اسرائیل پروازهای سینا امجدیان، خلبان ایرانیتبار شرکت یونایتد ایرلاینز، را ممنوع کرد
مقامهای وزارت حملونقل اسرائیل اعلام کردند پروازهایی که سینا امجدیان، خلبان ایرانیتبار شرکت یونایتد ایرلاینز، در کادر آنها باشد، اجازه ورود به این کشور را ندارند. این تصمیم در پی انتشار گزارشهایی درباره حمایت او از جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و حزبالله لبنان اتخاذ شده است.
پایگاه خبری واینت چهارشنبه ۲۹ مهر نوشت این محدودیت پس از دریافت هشدار امنیتی از وزارت امور دیاسپورا و مبارزه با یهودستیزی اسرائیل وضع شده است.
تاکنون گزارشی از لغو یا ممانعت از ورود پروازی بهدلیل حضور امجدیان منتشر نشده است.
بر اساس نامهای به تاریخ ۲۷ مهر که واینت به آن دست یافته، آوی کوهن اسکالی، مدیرکل وزارت امور دیاسپورا، اتهامهای مطرحشده علیه امجدیان را به اطلاع داوید زینی، رییس سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شینبت) و موشه بن زاکن، مدیرکل وزارت حملونقل، رسانده است.
رونوشت نامه همچنین برای شارون کادمی، مدیرکل سازمان فرودگاههای اسرائیل، و چند مقام دیگر ارسال شده است.
این گزارش در حالی منتشر میشود که طی روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری رویارویی نظامی میان جمهوری اسلامی از یک سو و اسرائیل و آمریکا از سوی دیگر شدت گرفته است.
از صفحه اینستاگرام منتسب به امجدیان
اتهامهای مطرحشده علیه امجدیان
واینت در ادامه گزارش داد نامه وزارت امور دیاسپورا درباره خلبان ایرانیتبار یونایتد ایرلاینز به دو پست در شبکه اجتماعی ایکس استناد کرده است.
بر اساس یکی از این پستها، امجدیان مطالبی در حمایت از حکومت ایران منتشر کرده و در ویدیویی نشان جمهوری اسلامی را بوسیده و به آن ادای احترام نظامی کرده است.
در پست دوم، به حمایت این خلبان از سپاه پاسداران و حزبالله اشاره شده و از یونایتد ایرلاینز خواسته شده است رفتار او را مورد بررسی قرار دهد.
برخی گزارشها از سابقه اشتغال امجدیان در فلایدبی حکایت دارند. بر اساس صفحه منتسب به او در لینکدین، این خلبان از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ برای فلایدبی کار کرده است.
وزارت امور دیاسپورا در نامه خود نوشت با توجه به مسئولیت حساس خلبانان خطوط هوایی بینالمللی و اهمیت امنیت مسافران و خدمه، اطلاعات دریافتی باید بهطور تخصصی بررسی شود.
بوسه امجدیان بر نشان جمهوری اسلامی - از صفحه اینستاگرام منتسب به او
افزایش تدابیر امنیتی پس از حادثه فلایدبی
هشدار درباره فعالیتهای امجدیان پس از حادثه اخیر برای پرواز فلایدبی به مقصد تلآویو مطرح شده است؛ رویدادی که اسرائیل را به بازبینی تدابیر امنیتی مربوط به خدمه پروازهای خارجی واداشت.
هشتم مهر، هواپیمای فلایدبی هنگام عبور از حریم هوایی اردن تغییر مسیر داد و در فرودگاه تبوک عربستان سعودی فرود آمد.
دادستان کل امارات ۱۱ مهر اعلام کرد کمکخلبان با تبر اضطراری کابین به خلبان حمله کرده و کوشیده بود کنترل هواپیما را به دست بگیرد.
بهگفته دادستان، تحقیقات نشان داد این اقدام تلاشی برای انجام «حمله تروریستی» بوده است.
بر اساس گزارشها، دخالت مسافران و خدمه مانع تسلط کمکخلبان عمانی بر هواپیما شد. این پرواز با ۱۸۲ سرنشین طی حدود ۳۰ ثانیه بیش از پنج هزار متر کاهش ارتفاع داشت.
