«کمی نور» در بخش مسابقه جشنواره ونیز؛ تصویر امروز ایران

جشنواره ونیز فیلمهای منتخب این دوره خود را اعلام کرد و نام فیلم «کمی نور» تازهترین ساخته علی عسگری که به شکل زیرزمینی ساخته شده، در بخش مسابقه دیده میشود.
نویسنده و منتقد فیلم

جشنواره ونیز فیلمهای منتخب این دوره خود را اعلام کرد و نام فیلم «کمی نور» تازهترین ساخته علی عسگری که به شکل زیرزمینی ساخته شده، در بخش مسابقه دیده میشود.
جشنواره ونیز طی چهار سال گذشته فیلمی از سینمای ایران را در بخش مسابقه خود نپذیرفته بود و آخرین حضور سینمای ایران در بخش مسابقه به سال ۲۰۲۲ بازمیگردد که دو فیلم ایرانی، خرس نیست (جعفر پناهی) و شب داخلی دیوار(وحید جلیلوند)، در بخش مسابقه حضور داشتند.
در سالهای بعد فیلمهای مختلفی از سینمای ایران در بخشهای دیگر جشنواره پذیرفته شدند، از جمله فیلم پیشین علی عسگری با نام «کمدی الهی» که سال گذشته در بخش افقها به نمایش درآمد.
«کمی نور» که در ایران و ترکیه ساخته شده داستان پزشکی را میگوید که تصمیم به خودکشی میگیرد. در فیلم شاهد یک روز از زندگی این پزشک هستیم که مصمم است این کار را انجام دهد. او در شهر تهران از نقطهای به نقطهای دیگر میرود و این مساله را با اعضای خانوادهاش در میان میگذارد. او این موضوع را به برادر و خواهر خود میگوید و هر کدام عکسالعملهای متفاوتی دارند و حالا آنها باید تصمیم بگیرند که چطور این موضوع را به مادرشان اطلاع دهند.
فیلم در زمان پیش از جنگ اخیر میگذرد، زمانی که همه در تعلیق جنگ به سر میبرند و فیلم به تصویری از تهران در این زمان خاص بدل میشود.
علی عسگری میگوید: «فیلم برداشت خیلی آزادی است از طعم گیلاس ساخته عباس کیارستمی. حالا درباره جامعه ایران میگوید پس از نزدیک به سی سالی که از ساخت آن فیلم گذشته. ارجاعات مختلفی به آن فیلم دارد و فیلمی که ظاهراً درباره خودکشی است، در نهایت درباره زندگی است.»
عسگری میگوید که این فیلم مانند دیگر فیلمهای زیرزمینی سینمای ایران با یک گروه خیلی کوچک ساخته شده: «قبل از جنگ فیلمبرداری شروع شد و به هنگام جنگ متوقف شد و ادامه فیلم در ترکیه فیلمبرداری شد. البته سکانسهای ترکیه داخلی هستند و در واقع انگار در ایران فیلمبرداری شدهاند. سعی کردیم در خانه ایرانیهای ترکیه کار کنیم که فضای داخل کاملا به خانههای ایران شباهت داشته باشد.»
فروزان جمشیدنژاد بازیگر ایرانی ساکن نروژ که با فیلم «عنکبوت مقدس» در بخش مسابقه جشنواره کن حضور داشت، دومین حضور خود را در بخش مسابقه یکی از بزرگترین جشنوارههای سینمایی جهان با این فیلم تجربه میکند.
جمشیدنژاد به ایراناینترنشنال گفت:« بازی در فیلم کمی نور برای من تجربهای متفاوت و عمیق بود. این فیلم فرصتی بود تا بعد از سالها در کنار بازیگران و عوامل ایرانی کار کنم؛ هنرمندانی که بهدلیل جنگ ناچار شدند کشوری را که قرار بود فیلم در آن ساخته شود ترک کنند و آن را در سرزمینی دیگر به پایان برسانند.»
او درباره مضمون فیلم گفت: «کمی نور بازتاب همین روزهای ایران است؛ روایت انسانهایی با دغدغهها، دردها، رنجها و شادیهایی واقعی؛ آدمهایی شبیه همانهایی که میشناسیم و هر روز کنارشان زندگی میکنیم.»
صدف عسگری که در فیلمهای قبلی علی عسگری هم حضور داشت، از دیگر بازیگران فیلم است که در کنار میثاق زارع به ایفای نقش پرداخته است.
حضور چشمگیر سینماگران ایرانی در ونیز
امسال سال پرباری برای فیلمسازان ایرانی در جشنواره ونیز خواهد بود.
فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی هم در بخش افقهای جشنواره کن نمایش خواهد داشت. در این فیلم زیرزمینی لاله مرزبان، ریما رامین فر، فرهاد اصلانی و الهام خاکباز بازی دارند.
