چهار فضانورد با فضاپیمای اسپیسایکس راهی ایستگاه فضایی بینالمللی شدند
لوک دلینی، جسیکا واتکینز، جاشوا کوتریک و سرگئی تتریاتنیکوف پیش از اعزام به ایستگاه فضایی بینالمللی
یک موشک اسپیسایکس پنجشنبه ۹ مهر از فلوریدا به فضا پرتاب شد و چهار فضانورد از آمریکا، کانادا و روسیه را برای انجام یک ماموریت علمی با تمرکز بر سلامت و عملکرد انسان در فضا، راهی ایستگاه فضایی بینالمللی کرد.
موشک دو مرحلهای «فالکون ۹» که کپسول خودکار «کرو دراگون» حامل چهار سرنشین را حمل میکند، از پایگاه نیروی فضایی کیپ کاناورال در ساحل اقیانوس اطلس فلوریدا پرتاب شد.
تصاویر زنده پرتاب نشان داد این فضاپیما که ارتفاع آن به اندازه ساختمانی ۲۵ طبقه است، با روشن شدن ۹ موتور مرلین و در میان تودههای درخشان بخار، سکوی پرتاب را ترک کرد.
طبق برنامه، مرحله نخست و قابل استفاده مجدد فالکون ۹ باید ظرف سه دقیقه پس از پرتاب از بخش بالایی موشک جدا شود و برای فرود به زمین بازگردد. همزمان، مرحله دوم موشک کپسول کرو دراگون را به ارتفاع بالاتر منتقل میکند.
انتظار میرود کپسول حدود ۹ دقیقه پس از پرتاب وارد مدار شود و سفر هشتساعته خود به سوی ایستگاه فضایی بینالمللی را آغاز کند. اتصال آن به ایستگاه، در ارتفاع حدود ۴۲۰ کیلومتری زمین، برای حدود ساعت هفت عصر به وقت شرق آمریکا برنامهریزی شده است.
این ماموریت که «کرو-۱۳» نام دارد، سیزدهمین گروه ماموریت بلندمدت ایستگاه فضایی است که ناسا با استفاده از فضاپیماهای اسپیسایکس انجام میدهد.
شرکت اسپیسایکس که ایلان ماسک آن را در سال ۲۰۰۲ تاسیس کرد، از ماه مه ۲۰۲۰ انتقال فضانوردان آمریکایی به مدار زمین را آغاز کرده است. این شرکت در ماه ژوئیه نیز طی یک عرضه اولیه سهام رکوردشکن، وارد بازار بورس شد.
پرتاب کرو-۱۳ تنها چند روز پس از آن صورت گرفت که اسپیسایکس نسل جدید فضاپیمای استارشیپ را برای نخستین بار به مدار فرستاد و نخستین ماهواره تجاری را با آن مستقر کرد. آن پرواز، چهاردهمین آزمایش بدون سرنشین استارشیپ از سال ۲۰۲۳ به این سو بود.
فرماندهی ماموریت کرو-۱۳ بر عهده جسیکا واتکینز، فضانورد ۳۸ ساله ناسا و زمینشناس پیشین است. این دومین سفر فضایی واتکینز است و او نخستین فضانورد ناسا محسوب میشود که برای دومین بار با کرو دراگون به فضا میرود.
لوک دلینی، فضانورد ۴۷ ساله ناسا و خلبان سابق، در صندلی خلبان در کنار واتکینز قرار دارد و نخستین ماموریت فضایی خود را تجربه میکند.
دو عضو دیگر این گروه نیز برای نخستین بار به فضا میروند: جاشوا کوتریک، فضانورد ۴۴ ساله کانادایی و خلبان سابق، و سرگئی تتریاتنیکوف، فضانورد ۳۷ ساله روس و مهندسی که در زمینه عملیات زیردریایی تخصص داشته است. این دو به عنوان متخصصان ماموریت فعالیت خواهند کرد.
پس از رسیدن به ایستگاه فضایی بینالمللی، هفت فضانورد و کیهاننورد مستقر در ایستگاه از اعضای کرو-۱۳ استقبال خواهند کرد. چهار عضو ماموریت کرو-۱۲ نیز در میان آنها هستند که پس از بیش از هفت ماه حضور در فضا، بهزودی به زمین بازخواهند گشت.
اعضای کرو-۱۳ قرار است بخش مهمی از ماموریت خود را به مجموعهای از تحقیقات زیستپزشکی و بررسی عملکرد انسان اختصاص دهند. مطالعه تاثیر بیوزنی بر گردش خون و انعقاد خون و همچنین جمعآوری اطلاعات پزشکی برای کمک به برنامهریزی ماموریتهای فضایی آینده از جمله این تحقیقات است.
ایستگاه فضایی بینالمللی که ابعادی تقریبا به اندازه طول یک زمین فوتبال دارد، بزرگترین سازه ساختهشده به دست بشر در فضا محسوب میشود. این ایستگاه بهطور مداوم از سوی کنسرسیومی به رهبری آمریکا و روسیه و با مشارکت کانادا، ژاپن و ۱۱ کشور اروپایی اداره شده است.
نخستین تجهیزات ایستگاه فضایی بینالمللی بیش از ۲۵ سال پیش به فضا پرتاب شد و ناسا اعلام کرده است که متعهد به ادامه فعالیت این ایستگاه تا سال ۲۰۳۰ است.
اول اکتبر، روز جهانی سالمندان، فرصتی است برای اینکه سالمندی را نه فقط بهعنوان یک مرحله از زندگی، بلکه بهعنوان تجربهای انسانی و اجتماعی ببینیم؛ تجربهای که کیفیت آن به شرایطی بستگی دارد که جامعه برای زندگی در سالهای سالمندی فراهم میکند.
سالمندی هر فرد حاصل مجموعهای از تجربههای زندگی، روابط، فقدانها، فرصتها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که در طول سالها پشت سر گذاشته است.