پس از این حادثه، مرکز ملی فرماندهی و کنترل مبارزه با یهودستیزی اسرائیل نظارت بر تهدیدهای احتمالی علیه امنیت هوانوردی را گسترش داد.
مقامهای وزارت حملونقل اسرائیل به واینت گفتند این وزارتخانه نهاد اطلاعاتی نیست، اما هشدارهای مربوط به امنیت پرواز را با دستگاههای مسئول در میان میگذارد.
به گفته آنان، هشدار دریافتی درباره امجدیان مبنای تصمیم اخیر بوده است.
هنوز روشن نیست امجدیان تاکنون پروازی به اسرائیل داشته یا قرار بوده به فرودگاه بنگوریون پرواز کند یا خیر.
همچنین مشخص نیست او صلاحیت هدایت هواپیماهایی را دارد که یونایتد ایرلاینز در مسیر اسرائیل از آنها استفاده میکند.
یونایتد ایرلاینز تا زمان انتشار گزارش واینت به درخواست این رسانه برای اظهارنظر پاسخ نداده بود.
در دو ماه گذشته، دستکم ۳۸ زن و کودک، از جمله ۱۳ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال، در ۲۸ پرونده زنکشی در ایران جان باختند. در بیشتر این پروندهها، همسر، همسر سابق یا یکی از مردان خانواده، عامل قتل بوده است.
روزنامه شرق چهارشنبه ۲۹ مهر در گزارشی تحلیلی و آماری درباره خشونت خانگی نوشت از مجموع پروندههای بررسیشده، هشت مورد در شهریور ماه و ۲۰ مورد در مهر ماه رخ داده است.
این روزنامه تاکید کرد آمار منتشرشده تنها مواردی را شامل میشود که در رسانهها بازتاب یافتهاند و شمار واقعی قربانیان ممکن است بیشتر باشد.
این قتلها در ۱۷ استان ایران شامل آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، البرز، اصفهان، ایلام، تهران، خراسان شمالی، خراسان رضوی، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، کردستان، کرمان، کرمانشاه، گیلان، مازندران و هرمزگان رخ دادهاند.
درخواست طلاق یا جدایی، اختلافات خانوادگی، خشونتهای مکرر، انگیزههای موسوم به «ناموسی» و رفتارهای کنترلگرانه، از جمله مخالفت با تصمیم زنان درباره زندگی شخصی و ازدواج، از عوامل مطرحشده در این پروندهها بودهاند.
روزنامه جوان ۲۷ مهر گزارش داد در هشت پرونده قتل خانوادگی طی مهرماه، ۳۱ نفر کشته شدند و بر ضرورت بررسی عوامل اجتماعی و روانی این قتلها و پیشگیری از خشونت تاکید کرد.
سایت رکنا نیز ۲۶ مهر از قتل دستکم ۱۵ زن و دختر از ابتدای این ماه در شهرهای مختلف ایران خبر داد و اختلافات خانوادگی، درخواست جدایی، سوءظن، اختلافات مالی و انگیزههای موسوم به «ناموسی» را از عوامل مطرحشده در شماری از پروندهها عنوان کرد.
بر اساس بررسی روزنامه شرق، در شماری از پروندهها، کودکان همراه مادرانشان یا در جریان خشونت علیه دیگر اعضای خانواده جان باختند. در مجموع، هشت کودک همراه مادرانشان یا در جریان همان حمله کشته شدند.
در چهار پرونده، قتل پس از درخواست طلاق یا جدایی زن رخ داده و در پنج پرونده نیز سابقه اختلاف خانوادگی یا خشونت خانگی مکرر گزارش شده است.
در حدود نیمی از پروندهها، علت قتل اعلام نشده است.
در یکی از این موارد، پدری در کرمانشاه دختر ۱۶ ساله خود را که پس از کلاس چهارم دبستان به اجبار ترک تحصیل کرده و با ازدواج اجباری مخالفت کرده بود، هنگام خواب با شلیک گلوله کشت. در پروندههای دیگری نیز یک دختر دو ساله بر اثر ضربوجرح پدر و یک دختر ۱۳ ساله با شلیک گلوله برادرش جان باخت.
