• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر خارجه آمریکا: دستیابی به توافق با ایران دشوار است

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در نشست خبری مشترک با نخست وزیر مجارستان گفت: «دستیابی به توافق با ایران دشوار خواهد بود اما ترامپ با وجود دشواری‌ها همچنان به تلاش برای توافق ادامه می‌دهد.» او افزود: «باید ببینیم چه اتفاقی می‌افتد و چه خروجی به دست می‌آید.»

روبیو اضافه کرد: «فرصتی وجود دارد تا به صورت دیپلماتیک به توافقی برسیم.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

انتقادهای گسترده از اظهارات «نژادپرستانه» آمیتاب باچان درباره تیم ملی فرانسه
۱

انتقادهای گسترده از اظهارات «نژادپرستانه» آمیتاب باچان درباره تیم ملی فرانسه

۲

شکایت رسمی به فیفا؛ مصر خواستار محرومیت و اخراج داور فرانسوی شد

۳

همه نگاه‌ها به هالند؛ انگلیس به دنبال راهی برای مهار غول نروژی

۴

فیفا اهانت «نژادپرستانه» به یوتیوبر مشهور آمریکایی را محکوم و تحقیقات خود را آغاز کرد

۵

هم‌زمان با موج تازه تهدیدهای جمهوری اسلامی، ترامپ با ایر فورس وان قدیمی به بریتانیا رفت

انتخاب سردبیر

  • از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

    از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

  • مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

    مطرح شدن غیرمنتظره نام یک فروشگاه زنجیره‌ای فنلاندی در مراسم تشییع خامنه‌ای در عراق

  • مقام پیشین آمریکایی: جهان باید خود را برای تحولات احتمالی در رهبری کره شمالی آماده کند

    مقام پیشین آمریکایی: جهان باید خود را برای تحولات احتمالی در رهبری کره شمالی آماده کند

  • اورشلیم‌پست: مقام‌های ارشد واشینگتن و تهران تمایلی به ازسرگیری جنگ تمام‌عیار ندارند

    اورشلیم‌پست: مقام‌های ارشد واشینگتن و تهران تمایلی به ازسرگیری جنگ تمام‌عیار ندارند

  • ترامپ: آتش‌بس با حکومت ایران پایان یافت، باید سرطان را از بین برد

    ترامپ: آتش‌بس با حکومت ایران پایان یافت، باید سرطان را از بین برد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

قاضی صلواتی در دادگاهی آنلاین برای ۱۴ معترض حکم اعدام صادر کرد

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)
100%
ابوالفضل کریمی، یکی از معترضان زندانی محکوم به اعدام

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال از برگزاری محاکمه‌های دسته‌جمعی و آنلاین بازداشت‌شدگان انقلاب ملی حکایت دارد. بر اساس گزارش‌ها، ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، در جریان محاکمه آنلاین برای دست‌کم ۱۴ معترض، از جمله ابوالفضل کریمی، حکم اعدام صادر کرده است.

منابع آگاه دوشنبه ۲۷ بهمن به ایران‌اینترنشنال گفتند صلواتی برای معترضان در گروه‌های ۱۴ نفره به شکل هم‌زمان جلسات محاکمه آنلاین برگزار می‌کند.

طبق اطلاعات رسیده، ابوالفضل کریمی در تماس با خانواده از اعتراف اجباری تحت ضرب و شتم و شکنجه خبر داده است.

او پدر یک کودک خردسال است و پیش‌تر به‌عنوان پیک موتوری در شرق تهران کار می‌کرد.

کریمی ۱۶ دی هنگام بازگشت از محل کارش، در محله هنگام تهران با دو زن مجروح روبه‌رو شد که گلوله نیروهای سرکوب به پایشان اصابت کرده بود.

کریمی به کمک مجروحان رفت، اما بلافاصله ماموران پای او را با گلوله ساچمه‌ای هدف قرار دادند و همراه با دو زن مجروح، دستگیرش کردند.

این جوان پس از حدود یک ماه بازداشت در «زندان تهران بزرگ»، به‌تازگی همراه با ۵۰ معترض دیگر به زندان قزلحصار منتقل شد.

او در تماس تلفنی با خانواده‌اش گفت بدون مداوای زخم‌هایش، تحت شکنجه قرار گرفته و در حالی‌ که چشمانش بسته بوده، مجبور به امضای برگه اعترافاتی علیه خود شده است.

در روزهای اخیر، قوه قضاییه جمهوری اسلامی روند محاکمه و صدور احکام اعدام برای معترضان انقلاب ملی ایرانیان را شدت بخشیده است.

ایران‌اینترنشنال ۲۶ بهمن گزارش داد دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برای محمدامین بیگلری، جوان ۱۹ ساله‌، به اتهام «محاربه» حکم اعدام صادر کرده و پرونده اکنون به دیوان عالی کشور ارسال شده است.

بیگلری ۱۸ دی در خیابان دماوند تهران بازداشت شده بود.

مادر این جوان که تک‌فرزند خانواده است، فوت کرده؛ پدر او نیز تا مدت‌ها از سرنوشت پسرش بی‌اطلاع بود و حتی در میان پیکرهای کهریزک به دنبال نشانی از او می‌گشت.