«دستهایم را در باغچه میکارم» ساخته مشترک هدا طاهری و بوریس حاجیها (کارگردان صربستانی) در بخش روزهای مولفین جشنواره نمایش خواهد داشت. فیلم داستان یک دختر مهاجر ایرانی در برلین را روایت میکند.
«آبی دوردست» هم عنوان انیمیشن کوتاهی است از امیر حسین معین که در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه افقها نمایش خواهد داشت: فیلمی درباره ماهیگیری در تبعید که برای فرار از خاطرات جنگ به اعماق دریا پناه میبرد.
فیلمسازان مطرح در بخش مسابقه
در بخش مسابقه جشنواره امسال فیلمسازان مطرحی چون ورنز هرتزوگ، دنی بویل، مارتین مکدونا، کیسی افلک و فلورین زلر برای دریافت شیر طلایی با هم رقابت خواهند کرد.
فیلمسازان شناخته شده دیگری چون ویم وندرس، لاو دیاز، ماریو مارتونه، پل شریدر، تاکشی میکه، سرگئی لوزنیتسا و آموس گیتای هم در بخشهای دیگر جشنواره امسال حضور خواهند داشت.
هشتاد و سومین دوره جشنواره فیلم ونیز، قدیمیترین جشنواره سینمایی جهان، روز دوم سپتامبر(یازدهم شهریور) در جزیره لیدو ونیز افتتاح میشود.






ایلان ماسک در گفتوگو با اکونومیست پیشبینی کرد هوش مصنوعی ظرف پنج سال ممکن است از مجموع توانایی فکری انسانها فراتر رود و طی یک دهه، کار و پول را به مفاهیمی کماهمیت تبدیل کند. با این حال، چشمانداز او برای آینده بشر میان امید و ترس از در نوسان است.
ماسک میگوید جهان تنها چند سال با نقطهای فاصله دارد که در آن، ظرفیت فکری سامانههای هوش مصنوعی از مجموع هوش انسانها بیشتر خواهد شد؛ تحولی که به باور او نهتنها بازار کار و ساختار اقتصادی، بلکه جایگاه انسان در جهان را دگرگون میکند.
ماسک در مصاحبهای ۹۰ دقیقهای با اکونومیست در کارخانه تسلا در تگزاس گفت مردم هنوز ابعاد تحول پیش رو را درک نکردهاند. او پیشبینی کرد هوش مصنوعی ظرف پنج سال میتواند از مجموع توانایی فکری انسانها فراتر رود و طی ده سال، فاصلهای چشمگیر با آن پیدا کند.
به گفته ماسک، هوش مصنوعی بر جهان دیجیتال و انبوهی از رباتهای هوشمند بر محیط فیزیکی مسلط خواهند شد. او انتظار دارد رباتها بیشتر کارهای دستی را انجام دهند و سامانههای هوش مصنوعی نیز وظایف شناختی، از جمله برنامهنویسی، را بر عهده بگیرند.
در چنین وضعیتی، کار انسان از یک ضرورت اقتصادی به فعالیتی «اختیاری» تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی میتواند انسان را از مرکز قدرت کنار بزند
تصویر ماسک از آینده فقط امیدوارکننده نیست. او معتقد است وقتی ظرفیت هوش مصنوعی از توانایی انسان فراتر برود، حفظ کنترل این فناوری ممکن است دیگر امکانپذیر نباشد.
از نگاه او، سامانههایی که از مجموع بشر باهوشترند، لزوما برای همیشه از انسان فرمان نخواهند برد؛ همانگونه که انسانها از شامپانزهها دستور نمیگیرند.
ماسک احساس خود نسبت به هوش مصنوعی را ناپایدار توصیف کرد و گفت این فناوری میتواند او را در یک روز از «هیجان» به «وحشت» برساند. او میگوید فعلا از نظر فلسفی تصمیم گرفته است بر جنبههای امیدوارکننده تمرکز کند، نه اینکه شواهد مربوط به خطرها کاهش یافته باشند.
ماسک پیشتر هشدار داده بود انسانها ممکن است در بهترین حالت به حیوانات خانگی هوش مصنوعی تبدیل شوند. اکنون نیز خطر ازدسترفتن قدرت انسان را جدی میداند، اما معتقد است توقف پیشرفت این فناوری عملا ممکن نیست.
این نگاه، تناقضی اساسی در مواضع او ایجاد میکند: یکی از قدرتمندترین کارآفرینان جهان به توسعه فناوریای کمک میکند که به گفته خودش میتواند ظرف چند سال قدرت را از او و دیگر انسانها بگیرد.
