۳ زندانی سیاسی از اوین: جمهوری اسلامی میخواهد اقتدار از دست رفته را با اعدام بازسازی کند
ابوالفضل قدیانی، محمد نجفی و رضا ولیزاده، زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین، در بیانیهای افزایش اعدامها و بازداشتها را محکوم کردند و نوشتند جمهوری اسلامی از جنگ به عنوان پوششی برای تشدید سرکوب داخلی استفاده میکند و در پی جبران «اقتدار از دست رفته خود» با اعدام معترضان است.
در این بیانیه آمده است: «نظام فاسد جمهوری اسلامی بار دیگر جنگ را به مجوز کشتار شهروندان تبدیل کرده است. هرچه در میدان نبرد از اقتدار پوشالیاش فروریخت، اکنون میکوشد در میدان اعدام بازسازی کند.»
امضاکنندگان بیانیه افزودند اعدام معترضان با حکم دادگاههای «فرمایشی» اجرای عدالت نیست، بلکه «گدایی اقتدار در مسیر خون» است.
در ادامه بیانیه آمده است که حکومت با شتاب بخشیدن به اعدامها در پی آن است که «انتقامی را که نمیتواند از آمریکا و اسرائیل بگیرد، از شهروندان بیدفاع و بیگناهش بگیرد» و با ایجاد هراس، «هر دست و دهان معترضی را بشکند و خرد کند».
ابوالفضل قدیانی، محمد نجفی و رضا ولیزاده
در حدود یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی در ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از ۵۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و دهها تن دیگر نیز با اتهامات سیاسی به اعدام محکوم شدهاند.
قدیانی، نجفی و ولیزاده در بخش دیگری از بیانیه خود نوشتند حکومت جنگ را «سرپوش بسیار خوبی» یافته است تا «سلاخی معترضان کمتر دیده و شنیده شود».
آنها همچنین نوشتند: «امروز حکومت موروثی مجتبی خامنهای که به مانند پدرش مستبدی است خونریز و تبهکار و در تمامی جنایات و چپاولهای پدرش سهیم و شریک بوده است، از حکمرانی و کشورداری به تونلداری سقوط کرده است.»
این زندانیان سیاسی تاکید کردند: «خامنهای و باندهای امنیتی-نظامیاش بهجای مدیریت ابربحرانهای اقتصادی و اجتماعی، با اتکا به سهگانه اعدام، سرکوب و زندان میکوشند ایران و ایرانیان بیرون از تونلهای قدرت خود را مهار کنند.»
امضاکنندگان در پایان «اعدامهای فلهای قوه قضاییه»، «پروژه سازمانیافته سرکوب» و بازداشتهای گسترده را محکوم کردند و هشدار دادند هیچ حکومتی با «انباشت جنازه و خط تولید هراس» به امنیت و مشروعیت دست نخواهد یافت.
آنان افزودند اگر «بقایای فرقه حاکم» تسلیم اراده مردم نشوند، «ایران ویرانتر خواهد شد».
افزایش اعدامها در ماههای اخیر با واکنش گسترده نهادهای حقوق بشری، فعالان سیاسی و مدنی و خانوادههای زندانیان روبهرو شده است.
آنان نسبت به تشدید اجرای احکام اعدام، بهویژه در پروندههای مرتبط با اعتراضات، هشدار داده و خواستار توقف این روند شدهاند.
در تازهترین موارد، آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت و رییس جبهه اصلاحات، هفتم مرداد در نامهای به رییس قوه قضاییه خواستار بازنگری در اجرای احکام اعدام شد و هشدار داد بیتوجهی به حساسیت جامعه نسبت به حق حیات و عدالت، شکاف میان مردم و حاکمیت را عمیقتر میکند.
سازمان عفو بینالملل نیز ششم مرداد درباره تشدید اعدام معترضان در ایران هشدار داد و اعلام کرد دستکم ۶۰ نفر، از جمله سه کودکمجرم، در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارند و بسیاری دیگر نیز با اتهامهای مستوجب اعدام روبهرو هستند.
هواپیمای نظامی آمریکا در جریان حملات به ایران؛ تصویری از ویدیوی منتشرشده در ۷ مرداد ۱۴۰۵
سنتکام اعلام کرد در تازهترین موج حملات آمریکا، دهها هدف وابسته به سپاه پاسداران، از مراکز فرماندهی نظامی و تاسیسات موشکی و پهپادی تا مراکز دیدهبانی و دفاع ساحلی، هدف قرار گرفتند. مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی نیز از حمله به دستکم پنج استان در ایران خبر دادند.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، بامداد پنجشنبه هشتم مرداد اعلام کرد نیروهای این فرماندهی ساعت ۵:۳۰ صبح به وقت ایران، موج گسترده حملات به مواضع جمهوری اسلامی را به پایان رساندند.
بر اساس اعلام پیشین سنتکام، این عملیات از ساعت ۳:۳۰ بامداد آغاز شده و دو ساعت ادامه داشته است.
به گفته سنتکام، در این عملیات دهها موضع وابسته به سپاه پاسداران هدف قرار گرفتند.
این فرماندهی هدف از حملات را کاهش بیشتر تهدیدهای جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه نیروهای آمریکایی، کشتیرانی تجاری و کشورهای همسایه خلیج فارس اعلام کرد.
