• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شریان نفتی جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌ها؛ صادرات نفت ایران به‌طور چشمگیری کاهش یافت

دالغا خاتین اوغلو
دالغا خاتین اوغلو
۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)

داده‌های جدید ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهد صادرات نفت ایران در آغاز سال ۲۰۲۶ به‌طور چشمگیری کاهش یافته است. این روند تردیدهای تازه‌ای درباره پایداری مهم‌ترین منبع درآمدی جمهوری اسلامی، هم‌زمان با تشدید فشار تحریم‌های آمریکا، برانگیخته است.

بر اساس داده‌های شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر که ایران‌اینترنشنال آن را مورد بررسی قرار داده، بارگیری نفت خام از پایانه‌های ایران در خلیج فارس در ماه ژانویه به کمتر از ۱.۳۹ میلیون بشکه در روز رسید که نسبت به مدت مشابه سال گذشته از کاهش ۲۶ درصدی حکایت دارد.

این افت بخشی از یک روند کاهشی مستمر است که از ماه اکتبر کلید خورده و نشان‌دهنده تداوم فشارها بر جمهوری اسلامی است؛ روندی که به یک وقفه مقطعی محدود نمی‌شود.

این روند کاهشی بیش از هر جا در چین دیده می‌شود؛ کشوری که در شرایط تحریمی، اصلی‌ترین و عملا تنها خریدار بزرگ نفت ایران به شمار می‌رود.

میزان تخلیه نفت ایران در بنادر چین ماه گذشته به ۱.۱۳ میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که میانگین آن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه بود.

نفت خام فروش‌نرفته ایران در حال انباشت در دریا است. حجم نفت ذخیره‌شده روی نفتکش‌ها طی یک سال گذشته تقریبا سه برابر شده و به بیش از ۱۷۰ میلیون بشکه رسیده؛ نشانه‌ای از اینکه فروش یا تحویل محموله‌ها با دشواری بیشتری روبه‌رو شده است.

نگه‌ داشتن این نفت روی آب هزینه‌بر است. اجاره یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام معمولا بیش از ۱۰۰ هزار دلار در روز هزینه دارد و شناورهایی که نفت تحریم‌شده ایران را حمل می‌کنند، به‌دلیل مخاطرات حقوقی و بیمه‌ای با نرخ‌های حتی بالاتری معامله می‌شوند.

تحلیل‌گران برآورد می‌کنند حدود یک‌پنجم درآمد نفتی ایران عملا صرف هزینه‌های حمل‌ونقل و ذخیره‌سازی می‌شود.

بخش بزرگی از این محموله‌های نفتی در آب‌های آسیا بلاتکلیف مانده است. حدود یک‌سوم نفتکش‌های ایرانی در آب‌های آزاد لنگر انداخته‌اند و سایر کشتی‌ها نیز برای دور زدن تحریم‌ها، به‌طور مداوم در حال حرکت هستند یا عملیات انتقال کشتی به کشتی انجام می‌دهند؛ شیوه‌هایی که در ناوگان «سایه» جمهوری اسلامی به روالی رایج تبدیل شده‌اند.

در همین حال، تحریم‌ها به‌طور فزاینده‌ای این شبکه‌ها را هدف گرفته‌اند. بر پایه داده‌های کپلر، ۸۶ درصد نفتکش‌هایی که طی یک سال گذشته نفت ایران را جابه‌جا کرده‌اند، از سوی ایالات متحده تحریم شده‌اند؛ موضوعی که از گسترش دامنه اجرای تحریم‌ها حکایت دارد.

این فشارها جمهوری اسلامی را ناچار کرده برای حفظ سطح فروش خود، تخفیف‌های قابل‌توجهی ارائه دهد.

در حال حاضر نفت خام ایران حدود ۱۱ تا ۱۲ دلار در هر بشکه پایین‌تر از شاخص‌های مشابه قیمت‌گذاری می‌شود؛ در حالی که اوایل سال گذشته میلادی میزان تخفیف حدود ۳ دلار در هر بشکه بود. این اختلاف قیمت، درآمد خالص تهران را به‌طور چشمگیری کاهش داده است.

این روند تنها به نفت خام محدود نمی‌شود. صادرات فرآورده‌هایی مانند نفت کوره ایران در ژانویه به حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که این رقم یک سال پیش ۴۱۰ هزار بشکه در روز بود.

چین و امارات متحده عربی از مهم‌ترین مشتریان این فرآورده‌ها به شمار می‌روند.

این در حالی است که شواهد از احتمال افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی حکایت دارند. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به‌تازگی در یک فرمان اجرایی، بر شرکای تجاری حکومت ایران تعرفه ۲۵ درصدی اعمال کرد.

این اقدام می‌تواند شرکت‌ها و دولت‌ها را بیش از پیش از همکاری در زمینه خرید و جابه‌جایی نفت ایران بازدارد.

تشدید فشارهای اقتصادی بستر تازه‌ای برای احیای مذاکرات غیرمستقیم میان واشینگتن و تهران ایجاد کرده است.

برای مقام‌های جمهوری اسلامی، کاهش تحریم‌ها سریع‌ترین راه برای تثبیت درآمد نفتی و کاستن از تنگنای بودجه‌ای محسوب می‌شود.

با این حال، اختلاف‌های عمیق بر سر برنامه هسته‌ای، توسعه توان موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای تهران باعث شده رسیدن به توافق دور از انتظار باشد، مگر آنکه یکی از دو طرف از مواضع کلیدی خود کوتاه بیاید.

در مجموع، این آمار نشان می‌دهد توان جمهوری اسلامی برای ادامه صادرات نفت در شرایط تحریم، که سال‌ها یکی از ستون‌های پایداری اقتصادی حکومت محسوب می‌شد، اکنون با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

    انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

  • اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو توافق کردند فشار بر صادرات نفت ایران به چین را افزایش دهند

    اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو توافق کردند فشار بر صادرات نفت ایران به چین را افزایش دهند

•
•
•

مطالب بیشتر

در ضرورت پایبندی به آرمان‌های زن، زندگی، آزادی؛ چشم‌انداز آینده‌ای آزاد برای ایران

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

در ماه‌های اخیر، بحث انتقادی درباره جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفته است. منتقدان، آرمان‌های این جنبش و تکرار شعارهای آن را در شرایط فعلی زیر سوال می‌برند. نقدی که ناشی از عدم درک اهمیت تاریخی جنبش، فراتاریخی‌بودن معیارهایش و نیاز فوری و همیشگی ما به آن است.