آیندهای بدون شغل و پول
بخش امیدوارکننده چشمانداز ماسک بر توانایی ماشینها برای تولید فراوان کالا و خدمات استوار است. او پیشبینی میکند رباتها و هوش مصنوعی طی یک دهه، جهان را وارد عصر «فراوانی شگفتانگیز» کنند.
اگر ماشینها بتوانند تقریبا همه کالاها و خدمات مورد نیاز انسان را به میزان نامحدود تولید کنند، از نگاه ماسک پول بهتدریج کارکرد خود را از دست خواهد داد. در آن شرایط چیزی برای کمیاببودن، فروختن یا پساندازکردن وجود نخواهد داشت.
ماسک میگوید در دوره گذار، احتمالا بازتوزیع گسترده ثروت و ایجاد نوعی «درآمد بالای همگانی» ضروری خواهد شد. از نظر او، دولتها میتوانند برای مردم چک صادر کنند و در اقتصادی با تولید ماشینی فراوان، کاهش قیمتها ممکن است به مشکلی مهمتر از تورم تبدیل شود.
او همچنین گفته است مشکلی با پرداخت «تریلیونها دلار مالیات» ندارد؛ هرچند معتقد است خود پول ممکن است یک دهه دیگر بیاهمیت شود.
اکونومیست مینویسد ماسک توضیح روشنی درباره مسیر رسیدن به این جهان ارائه نمیکند. تامین سرمایه هنگفت لازم برای ساخت مدلها، رباتها و زیرساختهای انرژی چگونه امکانپذیر خواهد بود، اگر سرمایهگذاران انتظار داشته باشند پول بهزودی ارزش خود را از دست بدهد؟
همچنین روشن نیست جوامع چگونه باید ناآرامیهای سیاسی و اقتصادی سالهای گذار را مدیریت کنند یا حکومتهای اقتدارگرای مجهز به هوش مصنوعی چرا باید داوطلبانه قدرت خود را واگذار کنند.
مساله آینده بشر فقط تامین نیازهای مادی نیست
ماسک معتقد است حتی در جهانی که انسان دیگر مجبور به کارکردن نیست، مردم میتوانند از فعالیتهایی مانند شطرنج یا باغبانی لذت ببرند. انسانها امروز نیز شطرنج بازی میکنند، با اینکه میدانند رایانهها میتوانند آنها را شکست دهند.
اما حذف ضرورت کار فقط مساله درآمد نیست. کار برای بسیاری از انسانها منبع هویت، منزلت اجتماعی و معناست. اگر انسان پس از هزاران سال تلاش برای بقا ناگهان با اوقات فراغت نامحدود روبهرو شود، ممکن است نتواند بهسادگی خود را با احساس بینیازی یا حتی زائدبودن سازگار کند.
اکونومیست این بخش از پاسخ ماسک را سادهانگارانه میداند و هشدار میدهد احساس بیفایدهبودن میتواند به سرخوردگی، بحران معنا و زوال اجتماعی منجر شود.
در نتیجه، پرسش اصلی آینده فقط این نیست که آیا ماشینها میتوانند نیازهای مادی انسان را تامین کنند؛ بلکه این است که انسان در جهانی بدون کار اجباری، چگونه برای زندگی خود معنا پیدا خواهد کرد.
ماسک خواستار همکاری رقبای آمریکایی و چینی است
ماسک خطرهای کوتاهمدت ناشی از افزایش قدرت مدلها را میپذیرد و خواستار ایجاد سازوکاری برای بررسی متقابل آنها شده است.
او با الهام از پیشنهاد دمیس هاسابیس، از بنیانگذاران گوگل دیپمایند، پیشنهاد میکند آزمایشگاههای پیشرو هوش مصنوعی پیش از انتشار مدلهای جدید، امکان آزمایش آنها را برای رقبای خود فراهم کنند.
براساس پیشنهاد ماسک، شرکتهای آمریکایی و چینی باید یک یا دو هفته فرصت داشته باشند مدلهای یکدیگر را بررسی کنند و خطرهای شناساییشده را به دولتهای واشینگتن و پکن گزارش دهند.
او گفت: «رقبا میتوانند یکدیگر را وادار کنند درستکار بمانند.»
ماسک معتقد است دولتها باید تضمین اجرایی این سازوکار را فراهم کنند و اگر یکی از شرکتها از قواعد جمعی سرپیچی کرد، مداخله کنند. او در عین حال جزئیات روشنی درباره نهاد ناظر، چگونگی جلوگیری از تعارض منافع یا نقش جامعه و نهادهای مستقل ارائه نکرد.