در نهایت، پس از گذشت سه هفته به پدرش اطلاع دادند او بازداشت شده است.

  • گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

    گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

قوه قضاییه ۲۵ بهمن از برگزاری نخستین جلسه رسیدگی به پرونده احسان حسینی‌پور حصارلو، متین محمدی و عرفان امیری، سه معترض بازداشت‌شده، با اتهام‌هایی مانند «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» خبر داد.

اتهامات دیگر آن‌ها «اجتماع و تبانی جهت حضور و اقدام علیه امنیت داخلی کشور پیرو فراخوان‌های فضای مجازی معاندین، بالاخص رییس‌جمهور آمریکا و اسرائیل» اعلام شده است.

بر اساس گزارش‌ها، ده‌ها هزار نفر در جریان انقلاب ملی بازداشت شده‌اند و بسیاری از آن‌ها با اتهامات سنگین روبه‌رو هستند.

این در حالی است که برخی خانواده‌ها خبر داده‌اند تحت فشار نهادهای امنیتی از گفت‌وگو با رسانه‌ها و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت پرونده عزیزانشان منع شده‌اند.

نهادهای امنیتی آرامستان اراک را هم‌زمان با چهلم جاویدنامان تعطیل کردند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)
100%

خانواده برخی از جاویدنامان از تعطیلی آرامستان اراک هم‌زمان با چهلم کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان خبر دادند. در بهشت زهرای تهران نیز جو به‌شدت امنیتی برقرار شده است.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال در دوشنبه ۲۷ بهمن، حاکی از استقرار خودروهای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در بهشت زهرای تهران است.

هم‌زمان، برخی منابع به ایران‌اینترنشنال گفتند آرامستان اراک تا ۳۰ بهمن تعطیل خواهد بود. پیش‌تر شماری از خانواده‌ها برای برگزاری مراسم چهلم جاویدنامان در ۲۸ و ۲۹ بهمن فراخوان داده بودند.

گزارش‌ها همچنین از تماس تلفنی نهادهای امنیتی حکومت با برخی خانواده‌ها و تهدید آن‌ها حکایت دارند.

خانواده‌های مهرداد مشتاقی، احسان اکبری و اسماعیل گنج‌گلی، از لغو یا تغییر زمان و در برخی موارد مکان برگزاری مراسم چهلم کشته‌شدگان به‌دلیل تعطیلی این آرامستان خبر دادند.

جاویدنام مهرداد مشتاقی، ۲۷ ساله و هوادار سرسخت رئال مادرید، شامگاه ۱۹ دی در شهر اراک بر اثر اصابت گلوله جنگی به سر، به‌شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد.

مهرداد تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما به علت مرگ مغزی و ایست قلبی جان خود را از دست داد.

جاویدنام احسان اکبری، ۲۷ ساله، شامگاه ۱۸ دی به ضرب گلوله‌های جنگی و ساچمه‌ای نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در اراک کشته شد. خانواده احسان پیکر او را ۲۲ دی تحویل گرفتند.

جاویدنام اسماعیل گنج‌گلی، ۲۸ ساله، شامگاه ۱۸ دی در اعتراضات اراک با شلیک ده‌ها گلوله ساچمه‌ای به سینه‌اش جان باخت.

فشار به خانواده‌ها برای پخش قرآن به‌جای موسیقی

پیش از تعطیلی آرامستان اراک، گزارش‌ها حاکی از برقراری جو امنیتی شدید بر سر مزار کشته‌شدگان و فشار به خانواده‌ها برای «پخش قرآن» به‌جای موسیقی و خودداری از تجمع در این مکان بود.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، سالگرد تولد جاویدنام پرستو جراحیان ۲۶ بهمن در شرایطی در آرامستان اراک برگزار شد که محل دفن او تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی بود و ماموران به شهروندان اجازه نمی‌دادند بیش از دو دقیقه بر سر مزار بایستند.

به گفته شاهدان، افرادی که برای ادای احترام بر مزار پرستو جراحیان حضور یافته بودند، با تذکر فوری ماموران مواجه و مجبور به ترک محل می‌شدند.

  • در آیین چهلم جان‌باختگان انقلاب ملی، خانواده‌ها از «آزادی» و «افتخار به فرزندانشان» گفتند‬

    در آیین چهلم جان‌باختگان انقلاب ملی، خانواده‌ها از «آزادی» و «افتخار به فرزندانشان» گفتند‬

فضای آرامستان به‌گونه‌ای امنیتی شده بود که عملا امکان برگزاری مراسم یا حضور آزادانه شهروندان بر مزار این جان‌باخته وجود نداشت.

‏جاویدنام ‫پرستو جراحیان، بوکسور ۲۳ ساله، شامگاه ۱۸ دی در میدان شورا‌ی اراک از ناحیه‌ پهلو هدف گلوله‌ جنگی قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد. باوجود آنکه پرستو سطح هوشیاری بالایی داشت، اما همان شب خبر درگذشت او را به خانواده‌اش دادند.