در این یادداشت می‌کوشم به این پرسش پاسخ دهم که چرا موضع‌گیری سلبی و انکار بنیادی آرمان‌های «زن، زندگی‌، آزادی»، با هر هدفی ولو «خیرخواهانه»، اغلب در خدمت سیاستی قرار می‌گیرد که به بازتولید استبداد می‌انجامد.

شعار سیاسی یا سیاست زندگی

نزاع اصلی این‌جا نه بر سر یک شعار که بر سر تعریف سیاست است. سیاست‌ورزی در تعریف کلاسیک یعنی رقابت بر سر تصاحب قدرت یا تلاش برای گرفتن سهمی از کیک قدرت. در این چارچوب، سیاست یعنی قدرت و جنگ بر سر تصرف دولت، کنترل نهادها، مهار رقبا و تولید مشروعیت از مسیر نهادسازی دموکراتیک یا در نظام‌های غیردموکراتیک -مثل جمهوری اسلامی- از رهگذر سرکوب و بسیج ایدئولوژیک. در این مدل، انسان‌ها ابزارند، ابزاری برای کسب قدرت یا تهدید علیه قدرت.

«زن، زندگی، آزادی» سیاست را از مدار قدرت به مدار زندگی منتقل می‌کند. این‌جا سیاست با فرارفتن از صرف هنر کسب قدرت و حفظ آن، قابلیت امکان‌پذیرکردن زیستن شرافتمندانه را فعال می‌کند. وقتی سیاست را به‌مثابه زندگی بفهمیم، در بستر فضای سیاسی ایران، معیار سنجش موفقیت نظام سیاسی دیگر صرفا تعداد موشک، بودجه امنیتی و نمایش اقتدار نیست. در چنین چشم‌اندازی، امنیت روزمره شهروند، کرامت بدن، کیفیت تنفس در شهر، امکان عشق‌ورزیدن و انتخاب کردن، و البته حق گفتن «نه» به قدرت از معیارهای سیاست‌ورزی به شمار می‌آیند.

کسانی که امروز این شعار را به حاشیه می‌رانند یا آن را تفرقه‌افکن می‌خوانند، ولو ناخواسته و ناآگاهانه، تصویری از مدل مطلوب‌شان برای آینده ایران پیش چشم می‌نهند که می‌تواند به بازتولید نظام سلسله‌مراتبی بینجامد.

به این ترتیب، دشمنی بنیادی با این شعار (و نه نقد آن به مثابه یک جنبش اجتماعی با همه دستاوردها و ناکامی‌هایش) ریشه در نگاهی دارد که سیاست را همچنان ملک خود می‌داند. سیاست برای دشمنان (و نه منتقدانِ) «زن، زندگی، آزادی»، حق نخبگانی یا عطیه‌ای الهی است نه فضای ایفای نقش همگانی و حق عمومی برای زیستن. از این نقطه عزیمت، موضع ضد «زن، زندگی، آزادی» اغلب ارتجاعی است، چون می‌خواهد دوباره سیاست را به همان جایی برگرداند که قدرتْ محور است و زن، زندگی و آزادی در حاشیه.

  • زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

    زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

چشم‌اندازی برای آینده‌

«زن، زندگی، آزادی» را باید همچون چشم‌اندازی حداقلی برای آینده فهمید، حداقل‌های اخلاقی و حقوقی‌ که تضمین نشدن آنها در هر نظم سیاسی، این خطر را در پی دارد که ساختار سیاسی دیر یا زود به سمت نابرابری اجتماعی، بازتولید خشونت و انکار حق همگانی بر سیاست برود.

جنبشی مترقی که دال مرکزی آن کرامت انسان و مطالبه اصلی آن حقوق برابر برای همه است و از همان چیزهایی حرف زد که مردم هر روز لمس می‌کنند؛ فقدان آزادی پوشش و امید و امنیت، وجود فقر فزاینده و به دنبال اینها تحقیر، تبعیض، سرکوب و خشونت. جنبشی فراگیر، چندصدایی و قیمومیت‌گریز که زن و مرد، نسل‌های محتلف، اقلیت‌های اتنیکی و مذهبی، شهرهای کوچک و بزرگ همه خود را در آیینه شعارها و آرمان‌های آن می‌دیدند.

زن در این شعار، فقط موضوع زنان نیست. زن این‌جا نقطه‌ای است که قدرتْ خود را در پیوند با آن، به عریان‌ترین شکلش بازنمایی می‌کند: کنترل بدن، پوشش، میل، صدا، حضور و بودن زن در هر شکلش. هر ساخت سیاسی و نظمی که بدن زن یا اشکال مختلف بازنمایی زنانه را با هر ادبیات و هر توجیهی عرصه حکمرانی می‌کند، دیر یا زود بدن همه را میدان حکمرانی خواهد کرد.

زن این‌جا، یعنی اصل برابری و شکستن ستون فقرات پدرسالاری سیاسی، منطق قیم‌مابانه‌ای که می‌گوید «بعضی‌ها» برای «همه» تصمیم می‌گیرند. در بستر اعتراضات انقلابی در ایران، زن در نقطه کانونی رهایی از استبداد است چرا که تاریخ استبداد در خاورمیانه با کنترل بدن و ذهن زن گره خورده است.

پدرسالاری فرهنگی و سیاسی زیربنای معرفتی هر نوع دیکتاتوری سیاسی است. نمی‌توان رویای دموکراسی داشت اما نسبت به رهایی نیمی از جامعه بی‌تفاوت بود یا آن را بدون یادآوری پیوندش با مرد طلب نکرد. آزادی زن و پیوندش با زندگی، معیار آزادی تمامیت جامعه است.

  • مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

    مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

زندگی قلب تمایز این جنبش با ایدئولوژی‌های مرگ‌محور است. زندگی در این شعار یعنی سیاست باید به‌جای تولید دشمن، بحران، اعدام و حذف، بر حفاظت از انسان‌ها متمرکز شود. زندگی یعنی رفاه، امنیت، کرامت، شادی، حق زیستن بدون ترس و به همان اندازه یعنی مقابله با فقیرسازی، تحقیر، تبعیض، خشونت و ناامنی سیستماتیک. همچنان‌که زن در این شعار ستون برابری است، زندگی این‌جا ستون معنا و هدف حکومت است: حکومت برای زندگی است، نه زندگی برای حکومت.