اکونومیست پیشنهاد او را ضعیف و تا حدی در خدمت منافع شخصیاش ارزیابی میکند، زیرا نظارت بر فناوری تعیینکننده آینده بشر را عمدتا به همان شمار اندک افرادی واگذار میکند که مشغول ساخت آن هستند.
ماسک حاضر است اختلافش با سم آلتمن را کنار بگذارد
ماسک گفت اگر ایمنی هوش مصنوعی ایجاب کند، آماده است اختلافهای خود با سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، را کنار بگذارد.
ماسک و آلتمن زمانی اوپنایآی را با یکدیگر بنیان گذاشتند، اما در سالهای بعد بر سر مسیر فعالیت این شرکت وارد اختلافهای عمیق و نبرد حقوقی شدند.
ماسک گفت: «در نهایت، اگر مجبور باشیم گفتوگو کنیم، گفتوگو خواهیم کرد.» او افزود ممکن است هر دو طرف لازم باشد «برای خیر و صلاح جهان» اختلافهای شخصی را کنار بگذارند.
چین ممکن است رهبری هوش مصنوعی را به دست بگیرد
ماسک احتمال میدهد شرکتهای چینی در مقطعی به رهبران صنعت هوش مصنوعی تبدیل شوند. او توان گسترده چین در تولید برق و ساخت انبوه رباتها را دو مزیت مهم این کشور میداند.
ماسک میگوید محدودیتهای آمریکا در زمینه صادرات تراشههای پیشرفته، ممکن است فقط بهطور موقت سرعت چین را کاهش دهند. به اعتقاد او، چین به حل مشکل ساخت دستگاههای پیشرفته لیتوگرافی نزدیکتر از چیزی است که بسیاری تصور میکنند.
او با پیشنهاد برخی مقامهای دولت ترامپ برای ممنوعکردن استفاده شرکتهای آمریکایی از مدلهای چینی نیز مخالف است و میگوید این اقدام نمیتواند مانع پیروزی احتمالی چین در رقابت جهانی هوش مصنوعی شود.
از نگاه ماسک، ایمنی این فناوری بدون مشارکت چین ممکن نیست. به همین دلیل، سازوکار نظارت متقابل مورد نظر او باید آزمایشگاههای چینی را نیز در بر بگیرد.
بقای بلندمدت انسان ممکن است به زندگی در چند سیاره وابسته باشد
نگاه ماسک به آینده بشر فقط به هوش مصنوعی محدود نمیشود. او هدف بلندمدت اسپیسایکس را تبدیل انسان به گونهای چندسیارهای و ایجاد سکونتگاهی پایدار در مریخ میداند.
ماسک بیش از ۸۰ درصد حق رای در اسپیسایکس را در اختیار دارد و میگوید این تمرکز قدرت برای جلوگیری از قربانیشدن ماموریت مریخ در برابر سودآوری کوتاهمدت ضروری است.
او قصد دارد مراکز داده فضایی را نیز به بخشی از زیرساخت آینده هوش مصنوعی تبدیل کند؛ طرحی که فعالیتهای فضایی، انرژی، ارتباطات و توسعه هوش مصنوعی را در یک چشمانداز واحد به هم پیوند میدهد.
مسابقه فناوری از آمادگی جامعه جلو افتاده است
مهمترین نتیجه گفتوگوی ماسک با اکونومیست شاید نه پیشبینی دقیق او درباره پنج یا ده سال آینده، بلکه شکاف میان سرعت توسعه هوش مصنوعی و آمادگی جوامع برای پیامدهای آن باشد.
شرکتها با سرمایهگذاری گسترده در حال ساخت مدلهای قدرتمندتر، رباتهای انساننما و مراکز داده تازهاند، اما هنوز پاسخ روشنی برای پرسشهای بنیادین وجود ندارد: چه کسی باید بر این فناوری نظارت کند؟ سود آن چگونه توزیع خواهد شد؟ انسان بدون کار چه جایگاهی خواهد داشت؟ و اگر هوش مصنوعی از بشر قدرتمندتر شود، چگونه میتوان آن را پاسخگو نگه داشت؟
ماسک از یک سو آیندهای سرشار از وفور، درآمد همگانی، فراغت و گسترش انسان در چند سیاره را ترسیم میکند و از سوی دیگر هشدار میدهد همان فناوری ممکن است انسان را از مرکز قدرت کنار بزند.
این دو تصویر متضاد، جوهر نگاه او به آینده است: امید به اینکه هوش مصنوعی محدودیتهای تاریخی بشر را از میان بردارد و ترس از اینکه انسان، هنگام رسیدن به آن جهان، دیگر توانایی تعیین مسیر آن را نداشته باشد.
