آتشسوزی در یک پایگاه نظامی کانادا چهار کشته و دهها مجروح بر جای گذاشت
تلاش آتشنشانان برای مهار آتشسوزی در پایگاه نظامی وینرایت کانادا، ۲۶ مهر
آتشسوزی گسترده در یک پایگاه نظامی در استان آلبرتای کانادا چهار کشته بر جای گذاشت و دهها نفر را بهشدت مجروح کرد. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، این حادثه را یکی از بدترین فجایع دوران صلح نیروهای مسلح این کشور در خاک کانادا توصیف کرد.
خبرگزاری رویترز یکشنبه ۲۶ مهر گزارش داد آتشسوزی حدود ساعت چهار عصر شنبه در منطقه آموزشی پایگاه نظامی وینرایت رخ داد و آتشنشانان نظامی و غیرنظامی تمام شب برای مقابله با آتش تلاش کردند.
کارنی در سخنانی در اتاوا تایید کرد چهار نظامی در این حادثه جان باختهاند و خانوادههای آنها از مرگشان مطلع شدهاند.
شبکه سیبیسی کانادا پیش از تایید رسمی آمار کشتهشدگان، به نقل از منابعی که نامشان فاش نشده، شمار جانباختگان را هفت نفر گزارش کرده بود.
وزارت دفاع کانادا به شبکه سیبیسی اعلام کرد هیچ نشانهای وجود ندارد که حادثه پایگاه وینرایت ناشی از «فعالیت تروریستی» بوده باشد.
این وزارتخانه افزود تحقیقات درباره حادثه ادامه دارد و نیروهای امدادی همچنان در حال ارزیابی ابعاد کامل پیامدهای آن هستند.
تابلوی پایگاه نظامی وینرایت، یک روز پس از آتشسوزی
کارنی با ابراز تاسف از جان باختن نیروهای نظامی اعلام کرد دستور داده است پرچم ساختمانهای دولت فدرال در سراسر کانادا برای ادای احترام به قربانیان نیمهافراشته شوند.
او گفت نظامیان کشتهشده و مجروح در حال آموزش برای دفاع از کانادا و خدمت به این کشور بودند و اکنون نوبت کاناداست که به آنها خدمت کند.
کارنی تاکید کرد کانادا در دوران بهبودی مجروحان و سوگواری خانوادهها و نیروهای نظامی در کنار آنها خواهد بود و افزود: «آنها این بار سنگین را بهتنهایی به دوش نخواهند کشید.»
ادامه تحقیقات و اقدامات امدادی
هنگام وقوع آتشسوزی، سرعت وزش باد به ۹۶ کیلومتر در ساعت میرسید. علت حریق هنوز مشخص نیست.
نخستوزیر کانادا گفت آتشنشانان نظامی و غیرنظامی در «برخی از دشوارترین شرایط قابل تصور» با آتش مقابله کردند. او همچنین اعلام کرد افراد آسیبدیده در این حادثه از پایگاههای نظامی سراسر کشور به وینرایت آمده بودند.
کارنی اعلام کرد نظامیانی که در پایگاه وینرایت آموزش میدیدند، از اعضای هنگ پیادهنظام سبک پرنسس پاتریشیا، یکی از یگانهای اصلی ارتش کانادا، بودند. نیروهای این هنگ در استانهای آلبرتا و منیتوبا مستقر هستند.
این یگان سابقه حضور در ماموریتهای نظامی کانادا در افغانستان و لتونی را دارد.
دعای کشیش رایان وود برای قربانیان آتشسوزی پایگاه نظامی وینرایت
آمبولانسهای هوایی از ادمونتون و ساسکاتون به پایگاه نظامی وینرایت اعزام شدند و مصدومان در مراکز درمانی ادمونتون، وینرایت، کلگری و رد دیر تحت درمان هستند.
سیبیسی به نقل از کارکنان بخش درمان در ادمونتون گزارش داد برای هماهنگی در رسیدگی به مصدومان منتقلشده از وینرایت، وضعیت اضطراری موسوم به «کد نارنجی» اعلام شده است.
شهرداری وینرایت اعلام کرد آتش از حصار پایگاه عبور کرده و به منطقه مجاور رسیده است، اما دستور تخلیه صادر نشده و انتظار نمیرود آتش از محدوده کنونی فراتر برود.
دیوید مکگینتی، وزیر دفاع کانادا، گفت برای دریافت گزارشهای مربوط به حادثه، به ادمونتون سفر خواهد کرد.
دنیل اسمیت، نخستوزیر استانی آلبرتا، نیز اعلام کرد برای دیدار با وزیران دولت استانی و مقامهای فدرال به ادمونتون میرود و کمیته هماهنگی مدیریت شرایط اضطراری کابینه را فراخوانده است.
او همچنین از استان ساسکاچوان برای تامین ظرفیت اضافی آمبولانس هوایی قدردانی کرد و گفت پرچم ساختمانهای دولت استانی آلبرتا نیمهافراشته خواهند شد.
