ساختمان اصلی بیمارستان شریعت رضوی تهران تعطیل و خدمات درمانی به حیاط منتقل شد
یک عضو کمیته نظارت بر امر درمان تامین اجتماعی از تعطیلی ساختمان اصلی بیمارستان شریعت رضوی تهران و انتقال خدمات درمانی به فضایی محدود در حیاط آن خبر داد و گفت این وضعیت باعث کاهش ظرفیت پذیرش بیماران و افت خدمات تخصصی شده است.
حسین ناطق، عضو کمیته نظارت بر امر درمان تامین اجتماعی و رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان تهران، پنجشنبه ۲۳ مهر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت ساختمان اصلی بیمارستان با وجود برخورداری از تجهیزات گرانقیمت، پشت درهای قفلشده در حال فرسوده شدن است.
او این اقدام را به معنای تبدیل یک بیمارستان مجهز به «درمانگاه سرپایی با حداقل فضا» دانست و تاکید کرد درمانگاه مستقر در حیاط، نه فضای کافی برای رفاه بیماران دارد و نه ظرفیت ارائه خدمات تخصصی در سطح یک بیمارستان.
ناطق همچنین گفت سرمایهها و تجهیزات این مرکز متعلق به کارگران و بیمهشدگان است و نباید در حالی که ساختمان اصلی بلااستفاده مانده، بیماران برای دریافت خدمات درمانی در فضای محدود حیاط منتظر بمانند.
علی نصیری، رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، ۲۷ مرداد در یک نشست خبری از بیمارستان شریعت رضوی بهعنوان یکی از ۱۷ بیمارستان ناایمن پایتخت نام برد که روند ایمنسازی آنها پیگیری شده است.
با این حال، در گزارش ایلنا علت تعطیلی ساختمان اصلی بیمارستان مشخص نشده و توضیحی نیز از سوی مسئولان تامین اجتماعی درباره وضعیت ایمنی ساختمان و سرنوشت تجهیزات آن منتشر نشده است.
ناطق با انتقاد از وضعیت موجود پرسید اگر ساختمان اصلی مشکل ایمنی دارد، چرا بازسازی نمیشود و اگر قصد تعطیلی آن وجود ندارد، چرا از امکاناتش استفاده نمیشود.
او این وضعیت را «نوعی تضییع سرمایههای درمانی جامعه کارگری» توصیف کرد و خواستار بازگشایی ساختمان اصلی با تجهیزات کامل یا انتشار گزارشی رسمی و مستدل درباره دلایل وضعیت موجود و سرنوشت تجهیزات بیمارستان شد.
سابقه مشکلات ایمنی ساختمانها و مراکز درمانی
وضعیت ایمنی ساختمانها و مراکز درمانی در سالهای گذشته نیز بارها موضوع هشدار مقامهای مسئول و گزارشهای رسانهای بوده است.
کامران عبدولی، معاون سازمان آتشنشانی تهران، آبان ۱۴۰۴ اعلام کرد ۸۰ هزار ساختمان ناایمن در پایتخت شناسایی شدهاند که از این تعداد، حدود ۲۷ هزار ساختمان پرخطر و ۵۰ هزار ساختمان دارای خطر متوسط هستند.
مدیرعامل وقت سازمان آتشنشانی تهران نیز شهریور ۱۴۰۳ گفته بود از مجموع ۱۸۹ بیمارستان پایتخت، تنها ۵۲ بیمارستان تاییدیه ایمنی دریافت کردهاند و ۱۲۵ بیمارستان در وضعیت پرخطر قرار دارند.
در یکی از حوادث مراکز درمانی، آتشسوزی بیمارستان قائم رشت در خرداد ۱۴۰۳ به جان باختن دستکم ۹ بیمار انجامید.
پس از حادثه، مقامهای مسئول اعلام کردند سیستم اطفای حریق این بیمارستان با وجود تذکرهای قبلی نصب نشده بود.
سعید کریمی، معاون وقت درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، اسفند ۱۴۰۲ اعلام کرد حدود ۱۰۰ بیمارستان به دلیل برطرف نکردن مشکلات مربوط به استانداردهای ایمنی، بهداشتی یا قراردادهای بیمهای، همچنان فاقد پروانه فعالیت هستند و تعطیلی همزمان آنها به خدمات درمانی آسیب میزند.
در یک نمونه دیگر، بیمارستان گاندی تهران بهمن ۱۴۰۲ دچار آتشسوزی شد.
مقامهای آتشنشانی اعلام کردند این بیمارستان پیش از حادثه پنج اخطار ایمنی دریافت کرده بود و سیستم اعلام و اطفای حریق آن نیز نقص داشت.