لیلی ارشد، مددکار و فعال اجتماعی، با اشاره به شمار بالای زنکشیهای گزارششده در دو ماه گذشته، خواستار توجه جدیتر رسانهها، قوه قضاییه و صداوسیما به این قتلها شد.
او تاکید کرد مقابله با خشونت خانگی به برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت، تقویت قوانین بازدارنده، تامین امنیت زنان و کودکان و شناسایی زودهنگام نشانههای خشونت از سوی معلمان، مسئولان بهزیستی و پلیس نیاز دارد.
این فعال اجتماعی همچنین هشدار داد محدودیتهای قانونی در مجازات پدر یا جد پدری در پروندههای فرزندکشی میتواند اثر بازدارندگی مجازات را تضعیف کند.
ارشد بر ضرورت آموزش مهارتهای اجتماعی از دوران کودکی، حضور مددکاران اجتماعی در مدارس، دسترسی به خدمات سلامت روان با پوشش بیمهای و افزایش خانههای امن برای افراد در معرض خشونت و فرزندانشان تاکید کرد.
تجمع زنان و خانواده نیلوفر مجاوری بر مزار او در اعتراض به قتلش؛ پیرانشهر، ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
فاطمه باباخانی، وکیل و فعال حقوق زنان، نیز تهدیدهای مکرر به قتل یا آسیب رساندن، حبس خانگی، قطع ارتباط با خانواده و شبکههای حمایتی و نشانههای خشونت با محتوای «ناموسی» را از هشدارهای تشدید خشونت خانگی دانست.
او پیشنهاد کرد افراد در معرض خشونت با نزدیکان مورد اعتماد خود بر سر کلمه یا علامتی مشخص توافق کنند تا در شرایط خطر، اطرافیان از نیاز فوری آنان به کمک آگاه شوند.
باباخانی همچنین گفت سکوت اطرافیان در برابر خشونت خانگی میتواند فرصت پیشگیری از آسیب را از بین ببرد و تاکید کرد در صورت مشاهده نشانههای خطر جدی، موضوع باید به پلیس یا اورژانس اجتماعی گزارش شود.
بیش از ۳۶۰ هزار امضا در کارزارهای مرتبط با خشونت
حامد بیدی، مدیرعامل پلتفرم «کارزار»، اعلام کرد تاکنون ۲۶ کارزار با موضوع زنکشی در این پلتفرم میزبانی شده و با احتساب موضوعاتی مانند خشونت خانگی، قتل فرزندان، اسیدپاشی و نابرابری در برخورداری از حق حیات، مجموع آنها به ۶۳ کارزار با بیش از ۳۶۰ هزار امضا رسیده است.
او تاکید کرد کارزارهای مردمی علاوه بر مطالبه اصلاح قوانین، میتوانند به آگاهیبخشی عمومی و تغییر باورهایی کمک کنند که خشونت علیه زنان را با مفاهیمی مانند «ناموس» و «آبرو» توجیه میکنند.
با وجود تداوم زنکشی در ایران، لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت پس از بیش از ۱۵ سال کشمکش میان دولت، مجلس و نهادهای حکومتی، همچنان به تصویب نهایی نرسیده است.
امیرحسین جلالی، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، تاکید کرد زنکشی را نمیتوان صرفا به اختلالات روانی تقلیل داد و بیشتر افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی مرتکب قتل نمیشوند.
او توضیح داد خشونت شدید معمولا حاصل برهمکنش عوامل فردی، خانوادگی و ساختارهای اجتماعی و حقوقی است و سابقه کنترلگری، تهدید، تعقیب و تشدید خشونت هنگام جدایی باید در بررسی این قتلها مورد توجه قرار گیرد.
جلالی با اشاره به نقش وابستگی اقتصادی زنان، دشواری خروج از روابط خشونتآمیز، توجیه خشونت با مفاهیمی مانند «ناموس» و «آبرو»، دسترسی ناکافی به خانههای امن و ضعف قوانین حمایتی، هشدار داد نسبت دادن زنکشی به بیماری روانی میتواند مساله اصلی، یعنی خشونت مبتنی بر کنترل و ناکامی سازوکارهای حمایتی در متوقف کردن آن را پنهان کند.