دانشمندان منظومهای غیرمتعارف و استثنایی در کهکشان راه شیری کشف کردهاند؛ ساختاری چنان متفاوت از منظومه شمسی که اخترشناسان حتی در نامگذاری و توصیف اجرام آن با چالش روبهرو شدهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این منظومه از یک ستاره کوتوله سرخ با جرمی حدود ۴۰ درصد جرم خورشید تشکیل شده است که یک کوتوله قهوهای به دور آن میگردد؛ جرمی آسمانی که از نظر ویژگیها در مرز میان سیاره و ستاره قرار دارد.
ساختار این منظومه پیچیدهتر از این است. جرمی گازی تقریبا هماندازه مشتری به دور این کوتوله قهوهای میچرخد؛ جرمی که به تازگی با استفاده از «تلسکوپ بسیار بزرگ» رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی شناسایی شده است.
بر اساس تعاریف رایج که عمدتا بر مبنای منظومه شمسی شکل گرفتهاند، جرمی که به دور جرم دیگری میگردد و آن جرم نیز خود به دور یک ستاره در گردش است، باید «قمر» نامیده شود.
اگر چنین جرمی خارج از منظومه شمسی باشد، میتوان آن را «قمر فراخورشیدی» نامید.
با این حال، جرم تازه کشفشده از نظر اندازه و ترکیب به هیچ یک از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی شباهت ندارد.
قمرهای منظومه شمسی عمدتا اجرامی نسبتا کوچک و سنگی یا یخی هستند، در حالی که جرم تازه کشفشده یک غول گازی با جرمی نزدیک به مشتری است.
یافتههای این پژوهش در مجله علمی «نیچر» منتشر شده است.
معمای نامگذاری جرم جدید
کوین هوی، دانشجوی دکترای اخترفیزیک در دانشگاه دیهگو پورتالس شیلی و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت: «بیشتر اخترشناسان در حال حاضر با استفاده از اصطلاح "ماهواره فراخورشیدی" موافق هستند؛ دستکم بهعنوان نامی موقت تا زمانی که تعاریف رسمی برای چنین اجرامی تدوین شود.»
او افزود در مواجهه با این منظومه، دانشمندان عملا به مرزهای کاربرد واژههایی رسیدهاند که برای توصیف منظومه شمسی ابداع شده بودند.
این منظومه حدود ۷۱ سال نوری از زمین فاصله دارد. یک سال نوری مسافتی است که نور در مدت یک سال طی میکند و معادل حدود ۹.۵ تریلیون کیلومتر است.
این «ماهواره فراخورشیدی» دستکم از ۹۰ درصد جرم مشتری برخوردار است؛ غولی گازی که بزرگترین سیاره منظومه شمسی به شمار میرود.
این جرم هر ۱۷۰ روز یک بار به دور کوتوله قهوهای میگردد و فاصله مداری آن حدود یکپنجم فاصله میان زمین و خورشید است.
آلیس زورلو، اخترفیزیکدان دانشگاه دیهگو پورتالس و از نویسندگان این پژوهش، کشف این منظومه غیرمعمول را به باز شدن «جعبه پاندورا» برای جامعه علمی تشبیه کرد.
او گفت: «این نوع جرم کاملا جدید و غیرمعمول است و واقعا با آنچه در منظومه شمسی خود میشناسیم، تفاوت دارد. اکنون باید با استفاده از مدلهای نظری دریابیم این نوع اجرام چگونه شکل میگیرند و آیا رایج هستند یا خیر.»
«جعبه پاندورا» اصطلاحی برگرفته از اساطیر یونان است که به رخدادی با پیامدهای گسترده، پیچیده و پیشبینیناپذیر اشاره دارد که میتواند زمینهساز چالشها و مسائل تازه شود.
زورلو افزود پژوهشگران عمدا تصمیم گرفتهاند این جرم را «قمر» ننامند، زیرا نه تنها بسیار پرجرمتر از قمرهای شناختهشده منظومه شمسی است، بلکه به دور یک سیاره نیز نمیگردد و میزبان آن یک کوتوله قهوهای است.
به گفته این پژوهشگر، از آنجا که تاکنون منظومهای کاملا مشابه این نمونه مشاهده نشده است، دانشمندان هنوز در تلاشاند مناسبترین تعریف و اصطلاح را برای توصیف آن پیدا کنند.
اگرچه تا به حال بیش از ۶۳۰۰ سیاره فراخورشیدی، یعنی سیارات خارج از منظومه شمسی، کشف شدهاند، شناسایی قمرهای فراخورشیدی بسیار دشوارتر بوده است و تاکنون تنها چند نامزد جدی برای قرار گرفتن در این دسته شناسایی شدهاند.
ابهام درباره چگونگی شکلگیری این منظومه نامتعارف
پژوهشگران اکنون میکوشند چگونگی شکلگیری جرم گازی تازه کشفشده و رابطه آن با کوتوله قهوهای میزبانش را مشخص کنند.