بمب جیبییو-۴۳/بی، معروف به «بمب انفجار هوایی عظیم»، در جریان آزمایشی در پایگاه نیروی هوایی اگلین در فلوریدا، ۲۱ نوامبر ۲۰۰۳
سیانان به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد ارتش این کشور استفاده از «مادر همه بمبها» را علیه زیرساختهای انرژی و تاسیسات هستهای ایران در طرحهای حمله احتمالی گنجانده است. با این حال، درباره توان این سلاح برای نابودی تاسیسات زیرزمینی تردیدهایی وجود دارد.
بر اساس این گزارش، اجرای طرحها به دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بستگی دارد و ممکن است پیش یا پس از انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان انجام شود.
بمب جیبییو-۴۳/بی، موسوم به «موآب» یا «مادر همه بمبها»، بزرگترین بمب غیرهستهای موجود در زرادخانه آمریکاست. استفاده از این سلاح برای نخستین بار در جنگ با حکومت ایران، به معنای تشدید قابل توجه درگیری خواهد بود، آن هم در شرایطی که به گزارش سیانان، ترامپ برای پایان دادن به جنگ با فشار سیاسی روبهروست و جمهوریخواهان نگران واکنش رایدهندگان در انتخابات پیش رو هستند.
طرحهای حمله، زیرساختهای انرژی و مراکز هستهای را در بر میگیرند
یکی از منابع به سیانان گفته است ترامپ دستور تهیه طرحهای بیشتری را برای حمله به اهداف در ایران، از جمله بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی، صادر کرده است.
به گفته این منبع، در گفتوگوهای مربوط به این طرحها از انجام حملات «پیش از عقبنشینی نیروهای آمریکا از حوزه مسئولیت سنتکام» سخن گفته شده است. عبارتی که میتواند نشاندهنده بررسی سناریویی شامل حمله، اعلام پیروزی و خروج سریع نیروها باشد.
منبع دیگری گفته است طرحهای حمله به تاسیسات هستهای، از جمله «کوه کلنگ»، نیز صراحتا استفاده از «موآب» را پیشبینی میکنند.
آمریکا و اسرائیل معتقدند حکومت ایران اجزایی از برنامه هستهای خود را در این محل نگهداری میکند.
ترامپ همچنان جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای را هدف خود اعلام میکند. با این حال، برخی مقامهای آمریکایی در گفتوگوهای خصوصی تردید دارند که کاخ سفید راهبردی برای تبدیل حملات بیشتر به پایان جنگ داشته باشد.
قدرت انفجار موآب لزوما به معنای توان نابودی تاسیسات زیرزمینی نیست
موآب حدود ۹.۸ تن وزن دارد و پیش از برخورد با زمین منفجر میشود. به گفته منابع مورد استناد سیانان، این بمب میتواند در سطح زمین ویرانی گستردهای ایجاد کند، اما برای نفوذ عمیق به زمین طراحی نشده است.
همین ویژگی، کارآمدی آن را علیه تاسیساتی مانند کوه کلنگ زیر سوال میبرد؛ محلی که تصور میشود زیر لایههایی از سنگ گرانیت محافظت میشود.
یکی از منابع آگاه، موآب را سلاحی مناسب برای ایجاد آثار روانی و تخریب محدودههای وسیع توصیف کرده، اما تاکید کرده است که این بمب کلاهک نفوذگر به اعماق زمین نیست.
منابع همچنین هشدار دادهاند شعاع گسترده انفجار، بهویژه در صورت حمله به زیرساختهای نزدیک مناطق مسکونی و مراکز غیرنظامی، نگرانیهایی جدی درباره احتمال تلفات غیرنظامیان ایجاد میکند.
به گزارش سیانان، مقامهای ارشد دولت و برنامهریزان نظامی هفتههاست گزینههایی را بررسی میکنند که دستکم یک پیروزی «نمادین» برای ترامپ فراهم کند و راه خروج از جنگ را باز بگذارد، بدون آن که مانع توافق احتمالی دیپلماتیک شود.
توافق برای بازگشایی تنگه هرمز از جمله گامهای احتمالی در این مسیر عنوان شده است.
یکی از منابع، برخی گزینههای نظامی بررسیشده را در حد «نمایش آتشبازی» توصیف کرده است؛ حملاتی که ممکن است به ترامپ امکان اعلام پیروزی بدهند، حتی اگر اهداف اولیه اعلامشده برای جنگ را محقق نکنند.
در این چارچوب، موآب میتواند بهعنوان ابزاری برای فشار روانی مطرح باشد. با این حال، مقامهای آمریکایی به سیانان گفتهاند بعید است استفاده از آن حکومت ایران را به تسلیم وادارد یا پیروزی راهبردی به همراه داشته باشد.
