ترامپ: تضعیف جمهوری اسلامی، عراق را از زیر بار نفوذ تهران خارج میکند
ترامپ در دیدار با نخستوزیر عراق گفت با تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی، این حکومت دیگر بار سنگینی بر دوش عراق نخواهد بود.
گزارش اردوان روزبه، خبرنگار ایراناینترنشنال
ترامپ در دیدار با نخستوزیر عراق گفت با تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی، این حکومت دیگر بار سنگینی بر دوش عراق نخواهد بود.
گزارش اردوان روزبه، خبرنگار ایراناینترنشنال







روزنامه واشینگتنپست در یادداشتی با انتقاد از صحبتهای ضد ونقیض دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره جنگ ایران نوشت او نباید حرف بزند و در مقابل اجازه دهد که قدرت نظامی و اقتصادی برتر آمریکا کار خودش را انجام دهد.
دیوید ایگناتیوس،ستوننویس واشینگتنپست در یادداشت خود نوشت: «سیل روزانه لافزنیها و رجزخوانیهای ترامپ در عمل چیزی جز مذاکره با خودش نیست. یک روز اعلام پیروزی میکند و روز بعد جنگ را از سر میگیرد. یک روز رهبران حکومت ایران را تحسین میکند و بعد آنها را «تفاله» میخواند. با بیفکری اعلام میکند برای حفاظت از تنگه هرمز ۲۰ درصد هزینه دریافت خواهد کرد و روز بعد این پیشنهاد عجولانه را پس میگیرد. ترامپ لابد تصور میکند این رجزخوانی بیوقفه برایش اهرم فشار ایجاد میکند. اشتباه میکند. این رفتار در چشم ایران و جهان، او را ضعیف جلوه میدهد.»
بهنوشته او، «اگر از فاصلهای دورتر به اوضاع نگاه کنیم، تصویر این وضعیت آشفته روشنتر میشود: اقتصاد ایران بهشدت تضعیف شده است؛ تاسیسات هستهای آن زیر آوار مدفون شدهاند و دانشمندان ارشد هستهایاش کشته شدهاند؛ به نظر میرسد رهبران کشور نیز بر سر اینکه آیا باید با ایالات متحده به توافق برسند یا نه، دچار اختلاف هستند. تندروها از اینکه از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در بردهاند ابراز شادمانی میکنند، اما ظاهرا هیچ راهبردی برای گام بعدی ندارند.»
در این یادداشت آمده است: «حالا از فاصلهای دورتر به آمریکا نگاه کنید: ترامپ درگیر جنگی نامحبوب با هزینههای اقتصادی قابل توجه است. او بدون راهبردی روشن و بدون مسیر خروجی مناسب وارد جنگ شد؛ مذاکرهکنندگانش طرح بلندپروازانهای برای نوسازی ایران پس از جنگ مطرح کردند، اما رهبران جمهوری اسلامی، هرچند در محافل خصوصی نسبت به آن کنجکاوی نشان دادهاند، در عرصه عمومی آن را رد کردهاند. تفاهمنامهای که قرار بود تنگه هرمز را باز کند، اکنون عملا به کاغذی بیارزش تبدیل شده است.»
نویسنده در ادامه مقاله خود نوشته است: «اولویت نخست همچنان بازگشایی تنگه هرمز است و من کاملا موافق استفاده گزینشی از قدرت نظامی برای تحقق این هدف هستم. بخش مربوط به بازگشایی تنگه در تفاهمنامه به شکلی شتابزده و سهلانگارانه تنظیم شده بود و عباراتی داشت که ایران آنها را به معنای اعطای اختیار کنترل این آبراه بینالمللی به خود تفسیر کرد. این سابقهای غیرقابل قبول ایجاد میکند. با چنین منطقی، هر گذرگاه دریایی میتواند به یک کانال مورد مناقشه تبدیل شود. اگر ایران همچنان به ایجاد مانع در تنگه ادامه دهد، خود را در معرض واکنش نظامی مستمر قرار خواهد داد.»