زورلو گفت یک احتمال این است که این جرم از قرص گاز و غبار پیرامون کوتوله قهوهای شکل گرفته باشد؛ فرایندی مشابه آنچه در زمان شکلگیری سیارات در اطراف ستارگان رخ میدهد.
احتمال دیگر این است که این جرم بهطور مستقل شکل گرفته و سپس بر اثر نیروی گرانش کوتوله قهوهای در دام آن افتاده باشد.
به گزارش رویترز، کوتولههای قهوهای نه کاملا ستارهاند و نه سیاره و از نظر جرم و ویژگیهای فیزیکی، در محدودهای میان این دو قرار میگیرند.
این اجرام را میتوان ستارگانی دانست که در مراحل شکلگیری نتوانستهاند جرم کافی برای آغاز پایدار همجوشی هستهای، مشابه فرایندی که انرژی ستارگان را تامین میکند، به دست آورند. با این حال، جرم آنها از بزرگترین سیارات نیز بیشتر است.
کوتوله قهوهای این منظومه حدود ۳۳ برابر مشتری جرم دارد، اندازه آن حدود ۵۰ درصد بزرگتر از مشتری است و دمای آن نیز بهمراتب بالاتر است.
زورلو گفت از آنجا که این منظومه بسیار جوان است، کوتوله قهوهای همچنان با گرمای باقیمانده از دوران شکلگیری خود میدرخشد.
از زمان کشف نخستین سیارات فراخورشیدی در دهه ۱۹۹۰، دانشمندان با طیف گستردهای از منظومههای سیارهای روبهرو شدهاند.
برخی از آنها ساختاری نسبتا مشابه منظومه شمسی دارند و برخی دیگر در مقایسه با الگوهای آشنای اخترشناسی، تفاوت چشمگیری از خود نشان میدهند.
منظومه بررسیشده در این پژوهش یکی از نامتعارفترین نمونههای شناختهشده است؛ پدیدهای که نه تنها درک دانشمندان از چگونگی شکلگیری اجرام آسمانی را به چالش میکشد، بلکه نشان میدهد تعاریف و اصطلاحات رایج اخترشناسی ممکن است برای توصیف تنوع منظومههای موجود در کهکشان کافی نباشند.
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
افت سریعتر حافظه و عملکرد شناختی
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
ارتباط شش شیرینکننده با تغییرات حافظه
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
وزارت بهداشت برزیل، وزارت علوم، فناوری و نوآوری این کشور و شورای ملی توسعه علمی و فناوری، حامیان مالی این پژوهش بودند.
«مرد خوب پیدا نمیشود» تازهترین فیلم شهربانو سادات فیلمساز افغانستانی که در بخش مسابقه جشنواره زردآلوی طلایی در ایروان به نمایش درآمد و پیشتر هم بهعنوان افتتاحیه جشنواره برلین نمایش داده شده بود، سعی دارد تصویری از موقعیت زنان را پیش از تسلط دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱ ترسیم کند.
شهربانو سادات که در ایران متولد شده و حالا ساکن آلمان است، با دو فیلم «گرگ و گوسفند» و «پرورشگاه» در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن شرکت کرده بود و حالا در فیلم سوم از این مجموعه، که بر اساس زندگینامه منتشر نشده انور هاشمی و همینطور تجربیات زندگی خودش ساخته شده و قرار است دو فیلم دیگر هم در پی آن ساخته شود، موقعیت یک زن را در جامعه مردسالار افغانستان میکاود.
او این بار موقعیت یک زن فیلمبردار به نام نارو را تصویر میکند که در شبکه تلویزیونی اصلی افغانستان در سال ۲۰۲۱، درست پیش از به قدرت رسیدن دوباره طالبان کار میکرد.
فیلم با مشکلات او به عنوان یک زن آغاز میشود؛ جایی که کار او جدی گرفته نمیشود و درها به روی او بسته به نظر میرسند. اما نارو با تثبیت خود به عنوان یک فیلمبردار با تسلط به اصول خبرنگاری، به زحمت راه را برای خود باز میکند.
در این میان مساله او با مردان، یک مساله لاینحل به نظر میرسد؛ جایی که او قادر نیست حضانت بچهاش را از شوهرش بگیرد و گمان میکند «هیچ مرد خوبی پیدا نمیشود».
فیلم حول و حوش همین جمله (عنوان فیلم No Good Men) بنا میشود و در واقع جستوجویی است زنانه برای پیدا کردن مرد خوب.