ترامپ بهطور علنی گفته است پیش از انتخابات میاندورهای اقدام تازهای نخواهد کرد، اما چند مشاور او به سیانان گفتهاند از قطعی بودن این تصمیم مطمئن نیستند.
بنا بر همین گزارش، ارتش آمریکا برای واکنش تلافیجویانه احتمالی حکومت ایران در صورت صدور دستور حمله آماده میشود.
کاخ سفید در پاسخ به سیانان از اظهارنظر درباره طرحهای حساس نظامی خودداری کرده و گفته است ترامپ برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای «همه گزینهها را روی میز نگه میدارد».
پنتاگون نیز اعلام کرده است برای طیف گستردهای از سناریوهای عملیاتی برنامهریزی میکند.
آمریکا نخستین بار در سال ۲۰۱۷، در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، از موآب علیه شبکه تونلهای داعش در افغانستان استفاده کرد.
طرح احتمال استفاده از این بمب علیه حکومت ایران بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که آیا قدرت تخریب گسترده آن با ماهیت اهداف و نتیجه سیاسی مورد نظر واشینگتن تناسب دارد.
دادسرای تهران برای سعید شکیبا، دوبلور، بلاگر و طنزپرداز، در پی انتشار ویدیویی با تقلید صدای علی خامنهای پرونده قضایی تشکیل داد. پستهای صفحه اینستاگرام او نیز حذف شدهاند و اطلاعیهای با نشان فراجا تنها پستی است که در این صفحه وجود دارد.
شکیبا که در اینستاگرام ویدیوهای طنز و تقلید صدای چهرههای مشهور منتشر میکند، در ویدیویی که سهشنبه ۲۱ مهر منتشر شد، صدای علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی، را تقلید کرد. کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار این ویدیو، علیه او اعلام جرم شد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، چهارشنبه ۲۲ مهر از تشکیل پرونده در دادسرای تهران برای یک بلاگر با حروف اختصاری «س.ش» خبر داد و محتوای منتشرشده را «توهینآمیز و هتاکانه» خواند.
این رسانه همچنین از «برخورد مقتضی» با این فرد خبر داد، اما توضیح نداد این برخورد چه بوده است. جزییات اتهامها و روند رسیدگی به پرونده نیز اعلام نشده و اطلاعات بیشتری درباره وضعیت شکیبا در دست نیست.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در گزارش خود شکیبا را به توهین به خامنهای و خانواده او متهم کرد. این رسانه نوشت ویدیوی او «کمترین نسبتی با اقتضائات عالم طنز و شوخی ندارد» و آن را حاوی «توهین، تمسخر و قبحشکنی» توصیف کرد.
شامگاه چهارشنبه ۲۲ مهر، همه پستهای صفحه اینستاگرام شکیبا حذف شد و تنها یک پست با نشان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) در آن باقی ماند.
در این اطلاعیه آمده است که صفحه بهدلیل انتشار آنچه «محتوای مجرمانه» خوانده شده، با دستور مقام قضایی و اقدام فراجا «تا اطلاع ثانویه از دسترس خارج» شده است.
در پی انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرام شکیبا، شماری از حامیان حکومت با نوشتن دیدگاههایی زیر پست او، خواستار برخورد با این طنزپرداز شدند.
شکیبا پیشتر نیز صدای شماری از مقامهای جمهوری اسلامی را تقلید کرده و در ویدیویی جداگانه، از کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حمایت کرده بود. خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز او را «از حامیان کودتای دی ۱۴۰۴» معرفی کرد.
در روزهای گذشته، فراجا صفحه «گالری تاج»، متعلق به یک مجموعه طلافروشی با شعبههایی در چند استان، را بهدلیل آنچه «انتشار محتوای نامناسب» عنوان شد، توقیف کرده بود.
پیگرد قضایی شکیبا در شرایطی صورت میگیرد که برخورد با بیان دیدگاههای انتقادی و فعالیتهای مدنی در ایران ادامه دارد. بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، دادسرای عمومی و انقلاب بویراحمد با ابلاغیهای به تاریخ ۲۰ مهر، شش فعال مدنی را احضار کرد و از آنان خواست تلفنهای همراهشان را نیز تحویل دهند. «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «شرکت در تجمعات ساختارشکنانه» از جمله اتهامهای مطرحشده علیه این فعالان است.
بازداشت و صدور احکام سنگین برای معترضان و مدافعان حقوق بشر نیز ادامه دارد. امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری، ۱۹ مهر هنگام مراجعه به دادگاه انقلاب اصفهان برای دفاع از مهشاد کشانی بازداشت شد. او پیشتر فایل صوتی عقد کشانی و علیرضا سپاهی، معترض اعدامشده، را منتشر کرده بود.