یوسف مجیدزاده، باستانشناس برجسته ایرانی، ۲۷ مهر در ۹۰ سالگی در فرانسه درگذشت. مردی که کاوشهایش در جیرفت، ازبکی و تپه قبرستان، به کشف شواهد مهمی از تمدنها و استقرارهای کهن در فلات ایران انجامید، اما همواره هدف فشارها و اتهامهای سیاسی و عقیدتی بود.
مجیدزاده متولد سال ۱۳۱۵ در تبریز و استاد پیشین دانشگاه تهران بود و دکترای باستانشناسی خود را با تمرکز بر پیش از تاریخ، از دانشگاه شیکاگو دریافت کرده بود.
او پیش از انقلاب ۵۷ استاد دانشگاه تهران شد اما سال ۱۳۶۵ اعضای انجمن اسلامی دانشجویان برای اخراجش تلاش کردند، چرا که مجیدزاده و صادق ملکشهمیرزادی از امضای طرحی خودداری کردند که دانشجویان دختر را از آموزش میدانی باستانشناسی کنار میگذاشت و بهجای آن به موزه میفرستاد.
مجیدزاده نیز پس از آنکه او را کنار گذاشتند، به فرانسه رفت و در آنجا به تدریس پرداخت.
از مهمترین فعالیتهای علمی او، سرپرستی کاوشهای حوزه هلیلرود و محوطه کُنارصندل در نزدیکی جیرفت در دهه ۱۳۸۰ بود.
پس از غارت گسترده گورستانهای باستانی منطقه، مسئولان وقت میراث فرهنگی از او دعوت کردند از فرانسه به ایران بازگردد و هدایت پژوهشهای باستانشناسی این حوزه را بر عهده بگیرد.
کاوشهای جیرفت، فرضیه تمدن کهن و سنگاندازیها
کاوشهای مجیدزاده و همکارانش، شواهد مهمی از یک تمدن کهن را در جنوبشرق ایران آشکار کرد و توجه پژوهشگران جهان را به جایگاه این منطقه در ارتباط میان تمدنهای باستانی جلب کرد.
از یافتههای شاخص این پژوهشها، بقایای حدود چهار هزار ساله از بنای عظیم خشتی و پلکانی کُنارصندل شمالی بود که مجیدزاده آن را زیگوراتی قدیمیتر از زیگوراتهای بینالنهرین معرفی میکرد.
همچنین الواحی با قدمت حدود چهار هزار و ۵۰۰ سال با نشانههای نوشتاری در کُنارصندل جیرفت به دست آمد که بررسی آنها به طرح فرضیه وجود یک نظام نوشتاری دیگر در این منطقه انجامید.
مجیدزاده بر اهمیت تمدن جیرفت تاکید داشت و آن را گهواره تمدن شرق و قدیمیتر از سومر میدانست.
متاسفانه در اواخر دهه ۸۰، سازمان وقت میراثفرهنگی با قطع بودجه، کاوشهای او را نیمه تمام گذاشت و او نتوانست زیگورات را به طور کامل از دل خاک بیرون بیاورد.
مجیدزاده هر بار که به ایران بازمیگشت، با مشکلات بزرگی روبهرو میشد.
سال ۱۳۷۰، جهاد دانشگاهی و انجمن اسلامی دانشگاه تهران نامهای خطاب به علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، نوشتند و از بازگشت استادان کنارگذاشتهشده به دانشگاه شکایت کرده و مشخصا مجیدزاده را با اتهامهای سیاسی و عقیدتی هدف گرفتند.
او علاوه بر جیرفت، سرپرستی کاوش در محوطههای مهم دیگری، از جمله محوطه ازبکی در استان البرز و تپه قبرستان دشت قزوین را هم بر عهده داشت.
کاوشهای ازبکی در فاصله سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴، اطلاعات مهمی درباره استقرارهای پیش از تاریخ و دورههای تاریخی این بخش از فلات ایران به دست داد.
