شرکت تحلیلی کلپر گزارش داد هند تدابیر اضطراری تامین گاز را که پس از اختلال در حملونقل گاز طبیعی مایع (الانجی) از تنگه هرمز به اجرا گذاشته بود، لغو کرده است.
بنا بر اعلام دولت هند، برقراری آتشبس، ادامه مذاکرات و ازسرگیری تردد دریایی، زمینه را برای اتخاذ این تصمیم فراهم آورده است.
کلپر در عین حال تاکید کرد تردد کشتیها از تنگه هرمز همچنان به سطح پیش از درگیریها بازنگشته است.
بر اساس این گزارش، در ماه گذشته میلادی ۳۶ نفتکش حامل الانجی از این آبراه حیاتی عبور کردند.







شبکه خبری العربیه گزارش داد برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، هفته جاری به بیروت سفر خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، کوپر قرار است گزارش سنتکام درباره مناطق مورد اختلاف میان اسرائیل و لبنان را به مقامهای لبنانی ارائه کند.
منابع لبنانی به العربیه گفتند زمانی برای خروج اسرائیل از این مناطق در جنوب لبنان تعیین نشده است.
مقامهای اوکراینی اعلام کردند حمله گسترده موشکی و پهپادی روسیه به کییف بامداد دوشنبه دستکم ۲۸ کشته و دهها زخمی بر جا گذاشت و به دهها ساختمان مسکونی خسارت سنگین وارد کرد. این حمله تنها چند روز پس از مرگبارترین حمله سال جاری به پایتخت اوکراین انجام شد.
ویتالی کلیچکو، شهردار کییف، دوشنبه ۱۵ تیر اعلام کرد نیروهای امدادی همچنان در حال بیرون کشیدن ساکنان از ساختمانهایی هستند که در حملات شبانه بهشدت آسیب دیدهاند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد شمار کشتهشدگان در پایتخت به ۱۲ نفر رسیده و حدود ۵۰ نفر نیز در نقاط مختلف شهر زخمی شدهاند.
نیروی هوایی اوکراین اعلام کرد روسیه در این حمله از ۶۸ موشک، از جمله ۲۳ موشک بالستیک و شش موشک سوپرسونیک و هایپرسونیک، همراه با ۳۵۱ پهپاد استفاده کرده است.
بر اساس این گزارش، سامانههای پدافند هوایی اوکراین ۳۷ موشک و ۳۲۶ پهپاد را رهگیری کردند یا از کار انداختند، اما هیچ یک از موشکهای بالستیک و موشکهای سوپرسونیک و هایپرسونیک رهگیری نشدند.
اوکراین بارها اعلام کرده است با کمبود موشکهای رهگیر سامانه پاتریوت روبهروست. سامانهای که به گفته مقامهای این کشور، تنها سامانه موثر برای مقابله با موشکهای بالستیک به شمار میرود.
این حمله تنها چند روز پس از حمله بامداد ۱۱ تیر روسیه به کییف انجام شد. حملهای که با ۳۱ کشته، مرگبارترین حمله به پایتخت اوکراین از آغاز سال جاری بود.
عملیات نجات ادامه دارد
به گفته خدمات اضطراری اوکراین، دستکم ۱۵ ساختمان مسکونی در این حمله آسیب دیده یا ویران شدهاند؛ از جمله یک ساختمان ۹ طبقه در منطقه تاریخی پودیلسکی که از طبقه پنجم به بالا بهشدت تخریب شده است.
مقامهای اوکراینی اعلام کردند تنها در منطقه پودیلسکی، چهار ساختمان مسکونی هدف قرار گرفتهاند.
دفتر دادستان کل اوکراین نیز اعلام کرد مناطق پودیلسکی و دارنیتسکی بیشترین آسیب را دیدهاند و دو منطقه دیگر شهر نیز خسارت دیدهاند.
نیروهای امدادی با استفاده از نردبانهای آتشنشانی به طبقات بالایی ساختمانها دسترسی پیدا کردند و همزمان آتشنشانان در حال مهار آتشسوزیهای باقیمانده بودند.
به گفته شهردار کییف، ۱۵ نفر از ساختمان آسیبدیده در پودیلسکی تخلیه شدند؛ از جمله سه زن و شش کودک که از طبقات بالایی به محل امن منتقل شدند.
خبرنگاران رویترز از وقوع چندین انفجار در داخل و اطراف کییف خبر دادند و گفتند سامانههای پدافند هوایی اوکراین برای مقابله با پهپادهای روسیه فعال شده بودند.