مصطفی سپهوند، یکی از متهمان به جاسوسی از خبرنگاران ایراناینترنشنال، گفت دو هزار پوند برای فیلمبرداری از مکانهایی گرفته اما علیه خبرنگاران اقدامی نکرده است. فراهم کردن زمینه حمله و اعمال خشونت شدید علیه کامبیز حسینی و یا مجتبا پورمحسن از اتهامات سه متهم این پرونده است.
او هنگام خواندن متن بازجوییها در دادگاه، خشمگین شد و به جمهوری اسلامی و خمینی دشنام داد، با خشم و فریاد از کشتهشدن یکی از بستگانش گفت و از جلسه بیرون برده شد.
دادگاه سلطنتی وولویچ چهارشنبه ۲۲ مهر، در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به همکاری با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، بخشهایی از بازجوییهای مصطفی سپهوند و فرهاد جوادیمنش را شنید. یک مامور پلیس که پشت پرده قرار داشت، پرسشهای بازجویان را میخواند و نماینده دادستانی پاسخهای ثبتشده متهمان را بازگو میکرد.
سپهوند، جوادیمنش و شاپور قلعهعلیخانی نوری اتهامهای خود را رد کردهاند.
بنا بر روایت دادستانی، آنها خبرنگاران مرتبط با ایراناینترنشنال، از جمله مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، را زیر نظر گرفته بودند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه دستکم یکی از افراد هدف فراهم شود.
هنگام خواندن بخشی از بازجویی سپهوند درباره پیامهای او و مصطفی قربانی، سپهوند از جایگاه متهمان شروع به فریاد زدن و فحاشی کرد و با دستور قاضی از دادگاه بیرون برده شد.
دو هزار پوند برای فیلمبرداری و ادعای فشار بر خانواده
در بازجویی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، سپهوند گفته بود برای فیلمبرداری دو هزار پوند گرفته است. دادستانی میگوید سپهوند از افرادی در ایران پول دریافت میکرده است. او در همان بازجویی مدعی شده بود تهدیدها حدود یک سال پیش و دستورها برای انجام کار حدود هفت تا هشت ماه پیش از آن آغاز شدهاند.
پلیس از سپهوند پرسیده بود آیا مصطفی قربانی دستورهای مربوط به زیرنظر گرفتن خبرنگاران را به او منتقل میکرده است. سپهوند که قربانی را دوست خود و صاحب مغازه قلیان معرفی کرده بود، گفته بود او همیشه با جمهوری اسلامی همراه بوده است. او در عین حال مدعی شده بود قربانی را هم برده و کتک زدهاند.
در بازجوییهای خواندهشده، سپهوند بارها انجام هرگونه اقدام علیه خبرنگاران را رد کرده و گفته بود خود و خانوادهاش در خطرند. در یکی از پاسخها گفته بود: «به من فشار آوردند کاری انجام بدهم. تهدیدم کردند، اما انجامش ندادم. انجامش ندادم.»
او در بازجویی ۲۴ اردیبهشت، در پاسخ به پرسش درباره پیامها و نشانیهایی که در اختیار داشته، گفته بود: «میتوانستیم آنها را بزنیم. نشانی را داشتیم. اما به خدایی که آن بالاست قسم میخورم هیچ کاری نکردیم.»
سپهوند در پاسخ به پرسشهای مربوط به مجتبا پورمحسن نیز مدعی شده بود میخواسته او را نجات دهد و جمعآوری اطلاعات را رد کرده بود.
در بخش دیگری از بازجویی، پلیس درباره پیامهای قربانی و اشارههای او به فردی به نام امین پرسیده بود. سپهوند در پاسخ به بعضی پرسشها از اظهار نظر خودداری کرده و در پاسخهای دیگر، امین را فردی صاحب قدرت و عامل آزار و بازداشت اعضای خانوادهاش معرفی کرده بود.
تصویر کامبیز حسینی و پیام مربوط به «سگ» و «ماشین»
پلیس از هر دو متهم درباره تصویری از کامبیز حسینی پرسیده بود که سپهوند چهارم دی ۱۴۰۳ برای جوادیمنش فرستاده بود. پرسشهای بعدی به پیامی در روز پنجم دی مربوط میشد که در آن از دیدن «سگ» و «ماشین» در اینستاگرام صحبت شده بود.
بازجویان از سپهوند پرسیده بودند آیا منظور از «سگ»، خبرنگار بوده است. او تحقیق پلیس را اشتباه خوانده و در پاسخ به پرسشهای بعدی درباره این پیام از اظهار نظر خودداری کرده بود.
جوادیمنش در بازجویی خود گفته بود نام کامبیز حسینی را نمیدانسته و از روی کنجکاوی تصویر را نگاه کرده است. او توضیح داده بود میخواسته بداند آیا فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که شنیده بود به او حمله شده است.