در یانتپه، از تپههای مجموعه ازبکی، بقایای معماری خشتی با قدمتی حدود ۹ هزار سال شناسایی شد؛ یعنی آثار یکی از کهنترین استقرارهای روستایی شناختهشده در فلات مرکزی ایران.
بقایای دژهایی که مجیدزاده آخرین مرحله آنها را به دوره ماد نسبت میداد، از دیگر یافتههای مهم این محوطه بود.
مجیدزاده در کاوشهای دهه ۱۳۵۰ در تپه قبرستان، نزدیک سگزآباد، شواهد مهمی از کارگاههای فلزکاری و تولید مس به دست آورد.
کشف بوتههای ذوب، قالبهای ریختهگری و بقایای کارگاهی، به شناخت تخصصهای تولیدی و فناوری فلزکاری در فلات مرکزی ایران کمک کرد.
تاریخگذاری این کارگاهها در پژوهشهای بعدی به اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد، یعنی حدود شش هزار سال پیش نسبت داده شد.
مجیدزاده علاوه بر کاوشهای باستانشناسی، با تالیف کتابهایی درباره تمدنهای باستانی، به گسترش منابع پژوهشی فارسی در این حوزه کمک کرد.
«تاریخ و تمدن بینالنهرین»، «تاریخ و تمدن ایلام» و «جیرفت، کهنترین تمدن شرق»، از آثار شناختهشده او هستند.
کتاب «تاریخ و تمدن بینالنهرین» مجموعهای سهجلدی است که تمدنهای باستانی سرزمین میان دجله و فرات، عمدتا در عراق امروزی، را معرفی میکند.
جلد تاریخ سیاسی آن از دوران آغاز نگارش و شکلگیری دولتشهرهای سومری شروع میشود و با بررسی حکومتهای اکد، بابل و آشور، تا دوره بابل جدید و پایان فرمانروایی کلدانیان ادامه مییابد.
دو جلد دیگر به زندگی اجتماعی و فرهنگی، باورهای مذهبی، اقتصاد، هنر و معماری این تمدنها اختصاص دارند.
او در «تاریخ و تمدن عیلام» به یکی از تمدنهای مهم ایران پیش از هخامنشیان میپردازد.
تاریخ سیاسی و سلسلههای فرمانروا، باورهای مذهبی، آثار هنری و افول قدرت عیلام، محورهای اصلی این کتاباند.
کتاب «جیرفت، کهنترین تمدن شرق» او هم در سال ۱۳۸۲ منتشر شد و به معرفی آثار منتسب به حوزه هلیلرود پرداخت؛ از جمله ظروف سنگی نقشدار و اشیایی که پس از غارت گورستانهای منطقه توقیف شده بودند.
کتاب با انتشار تصاویر این آثار، به شناخته شدن هنر و فرهنگ باستانی منطقه کمک کرد.
خبرگزاری مهر گزارش داد فرونشست زمین در استان کرمان به بحرانی برای محیط زیست، کشاورزی و زیرساختها تبدیل شده است. بر اساس این گزارش، زمین در برخی دشتهای استان سالانه تا ۴۰ سانتیمتر نشست میکند و شکافها به نزدیکی روستاها و باغها رسیدهاند.
این رسانه چهارشنبه ۲۹ مهر نوشت دشتهای کرمان از کانونهای اصلی فرونشست در ایران هستند و این پدیده جغرافیای طبیعی و اقتصادی استان را دگرگون میکند.
مهر وضعیت کنونی را «زلزله خاموش» توصیف کرد و درباره خسارتهای آن به سکونتگاهها هشدار داد.
برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی عامل اصلی این بحران معرفی شده است. خشکسالیهای پیدرپی، کشت محصولات آببر و حفر هزاران چاه عمیق و نیمهعمیق به کاهش ذخایر آبی دامن زدهاند. تغییر اقلیم، افت بارندگی و مدیریت ناکارآمد منابع آب نیز بر شدت مشکل افزودهاند.
مهر افزود با تخلیه آب از لایههای زیرزمینی، ذرات خاک به یکدیگر نزدیک میشوند و سطح زمین پایین میرود. فشردگی این لایهها اغلب برگشتناپذیر است و حتی با افزایش دوباره ذخایر آب، زمین لزوما به وضعیت پیشین بازنمیگردد.