سنتکام افزود نیروهای سپاه پاسداران هفتم مرداد چندین موشک بالستیک را از خاک ایران - در تلاش برای انجام حملهای غافلگیرانه به نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه - شلیک کردند، اما همه این موشکها رهگیری شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه هفتم مرداد و پیش از آغاز حملات گفت واشینگتن در پاسخ به اقدام جمهوری اسلامی «ضربه بسیار سختی» وارد خواهد کرد.
او گفت جمهوری اسلامی پنج موشک شلیک کرده که همگی سرنگون شدهاند و افزود: «با این حال، آنها شلیک کردند؛ بنابراین اکنون نوبت ماست.»
ترامپ در عین حال گفت همچنان احتمال دستیابی به توافق با تهران وجود دارد.
بر اساس بیانیه سنتکام، بیش از ۵۰ هزار نظامی آمریکایی اکنون در خاورمیانه مستقرند و در سطح بالایی از آمادگی و هوشیاری قرار دارند.
مناطق هدف قرارگرفته در ایران
مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی اعلام کردند حملات بامداد هشتم مرداد چندین نقطه در استانهای بوشهر، خوزستان، فارس، گیلان و هرمزگان را هدف قرار داد.
در بوشهر، دو نقطه در حوالی چغادک هدف حمله قرار گرفت که به گفته فرماندار، تلفات جانی نداشت.
در خوزستان، اطراف آبادان، اروندکنار، اهواز و شادگان هدف حملات موشکی قرار گرفت.
در فارس، مقامهای استانی از حمله به مناطقی در فراشبند و کازرون خبر دادند و گفتند این حملات تلفات جانی نداشته است.
برای اطلاع از تازهترین تحولات جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، گزارش لحظهبهلحظه هشتم مرداد ایراناینترنشنال را در این لینک دنبال کنید.
رسانههای حکومتی همچنین از وقوع حمله در محدوده بندر انزلی در استان گیلان خبر دادند، اما تا زمان تنظیم این گزارش، مقامهای محلی جزییات بیشتری درباره محل اصابت یا خسارات احتمالی منتشر نکردند.
در هرمزگان، حمله به حوالی قشم تایید شد. به گفته مقامهای استانی، یک منزل مسکونی در محله چاهتنگو هدف قرار گرفت که در نتیجه آن سه تن کشته و دو تن دیگر زخمی شدند.
مقامهای هرمزگان حمله به بندرعباس، بستک و سیریک را رد کردند.
در کیش نیز دو انفجار شنیده شد، اما سازمان منطقه آزاد کیش اعلام کرد آسیبی به اماکن شهری و مسکونی وارد نشده است.
زمینه دور تازه حملات
این حملات در ادامه جنگی انجام شد که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و جمهوری اسلامی نیز با حمله به اسرائیل و کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا در منطقه به آن پاسخ داد.
پس از فروپاشی آتشبس موقت در ۲۸ خرداد، ارتش آمریکا طی ۱۳ شب پیاپی، به اهدافی در ایران حمله کرد.
واشینگتن پس از پایان سیزدهمین شب حملات، عملیات را برای چند روز متوقف کرد.
جمهوری اسلامی بامداد هفتم مرداد حمله به پایگاههای آمریکا در اردن و همچنین حمله به شناورهایی در تنگه هرمز را تایید کرد.
تهران همچنین پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان، را رد کرد.
آمریکا اعلام کرد حملات بامداد هشتم مرداد در پاسخ به حملات هفتم مرداد جمهوری اسلامی علیه نیروهای آمریکایی انجام شده است.
تشدید دوباره درگیریها نگرانیها را درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز افزایش داد و بهای نفت برنت نیز هفتم مرداد با بیش از هشت درصد افزایش، از ۹۰ دلار در هر بشکه گذشت.
تصویری از ستونهای دود ناشی از آتشسوزی در تالاب هورالعظیم
آتشسوزی بخش شمالی هورالعظیم پس از حدود یک شبانهروز مهار شد، اما خشکی گسترده تالاب و احتمال فعال شدن دوباره کانونهای حریق، نگرانیها را درباره پیامدهای نرسیدن حقابه افزایش داده است.
محمدجواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان، بامداد پنجشنبه هشتم مرداد به خبرگزاری ایرنا گفت نیروهای عملیاتی با همکاری دستگاههای امدادی موفق شدهاند آتشسوزی را بهطور کامل مهار کنند.
حریق از ظهر سهشنبه ششم مرداد در مخزن شماره یک و در بخش شمالی تالاب آغاز شده بود.
به گفته اشرفی، سختگذر بودن برخی نقاط تالاب امکان اجرای کامل عملیات خنکسازی را محدود کرده است.
او هشدار داد که با افزایش دمای هوا ممکن است کانونهای کوچک و پراکنده آتش در نقاط دور از دسترس دوباره فعال شوند و از این رو، پایش مستمر منطقه ادامه خواهد یافت.
شش خودروی آتشنشانی در مرحله نخست عملیات به کار گرفته شدند و نیروها توانستند حریق را در نقاطی که دسترسی زمینی داشت مهار کنند.
ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان پیش از اعلام خاموشی کامل گفته بود دو خودروی مجهزتر نیز برای دسترسی به آخرین کانون صعبالعبور به منطقه اعزام میشوند.
منشا انسانی؛ نقش دامداران هنوز قطعی اعلام نشده است
خبرگزاری ایرنا به نقل از مسئولان محلی، عامل انسانی را منشا آتشسوزی اعلام کرده است.