تصاویر منتشرشده در کانالهای غیررسمی تلگرام نیز آتشسوزی چند برج مسکونی و یک ساختمان تجاری و خسارت گسترده به داخل ساختمانها را نشان دادند.
همزمان، وبلاگنویسان محلی از شهروندان خواستند به دلیل دود غلیظ ناشی از حملات، پنجره خانههای خود را بسته نگه دارند.
بسیاری از ساکنان نیز برای در امان ماندن از حملات، به ایستگاههای متروی کییف و پارکینگهای زیرزمینی پناه بردند.
حملات متقابل روسیه و اوکراین
وزارت دفاع روسیه اعلام کرد این کشور با استفاده از تسلیحات دوربرد دقیق پرتابشونده از هوا، زمین و دریا و همچنین پهپادها، «حملهای گسترده» علیه کییف و دیگر مناطق اوکراین انجام داده و تاسیسات نظامی، انرژی و فرودگاههای نظامی را در کییف و چند منطقه دیگر هدف قرار داده است.
بندر اودسا در ساحل دریای سیاه نیز هدف حمله قرار گرفت و دستکم یک نفر زخمی شد.
لهستان، عضو ناتو و اتحادیه اروپا، در اقدامی پیشگیرانه برای مدتی جنگندههای خود را به پرواز درآورد.
همزمان، مقامهای روسیه اعلام کردند اوکراین نیز با پهپاد به خاک این کشور حمله کرده و به بنادر ویسوتسک و اوست-لوگا در ساحل دریای بالتیک، یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت روسیه، آسیب رسانده است.
به گفته این مقامها، حملات اوکراین همچنین باعث قطع برق در شهر سواستوپل در شبهجزیره کریمه، محل استقرار ناوگان دریای سیاه روسیه، شده است.
این حملات متقابل در آستانه نشست ناتو در ترکیه انجام شد. جایی که قرار است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، درباره تلاشهای تازه برای پایان دادن به جنگی که با تهاجم گسترده روسیه آغاز شد، گفتوگو کنند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) با انتشار بیانیهای رسمی، تصمیم فیفا برای تعلیق محرومیت فولارین بالوگان، مهاجم تیم ملی آمریکا، را به شدت مورد انتقاد قرار داد و اعلام کرد این اقدام «از یک خط قرمز عبور کرده است.»
یوفا این تصمیم را «غیرقابل درک و غیرقابل توجیه» توصیف کرد و اعلام کرد فیفا با لغو محرومیت اجباری یک جلسهای مهاجم آمریکا، آن هم پس از فشارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، «از یک خط قرمز عبور کرده است.»
یوفا نسبت به پیامدهای خطرناک این تصمیم برای آینده فوتبال و کاهش اعتماد عمومی هشدار داد و تصریح کرد: «وقتی قطعیت قوانین دیگر از سوی متولیان آن تضمین نشود، سلامت بازی به خطر میافتد و اعتبار یک رقابت مخدوش میشود. به همین ترتیب، چنین تصمیمی یک بدعت در تورنمنت در حال برگزاری ایجاد میکند؛ چرا که از این پس، موقعیتهای مشابه نیز نیازمند برخوردی یکسان خواهند بود و این امر به ضرر کل رقابتها تمام خواهد شد.»
در ادامه این بیانیه، با اشاره به جایگاه ویژه جام جهانی و تاثیرگذاری آن بر کل ارکان این ورزش آمده است: «فوتبال به این دلیل مورد اعتماد است که در همه جا با قوانین یکسانی بازی میشود. یک تورنمنت هرگز یک رویداد کاملا مستقل و مجزا نیست و اگر تورنمنت مورد نظر جام جهانی باشد، این قدرت را دارد که پیامدهای مثبت یا منفی بر کل این رشته ورزشی بر جای بگذارد.»
مقامات اتحادیه فوتبال اروپا در نهایت، با ابراز شگفتی و تاسف عمیق از این رویه، موضع قاطع خود را با این جملات به پایان رساندند: «ما ناباوری خود را نسبت به چنین تصمیم بیسابقه، غیرقابل درک و غیرقابل توجیهی ابراز میداریم.»
فیفا در تصمیمی غیرمنتظره، محرومیت یک جلسهای فولارین بالوگان را به حالت تعلیق درآورد تا مهاجم تیم ملی آمریکا بتواند در دیدار مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ برابر بلژیک به میدان برود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروت سوشال، از فیفا به دلیل بخشیده شدن کارت قرمز فولارین بالوگان تشکر کرد و نوشت: «از فیفا بابت انجام دادن کار درست و اصلاح یک بیعدالتی بزرگ تشکر میکنم.»