تابلوی ورودی پایگاه نظامی وینرایت پس از آتشسوزی
سابقه حوادث مرگبار در پایگاه وینرایت
پایگاه وینرایت در حدود ۲۱۰ کیلومتری شرق ادمونتون قرار دارد و یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی کانادا به شمار میرود. مرکز آموزش مانورهای نظامی کانادا نیز در این پایگاه مستقر است.
بر اساس دادههای سرشماری سال ۲۰۲۱، هزار و ۳۱۰ نیروی نظامی و غیرنظامی در این پایگاه مستقر بودند.
سیبیسی گزارش داد پایگاه نظامی وینرایت در سالهای گذشته نیز شاهد حوادث مرگبار حین تمرینهای نظامی بوده است.
در سال ۲۰۲۰، جیمز چوی، یکی از نظامیان کانادایی، در جریان تمرین تیراندازی با مهمات جنگی در این پایگاه جان باخت.
در سال ۲۰۱۷، حادثهای مربوط به یک خودروی زرهی سبک به کشته شدن یک نظامی و زخمی شدن سه تن دیگر منجر شد.
در سال ۲۰۱۴ نیز واژگونی یک خودروی زرهی سبک در جریان رزمایشی گسترده، یک افسر را کشت و چهار نظامی دیگر را زخمی کرد.
شعلههای آتش و دود در جریان ناآرامیهای پاریس، ۲۶ مهر
یک روز پس از آنکه اعتراضات سراسری یکی از شدیدترین ناآرامیهای فرانسه طی سالهای اخیر را رقم زد، پاریس بار دیگر شاهد درگیری میان پلیس و معترضان بود.
یک روز پس از آنکه اعتراضات سراسری یکی از شدیدترین ناآرامیهای سالهای اخیر فرانسه را رقم زد، پاریس بار دیگر شاهد درگیری میان پلیس و معترضان بود.
بعدازظهر یکشنبه ۲۶ مهر، پلیس در میدان جمهوری (رپوبلیک) پاریس برای متفرق کردن معترضان گاز اشکآور شلیک کرد.
به گزارش رویترز، شماری از دوچرخهها نیز به آتش کشیده شدند.
یک شاهد عینی به این خبرگزاری گفت چند صد نفر در میدان حضور داشتند؛ مکانی که روز پیش نیز از کانونهای اصلی ناآرامیها بود.
تییه د بوئر، کارآفرین هلندی که همراه فرزندانش به پاریس سفر کرده بود، گفت: «اینجا شبیه منطقه جنگی شده است.»
او افزود بهدلیل اعتراضات ناچار شده هتل خود را در میدان جمهوری ترک کند.
در مارسی، دومین شهر بزرگ فرانسه، مقامها از تلاش گروههایی برای ورود اجباری به فروشگاهها در بعدازظهر یکشنبه خبر دادند.
بیش از نیم میلیون نفر شنبه ۲۵ مهر در دهها شهر فرانسه تظاهرات کردند. برخی معترضان با پلیس درگیر شدند، فروشگاههای لوکس و سوپرمارکتها را غارت کردند و به ساختمانهای عمومی و خودروهای پلیس آسیب زدند.
یک معترض در پاریس بر اثر ایست قلبی جان باخت. به گفته وزیر کشور فرانسه، پلیس بیش از دو هزار نفر را در سراسر کشور بازداشت کرده و بیش از ۶۰۰ مامور پلیس زخمی شدهاند.
این اعتراضات پیشتر در واکنش به وضعیت نامناسب مدارس و کمبود معلم در حومههای کارگرنشین آغاز شد، اما بهتدریج به جنبشی گستردهتر علیه گرانی، نابرابری و افت کیفیت خدمات عمومی تبدیل شد.
صدها فروشگاه آسیب دیدند، ساختمان شهرداری در آتش سوخت
لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، اعلام کرد در ناآرامیهای شنبه چند صد فروشگاه آسیب دیدهاند. به گزارش رویترز، عملیات گسترده پاکسازی در شهرهای مختلف از جمله لیل، استراسبورگ، مارسی و بوردو آغاز شده است.
در بوردو گروهی نقابدار به اقامتگاه نماینده دولت در منطقه یورش بردند. در لیموژ، بخش بزرگی از ساختمان ۱۴۳ ساله شهرداری در آتشسوزی عمدی از میان رفت؛ حادثهای که با آتشسوزی سال ۲۰۱۹ کلیسای نوتردام پاریس مقایسه شد.
گیوم گرن، شهردار لیموژ، گفت آتش زدن ساختمان شهرداری اقدامی عمدی و از پیش برنامهریزیشده بود و افراد حاضر در آن احساس خطر جانی میکردند.
او هشدار داد اگر بودجه بازسازی تامین نشود، استعفا خواهد کرد.
توما کازناو، شهردار بوردو، گفت تا ۱۰۰ فروشگاه در این شهر غارت شدهاند. بنوا پایان، شهردار مارسی، هم از اختصاص کمک مالی اضطراری به کسبوکارهای آسیبدیده خبر داد.
الکساندر بومپار، مدیرعامل شرکت کارفور، اعلام کرد ۵۰ فروشگاه این شرکت آسیب دیده و ۲۰ مورد از آنها غارت شدهاند. او مجموع خسارتها را دهها میلیون یورو برآورد کرد.