برخی گزارشها نیز احتمال دادهاند که شماری از دامداران برای از بین بردن پوشش گیاهی متراکم و تسهیل تردد و آبتنی دامها، بخشهایی از تالاب را آتش زده باشند.
با این حال، مقامهای محیط زیست در نخستین ساعات حادثه گفته بودند علت دقیق آتشسوزی همچنان در دست بررسی است و تنها شواهد اولیه از عمدی و انسانی بودن آن حکایت دارد.
تصویری از ستونهای دود ناشی از آتشسوزی در تالاب هورالعظیم
این نخستین آتشسوزی هورالعظیم در هفتههای اخیر نبود. روزنامه «شرق» گزارش داده است که یک حریق دیگر در محدودهای به وسعت ۱۲۰ تا ۱۴۰ هکتار رخ داده بود که ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان، اقدام دامداران برای تسهیل چرای دام و تردد گاومیشها را علت احتمالی آن دانسته بود.
حریق دیگری نیز صبح ششم مرداد در جنوب تالاب گزارش شد.
خشکی تالاب چگونه به گسترش آتش کمک کرد؟
گزارشهای منتشرشده درباره حادثه اخیر نشان میدهد حریق از محدوده کانال زهکش المهدی در جنوب تالاب آغاز شد و در بخشهای خشک مخزن شماره یک گسترش یافت.
خشکی پوشش گیاهی و بستر تالاب شرایطی ایجاد کرده است که یک آتش کوچک میتواند با سرعت به مناطق وسیعتری سرایت کند.
روزنامه شرق به نقل از موسی مدحجی، رییس اداره حفاظت و احیای تالابهای ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان، نوشت که اکنون تنها حدود ۴۰ درصد هورالعظیم آب یا رطوبت دارد؛ رقمی که نسبت به خرداد ماه حدود پنج واحد درصد کاهش یافته است.
بر اساس همین گزارش، مخزن شماره یک تنها ۲۲ درصد و مخزن شماره سه کمتر از ۲۰ درصد آب دارد.
میزان آبگیری مخزنهای چهار و پنج نیز کمتر از پنج درصد اعلام شده است.
مدحجی به شرق گفت که حقابه هورالعظیم در سناریوی خشکسالی یک میلیارد و ۳۸۳ میلیون مترمکعب تعیین شده، اما تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود ۸۱۴ میلیون مترمکعب، معادل نزدیک به ۵۹ درصد این نیاز، تامین شده است.
به گفته او، زمانبندی رهاسازی آب نیز با نیاز طبیعی تالاب همخوانی نداشته و آمار خرداد و تیر هنوز در اختیار محیط زیست قرار نگرفته است.
آب پیش از رسیدن به تالاب مصرف میشود
افزایش کشت محصولات پرمصرف در حوضه آبریز کرخه یکی دیگر از عوامل کاهش ورودی آب به هورالعظیم عنوان شده است.
به گزارش شرق، آمار جهاد کشاورزی سطح زیر کشت شلتوک را ۲۱ هزار و ۶۴۴ هکتار نشان میدهد، در حالی که برآورد وزارت نیرو و سازمان آب و برق خوزستان از بیش از ۳۴ هزار هکتار حکایت دارد.
این تالاب علاوه بر نقشی که در کنترل گردوغبار و تعدیل اقلیم منطقه دارد، منبع معیشت هزاران خانوادهای است که از راه صید ماهی، دامداری و فعالیتهای وابسته به تالاب زندگی میکنند.
کاهش سطح آب، علاوه بر افزایش احتمال آتشسوزی، آبزیان، پوشش گیاهی و دامهای منطقه را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
مدحجی به شرق گفته است تاکنون گزارش رسمی از مرگ ماهیان بر اثر کمبود آب منتشر نشده، اما گزارشهای غیررسمی از تلف شدن تعدادی گاومیش در پی خشکی تالاب حکایت دارد.
احداث حوضچههای آب و استفاده از مهپاش از جمله اقداماتی است که برای کاهش خسارت به دامها در دستور کار قرار گرفته است.
آتش اخیر خاموش شده، اما شرایطی که به گسترش آن کمک کرد همچنان پابرجاست.
مسئولان محیط زیست تاکید دارند جلوگیری از تکرار چنین حوادثی به تامین حقابه، مهار برداشتهای غیرمجاز، محدودکردن کشتهای پرمصرف و ادامه پایش تالاب وابسته است.
خامنهای در دی ۱۴۰۴ اعتراض بازاریان را «بهجا» خواند؛ ۴۵ روز بعد، درباره کشتهشدگان آن اعتراضات گفت: «به درک واصل شدند.» کدگذاری ۲۱۵ سخنرانی او نشان میدهد این چرخش نه یک استثنا، بلکه فشردهترین اجرای الگویی بود که نخستین نمونه کاملش در واکنش او به اعتراضات مشهد ۱۳۷۱ دیده میشود.
سیزدهم دی ۱۴۰۴، بازار تهران در اعتصاب بود و چند شهر ملتهب بودند. علی خامنهای درباره معترضان گفت: «اعتراض، بهجا است» و درباره بازاریها افزود: «حرفشان حرف درستی بود». در مجموعه ۲۱۵ سخنرانی بررسیشده، این تنها بار بود که یک اعتراض از سوی او با صفت «بهجا» به رسمیت شناخته شد.