بر اساس گزارش‌ها، علاوه بر نزدیکان پرستو، دیگر خانواده‌ها نیز اجازه حضور طولانی‌مدت بر سر مزار جاویدنام خود را نداشتند.

باوجود فشارها و تهدیدها، روزهای ۲۳ و ۲۴ بهمن مراسم چهلم برخی کشته‌شدگان در ده‌ها شهر ایران از جمله اراک برگزار شد.

۲۴ بهمن، حاضران در مراسم چهلم جاویدنام ارمیا فضلی در اراک شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر دادند.

این جوان ۲۰ ساله در اعتراضات ۱۸ دی‌ اراک با شلیک گلوله ماموران به سینه‌اش به قتل رسید. ارمیا دانشجوی رشته مدیریت بود.

در مراسم چهلم بابک جمالی در اراک نیز حاضران با همخوانی ترانه «سوغاتی» از هایده، یاد او را گرامی داشتند.

این جاویدنام که ۱۹ دی در اراک کشته شد، پدر دو کودک خردسال چهار و یک ساله بود.

شریان نفتی جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌ها؛ صادرات نفت ایران به‌طور چشمگیری کاهش یافت

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو
100%

داده‌های جدید ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهد صادرات نفت ایران در آغاز سال ۲۰۲۶ به‌طور چشمگیری کاهش یافته است. این روند تردیدهای تازه‌ای درباره پایداری مهم‌ترین منبع درآمدی جمهوری اسلامی، هم‌زمان با تشدید فشار تحریم‌های آمریکا، برانگیخته است.

بر اساس داده‌های شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر که ایران‌اینترنشنال آن را مورد بررسی قرار داده، بارگیری نفت خام از پایانه‌های ایران در خلیج فارس در ماه ژانویه به کمتر از ۱.۳۹ میلیون بشکه در روز رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته از کاهش ۲۶ درصدی حکایت دارد.

این افت بخشی از یک روند کاهشی مستمر است که از ماه اکتبر کلید خورده و نشان‌دهنده تداوم فشارها بر جمهوری اسلامی است؛ روندی که به یک وقفه مقطعی محدود نمی‌شود.

این روند کاهشی بیش از هر جا در چین دیده می‌شود؛ کشوری که در شرایط تحریمی، اصلی‌ترین و عملا تنها خریدار بزرگ نفت ایران به شمار می‌رود.

میزان تخلیه نفت ایران در بنادر چین ماه گذشته به ۱.۱۳ میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که میانگین آن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه بود.

  • اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو توافق کردند فشار بر صادرات نفت ایران به چین را افزایش دهند

    اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو توافق کردند فشار بر صادرات نفت ایران به چین را افزایش دهند

نفت خام فروش‌نرفته ایران در حال انباشت در دریا است. حجم نفت ذخیره‌شده روی نفتکش‌ها طی یک سال گذشته تقریبا سه برابر شده و به بیش از ۱۷۰ میلیون بشکه رسیده؛ نشانه‌ای از اینکه فروش یا تحویل محموله‌ها با دشواری بیشتری روبه‌رو شده است.

نگه‌ داشتن این نفت روی آب هزینه‌بر است. اجاره یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام معمولا بیش از ۱۰۰ هزار دلار در روز هزینه دارد و شناورهایی که نفت تحریم‌شده ایران را حمل می‌کنند، به‌دلیل مخاطرات حقوقی و بیمه‌ای با نرخ‌های حتی بالاتری معامله می‌شوند.

تحلیل‌گران برآورد می‌کنند حدود یک‌پنجم درآمد نفتی ایران عملا صرف هزینه‌های حمل‌ونقل و ذخیره‌سازی می‌شود.

بخش بزرگی از این محموله‌های نفتی در آب‌های آسیا بلاتکلیف مانده است. حدود یک‌سوم نفتکش‌های ایرانی در آب‌های آزاد لنگر انداخته‌اند و سایر کشتی‌ها نیز برای دور زدن تحریم‌ها، به‌طور مداوم در حال حرکت هستند یا عملیات انتقال کشتی به کشتی انجام می‌دهند؛ شیوه‌هایی که در ناوگان «سایه» جمهوری اسلامی به روالی رایج تبدیل شده‌اند.

در همین حال، تحریم‌ها به‌طور فزاینده‌ای این شبکه‌ها را هدف گرفته‌اند. بر پایه داده‌های کپلر، ۸۶ درصد نفتکش‌هایی که طی یک سال گذشته نفت ایران را جابه‌جا کرده‌اند، از سوی ایالات متحده تحریم شده‌اند؛ موضوعی که از گسترش دامنه اجرای تحریم‌ها حکایت دارد.

  • انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

    انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

این فشارها جمهوری اسلامی را ناچار کرده برای حفظ سطح فروش خود، تخفیف‌های قابل‌توجهی ارائه دهد.

در حال حاضر نفت خام ایران حدود ۱۱ تا ۱۲ دلار در هر بشکه پایین‌تر از شاخص‌های مشابه قیمت‌گذاری می‌شود؛ در حالی که اوایل سال گذشته میلادی میزان تخفیف حدود ۳ دلار در هر بشکه بود. این اختلاف قیمت، درآمد خالص تهران را به‌طور چشمگیری کاهش داده است.