افزایش فشار سیاسی بر مکرون
ناآرامیها فشار بر امانوئل مکرون و دولت او را در آستانه انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۷ افزایش داده است.
دفتر رییسجمهوری فرانسه اعلام کرد مکرون یکشنبه ساعت ۲۰ به وقت محلی با مردم سخن خواهد گفت.
او پس از یک دهه حضور در قدرت، سال آینده از ریاستجمهوری کنار میرود. به نوشته رویترز، دوران حکومت او با نارضایتی اجتماعی، ضعف اقتصادی و افزایش بدهیهای کشور همراه بوده است.
سباستین لوکورنو، نخستوزیر فرانسه، گروههای چپ افراطی و تبهکاران را مسئول خشونتها دانست.
رولان لسکور، وزیر اقتصاد، نیز وعده حمایت از صاحبان کسبوکارهای آسیبدیده را داد و تاکید کرد عاملان تخریب باید هزینه خسارتها را بپردازند و پاسخگو باشند.
مارین لوپن، نامزد راستگرای انتخابات ریاستجمهوری، خواستار حفظ آرامش شد و گفت فرانسویها نباید به تصاویر تخریب و غارت کشورشان عادت کنند.
او در پیامی ویدیویی تاکید کرد: «خشونت عقیده نیست. تخریب شکلی از بیان دیدگاه نیست و هرجومرج نمیتواند برنامهای برای فرانسه باشد.»
شلیک تانک نیروهای دولت یمن به مواضع حوثیها در نزدیکی الحزم؛ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
سقوط بالگرد شناسایی عربستان سعودی در نجران دو کشته بر جا گذاشت. در حادثهای جداگانه در نجران، پرتابهای که به گزارش رویترز از سوی حوثیها شلیک شده بود، شش نفر را زخمی کرد. حوثیها میگویند بالگرد را سرنگون کردهاند، اما ائتلاف به رهبری عربستان سعودی علت سقوط را نقص فنی اعلام کرد.
ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، یکشنبه ۲۶ مهر اعلام کرد یک بالگرد شناسایی مدل AH-6i در منطقهای تحت مسئولیت وزارت گارد ملی این کشور سقوط کرده و هر دو سرنشین آن کشته شدهاند.
در سوی دیگر، رسانه نظامی حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی یکشنبه ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد که به گفته این گروه، هدف قرار گرفتن بالگرد عربستان سعودی با موشک هنگام انجام «فعالیتهای خصمانه» در نزدیکی نجران را نشان میدهد.
با این حال، تصاویر منتشرشده لحظه هدف قرار گرفتن بالگرد را بهروشنی نشان نمیدهند و رویترز اعلام کرد نتوانسته روایت حوثیها را مستقلا تایید کند.
مقامهای ریاض نیز بلافاصله به این روایت واکنشی نشان ندادند.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، ۲۵ مهر در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرده بود این گروه یک بالگرد آپاچی عربستان سعودی را در نزدیکی نجران سرنگون کرده است.
مشخص نیست این اظهارات به همان حادثه مربوط بوده است یا نه.
المالکی یکشنبه در واکنش به پیام سریع، تصویری از چند بالگرد آپاچی منتشر کرد و نوشت: «شما میگویید آن را سرنگون کردهاید، اما بهزودی وارد میدان نبرد خواهد شد.»
حوثیها در روزهای اخیر حملات خود به اهدافی در عربستان سعودی، از جمله فرودگاه بینالمللی ریاض و تاسیسات نفتی آرامکو، را افزایش دادهاند.
المالکی ۲۳ مهر اعلام کرد حملات حوثیها به فرودگاههای عربستان سعودی در مجموع ۱۹ کشته و ۳۶۴ زخمی بر جای گذاشته است.
شش زخمی و خسارت به خانههای مسکونی در نجران
اداره کل دفاع مدنی عربستان سعودی ۲۶ مهر در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد بر اثر اصابت یک پرتابه «دشمن» به شهر نجران، شش شهروند زخمی شدند و سه خانه و سه خودرو آسیب دیدند.
این نهاد درباره نوع پرتابه و عامل شلیک آن توضیح بیشتری نداد. رویترز گزارش داد پرتابه از سوی حوثیها شلیک شده است.
منطقه نجران در هفتههای اخیر بارها هدف حملات حوثیها قرار گرفته است؛ حملاتی که همزمان با تشدید درگیریها میان این گروه و ائتلاف به رهبری عربستان سعودی رخ دادهاند.
مرکز رسانهای نیروهای مسلح دولت قانونی یمن عصر یکشنبه ویدیویی منتشر کرد و نوشت این تصاویر حملات توپخانهای به خودروهای زرهی حوثیها در جنوبشرق شهر الحزم در استان الجوف را نشان میدهد.
علی صدرزاده، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در رابطه با تحولات اخیر به ایراناینترنشنال گفت همزمانی حملات حوثیها به عربستان سعودی با افزایش تنش میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل، نگرانیها درباره گسترش جنگ در منطقه را افزایش داده است.