زندگی در این شعار ناظر به یک گسست معرفتی در تاریخ معاصر ایران است. این جنبش در برابر چهار دهه حکمرانی مبتنی بر مرگ‌ستایی، قربانی کردن امر روزمره برای آرمان‌های موهوم و تقدیس رنج، زندگی را به دال مرکزی سیاست تبدیل کرد. به این ترتیب، مخالفت با این شعار، می‌تواند ناظر به الگویی کهنه‌ از سیاست باشد که آن را جدای از کیفیت زندگی شهروندان تعریف می‌کند.

آزادی نقطه بحرانی تجربه روزمره شهروندان در ایران است. آزادی بیان و رسانه، آزادی انتخاب سبک زندگی، آزادی تشکل و اعتراض، آزادی باور و بی‌باوری، آزادی نقد قدرت و کنارگذاشتن حکمرانان و عوض‌کردن دولت‌ها. بدون آزادی، حقوق زن به امتیازی قابل‌ پس‌گرفتن تبدیل می‌شود و زندگی به رفاهی تبدیل می‌شود که با یک فرمان می‌تواند قطع شود. آزادی همان سازوکار تضمین‌کننده‌ای است که اجازه نمی‌دهد کرامت و زندگی به لطف الهی یا عطیه ملوکانه بدل شود.

این سه مفهوم به یکدیگر گره خورده‌اند. بدون عاملیت زن، آزادی سیاسی اجتماعی ناپایدار است، بدون آزادی، زن و زندگی به گروگان گرفته می‌شوند و بدون زندگی، آزادی به شعاری بی‌‌محتوا بدل می‌شود.

100%

مخالفت سیاسی یا دشمنی معرفت‌شناختی

نقد تاکتیک‌ها، خطاها، ساده‌سازی‌ها یا سوءاستفاده‌های سیاسی از یک جنبش، ضروری و راهگشاست. مساله مخالفان اما فراتر از این است و به نظر می‌رسد به جنگ آرمان‌های جنبش و تقلیل معیارهای آن رفته‌اند. جایی گفته می‌شود این شعار را باید کنار گذاشت چون مساله امروز ما نیست و جایی گفته می‌شود این شعار، شعارهای تازه را به حاشیه می‌برد. به نظر می‌رسد مخالفت‌ها معمولا بر چند سوءبرداشت یا خوانش نادرست استوار است.

سوءبرداشت اول: این شعار هویتی/فمینیستی است و جامعه را دو قطبی می‌کند. این برداشت، زن را گروه می‌بیند نه بخشی از جامعه که در فقدانش، جامعه بلاموضوع می‌شود. زن در این شعار معیار شهروندی در یک چارچوب دموکراتیک است، چرا‌ که دموکراسی بدون برابری جنسیتی، پدیده‌ای صوری است. مساله این‌جا این نیست که زنان هم باید سهمی داشته باشند، مساله این است که اگر بدن و انتخاب زن تحت قیمومت باشد، هیچ حق دیگری حق نیست، همه امتیاز است و قابل سلب‌کردن و تابع میل حاکم.

سوءبرداشت دوم: این شعار سیاسی و انقلابی نیست. «زن‌، زندگی، آزادی» سیاست‌گریز نیست، سیاست‌ورزی انسان‌محور است. گونه‌ای از سیاست‌ورزی که همزمان امنیت خیابان، اقتصاد خانواده، کرامت زندانی و حق نفس کشیدن مردم در نقطه کانونی آن هستند.

این شعار سیاسی است چون معیار می‌دهد. برنامه سیاسی یعنی ترجمه معیارها به قانون، نهاد و سیاست عمومی. اگر نیروهای حامل این شعار نتوانسته‌اند بر اساس این معیارها، برنامه‌سازی و نهادسازی کنند، مساله محدودیت‌‌های آنهاست، نه محدودیت‌های معرفتی این شعار. چنان‌که در عمل، آزادی نسبی زنان در انتخاب نوع پوشش در ایران امروز، نتیجه سیاسی و انقلابی کنش‌های زنانی است که حاملان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران هستند.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

فارغ از ساحت نظری، «زن، زندگی، آزادی» یک بسته روشن از مطالبات بنیادین را پیش چشم می‌گذارد که نه آرمان‌های انتزاعی، که دستورکارهای ملموس‌اند.

در قانون و حق؛ برابری کامل شهروندی، منع تبعیض، تضمین آزادی‌های بنیادین، استقلال قوه قضائیه و پایان دادن به هر سازوکاری که بدن زنان و سبک زندگی را جرم‌انگاری می‌کند.

در سیاست عمومی؛ امنیت روزمره، پایان خشونت سازمان‌یافته علیه سبک زندگی، کاهش سیاست ترس، تمرکز بر رفاه و کرامت و بازگرداندن دولت به وظیفه‌اش که خدمت به زندگی مردم نه مدیریت بدن و باور و پوشش است.

در نهادسازی؛ رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و سالم، حق تشکل و اعتراض، شفافیت، پاسخ‌گویی و محدود شدن قدرت از طریق قانون و نظارت عمومی را دنبال می‌کند.

سوءبرداشت سوم: آزادی و دموکراسی اولویت نیست. این هم ترجمه دیگری از همان منطق قیم‌مابانه است. تجربه نشان داده امنیت ملی وقتی از امنیت انسان جدا شود، به ابزار توجیه سرکوب تبدیل می‌شود. انسان، حق حیات و کرامت و آزادی او فی‌نفسه یک ارزش است و تمام ارزش‌های دیگر نسبت به آن ثانویه هستند و نمی‌توان به خاطر هیچ ارزش یا مصلحت دیگری آزادی انسان را معلق کرد یا به ارزش‌های دیگر منوط کرد.