پلیس به او یادآوری کرده بود که هم نام ایراناینترنشنال و هم نام کامبیز حسینی روی تصویر دیده میشود. جوادیمنش گفته بود به موضوع علاقهای نداشته و به یاد نمیآورد لینک اینستاگرامی برنامه حسینی را باز کرده باشد.
در پاسخ به پرسش درباره عبارت «خوب، خوب» که برای سپهوند فرستاده بود، جوادیمنش گفته بود این تکیهکلام را از یک یوتیوبر گرفته و منظورش مهم نبودن موضوع برای خودش بوده است.
پلیس سپس درباره پاسخ سپهوند، «همین است، برادر»، پرسیده بود. جوادیمنش گفته بود مطمئن نیست، اما شاید منظور سپهوند این بوده که فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
جوادیمنش درباره پیام مربوط به اینستاگرام نیز گفته بود سپهوند قصد داشته نام «فرهاد» را بنویسد، اما آن را به اشتباه «فردا» تایپ کرده است. او در عین حال گفته بود معنای پیام را به یاد نمیآورد.
جوادیمنش: عبور از کنار ایراناینترنشنال و رفتن به کارواش
جوادیمنش در نخستین بازجویی خود، در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، گفته بود نام ایراناینترنشنال را در اینستاگرام شنیده، اما اخبار آن را دنبال نمیکند. او هرگونه دریافت دستور برای رصد خبرنگاران یا جمعآوری اطلاعات درباره این شبکه را رد کرده بود.
وقتی پلیس درباره حضورش در نزدیکی ساختمان ایراناینترنشنال پرسیده بود، جوادیمنش گفته بود ممکن است با خودرو یا پیاده از آنجا گذشته باشد. او ساختمان را زیبا توصیف کرده و گفته بود چون نام شبکه را در ایران شنیده بود، کنجکاو شده بود ساختمانش را ببیند. او درباره عکس گرفتن نیز گفته بود ممکن است عکسهایی گرفته باشد، اما به یاد نمیآورد.
جوادیمنش در توضیح رفتوآمد خود در آن محدوده گفته بود برای گرفتن قرص گلودرد به یک کارواش رفته است. بهگفته او، پیشتر در تیکتاک یا اینستاگرام پرسیده بود آیا کسی برای عفونت گلو قرص دارد.
او گفته بود از حکومت جمهوری اسلامی نفرت دارد، از سیاست دور است و پس از خروج از ایران میخواسته از جامعه ایرانی فاصله بگیرد. جوادیمنش در پاسخ به پرسشهای پلیس، تهدیدشدن خود یا خانوادهاش برای همکاری با افرادی در ایران را رد کرده و گفته بود اگر تهدید میشد، موضوع را به پلیس بریتانیا اطلاع میداد.
او همچنین گفته بود در سال ۲۰۲۳ برای ازدواج به ایران برگشته است. وقتی پلیس پرسیده بود آیا در ایران از او خواستهاند درباره ایراناینترنشنال اطلاعات جمع کند، پاسخ منفی داده بود.
رابطه سه متهم از روایت جوادیمنش
جوادیمنش گفته بود سپهوند را حدود چهار سال است در بریتانیا میشناسد. بنا بر روایت او، آشنایی آنها از طریق نوید امامی شکل گرفته بود؛ زمانی که جوادیمنش به لندن آمده بود و سپهوند برای شام به خانهای رفته بود که او در آن زندگی میکرد.
او رابطهاش با سپهوند را دوستی معمولی توصیف کرده و گفته بود یک روز در میان با یکدیگر صحبت میکردند، درباره خودرو به هم کمک میکردند و از مشکلات جسمیشان میگفتند. جوادیمنش گفته بود سپهوند مشکل کنترل خشم دارد و آن را به مرگ پدر او و دشواریهایی که در ایران داشته نسبت داده بود.
بهگفته جوادیمنش، مبلغی که سپهوند به او قرض داده بود حداکثر ۳۰۰ پوند بود. او دریافت دستور از سپهوند و این احتمال را که سپهوند افرادی را بشناسد که بتوانند به او یا خانوادهاش آسیب بزنند، رد کرده بود.
جوادیمنش گفته بود نوری را در سال ۲۰۲۴ در یک کارواش در ایلینگ شناخته است؛ جایی که نوری خودرو او را میشسته است. او گفته بود نوری را به صاحبخانهاش معرفی کرده، اما نمیتواند او را دوست خود بداند. بهگفته جوادیمنش، این کارواش با محلی که برای گرفتن قرص گلودرد به آن رفته بود تفاوت داشت.
