آدمکش محله تضامن دمشق، افسر شاخه ۲۲۷ اطلاعات ارتش سوریه که در ماه آپریل سال ۲۰۱۳ دهها غیرنظامی دستبسته را در گودال مرگ تیرباران کرد و سوزاند، جمعه چهارم اردیبهشت در حماه دستگیر شد. ویدیوهای وحشتناک جنایت یوسف لو رفته بود و او حالا نماد عدالت انتقالی سوریه است.
امجد یوسف، متولد ۱۹۸۶، افسر اطلاعات نظامی سوریه بود که به عنوان یکی از متهمان اصلی «کشتار تضامن» در آپریل ۲۰۱۳ شناخته میشود. کشتار تضامن یکی از وحشتناکترین نمادهای سرکوب رژیم بشار اسد علیه غیرنظامیان در جریان قیام سال ۲۰۱۱ سوریه به شمار میرود.
یوسف در آن زمان درجهدار و مسئول امنیت جنوب دمشق بود. در ویدیوهای افشا شده به وضوح دیده میشود که او زندانیان چشمبسته و دستبسته را به گودالی پیشساخته پرت میکند، مسخرهشان میکند و از پشت سر با کلاشنیکف یا تپانچه، به آنان شلیک میکند. اجساد سپس با لاستیک خودرو آتش زده و با بولدوزر دفن میشوند.
تعداد قربانیان دستکم ۲۸۸ نفر از جمله ۱۲ کودک و هفت زن تخمین زده شده و ممکن است بیش از هزار نفر باشند.
تصویری از جنایت
در آپریل ۲۰۱۳، در محله تضامن دمشق، نزدیک خیابان دابول و مسجد عثمان، نیروهای شاخه ۲۲۷ اطلاعات نظامی و شبهنظامیان طرفدار رژیم اسد مانند نجیب الحلبی، از نیروهای دفاع ملی، غیرنظامیان سنی عرب و ترکمن را که عمدتا از خانوادههای کارگری و متوسط و غیرسیاسی بودند، از بازداشتگاهها یا ایستهای بازرسی جمعآوری کردند. قربانیان با چشمان و دهان بسته با نوار چسب یا سلفون و دستهای بسته با دستبند پلاستیکی، به ونهای سفید منتقل شدند و در گودالی به قتل رسیدند.
ویدیوهایی از این جنایت که در مجموع حدود ۲۱ دقیقه است و در ۲۷ برداشت گرفته شده، نشان میدهد یوسف با یونیفرم زیتونی، آرام و خونسرد عمل میکند: بولدوزر حفر گودال را رانندگی میکند، قربانیان را هل میدهد و فریاد میزند «برو جلو!»، «بدو!» یا «بمیر، حرامزاده! هنوز سیر نشدی؟» در حالی که همدستش سیگار میکشد، لبخند میزند و به یوسف سلام میکند، او یکی از قربانیان مسنتر را سر میبرد. یک اعدام سرد و سیستماتیک در روز روشن.
برادر کوچکتر امجد به نام نعیم یوسف، ژانویه ۲۰۱۳ و چند ماه قبل از کشتار تضامن، در درگیریهای ارتش سوریه در منطقه دارایا نزدیک دمشق کشته شد. او سرباز ارتش بود.
امجد در مصاحبههای مخفیانه هیجانی شد و صراحتا گفت: «انتقام گرفتم. دروغ نمیگویم. انتقام گرفتم. کشتم.»
او کشتار تضامن یا حداقل بخشی از آن را نوعی انتقام شخصی و قبیلهای برای مرگ برادرش میدانست. حتی در یکی از ویدیوهای جنایت، وقتی دوربین روی اجساد کودکان متمرکز میشود، یکی از همدستانش میگوید: «قربانی برای روح شهید نعیم یوسف ...»