همه چیز از دیالوگهای او با دوستان نزدیکش آغاز میشود، جایی که نارو این باورش را توضیح میدهد. فیلم اما جرقه خفیفی از یک رابطه را میزند: رابطه نارو با قدرت، شناختهشدهترین خبرنگار تلویزیون. اما این رابطه هم با شک و تردید همراه است و نارو آشکارا از آن پرهیز دارد. فیلم حتی بحث اخلاقیات را پیش میکشد و به داوری درباره وضعیت تاهل قدرت و در پی آن فاصله گرفتن بیشتر نارو میپردازد، اما فیلمساز در نهایت پایان دیگری را رقم میزند که چندان مورد انتظار تماشاگر نیست.
فیلم اما بین یک فیلم عاشقانه داستانگو و یک فیلم سیاسی- اجتماعی در نوسان است و نمیتواند به پیوند درستی بین آنها برسد. از سویی فیلم به مخاطب عام نظر دارد و میخواهد یک داستان عاشقانه را در یک موقعیت جذاب پیش ببرد و از سوی دیگر گاه به بیانیهای سیاسی- اجتماعی پهلو میزند.
عنوان تند و تیز فیلم آغاز این نوع پیام سیاسی- اجتماعی است که در دل فیلم حل نمیشود و جدا میایستد.
به نظر میرسد فیلمساز میخواهد در حین روایت داستانش انبوهی بغض فروخفته زنان را بیرون بریزد، در نتیجه برخی صحنههای فیلم گویی به میدانی برای نوعی تسویهحساب بدل میشود.
زمانی که شوهر فرزند نارو را میبرد، رویارویی نارو با قدرت و دعوای کلامی آنها کاملا بیمنطق است و بیشتر انتقامی بیجهت از همه مردان به نظر میرسد (این تنها صحنهای نیست که با رفتار و گفتار اغراقآمیز نارو روبرو هستیم).
فیلم میخواهد محدودیتهای ظالمانه مردان را - به حق- نقد کند، اما در یافتن راه و رسمی هنرمندانه به بنبست میرسد و به صحنهها و دیالوگهای شعاری پناه میبرد که در سطح میماند.
هر چند در پایان قرار است به نتیجهای خلاف عنوان فیلم و برخی صحنههای شعاری آن برسیم، اما شیوه ترسیم کردن موقعیتها و نوع دیالوگهای فیلم، نتیجهگیری نهایی را کمرنگ جلوه میدهد و بیشتر، فیلم را به تصویری تند و تیز و شعاری علیه دنیای مردانه بدل میکند که با ورود طالبان و محدودیتهای بیشتر کامل میشود.
با این حال فیلم در تصویر کردن یک برهه حساس، زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان، موفق است و میتواند به عنوان سندی از وضعیت زنان افغانستان در این برهه تلقی شود که با روز تاریخی هجوم مردم به فرودگاه به پایان میرسد.
اما درونیات نارو و عدم قدرت تصمیمگیریاش، حتی در صحنههای پایانی، برای زنی که در محل کارش استوار و ثابتقدم به نظر میرسید، چندان مجابکننده نیست و پایان کازابلانکایی فیلم هم شاید بتواند برای تماشاگر عام جذاب باشد، اما صحنهای بهیادماندنی را شکل نمیدهد.
شرکت اوپنایآی اعلام کرد که یک عامل خودمختار مبتنی بر مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی این شرکت، در جریان یک آزمایش امنیتی از کنترل خارج شد و با انجام یک حمله سایبری، زیرساختهای استارتآپ هوش مصنوعی هاگینگ فیس (Hugging Face) را که هفته گذشته هدف نفوذ قرار گرفته بود، به خطر انداخت.
سازنده چت جیپیتی در حال آزمایش تواناییهای برخی از پیشرفتهترین مدلهای خود در یک محیط کنترلشده بود، اما این عامل هوش مصنوعی از محیط محدودشده خارج شد، به اینترنت دسترسی پیدا کرد و برای تحقق هدف تعیینشده در آزمایش، به سامانههای هاگینگ فیس نفوذ کرد.
رویترز در گزارشی در همین زمینه نوشت که این حادثه نشان میدهد گسترش تواناییهای هوش مصنوعی اکنون همان تهدید امنیتی را به واقعیت تبدیل کرده که کارشناسان مدتهاست درباره آن هشدار دادهاند و حتی بزرگترین توسعهدهندگان نیز ممکن است در برابر آسیبپذیریهایی که مدلهای خودشان میتوانند از آنها سوءاستفاده کنند، غافلگیر شوند.
اوپنایآی سهشنبه ۳۰ تیر در یک پست وبلاگی اعلام کرد این رخداد «یک حادثه سایبری بیسابقه با استفاده از توانمندیهای پیشرفته حملات سایبری» بود و این شرکت در حال تقویت تدابیر حفاظتی خود است.