دومین جلسه محاکمه دو متهم وابسته به سپاه پاسداران، دوشنبه ۱۵ تیر در دادگاه عالی هامبورگ برگزار میشود. دادستانی فدرال آلمان این دو تبعه افغانستان را به برنامهریزی برای انجام عملیات علیه اماکن و شخصیتهای یهودی و اسرائیلی در برلین متهم کرده است.
گزارش احمد صمدی، خبرنگار ایراناینترنشنال
انتصاب دوباره غلامحسین محسنی اژهای به ریاست قوه قضاییه، نشانهای از تداوم نگاه امنیتی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و پیامی سیاسی درباره آرایش قدرت در دوران رهبری مجتبی خامنهای است.
رهبر سوم جمهوری اسلامی در حکمی، اژهای را بار دیگر به ریاست قوه قضاییه منصوب کرد؛ حکمی که به استناد اصل ۱۵۷ قانون اساسی صادر شده و برای دورهای پنج ساله، نافذ است.
اژهای از قدیمیترین چهرههای قضایی-امنیتی جمهوری اسلامی است. روحانی متولد سال ۱۳۳۵ در «اژیه» اصفهان که پس از تحصیل در حوزه علمیه اصفهان و قم، از همان سالهای نخست انقلاب وارد ساختار دادستانی انقلاب و سپس وزارت اطلاعات شد.
یکی از نکات کمتر مورد توجه درباره محسنی اژهای این است که حتی نام سیاسی او هم محصول نوعی تغییر و بازساخت هویتی است: او در اصل «محسنی اژیه» بود، منسوب به زادگاهش در اصفهان، اما در حافظه عمومی جمهوری اسلامی به «اژهای» تبدیل شد. نامی که امروز بیش از آنکه یادآور یک خاستگاه محلی باشد، نشانه یک تیپ خاص از روحانیان امنیتی است.
او برخلاف بسیاری از چهرههای قضایی نسل اول جمهوری اسلامی، فقط محصول حوزه نیست؛ در کنار تحصیلات حوزوی، مدرک کارشناسی ارشد حقوق بینالملل خصوصی هم گرفته، اما این دانش حقوقی هرگز از او چهرهای حقوقمدار نساخت.
مسیر واقعی قدرت برای اژهای از پروندههای امنیتی آغاز شد؛ بهویژه از دهه ۶۰، زمانی که در حدود ۳۰ سالگی در پرونده مهدی هاشمی، برادر داماد آیتالله حسینعلی منتظری، نقش بازجو و گرداننده اعترافات تلویزیونی را برعهده داشت.
این پرونده به حذف سیاسی منتظری از مسیر جانشینی روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، کمک کرد.
از همین زاویه، اژهای را میتوان نه فقط یک مدیر قضایی، بلکه یکی از چهرههای شکلگرفته در لحظههای حذف و تصفیه درون نظام دانست: فردی که ظاهرش کمهیجان و اداری است، اما کارنامهاش با اعترافگیری، پروندهسازی، حذف رقیب و تبدیل قانون به ابزار امنیت، گره خورده است.
در روایتهای رسمی، از حضور او در مدرسه حقانی، ارتباط با چهرههای قضایی پس از انقلاب و نقش او در پروندههای فساد اقتصادی «دانهدرشتها» مانند فاضل خداد و غلامحسین کرباسچی یاد شده است.
او در دولت محمود احمدینژاد وزیر اطلاعات شد و پس از برکناری در سال ۱۳۸۸، به دادستانی کل کشور رفت. بعد معاون اول قوه قضاییه شد و از سال ۱۴۰۰ ریاست این نهاد را در اختیار گرفت.
اژهای بیش از آنکه یک حقوقدان کلاسیک یا مدیر قضایی تکنوکرات باشد، محصول پیوند دادگاه انقلاب، وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی-امنیتی است.
همین سابقه، جایگاه او را در ساختار جمهوری اسلامی ویژه کرده است: او هم با پروندههای امنیتی آشناست، هم با سازوکارهای درون قوه قضاییه، هم با وزارت اطلاعات، و هم با پروندههای حساس سیاسی و اقتصادی که معمولا در مرز امنیت، قدرت و فساد شکل میگیرند.