پیشتر در ۲۳ شهریور، رضا شهبازی، معاون سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، اعلام کرد گستره فرونشست زمین در ایران طی هشت سال ۱۰ برابر شده و پهنههای درگیر این پدیده در شماری از مناطق کشور به یکدیگر پیوستهاند.
دشتهایی با نشست سالانه دهها سانتیمتر
بر اساس دادههای سازمان زمینشناسی کشور که مهر به آنها استناد کرده، نرخ فرونشست در دشت بهرمان به ۳۱ سانتیمتر در سال رسیده است.
در بخشهایی از دشتهای رفسنجان، انار، زرند و سیرجان نیز نشست سالانه زمین بین ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر برآورد میشود؛ ارقامی که از شدت بحران حکایت دارند.
در جنوب کرمان، افت مداوم سطح آبهای زیرزمینی هم کشاورزی و هم زیرساختها را تهدید میکند.
مهر افزود چند روستا تحت تاثیر این پدیده قرار گرفتهاند و ترکها و شکافهای زمین تا نزدیکی خانهها و باغها پیش رفتهاند.
۱۱ تیر، علی بیتاللهی، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، با هشدار درباره گسترش فرونشست زمین در ایران اعلام کرد ۱۴۵۰ حلقه چاه با عمق بیش از ۳۰۰ متر در کشور وجود دارد و برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی از عوامل اصلی تشدید این پدیده است.
تهدید خانهها، راهها و زمینهای کشاورزی
مهر در ادامه نوشت ترکخوردگی ساختمانها، آسیب به جادهها و خطوط انتقال انرژی از پیامدهای فرونشست به شمار میروند.
این پدیده با تغییر ساختار خاک، تهدیدی علیه حاصلخیزی زمینهای کشاورزی محسوب میشود و خطر شورهزار شدن زمینها یا از دست رفتن قابلیت کشت را افزایش میدهد.
در جنوب استان کرمان که محل تولید سالانه میلیونها تن محصول کشاورزی است، ادامه این وضعیت میتواند معیشت روستاییان را به خطر بیندازد و در بلندمدت به مهاجرت اجباری و خالی شدن تدریجی برخی سکونتگاهها بینجامد.
هشتم تیر، روزنامه شرق با استناد به تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد فرونشست زمین در ایران به مرحلهای بحرانی رسیده است و نیمی از جمعیت ایران در مناطق درگیر این پدیده سکونت دارند.
مهر بستن چاههای غیرمجاز و نظارت جدی بر برداشت آبهای زیرزمینی را مهمترین اقدام برای مهار فرونشست دانست.
اصلاح الگوی کشت، جایگزینی محصولات کمآببر و توسعه کشاورزی گلخانهای نیز در این گزارش پیشنهاد شده است.
استفاده از سامانههای آبیاری تحت فشار، بازچرخانی پساب تصفیهشده و در بلندمدت شیرینسازی آب دریا، از پیشنهادهایی است که میتواند فشار بر منابع آب شیرین را کاهش دهد.
علیاصغر ذاکری هرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری کرمان، در گفتوگو با مهر هشدار داد کاهش پیوسته منابع آب زیرزمینی بقای زیرساختها، زمینهای کشاورزی و سکونتگاههای استان را به خطر انداخته است.
او تاکید کرد بدون اقدام فوری، خسارتهای فرونشست در سالهای آینده میتواند آینده توسعه کرمان را تحت تاثیر قرار دهد.
متقاضیان ویزای کاری و دورههای آموزش حرفهای در آلمان سهشنبه ۲۸ مهر بار دیگر در اعتراض به روند کند نوبتدهی از سوی سفارت این کشور، مقابل ساختمان سفارت در تهران تجمع کردند.
متقاضیان ویزای کاری و آوسبیلدونگ آلمان با وجود پیشتاییدیه، از تیر و مرداد (ماه ژوئیه) منتظر وقت سفارت هستند.