سوءفهم چهارم: دوره جنش تمام شده است. برخی می‌پندارند دوره این جنبش سپری شده و آن‌چه اکنون مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند ربطی به شعار «زن، زندگی، آزادی» ندارد. این یک خطای استراتژیک است. «زن، زندگی، آزادی» فلسفه‌ای از زندگی را بازتاب می‌دهد که سطح توقعات سیاسی و اجتماعی ایرانیان را به نقطه‌ای بی‌بازگشت رساند.

100%

چرا فارغ از گرایش سیاسی، به این جنبش نیاز داریم؟

«زن، زندگی، آزادی» اگرچه واکنش به یک رُخداد بود اما به ارزش‌هایی پیوند خورده که از آن رُخداد و واکنش تاریخمند به آن فراتر می‌روند. این شعار یک خط قرمز اخلاقی می‌کشد: هیچ آینده‌ای برای ایران مشروع نیست اگر زن در آن آزاد نباشد، زندگی در آن کوچک شمرده شود و آزادی در آن سرکوب شود، حتی اگر آن آینده با واژه‌های جذاب، پرچم‌های تازه یا رهبران کاریزماتیک به تصویر در آید.

تا وقتی فرهنگ زن‌ستیزی، تبعیض، سرکوب، تحقیر بدن، جرم‌سازی سبک زندگی و سیاست ترس وجود دارد، «زن، زندگی، آزادی» زنده است. این‌جا همان نقطه‌ای است که برخی از مخالفان نادیده می‌گیرند، آنها اگرچه از جمهوری اسلامی متنفرند اما هنوز در چارچوب منطق جمهوری‌اسلامی، یعنی قیمومیت، کنترل و اولویت دادن قدرت بر زندگی می‌اندیشند.

این جنبش فراتاریخی است زیرا به نیازهای بنیادین بشر، آزادی، کرامت، برابری، ارجاع می‌دهد و انکار آن هرچه باشد نشانه واقع‌گرایی سیاسی نیست. این جنبش یک افق خلق کرده است؛ افقی سیاسی که معیارش زندگی است و مقصدش آزادی. مخالفت با این افق با هر اسم و استدلالی می‌تواند به خدمت سیاستی دربیاید که از آن آزادی و دموکراسی درنمی‌آید.

اگر قرار است آینده‌ای آزاد بسازیم، باید آن را با همین خط‌کش بسنجیم: هر نیرویی، هر طرحی، هر رهبر و هر وعده‌ای در نهایت چه نسبتی با زن، زندگی و آزادی دارد. مخالفت با این شعار با هر استدلالی از جمله با این تصور غیرسیاسی که این شعار جای شعارهای دیگر یا آرمان‌های دیگر را تنگ می‌کند یا تاریخ آن گذشته است، می‌تواند این خطر را در پی‌ داشته باشد که اقتدارگرایی حاکم را با اقتدارگرایی دیگری جایگزین کند.

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

شعارهای این جنبش یادآوری می‌کند که ایران فقط خاک و مرز نیست، مردم است و امنیت ملی بدون امنیت زنان، بدون امنیت زندگی روزمره و بدون آزادی شهروند خیلی زود به توجیه سرکوب دامن می‌زند. هر پروژه سیاسی که با این معیارها مساله دارد تصویری نگران‌کننده از آینده پیش چشم ما می‌گذارد.

«زن، زندگی، آزادی» یک حداقل مشترک است. مهم نیست درباره شکل نظم آینده چه فکر می‌کنیم و چه آینده‌ای برای ایران آرزو می‌کنیم، چه پادشاهی‌خواه باشیم، چه جمهوری‌خواه، چه فدرالیست، چه چپ و چه راست، ما همه به ارزش‌ها و آرمان‌های «زن، زندگی، آزادی» نیازمندیم و باید به آن وفادار باشیم.

ما برای عبور از استبداد و مهم‌تر از آن برای تثبیت دموکراسی، نیازمند وفاداری به ارزش‌های «زن، زندگی، آزادی» هستیم. این سه واژه، فرمول همزیستی مسالمت‌آمیز و انسانی در فردای ایران است. هر راهی که این سه اصل را دور بزند، بی‌تردید به بیراهه استبداد منتهی خواهد شد. دشمنی با این شعار، دشمنی با تنها افق روشنی است که جامعه ایران پس از قرن‌ها تلاش برای آزادی در برابر خود گشوده است.

موج ایجاد حساب‌های طنز به نام مقام‌های جمهوری اسلامی در ایکس پس از حذف تیک آبی آنها

۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

در پی انتشار گزارشی علیه شرکت ایکس به دلیل ارائه خدمات پریمیوم به مقام‌های جمهوری اسلامی، این پلتفرم تیک آبی بسیاری از آنها را حذف کرد. حالا، موجی از حساب‌های طنز با تیک آبی به نام این مقام‌ها در این شبکه ایجاد شده که تشخیص حساب‌های اصلی و اظهارات واقعی مقامات را دشوار کرده است.

طی دو روز گذشته چندین حساب کاربری به نام علی خامنه‌ای، عباس عراقچی، علی لاریجانی، قاسم سلیمانی و شماری از دیگر مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در ایکس ساخته شده‌اند که بیشتر آنها محتوایی کنایی و طنز منتشر می‌کنند.

در یکی از این موارد، حسابی به نام علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بدون اشاره مستقیم به تهدیدهای نظامی، پیامی با این محتوا منتشر کرد: «اگر برادران دوست و همسایه، جناب طالبان مرحمت کنند ویزای شش‌ماهه توریستی صادر کنند، اوضاع خیط است.»

این پیام که بیش از ۳۴۰ هزار بار دیده شده است، به گزارش اخیر کانال ۱۴ اسرائیل اشاره دارد که مدعی شده بود برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در صورت حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران، طرحی برای خروج و فرار به افغانستان تهیه کرده‌اند.

در واکنش به این پیام، حساب‌های جعلی دیگری به نام‌های محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس، پاسخ‌های طنزآمیز و کنایه‌آمیزی نوشته‌اند.