این روند تنها به نفت خام محدود نمی‌شود. صادرات فرآورده‌هایی مانند نفت کوره ایران در ژانویه به حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که این رقم یک سال پیش ۴۱۰ هزار بشکه در روز بود.

چین و امارات متحده عربی از مهم‌ترین مشتریان این فرآورده‌ها به شمار می‌روند.

این در حالی است که شواهد از احتمال افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی حکایت دارند. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به‌تازگی در یک فرمان اجرایی، بر شرکای تجاری حکومت ایران تعرفه ۲۵ درصدی اعمال کرد.

این اقدام می‌تواند شرکت‌ها و دولت‌ها را بیش از پیش از همکاری در زمینه خرید و جابه‌جایی نفت ایران بازدارد.

تشدید فشارهای اقتصادی بستر تازه‌ای برای احیای مذاکرات غیرمستقیم میان واشینگتن و تهران ایجاد کرده است.

برای مقام‌های جمهوری اسلامی، کاهش تحریم‌ها سریع‌ترین راه برای تثبیت درآمد نفتی و کاستن از تنگنای بودجه‌ای محسوب می‌شود.

با این حال، اختلاف‌های عمیق بر سر برنامه هسته‌ای، توسعه توان موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای تهران باعث شده رسیدن به توافق دور از انتظار باشد، مگر آنکه یکی از دو طرف از مواضع کلیدی خود کوتاه بیاید.

در مجموع، این آمار نشان می‌دهد توان جمهوری اسلامی برای ادامه صادرات نفت در شرایط تحریم، که سال‌ها یکی از ستون‌های پایداری اقتصادی حکومت محسوب می‌شد، اکنون با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو شده است.

در ضرورت پایبندی به آرمان‌های زن، زندگی، آزادی؛ چشم‌انداز آینده‌ای آزاد برای ایران

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی
100%

در ماه‌های اخیر، بحث انتقادی درباره جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفته است. منتقدان، آرمان‌های این جنبش و تکرار شعارهای آن را در شرایط فعلی زیر سوال می‌برند. نقدی که ناشی از عدم درک اهمیت تاریخی جنبش، فراتاریخی‌بودن معیارهایش و نیاز فوری و همیشگی ما به آن است.

در این یادداشت می‌کوشم به این پرسش پاسخ دهم که چرا موضع‌گیری سلبی و انکار بنیادی آرمان‌های «زن، زندگی‌، آزادی»، با هر هدفی ولو «خیرخواهانه»، اغلب در خدمت سیاستی قرار می‌گیرد که به بازتولید استبداد می‌انجامد.

شعار سیاسی یا سیاست زندگی

نزاع اصلی این‌جا نه بر سر یک شعار که بر سر تعریف سیاست است. سیاست‌ورزی در تعریف کلاسیک یعنی رقابت بر سر تصاحب قدرت یا تلاش برای گرفتن سهمی از کیک قدرت. در این چارچوب، سیاست یعنی قدرت و جنگ بر سر تصرف دولت، کنترل نهادها، مهار رقبا و تولید مشروعیت از مسیر نهادسازی دموکراتیک یا در نظام‌های غیردموکراتیک -مثل جمهوری اسلامی- از رهگذر سرکوب و بسیج ایدئولوژیک. در این مدل، انسان‌ها ابزارند، ابزاری برای کسب قدرت یا تهدید علیه قدرت.

«زن، زندگی، آزادی» سیاست را از مدار قدرت به مدار زندگی منتقل می‌کند. این‌جا سیاست با فرارفتن از صرف هنر کسب قدرت و حفظ آن، قابلیت امکان‌پذیرکردن زیستن شرافتمندانه را فعال می‌کند. وقتی سیاست را به‌مثابه زندگی بفهمیم، در بستر فضای سیاسی ایران، معیار سنجش موفقیت نظام سیاسی دیگر صرفا تعداد موشک، بودجه امنیتی و نمایش اقتدار نیست. در چنین چشم‌اندازی، امنیت روزمره شهروند، کرامت بدن، کیفیت تنفس در شهر، امکان عشق‌ورزیدن و انتخاب کردن، و البته حق گفتن «نه» به قدرت از معیارهای سیاست‌ورزی به شمار می‌آیند.

کسانی که امروز این شعار را به حاشیه می‌رانند یا آن را تفرقه‌افکن می‌خوانند، ولو ناخواسته و ناآگاهانه، تصویری از مدل مطلوب‌شان برای آینده ایران پیش چشم می‌نهند که می‌تواند به بازتولید نظام سلسله‌مراتبی بینجامد.

به این ترتیب، دشمنی بنیادی با این شعار (و نه نقد آن به مثابه یک جنبش اجتماعی با همه دستاوردها و ناکامی‌هایش) ریشه در نگاهی دارد که سیاست را همچنان ملک خود می‌داند. سیاست برای دشمنان (و نه منتقدانِ) «زن، زندگی، آزادی»، حق نخبگانی یا عطیه‌ای الهی است نه فضای ایفای نقش همگانی و حق عمومی برای زیستن. از این نقطه عزیمت، موضع ضد «زن، زندگی، آزادی» اغلب ارتجاعی است، چون می‌خواهد دوباره سیاست را به همان جایی برگرداند که قدرتْ محور است و زن، زندگی و آزادی در حاشیه.

  • زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

    زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

چشم‌اندازی برای آینده‌

«زن، زندگی، آزادی» را باید همچون چشم‌اندازی حداقلی برای آینده فهمید، حداقل‌های اخلاقی و حقوقی‌ که تضمین نشدن آنها در هر نظم سیاسی، این خطر را در پی دارد که ساختار سیاسی دیر یا زود به سمت نابرابری اجتماعی، بازتولید خشونت و انکار حق همگانی بر سیاست برود.

جنبشی مترقی که دال مرکزی آن کرامت انسان و مطالبه اصلی آن حقوق برابر برای همه است و از همان چیزهایی حرف زد که مردم هر روز لمس می‌کنند؛ فقدان آزادی پوشش و امید و امنیت، وجود فقر فزاینده و به دنبال اینها تحقیر، تبعیض، سرکوب و خشونت. جنبشی فراگیر، چندصدایی و قیمومیت‌گریز که زن و مرد، نسل‌های محتلف، اقلیت‌های اتنیکی و مذهبی، شهرهای کوچک و بزرگ همه خود را در آیینه شعارها و آرمان‌های آن می‌دیدند.

زن در این شعار، فقط موضوع زنان نیست. زن این‌جا نقطه‌ای است که قدرتْ خود را در پیوند با آن، به عریان‌ترین شکلش بازنمایی می‌کند: کنترل بدن، پوشش، میل، صدا، حضور و بودن زن در هر شکلش. هر ساخت سیاسی و نظمی که بدن زن یا اشکال مختلف بازنمایی زنانه را با هر ادبیات و هر توجیهی عرصه حکمرانی می‌کند، دیر یا زود بدن همه را میدان حکمرانی خواهد کرد.

زن این‌جا، یعنی اصل برابری و شکستن ستون فقرات پدرسالاری سیاسی، منطق قیم‌مابانه‌ای که می‌گوید «بعضی‌ها» برای «همه» تصمیم می‌گیرند. در بستر اعتراضات انقلابی در ایران، زن در نقطه کانونی رهایی از استبداد است چرا که تاریخ استبداد در خاورمیانه با کنترل بدن و ذهن زن گره خورده است.

پدرسالاری فرهنگی و سیاسی زیربنای معرفتی هر نوع دیکتاتوری سیاسی است. نمی‌توان رویای دموکراسی داشت اما نسبت به رهایی نیمی از جامعه بی‌تفاوت بود یا آن را بدون یادآوری پیوندش با مرد طلب نکرد. آزادی زن و پیوندش با زندگی، معیار آزادی تمامیت جامعه است.

  • مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

    مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

زندگی قلب تمایز این جنبش با ایدئولوژی‌های مرگ‌محور است. زندگی در این شعار یعنی سیاست باید به‌جای تولید دشمن، بحران، اعدام و حذف، بر حفاظت از انسان‌ها متمرکز شود. زندگی یعنی رفاه، امنیت، کرامت، شادی، حق زیستن بدون ترس و به همان اندازه یعنی مقابله با فقیرسازی، تحقیر، تبعیض، خشونت و ناامنی سیستماتیک. همچنان‌که زن در این شعار ستون برابری است، زندگی این‌جا ستون معنا و هدف حکومت است: حکومت برای زندگی است، نه زندگی برای حکومت.

زندگی در این شعار ناظر به یک گسست معرفتی در تاریخ معاصر ایران است. این جنبش در برابر چهار دهه حکمرانی مبتنی بر مرگ‌ستایی، قربانی کردن امر روزمره برای آرمان‌های موهوم و تقدیس رنج، زندگی را به دال مرکزی سیاست تبدیل کرد. به این ترتیب، مخالفت با این شعار، می‌تواند ناظر به الگویی کهنه‌ از سیاست باشد که آن را جدای از کیفیت زندگی شهروندان تعریف می‌کند.

آزادی نقطه بحرانی تجربه روزمره شهروندان در ایران است. آزادی بیان و رسانه، آزادی انتخاب سبک زندگی، آزادی تشکل و اعتراض، آزادی باور و بی‌باوری، آزادی نقد قدرت و کنارگذاشتن حکمرانان و عوض‌کردن دولت‌ها. بدون آزادی، حقوق زن به امتیازی قابل‌ پس‌گرفتن تبدیل می‌شود و زندگی به رفاهی تبدیل می‌شود که با یک فرمان می‌تواند قطع شود. آزادی همان سازوکار تضمین‌کننده‌ای است که اجازه نمی‌دهد کرامت و زندگی به لطف الهی یا عطیه ملوکانه بدل شود.

این سه مفهوم به یکدیگر گره خورده‌اند. بدون عاملیت زن، آزادی سیاسی اجتماعی ناپایدار است، بدون آزادی، زن و زندگی به گروگان گرفته می‌شوند و بدون زندگی، آزادی به شعاری بی‌‌محتوا بدل می‌شود.