یوسف همچنین خود را «پسر نهاد» (ابن الموسسه) میدانست. ابن الموسسه اصطلاح رایج در سوریه و کشورهای عربی برای کسانی است که در «نهاد امنیتی نظامی» مانند مخابرات، ارتش و اطلاعات بزرگ شدهاند و هویت اصلیشان را به موسسه یعنی سیستم امنیتی رژیم گره زدهاند، نه به قوم، مذهب یا منطقه.
این افراد وفاداری مطلق به نهاد دارند و خود را «مال آن» میدانند.
پدر او نیز افسر ارتش بود.
جنایت یوسف چگونه فاش و راستیآزمایی شد؟
جنایت این عامل رژیم اسد تا سال ۲۰۲۲ پنهان ماند. ویدیوهایی که روی لپتاپ دولتی ذخیرهشده بودند، بهوسیله یک سرباز وظیفه که بعدا از سوریه گریخت، ضبط شد و به دست فعالان حقوق بشر سوریه در پاریس رسید. دو محقق به نامهای آنسار شاهود، فعال سوری و پروفسور اوغور اومیت اونگور از دانشگاه آمستردام، با استفاده از هوش مصنوعی منبعباز (OSINT)، تطبیق جغرافیایی (از طریق شناسایی ستونهای ساختمان، گرافیتی محله و موارد دیگر)، مصاحبه با بازماندگان و مبارزان سابق ارتش آزاد سوریه و حتی خود یوسف (با استفاده از یک پروفایل جعلی در فیسبوک)، هویت او را تایید کردند.
یوسف با زخم افقی مشخص روی ابروی چپش در ویدیوها قابل شناسایی بود.
مصاحبههای ویدیویی با او در دفتر شاخه ۲۲۷ و خانهاش و اعترافات همکارانش مانند جمال الخطیب که رییس او بود، صحت ویدیوها را اثبات کرد.
روزنامه گاردین در سال ۲۰۲۲ گزارشی منتشر کرد و نیولاینز مگزین، جزییات کامل رویدادها را آورد.
پلیس هلند و سازمانهای حقوق بشری هم ویدیوها را بررسی کردند.
در پی افشای این جنایت، آمریکا، اتحادیه اروپا و فرانسه، یوسف را تحریم کردند و تحقیق درباره «جنایات جنگی» او آغاز شد.
بریتانیا هم در سال ۲۰۲۳ او را بهدلیل «سرکوب سیستماتیک غیرنظامیان، از جمله تجاوز و کشتار»، تحریم کرد.
یوسف چطور به دام افتاد؟
پس از سقوط رژیم اسد در پایان سال ۲۰۲۴، یوسف در روستاهای اطراف حماه در دشت الغاب مخفی شد تا اینکه جمعه ۲۴ آپریل ۲۰۲۶، وزارت کشور سوریه به مدیریت انس خطاب، اعلام کرد در یک «عملیات امنیتی دقیق» و با چند روز رصد و تعقیب، یوسف را در حماه دستگیر کرده است.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهند یوسف با صورت خونآلود در خودروی پلیس نشسته، لباس زندانی به تن دارد و نیروهای امنیتی او را احاطه کردهاند.
خطاب، خودش او را بازجویی کرد و پرسید: «قلب نداری؟ ... بچه نداری؟»
بهدنبال دستگیری او، مردم تضامن جشن گرفتند، گلهای سفید بر سر گودالی گذاشتند که حالا در «نقشه گوگل»، «گودال امجد یوسف» نامیده میشود و شیرینی پخش کردند.
یوسف اکنون در بازداشت دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع است و دستگیریاش نماد آغاز حسابکشی از جنایتکاران رژیم اسد؛ هرچند برخی مقامات سابق با حکومت جدید معامله کردهاند.