به همین دلیل، نمیتوان سالمندی را فقط از زاویه تغییرات جسمی یا افزایش نیاز به مراقبت دید؛ سالمندی ادامه مسیری است که بخش مهمی از آن سالها پیش آغاز شده است.
نسلی که اکنون به سالهای سالمندی نزدیک یا وارد آن شده، بخش مهمی از جوانی و بزرگسالی خود را در دورهای از تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی، و در مورد بسیاری از افراد، در سایه جنگ ایران و عراق گذرانده است.
این نسل در ادامه نیز با تغییرات متعدد اقتصادی و اجتماعی، تغییر ساختار خانواده، گسترش شهرنشینی، تحولات بازار کار و در سالهای اخیر با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مواجه بوده است.
اکنون بخشی از همین افراد در شرایطی وارد سالمندی میشوند که این مرحله از زندگی نیز با مسائل تازهای همراه است؛ از بازنشستگی و بیماریهای مزمن گرفته تا هزینههای درمان، کاهش استقلال، کوچک شدن شبکه حمایت خانوادگی و مهاجرت فرزندان.
بنابراین، پرسش درباره سالمندی در ایران فقط این نیست که جمعیت سالمندان چقدر افزایش پیدا خواهد کرد؛ پرسش مهمتر این است که این افراد با چه کیفیتی سالمند خواهند شد و جامعه چه شرایطی برای سالمندی آنها فراهم کرده است؟
تجربه سالمندی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد؛ از وضعیت اقتصادی و سلامت جسمی گرفته تا روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، احساس استقلال، هویت، مشارکت اجتماعی و سلامت روان.
برای فردی که در طول زندگی خود با فقدان، بیماری، فشار اقتصادی یا بحرانهای متعدد روبهرو بوده، ورود به سالمندی میتواند همزمان با تغییرات دیگری همراه شود؛ بازنشستگی، از دست دادن برخی نقشهای اجتماعی، کاهش توان جسمی، وابستگی بیشتر به دیگران و گاهی دور شدن فرزندان.
در چنین شرایطی، مرز میان مسائل جسمی، روانی و اجتماعی سالمندی بسیار باریک میشود.
از سوی دیگر، ساختار حمایت از سالمندان نیز در حال تغییر است. خانوادههای کوچکتر، افزایش مهاجرت فرزندان، افزایش طول عمر و بیشتر شدن نیاز به مراقبتهای طولانیمدت، پرسشهای تازهای را پیش روی خانواده و جامعه قرار میدهد.
چه کسی از سالمندی که دیگر نمیتواند بهتنهایی از خود مراقبت کند، حمایت خواهد کرد؟ اگر فرزندان دور باشند، شبکه حمایت او چگونه شکل میگیرد؟ اگر خانواده توان مراقبت نداشته باشد، چه جایگزینهایی وجود دارد؟ و اگر فرد از نظر اقتصادی یا جسمی وابسته شود، چگونه میتوان استقلال، هویت و کرامت او را حفظ کرد؟
در این میان، سلامت روان نیز بخشی جداییناپذیر از تجربه سالمندی است. احساس تنهایی، اضطراب، سوگ، از دست دادن نقشهای اجتماعی، کاهش احساس کنترل بر زندگی و نگرانی درباره آینده میتوانند کیفیت زندگی سالمند را تحت تاثیر قرار دهند.
البته این به معنای آن نیست که سالمندی الزاما با بیماری روانی همراه است. مساله، شناخت عواملی است که میتوانند یک دوره سالمندی سالم، فعال و معنادار را دشوار یا امکانپذیر کنند.
شاید به همین دلیل، وقتی از سالمندی در ایران حرف میزنیم، بهتر باشد فقط به تعداد سالمندان آینده نگاه نکنیم.
باید از خود بپرسیم: نسلی که بخشی از جوانی خود را در بحران گذرانده، امروز چگونه سالمندی میکند؟
و آیا جامعهای که در حال پیر شدن است، تنها برای افزایش طول عمر آماده شده یا برای سالهایی که قرار است این زندگی با امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، سلامت روان و کرامت ادامه پیدا کند نیز برنامهای دارد؟
سالمندی در امتداد سالهای بحران و تغییر
برای نسلی که امروز وارد سالمندی شده یا به آن نزدیک میشود، بحران تجربهای محدود به یک مقطع تاریخی نیست.
بخشی از این نسل، جوانی خود را در سالهای جنگ ایران و عراق گذرانده و در دهههای بعد نیز با فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، ناامنیهای شغلی و معیشتی و دیگر تحولات گسترده روبهرو بوده است.
بنابراین، برای فهم سالمندی این نسل، باید به انباشته شدن تجربههای دشوار در طول زندگی توجه کرد.
پژوهشهای مربوط به سالمندی و مسیر زندگی نشان میدهند تجربههای دشوار ممکن است پیامدهای خود را سالها بعد نشان دهند.
بر اساس یک مرور پژوهشی جدید، ناملایماتی مانند خشونت، تبعیض، فقر و دیگر رویدادهای استرسزا میتوانند با افسردگی، ضعف جسمی و مشکلات شناختی در سالمندی ارتباط داشته باشند.
به این معنا، وضعیت جسمی و روانی سالمند را نمیتوان جدا از سابقه زندگی او بررسی کرد.
جنگ ایران و عراق یکی از مهمترین نمونههای این تجربه تاریخی است. البته همه اعضای این نسل تجربه جنگ یا تروما نداشتهاند و شدت مواجهه افراد نیز متفاوت بوده است؛ از زندگی در مناطق جنگزده و آوارگی تا از دست دادن نزدیکان یا زندگی طولانیمدت در شرایط ناامنی.