۴۵ روز بعد، در آخرین سخنرانی بزرگ عمرش، کشتهشدگان همان زمستان را «به درک واصلشده» خواند و همصدایی با «فتنه» را نه فقط در عمل، بلکه «در زبان» و «در تحلیل» نیز مستوجب برخورد دانست. این فاصله کوتاه، مسیر سه دهه منطق زبان سیاسی او را در مقیاسی فشرده تکرار کرد: پذیرش محدود یک نارضایتی، جداکردن معترض از مردم، نسبتدادن بحران به دشمن و انتقال مسئولیت خشونت از حکومت به همان معترضان.
در این گزارش، همه واکنشهای گفتاری علی خامنهای به ۹ خیزش بزرگ اعتراضی دوران رهبری او را بررسی کردیم. برای این کار، ۲۱۵ سخنرانی شامل ۶۰۲ هزار کلمه را بر اساس یک دستورالعمل علمی کدگذاری با ۱۲۸ متغیر و با کمک ۲ مدل مستقل هوش مصنوعی کدگذاری کردیم. هر یافته با نقلقولی مستقیم مستند شده است و میتوان همه نقلقولها را در آرشیو رسمی خامنهای ردیابی کرد.
این بررسی، الگویی زبانی و منسجم را آشکار میکند؛ الگویی که شهروند معترض را در چهار گام از دایره «مردم» و صاحبان حق بیرون میراند و به دشمن تبدیل میکند. اسناد، شکلگیری، تکامل و آخرین اجرای این الگو را مرحلهبهمرحله نشان میدهند.
یافته اصلی: چهار قاعده، یک شیوهنامه
کدگذاری سخنرانیها نه یک واژه ثابت یا برچسبی واحد، بلکه الگویی چندمرحلهای را آشکار میکند که اجزای آن لزوما همیشه با ترتیبی یکسان ظاهر نمیشوند. هسته این الگو چهار حرکت دارد: مرزبندی مردم به معنای بیرون راندن معترضان از دایره «مردم»، سلب حقوق و انسانیت از معترضان، پیوند زدن آنها به دشمن و وارونهسازی مسئولیت خشونت به این معنا که آنها را مسئول خشونتها معرفی میکند.
این قواعد در همه بحرانها با شدت یکسان دیده نمیشوند. گاهی قاعده نخست با لحنی همدلانه آغاز میشود؛ گاهی از نخستین قدمها، همه مراحل یکجا فعالاند. آنچه در طول زمان تغییر میکند اصل الگو نیست، بلکه سرعت، صراحت و دامنه اجرای آن است.
مشهد، ۱۳۷۱: تولد الگو
خرداد ۱۳۷۱، اعتراض حاشیهنشینهای مشهد به تخریب خانههایشان به شورشی چندروزه انجامید که با اعدامهای شتابزده خاموش شد. ۱۱ روز بعد، خامنهای معترضان را «یک قشر رذل اوباش چاقوکش» نامید و گفت باید آنان را «مثل علف هرزه» کَند، درو کرد و دور انداخت و در نهایت «قضایای مشهد و امثال آن» را «کار دشمن» خواند.
در همین پاراگراف، سه قاعده نخست اجرا شد: معترض از مردم جدا شد، زبان حقوق و محاکمه جای خود را به استعاره دروکردن داد، و منشاء بحران به دشمن منتقل شد. این قدیمیترین سندِ کاملِ الگوست - و بعد؟ سکوت.
سکوت را نباید دستکم گرفت. در این شیوهنامه، سکوت یکی از انواع دادههاست.
همین نخستین سند نشان میدهد هسته اصلی این الگو از سالهای آغازین رهبری علی خامنهای وجود داشت. در دهههای بعد، اجرای این الگو سریعتر و شیوههای انتقال مسئولیت خشونت از حکومت به معترضان پیچیدهتر شد.
قزوین، ۱۳۷۳: سکوت به مثابه واکنش
قزوین در مرداد ۱۳۷۳ شورید، سپاه اعزام شد، برآوردها از دهها کشته گفتند و خامنهای در ۱۱ سخنرانی خود در چهار ماه پس از آن حتی یک بار هم به نام قزوین اشاره نکرد. چند هفته بعد خامنهای در جمع امامان جمعهای که به دیدارش رفته بودند، گفت: «نسبت به مسائل سیاسی کشور هیچ نگرانی ندارم».
اسلامشهر در فروردینِ ۱۳۷۴ به خون کشیده شد اما علی خامنهای در ۱۷ سخنرانی بزرگ خود پس از این واقعه حتی یک بار نام اسلامشهر را به زبان نیاورد؛ در روز کارگر همان سال، در برابر دیدگان کارگران، موضوع سخن رهبر جمهوری اسلامی «وجدان کاری» بود و در دیدار با نمایندگان مجلس گفت: «از لحاظ سیاسی وضع ما خوب» است.
سکوت تنها زمانی داده محسوب میشود که زمان سخنرانی، موضوع آن یا ترکیب مخاطبان، انتظار معقولی برای واکنش ایجاد کرده باشد. با در نظر گرفتن این قید، سکوتهای دهه ۷۰ نشان میدهند حذف بحران از روایت رسمی، خود یکی از شیوههای بازتعریف بحران بوده است.
دو ماه پس از سرکوب اسلامشهر، خامنهای در خطبه عاشورا گفت در برابر حاکم فاسد و منحرف «هر مسلمانی باید قیام کند»، اما مصداقها یزید و حکومت پیشین بودند. همان سالها دشمنسازی بیش از خیابان متوجه قلم بود: نویسنده منتقد «ستون پنجم دشمن» معرفی شد و به گرفتن «پول سیآیای» متهم شد. در این دستگاه، مشروعیتِ قیام نه به عمل، بلکه به زمان و هدف آن وابسته بود.