ارتباط یوسف با ایران
هیچ سند معتبر و مستقیمی از ارتباط شخصی یوسف با جمهوری اسلامی وجود ندارد اما زمینه روشن است: او در دل رژیم اسد عمل میکرد که از سال ۲۰۱۲ به بعد به شدت به حمایت نظامی حکومت ایران وابسته بود. قاسم سلیمانی و نیروی قدس سپاه پاسداران، فاطمیون و زینبیون، نقش محوری در طولانیتر کردن عمر رژیم اسد داشتند. مستشاران ایرانی و شبهنظامیان شیعه شامل حزبالله لبنان، با رژیم اسد همکاری میکردند و جمهوری اسلامی، هماهنگی عملیات در دمشق و حومه آن از جمله جنوب دمشق را مدیریت میکرد.
شاخه ۲۲۷ اطلاعات ارتش سوریه که یوسف در آن خدمت میکرد، در سرکوب قیام مردم از حمایت لجستیکی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی برخوردار بود.
جنایت تضامن بخشی از همان ماشین سرکوبی بود که حکومت ایران برای حفظ «محور مقاومت» و اسد به عنوان متحد کلیدیاش، آن را تامین مالی و پشتیبانی کرد.
درس سوریه برای جنایتکاران جمهوری اسلامی
دستگیری یوسف بار دیگر نشان داد که جنایتکاران جنگی نمیتوانند برای همیشه فرار کنند.
سوریه پس از اسد، با وجود چالشها، در حال باز کردن پروندههای «جنایات علیه بشریت» است: ویدیوهای فاش شده، هوش مصنوعی و مصاحبههای مخفی، ابزارهای قدرتمندی برای راستیآزمایی این جنایتها بودهاند و این دقیقا همان الگویی است که میتواند برای ایران پس از جمهوری اسلامی اعمال شود.
حکومت ایران نه تنها جنایاتی مانند اعدامهای ۶۷، سرکوب ۸۸، آبان ۹۸ و اعتراضات ۱۴۰۱ و کشتار دیماه ۱۴۰۴ را رقم زده است، بلکه در خارج از کشور با حمایت از اسد و جنایات مشابه در دیگر نقاط جهان، دست به «جنایت علیه بشریت» زده است.
بسیاری از فرماندهان سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی که در سوریه تحت فرماندهی سلیمانی، فرمانده وقت سپاه قدس، دخیل بودند، امروز همچنان در قدرت یا مصونیت از مجازات ماندهاند.
پرونده یوسف بار دیگر نشان داد که با تغییر رژیم، اسناد، ویدیوها و شاهدان زنده از بین نمیروند و حتی بیرحمترین قصابان هم ممکن است به دام بیفتند.
مدیرعامل شرکت توتال انرژی هشدار داد که اگر انسداد تنگه هرمز دو یا سه ماه دیگر ادامه پیدا کند، فرانسه وارد «دورهای از کمبود انرژی» خواهد شد.
پاتریک پویانه، در واکنش به تنشها در تنگه هرمز خواستار تقویت تابآوری زنجیرههای تامین انرژی شد و بهویژه بر لزوم سرمایهگذاریهای جدید در زیرساختهای حملونقل، از جمله خطوط لوله نفت، تاکید کرد.
او با اشاره به انسداد تنگه هرمز گفت که «کنار گذاشتن نفت ارزانقیمت خلیج فارس دشوار خواهد بود» و خواستار ایجاد مسیرهای جایگزین برای این شریان حیاتی انرژی شد.
پویانه در سخنرانی خود در کنفرانس سیاست جهانی که بهوسیله موسسه فرانسوی روابط بینالملل در شانتیی، نزدیک پاریس، برگزار شد، گفت: «آنچه مسلم است - و ما در این زمینه عملکرد خوبی نداشتهایم - این است که اگر در خاورمیانه سرمایهگذاری میکنیم، باید در تابآوری این سیستم نیز سرمایهگذاری کنیم.»
به گفته او، اینکه امروز مسیرهای خروجی کافی از تنگه هرمز وجود ندارد، یک مشکل اساسی است: «ما باید تابآوری را بهعنوان یک سرمایهگذاری در نظر بگیریم؛ احتمالا با ایجاد خطوط لوله جدید برای شکلدهی یک شبکه از خطوط لوله.»
با تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و اختلال در مسیرهای حیاتی کشتیرانی، جریان تجارت در خاورمیانه با فشار فزایندهای مواجه شده و نگرانیها درباره تاثیر این وضعیت بر زنجیرههای تامین جهانی افزایش یافته است.
به گزارش گلفنیوز، تحلیل جدید موسسه حسابرسی پیدبلیوسی (PwC) نشان میدهد حدود یکپنجم سوخت جت و گاز طبیعی مایع جهان، به همراه حجم قابل توجهی از آمونیاک، گوگرد و آلومینیوم از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. موضوعی که هرگونه اختلال در آن را به یک شوک جهانی تبدیل میکند.
اختلال اخیر که در پی تشدید تنشهای منطقهای و بسته شدن حریم هوایی رخ داده، نسبت به بحرانهای قبلی زنجیره تامین، «پیچیدهتر و گستردهتر» ارزیابی شده است.
پویانه گفت: «اکنون تمام مازاد ذخایر را مصرف کردهایم. اگر این وضعیت دو یا سه ماه دیگر ادامه پیدا کند، وارد دورهای از کمبود انرژی خواهیم شد؛ مشابه آنچه برخی کشورهای آسیایی هماکنون تجربه میکنند.»
او تاکید کرد: «کمبود هنوز در حوزه آتلانتیک مشاهده نمیشود اما نمیتوان بدون پیامدهای جدی اجازه داد ۲۰ درصد از ذخایر جهانی نفت و گاز غیرقابل دسترس باقی بماند. همهچیز به مدت زمان بستگی دارد و حل مشکل تنگه هرمز یک مساله حیاتی است.»
پویانه همچنین یادآوری کرد که شرکتش در پی این جنگ «۱۵ درصد از تولید خود در خاورمیانه را از دست داده» است.
اتحادیه اروپا و بررسی کمک به زیرساختهای انرژی خاورمیانه برای دور زدن مناطق درگیری
اورزولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، چهارم اردیبهشت گفت اتحادیه اروپا آماده است با کشورهای حوزه خلیج فارس برای اجرای پروژههای جدید انتقال انرژی به بازارهای جهانی همکاری کند. پروژههایی که در معرض جنگ یا تنشهای ژئوپلیتیکی قرار نگیرند.
او در یک نشست خبری در پایان جلسه غیررسمی رهبران اتحادیه اروپا در نیکوزیا، پایتخت قبرس، گفت: «رویدادهای ماه گذشته درس سختی به ما داد. امنیت ما فقط به هم مرتبط نیست، بلکه بهطور ذاتی به هم گره خورده است. به عنوان مثال، تهدید علیه یک کشتی تجاری در تنگه هرمز، تهدیدی برای یک کارخانه در بلژیک است.»
فون در لاین افزود: «ما همچنین آمادهایم با کشورهای خلیج فارس همکاری کنیم تا زیرساختهای صادراتی از اتکای صرف به گلوگاه تنگه هرمز رها شوند.»
او همچنین پیشنهاد داد اتحادیه اروپا در بازسازی زیرساختهای انرژی آسیبدیده در جریان جنگ در کشورهای خلیج فارس کمک کند.
استقرار واحدهای دریایی آلمان برای شرکت در یک «ماموریت احتمالی» در مدیترانه
بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، از استقرار واحدهای دریایی در مدیترانه برای آمادگی بهمنظور مشارکت احتمالی در تامین امنیت تنگه هرمز خبر داد.
حدودا یک هفته پیش، ۳۰ فروردین، پیستوریوس از آماده شدن برای یک ماموریت احتمالی خبر داده بود.
اظهارات او پس از آن بیان شد که فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفت چنین ماموریتی به یک مبنای حقوقی مانند قطعنامه شورای امنیت و تایید دولت و پارلمان آلمان نیاز دارد.