مطالعهای روی افرادی که تجربه جنگ و جابهجایی ناشی از آن را داشتند، نشان داد تجربه جنگ با وضعیت روانی آنان ارتباط داشته و حمایت اجتماعی و شیوههای مقابله هم در این میان اهمیت داشتهاند.
اما مساله فقط اثر یک بحران قدیمی نیست. ممکن است فرد در طول زندگی با چندین دوره فشار و بحران روبهرو شود و این تجربهها در کنار یکدیگر، منابع جسمی، روانی و اجتماعی او را برای مواجهه با سالمندی تحت تاثیر قرار دهند.
همهگیری کووید-۱۹ نمونهای جدیدتر بود که برای بسیاری از سالمندان با افزایش فشار روانی، اضطراب، افسردگی، کاهش استقلال و اختلال در ارتباطات اجتماعی همراه شد.
در سالهای اخیر نیز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی به این تجربه اضافه شدهاند. افزایش هزینههای زندگی و درمان، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی میتواند برای سالمندی که معمولا درآمد ثابتتر و امکان کمتری برای جبران کاهش درآمد دارد، معنای متفاوتی پیدا کند.
در چنین شرایطی، بحران میتواند مستقیما بر احساس امنیت، استقلال و کیفیت زندگی سالمند اثر بگذارد.
اما این تاریخچه بحرانها در نهایت چگونه خود را در زندگی امروز سالمند نشان میدهد؟
پاسخ را نمیتوان فقط در وجود یا نبود بیماری جستوجو کرد. مساله، کیفیت زندگی است؛ اینکه فرد تا چه اندازه از سلامت، امنیت اقتصادی، استقلال، ارتباط اجتماعی و احساس کنترل بر زندگی برخوردار است.
مطالعات انجامشده درباره سالمندان نشان دادهاند وضعیت اقتصادی با کیفیت زندگی و بهزیستی روانی ارتباط دارد و فقر را نیز نمیتوان فقط با درآمد سنجید.
محرومیت در حوزههایی مانند سلامت، مسکن و استاندارد زندگی میتواند استقلال و کیفیت زندگی را محدود کند.
به همین دلیل، دو سالمند همسن ممکن است تجربه کاملا متفاوتی از سالمندی داشته باشند؛ زیرا با تاریخچه زندگی، وضعیت سلامت، منابع اقتصادی و شبکههای حمایتی متفاوتی وارد این مرحله شدهاند.
سلامت جسمی و روانی نیز از یکدیگر جدا نیستند. پژوهشها نشان میدهند در کنار بیماریهای مزمن، عواملی مانند افسردگی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی سالمندان ارتباط دارند.
مطالعهای درباره سالمندان حاکی از آن است که حمایت اجتماعی دریافتشده با سلامت روان بهتر ارتباط دارد.
بنابراین، برای سالمند فقط داشتن خانواده مهم نیست؛ مهم است که در زمان نیاز، کسی برای کمک، همراهی و ارتباط در دسترس باشد.
این مساله با تغییر ساختار خانواده و مهاجرت فرزندان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
سالمند ممکن است همچنان فرزند و خانواده داشته باشد، اما حضور و دسترسی آنها در زندگی روزمره کمتر شده باشد.
بر اساس پژوهشی کیفی درباره سالمندان، مهاجرت فرزندان میتواند با کاهش حمایت بیننسلی، احساس تنهایی، اضطراب و دشواری در دسترسی به مراقبت همراه شود.
تماس تلفنی و ارتباط مجازی میتواند بخشی از احساس ارتباط را حفظ کند، اما لزوما جای حضور و کمک فیزیکی را نمیگیرد.
در چنین شرایطی، مراقبت طولانیمدت میتواند به مسالهای جدی برای خانواده تبدیل شود.
با افزایش بیماریهای مزمن و نیاز به مراقبت، خانوادههایی که اعضای کمتری دارند یا فرزندانشان دور هستند، ممکن است با فشار بیشتری روبهرو شوند.
پژوهشها درباره مراقبان غیررسمی نشان دادهاند افزایش نیازهای مراقبتی در کنار تغییرات خانوادگی میتواند بار مراقبتی را بیشتر کند.
بنابراین، کیفیت زندگی سالمند فقط به وضعیت خود او وابسته نیست و به ظرفیت خانواده و حمایتهای بیرون از خانواده نیز ارتباط دارد.
در مواردی که خانواده نمیتواند همه نیازهای مراقبتی را پوشش دهد، مراقبت نهادی مطرح میشود.
با این حال، ورود به خانه سالمندان بهخودیخود به معنای حل مساله تنهایی یا افزایش کیفیت زندگی نیست.
مرورهای پژوهشی نشان دادهاند سالمندان ساکن مراکز مراقبتی در برخی شاخصها، از جمله کیفیت زندگی و تنهایی، وضعیت متفاوتی با سالمندان ساکن خانه دارند.
این تفاوت حاکی از آن است که کیفیت مراقبت، ارتباط اجتماعی و شرایط محیطی در کنار محل زندگی اهمیت دارند.
بازنشستگی یکی از نقاط مهم این دوره است. شغل بخشی از هویت، روابط اجتماعی، برنامه روزانه و احساس مفید بودن فرد را شکل میدهد.
از این رو، بازنشستگی میتواند مجموعهای از نقشهای اجتماعی را تغییر دهد. پژوهشها نشان میدهند سازگاری با این دوره به عواملی مانند وضعیت مالی، سلامت، ارتباطات اجتماعی و احساس معنا وابسته است.
برای برخی، بازنشستگی فرصتی برای بازتعریف نقشهاست و برای برخی دیگر میتواند با کاهش ارتباطات اجتماعی یا نگرانی درباره آینده همراه شود.
در نهایت، تجربه سالمندی حاصل رابطه میان سلامت، اقتصاد، خانواده، شبکه اجتماعی، مراقبت و نقشهای اجتماعی است؛ مسیری که تجربههای دشوار میتوانند در آن هم آسیبپذیری ایجاد کنند و هم، در صورت وجود منابع حمایتی و امکان سازگاری، به ظرفیتهایی برای تابآوری تبدیل شوند.