تلفنها و خودرو در مسیرهای مشترک
دادگاه همچنین نتیجه تحلیل مارک اوبراین درباره ارتباط تلفنهای متهمان با دکلهای مخابراتی و سوابق تردد خودرو مرسدس A200 سپهوند را بررسی کرد.
بر اساس این تحلیل، تلفنهای سپهوند و جوادیمنش روز ۲۰ آذر ۱۴۰۳ همراه با مرسدس به مالتهاوس کورت رفته بودند.
دادههای ارائهشده، تلفن سپهوند و خودرو او را روز ۲۶ آذر، بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۲۰ صبح، در محدوده مالتهاوس کورت نشان میداد. تلفن نوری نیز بین ساعت ۷:۴۳ تا ۸:۵۶ صبح در آن محدوده فعال بود. همان روز، تلفن سپهوند و مرسدس بین ساعت ۱۰:۱۰ تا ۱۰:۵۰ صبح در محدوده سنت دانستانز اَوِنیو قرار داشتند.
در ۲۷ آذر، تلفن نوری بین ساعت ۷:۴۶ تا ۸:۰۱ صبح در محدوده مالتهاوس کورت فعال بود. تلفن سپهوند و خودرو او نیز بین ساعت ۱۳:۲۵ تا ۱۴:۱۰ در محدوده نشانی نوری و سپس بین ساعت ۱۴:۲۰ تا ۱۵:۱۰ در برنتفورد، از جمله حوالی مالتهاوس کورت، ثبت شده بودند. دادههایی از همان محدوده برای حدود ساعت ۱۸:۵۰ نیز ارائه شد و به فعالیت تلفن نوری در آن حوالی اشاره شد.
بازداشت و بازجویی متهمان
در اطلاعاتی که دادستانی بهعنوان موارد مورد توافق طرفین خواند، آمده بود هر سه متهم ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ در محل سکونتشان بازداشت شدهاند و خانههایشان بازرسی شده است.
سپهوند بین ۱۴ تا ۲۵ اردیبهشت، در هفت روز و مجموعا ۲۳ نوبت بازجویی شده بود. جوادیمنش بین ۱۳ تا ۲۵ اردیبهشت، در شش روز و هشت نوبت، و نوری بین ۱۴ تا ۲۳ اردیبهشت، در چهار روز و ۱۰ نوبت مورد بازجویی قرار گرفته بودند.
در دادگاه گفته شد سپهوند ابتدا چهار رقم از رمز ششرقمی تلفنش را به پلیس داده بود. در ادامه بازجوییها، او رمزهای تلفن را در حضور وکیلش در اختیار پلیس گذاشته بود.
در شرح واکنش نوری به پرسش درباره فعالیت به نیابت از افرادی مستقر در ایران نیز آمده بود که او سرش را به نشانه مخالفت تکان داده و گفته بود: «اشتباه است؛ من از آن رژیم فرار کردم.»
سابقه پرونده؛ وعده پول و حل پرونده در ایران
در جلسه ۲۰ مهر، پیامهایی مطرح شده بود که سپهوند در آنها از وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضاییاش در ایران میگفت. قربانی نیز از قول دیگران، حل پرونده را به انجام کار مشروط کرده بود. پیامهای سپهوند به نوید، با نام ذخیرهشده «برار سفارت»، از جمله گفته او درباره رفتن به سفارت برای دیدار با نوید، در همان جلسه بررسی شده بود.
دادستانی در آغاز محاکمه گفته بود سپهوند قرار بوده خشونت را اعمال کند و دو متهم دیگر، اطلاعات لازم برای حمله را جمعآوری کنند. دادستانی همچنین استدلال سپهوند درباره اجبار را نپذیرفته و گفته بود پیامها نشانهای از تهدید یا اجبار او ندارند؛ موضعی که در گزارش جلسه پیشین نقل شده بود.
صدها مخاطب ایراناینترنشنال از افزایش دو تا چند ده برابری قبض برق خانهها، مغازهها و کارگاههای خود خبر دادند. شماری از شهروندان با اشاره به کاهش مصرف و قطعیهای مکرر برق، از صدور قبضهای چند میلیون تومانی ابراز خشم کردند و برخی گفتند دیگر حاضر به پرداخت قبضهای خود نیستند.
در روزهایی که بسیاری از ایرانیان هنوز از خاموشیهای پیدرپی و گرمای تابستان بیرون نیامدهاند، قبضهای برق و آب به یک نگرانی تازه تبدیل شدهاند.
ایراناینترنشنال چهارشنبه ۲۲ مهر از مخاطبان خود در اینستاگرام پرسید آیا مبلغ قبض برق آنها در ماههای گذشته افزایش قابل توجهی داشته است؟
صدها پاسخ رسیده و تقریبا همه یک محتوای مشترک داشتهاند: قبضها چند برابر شدهاند.