تیر ۱۳۷۸: همدلی کوتاه، بازطبقهبندی سریع
۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیروی انتظامی و لباسشخصیها به کوی دانشگاه تهران حمله کردند. سخن از حرکت دانشجویان به سوی محل کار و زندگی رهبر جمهوری اسلامی مشهور به «بیت رهبری» پس از شِش روز ناآرامی بود و همین مساله در کنار وسعت و شدت رویداد که در روزنامههای پرشمار آن دوره بازتاب گستردهای یافته بود، سکوت را غیرممکن میکرد.
واکنش نخست خامنهای لحنی استثنایی داشت: «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحهدار کرد» و «دانشجو، فرزند ماست». این مورد یکی از مهمترین شواهد خلاف فرضیه است: زبان او میتوانست برای مدتی کوتاه دانشجو را درون دایره «ما» نگه دارد. اما سه هفته بعد، همان بحران در قالب پیروزی بر دشمن بازروایت شد: «مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند». در همان خطبه معماریِ کاملِ توطئه چیده شد: پیشبینیِ رئیسِ سیا، شِش «اشتباهِ محاسبه دشمن»، و صورتبندی رسمی دوگانه «خودی-غیرخودی» که ستونِ فقراتِ شیوهنامه او در دو دهه بعد است.
در هفتههای پس از اعتراضات تیر ۷۸، سند دیگری نشان میدهد این زبان تا کجا پیش میرود: خامنهای مطبوعاتی را که حکم قصاص را زیر سوال میبردند، به ارتداد تهدید کرد؛ یعنی مهدورالدمسازی قلم. پاییز همان سال، یعنی حدود سه ماه بعد از واقعه کوی دانشگاه، در سخنرانیاش به مناسبت هفته نیروی انتظامی درباره حمله همین نیرو به کوی، الگوی سکوت را فعال کرد و بی هیچ اشارهای به موضوع سخنرانیاش را به پایان رساند.
خرداد ۱۳۸۸: جنبش سبز و خلق مظنون دائمی
جنبش سبز بزرگترین آزمون شیوهنامه سرکوب خامنهای بود و کاملترین مستندات را نیز میتوان در همان دوره یافت. چهار روز پس از انتخابات، خامنهای در دیدار با نمایندگان نامزدها گفت: «پارهای از صندوقها بازشماری بشود، اشکالی ندارد» با این حال، همان روز حساب «خرابکاران» را جدا کرد. سه روز بعد، در خطبه ۲۹ خرداد، مسئولیت «خونها» را پیشاپیش به گردن سران معترض انداخت.
پیش از آغاز تابستان نیز واژه «فتنه» وارد توصیف او از اعتراضات شد. تا پاییز، تعریف نظری این واژه تثبیت شد: فتنه یعنی «ظاهر دوست و باطن دشمن». این تعریف، هر معترض را به مظنونی همیشگی تبدیل میکرد، زیرا دشمنی به «باطن» او نسبت داده میشد و دیگر نیازی به اثبات نداشت.
دو گفته خامنهای در همین دوره، منطق درونی این چارچوب را روشن میکند. او بعدها گفت در همان روزهای نخست به معترضان به نتیجه انتخابات پیام داده بود که زیر سوال بردن انتخابات «بزرگترین جرم» است. با این حال، درباره وابستگی سران جنبش سبز به بیگانگان گفت: «این را من ادعا نمیکنم، چون برای من این قضیه ثابت نیست؛ چیزی که ثابت نیست، نمیتوانم بگویم.» خامنهای در خطبه رمضان نیز خطمشی «جذب حداکثری» و «دفع حداقلی» را اعلام و همزمان مرز آن را روشن کرد: هر کس با نظام درگیر شود، «حالت دشمن را پیدا» میکند.
دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸: الگوریتم روی دورِ تند
در دی ۹۶ دیگر پلکان تدریجی لازم نبود. خامنهای در قم نظریه «مثلث» را ارائه کرد: «نقشه مال آمریکاییها و عوامل رژیم صهیونیستی است، پول مال یکی از این دولتهای خرپول [اطراف خلیج فارس] و اجرا با پادویی منافقین». علت داخلی اعتراض پیش از آنکه موضوع بحث شود، در شبکه دشمن خارجی حل شد.
آبان ۱۳۹۸ که تا آن زمان مرگبارترین سرکوب خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی بود، با یک جمله تعریف شد: «کارهای مردمی نبود، «کار امنیتی بود». خامنهای در نمازجمعه دیماه همان سال، مرزگذاری با «مردم» را بهطور رسمی بازآرایی کرد: «آنها [معترضان] مردم ایرانند یا این جمعیت میلیونی عظیمی که در خیابانها نشان میدهند خودشان را؟» او روشن کرد از نظر او «مردم» تنها کسانی را شامل میشود که تکبیرگویان پای سخنانش مینشینند.
در ۱۹ سخنرانیِ دیگری که در بازه بررسیشده پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ قرار دارند، هیچ اشارهای به صدها کشته این اعتراضات مشاهده نمیشود. اما همان هفتهها حضور خیابانی دیگری را میستاید: «یومالله تشییع جنازه» سلیمانی. معیار دوگانه او در اشاره به خیابان و مرزبندی میان گونههای مختلف مردم در دستگاه فکری خامنهای در همین عبارت سهواژهای روشن است.
