو و بازگشت به فضای تقابل شد.
بازگشت رقابت و مسیر به سوی کاهش تنش (دهه ۱۹۸۰)
در اوایل دهه ۱۹۸۰، آمریکا هزینههای دفاعی را بهشدت افزایش داد و موشکهای جدیدی در اروپا مستقر کرد، در حالی که شوروی با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکرد.
در سال ۱۹۸۵، میخائیل گورباچف با دو سیاست گلاسنوست (فضای باز سیاسی) و پروسترویکا (بازسازی اقتصادی) به قدرت رسید. این اصلاحات زمینهساز آغاز مذاکرات گستردهتر شد.
نشست ریکیاویک در اکتبر ۱۹۸۶ هرچند به توافق نهایی منجر نشد، اما راه را برای امضای پیمان موشکهای میانبرد (INF) در ۸ دسامبر ۱۹۸۷ هموار کرد؛ پیمانی که برای نخستین بار، یک طبقه کامل از موشکهای دو کشور را حذف کرد.
پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱)
انقلابها در اروپای شرقی: سال ۱۹۸۹ با موج انقلابهای ضدکمونیستی آغاز شد. سقوط دولتهای وابسته به شوروی، از لهستان تا چکسلواکی و سقوط دیوار برلین در نوامبر همان سال، نشانه پایان سلطه شوروی بر اروپای شرقی بود.
در نشست مالتا (۲ تا ۳ دسامبر ۱۹۸۹)، جورج بوش و گورباچف عملا پایان جنگ سرد را اعلام کردند، هرچند مورخان بر سر تاریخ دقیق «پایان» اختلاف نظر دارند.
کودتای نافرجام اوت ۱۹۹۱ علیه گورباچف، اقتدار مرکزی را تضعیف کرد. جمهوریهای اصلی، از جمله روسیه، اوکراین و بلاروس، استقلال خود و در ۸ دسامبر تشکیل جامعه کشورهای مستقل همسود (CIS) را اعلام کردند.
در ۲۵ دسامبر، گورباچف استعفا کرد و پرچم شوروی در کرملین پایین کشیده شد. روز بعد، مجلس اعلای شوروی، نهاد قانونگذاری عالی اتحاد جماهیر شوروی که از دو مجلس هماختیار یعنی شورای اتحاد و شورای ملیتها تشکیل میشد، انحلال رسمی این کشور را اعلام کرد و جنگ سرد پایان یافت.
چرا این رویارویی «سرد» باقی ماند؟
سه عامل کلیدی مانع از آغاز جنگ مستقیم میان دو ابرقدرت شد. نخست، بازدارندگی هستهای که با تجربه بحران موشکی کوبا به روشنی نشان داد تشدید تنش میتواند به فاجعه منجر شود و همین آگاهی رهبران دو طرف را به ایجاد کانالهای ارتباطی و امضای پیمانهای کنترل تسلیحات سوق داد.
دوم، سیاست ائتلافی و موازنه قوا که با وجود تشدید رقابت از طریق ناتو و پیمان ورشو، «خطوط قرمز» روشنی ایجاد کرد و امکان مذاکره و معامله را فراهم ساخت.
سوم، محدودیتهای داخلی که در قالب فشارهای اقتصادی، نارضایتی عمومی، بهویژه در آمریکا پس از جنگ ویتنام و در اروپای شرقی بهدلیل کمبودها و ضرورت اصلاحات سیاسی در شوروی، هر دو طرف را به سمت کاهش تنش کشاند.
جنگ سرد، با وجود بحرانهای شدید و رقابتهای جهانی، هرگز به یک جنگ مستقیم بین آمریکا و شوروی تبدیل نشد، اما ساختار سیاسی و امنیتی جهان را برای نیم قرن شکل داد. پایان این دوران در ۱۹۹۱، آغازی برای نظم جدید جهانی بود؛ نظمی که میراث و پیامدهای آن هنوز هم بر سیاست بینالملل سایه انداخته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز جمعه در مسیر سفر به آلاسکا برای دیدار با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، گفت که تصمیمگیری درباره ورود به تبادل سرزمین با روسیه بر عهده اوکراین خواهد بود.
ترامپ که در هواپیمای «ایر فورس وان» با خبرنگاران گفتوگو میکرد، اظهار داشت: «باید اجازه دهیم اوکراین خودش آن تصمیم را بگیرد و فکر میکنم تصمیم درستی خواهند گرفت. اما من اینجا نیستم که به جای اوکراین مذاکره کنم. من اینجا هستم تا آنها را پشت میز مذاکره بیاورم و فکر میکنم شما با دو طرف سر و کار دارید.»
او با اشاره به اهداف جنگی مسکو افزود: «ببینید، ولادیمیر پوتین میخواست تمام اوکراین را تصرف کند. اگر من رییسجمهور نبودم، او همین حالا تمام اوکراین را گرفته بود. اما او این کار را نخواهد کرد.»