او هشدار قطر درباره حمله جمهوری اسلامی به زیرساختهای غیرنظامی کشورهای منطقه و ادامه حمایت مالی و تسلیحاتی تهران از حوثیها را از نشانههای احتمال تشدید بحران منطقهای دانست.
شورای همکاری خلیج فارس حملات حوثیها و جمهوری اسلامی را محکوم کرد
شورای همکاری خلیج فارس ۲۶ مهر در بیانیه پایانی نشست وزیران خارجه کشورهای عضو در منامه، حملات حوثیها به عربستان سعودی، از جمله هدف قرار دادن مسجدالحرام و مسجدالنبی و مناطق اطراف آنها، فرودگاههای غیرنظامی و تاسیسات حیاتی را محکوم کرد.
این شورا با اعلام همبستگی کامل با ریاض تاکید کرد حمله به هر یک از کشورهای عضو، حمله به تمامی اعضا محسوب میشود و خواستار اجرای کامل ممنوعیت ارسال سلاح به حوثیها و قرار گرفتن این گروه در فهرست گروههای تروریستی شد.
شورای همکاری خلیج فارس همچنین حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به کشورهای عضو و اردن، چه مستقیم و چه از طریق نیروهای نیابتی، را محکوم کرد و با مسئول دانستن حکومت ایران، خواستار توقف فوری و بدون قیدوشرط این حملات و تهدیدها و جبران کامل خسارتهای ناشی از آنها شد.
این نهاد بر ضرورت تامین امنیت و آزادی کشتیرانی در تنگههای هرمز و بابالمندب و دریای سرخ و بازگشت وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکید کرد.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا ۲۴ مهر اعلام کرد تردد کشتیها در تنگه هرمز حدود ۷۰ درصد کاهش یافته و طی یک هفته ۱۲ حمله به شناورها ثبت شده است.
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس نیز در نشست ۲۶ مهر در بحرین، اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز را «خطرناک» خواند و گفت این اقدامات امنیت کشتیرانی را هدف قرار میدهند.
او همچنین اعلام کرد از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی تاکنون، هفت هزار موشک بالستیک به تاسیسات کشورهای حوزه خلیج فارس شلیک شده است.
شورای همکاری خلیج فارس همچنین خواستار حل بحران از مسیر دیپلماسی شد و تاکید کرد توافقهای احتمالی باید برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، پهپادها و حمایت از نیروهای نیابتی را در بر بگیرند و کشورهای عضو شورا نیز در مذاکرات مرتبط با امنیت و منافعشان مشارکت داشته باشند.
دیدار وزیر دفاع عربستان سعودی با رییس امارات متحده عربی
خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، ۲۶ مهر در ابوظبی با محمد بن زاید آل نهیان، رییس و منصور بن زاید آل نهیان، معاون رییس امارات متحده عربی، دیدار کرد.
خبرگزاری رسمی امارات متحده عربی، وام، گزارش داد دو طرف درباره روابط دوجانبه، تقویت همکاری و هماهنگی میان عربستان سعودی و امارات و تحولات منطقه گفتوگو کردند.
دو طرف همچنین بر اهمیت گسترش همکاریها برای کمک به تقویت امنیت و ثبات منطقه تاکید کردند.
همزمان با ادامه حملات روسیه، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، از رایزنی با فرستادگان دونالد ترامپ، همتای آمریکایی خود، برای برگزاری دور تازهای از مذاکرات صلح خبر داد؛ نشستی که ممکن است همین هفته برگزار شود.
خبرگزاری بلومبرگ یکشنبه ۲۶ مهر به نقل از زلنسکی گزارش داد او قصد دارد در تماسی تصویری با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اعضای ارشد هیات مذاکرهکننده آمریکا، درباره زمان و مکان احتمالی این نشست گفتوگو کند.
رییسجمهوری اوکراین همچنین در مصاحبهای جداگانه با شبکه انبیسی اعلام کرد آمریکا پس از وقفهای کوتاه، ارائه اطلاعات حیاتی برای شناسایی حملات موشکی روسیه را از سر گرفته است.
زلنسکی گفت تبادل اطلاعات میان واشینگتن و کییف برای مدتی متوقف شده بود، اما این محدودیت برطرف شده است.
او افزود: «ما از این بابت بسیار سپاسگزاریم. اکنون این همکاری برقرار است.»
به گزارش خبرگزاری رویترز، اوکراین برای شناسایی موشکهای بالستیک پرسرعت روسیه که در حملات پیاپی شهرهای این کشور را هدف قرار میدهند، به اطلاعات واشینگتن متکی است.
ترامپ پیشتر اعلام کرده بود واشینگتن همچنان اطلاعات لازم را در اختیار کییف قرار میدهد. در سوی دیگر، مقامهای اوکراینی گفته بودند برخی حملات روسیه بدون دریافت هشدار قبلی انجام شدهاند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ تهاجم نظامی خود به اوکراین را آغاز کرد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه یافته است.
ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، ۲۴ مهر از ایجاد یک «منطقه امنیتی» در خاک اوکراین در امتداد مرز دو کشور خبر داد و تاکید کرد این موضوع در مذاکرات آینده قابل بحث نخواهد بود.