اعتراضات ۱۴۰۱: وارونهسازی قربانی و عامل
پس از جانباختن ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، خامنهای دو هفته سکوت کرد و حتی در سخنرانی مفصل برای فرماندهان نظامی کلامی از در این باره بر زبان نیاورد. او وقتی سکوتش را شکست، کل فرمول را یکجا پیاده کرد. او گفت «حادثه تلخی بود، دل ما هم سوخت» اما «این اغتشاش برنامهریزی شده بود» و «اگر قضیه این دختر جوان هم نبود، یک بهانهی دیگری درست میکردند». در دستگاه فکری او «بهانه» نامی برای خشم خیابان است و دادهای مستقل به شمار نمیآید.
او در همان سخنرانی پلیس را «قویترین» و در عین حال «مظلومترین» توصیف کرد.
در همان سخنرانی، پلیس هم «قویترین» و هم «مظلومترین» بود. اینجا قاعده چهارم بهروشنی عمل میکند: نهاد مسلح و عامل شلیک به معترضان به قربانی تبدیل و خشم معترضان به محصول طراحی دشمن فروکاسته میشود.
خامنهای بعدتر در دیدار با مداحان گفت «در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم» و در اشاره به نسل معترض این جمله را بر زبان راند «اینها بچههای ما که نیستند» و «از کجا دستور میگیرند». در سخنرانیهای بعدی در اشاره به اعتراضهای ۱۴۰۱، برخورد دستگاههای نظامی و امنیتی با «خیانت» را عادلانه و واجب خواند و به بسیجیهایی که به معترضان حمله میکردند با صفت «مظلوم» یاد کرد.
و درباره جوانان خیابان پرسید: «اینها بچّههای ما که نیستند» و «از کجا دستور میگیرند». برخورد دستگاهها با در همان سخنرانی قم، قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ علیه حکومت پیشین ستایش شد.
۴۵ روز آخر: اجرای کامل و فشرده شیوهنامه سرکوب
در زمستان ۱۴۰۴، تشدید لحن خامنهای چنان سریع بود که میتوان آن را روزبهروز دنبال کرد.۱۳ دی، اعتراض بازاریان «بهجا» و حرفشان را «درست» خواند. این تنها باری است که در میان ۲۱۵ سند بررسی شده یک اعتراض خیابانی را با چنین واژهای توصیف کرد. ۲۷ دی، اعتراضها را «فتنه آمریکایی» نامید و تاکید کرد «شخص رییسجمهوری آمریکا در این فتنه دخالت کرد». در همان سخنرانی سپاه، بسیج و نهادهای امنیتی «جانفشانی» کرده بودند، ستود.
۱۲ در سخنرانی بهمن، مسئولیت کشتهشدن معترضان را به خود «فتنهگران» نسبت داد. به گفته او سردستهها «موظف بودند کشتهسازی کنند» و و آمار قربانیان را «ده برابر و بیشتر از ده برابر» افزایش دهند. او معترضان را «هَمَجُ الرَّعاع» خواند؛ تعبیری در نهجالبلاغه به معنای فرومایگان بیریشه.
این روند ۲۸ بهمن به اوج رسید. خامنهای اعتراضات را کودتا خواند و درباره کشتهشدگان گفت: «به درک واصل شدند.» او خواستار برخورد با هر کس شد که «چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل» از «فتنه» حمایت کرده بود. مسئولیت شلیکها را نیز به «فتنه دشمن» نسبت داد: «این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه دشمن این اتفاق افتاده.»
آزمون فرضیه: چهار استثنا چه میگویند؟
مجموعه سخنرانیهای بررسیشده تنها شامل شواهد تاییدکننده فرضیه نیست. چهار نمونه مهم میتوانند آن را به چالش بکشند: «دانشجو، فرزند ماست» در تیر ۷۸؛ موافقت با بازشماری بخشی از صندوقها در خرداد ۸۸؛ خودداری از متهم کردن سران جنبش سبز به وابستگی به بیگانگان، بهدلیل نبود شواهد؛ و «اعتراض، بهجا است» در دی ۱۴۰۴. این موارد اهمیت دارند، زیرا نشان میدهند زبان خامنهای در آغاز هر بحران لزوما طردکننده نبود.
با این حال، این پذیرشهای محدود در هیچیک از چهار مورد پایدار نماندند. تعبیر «دانشجو، فرزند ماست» سه هفته بعد جای خود را به روایت «مچاله کردن دشمن» داد؛ در کنار موافقت با بازشماری بخشی از صندوقها، خامنهای همان روز حساب «خرابکاران» را جدا کرد؛ خودداری از طرح یک اتهام مشخص مانع نشد که فتنهگر «ظاهر دوست و باطن دشمن» تعریف شود؛ و «اعتراض بهجا» ظرف ۴۵ روز به «به درک واصل شدند» رسید.
بنابراین، این موارد فرضیه را رد نمیکنند، اما دامنه آن را دقیقتر میکنند: الگو همیشه از نخستین واکنش فعال نمیشود و سرعت گذار به طرد و دشمنسازی در بحرانهای مختلف یکسان نیست.
آنچه هرگز گفته نشد
در ۲۱۵ سخنرانیِ مورد بررسی در این گزارش، حتی یک محکومیت صریح خشونت حکومتی ثبت نشده است. نزدیکترین مورد، اذعان به تخلفات کوی و کهریزک در سال ۱۳۸۸ بود. البته او در همان سخنرانی ضمن اشاره به این تخلفها، از پلیس و بسیج بابت خدماتشان تشکر کرد. در مقابل، دادههای ثبتشده شامل ۲۰ مورد توجیه، هفت مورد تمجید، هشت مورد انکار و ۳۷ سکوت معنادار است.