در پاسخ به پرسشی درباره امکان ارائه تضمینهای امنیتی از سوی ایالات متحده به اوکراین، ترامپ گفت: «چنین احتمالی وجود دارد؛ البته همراه با اروپا و کشورهای دیگر، نه به شکل ناتو، چون برخی چیزها قرار نیست اتفاق بیفتد. اما بله، همراه با اروپا، چنین امکانی هست.»

خبرگزاری رویترز گزارش داد دولت دونالد ترامپ در حال بررسی تعیین سقف حدود ۴۰ هزار نفری پذیرش پناهجویان برای سال آینده است که بخش عمده آن به شهروندان سفیدپوست آفریقای جنوبی اختصاص خواهد یافت.
این گزارش که جمعه ۲۴ مرداد منتشر شد، بر اساس اظهارات دو مقام آمریکایی آگاه از موضوع و یک ایمیل رسمی دولت ایالات متحده در ارتباط با برنامه اسکان پناهندگان تهیه شده است.
رویترز نوشت انجی سالازار، مقام ارشد برنامه اسکان پناهندگان در وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا، به مسئولان ایالتی این برنامه اطلاع داده که انتظار دارد سقف پذیرش پناهجویان ۴۰ هزار نفر تعیین شود.
دو مقام آمریکایی در مصاحبه با رویترز گفتند ۳۰ هزار نفر از سهمیه پیشنهادی ۴۰ هزار نفری در اختیار سفیدپوستان آفریقای جنوبی، اقلیتی با تبار عمدتا هلندی در این کشور، قرار خواهد گرفت.
تمرکز ترامپ بر اسکان سفیدپوستان آفریقای جنوبی میتواند سابقه چند دههای برنامه پذیرش پناهندگان ایالات متحده را که همواره از حمایت دو حزب اصلی برخوردار بوده است، دستخوش تغییر کند.
این در حالی است که نتایج یک نظرسنجی در تیرماه نشان داد تنها چند ماه پس از آغاز ریاستجمهوری ترامپ، تعداد بزرگسالان آمریکایی، از جمله جمهوریخواهان که مهاجرت را «اتفاقی خوب» برای کشور میدانند، بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
حمایت ويژه ترامپ از سفیدپوستان آفریقای جنوبی
سقف پیشنهادی ۴۰ هزار نفر نسبت به ۱۰۰ هزار پناهندهای که در سال مالی ۲۰۲۴ در زمان دولت جو بایدن پذیرش شدند، کاهش محسوسی دارد اما همچنان بالاتر از رکورد حداقلی ۱۵ هزار نفر است که ترامپ در سال مالی ۲۰۲۱ و پیش از پایان نخستین دوره ریاستجمهوری خود تعیین کرده بود.
منبع آگاه دیگری نیز اعلام کرد علاوه بر رقم ۴۰ هزار نفر، سناریوی تعیین سقفی پایینتر، در حد ۱۲ هزار نفر، نیز مطرح شده است.
بر اساس برآوردهای سازمان ملل متحد، در حال حاضر ۳۷ میلیون پناهنده در سراسر جهان وجود دارد.
ترامپ بلافاصله پس از ورود مجدد به کاخ سفید در ژانویه، روند پذیرش پناهندگان را متوقف کرد اما چند هفته بعد برنامهای ویژه برای اقلیت سفیدپوست در آفریقای جنوبی به اجرا گذاشت و هشدار داد این گروه با تبعیض نژادی و خشونت مواجه است.
دولت آفریقای جنوبی این اتهامات را رد کرده است.
دولت ترامپ در داخل با این پرسش مواجه بوده است که آیا شهروندان غیرسفیدپوست آفریقای جنوبی نیز میتوانند مشمول این برنامه پناهندگی شوند یا خیر.
کاخ سفید: هنوز چیزی قطعی نیست
رویترز در ادامه گزارش خود نوشت دولت ترامپ همچنین قصد دارد شماری از شهروندان افغان را که در جریان جنگ افغانستان به ایالات متحده یاری رساندند، پذیرش کند و همچنین در حال بررسی امکان اسکان مجدد شهروندان اوکراینی است.
بر اساس این گزارش، بخشی از ظرفیت تعیینشده نیز بدون تخصیص باقی خواهد ماند تا در صورت لزوم در اختیار ملیتهای دیگر قرار گیرد.
آنا کلی، معاون دبیر مطبوعاتی کاخ سفید، تصریح کرد تا زمان اعلام تصمیم نهایی ترامپ برای سال مالی ۲۰۲۶ که از اول اکتبر آغاز میشود، «هیچ نتیجهای قطعی نیست».
او افزود: «رییسجمهور ترامپ رویکردی انساندوستانه دارد و از این رو، از حضور این افراد شجاع در ایالات متحده استقبال کرده است. سقف پذیرش پناهندگان در ماه آینده مشخص خواهد شد و هرگونه آمار مطرحشده در این مقطع صرفا جنبه گمانهزنی دارد.»

محسن حاجیمیرزایی، رییس دفتر مسعود پزشکیان، حمله اسرائیل به جلسه شورای عالی امنیت ملی را طرحی «حسابشده» برای کشتن پزشکیان خواند و گفت در اثر برخورد موشک، شکافی در بتن ایجاد شد که از طریق همان، حاضران توانستند از محل انفجار خارج شوند.