  •   ایکس با وجود تحریم‌های آمریکا به مقام‌های ایرانی خدمات پریمیوم فروخته است

    ایکس با وجود تحریم‌های آمریکا به مقام‌های ایرانی خدمات پریمیوم فروخته است

حساب ایجاد شده به نام علی خامنه‌ای ظرف ۱۲ ساعت نزدیک به ۶هزار دنبال‌کننده به‌دست آورده است. در میان این حساب‌های طنز اکانتی به نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با بیش از ۲۰ هزار دنبال‌کننده و حساب دیگری به نام علی لاریجانی، رییس شورای امنیت ملی، با حدود ۱۲هزار دنبال‌کننده موفق‌تر از باقی حساب‌ها عمل کرد‌ه‌اند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی درباره موج ایجاد حساب‌های جعلی به‌طور رسمی ابرازنظر نکرده‌اند. اما خبرگزاری تسنیم در گزارشی نوشت که که در پی حذف نشان آبیِ حساب کاربری برخی مقام‌ها، طی روزهای اخیر تعدادی حساب جعلی با سوءاستفاده از نام و تصویر علی لاریجانی در شبکه اجتماعی ایکس فعال شده‌اند و دفتر او درباره این موضوع هشدار داده است.

شبکه اجتماعی ایکس اخیرا قابلیتی را اضافه کرده است که مکان فعالیت حساب‌های کاربری را مشخص می‌کند. اما مکان فعالیت بسیاری از این حساب‌ها روشن نیست.

اغلب حساب‌های تازه برچسب «پارودی» دارند

در پست‌های اغلب این اکانت‌ها عبارت «Parody account» دیده می‌شود. این عبارت زمانی در پست‌ها ظاهر می‌شود که صاحب اکانت هنگام ساخت پروفایل حساب را به‌عنوان پارودی یا طنز معرفی می‌کند.

اگر یک حساب کاربری به‌گونه‌ای فعالیت کند که متعلق به یک فرد یا نهاد واقعی به نظر برسد، بدون آن‌که ماهیت غیررسمی یا طنز آن را به‌طور شفاف اعلام کرده باشد، قوانین شرکت ایکس را نقض کرده و ایکس می‌توان این حساب را تعلیق کند. به همین دلیل، بسیاری از کاربران برای جلوگیری از مسدود شدن، خودشان برچسب «پارودی» را به حساب اضافه و آشکارا اعلام می‌کنند که اکانت با نام یک شخصیت واقعی ایجاد شده اما محتوای آن جنبه طنز یا غیررسمی دارد.

حسابی دارای برچسب پارودی به نام عراقچی، شعار «جاوید شاه» را منتشر کرده است.

در یک پست دیگر از قول وزیر خارجه ایران خطاب به علی لاریجانی، که آن هم برچسب پارودی دارد، نوشته شده است: «برای هماهنگی تماس گرفتم پاسخ ندادید.» حساب دیگر به نام علی لاریجانی پاسخ داده است که «خارج از وقت اداری تماس گرفتید.»

از بین حساب‌های تازه‌تاسیسی که برای تنظیم این گزارش بررسی شده، تنها حساب فاقد برچسب پارودی حسابی به نام ابراهیم رییسی، رییس‌ دولت پیشین در جمهوری اسلامی است که شیوه طنز به‌کار رفته در معرفی حساب به‌روشنی نشان می‌دهد که این حساب نیز غیررسمی و پارودی است.

این اکانت که خود را «اولین رییس‌جمهور تاریخ ایران که توسط خرس خورده شد» معرفی کرده، طی کمتر از یک هفته حدود ۴,۵۰۰ دنبال‌کننده جذب کرده است.

انتقام آنلاین از طریق قابلیت «یادداشت جمعی»

یکی از قابلیت‌های شبکه اجتماعی ایکس امکان افزودن توضیح، پیش‌زمینه یا تصحیح اطلاعات به‌دست کاربران است، به‌ویژه زمانی که محتوای یک پست گمراه‌کننده، ناقص یا نیازمند توضیح بیشتر باشد.

با استفاده از این قابلیت که «یادداشت جامعه» یا Community note نام دارد، کاربران داوطلب می‌توانند روی پست‌های دیگران یادداشت بگذارند. کاربران دیگر نیز می‌توانند به یادداشت‌ها رای بدهند و آنها را مفید یا غیرمفید ارزیابی کنند. یادداشت‌ها وقتی به‌صورت عمومی نمایش داده می‌شوند که رای کافی بگیرند و از سوی کاربرانی با گرایش‌های متفاوت «مفید» ارزیابی شوند.

در ساعت‌های گذشته چندین یادداشت با مضمونی مشابه به توییت‌های انگلیسی اکانت رسمی عباس عراقچی اضافه شده است. این یادداشت‌ها مدعی شده‌اند که این حساب کاربری ادعا می‌کند وزیر امور خارجه ایران است، در حالی که فاقد نشانه‌های رسمی معمول (تیک آبی یا خاکستری) است و بسیاری از پست‌های حساب اصلی او را حاوی «اطلاعات گمراه‌کننده و نامعتبر» معرفی می‌کنند.

بسیاری از کاربران هم این یادداشت‌ها را «مفید» ارزیابی کرده‌اند.

نتانیاهو: به توافق با ایران بدبینم، تهران قابل اعتماد نیست

۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

هم‌زمان با ادامه تلاش‌ها برای تعیین تکلیف مسیر مواجهه واشینگتن با تهران، نخست‌وزیر اسرائیل گفت دونالد ترامپ قصد دارد پیش از توسل به گزینه نظامی، همه راه‌ها برای رسیدن به توافق با تهران را بسنجد، اما او نسبت به هرگونه توافق با جمهوری اسلامی بدبین است.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، یک شنبه ۲۶ بهمن در جریان پنجاه‌ویکمین سفر سالانه هیاتی از «کنفرانس روسای سازمان‌های بزرگ یهودی آمریکا» به اسرائیل گفت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، معتقد است تهران پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه فرصت دستیابی به توافق را از دست نخواهد داد.

او با این حال افزود: «پنهان نمی‌کنم که نسبت به هر توافقی با تهران تردید دارم، زیرا صادقانه بگویم ایران در یک چیز قابل اتکاست؛ اینکه دروغ بگوید و تقلب کند.»

  • ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو: امیدوارم حکومت ایران این بار منطقی‌تر و مسئولانه‌تر عمل کند

    ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو: امیدوارم حکومت ایران این بار منطقی‌تر و مسئولانه‌تر عمل کند

شروط اسرائیل برای توافق با تهران

نخست‌وزیر اسرائیل که هفته گذشته با ترامپ در واشینگتن دیدار داشت، تاکید کرد هر توافقی باید به خروج همه اورانیوم غنی‌شده از ایران، برچیدن زیرساخت غنی‌سازی، مهار برنامه موشک‌های بالستیک و از میان بردن آنچه «محور ترور» جمهوری اسلامی در منطقه خواند، منجر شود.