از اینجا پرسش دیگر فقط درباره این نیست که یک سالمند چگونه با این تغییرات کنار میآید.
پرسش بزرگتر این است که جامعهای که تعداد سالمندان آن رو به افزایش است، برای چنین زندگیای چه امکاناتی فراهم کرده است؛ جامعهای که قرار است در آن طول عمر افزایش یابد، اما همزمان امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، کرامت و امکان داشتن یک زندگی معنادار نیز حفظ شود.
سالمندی؛ تجربهای فراتر از سالهای زندگی
سالمندی این نسل را نمیتوان فقط با افزایش سن یا تعداد سالمندان توضیح داد.
این افراد با مجموعهای از تجربهها، بحرانها، تغییرات اقتصادی و اجتماعی و دگرگونیهای خانوادگی به این مرحله از زندگی رسیدهاند و امروز بخشی از همان تجربهها را در نگرانی درباره آینده، هزینههای زندگی و درمان، کاهش استقلال، دورشدن فرزندان و گاهی احساس تنهایی تجربه میکنند.
کوچکتر شدن خانوادهها، مهاجرت فرزندان، افزایش نیاز به مراقبت و تغییر نقشهای اجتماعی پس از بازنشستگی، سالمندی را به مسالهای فراتر از فرد سالمند تبدیل کرده است.
سالمند فقط فردی نیازمند مراقبت نیست؛ باید بتواند تا حد امکان استقلال، ارتباط اجتماعی، هویت و کرامت خود را حفظ کند.
پژوهشها نشان میدهند کیفیت زندگی در سالمندی حاصل ترکیب سلامت جسمی و روانی، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حمایت است.
بر این اساس، اگر قرار است طول عمر افزایش یابد، مساله فقط اضافه شدن سالها به زندگی نیست؛ مهم این است که این سالها با چه کیفیتی سپری شوند.
سالمندی در نهایت فقط آخرین مرحله چرخه زندگی نیست؛ آینهای است از اینکه جامعه تا چه اندازه برای زندگی انسان در تمام مراحل آن ارزش قائل است.
جامعهای که پیر میشود، بیش از آنکه فقط به افزایش طول عمر نیاز داشته باشد، باید بتواند امنیت، استقلال، ارتباط، کرامت و معنا را در سالهای سالمندی حفظ کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد مدیران شرکتهای بزرگ فناوری بر سر تدوین استانداردهای داوطلبانه برای هوش مصنوعی به توافق رسیدهاند. او همچنین بار دیگر بر حمایت خود از گسترش سریع مراکز داده تاکید کرد.
ترامپ این اظهارات را شامگاه سهشنبه هفتم مهر پس از دیدار با مدیران شرکتهای فناوری در کاخ سفید مطرح کرد.
این نشست با ضیافت ناهاری پشت درهای بسته آغاز شد، اما در ادامه ترامپ به همراه مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان آمریکا، و شماری از مدیران شرکتهای فناوری، در محوطه ورودی کاخ سفید مقابل خبرنگاران حاضر شدند.
بر اساس نسخهای از توافقنامه که ترامپ در شبکه اجتماعی تروثسوشال منتشر کرد، شرکتهای فناوری پذیرفتهاند با «حسابرسان مستقل» همکاری کنند تا عملکرد سامانههای هوش مصنوعی و میزان انطباق آنها با اهداف طراحانشان ارزیابی شود.
این شرکتها همچنین متعهد شدند تدابیری اتخاذ کنند تا ابزارهای هوش مصنوعی آنها به «شیوههای پیشبینینشده» به سامانههای فنی نفوذ نکنند یا به آنها دسترسی نداشته باشند.
ترامپ با تشبیه این توافقنامه به قانون اساسی گفت: «بزرگترین چهرههای جهان آن را امضا کردهاند و من هم بهعنوان رییسجمهوری امضا کردهام. این توافق در واقع نوعی سازوکار حفاظتی است.»
او همچنین خبر داد در حال بررسی تشکیل هیاتی ۱۰ نفره برای نظارت بر ایمنی ابزارهای هوش مصنوعی است، اما درباره اعضای احتمالی آن توضیحی ارائه نکرد.
ترامپ افزود بهزودی مقام جدیدی را برای هدایت سیاستهای کاخ سفید در حوزه هوش مصنوعی معرفی خواهد کرد.
گرگ براکمن از اوپنایآی، داریو آمودی از آنتروپیک، مارک زاکربرگ از متا، ساندار پیچای از گوگل و جنسن هوانگ از انویدیا از جمله مدیران حاضر در این نشست بودند.
زاکربرگ به خبرنگاران گفت شرکتهای فناوری برای ایجاد «سازوکارهای نظارتی داخلی قدرتمند» در سامانههای هوش مصنوعی خود به توافق رسیدهاند.
این توافق در شرایطی حاصل شد که پس از انتشار گزارشهای اوپنایآی و آنتروپیک درباره خروج عوامل هوش مصنوعی از کنترل و نفوذ آنها به سامانههای شرکتهای دیگر، فشارها بر دولت ترامپ برای مقابله با خطرات این فناوری بالا گرفته است.
روزنامه والاستریت ژورنال ۱۸ شهریور نوشت نگرانیها در آزمایشگاههای هوش مصنوعی رو به افزایش است و رقابت میان شرکتهای فناوری، آنها را به مسابقهای برای ساخت مدلهای خودبهبوددهنده سوق داده؛ مدلهایی که ممکن است از کنترل انسان خارج شوند.