توافق گازوئیل آمریکا و روسیه؛ ترکیه نیز سهم میگیرد
آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، ۲۶ مهر اعلام کرد بر اساس توافق مسکو و واشینگتن، بخشی از گازوئیلی که روسیه روانه بازارهای جهانی میکند، به آنکارا خواهد رسید.
او این توافق را برای تامین امنیت انرژی ترکیه مهم دانست و گفت در نتیجه مذاکرات، آنکارا بخشی از گازوئیل روسیه را وارد خواهد کرد.
به گزارش رویترز، ترکیه بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از روسیه، ایران، جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها تامین میکند، اما همزمان میکوشد از طریق قراردادهای تازه با آمریکا و سایر شرکای خود، وابستگی به تامینکنندگان کنونی را کاهش دهد و منابع واردات انرژی را متنوعتر کند.
تصمیم اخیر ترامپ در خصوص لغو تحریمهای روسیه انتقادهایی را در اروپا برانگیخته است. از جمله، جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، ۲۲ مهر این اقدام را «انتخابی بسیار پرخطر» خواند و هشدار داد افزایش درآمدهای روسیه میتواند تلاشها برای پایان دادن به جنگ اوکراین را با دشواری بیشتری همراه کند.
فرانسه امروز در وضعیتِ تراژیک دولتی قرار دارد که کمر زیر بار سنگین وعدههای رفاهی خود خم کرده، اما جامعهاش هرگونه جراحی و اصلاح را به عنوان یک خیانت تمدنی پسمیزند.
پرده اول: روزگار غولها؛ شکوه سیمان و فولاد دوگولی پاریس، اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی. بوی باروت جنگ جهانی دوم و تحقیر اشغال نازیها جای خود را به عطر تند قهوه کافههای سنژرمن و بوی تندوتیز بنزین سوزاندهشده در موتور خودروی جدید پژو ۴۰۴ داده است. در پسزمینه این کلانشهرِ در حال نوسازی، سایه بلند مردی با قامتی استوار و سبیلی باریک بر تمام مقدرات کشور سنگینی میکند: ژنرال شارل دو گل. او که فرانسه را از خاکستر جنگ بیرون کشیده بود، رویاهای بزرگی در سر داشت. برای دو گل، فرانسه یا باید «شکوه و عظمت» میداشت یا اصلا وجود نمیداشت.
ژنرال شارل دو گل
تصویر فرانسه در این سالها، تصویر کارگاههای بزرگ ساختوساز است. جرثقیلهای غولپیکر در حومه پاریس خطوط افق را میشکافتند تا پروژه عظیم «دفانس» را به عنوان نماد مدرنیته سرمایهداری فرانسوی بنا کنند. بوروکراتهای کراواتزده و تکنوکراتهای فارغالتحصیل از مدرسه عالی ملی اداری (ENA)، در اتاقهای تاریک وزارتخانهها با خطکشهای مهندسی، آینده تمدنی را ترسیم میکردند که قرار نبود زیر سایه واشینگتن یا مسکو باشد. این دوران، آغاز چیزی بود که بعدها تاریخنگاران آن را «سی سال درخشان» نامیدند؛ دورانی از رشد اقتصادی سالانه ۵ درصدی، اشتغال کامل و غرور ملی بازیابی شده.
در این دوره، اقتصاد فرانسه با فرمان هدایت متمرکز دولتی یا همان «دیریژیسم» میتپید. این سیستم یک سرمایهداری وحشی و بازار آزاد محض آمریکایی نبود، بلکه یک سرمایهداری ملی، مقتدر و بهشدت هدایتشده بود. ژنرال به بازار آزاد بیاعتماد بود و آن را مایه هرجومرج میدانست. دولت، مغز متفکر و سرمایهگذار اصلی بود. خطوط راهآهن ملی با قطارهایی که هر روز سریعتر و دقیقتر میشدند، سراسر کشور را به هم میدوختند. مهندسان فرانسوی در آزمایشگاههای دولتی مشغول طراحی غولهای هوایی بودند که بعدها به «ایرباس» تبدیل شد و اولین طرحهای قطارهای فوقسریع روی کاغذ میآمد. فرانسه دوگولی به شکلی خودکفا و مغرور، سیستم انرژی خود را به سمت انرژی هستهای برد تا نشان دهد تمدن فرانسوی برای بقای خود نیازمند هیچ کس نیست. جلوههای صنعتی کشور، چشم دنیا را خیره کرده بود. کارخانههای خودروسازی رنو در حومه رود سن، شبانهروز کار میکردند و کارگران با افتخار، قطعات خودروهایی را سرهم میکردند که نماد رفاه و طبقه متوسط جدید فرانسوی بودند. جامعه در یک تعادل نانوشته قرار داشت: اقتدار سیاسی در بالا، و رفاه و توسعه صنعتی در پایین.