به همین دلیل، منتقدان او را نه صرفا «رییس قوه قضاییه»، بلکه یکی از چهرههای حافظ اسرار و ابزارهای سرکوب نظام میدانند.
اژهای از آن دست مقامهایی است که زندگی شخصیاش کمتصویر و کمروایت مانده است. او برخلاف شماری از چهرههای سیاسی جمهوری اسلامی، نه با خانوادهای رسانهای شناخته میشود، نه با سخنرانیهای پرشور، نه با نمایشهای عمومی.
روایتهای رسمی از ازدواج او در ۲۰ سالگی با دختری از خانوادهای روحانی، داشتن یک دختر و سه پسر، و زندگی در خانوادهای مذهبی در اژیه اصفهان سخن میگویند.
همین کمنمایی، بخشی از شخصیت سیاسی اوست: اژهای بیشتر در اتاقهای بسته معنا پیدا میکند تا روی صحنه عمومی. در بازجویی، پرونده، دادگاه ویژه، جلسههای امنیتی و تصمیمهایی که اثرشان بعدا در حکم، اعتراف تلویزیونی یا حذف سیاسی دیده شده است.
مردی که گاز میگیرد
نام اژهای در افکار عمومی ایران با چند تصویر شناخته میشود: قاضی سختگیر، مقام امنیتی، سخنگوی تندخو و چهرهای که با احکام سنگین، پروندههای سیاسی و برخوردهای خشن پیوند خورده است.
یکی از مشهورترین روایتهای جنجالی درباره او، ماجرای درگیری با عیسی سحرخیز، روزنامهنگار و نماینده مدیران مسئول جراید در هیات نظارت بر مطبوعات، در سال ۱۳۸۳ است.
به روایت سحرخیز، اژهای در جلسهای پس از پرتاب قندان، شانه او را گاز گرفت و این ماجرا در حافظه سیاسی و رسانهای ایران به بخشی از چهره عمومی اژهای تبدیل شد.
اما شهرت اصلی اژهای به رفتار شخصی محدود نیست. او در سالهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ بهدلیل سابقه وزارت اطلاعات و همچنین نقش بعدیاش در دادستانی کل کشور، از سوی نهادهای بینالمللی در فهرست مقامهای ناقض حقوق بشر قرار گرفت.
وزارت خزانهداری آمریکا سپتامبر ۲۰۱۰ او را در کنار چهرههایی مانند سعید مرتضوی، احمدرضا رادان و حسین طائب، در فهرست مقامهای مسئول یا همدست در نقض جدی حقوق بشر پس از انتخابات ۱۳۸۸ قرار داد.
اتحادیه اروپا نیز در چارچوب تحریمهای حقوق بشری ایران، نام او را در فهرست افراد مرتبط با محاکمههای ناعادلانه و صدور احکام سنگین زندان و اعدام برای معترضان و فعالان سیاسی و اجتماعی قرار داد.
قاضی اعدام
در دوره نخست ریاست اژهای بر قوه قضاییه، شعار رسمی او «تحول قضایی»، «احیای حقوق عامه»، «مبارزه با فساد» و «کاهش اطاله دادرسی» بود.
رسانههای نزدیک به قوه قضاییه همین محورها را بهعنوان «کارنامه مثبت» او برجسته کردهاند. اما در عمل، قوه قضاییه در دوران او بیش از آنکه به سمت استقلال، دادرسی عادلانه و حمایت از شهروندان حرکت کند، به بازوی تثبیت نظم امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ بهویژه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، بحرانهای امنیتی بعدی و فضای جنگی سالهای اخیر.
گزارشهای پیش از انتصاب مجدد او نشان میداد حتی درون ساختار قدرت، درباره کارنامه پنجساله او بحث و نارضایتی وجود داشته است.
مهمترین وجه جنجالی کارنامه اژهای احکام سنگین و اعدامهاست. پس از اعتراضات ۱۴۰۱، او از صدور احکام اعدام برای برخی معترضان دفاع کرد؛ اعتراضاتی که پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد.
در سالهای بعد، روند سرکوب گستردهتر شد. عفو بینالملل سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد جمهوری اسلامی تا آن زمان بیش از هزار نفر را در همان سال اعدام کرده و این بالاترین رقم ثبتشده از سوی این سازمان در دستکم ۱۵ سال گذشته بوده است.
این سازمان تاکید کرد پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، حکومت ایران بیش از پیش از مجازات اعدام بهعنوان ابزار سرکوب و خاموش کردن اعتراض استفاده کرده است.