مخالفت با گسترش مراکز داده و نگرانی از ایمنی هوش مصنوعی
خبرگزاری رویترز نوشت مراکز داده که توان پردازشی لازم را برای آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی فراهم میکنند، بهدلیل مصرف بالای برق، افزایش هزینه خدمات عمومی و دیگر پیامدهای محلی، با مخالفت ساکنان مناطق مختلف آمریکا مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، افزایش مخالفتها در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، چالشی سیاسی برای جمهوریخواهان ایجاد کرده است.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره تاثیر احتمالی حمایت او از احداث مراکز داده بر موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات گفت شرکتهای فناوری برای جلب رضایت شهروندان تلاش خواهند کرد.
این در حالی است که شرکتهای فناوری بهدلیل اقدامات ناکافی برای تضمین ایمنی هوش مصنوعی با انتقادهای فزایندهای مواجه شدهاند.
نتایج نظرسنجی سراسری رویترز و ایپسوس که از ۲۶ تا ۲۹ شهریور انجام شد، نشان میدهد حدود ۷۳ درصد پاسخدهندگان نگران هستند شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی اقدامات کافی را برای جلوگیری از آسیبهای جدی این فناوری به جامعه انجام نداده باشند.
همچنین ۵۵ درصد پاسخدهندگان کاهش سرعت توسعه هوش مصنوعی را اقدامی مثبت ارزیابی کردند.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، پنجم مهر اعلام کرد پیشی گرفتن از چین در حوزه هوش مصنوعی و بهرهگیری از ظرفیتهای این فناوری برای کشف دارو و کاهش هزینههای درمان، مستلزم ایجاد دهها و شاید صدها گیگاوات ظرفیت جدید تولید برق در ایالات متحده است.
در رویدادی دیگر در هفتم مهر، دولت ترامپ از ابزار جدیدی مبتنی بر هوش مصنوعی رونمایی کرد که به گفته مقامهای کاخ سفید، دسترسی شهروندان را به خدمات دولتی آسانتر خواهد کرد.
شماری از مدیران سیلیکونولی، از جمله دینا پاول مککورمیک از متا و شان مگوایر از شرکت سرمایهگذاری سکویا کپیتال، در مراسم رونمایی از این ابزار حضور داشتند.
طراحی این ابزار با هدایت جو گبیا، از بنیانگذاران ایربیانبی، انجام شده و شرکتهای گوگل، اسپیسایکس، متا و ۸ویسی از حامیان مراسم معرفی آن بودند.
ترامپ در این مراسم تاکید کرد این ابزار «از حیث نظری» در برابر نفوذ هکرها مصون است.
او همچنین به نهادهای دولتی دستور داد هنگام اشاره به این فناوری، بهجای اصطلاح «هوش مصنوعی» از عبارت «ابرهوش» استفاده کنند.
فضاپیمای استارشیپ و بوستر سوپرهوی نسخه ۳ (v3) متعلق به اسپیسایکس، در چهاردهمین پرواز آزمایشی خود از مجتمع پرتاب این شرکت در پایگاه استاربیس واقع در تگزاس آمریکا به پرواز درآمدند (۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶). انتظار میرود این مأموریت برای نخستین بار این فضاپیما را وارد مدار زمین کرده و ۲۶ ماهواره استارلینک نسل ۳ (V3) را مستقر سازد. عکس از: استیو نسیوس / رویترز
چهاردهمین پرواز موشک استارشیپ فراتر از یک پرتاب موشکی معمولی بود. غرش موتورهای رپتور این شاهکار مهندسی که از سکوی استاربیس در تگزاس برخاست، نشان داد وقتی فناوری پیشرفته با اراده راسخ پیوند بخورد، عبارت دیرینه «خواستن، توانستن است» میتواند در پروژهای آیندهنگرانه تجسم پیدا کند.
سازهای ۱۲۰ متری که سالها منتقدان آن را بلندپروازی خیالی میخواندند، اکنون نخستین ماموریت مداری تاریخ خود را به پایان رسانده تا پرچمدار عصری تازه در تسخیر کیهان باشد.
برخلاف تمام پروازهای پیشین که صرفا پرشهای قوسی زیرمداری بودند و گرانش موشک استارشیپ را به آبهای اقیانوس هند بازمیگرداند، این بار هدف فتح کامل مدار زمین بود.
اما این فتح تاریخی بیدردسر هم نبود. در همان دقایق نخست آزمایش، از کار افتادن ناگهانی یکی از موتورها باعث شد مهندسان احتمال لغو آزمایش دوشنبه شش مهر را بررسی کنند.
اما با تصمیم نهایی مهندسان اسپیس ایکس مبنی بر شروع و احتراق اولیه دقیق موشک بالابرنده، قویترین موشک ساخت بشر در ارتفاع ۲۷۵ کیلومتری وارد مدار پایدار زمین شد.
فضاپیمای استارشیپ و بوستر سوپرهوی نسخه ۳ (v3) متعلق به اسپیسایکس، در جریان چهاردهمین پرواز آزمایشی خود از مجتمع پرتاب اسپیسایکس در استاربیس، تگزاس، ایالات متحده اوج میگیرند؛ ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶. انتظار میرود این مأموریت برای نخستین بار این وسیله نقلیه را وارد مدار کرده و ۲۶ ماهواره استارلینک نسل ۳ (V3) را مستقر سازد. عکس: استیو نسیوس / رویترز
استارشیپ در این پرواز محمولهای عملیاتی شامل ۲۶ ماهواره نسل جدید استارلینک را هم با موفقیت در مدار زمین قرار داد.
با وجود اینکه طرح اولیه شامل ۱۰ ساعت پرواز و شش چرخش مداری بود، هدایتکنندگان ماموریت پس از گذشت یک ساعت تصمیم گرفتند استراتژی را تغییر دهند و با فرودی زودهنگام پس از حدود سه ساعت، فضاپیما را در آبهای اقیانوس آرام شمالی فرود آورند.