پرده دوم: بذر تغییر و فربه شدن آرام هیولای «رفاه» اما زیر این پوسته درخشان، لایههای زیرین جامعه در حال غلیان بود. مه ۱۹۶۸ مثل یک رعد و برق در آسمان بیابر، اقتدار دگولی را تکان داد. دانشجویان و کارگران به خیابانها ریختند. اگرچه آن بحران به ظاهر مهار شد و ژنرال مدتی بعد از صحنه کنار رفت، اما روح آن اعتراضات، بذر یک دگرگونی عمیق را در خاک فرانسه کاشت. جامعه دیگر تنها شکوه صنعتی و موشکهای بالستیک نمیخواست؛ جامعه خواستار تضمینهای فردی، رفاه بیشتر و امنیت شغلی مطلق بود.
دهه ۱۹۷۰ با بحرانهای نفتی، شتاب موتورهای صنعتی «سی سال درخشان» را کند کرد. بوروکراتهای فرانسوی برای مهار نارضایتیهای اجتماعی و حفظ صلح طبقاتی، به جای تکیه بر پویایی بازار، شروع به بسط دادن چتر حمایتی دولت کردند. اما نقطه عطف واقعی در سال ۱۹۸۱ رقم خورد؛ روزی که فرانسوا میتران، به عنوان اولین رییسجمهوری سوسیالیست جمهوری پنجم، با موجی از امید و پرچمهای سرخ وارد کاخ الیزه شد.
میتران با برنامهای رادیکال آمد: ملی کردن بانکهای باقیمانده و صنایع بزرگ، افزایش حداقل دستمزد، و کاهش ساعات کار. راهبرد سوسیالیستها واضح بود: تزریق پول به جامعه برای تحریک تقاضا. کارخانههای بزرگ که زمانی نماد قدرت تولیدی مستقل بودند، اکنون به تدریج به پناهگاههایی برای تضمین اشتغال تبدیل میشدند. اگرچه میتران در سال ۱۹۸۳ با دیدن سقوط ارزش فرانک و فرار سرمایهها مجبور به یک عقبنشینی بزرگ اقتصادی (سیاست ریاضت اقتصادی) شد، اما سنت توقعات رفاهی دیگر در خون جامعه فرانسوی جاری شده بود.
در طول چهار دهه بعد، فرقی نمیکرد چه کسی در الیزه نشسته باشد؛ راستگرایانی چون ژاک شیراک و نیکولا سارکوزی یا سوسیالیستهایی مثل فرانسوا اولاند. همه آنها در برابر یک حقیقت تسلیم شدند: جامعه فرانسه هرگونه تغییر در امتیازات رفاهی را به مثابه اعلام جنگ تلقی میکرد. در سال ۲۰۰۰، دولت سوسیالیست قانون ۳۵ ساعت کار در هفته را تصویب کرد؛ قانونی که قرار بود کار را تقسیم کند و بیکاری را کاهش دهد، اما در عمل، تیر خلاصی به انعطافپذیری کارخانهها و توان رقابتی صنعت فرانسه در برابر رقبای نوظهور جهانی بود.
دولت فرانسه سال به سال فربهتر، سنگینتر و پرخورتر میشد. چتر دولت رفاه آنقدر بزرگ شد که بخش بهداشت، آموزش، حملونقل و صندوقهای بازنشستگی، بیش از نیمی از کل ثروت تولیدشده در کشور (GDP) را بلعیدند. مالیاتها برای تامین مالی این ماشین عظیم رفاهی بالا رفت و قوانین کار آنقدر پیچیده و سختگیرانه شد که کارفرمایان از استخدام نیروی کار جدید هراس داشتند. فرانسه که روزگاری با خلاقیتهای صنعتی و جهشهای تکنولوژیک خود دنیا را شگفتزده میکرد، اکنون به کشوری تبدیل شده بود که بخش عمده انرژی دپارتمانهای دولتیاش صرف بازتوزیع ثروت، مدیریت بروکراسی عظیم کارمندان دولتی و پرداخت مستمریها میشد. جلوههای درخشان صنعتی دوگولی، به آرامی در فضای توریستی، هتلهای مجلل پاریس، بوتیکهای مد و صنایع لوکس ذوب میشد. صنعتزدایی آغاز شده بود؛ کارخانهها یکی پس از دیگری تعطیل یا به خارج از مرزها منتقل میشدند و جای خود را به اقتصاد خدمات و بدهی دادند.
پرده سوم: عصر مکرون؛ تکنوکراسی و تولد بنبست سهتکه با ورود امانوئل مکرون به کاخ الیزه در سال ۲۰۱۷، طبقه حاکم و نخبگان مالی فرانسه تصور میکردند منجی خود را یافتهاند. مکرون، جوانی باسابقه کار در بانکداری سرمایهگذاری و فارغالتحصیل همان مدرسه ENA، آمده بود تا به روش خود فرانسه را نجات دهد. فلسفه او روشن بود: نه چپ و نه راست؛ بلکه یک تکنوکراسی کارآمد و نئولیبرال که با جراحیهای دردناک، قوانین سختگیرانه کار را تعدیل کند، مالیات بر ثروت را بردارد تا سرمایهها بازگردند، و با افزایش سن بازنشستگی، مانع از ورشکستگی صندوقهای دولتی شود.