او با بازگویی جمله مشهور رونالد ریگان درباره اتحاد جماهیر شوروی، توصیه خود به ترامپ را این‌گونه بیان کرد: «بی‌اعتماد باش. بی‌اعتماد باش و همیشه راستی‌آزمایی کن.»

نتانیاهو در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد برد موشک‌های بالستیک ایران در هر توافق احتمالی به ۳۰۰ کیلومتر محدود شود.

در همین ارتباط، مارکو روبیو ۲۵بهمن گفت دونالد ترامپ در صورت درخواست علی خامنه‌ای آماده دیدار با او است، اما این موضوع به معنای موافقت با رهبر جمهوری اسلامی یا دادن امتیاز به تهران نیست.

روبیو افزود رییس‌جمهوری آمریکا بر این باور است که گفت‌وگو می‌تواند به حل مشکلات جهانی کمک کند، با این حال تاکید کرد ایران هرگز اجازه نخواهد داشت به سلاح هسته‌ای دست یابد.

این اظهارات در حالی مطرح شد که به گزارش رسانه‌های ایران عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه یک‌شنبه در راس یک هیات دیپلماتیک برای انجام دومین دور مذاکرات تهران و واشینگتن، عازم ژنو شد.

نخستین دور این مذاکرات نیز ۱۷ بهمن در مسقط انجام شد.

  • ‏تخت‌روانچی: غنی‌سازی صفر را نمی‌پذیریم؛ در صورت رفع تحریم‌ها «مصالحه» را بررسی می‌کنیم

    ‏تخت‌روانچی: غنی‌سازی صفر را نمی‌پذیریم؛ در صورت رفع تحریم‌ها «مصالحه» را بررسی می‌کنیم

حمایت ترامپ از حمله احتمالی اسرائیل به ایران

سی‌بی‌اس نیوز یک‌شنبه به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد ترامپ در دیداری در ماه دسامبر در مارالاگو به نتانیاهو گفته است اگر میان واشینگتن و تهران توافقی حاصل نشود، از حملات اسرائیل به برنامه موشک‌های بالستیک ایران حمایت خواهد کرد.

در این گزارش آمده است سی‌بی‌اس نیوز دو ماه بعد مطلع شد که مقام‌های ارشد ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا گفت‌وگوهای داخلی درباره احتمال حمایت از دور تازه‌ای از حملات اسرائیل به ایران را آغاز کرده‌اند.

سی‌بی‌اس به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد در این رایزنی‌ها، توجه اصلی نه بر این که آیا اسرائیل حمله خواهد کرد، بلکه بر نحوه کمک ایالات متحده متمرکز بود؛ از جمله سوخت‌رسانی هوایی به جنگنده‌های اسرائیلی و گرفتن مجوز عبور از حریم هوایی کشورهایی که در مسیر احتمالی قرار می‌گیرند.

همچنین نخست‌وزیر اسرائیل در بخش دیگری گفت به دنبال آن است که کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل طی هفت سال آینده پایان یابد و اضافه کرد: «اسرائیل امنیت خود را تامین خواهد کرد.»

  • ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

    ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

پیوند جنگ غزه با تهران

نتانیاهو در بخش دیگری از سخنانش با اشاره حمله هفتم اکتبر گفت نبرد در غزه تنها برای آینده اسرائیل نیست و برای آینده تمدن اهمیت دارد. او افزود اگر حماس و شبکه‌ای که تهران از آن حمایت می‌کند و در پی سلطه بر خاورمیانه است، مهار نشود، دامنه فعالیتش توسعه پیدا می‌کند.

او هدف اعلام‌شده دولتش را «پیروزی کامل» دانست و گفت این هدف سه ماموریت دارد: نابودی حماس، آزادی همه گروگان‌ها و تضمین اینکه غزه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد.

به گفته او، اسرائیل زیرساخت‌های حماس از جمله شبکه گسترده تونل‌ها را به طور قابل توجهی تخریب کرده و متعهد است که «غزه هرگز دوباره تهدیدی ایجاد نکند.»

نتانیاهو به طور مشخص از قطر نام برد و گفت دوحه میزبان رهبران حماس است و این گروه از نظر مالی به آن وابسته است. او از حاضران خواست قطر را برای فشار بر حماس تحت فشار بگذارند تا آزادی گروگان‌ها تسریع شود.

نخست‌وزیر اسرائیل در پایان سخنانش بار دیگر بر دستیابی به «پیروزی کامل» تاکید کرد و آن را ضامن امنیت، صلح و آینده کشورش دانست.

پژوهشگر شورای آتلانتیک: آمریکا باید به ایران حمله کند

۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

هم‌زمان با گفت‌وگوهای تهران و واشینگتن، پژوهشگر شورای آتلانتیک استدلال کرد چشم‌انداز دستیابی به پیشرفت از مسیر دیپلماسی ضعیف است و ایالات متحده باید خود را برای اقدام نظامی آماده کند.

مایکل روزنبلات، پژوهشگر شورای آتلانتیک، یک‌شنبه ۲۶ بهمن در یادداشتی در وب‌سایت شورای آتلانتیک تاکید کرد با وجود شروع مذاکرات و در حالی که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، انتظار دارد این روند ظرف یک ماه تعیین تکلیف شود، بدون امتیازدهی اساسی از سوی یکی از طرف‌ها توافقی در کار نخواهد بود.

او توضیح داد موضوع‌هایی که دولت ترامپ بر آن‌ها پافشاری می‌کند، از جمله برنامه موشک‌های بالستیک و حمایت جمهوری اسلامی از شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای، همان محورهایی هستند که تهران آن‌ها را غیرقابل مذاکره می‌داند؛ وضعیتی که به‌گفته او دیپلماسی را متوقف یا عملا بی‌اثر می‌کند.

روزنبلات نوشت اگر این بن‌بست ادامه پیدا کند، کاخ سفید ناچار است میان پذیرش یک روند فرسایشی و توسل به قدرت نظامی یکی را انتخاب کند.