اعداد ۵۷، ۸۶ و ۲۱ شمار سخنرانیها در دستههای همپوشاناند. عدد یک، یک استثنای واژگانی است و عدد صفر، غیاب یک نوع واکنش در کل پیکره. کنار هم گذاشتن این واحدهای متفاوت فقط زمانی روشن است که این تفاوت بهصراحت برای خواننده توضیح داده شود.
روششناسی، حدود ادعا و شفافیت
پیکره این گزارش شامل ۲۱۵ سخنرانی از فهرست رسمی سخنرانیهای علی خامنهای، در پنجرههای ۱۰۰ تا ۳۰۰ روزه پس از ۹ بحران است: مشهد ۱۳۷۱، قزوین ۱۳۷۳، اسلامشهر ۱۳۷۴، کوی دانشگاه ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، اعتراضات ۱۴۰۱ و اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴. مجموع این سخنرانیها حدود ۶۰۲ هزار کلمه است.
کدگذاری بر پایه دستورالعملی ساختاریافته با ۱۲۸ متغیر و با استفاده از دو مدل مستقل هوش مصنوعی انجام شد. در نمونه کنترلی، میزان توافق دو کدگذار درباره متغیر مرکزی ۹۴ درصد و ضریب کاپا ۰.۸۵ بود. این ضریب فقط برای همان متغیر گزارش شده است و نباید آن را معیاری برای میزان توافق در همه ۱۲۸ متغیر دانست.
پیش از انتشار، هر نقلقول با متن صفحه مبدأ در آرشیو رسمی تطبیق داده شد، شماره منبع گرفت و به همان صفحه پیوند داده شد. آمار قربانیان و اطلاعات زمینهای از منابع مستقل حقوقبشری برگرفته شدند.
دستههای آماری مستقل از یکدیگر نیستند و ممکن است یک سخنرانی در چند دسته قرار گیرد. برای نمونه، ممکن است در یک سخنرانی هر سه مولفه دشمنخواندن معترضان، پیوند دادن آنان به دشمن خارجی و استفاده از زبان انسانیتزدا ثبت شود؛ بنابراین اعداد جدول را نمیتوان با یکدیگر جمع کرد. دو یافته «یک مورد اعتراض بهجا» و «صفر مورد محکومیت خشونت حکومتی» نیز از جنس ردیفهای دیگر جدول نیستند: اولی یک مورد استثنایی را میشمارد و دومی نبود کامل یک نوع موضع را در سراسر پیکره نشان میدهد.
US President Donald Trump and Israeli Prime Minister Benjamin Netanyahu meet at the White House on Tuesday.
یک مقام ارشد اسرائیلی دیدار اخیر رییسجمهوری آمریکا و نخستوزیر اسرائیل را «نه فقط خوب، بلکه فوقالعاده» توصیف کرد. به گفته او در این جلسه سه مسیر احتمالی در قبال جمهوری اسلامی بررسی شد: دستیابی به توافق، ادامه تحریمها و حملات پراکنده، یا ورود به جنگی گستردهتر.
این مقام اسرائیلی در یک جلسه توجیهی با تعدادی از رسانهها گزارشها درباره بروز شکاف راهبردی میان دو رهبر را رد کرد و گفت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره هدف نهایی تفاهم دارند، هرچند تصمیم نهایی درباره چگونگی برخورد آمریکا با جمهوری اسلامی با رییسجمهوری ایالات متحده است.
او در این جلسه که خبرنگار ایراناینترنشنال نیز در آن حضور داشت، تاکید کرد ترامپ و نتانیاهو یکدیگر را کاملا درک میکنند و تفاهم دارند.
دیدار سهشنبه ششم مرداد، نخستین ملاقات نتانیاهو و ترامپ از زمان آغاز جنگ ۴۰ روزه در نهم اسفند ۱۴۰۴ بود. این دیدار در حالی برگزار شد که ترامپ همچنان برای دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی تلاش میکند، اما همزمان بازگشت به عملیات نظامی گسترده را نیز در نظر دارد.
چند ساعت پس از این دیدار، جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان توقف حملات آمریکا به ایران در روز جمعه دوم مرداد، یک پایگاه آمریکایی در اردن را هدف حمله موشکی قرار داد.
سه راه در قبال جمهوری اسلامی
به گفته این مقام ارشد اسرائیلی، ترامپ و نتانیاهو سه گزینه اصلی در قبال جمهوری اسلامی را بررسی کردند: دستیابی به توافق با تهران؛ ادامه فشار اقتصادی و تحریمها، همراه با حملات محدود و پراکنده و بدون ورود به جنگی تمامعیار؛ یا آغاز کارزاری نظامی گستردهتر علیه جمهوری اسلامی.
این مقام گفت: «همه این گزینهها را بهطور مفصل و بسیار صریح بررسی کردیم. هدف این نبود که یک گزینه را بر گزینههای دیگر ترجیح دهیم، بلکه میخواستیم نتایج مطلوب هر کدام از آنها را بررسی کنیم.»
او تاکید کرد اسرائیل خواهان وارد شدن شدیدترین فشار ممکن بر اقتصاد جمهوری اسلامی است و معتقد است فشار اقتصادی، همزمان با حفظ تهدید نظامی، میتواند حکومت را در موقعیتی دشوارتر قرار دهد.