100%

مخالفت سیاسی یا دشمنی معرفت‌شناختی

نقد تاکتیک‌ها، خطاها، ساده‌سازی‌ها یا سوءاستفاده‌های سیاسی از یک جنبش، ضروری و راهگشاست. مساله مخالفان اما فراتر از این است و به نظر می‌رسد به جنگ آرمان‌های جنبش و تقلیل معیارهای آن رفته‌اند. جایی گفته می‌شود این شعار را باید کنار گذاشت چون مساله امروز ما نیست و جایی گفته می‌شود این شعار، شعارهای تازه را به حاشیه می‌برد. به نظر می‌رسد مخالفت‌ها معمولا بر چند سوءبرداشت یا خوانش نادرست استوار است.

سوءبرداشت اول: این شعار هویتی/فمینیستی است و جامعه را دو قطبی می‌کند. این برداشت، زن را گروه می‌بیند نه بخشی از جامعه که در فقدانش، جامعه بلاموضوع می‌شود. زن در این شعار معیار شهروندی در یک چارچوب دموکراتیک است، چرا‌ که دموکراسی بدون برابری جنسیتی، پدیده‌ای صوری است. مساله این‌جا این نیست که زنان هم باید سهمی داشته باشند، مساله این است که اگر بدن و انتخاب زن تحت قیمومت باشد، هیچ حق دیگری حق نیست، همه امتیاز است و قابل سلب‌کردن و تابع میل حاکم.

سوءبرداشت دوم: این شعار سیاسی و انقلابی نیست. «زن‌، زندگی، آزادی» سیاست‌گریز نیست، سیاست‌ورزی انسان‌محور است. گونه‌ای از سیاست‌ورزی که همزمان امنیت خیابان، اقتصاد خانواده، کرامت زندانی و حق نفس کشیدن مردم در نقطه کانونی آن هستند.

این شعار سیاسی است چون معیار می‌دهد. برنامه سیاسی یعنی ترجمه معیارها به قانون، نهاد و سیاست عمومی. اگر نیروهای حامل این شعار نتوانسته‌اند بر اساس این معیارها، برنامه‌سازی و نهادسازی کنند، مساله محدودیت‌‌های آنهاست، نه محدودیت‌های معرفتی این شعار. چنان‌که در عمل، آزادی نسبی زنان در انتخاب نوع پوشش در ایران امروز، نتیجه سیاسی و انقلابی کنش‌های زنانی است که حاملان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران هستند.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

فارغ از ساحت نظری، «زن، زندگی، آزادی» یک بسته روشن از مطالبات بنیادین را پیش چشم می‌گذارد که نه آرمان‌های انتزاعی، که دستورکارهای ملموس‌اند.

در قانون و حق؛ برابری کامل شهروندی، منع تبعیض، تضمین آزادی‌های بنیادین، استقلال قوه قضائیه و پایان دادن به هر سازوکاری که بدن زنان و سبک زندگی را جرم‌انگاری می‌کند.

در سیاست عمومی؛ امنیت روزمره، پایان خشونت سازمان‌یافته علیه سبک زندگی، کاهش سیاست ترس، تمرکز بر رفاه و کرامت و بازگرداندن دولت به وظیفه‌اش که خدمت به زندگی مردم نه مدیریت بدن و باور و پوشش است.

در نهادسازی؛ رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و سالم، حق تشکل و اعتراض، شفافیت، پاسخ‌گویی و محدود شدن قدرت از طریق قانون و نظارت عمومی را دنبال می‌کند.

سوءبرداشت سوم: آزادی و دموکراسی اولویت نیست. این هم ترجمه دیگری از همان منطق قیم‌مابانه است. تجربه نشان داده امنیت ملی وقتی از امنیت انسان جدا شود، به ابزار توجیه سرکوب تبدیل می‌شود. انسان، حق حیات و کرامت و آزادی او فی‌نفسه یک ارزش است و تمام ارزش‌های دیگر نسبت به آن ثانویه هستند و نمی‌توان به خاطر هیچ ارزش یا مصلحت دیگری آزادی انسان را معلق کرد یا به ارزش‌های دیگر منوط کرد.

سوءفهم چهارم: دوره جنش تمام شده است. برخی می‌پندارند دوره این جنبش سپری شده و آن‌چه اکنون مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند ربطی به شعار «زن، زندگی، آزادی» ندارد. این یک خطای استراتژیک است. «زن، زندگی، آزادی» فلسفه‌ای از زندگی را بازتاب می‌دهد که سطح توقعات سیاسی و اجتماعی ایرانیان را به نقطه‌ای بی‌بازگشت رساند.

100%

چرا فارغ از گرایش سیاسی، به این جنبش نیاز داریم؟

«زن، زندگی، آزادی» اگرچه واکنش به یک رُخداد بود اما به ارزش‌هایی پیوند خورده که از آن رُخداد و واکنش تاریخمند به آن فراتر می‌روند. این شعار یک خط قرمز اخلاقی می‌کشد: هیچ آینده‌ای برای ایران مشروع نیست اگر زن در آن آزاد نباشد، زندگی در آن کوچک شمرده شود و آزادی در آن سرکوب شود، حتی اگر آن آینده با واژه‌های جذاب، پرچم‌های تازه یا رهبران کاریزماتیک به تصویر در آید.