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت نبود یک راهبرد پایدار برای پایان جنگ با حکومت ایران، متحدان آمریکا را به این نتیجه رسانده که کاخ سفید در حال از دست دادن گزینههای مورد نظر خود است.
نزدیک به هشت هفته پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، کاخ سفید از راهبرد بمبارانهای «شوک و هراس» و هدف قرار دادن راس رهبری حکومت ایران، به سمت فشار اقتصادی مستمر حرکت کرده و در عین حال منتظر پاسخ تهران به پیشنهادها برای توافق در مذاکرات است.
به نوشته گاردین، مقامهای آمریکایی معتقدند این تغییر رویکرد ناشی از آن است که حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به شکاف در رهبری ایران انجامیده و مانع از بازآرایی قدرت شده است.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره زمان انتظار برای واکنش ایران گفت: «عجله نکنید .... ما سالها در ویتنام و عراق بودیم. من شش هفته است درگیر این موضوع هستم.»
او همچنین اذعان کرد برخلاف وعده قبلی برای پایان سریع جنگ، تحقق آن زمانبندی ممکن نبوده است.
به نوشته گاردین، نوسان در دیپلماسی ترامپ و افزایش هزینههای جنگ، مقامهای پنتاگون و وزارت خارجه، قانونگذاران دو حزب در کنگره و متحدان خارجی را نگران کرده است.
این متحدان بهطور فزایندهای آمریکا را «عاملی بیثباتکننده» میبینند.
راهبرد جدید کاخ سفید در نشست اخیر تیم امنیت ملی، شامل ادامه فشار اقتصادی برای بازگشایی تنگه هرمز و انتظار برای پاسخ واحد ایران بوده است.
با این حال، نبود یک برنامه روشن برای پایان دادن به جنگ - بهویژه در قبال بحران تنگه هرمز - باعث شده است متحدان آمریکا به این جمعبندی برسند که واشینگتن در مدیریت بحران با کمبود ایده مواجه است.
یک دیپلمات ارشد اروپایی در واشینگتن به گاردین گفت: «ما راهبرد روشنی نمیبینیم و نگرانیم با پیامدهای آن تنها بمانیم.»
در همین حال، دولت ترامپ بهطور فزایندهای متحدان ناتو را بهدلیل حمایت نکردنشان از حملات به مواضع جمهوری اسلامی، تحت فشار قرار داده است؛ در حالی که این کشورها بیشترین آسیب اقتصادی را از بسته شدن تنگه هرمز، این مسیر حیاتی، متحمل میشوند.
وزیر جنگ آمریکا نیز گفته است اروپا باید «کمتر حرف بزند و بیشتر وارد عمل شود».
گاردین نوشت که اگرچه قیمتهای آتی نفت نسبتا باثبات مانده، بحران انرژی از آسیا تا اروپا در حال گسترش است و شرکتهای هواپیمایی بهدلیل کمبود سوخت جت، هزاران پرواز را لغو کردهاند.
به گفته مذاکرهکنندگان پیشین، بسته شدن تنگه هرمز به یک اهرم چانهزنی قدرتمند برای ایران تبدیل شده که دستیابی به توافق را پیچیدهتر میکند.
همزمان، با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، فشار بر دولت برای بازگشایی تنگه و تثبیت بازارها پیش از شوک اقتصادی، افزایش یافته است.
به نوشته گاردین، با وجود اعزام سومین ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه - بالاترین سطح حضور نظامی در دهههای اخیر - کاخ سفید همچنان تمایل چندانی به اقدام نظامی مستقیم برای بازگشایی تنگه هرمز نشان نداده است.
یکی از گزینهها، اسکورت کشتیها در تنگه هرمز است. عملیاتی مشابه ماموریت دهه ۱۹۸۰ برای حفاظت از نفتکشها در جریان «جنگ نفتکشها».