سازمان حقوق بشر ایران نیز در گزارش سالانه اعدامها در ۲۰۲۵، رقم دستکم ۱۶۳۹ اعدام را ثبت کرد. بالاترین رقم سالانه ثبتشده از سال ۱۹۸۹.
در این گزارش آمده است بیش از ۹۳ درصد اعدامها از سوی مقامهای حکومت اعلام نشده و دستکم ۵۷ نفر با اتهامات امنیتی مانند بغی، افساد فیالارض و محاربه اعدام شدهاند.
همچنین ۸۵۲ مورد از اعدامهای سال ۲۰۲۵ بر اساس احکام دادگاههای انقلاب انجام شدهاند؛ دادگاههایی که از اصلیترین ابزارهای سرکوب سیاسی در جمهوری اسلامی به شمار میروند.
عدالت امنیتی زیر سایه اژهای
پس از حملات آمریکا و اسرائیل و شکلگیری فضای «شرایط جنگی»، قوه قضاییه تحت ریاست اژهای نقش پررنگتری در سرکوب داخلی گرفت.
عفو بینالملل در ماه مه ۲۰۲۶ گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی با استفاده از پوشش «شرایط جنگی»، بازداشتهای گسترده، محاکمههای شتابزده و اعدامهای سیاسی را تشدید کردهاند.
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ دستکم ۴۲ نفر با اتهامات سیاسی و پس از محاکمههای ناعادلانه و همراه با شکنجه، اعدام شدهاند.
اهمیت انتصاب مجدد اژهای در همین نقطه است. چند روز پیش از تمدید حکم او، گزارشهایی از احتمال کنار گذاشتهشدنش منتشر شد و برخی تحلیلها میگفتند رهبر تازه جمهوری اسلامی ممکن است برای نشان دادن قدرت خود، رییس قوه قضاییه را تغییر دهد. اما ابقای او نشان میدهد مجتبی خامنهای در این مرحله بهجای تغییر ناگهانی در دستگاه قضا، راه تداوم و کنترل را انتخاب کرده است.
این تصمیم میتواند نشانهای از نیاز رهبری جدید به چهرهای باشد که هم مورد اعتماد ساختار امنیتی است، هم تجربه مدیریت بحران دارد، و هم میتواند دستگاه قضایی را در هماهنگی با سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی نگه دارد.
سرکوب قضایی ادامه خواهد داشت
از منظر سیاسی، ابقای اژهای سه پیام دارد: نخست، قوه قضاییه قرار نیست در کوتاهمدت به سمت گشایش سیاسی یا کاهش سرکوب حرکت کند.
دوم، مجتبی خامنهای برای تثبیت خود، دستکم فعلا به مدیران قدیمی و چهرههای امتحانپسداده نظام نیاز دارد.
سوم، در فضای پساجنگ و بحران مشروعیت، قوه قضاییه قرار است همچنان یکی از ابزارهای اصلی مهار جامعه، کنترل مخالفان، پروندهسازی علیه منتقدان و نمایش اقتدار حکومت باشد.
تاثیر این انتصاب بر ایران بیش از هر چیز در حوزه حقوق شهروندی، فضای سیاسی و امنیت اجتماعی دیده خواهد شد.
برای فعالان مدنی، روزنامهنگاران، وکلا، معترضان، خانوادههای دادخواه، اقلیتهای قومی و مذهبی و حتی ایرانیان خارج از کشور، ادامه ریاست اژهای به معنای تداوم همان الگویی است که در سالهای اخیر دیده شده: جرمانگاری اعتراض، گسترش اتهامهای امنیتی، استفاده از اعترافات اجباری، احکام سنگین، توقیف اموال و اعدام بهعنوان ابزار ارعاب.
در سطح کلانتر، این انتصاب نشان میدهد جمهوری اسلامی در دوران تازه خود، بهجای بازسازی مشروعیت از مسیر اصلاح، همچنان به بازسازی اقتدار از مسیر ترس، مجازات و کنترل قضایی تکیه دارد.
به همین دلیل، اژهای نماد نوعی «عدالت امنیتی» در جمهوری اسلامی است؛ عدالتی که در زبان رسمی از «حقوق عامه» و «تحول» سخن میگوید، اما در تجربه شهروندان، اغلب با بازداشت، دادگاه انقلاب، حکم سنگین و تهدید به اعدام شناخته میشود.
انتصاب دوباره او پیام روشنی دارد: در معادله قدرت جدید، قوه قضاییه همچنان قرار است نه پناهگاه مردم، بلکه سپر بقای حکومت باشد.