آوسبیلدونگ دورهای برای یادگیری مهارت حرفهای است که آموزش عملی در محل کار را با آموزش نظری در مدرسه فنیوحرفهای ترکیب میکند. این دوره معمولا دو تا سه و نیم سال طول میکشد و کارآموزان در طول آن حقوق دریافت میکنند.
شهروندان متقاضی این ویزا، از اواخر اردیبهشت تاکنون چند تجمع اعتراضی برگزار کردهاند، اما میگویند نوبتدهی همچنان قطرهچکانی است.
بسیاری از متقاضیان از تیر و مرداد در انتظار دریافت وقت هستند و تعدادی نیز به دلیل این تاخیرها، قراردادهای کاری و فرصت شروع دورههای آوسبیلدونگ خود را از دست دادهاند.
شرکتکنندگان در این تجمعها، عمدتا نیروهای کادر درمان و پرستاری، با پیشتاییدیه عادی و «فستترک» هستند.
فستترک به معنی نوبتدهی سریعتر است؛ یعنی متقاضیان از مسیر جداگانهای زودتر وقت میگیرند.
این تاخیر در نوبتدهی، همچنین باعث اتمام مهلت اعتبار مدرک زبان و تحمیل هزینههای سنگین به آنان شده است.
این شهروندان میگویند با وجود سه تجمع و مکاتبات متعدد با نهادهای مسئول، هنوز راهکار مشخصی برای رفع این بلاتکلیفی ارائه نشده است.
بر اساس گزارشها، هزاران نفر در صف انتظار ارائه درخواست ویزا به سفارت آلمان در تهران هستند.
شماری از شهروندان ۲۳ مهر، نهم مهر و سوم مهر نیز در اعتراض به دو سال انتظار برای پاسخ به درخواست ویزای «پیوست» خود ، مقابل سفارت آلمان تجمع کرده بودند.
وزارت خارجه آلمان مرداد امسال در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره وضعیت سفارت این کشور در تهران اعلام کرده بود سفارت تعطیل نشده، اما بخش کنسولی و صدور ویزا در شرایط کنونی بهصورت اضطراری و با ظرفیت محدود فعالیت میکند.
پیشتر در ۳۰ مرداد نیز گروهی از متقاضیان ویزای آلمان در اعتراض به خودداری سفارت این کشور از صدور ویزا، در مقابل ساختمان سفارت آلمان در تهران دست به تجمع زده بودند.
معترضان حاضر در این تجمع گفته بودند با وجود دریافت پیشتاییدیه و پیشویزای اداره مهاجرت آلمان، سفارت از صدور ویزا سر باز میزند و وقت جدیدی نیز تعیین نمیکند.
به گفته آنان، تاریخ اعتبار پیشتاییدیهها رو به پایان است و کارفرمایان در انتظار صدور ویزا هستند. این در حالی است که هر متقاضی برای این مرحله ۴۱۱ یورو هزینه کرده است.
امید محمدعلیخان، عضو انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران، ۱۹ مرداد خبر داده بود صدور روادید «گردشگری» از سوی برخی سفارتخانهها مانند آلمان، متوقف شده است و حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار متقاضی بلاتکلیف ماندهاند.
نفتکش پهلوگرفته در بندر فجیره، همزمان با محدود شدن تردد دریایی در تنگه هرمز، ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
قیمت جهانی نفت تحت تاثیر تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه، نگرانی از اختلال در عرضه نفت و کاهش ذخایر نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا، بیش از یک دلار در هر بشکه افزایش یافت.
بهای معاملات آتی نفت برنت صبح چهارشنبه ۲۹ مهر به وقت ایران، با یک دلار و ۸۱ سنت افزایش، معادل ۱.۶۶ درصد، به ۱۱۰ دلار و ۶۰ سنت در هر بشکه رسید.
قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با یک دلار و ۵۰ سنت افزایش، معادل ۱.۵۳ درصد، به ۹۹ دلار و ۳۲ سنت در هر بشکه رسید.
روزنامه والاستریت ژورنال نیز چهارشنبه ۲۹ مهر گزارش داد صادرات نفت از خلیج فارس در هفته منتهی به ۲۶ مهر، با وجود ادامه حملات دریایی، از سطح پیش از جنگ فراتر رفت، اما هزینه حمل نفت همچنان بالاست.