جنگ نفتکشها به مجموعه عملیات نظامی هوایی و دریایی بین سالهای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۶ در خلیج فارس و در طول جنگ ایران و عراق گفته میشود که طرفین درگیر جنگ و نیروی دریایی آمریکا، علیه کشتیهای تجاری و نظامی یکدیگر به کار میبستند.
گاردین نوشت: «اما این تجربه پرهزینه بود. طی چهار سال حدود ۴۵۰ کشتی هدف قرار گرفتند و صدها غیرنظامی و دهها ملوان آمریکایی کشته شدند.»
کارشناسان بر این باورند که در شرایط کنونی، تمایل سیاسی برای پذیرش چنین ریسکی محدود است.
در عین حال، تهدید حملات پهپادی و کاهش ذخایر مهمات آمریکا نیز نگرانیهای تازهای ایجاد کرده است.
بر اساس یک ارزیابی، آمریکا بخش قابل توجهی از ذخایر موشکهای پاتریوت خود را مصرف کرده. موضوعی که میتواند توان این کشور را در مواجهه با درگیریهای بزرگتر، از جمله با چین، محدود کند.
گزارشها هشدار میدهند کاهش ذخایر مهمات، ریسک کوتاهمدت ایجاد کرده و ممکن است در صورت بروز یک جنگ جدید، توان عملیاتی آمریکا، تحت فشار قرار بگیرد.
مقامات تونس فعالیت «لیگ حقوق بشر تونس» را بهمدت یک ماه تعلیق کردند؛ اقدامی که به گفته این نهاد، بخشی از روند فزاینده محدودسازی جامعه مدنی و صداهای مستقل در این کشور است. این گروه از اعضای «چهارگانه گفتوگوی ملی» بود که در سال ۲۰۱۵ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
به گزارش رویترز، «لیگ حقوق بشر تونس» (LTDH) در بیانیهای اعلام کرد این تصمیم در چارچوب «الگوی گستردهتر محدودیتهای سیستماتیک علیه جامعه مدنی» اتخاذ شده است. دولت تونس تاکنون واکنشی رسمی به این اقدام نشان نداده است. این در حالی است که از زمان بهدست گرفتن اختیارات گستردهتر توسط قیس سعید، رییسجمهوری تونس، در سال ۲۰۲۱، سازمانهای حقوق بشری از تشدید فشارها علیه نهادهای مدنی، مخالفان سیاسی و رسانهها خبر دادهاند.
در ماه اکتبر نیز چندین سازمان برجسته از جمله «انجمن زنان دموکرات» و «انجمن حقوق اقتصادی و اجتماعی» تعلیق شدند. لیگ حقوق بشر تونس، که از منتقدان صریح رییسجمهوری محسوب میشود، پیشتر هشدار داده بود که این کشور پس از تعلیق پارلمان و آغاز حکومت با فرمانهای اجرایی، به سمت اقتدارگرایی حرکت کرده است. در مقابل، سعید تاکید کرده که آزادیها در تونس تضمین شده و او به دنبال دیکتاتوری نیست، هرچند تصریح کرده که هیچکس فراتر از قانون قرار ندارد.
این سازمان همچنین اعلام کرده که در ماههای اخیر از بازدید زندانها و بررسی وضعیت بازداشتشدگان در چندین شهر منع شده است. لیگ حقوق بشر تونس که در سال ۱۹۷۶ تاسیس شد، یکی از قدیمیترین نهادهای مدافع حقوق بشر در جهان عرب و آفریقا بهشمار میرود و نقش مهمی در روند گذار دموکراتیک تونس ایفا کرده است.
با این حال، تونس که پس از بهار عربی بهعنوان نمونهای موفق از گذار دموکراتیک شناخته میشد، اکنون با انتقادهای فزاینده بینالمللی به دلیل محدودیتها علیه جامعه مدنی و رسانهها روبهرو است. در همین راستا، بنا بر اعلام وکیلش، زاید الهانی، روزنامهنگار سرشناس، نیز پس از انتشار مقالهای انتقادی درباره دستگاه قضایی بازداشت شده است؛ اقدامی که نگرانیها درباره وضعیت آزادی بیان در این کشور را تشدید کرده است.
با تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و اختلال در مسیرهای حیاتی کشتیرانی، جریان تجارت در خاورمیانه با فشار فزایندهای مواجه شده و نگرانیها درباره تاثیر این وضعیت بر زنجیرههای تامین جهانی افزایش یافته است.
این تحولات بهویژه در تنگه هرمز، یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی و کالاهای صنعتی، نمود بیشتری پیدا کرده است.
به گزارش گلفنیوز، تحلیل جدید PwC نشان میدهد حدود یکپنجم سوخت جت و گاز طبیعی مایع جهان، به همراه حجم قابل توجهی از آمونیاک، گوگرد و آلومینیوم از این مسیر عبور میکند؛ موضوعی که هرگونه اختلال در آن را به یک شوک جهانی تبدیل میکند. اختلال اخیر که در پی تشدید تنشهای منطقهای و بسته شدن حریم هوایی رخ داده، نسبت به بحرانهای قبلی زنجیره تامین پیچیدهتر و گستردهتر ارزیابی شده است.
در حالی که برخی محمولههای کانتینری میتوانند با هزینه بیشتر تغییر مسیر دهند، صادرات گاز طبیعی مایع به زیرساختهای تخصصی وابسته است و انعطافپذیری کمتری دارد. مسالهای که خطر کمبود فوری و افزایش قیمتها در بلندمدت را به همراه دارد. بر اساس این گزارش، حدود ۵۰۰ هزار کانتینر در شبکههای لجستیکی خلیج فارس متوقف شده و دسترسی به برخی گلوگاههای اصلی تجارت نیز محدود شده است. وضعیتی که نشان میدهد سیستم همچنان فعال است اما تحت فشار شدید قرار دارد.
گلفنیوز مینویسد واکنش کشورهای منطقه تاکنون بر «تابآوری واکنشی» استوار بوده - یعنی تغییر مسیر محمولهها و استفاده از مسیرهای جایگزین - اما این رویکرد دیگر کافی نیست. بر اساس ارزیابی PwC، عبور از این بحران نیازمند تغییرات ساختاری از جمله سرمایهگذاری در کریدورهای جایگزین، یکپارچهسازی شبکههای حملونقل ریلی، دریایی و هوایی، توسعه ابزارهای دیجیتال برای مدیریت زنجیره تامین و تقویت همکاریهای فرامرزی است.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که تجارت جهانی وارد مرحلهای پراکندهتر شده و تنشهای سیاسی و تغییر ائتلافها، الگوهای تجاری را دگرگون کرده است. در این میان، برخی جریانهای تجاری ممکن است به وضعیت پیش از بحران بازنگردند و مسیرها و شراکتهای جدیدی شکل گیرد که رقابت میان کریدورهای تجاری را افزایش میدهد.
با این حال، این گزارش تاکید میکند سرمایهگذاریهای زیرساختی در کشورهای خلیج فارس - از توسعه بنادر و خطوط ریلی گرفته تا سامانههای لجستیکی دیجیتال - میتواند فرصتهایی برای جذب جریانهای جدید تجارت ایجاد کند، بهویژه اگر این کشورها بتوانند قابلیت اطمینان و یکپارچگی بیشتری ارائه دهند.
در نهایت، به نوشته گلفنیوز، این بحران میتواند به نقطه عطفی در تحول ساختاری تجارت جهانی تبدیل شود؛ تغییری از نقش صرفا ترانزیتی به یک اکوسیستم تجاری یکپارچه با ارزش افزوده بالاتر. با این حال، تحقق این سناریو به سرعت واکنش دولتها و شرکتها در تبدیل راهحلهای کوتاهمدت به استراتژیهای بلندمدت بستگی دارد، در حالی که فعلاً شبکههای تجاری منطقه همچنان تحت فشار شدید در حال تطبیق با شرایط جدید هستند.