در این مانور عملکرد سپر حرارتی موشک نیز هنگام ورود به جو مورد بررسی قرار گرفت که برآوردهای اولیه از عملکرد موفق آن خبر میدهد.
همزمان با این نمایش فضایی، بوستر غولپیکر سوپرهوی نیز پس از جدایی در آسمان، راهی آبهای آرام خلیج مکزیک شد تا فرود نرمی را به ثبت برساند. در پرواز قبلی، یخزدگی لولهها باعث شد سه موتور بوستر حین مانور بازگشت مسدود شود و در نهایت فرودی سخت را تجربه کند.
این بار با اصلاحات نرمافزاری و سختافزاری، فرود مطمئن در آب برگزیده شد تا تنها برج پرتاب عملیاتی مچازیلا از گزند خطرات احتمالی در امان بماند و آزمایش قطعات جدید بدون ریسک زیرساختی سنجیده شود.
با این حال، این پیروزی فنی با یک زمینلرزه بزرگ تجاری همراه شده است. اسپیسایکس در حالی منابع خود را تمامقد به استارشیپ اختصاص داده که کمکم در حال بازنشستگی فالکون ۹ موفقترین راکت تاریخ معاصر است.
فضاپیمای استارشیپ و بوستر سوپرهوی نسخه ۳ (v3) متعلق به اسپیسایکس، در جریان چهاردهمین پرواز آزمایشی خود از مجتمع پرتاب اسپیسایکس در استاربیس، تگزاس، ایالات متحده اوج میگیرند؛ ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶. انتظار میرود این مأموریت برای نخستین بار این وسیله نقلیه را وارد مدار کرده و ۲۶ ماهواره استارلینک نسل ۳ (V3) را مستقر سازد. عکس: استیو نسیوس / رویترز
گویین شاتول، مدیر ارشد شرکت، گفته است: «اگر خودمان محصولات موفقمان را از رده خارج نکنیم، رقبا راهی برای منسوخ کردن ما خواهند یافت.»
این در حالی است که چین و دیگر کشورها به سرعت بالا به دنبال توسعه موشکهایی با استفاده دوباره هستند. با وجود این، عملیاتی شدن استارشیپ با دو چالش اساسی روبهروست:
نخست آنکه دریچه باریک خروج بار در این فضاپیما شبیه به یک خشاب آبنباتپز طراحی شده که تنها مناسب ماهوارههای باریک استارلینک است و تا طراحی درگاههای باز شونده پهن، امکان سرویسدهی به ماهوارههای تجاری و غولآسای دیگران وجود ندارد.
چالش دوم نیز توهم تخفیف برای مشتریان است. حتی اگر استارشیپ هزینه تمامشده پرتاب را برای اسپیسایکس به شدت پایین بیاورد، در شرایط نبود رقیب جدی، دلیلی ندارد ماسک بلیت فضا را ارزان حراج کند.
قیمت فروش احتمالا تنها اندکی کمتر از نرخ موشکهای رقیب نگه داشته میشود تا حاشیه سود سرشار حاصل از آن، سوخت لازم برای تامین سرمایه رویای نهایی را فراهم آورد.
«تصویرسازی مفهومی از طراحی فرودگر انسانی استارشیپ متعلق به اسپیسایکس که فضانوردان ناسا را طی ماموریت آرتمیس به سطح ماه منتقل خواهد کرد. تصویر: اسپیسایکس»
و این رویای نهایی، چیزی فراتر از مدار ۲۷۵ کیلومتری است. این موشک شریان حیاتی پروژه «آرتمیس» ناسا برای فرود آوردن مجدد فضانوردان بر سطح ماه با بیش از صد تن محموله ساختمانی است.
فراتر از آن، ایلان ماسک چشم به مریخ دوخته تا با فناوری سوختگیری در مدار و ساخت موشکی با قابلیت استفاده مجدد مداوم درست مانند هواپیماهای مسافربری، بیمهای برای بقای تمدن بشر بسازد.
پرواز امروز شاید با انفجاری در دل اقیانوس پایان یافت، اما ثابت کرد که مرزهای ناممکن تنها تا جایی امتداد دارند که اراده انسان هنوز در آن گام نگذاشته است.
یافتههای پژوهشی تازه نشان میدهد مصرف کراتین ممکن است به افراد ۴۵ تا ۶۵ سال کمک کند حتی بدون داشتن برنامه ورزشی منظم، توده بدون چربی بدن و قدرت عضلانی خود را افزایش دهند. این مکمل همچنین میتواند به حفظ توده عضلانی هنگام کاهش وزن کمک کند.
به گزارش پایگاه خبری سایتک دیلی، کراتین ترکیبی طبیعی است که در تامین انرژی سلولها نقش دارد و بهطور گسترده برای عضلهسازی و بهبود عملکرد ورزشی استفاده میشود.
بر اساس یافتههای جدید، فواید این ماده تنها به ورزشکاران محدود نیست و مصرف آن میتواند در میانسالی، زمانی که حفظ توده عضلانی اهمیت بیشتری پیدا میکند، مفید باشد.
در پژوهشی که در دانشگاه تگزاس اِیاَنداِم انجام شد، شرکتکنندگانی که همزمان با اجرای برنامه ورزشی و کاهش وزن، کراتین مصرف کردند، طی ۱۲ هفته نزدیک به ۱.۴ کیلوگرم به توده بدون چربی بدن خود افزودند و از میزان چربی بدنشان کاستند.
در مقابل، افرادی که همان برنامه را دنبال کردند اما بهجای کراتین، دارونما دریافت کردند، تغییر چندانی در توده بدون چربی بدنشان مشاهده نشد.
توده بدون چربی علاوه بر عضلات، سایر اجزای غیرچربی بدن را نیز شامل میشود.