اما مکرون یک چیز را نادیده گرفته بود: لایههای عمیق خشم و فرسودگی در فرانسهای که دیگر آن ثروت افسانهای دهههای گذشته را نداشت. اولین نشانه انفجار، جنبش «جلیقهزردها» در سال ۲۰۱۸ بود؛ طغیان فرانسویهای ساکن شهرهای کوچک و روستاها که احساس میکردند زیر بار مالیات بر سوخت در حال له شدن هستند، در حالی که نخبگان پاریسنشین از معافیتهای مالیاتی لذت میبرند. مکرون با سرسختی و گاه با ابزارهای خشن پلیسی این بحران و بحرانهای بعدی را پشت سر گذاشت، اما جامعه به یک دیگ زودپز تبدیل شده بود.
تا اینکه به سالهای اخیر رسیدیم. بدهی دولتی فرانسه تحت تاثیر مخارج بیسروصدای دوران کرونا و یارانههای انرژی، به رقم هولناک ۱۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسید. کسری بودجه سالانه از مرزهای مجاز اروپایی فراتر رفت و به بالای ۵ درصد رسید. بازارهای مالی جهانی با بیاعتمادی به فرانسه نگریستند و هزینه استقراض برای پاریس گرانتر شد. مکرون برای نجات کشتی در حال غرق شدن مالیه عمومی، قمار بزرگی کرد: برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی. قماری که به یک انتحار سیاسی شبیه بود.
نتیجه این انتخابات، تصویری عریان از بنبست مطلق تمدن مدرن فرانسوی بود. پارلمان فرانسه به سه پاره بزرگ، آشتیناپذیر و فلج تقسیم شد: یکسو چپ رادیکال و ائتلاف جبهه مردمی که خواستار بازگشت به سوسیالیسم پررنگتر، کاهش سن بازنشستگی به ۶۰ سال و مالیاتهای سنگینتر بر ثروتمندان بودند. در سوی دیگر، راست افراطی به رهبری مارین لوپن که با شعارهای ملیگرایانه، ضدیت با مهاجرت و وعده حمایت مالی از «فرانسویهای اصیل»، در کمین قدرت نشسته بودند. و در میانه، میانهروهای ضعیفشده مکرون که بدون داشتن اکثریت، مجبور به تشکیل دولت اقلیت شکنندهای شدند.
دولت در یک بنبست ساختاری قرار گرفت؛ هرگونه تلاش برای کاهش هزینههای دولت رفاه یا تصویب یک بودجه ریاضتی با سد محکم پارلمان و تهدید به سرنگونی دولت مواجه میشد، و هرگونه دسترویدست گذاشتن، کشور را به سمت ورشکستگی مالی سوق میداد.
پرده چهارم: خیابانهای سوزان پاییز؛ وقتی همه گسلها فعال میشوند پاییز با بوی لاستیکهای سوخته و گاز اشکآور در خیابانهای پاریس، لیون و مارسی آغاز شد. اما این بار، محرک اولیه جنبش نه کارگران میانسال بودند و نه سندیکاهای حملونقل؛ بلکه نوجوانان و دانشآموزان دبیرستانی بودند. جرقهای که در مدارس مناطق محروم و حومه پاریس زده شد، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: بازتاب فیزیکی سقوط دولت رفاه در زندگی روزمره نسل جدید.
دانشآموزان به کلاسهای شلوغ با بیش از ۳۵ نفر، سقفهای در حال ریزش مدارس، کمبود معلم و حذف بودجههای اولیه آموزشی اعتراض داشتند. دولتی که میلیاردها یورو خرج بروکراسی خود میکرد، دیگر پولی برای گرم کردن درست کلاسهای درس در زمستان نداشت. اما این خشم صنفی و معصومانه، به سرعت به یک مغناطیس بزرگ تبدیل شد که تمام گسلهای فعال جامعه فرانسه را به درون خود کشید.
به محض بسته شدن درهای دبیرستانها توسط دانشآموزان، جریانهای چپ رادیکال با تمام قوا وارد میدان شدند. احزاب چپ که در پارلمان به بنبست رسیده بودند، خیابان را به عنوان زمین بازی جدید خود انتخاب کردند. آنها مطالبات مدارس را به کارزار بزرگی علیه طرح ۵۴ میلیارد یورویی صرفهجویی مالی دولت پیوند زدند. سپس، اتحادیههای کارگری بزرگ (مانند CGT) با فراخوانهای اعتصاب سراسری، بخشهای حملونقل و انرژی را فلج کردند. شعارها تغییر کرد؛ دیگر کسی فقط درباره «مدرسه» حرف نمیزد، صحبت از تورم، هزینههای سرسامآور زندگی، سقوط قدرت خرید و لزوم سرنگونی مکرون بود.
اما خطرناکترین فصل این درام، در حومههای شهرهای بزرگ (Banlieues) رقم خورد. جوانان خشمگین حومهنشین، که بخش بزرگی از آنها نسلهای دوم و سوم مهاجران شمال آفریقا و مستعمرات سابق هستند، به این موج پیوستند. برای این جوانان، مدارس فرسوده تنها بخشی از یک سیستم تبعیضآمیز و منزویکننده بود. با تاریک شدن هوا، تظاهراتهای مسالمتآمیز روزانه به شورشهای شبانه تبدیل میشد. خودروها در آتش میسوختند، ویترین مغازهها در خیابانهای مجلل شکسته میشد و پلیس ضدشورش با زرهها و باتومهای خود، تصاویری از یک جنگ شهری واقعی را به نمایش میگذاشت.