این حادثه همچنین توجه زیادی را جلب کرده است، زیرا شرکت هاگینگ فیس مستقر در نیویورک اعلام کرد برای مهار این حمله از یک مدل متنباز چینی استفاده کرده است؛ چرا که مدلهای پیشرفته آمریکایی، بهدلیل ناتوانی در تشخیص مدافع از مهاجم، از پردازش دادههای لازم برای تحلیل حمله خودداری کردند.
این شرکت هفته گذشته در یک پست وبلاگی اعلام کرد که برای تحلیل این حمله از مدل جیالام-۵.۲ (GLM-5.2) متعلق به شرکت ژیپو ایآی (Zhipu AI) استفاده کرده است؛ اقدامی که همچنین امکان نگهداری دادههای مهاجم و هرگونه اطلاعات محرمانه یا اعتبارنامهها را در داخل سامانههای خود فراهم کرد.
مدل جیالام-۵.۲ و همچنین مدل کیمی کی۳ (Kimi K3) متعلق به شرکت موونشات (Moonshot) مستقر در پکن، اخیرا به دلیل برخورداری از تواناییهایی نزدیک به برترین مدلهای آمریکایی، اما با هزینه کمتر و بدون محدودیتهایی که استفاده از رقبای آمریکایی را در حوزههایی مانند امنیت سایبری محدود میکند، توجه سیلیکونولی را به خود جلب کردهاند.
توماس ولف، از بنیانگذاران شرکت هاگینگ فیس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وقتی یک مدل پیشرفته در حال حمله به شماست و در زیرساختهایتان بهصورت جانبی حرکت میکند، مدافعان باید ظرف چند ساعت یا حتی چند دقیقه به ابزارهایی نزدیک به پیشرفتهترین مدلها دسترسی گسترده داشته باشند، نه اینکه به یک برنامه دسترسی محدود، بسته و نیازمند تایید هدایت شوند.»
نشانهای از آینده
نفوذ به هاگینگ فیس، که میزبان مدلهای متنباز زبان بزرگ و مجموعههای داده است، جامعه امنیت سایبری را نگران کرد؛ بهویژه پس از آنکه این شرکت هفته گذشته اعلام کرد این رخنه «به هیچیک از مواردی که پیشتر با آنها روبهرو شده بودیم شباهت نداشت» و «از ابتدا تا انتها با یک سامانه عامل خودمختار هوش مصنوعی هدایت شده بود.»
افشای این موضوع از سوی اوپنایآی که مدلهای پیشرفته این شرکت عامل این حمله بودهاند، آن هم با وجود اینکه در محیطی که این شرکت آن را «بسیار بسته و منزوی» توصیف کرده بود نگهداری میشدند، احتمالا نگرانیها درباره قدرت و مخاطرات مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی را تشدید خواهد کرد.
گرگ کاسار، نماینده دموکرات ایالت تگزاس، این حادثه را نگرانکننده توصیف کرد و در بیانیهای گفت: «هوش مصنوعی با سرعتی فوقالعاده در حال پیشرفت است، بدون آنکه مقررات واقعی برای حفظ امنیت ما وجود داشته باشد.»
او خواستار آزمایشهای ایمنی مستقل و اجباری، افشای اجباری حوادث امنیتی و همکاری بینالمللی برای «حفظ امنیت مردم در برابر یک فاجعه کامل» شد.
دفتر مدیر ملی امنیت سایبری آمریکا، سازمان امنیت سایبری و امنیت زیرساخت (CISA) و آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) تاکنون در این زمینه اظهارنظر نکردهاند.
کیتی موسوریس، مدیرعامل شرکت لوتا سکیوریتی (Luta Security)، گفت این حادثه نشانهای از رخنههای بیشتری است که در آینده رخ خواهند داد.
او مدلهای امروزی را به «باهوشترین اختاپوسهای فرارکننده جهان، با بازوهای بیشمار و توانایی عبور از هر شکافی» تشبیه کرد.
موسوریس افزود: «آزمایشگاهها و نهادهای دولتی ارزیاب باید روی توانایی مهار، پایش و اطلاعرسانی به طرفهای آسیبدیده زمانی که یک هوش مصنوعی دوباره مانند هودینی از محدودیتها فرار میکند، کار کنند؛ ترجیحا پیش از آنکه به شخص ثالثی آسیب برساند. چنین سازوکاری امروز وجود ندارد.»
مت سوییچ، مهندس شرکت امنیت سایبری مبتنی بر عاملهای هوش مصنوعی تالمو (Tolmo)، گفت این حادثه نشان میدهد که مدلهای پیشرفته در حال «کاهش فاصله خود با مهاجمان پیشرفته سایبری» هستند.