تاثیر کراتین بر حفظ توده بدون چربی هنگام کاهش وزن
این پژوهش که نتایج آن در نشریه «انجمن بینالمللی تغذیه ورزشی» منتشر شد، روی ۶۴ فرد سالم ۴۵ تا ۶۵ ساله که مطالعه را به پایان رساندند، انجام گرفت.
شرکتکنندگان ابتدا خودشان تصمیم گرفتند که در برنامه ورزشی و کاهش وزن شرکت کنند یا در آن حضور نداشته باشند.
سپس پژوهشگران افراد هر گروه را بهطور تصادفی برای دریافت روزانه ۱۰ گرم کراتین مونوهیدرات یا دارونما انتخاب کردند.
برنامه کاهش وزن شامل سه جلسه تمرین قدرتی و هوازی در هفته همراه با رژیم غذایی کمکالری بود که برای کاهش متعادل دریافت کالری طراحی شده بود.
نتایج حاکی از آن بود که درصد چربی بدن مصرفکنندگان کراتین در مقایسه با دریافتکنندگان دارونما کاهش بیشتری داشت.
به گفته پژوهشگران، این نخستین مطالعهای است که نشان میدهد افزودن کراتین به برنامه کاهش وزن مبتنی بر ورزش و رژیم غذایی میتواند در مقایسه با اجرای این برنامه بهتنهایی، درصد چربی بدن را بیشتر کاهش دهد.
بر اساس یکی دیگر از یافتههای این پژوهش، بهرهمندی از برخی فواید کراتین لزوما به داشتن برنامه ورزشی منظم وابسته نیست.
در میان افرادی که در برنامه ورزشی شرکت نکردند، مصرفکنندگان کراتین طی ۱۲ هفته حدود ۱.۱ کیلوگرم به توده بدون چربی بدن خود افزودند. قدرت عضلانی این افراد نیز در تمرینهای پرس پا و پرس سینه افزایش یافت.
ترکیب مصرف کراتین با ورزش نتایج بهتری در افزایش قدرت عضلانی به همراه داشت و عملکرد شرکتکنندگان را در تمرینهای پرس پا و پرس سینه بیشتر بهبود بخشید.
همچنین مدتزمانی که این افراد میتوانستند پیش از رسیدن به مرحله خستگی به فعالیت ورزشی ادامه دهند، افزایش یافت.
با این حال، مصرف کراتین ظاهرا تاثیر بیشتری بر بهبود ظرفیت هوازی نداشت؛ یافتهای که با نقش اصلی این ماده در افزایش قدرت و توان عضلانی همخوانی دارد.
ریچارد کرایدر، پژوهشگر ارشد این مطالعه، استاد دانشگاه تگزاس اِیاَنداِم و مدیر آزمایشگاه تغذیه ورزشی این دانشگاه است.
او بیش از ۳۰ سال درباره کراتین و فواید احتمالی آن برای سلامت تحقیق کرده است.
پژوهشهای پیشین کرایدر همچنین به نقش احتمالی کراتین در مراحل مختلف زندگی، از جمله کمک به سالمندانی که با کاهش توده عضلانی و افت عملکرد شناختی مواجه هستند، پرداختهاند.
کراتین یکی از مکملهای ورزشی و تغذیهای است که تحقیقات علمی گستردهای درباره اثربخشی و ایمنی مصرف آن انجام شده است.
کرایدر و همکارانش در تحلیلی که سال ۲۰۲۵ با بررسی ۶۸۵ پژوهش بالینی انجام دادند، دریافتند میزان عوارض جانبی گزارششده در میان مصرفکنندگان کراتین و دریافتکنندگان دارونما تفاوت معناداری نداشت.
بدن انسان بهطور طبیعی کراتین تولید میکند و مواد غذایی مانند گوشت و ماهی نیز از منابع تامین این ماده به شمار میروند.
با این حال، به گفته کرایدر، بسیاری از افراد نمیتوانند کراتین کافی را صرفا از طریق رژیم غذایی دریافت کنند.
او افزود تامین روزانه ۱۰ گرم کراتین، معادل مقدار مورد استفاده در این پژوهش، مستلزم مصرف حدود ۲.۳ تا ۴.۵ کیلوگرم گوشت یا ماهی در روز است.
به همین دلیل، استفاده از مکملهای کراتین میتواند گزینهای عملیتر و کمهزینهتر باشد.
پژوهشی تازه درباره تاریخچه تکامل خفاشها حاکی از آن است که این پستانداران پرنده احتمالا حدود ۶۵ میلیون سال قبل و پس از انقراض دایناسورها، نخستین بار در اروپا پدیدار شدند و سپس به دیگر نقاط جهان راه یافتند.
یافتههای این تحقیق همچنین نشان میدهد توانایی پرواز و پژواکیابی در نخستین مراحل تکامل خفاشها شکل گرفته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این نتایج حاصل بزرگترین پژوهشی است که تاکنون با بررسی همزمان ژنوم و فسیل خفاشها انجام گرفته و یافتههای آن در نشریه علمی «نیچر» منتشر شده است.
خفاشها نقشی حیاتی در حفظ تعادل زیستبومهای جهان ایفا میکنند. آنها به گردهافشانی گیاهان و پراکندگی دانهها کمک میکنند و با شکار شمار زیادی از حشرات، در تنظیم جمعیت آنها نقش دارند.
با وجود شناسایی بیش از ۱۵۰۰ گونه خفاش، تاریخچه تکاملی این جانوران مدتها برای دانشمندان ناشناخته مانده بود.
پژوهشگران برای کشف خاستگاه خفاشها، اطلاعات ژنتیکی ۱۰۳ گونه از تمامی ۲۱ خانواده شناختهشده آنها را گردآوری و با بررسی ۴۴ فسیل ترکیب کردند تا شجرهنامه تکاملی این پستانداران را ارائه دهند.