  • وای‌نت: آیا ترامپ به ایران «مهلت یک‌ماهه» داد؟

    وای‌نت: آیا ترامپ به ایران «مهلت یک‌ماهه» داد؟

گزینه‌های نظامی پیش روی ترامپ

این پژوهشگر افزود اگر دیپلماسی متوقف شود، ترامپ که به‌تدریج نیروهای نظامی آمریکا را در منطقه تقویت کرده، دو گزینه اصلی پیش رو خواهد داشت.

به گفته او، مسیر نخست حمله‌ای محدود و تنبیهی به مراکز سپاه پاسداران و بسیج است؛ اقدامی که هدف آن اجرای خط قرمز ترامپ درباره کشتن معترضان و بازگرداندن ایران به میز مذاکره از موضع ضعف است.

با این حال، نویسنده معتقد است چنین ضربه‌ای تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر محاسبات تهران نخواهد داشت و حتی می‌تواند به پاسخ تلافی‌جویانه منجر شود.

او مسیر دوم را کارزاری گسترده‌تر توصیف می‌کند که هدف آن تغییر اساسی در رفتار حاکمیت، پذیرش محدودیت‌های سخت بر برنامه موشکی و فعالیت نیروهای نیابتی یا حتی تغییر نظام سیاسی است.

به‌نوشته او، موفقیت چنین طرحی نیازمند ارائه تهدیدی معتبر علیه بقای ساختار قدرت و اجرای عملیاتی مداوم و هماهنگ با پشتیبانی متحدان منطقه‌ای خواهد بود.

روزنبلات در عین حال اذعان کرد تلاش برای تغییر نظام می‌تواند خطر چند دستگی داخلی یا حتی جنگ داخلی را در پی داشته باشد، اما در صورتی که گزینه جایگزین، حکومتی جسورتر و بازدارندگی‌ناپذیر باشد، مزایای این اقدام ممکن است بر هزینه‌ها بچربد.

  • ‏تخت‌روانچی: غنی‌سازی صفر را نمی‌پذیریم؛ در صورت رفع تحریم‌ها «مصالحه» را بررسی می‌کنیم

    ‏تخت‌روانچی: غنی‌سازی صفر را نمی‌پذیریم؛ در صورت رفع تحریم‌ها «مصالحه» را بررسی می‌کنیم

فرصت کم‌سابقه پس از تضعیف تهران

به باور او جمهوری اسلامی پس از اعتراض‌های اخیر، جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و تضعیف شبکه نیروهای نیابتی، در ضعیف‌ترین وضعیت خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ قرار دارد.

به باور او دکترین دفاعی تهران که بر برنامه هسته‌ای، توان متعارف و نیروهای نیابتی استوار بود، در بازدارندگی آمریکا و اسرائیل ناکام ماند و این مساله فرصتی برای پیشبرد ابتکارهای منطقه‌ای واشینگتن، از گسترش توافق‌های ابراهیم تا نزدیک‌تر کردن کشورهایی چون لبنان و عراق به غرب، فراهم می‌کند.

ضرورت اخلاقی و اعتبار بازدارندگی

روزنبلات همچنین با اشاره به «ضرورت اخلاقی»، نوشت تمرکز دیپلماسی بر پرونده هسته‌ای، سرکوب خونین معترضان را نادیده می‌گیرد.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پنج بهمن در بیانیه‌ای اعلام کرد در جریان سرکوب خونین انقلاب ملی ایرانیان بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در سرکوبی هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

به‌گفته روزنبلات، وعده ترامپ برای کمک به مردم ایران باید نشانه‌ای از رهبری اخلاقی آمریکا باشد در حالی که مذاکره می‌تواند برای جمهوری اسلامی فرصتی حیاتی برای کاهش تحریم‌ها و بهبود مشروعیت فراهم کند.

روزنبلات در ادامه یادداشت خود هشدار داد خودداری از اقدام نظامی می‌تواند با ماجرای «خط قرمز» باراک اوباما در سوریه مقایسه شود و این پیام را به تهران بدهد که واشینگتن در نهایت عقب‌نشینی خواهد کرد.

انرژی و رقابت با چین

روزنبلات چهارمین دلیل برای حمله به جمهوری اسلامی را به منافع اقتصادی آمریکا و چین مربوط می‌‌داند.

به‌نوشته او، تغییر حاکمیت در ایران می‌تواند ذخایر عظیم نفت و گاز این کشور را دوباره وارد بازارهای غربی کند و هم‌زمان امنیت انرژی پکن را که به نفت ارزان تهران و کاراکاس وابسته بوده، مختل و تمرکز پکن را از حوزه‌هایی مانند تنگه تایوان منحرف سازد.

ناکارآمدی‌های ساختاری از جمله ابرتورم، کمبود آب و فساد گسترده در کنار اعتراض‌ها نشان می‌دهد حکومت در مسیر افول قرار گرفته است. از نگاه روزنبلات، انتظار برای فروپاشی، راهبردی پایدار نیست و آمریکا باید فعالانه شکل‌دهنده وضعیت پس از آن باشد تا مانع بهره‌برداری روسیه و چین از خلاء قدرت شود.

  • گروسی: موضع اخیر ایران درباره «راستی‌آزمایی» هسته‌ای برای جلوگیری از حملات جدید است

    گروسی: موضع اخیر ایران درباره «راستی‌آزمایی» هسته‌ای برای جلوگیری از حملات جدید است

تهدید مداوم هسته‌ای

نویسنده اراده تهران برای ادامه برنامه هسته‌ای را ششمین دلیل برای حمله به جمهوری اسلامی دانست و تاکید کرد حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در جریان جنگ ۱۲ ژوئن تنها پیشرفت تهران را چند ماه به عقب انداخت.

به‌گفته او، اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی درباره ادامه برنامه و تلاش برای تقویت سایت‌های زیرزمینی، نشان می‌دهد رژیم از جاه‌طلبی هسته‌ای خود دست نکشیده است.

روزنبلات معتقد است نبود نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند به تهران امکان دهد از غنی‌سازی هم به‌عنوان اهرم دیپلماتیک و هم بیمه بقای حکومت استفاده کند. به نوشته او، ترامپ بارها گفته اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد و باید مطابق این موضع عمل کند.