تمام کشورهای تجاری جهان در حفظ آزادی کشتیرانی با ایالات متحده منافع مشترک دارند و اکنون زمان آن رسیده است که این شرکای جهانی به یک ائتلاف بینالمللی برای باز نگه داشتن تنگه بپیوندند. چنین اقدامی باید شامل اسکورت نظامی کشتیهای تجاری تا هر زمان که لازم باشد باشد و کشورهای متعددی نیز باید در تحمل این بار مشارکت کنند. ترامپ میتواند زمانی که شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، در ماه سپتامبر به آمریکا سفر میکند، سهم چین را نیز از او مطالبه کند.
واشینگتنپست در پاسخ به این سوال که آیا دولت ترامپ باید به مذاکرات درباره برنامه هستهای بازگردد؟ نوشته است: شاید، اما چه عجلهای وجود دارد؟ ترامپ زمانی که پس از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ گفت تاسیسات کلیدی ایران «کاملا نابود شدهاند»، درست میگفت. برخلاف لفاظیهای تحریکآمیز خود ترامپ، در حال حاضر هیچ مسیری برای دستیابی ایران به بمب وجود ندارد. اگر ایران تلاش کند برنامه خود را از سر بگیرد، احتمالا آمریکا و اسرائیل از آن مطلع خواهند شد و میتوانند اقدام مناسب را انجام دهند. پس از این چند ماه جنگ، روشن شده است که حکومت ایران تا چنان حدی از سوی دشمنانش نفوذپذیر است که حفظ اسرار برایش دشوار خواهد بود.
نویسنده در ادامه افزوده است: «من معمولا از طرفداران دیپلماسی هستم، اما در حال حاضر باید دست از تعقیب ایرانیها برداریم؛ چه از طریق کانال رسمی، چه کانال پشتپرده و چه هر مسیر دیگری در این میان. باید صبر کنیم و ببینیم چه میشود. حکومت ایران آشکارا دچار شکاف است. یک جناح عملگرا در اسلامآباد و ژنو و همچنین در بسیاری از تماسهای محرمانه با فرستادگان قطری، به نمایندگان آمریکا علامت داده بود که به یک معامله بزرگ علاقهمند است؛ چیزی که مذاکرهکنندگان مشتاق آمریکایی آن را «پل طلایی» به سوی آینده مینامیدند. اما این عملگرایان در داخل ایران هدف حمله قرار گرفتند. در فضای پرشور مراسم تشییع علی خامنهای، صدای تندروها کرکننده بود.»
به باور دیوید ایگناتیوس، صلح واقعی با ایران ممکن است دو هفته، دو ماه یا دو سال دیگر فرا برسد. تلاش برای شتاب بخشیدن به این جدول زمانی نتیجه نداده است. اما به باور من، حکومت ایران همچنان در مسیری یکطرفه به سوی فروپاشی نهایی حرکت میکند، هرقدر هم که رسیدن به آن نقطه طول بکشد.
او مقاله خود را چنین به پایان رسانده است: «تنگه را باز کنید. و بعد، هرچقدر هم که بسته نگه داشتن دهان برای ترامپ دشوار باشد، زمان آن رسیده است که به چیزی روی آورد که مذاکرهکنندگان خردمند گاهی آن را «سکوت پویا» مینامند.»
با افزایش حملات آمریکا در ایران و شکلگیری آرایش جدید دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی از سوی کشورهای منطقه، خاورمیانه شاهد شکلگیری نظم امنیتی جدید با محوریت تنگه هرمز است. در این میان، گمانهزنیها درباره گام بعدی دولت ترامپ در قبال جمهوری اسلامی افزایش یافته است.
حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، در «پیوست» درباره این موضوع میگوید.
جنگ ۴۰ روزه، نه فقط به حذف زمامدار تمامیتخواه جمهوری اسلامی، بلکه به کشتهشدن دهها مقام ارشد نظامی و امنیتی و حکومتی رژیم ولایت فقیه منجر شد.
علاوه بر وزیر اطلاعات، وزیر دفاع و رییس ستاد کل نیروهای مسلح، و نیز فرمانده بسیج و جانشین او و رییس سازمان اطلاعات نیروی انتظامی و جانشینش، دهها فرمانده سپاه پاسداران، بسیج، نیروی قدس سپاه و نیروی انتظامی در جنگ ۴۰ روزه کشته شدند.
بسیاری از کشتهشدگان، منصوبان و معتمدان دیرین شخص خامنهای بودند، و اغلب آنها از بازیگران مهم، پرتجربه و کارآزموده حکومت استبدادی.
محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، از پرسابقهترین و مهمترین چهرههای نظامی که در جنگ ۳۳روزه در کنار قاسم سلیمانی و عماد مغنیه، فرماندهی جنگ حزبالله با اسرائیل را برعهده داشت، از مهمترین حذفشدگان نظام ولایت فقیهی است. مقام ارشد نظامی که به گزارش مقامهای حکومتی، حفاظت از اطلاعات و رعایت مسائل امنیتی را به شدت لحاظ میکرد.
پاکپور در مقام فرمانده کل سپاه پاسداران و پیش از آن، فرمانده نیروی زمینی از عاملان سرکوب خونین معترضان در آبان ۱۳۹۸، جنبش زن، زندگی، آزادی و بهویژه قتل عام دیماه ۱۴۰۴ بود.
علاوه بر اهمیت ویژه حذف محمد پاکپور از رژیم ولایت فقیه، باید به کشته شدن علی لاریجانی در جنگ ۴۰روزه اشاره کرد. یکی از مهمترین بازیگران سیاسی و امنیتی حکومت که بیش از چهار دهه در منصبهای مختلف ایفای نقش کرد و به دلیل تعهد خود به ولی فقیه، ارتقاء یافت.
لاریجانی با پیشینه ریاست ستاد مشترک سپاه پاسداران، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد، و با حکم خامنهای برای یک دهه ریاست سازمان صداوسیما را بر عهده گرفت. او برای سه دوره، ریاست مجلس شورای اسلامی را هم بر عهده داشت.
لاریجانی علاوه بر پیگیری پروژه راهبردی همکاری تهران و پکن، در یک سال و نیم پایانی زندگی، دبیر شورای عالی امنیت ملی هم بود و نقشی کلیدی در قتل عام دیماه داشت. علی لاریجانی را با اطمینان میتوان از معدود استراتژیستهای جمهوری اسلامی توصیف کرد که پس از کشتهشدن خامنهای به چهره نخست رژیم سیاسی تبدیل شد.
ترور لاریجانی، حذف سیاستمداری بود که رژیم اقتدارگرا به دشواری میتواند جایگزین همترازی برای او معرفی کند.
در کنار حذف پاکپور و لاریجانی از ساختار قدرت، میتوان به اهمیت کشتهشدن علی شمخانی، دبیر شورای دفاع و از مشاوران ارشد خامنهای اشاره کرد. یکی از باسابقهترین و پرتجربهترین کارگزاران استبداد دینی که شبکهای از مناسبات مافیایی را در پیوند دو حوزه ثروت و قدرت، به نفع بازتولید و تداوم نظام ولایت فقیه در اختیار داشت.
کشتهشدن بازیگران مهمی مانند شمخانی، لاریجانی و پاکپور، تنها به معنای حذف یک شخصیت و کارگزار برجسته حکومت نیست، بلکه همزمان، و در عمل، به معنای ایجاد اختلال جدی در شبکه نیروهایی است که در راستای استمرار و تحکیم استبداد دینی ایفای نقش میکند.
این، واقعیتی است که پس از جنگ ۱۲ روزه و به ویژه بعد از جنگ ۴۰ روزه، گریبانگیر جمهوری اسلامی شده است؛ وضعیتی که به معنای تضعیف رژیم سیاسی، با وجود تداوم ظاهری ساختار قدرت و نهادهای حکومتی، و البته، فراهمشدن شرایطی کمسابقه برای مخالفان حکومت و اکثریت ناراضی و تغییرخواه برای گذار از استبداد دینی است.
روزنامه اسرائیل هیوم به نقل از دو مقام دیپلماتیک کشورهای حاشیه خلیج فارس گزارش داد این کشورها در پیامی مشترک به واشینگتن، حمایت خود را از ازسرگیری حملات نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاند
گفتوگو با اشکان صفایی، خبرنگار ایراناینترنشنال
اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس، در بیانیهای مشترک، حملات جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و کشورهای منطقه را بهشدت محکوم کردند و ادعای حاکمیت یا دریافت عوارض در این تنگه را غیرقانونی خواندند.
گفتوگو با احمد صمدی، خبرنگار ایراناینترنشنال