تا وقتی فرهنگ زن‌ستیزی، تبعیض، سرکوب، تحقیر بدن، جرم‌سازی سبک زندگی و سیاست ترس وجود دارد، «زن، زندگی، آزادی» زنده است. این‌جا همان نقطه‌ای است که برخی از مخالفان نادیده می‌گیرند، آنها اگرچه از جمهوری اسلامی متنفرند اما هنوز در چارچوب منطق جمهوری‌اسلامی، یعنی قیمومیت، کنترل و اولویت دادن قدرت بر زندگی می‌اندیشند.

این جنبش فراتاریخی است زیرا به نیازهای بنیادین بشر، آزادی، کرامت، برابری، ارجاع می‌دهد و انکار آن هرچه باشد نشانه واقع‌گرایی سیاسی نیست. این جنبش یک افق خلق کرده است؛ افقی سیاسی که معیارش زندگی است و مقصدش آزادی. مخالفت با این افق با هر اسم و استدلالی می‌تواند به خدمت سیاستی دربیاید که از آن آزادی و دموکراسی درنمی‌آید.

اگر قرار است آینده‌ای آزاد بسازیم، باید آن را با همین خط‌کش بسنجیم: هر نیرویی، هر طرحی، هر رهبر و هر وعده‌ای در نهایت چه نسبتی با زن، زندگی و آزادی دارد. مخالفت با این شعار با هر استدلالی از جمله با این تصور غیرسیاسی که این شعار جای شعارهای دیگر یا آرمان‌های دیگر را تنگ می‌کند یا تاریخ آن گذشته است، می‌تواند این خطر را در پی‌ داشته باشد که اقتدارگرایی حاکم را با اقتدارگرایی دیگری جایگزین کند.

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

شعارهای این جنبش یادآوری می‌کند که ایران فقط خاک و مرز نیست، مردم است و امنیت ملی بدون امنیت زنان، بدون امنیت زندگی روزمره و بدون آزادی شهروند خیلی زود به توجیه سرکوب دامن می‌زند. هر پروژه سیاسی که با این معیارها مساله دارد تصویری نگران‌کننده از آینده پیش چشم ما می‌گذارد.

«زن، زندگی، آزادی» یک حداقل مشترک است. مهم نیست درباره شکل نظم آینده چه فکر می‌کنیم و چه آینده‌ای برای ایران آرزو می‌کنیم، چه پادشاهی‌خواه باشیم، چه جمهوری‌خواه، چه فدرالیست، چه چپ و چه راست، ما همه به ارزش‌ها و آرمان‌های «زن، زندگی، آزادی» نیازمندیم و باید به آن وفادار باشیم.

ما برای عبور از استبداد و مهم‌تر از آن برای تثبیت دموکراسی، نیازمند وفاداری به ارزش‌های «زن، زندگی، آزادی» هستیم. این سه واژه، فرمول همزیستی مسالمت‌آمیز و انسانی در فردای ایران است. هر راهی که این سه اصل را دور بزند، بی‌تردید به بیراهه استبداد منتهی خواهد شد. دشمنی با این شعار، دشمنی با تنها افق روشنی است که جامعه ایران پس از قرن‌ها تلاش برای آزادی در برابر خود گشوده است.

موج ایجاد حساب‌های طنز به نام مقام‌های جمهوری اسلامی در ایکس پس از حذف تیک آبی آنها

۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
100%

در پی انتشار گزارشی علیه شرکت ایکس به دلیل ارائه خدمات پریمیوم به مقام‌های جمهوری اسلامی، این پلتفرم تیک آبی بسیاری از آنها را حذف کرد. حالا، موجی از حساب‌های طنز با تیک آبی به نام این مقام‌ها در این شبکه ایجاد شده که تشخیص حساب‌های اصلی و اظهارات واقعی مقامات را دشوار کرده است.

طی دو روز گذشته چندین حساب کاربری به نام علی خامنه‌ای، عباس عراقچی، علی لاریجانی، قاسم سلیمانی و شماری از دیگر مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در ایکس ساخته شده‌اند که بیشتر آنها محتوایی کنایی و طنز منتشر می‌کنند.

در یکی از این موارد، حسابی به نام علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بدون اشاره مستقیم به تهدیدهای نظامی، پیامی با این محتوا منتشر کرد: «اگر برادران دوست و همسایه، جناب طالبان مرحمت کنند ویزای شش‌ماهه توریستی صادر کنند، اوضاع خیط است.»

این پیام که بیش از ۳۴۰ هزار بار دیده شده است، به گزارش اخیر کانال ۱۴ اسرائیل اشاره دارد که مدعی شده بود برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در صورت حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران، طرحی برای خروج و فرار به افغانستان تهیه کرده‌اند.

در واکنش به این پیام، حساب‌های جعلی دیگری به نام‌های محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس، پاسخ‌های طنزآمیز و کنایه‌آمیزی نوشته‌اند.