وقتی به فرانسه امروز نگاهمیکنیم، دیگر آن تصویر منسجم و پرغرور دهه ۱۹۶۰ دیده نمیشود. آن اقتصاد کارآمد، منضبط و راستگرای دوگولی که جلوههای خیرهکننده صنعتیاش مانند قطارهای TGV و نیروگاههای هستهای مایه رشک جهان بود، جای خود را به جامعهای چندپاره، مقروض و عمیقاً عصبی دادهاست.
آری! فرانسه امروز در وضعیتِ تراژیک دولتی قرار دارد که کمر زیر بار سنگین وعدههای رفاهی خود خم کرده، اما جامعهاش هرگونه جراحی و اصلاح را به عنوان یک خیانت تمدنی پسمیزند.
اعتراضات به گرانی و وضعیت خدمات عمومی در فرانسه، شنبه ۲۵ مهر، در چندین شهر به خشونت کشیده شد و یک معترض جان باخت. به گفته وزیر کشور، حدود ۱۸۰۰ نفر بازداشت و بیش از ۵۰۰ مامور پلیس زخمی شدند.
به گزارش رویترز، فرانسه یکشنبه ۲۶ مهر با پیامدهای یکی از خشونتبارترین روزهای ناآرامی در سالهای اخیر روبهرو شد؛ از فروشگاههای غارتشده و خودروهای آسیبدیده تا آتشسوزی در ساختمان شهرداری لیموژ.
بیش از نیممیلیون نفر در راهپیماییهای دهها شهر شرکت کردند. این اعتراضها جنبش یکماهه دانشآموزی و دانشجویی را با نارضایتی گستردهتر از افزایش هزینههای زندگی و افت کیفیت خدمات عمومی پیوند داد.
تظاهرات مسالمتآمیز در چندین شهر به خشونت کشیده شد در حالی که صدها هزار نفر بهصورت مسالمتآمیز اعتراض کردند، گروههایی خشونتطلب ساختمانهای عمومی را هدف قرار دادند، فروشگاههای کالاهای لوکس و سوپرمارکتها را غارت کردند و به ماموران و خودروهای پلیس حمله کردند.
در پاریس، یک معترض پس از ایست قلبی در جریان تظاهرات جان باخت. پلیس در پایتخت ۸۵۵ نفر را بازداشت کرد که به گزارش رویترز، شمار بیسابقهای بود.
صبح یکشنبه، شیشههای شکسته فروشگاهها، دوچرخههای سوخته و شعارهای نوشتهشده بر دیوارها، آثار خشونتهای روز قبل را در خیابانهای پاریس نشان میداد.
بخشی از شهرداری تاریخی لیموژ در آتش سوخت در لیموژ، بخشی از ساختمان ۱۴۳ساله شهرداری در آتشسوزی عمدی تخریب شد و کارکنان روز یکشنبه ارزیابی خسارتها را آغاز کردند.
در بوردو نیز گروهی نقابدار به اقامتگاه نماینده دولت مرکزی هجوم بردند. توما کازناو، شهردار این شهر، گفت شمار فروشگاههای غارتشده به حدود ۱۰۰ مورد میرسد.
عملیات گسترده پاکسازی از لیل در شمال تا مارسی در جنوب و از استراسبورگ در شرق تا بوردو در جنوب غربی فرانسه آغاز شد. بنوا پایان، شهردار مارسی، نیز از اختصاص کمک مالی اضطراری به کسبوکارهای آسیبدیده خبر داد.
مکرون وعده پیگرد داد و نخستوزیر «چپ افراطی» را متهم کرد امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، شامگاه شنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در جمهوری ما جایی برای خشونت نیست.»
او تاکید کرد کسانی که به ساختمانهای دولتی و کسبوکارها حمله کردهاند و دست به تخریب و غارت زدهاند، تحت پیگرد قرار خواهند گرفت و مجازات خواهند شد.
سباستین لوکورنو، نخستوزیر فرانسه، نیز گفت دولت در برابر خشونت «مرعوب» نخواهد شد. او «چپ افراطی» و مجرمان را مسئول ناآرامیها دانست.
رولان لسکور، وزیر اقتصاد فرانسه، با وعده حمایت از صاحبان کسبوکارهای خسارتدیده گفت عاملان تخریب باید هزینه اقدامات خود را بپردازند، خسارتها را جبران کنند و پاسخگو باشند.
اعتراض به وضعیت مدارس به نارضایتی از گرانی گسترش یافت اعتراضها ماه گذشته در واکنش به وضعیت مدارس و کمبود معلم در حومههای کارگرنشین آغاز شد و سپس به جنبشی علیه نابرابری، کاهش هزینههای عمومی و افزایش هزینههای زندگی گسترش یافت.
این ناآرامیها در آستانه انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۷، فشار بر مکرون و دولت او را افزایش داده است.