نیروی دریایی ایالات متحده اعلام کرد ناو هواپیمابر هستهای «یواساس دوایت دی. آیزنهاور» پس از تکمیل موفقیتآمیز آزمایشهای دریایی، یک گام دیگر به آغاز ماموریت جدید خود نزدیک شده است.
این ناو مستقر در نورفولک، دوره تعمیرات و بهروزرسانی برنامهریزیشده خود را زودتر از موعد به پایان رسانده؛ اقدامی که در شرایط افزایش تقاضا برای حضور نظامی آمریکا در مناطق مختلف جهان، اهمیت راهبردی دارد.
به نوشته نشریه فوربس، این تحول در حالی رخ میدهد که ناو «یواساس تئودور روزولت» نیز اخیراً عملیات معمول خود را در اقیانوس آرام انجام داده و احتمال میرود بهزودی برای ماموریت جدید اعزام شود. مقصد این ناو اعلام نشده، اما گمانهزنیها از احتمال اعزام آن به خاورمیانه برای جایگزینی یکی از ناوهای مستقر در منطقه حکایت دارد.
در حال حاضر، سه ناو هواپیمابر آمریکایی در حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی (سنتکام) حضور دارند: «یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش» که بهتازگی به منطقه وارد شده، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» که از فوریه در دریای عرب مستقر است، و «یواساس جرالد آر. فورد» که در دریای سرخ فعالیت میکند. ناو فورد، جدیدترین ناو نیروی دریایی آمریکا، اخیراً با ثبت بیش از ۳۰۰ روز حضور در دریا رکورد طولانیترین ماموریت پس از جنگ ویتنام را شکسته است.
دوره تعمیرات برنامهریزیشده که برای این ناو انجام شد، شامل مجموعهای از تعمیرات، نوسازیها و ارتقاهای فنی برای حفظ عمر عملیاتی ۵۰ ساله و آمادگی برای ماموریتهای آینده بوده است. به گفته مقامهای پروژه، بیش از ۴ هزار نفر روزانه در این برنامه مشارکت داشتند و بیش از ۲۵ هزار روز کاری صرف اجرای آن شد، در حالی که پروژه با مدیریت منابع و صرفهجویی، زیر بودجه پیشبینیشده به پایان رسید.
این در حالی است که هفته گذشته یک آتشسوزی کوچک در ناو آیزنهاور منجر به زخمی شدن سه ملوان شد که به گفته نیروی دریایی، همگی به خدمت بازگشتهاند.
با وجود در اختیار داشتن ۱۱ ناو هواپیمابر هستهای، طولانی بودن فرآیند تعمیر و آمادهسازی این ناوها باعث شده ظرفیت عملیاتی نیروی دریایی آمریکا تحت فشار قرار گیرد. در حال حاضر، مشخص نیست بهجز آیزنهاور و تئودور روزولت، ناو دیگری در سال ۲۰۲۶ آماده اعزام شود.
همزمان، تاخیر در ساخت ناو هواپیمابر «جان اف کندی» باعث شده برنامه بازنشستگی ناو قدیمی «یواساس نیمیتز» نیز به تعویق بیفتد. ناو نیمیتز اکنون در قالب یک ماموریت پایانی در آمریکای جنوبی فعالیت میکند و در رزمایشهای مشترک و بازدید از بنادر کشورهای منطقه مشارکت دارد.
کارشناسان نظامی تاکید دارند که در شرایط کنونی، که حضور نظامی آمریکا در چندین جبهه بهطور همزمان مورد نیاز است، هرگونه تاخیر در آمادهسازی ناوهای هواپیمابر میتواند خلایی راهبردی ایجاد کند. از این رو، تسریع در بازگشت ناو آیزنهاور به ناوگان عملیاتی، بهعنوان یک ضرورت امنیت ملی برای ایالات متحده ارزیابی میشود.