او در پایان نتیجه گرفت پیگیری مذاکرات در شرایط کنونی ممکن است در لحظه‌ای که حکومت ایران آسیب‌پذیرتر از همیشه است، به آن فرصتی حیاتی بدهد و در مقابل، استفاده از زور می‌تواند تهران را به تغییرات اساسی یا پذیرش خطر از دست دادن بقا وادار کند.

در ادامه زمان‌بندی مذاکرات، دور بعدی گفت‌وگوهای تهران و واشینگتن سه‌شنبه ۲۸ بهمن در ژنو با میانجی‌گری عمان برگزار می‌شود. نخستین دور این مذاکرات نیز ۱۷ بهمن در مسقط انجام شد.

افول یک مستبد؛ خامنه‌ای در هراس سقوط جامعه را به خون می‌کشد

۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

ژان‌پیر فیلیو، مورخ و استاد علوم سیاسی پاریس، در تحلیلی نوشت علی خامنه‌ای در حالی که از تعیین جانشین خود ناتوان مانده و با انزوای فزاینده روبه‌رو شده، برای جلوگیری از سقوط به سرکوبی روی آورده که هر بار مرگبارتر می‌شود.

فیلیو در این یادداشت که یک‌شنبه ۲۶ بهمن در روزنامه لموند منتشر شد، با مرور مسیر قدرت‌گیری علی خامنه‌ای از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، استدلال می‌کند پایه اصلی قدرت و بقای او نه مرجعیت دینی، بلکه اتحاد عملی با سپاه پاسداران و شبکه نیروهای مسلح نیابتی بوده است.

جانشینی بر پایه وفاداری سیاسی

به نوشته فیلیو، هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کرد خامنه‌ای بتواند نزدیک به چهار دهه بر ایران حکومت کند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، ساختاری شکل گرفت که در آن رییس‌جمهوری زیر نظر رهبری قرار دارد که تنها در برابر خدا پاسخ‌گو است.

جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ به تقویت موقعیت خامنه‌ای کمک کرد. او به عنوان معاون وزیر دفاع، رابطه‌ای پایدار با سپاه پاسداران برقرار کرد؛ نیرویی که به گفته فیلیو، سرکوب‌های داخلی را با ارجاع به تهدیدهای بیرونی توجیه می‌کند.

در زمان تعیین جانشین، خمینی وفاداری سیاسی را بر اعتبار مذهبی ترجیح داد. خامنه‌ای نه مرجع بود و نه در حد یک آیت‌الله بزرگ، اما پس از مرگ خمینی در خرداد ۱۳۶۸ به رهبری رسید و پنج سال بعد روحانیون قم عنوان مرجعیت را به او اعطا کردند.

مشروعیتی متکی بر اسلحه

فیلیو تاکید می‌کند علی خامنه‌ای در داخل ایران پیروان اندکی دارد، اما از بیعت نیروهای همسو با تهران، از جمله حزب‌الله لبنان، برخوردار است. از نگاه او، همین پیوند نظامی با سپاه و شبکه شبه‌نظامیان نیابتی در منطقه، پایه اقتدار خامنه‌ای را تشکیل می‌دهد و به تدریج خود را بر دولت‌ها تحمیل کرده است.

این تحلیلگر و مورخ می‌نویسد شکاف در راس حکومت که در دوره ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی مهار شده بود، در زمان محمد خاتمی آشکار شد. جنبش دانشجویی تیر ۱۳۷۸ به دستور خامنه‌ای سرکوب شد و خاتمی تا پایان دوره‌اش تضعیف ماند.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد و حمایت هم‌زمان خامنه‌ای و سپاه از او، جمهوری اسلامی از حمله آمریکا به عراق برای گسترش نفوذ خود در عراق، سوریه و لبنان بهره برد و برنامه هسته‌ای را با به سرعت پیش برد.

اعتراض‌های پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ نیز، به روایت فیلیو، با خشونتی گسترده‌تر از دهه پیشین در هم شکسته شد.

چرخه‌ای که خونین‌تر می‌شود

فیلیو معتقد است خامنه‌ای در وضعیتی گرفتار شده که هر موج سرکوب از قبلی خونین‌تر و مرگبارتر است، زیرا اصلاح ساختاری در این نظام امکان‌پذیر نیست و فارغ از اینکه چه کسی رییس‌جمهوری باشد، تصمیم نهایی با رهبر ۸۶ ساله‌ای است که در باورهای گذشته مانده است.

او با اشاره به هزاران قربانی جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۱۴۰۱، که با ده‌ها هزار کشته و زخمی در کشتار خونین دی (انقلاب ملی مردم ایران) دنبال شد؛ می‌نویسد این روند مستقیما از اضطراب خامنه‌ای درباره آینده قدرت سرچشمه می‌گیرد.

  • تاج‌زاده: ولایت فقها و حکومت شکست خورده‌ روحانیت این اوضاع را بر ملت ایران تحمیل کرده است

    تاج‌زاده: ولایت فقها و حکومت شکست خورده‌ روحانیت این اوضاع را بر ملت ایران تحمیل کرده است

خامنه‌ای به نوشته فیلیو به سناریو سپردن قدرت به پسرش مجتبی می‌اندیشد، اما می‌داند چنین انتقال موروثی می‌تواند روحانیت را دچار شکاف عمیق کند. در عین حال، هیچ آیت‌اللهی نیز از جایگاهی برخوردار نیست که بتواند جای او را بگیرد، به‌ویژه آنکه به باور این مورخ بسیاری از روحانیون می‌کوشند از هزینه‌های این بی‌اعتباری فاصله بگیرند.

نگاه سپاه پاسداران به عبور از رهبری

فیلیو در پایان نتیجه می‌گیرد خامنه‌ای بیش از هر زمان دیگری منزوی است و هم‌زمان جناح‌های مختلف سپاه پاسداران خود را برای دوران پس از او آماده می‌کنند. از نگاه او، یک دیکتاتوری با ماهیت نظامی‌تر ممکن است برای حفظ بخش اصلی قدرت، هم به آمریکا و هم به جامعه امتیاز بدهد.

از نگاه این تحلیلگر درست به همین دلیل است که خامنه‌ای می‌کوشد با کندن خندقی خونین در دل جامعه خود، چنین چشم‌اندازی را دفن کند.