بیشتر پاسخها مقایسهای سادهاند، اما این مقایسهها چشمگیرند.
قبضها از ارقام همیشگی حدود ۳۵۰ هزار تومان به شش میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، از دو میلیون تومان به ۱۲ میلیون و از ۳۰۰ هزار تومان به چهار میلیون تومان رسیدهاند.
شهروندی نوشت قبض برق او از ۲۳۰ هزار تومان در دوره قبل به هفت میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطبی دیگر از افزایش ۱۲۰ هزار تومانی به یک میلیون تومان گفت و اضافه کرد که کولر گازی هم ندارد.
نمونههای دیگر هم کم نیستند؛ «چهار برابر»، «پنج برابر»، «شش برابر» و «۱۰ برابر».
افزایش قبض برق تنها به خانهها محدود نبوده و صاحبان مشاغل نیز از رشد شدید هزینهها خبر دادهاند.
صاحب یک کارگاه گفت قبض برق ماهانه او از هشت میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به ۱۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده است.
مغازهداری اعلام کرد قبض برق واحد صنفیاش از ۱۰ میلیون تومان به ۳۰ میلیون تومان افزایش یافته است.
صاحب مغازهای دیگر نیز گفت قبض برق او از هشت میلیون تومان به ۲۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
بحران برق در ایران تازه نیست. کارشناسان داخلی و خارجی سالهاست درباره کمبود انرژی که جمهوری اسلامی از آن با عنوان «ناترازی» یاد میکند، هشدار دادهاند: نیروگاههای فرسوده، سرمایهگذاری ناکافی، قیمتگذاری دستوری و هدررفت بالای شبکه.
شهروندان میگویند حکومتی که ثروت نفت و گاز را در اختیار داشته، امروز نمیتواند برق پایدار تامین کند و برای جبران کسری، هزینه را از جیب مصرفکننده برمیدارد.
سالهاست الگوی آشنایی تکرار میشود: نخست خاموشی و کمبود، بعد افزایش تعرفه، و سرانجام تهدید به قطع انشعاب برای کسانی که قبوضشان را به موقع نمیپردازند.
مخاطبی نوشت: «ماهها برق قطع بود، حالا قبض میلیونی میآید.»
در بخش دیگری از پیامها، شهروندان افزایش هزینه برق را با درآمد و حقوق ماهانه خود مقایسه کردند.
یک معلم بازنشسته ساکن منطقه منیریه تهران گفت با حقوق ماهانه ۲۰ میلیون تومان، برای هر دوره قبض برق یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی دریافت میکند، در حالی که کولر گازی ندارد.
به گفته شهروندان، حقوق سالی ۲۰ درصد بالا میرود، اما قبض چند برابر شده است.
مخاطبی گفت همسرش با حقوق بازنشستگی ۲۵ میلیون تومانی، باید قبض برق یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومانی دو ماه را پرداخت کند.
شهروندی از یک روستا نیز پرسید: «پنج میلیون تومان پول برق یک خانه روستایی بدون امکانات را از کجا بیاوریم؟»
یکی دیگر از مخاطبان گفت قبض دوماهه برق خانهاش به ۱۰ میلیون تومان رسیده، در حالی که قبض دوره قبل دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است.
افزایش هزینهها، شماری از شهروندان را به نافرمانی مدنی و خودداری از پرداخت قبض برق کشانده است.
چند پاسخ از اعتراضی عملی خبر دادند: «شش ماه است پرداخت نکردهام»، «دو سال پرداخت نکردم؛ قطع میکنند و خودم وصل میکنم»، «پیشنهاد میکنم شما هم پرداخت نکنید».
این اعتراضات، هنوز یک جنبش سازمانیافته نیستند، اما نشان میدهند قرارداد نانوشته میان شهروند و دولت، یعنی پرداخت هزینه در ازای دریافت خدمات، زیر فشار است.
برآورد این پیامها نشان میدهد حکومتی که نتواند برق پایدار بدهد و همزمان قبض سنگین بخواهد، مشروعیت مطالبه پرداخت را از دست میدهد.
یکی از شهروندان افزایش هزینه برق را به سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی مرتبط دانست و گفت: «برای بازسازی لبنان و فلسطین پول کم آوردهاند.»
مخاطب دیگری گفت پس از دریافت قبض هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی، به اداره برق مراجعه کرده و به هزینههای نظامی حکومت اعتراض کرده است.
در ادامه تشدید درگیریهای مسلحانه در سیستان و بلوچستان، یک فرمانده بسیج زنان و یک مامور نیروی انتظامی در دو حمله جداگانه در شهرستان مهرستان استان سیستان و بلوچستان کشته شدند. گزارشها همچنین از زخمی شدن سه نیروی دیگر در حمله به خودروی پلیس حکایت دارند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش داد افسانه عقیلا، فرمانده یکی از حوزههای بسیج زنان شهرستان مهرستان، بر اثر تیراندازی افراد مسلح مقابل منزل خود کشته شد.