حاجیمیرزایی به سایت جماران گفت برخلاف برخی روایتها که روزنهای در محل جلسه تعبیه شده بود، «روزنهای نبود»، بلکه موشک یک شکاف در بتن ایجاد کرد و آنها «با دست شکاف را باز کردند» تا یک نفر که کمی لاغرتر است بتواند از آن خارج شود.
رسانههای ایران چند هفته پس از پایان جنگ ۱۲ روزه گزارش دادند اسرائیل صبح ۲۶ خرداد محل نشست شورای امنیت ملی را در ساختمانی واقع در غرب تهران بمباران کرده بود.
رییس دفتر پزشکیان با اشاره به وقایع آن روز گفت پس از حمله، ناگهان نیروهای حفاظتی «با هیجان» وارد ساختمان شدند و گفتند «محل دکتر را زدند».
حاجیمیرزایی ادامه داد: «بیرون دویدم و دیدم پزشکیان روی پای خودش در حال رفتن است. البته کمی زخمی شده بود.»
با اینحال به گفته او، عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح «کاملا سر و صورتش پر از خاک بود و لباسهایش پاره شده بود».
حاجیمیرزایی گفت: «اسکندر مومنی، وزیر کشور دولت چهاردهم، را دیدم که به دلیل استنشاق خاک زیاد، گروه پزشکی تنفسش را کنترل کرد.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۲۱ تیر گزارش داده بود اسرائیل با شلیک شش موشک یا بمب، ورودیها و خروجیهای ساختمان را هدف قرار داد تا مسیرهای فرار را مسدود و جریان هوا را قطع کند.
به گفته فارس، در پی انفجارها، برق طبقه محل جلسه قطع شد اما مقامات حاضر با استفاده از یک دریچه اضطراری از ساختمان خارج شدند.

پیشتر گزارش شده بود برخی افراد از جمله پزشکیان حین خروج از محل نشست دچار جراحات سطحی در ناحیه پا شدند.
به گفته حاجیمیرزایی، پزشکیان همان روز حمله با پای زخمی «دوش گرفت» و به دیدار علی خامنهای رفت و فردایش به پزشک مراجعه کرد تا قسمتی از خونمردگی که در پایش متورم شده بود را تخلیه کند.
رییس دفتر پزشکیان گفت در طول جنگ ۱۲ روزه، ملاقاتهای حضوری او با خامنهای «کاملا برقرار بود» و افزود: «این ارتباط قطع نشده بود، نه زمان ملاقات کوتاهتر شد و نه فاصله زمانی تغییر کرد؛ همه جلسات طبق روال و زمانبندی قبلی انجام میشد.»
حاجیمیرزایی گفت اسرائیل برای کشتن پزشکیان «طرحی حسابشده» داشت، اما «خدا نخواست» او بمیرد.
پزشکیان اواسط تیر ماه در مصاحبهای با تاکر کارلسون، پادکستر محافظهکار آمریکایی، اسرائیل را به تلاش برای کشتن خود متهم کرده بود.
او چهار مرداد نیز گفت اگر این بمباران نتیجه موفقیتآمیزی داشت، مردم «بسیار ناامید» میشدند چرا که در آن جلسه، تمام سران قوا، فرماندهان ارشد و وزیر کشور و وزیر اطلاعات حضور داشتند.
پیشتر و در هشت تیر، علی لاریجانی، مشاور خامنهای اعلام کرد اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه قصد داشت بعد از هدف قرار دادن سران قوا، به سراغ رهبر جمهوریاسلامی برود.
ارتش اسرائیل ۲۲ تیر در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره درستی موضوع تلاش برای کشتن سران قوای جمهوری اسلامی،اعلام کرد به این گزارشها واکنشی نشان نمیدهد.
خبرگزاری فارس در گزارش خود از احتمال وجود یک عامل نفوذی در داخل کشور خبر داده و نوشته بود بررسیها برای شناسایی منبع نشت اطلاعات همچنان ادامه دارد.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، با انتشار پستی در ایکس نوشت: «ارتش روسیه همچنان در تلاش برای کسب مواضع سیاسی مطلوبتر برای رهبری این کشور در نشست آلاسکا، متحمل تلفات قابلتوجهی میشود. ما از این راهبرد آگاهی داریم و شرکای خود را در جریان واقعیتها قرار میدهیم.»

او افزود نشست آلاسکا باید «مسیر واقعی برای دستیابی به صلحی عادلانه و برگزاری گفتوگوی اساسی سهجانبه» میان راهبران اوکراین، آمریکا و روسیه را فراهم آورد.
زلنسکی تاکید کرد: «اکنون زمان پایان دادن به جنگ فرارسیده و اتخاذ اقدامات لازم بر عهده روسیه است. ما روی ایالات متحده حساب میکنیم و همانند گذشته آمادگی داریم تا بیشترین سطح همکاری سازنده را ارائه دهیم.»