  •   ایکس با وجود تحریم‌های آمریکا به مقام‌های ایرانی خدمات پریمیوم فروخته است

    ایکس با وجود تحریم‌های آمریکا به مقام‌های ایرانی خدمات پریمیوم فروخته است

حساب ایجاد شده به نام علی خامنه‌ای ظرف ۱۲ ساعت نزدیک به ۶هزار دنبال‌کننده به‌دست آورده است. در میان این حساب‌های طنز اکانتی به نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با بیش از ۲۰ هزار دنبال‌کننده و حساب دیگری به نام علی لاریجانی، رییس شورای امنیت ملی، با حدود ۱۲هزار دنبال‌کننده موفق‌تر از باقی حساب‌ها عمل کرد‌ه‌اند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی درباره موج ایجاد حساب‌های جعلی به‌طور رسمی ابرازنظر نکرده‌اند. اما خبرگزاری تسنیم در گزارشی نوشت که که در پی حذف نشان آبیِ حساب کاربری برخی مقام‌ها، طی روزهای اخیر تعدادی حساب جعلی با سوءاستفاده از نام و تصویر علی لاریجانی در شبکه اجتماعی ایکس فعال شده‌اند و دفتر او درباره این موضوع هشدار داده است.

شبکه اجتماعی ایکس اخیرا قابلیتی را اضافه کرده است که مکان فعالیت حساب‌های کاربری را مشخص می‌کند. اما مکان فعالیت بسیاری از این حساب‌ها روشن نیست.

اغلب حساب‌های تازه برچسب «پارودی» دارند

در پست‌های اغلب این اکانت‌ها عبارت «Parody account» دیده می‌شود. این عبارت زمانی در پست‌ها ظاهر می‌شود که صاحب اکانت هنگام ساخت پروفایل حساب را به‌عنوان پارودی یا طنز معرفی می‌کند.

اگر یک حساب کاربری به‌گونه‌ای فعالیت کند که متعلق به یک فرد یا نهاد واقعی به نظر برسد، بدون آن‌که ماهیت غیررسمی یا طنز آن را به‌طور شفاف اعلام کرده باشد، قوانین شرکت ایکس را نقض کرده و ایکس می‌توان این حساب را تعلیق کند. به همین دلیل، بسیاری از کاربران برای جلوگیری از مسدود شدن، خودشان برچسب «پارودی» را به حساب اضافه و آشکارا اعلام می‌کنند که اکانت با نام یک شخصیت واقعی ایجاد شده اما محتوای آن جنبه طنز یا غیررسمی دارد.

حسابی دارای برچسب پارودی به نام عراقچی، شعار «جاوید شاه» را منتشر کرده است.

در یک پست دیگر از قول وزیر خارجه ایران خطاب به علی لاریجانی، که آن هم برچسب پارودی دارد، نوشته شده است: «برای هماهنگی تماس گرفتم پاسخ ندادید.» حساب دیگر به نام علی لاریجانی پاسخ داده است که «خارج از وقت اداری تماس گرفتید.»

از بین حساب‌های تازه‌تاسیسی که برای تنظیم این گزارش بررسی شده، تنها حساب فاقد برچسب پارودی حسابی به نام ابراهیم رییسی، رییس‌ دولت پیشین در جمهوری اسلامی است که شیوه طنز به‌کار رفته در معرفی حساب به‌روشنی نشان می‌دهد که این حساب نیز غیررسمی و پارودی است.

این اکانت که خود را «اولین رییس‌جمهور تاریخ ایران که توسط خرس خورده شد» معرفی کرده، طی کمتر از یک هفته حدود ۴,۵۰۰ دنبال‌کننده جذب کرده است.

انتقام آنلاین از طریق قابلیت «یادداشت جمعی»

یکی از قابلیت‌های شبکه اجتماعی ایکس امکان افزودن توضیح، پیش‌زمینه یا تصحیح اطلاعات به‌دست کاربران است، به‌ویژه زمانی که محتوای یک پست گمراه‌کننده، ناقص یا نیازمند توضیح بیشتر باشد.

با استفاده از این قابلیت که «یادداشت جامعه» یا Community note نام دارد، کاربران داوطلب می‌توانند روی پست‌های دیگران یادداشت بگذارند. کاربران دیگر نیز می‌توانند به یادداشت‌ها رای بدهند و آنها را مفید یا غیرمفید ارزیابی کنند. یادداشت‌ها وقتی به‌صورت عمومی نمایش داده می‌شوند که رای کافی بگیرند و از سوی کاربرانی با گرایش‌های متفاوت «مفید» ارزیابی شوند.

در ساعت‌های گذشته چندین یادداشت با مضمونی مشابه به توییت‌های انگلیسی اکانت رسمی عباس عراقچی اضافه شده است. این یادداشت‌ها مدعی شده‌اند که این حساب کاربری ادعا می‌کند وزیر امور خارجه ایران است، در حالی که فاقد نشانه‌های رسمی معمول (تیک آبی یا خاکستری) است و بسیاری از پست‌های حساب اصلی او را حاوی «اطلاعات گمراه‌کننده و نامعتبر» معرفی می‌کنند.

بسیاری از کاربران هم این یادداشت‌ها را «مفید» ارزیابی کرده‌اند.