سایت حالوش نیز کشته شدن عقیلا را تایید کرد و او را فرمانده حوزه بسیج افضل مهرستان و اهل زابل معرفی کرد.
خبرگزاری بسیج آذر ۱۴۰۲ در گزارشی از برگزاری کارگاههای «حجاب و عفاف» از سوی عقیلا در مهرستان خبر داد.
این خبرگزاری هدف این کارگاهها را ترویج حجاب و آموزش برای اجرای «امر به معروف و نهی از منکر» عنوان کرده بود.
در حملهای جداگانه، افراد مسلح خودروی نیروهای انتظامی را در شهرستان مهرستان هدف تیراندازی قرار دادند.
مرکز اطلاعرسانی پلیس سیستان و بلوچستان کشته شدن محمدعلی شهریاری، گروهبان یکم فرماندهی انتظامی، در این حمله را تایید کرد و از ادامه تلاشها برای شناسایی و بازداشت مهاجمان خبر داد.
حالوش گزارش داد در این حمله، علاوه بر کشته شدن شهریاری که اهل زابل بود، سه نیروی دیگر نیز زخمی شدند.
پلیس در اطلاعیه خود به شمار زخمیها اشاره نکرد.
هویت مهاجمان و انگیزه این دو حمله تاکنون مشخص نشده است.
افسانه عقیلا و محمدعلی شهریاری
افزایش درگیریهای مسلحانه در سیستان و بلوچستان
حملات مهرستان در ادامه درگیریهای مسلحانه هفتههای اخیر در سیستان و بلوچستان رخ داد.
در این مدت، افراد مسلح بارها مقرها، پاسگاهها و خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی را در نقاط مختلف استان هدف حمله قرار دادهاند.
سایت حالوش ۲۱ مهر از درگیری نیروهای سپاه پاسداران و افراد مسلح در تفتان خبر داد و گزارش کرد بیش از ۲۰ نفر از نیروهای لشکر فاطمیون کشته یا زخمی شدند.
شبکه اسناد حقوق بشر نیز کشته شدن شماری از اعضای این لشکر را تایید کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد شعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب خیزش دیماه ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران در کشتار معترضان مشارکت داشت.
گروه مسلح «جبهه مبارزین مردمی» مسئولیت درگیریهای تفتان و حملات به نیروهای سپاه پاسداران در کورین زاهدان و رمین چابهار را بر عهده گرفت و اعلام کرد در تفتان بیش از ۲۰ نیروی سپاه پاسداران و فاطمیون کشته شدند.
این گروه کشته شدن سه عضو خود را نیز تایید کرد، اما مقامهای جمهوری اسلامی آمار تلفات اعلامشده را تایید نکردهاند.
این گروه همچنین مسئولیت انفجار دو مین در مسیر نیروهای سپاه پاسداران در کورین و تیراندازی به نیروهای فاطمیون و سپاه پاسداران در چابهار را پذیرفت.
خبرگزاری فارس ۲۱ مهر از کشته شدن پنج فرد مسلح و یک عضو سپاه پاسداران در درگیری جداگانهای در کورین خبر داد.
افزایش شمار حملات مسلحانه در مهرماه
وبسایت هرانا ۲۰ مهر گزارش داد از ۱۱ فروردین تا ۱۸ مهر، دستکم ۶۳ رویداد مسلحانه در سیستان و بلوچستان و کرمان ثبت شده که بر اساس گزارشهای محلی و غیررسمی، ۹۴ کشته و ۳۳ زخمی بر جای گذاشتهاند.
تنها در ۱۸ روز نخست مهر، ۱۸ رویداد و درگیری ثبت شده است.
در یکی از حملات اخیر، نصرت افتخاری، معاون فرهنگیـاجتماعی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان، ۱۷ مهر در انفجار بمب کنار جادهای در چشمهزیارت زاهدان کشته شد.
۱۳ مهر نیز در حمله افراد مسلح به گشت انتظامی در محور بمپور به ایرانشهر، دو مامور پلیس کشته و یک مامور دیگر زخمی شد.
گروه مسلح «جبهه مبارزین مردمی» مسئولیت هر دو حمله را بر عهده گرفت.
۱۰ مهر نیز دستکم پنج عضو لشکر فاطمیون در منطقه رودماهی زاهدان کشته شدند. ۹ مهر هم یک مامور نیروی انتظامی در حمله به ایستبازرسی احمدآباد راسک کشته شد.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ» از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.