نتایج نشان داد خفاشها برخلاف فرضیههای پیشین که خاستگاه آنها را آمریکای شمالی، آسیا یا آفریقا میدانستند، احتمالا نخستین بار در اروپا ظاهر شدند.
پرواز و پژواکیابی، دو توانایی سرنوشتساز
یکی دیگر از یافتههای مهم پژوهش این است که توانایی پژواکیابی، همانند پرواز، در نخستین مراحل تکامل خفاشها پدید آمده است.
پژواکیابی نوعی سامانه جهتیابی زیستی است که خفاشها با تولید امواج فراصوت و دریافت بازتاب آنها، محیط اطراف خود را شناسایی میکنند و حتی در تاریکی به شکار میپردازند.
سونیا ورنس، استاد زیستشناسی دانشگاه سنتاندروز اسکاتلند و یکی از سرپرستان این پژوهش، گفت برخورداری همزمان از توانایی پرواز و پژواکیابی، فرصتهای شگفتانگیزی برای بهرهگیری از منابع غذایی و شیوههای جدید زندگی فراهم کرد.
به گفته او، این دو توانایی به خفاشها امکان داد هنگام شب، زمانی که شکارچیان و رقیبان کمتری حضور دارند، به جستوجوی غذا بپردازند.
ورنس افزود: «پرواز به آنها امکان داد به آسمان راه پیدا کنند و پژواکیابی به آنها اجازه داد فرمانروای شب شوند.»
اما تیلینگ، استاد جانورشناسی دانشگاه کالج دوبلین، نیز تاکید کرد پژواکیابی این فرصت را برای خفاشها فراهم آورد تا شبزی شوند و از رقابت با پرندگان روزفعال و خطر شکار شدن به دست آنها دور بمانند.
اروپا، خاستگاه نخستین خفاشهای جهان
بر اساس یافتههای این پژوهش، خفاشها حدود یک میلیون سال پس از برخورد سیارکی به زمین در ۶۶ میلیون سال پیش پدیدار شدند؛ رویدادی که به انقراض گسترده جانوران، از جمله دایناسورهای غیرپرنده، انجامید و زمینه گسترش پستانداران را فراهم کرد.
به گفته لیلیانا داوالوس، زیستشناس تکاملی دانشگاه ایالتی نیویورک، خفاشها مدت کوتاهی پس از پیدایش در اروپا، به آفریقا راه یافتند و این دو قاره به مراکز اصلی تکامل اولیه آنها تبدیل شدند.
خفاشها بهتدریج در سراسر جهان پراکنده شدند و جنوبگان تنها قارهای است که هرگز در آن سکونت نداشتهاند.
قدیمیترین فسیلهای شناختهشده خفاشها حدود ۵۲ میلیون سال قدمت دارند. پژوهشگران با ترکیب شواهد فسیلی، ویژگیهای کالبدشناختی و دادههای ژنتیکی توانستند زمان پیدایش این جانوران را تخمین بزنند.
خفاشها تنها پستاندارانی هستند که توانایی پرواز فعال دارند. در تاریخ زمین، تنها دو گروه دیگر از مهرهداران، یعنی پرندگان و خزندگان پرنده موسوم به پتروسورها، به این توانایی دست یافتهاند.
پتروسورها برخلاف پرندگان، از برخورد سیارک جان سالم به در نبردند. انقراض آنها احتمالا فرصتهای زیستمحیطی تازهای ایجاد کرد که گروه جدیدی از مهرهداران پرنده توانست از آنها بهره ببرد.
ساختار بال خفاشها با سایر مهرهداران پرنده متفاوت است. بالهای آنها از اندامهای جلویی تغییرشکلیافته با انگشتان بسیار کشیده تشکیل شدهاند که غشای پوستی بزرگی را نگه میدارند.
با وجود یافتههای تازه، ظاهر نیاکان خفاشها و ترتیب پیدایش تواناییهای پرواز و پژواکیابی همچنان نامشخص است.
تیلینگ احتمال داد نیاکان این جانوران ظاهری شبیه حشرهخوارهای درختی داشتهاند که انگشتانشان بهتدریج بلندتر شده است.
با این حال، او تاکید کرد این تصور صرفا یک حدس است، زیرا قدیمیترین فسیلهای موجود نیز به خفاشهای امروزی شباهت دارند.
به گفته پژوهشگران، بررسی ساختار گوش در فسیلها میتواند شواهدی درباره توانایی پژواکیابی ارائه دهد، اما برای مشخص شدن ترتیب پیدایش پرواز و پژواکیابی، کشف فسیلهای قدیمیتر و گونههای حد واسط ضروری است.
این پژوهش همچنین زمینه بررسی ویژگیهای ژنتیکی خفاشها، از جمله مقاومت چشمگیر برخی گونهها در برابر بیماریها و طول عمر استثنایی آنها نسبت به جثهشان را فراهم میکند.
تیلینگ معتقد است چنین مطالعاتی میتوانند در آینده به شناخت بهتر روند پیری، عملکرد دستگاه ایمنی و مقاومت انسان در برابر بیماریها کمک کنند.
خفاشهای امروزی از نظر اندازه، شکل و رژیم غذایی تنوع گستردهای دارند. بزرگترین گونه آنها، روباه پرنده غولپیکر تاجطلایی فیلیپین، بالهایی به گستردگی ۱.۷ متر دارد، در حالی که فاصله دو سر بال کوچکترین گونه، خفاش زنبوری ساکن تایلند و میانمار، تنها حدود ۱۳ سانتیمتر است.
برخی خفاشها از حشرات و برخی دیگر از میوه، شهد گلها یا ماهی تغذیه میکنند. خفاشهای خونآشام نیز به تغذیه از خون شهرت دارند.
ورنس با اشاره به تنوع شگفتانگیز این جانوران گفت: «خفاشها پیوسته ما را شگفتزده میکنند. آنها یکی از بزرگترین آزمایشهای تکامل هستند.»