تلاشهای میانجیگرانه و نوسان قیمت
قیمت نفت در معاملات ۲۸ مهر پس از دیدار مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، محسن رضایی و عباس عراقچی، با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران و گفتوگو درباره تلاشهای میانجیگرانه، کاهش یافت.
نفت برنت در همین روز، پیش از کاهش قیمت، به بالاترین سطح پنج ماه گذشته رسیده بود.
پزشکیان در این دیدار گفت آمریکا باید پیش از هرگونه مذاکره، فشارها، تهدیدها و تحریمها را بردارد و هشدار داد در صورت آغاز مذاکرات، احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران وجود دارد.
رضایی نیز تاکید کرد حتی ذرهای از مواد هستهای غنیشده از ایران خارج نخواهد شد و تا زمانی که آمریکا برای اعتمادسازی اقدام نکند، مذاکرهای انجام نمیشود.
قالیباف هم گفت آمریکا تنها با اجرای شروط هفتگانه جمهوری اسلامی میتواند اعتماد تهران را جلب کند و تهدیدهای نظامی، تصمیمات راهبردی حکومت را تغییر نخواهد داد.
عراقچی نیز در مصاحبهای تلویزیونی گفت مذاکرات با آمریکا از طریق واسطههایی از جمله پاکستان و قطر ادامه دارد، اما تنگه هرمز تا زمان پذیرش شروط تهران از سوی آمریکا و دستیابی به توافق، بسته خواهد ماند.
سوورو سارکار، رییس بخش تحقیقات انرژی بانک دیبیاس، به خبرگزاری رویترز گفت بازار نفت در چند جلسه معاملاتی اخیر نوسانهای زیادی را تجربه کرده است.
او این نوسانها را حاصل ترکیبی از شناسایی سود از سوی معاملهگران، خوشبینی به دستیابی به توافقی با میانجیگری قطر یا پاکستان و در مقابل، این ارزیابی دانست که دستیابی به چنین توافقی همچنان دور از دسترس است.
سارکار همچنین به دادههای موسسه نفت آمریکا اشاره کرد که نشان میدهد روند کاهش ذخایر نفت خام و فرآوردههای نفتی این کشور ادامه دارد.
بر اساس دادههای این موسسه به نقل از منابع بازار، ذخایر نفت خام آمریکا در هفته منتهی به ۲۴ مهر، چهار میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه کاهش یافت.
دو مقام وزارت انرژی آمریکا نیز ۲۸ مهر گفتند در حال همکاری با پالایشگران سراسر جهان برای افزایش تولید سوخت هستند.
این تلاشها در شرایطی انجام میشود که کمبود گازوئیل به افزایش قیمت آن منجر شده است.
نگرانی از حملات دریایی و اختلال در صادرات نفت
کپلر، شرکت ردیابی کشتیها، ۲۷ مهر اعلام کرد در دو هفته منتهی به این تاریخ، دستکم ۱۸ حمله به کشتیها ثبت شده است.
تحلیلگران گروه بورس لندن هشدار دادند جمهوری اسلامی حملات به نفتکشها را به مناطقی فراتر از تنگه هرمز گسترش داده و دامنه این حملات به دریای عمان رسیده است.
به گفته آنان، این حملات بارگیری نفت خام در منطقه خلیج فارس و عملیات انتقال نفت از کشتی به کشتی را که به بارگیری نفت در منطقه کمک میکند، با خطر مواجه کرده است.
حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن نیز ۲۷ مهر مسئولیت حملات به تاسیسات شرکت آرامکو در ینبع، میدان نفتی شیبه و فرودگاههای ریاض و ابها در عربستان سعودی را بر عهده گرفتند.
شمار کشتهشدگان حمله حوثیها به نیروهای دولت یمن در همان روز نیز با تشدید درگیریها به ۷۳ نفر افزایش یافت.
همزمانی نگرانیها از اختلال در عرضه نفت خاورمیانه با کاهش ذخایر آمریکا و نامشخص بودن نتیجه تلاشهای دیپلماتیک، بازار جهانی نفت را همچنان در معرض نوسان قرار داده است.