به گفته این مقام اسرائیلی، ترامپ در این جلسه درباره تاثیر جنگ با جمهوری اسلامی بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی ابراز نگرانی کرد. نتانیاهو به ترامپ گفت حکومت ایران عمدتا میکوشد از تنها اهرمی که برایش باقی مانده، یعنی تنگه هرمز، برای واداشتن آمریکا به دادن امتیاز استفاده کند.
به گفته مقام اسرائیلی، نتانیاهو نگرانیهای ترامپ را نادیده نگرفت، اما به او گفت راههایی برای افزایش بیشتر فشار بر اقتصاد ایران وجود دارد؛ اقتصادی که هماکنون نیز تحت فشار شدیدی قرار دارد.
مجتبی خامنهای زنده است
این مقام اسرائیلی در این جلسه به زنده بودن مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، نیز اشاره و تاکید کرد او زنده است، اما هیچکس نمیتواند شهادت دهد او را دیده است.
او افزود نظر مجتبی خامنهای درباره «همهچیز» بسیار منفی است اما مشخص نیست دستورهایی که به او نسبت داده میشود، واقعا از سوی خود او صادر میشود یا نه.
او همچنین گفت: «او به اطرافیانش گفته بدون تاییدش هیچ کاری انجام ندهند و حتی گفته میشود یک بار نیز وقتی از دستورش پیروی نکردند، عصبانی شد.»
دیدار با شاهزاده رضا پهلوی
این مقام ارشد اسرائیلی همچنین تایید کرد که نتانیاهو سهشنبه ششم مرداد در حاشیه مراسم یادبود لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه، با شاهزاده رضا پهلوی دیدار و گفتوگو کرد. او در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره محتوای این گفتوگوها از ارائه جزئیات خودداری کرد و افزود نمیتواند در این باره اظهار نظر کند.
کوه کلنگ؛ سانتریفیوژها منتقل شدهاند اما غنیسازی انجام نمیشود
مقام ارشد اسرائیلی گفت برخلاف برخی گزارشهای منتشرشده پیش از دیدار روز ششم مرداد، نتانیاهو سند یا پرونده مشخصی درباره تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در اختیار ترامپ قرار نداد.
به گفته او، اسرائیل برآورد میکند هزاران سانتریفیوژ در این مجموعه زیرزمینی پنهان شدهاند، اما در حال حاضر عملیات غنیسازی اورانیوم در آنجا انجام نمیشود.
این مقام گفت موضوع هستهای جمهوری اسلامی بخشی مهم از گفتوگو بود، اما نشست ترامپ و نتانیاهو برای انتقال اسناد خام اطلاعاتی برگزار نشده بود، زیرا تبادل اطلاعات میان دستگاههای امنیتی آمریکا و اسرائیل از مجاری جداگانه صورت میگیرد.
نگرانی تهران از عملیات زمینی و کاهش توان موشکی
مقام ارشد اسرائیلی همچنین گفت حکومت ایران بهشدت از احتمال ورود زمینی نیروهای آمریکایی یا اجرای یک عملیات محدود زمینی علیه تاسیسات زیرزمینی خود هراس دارد.
این مقام اسرائیلی ارزیابی کرد جمهوری اسلامی اکنون شمار محدودی موشک عملیاتی در اختیار دارد و توان تولید موشک آن تقریبا متوقف شده است.
«حکومت از مردم میترسد»
مقام ارشد اسرائیلی جمهوری اسلامی را در «بدترین وضعیت اقتصادی و سیاسی» خود توصیف کرد و گفت تورم نزدیک به ۹۰ درصد و بحران سوخت «کمر حکومت را خم کرده است».
این مقام گفت اسرائیل از اجرای اعدامهای گسترده و تقریبا روزانه در ایران آگاه است و سرکوبها را نشانه ترس حکومت از شهروندان میداند: «حکومت از مردم ایران میترسد.»
وکلای وریشه مرادی (میرزائی)، با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت او اعلام کردند این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین بیش از ۹ ماه است با وجود تجویز پزشکان، از اعزام به مراکز درمانی و دریافت تجهیزات پزشکی محروم مانده و ممنوعیت تماس و ملاقات او نیز همچنان ادامه دارد.
کیوان عزیزی، یکی از وکلای مرادی به وبسایت «امتداد» گفت موکلش که سه سال است در بازداشت به سر میبرد و به بیماری روده و دیسک شدید گردن مبتلاست، با وجود تجویز پزشک متخصص و پزشک معتمد زندان، طی بیش از ۹ ماه گذشته به مراکز درمانی خارج از زندان اعزام نشده است.
به گفته عزیزی، مرادی که در جریان مبارزه با داعش زخمی شده، همچنان از عوارض آن آسیبها رنج میبرد.
عزیزی با اشاره به مقررات مربوط به حقوق زندانیان گفت در مواردی که امکانات درمانی مورد نیاز در زندان وجود ندارد، اعزام زندانی به مراکز درمانی خارج از زندان از حقوق قانونی او به شمار میرود.
در سالهای گذشته، گزارشهای متعددی از محرومیت زندانیان در ایران از خدمات پزشکی منتشر شده است. شماری از زندانیان نیز در پی شکنجه، فشار یا عدم رسیدگی درمانی جان باختهاند، بیآنکه جمهوری اسلامی مسوولیتی در قبال مرگ آنان بپذیرد.
امیر سجادی، دیگر وکیل وریشه مرادی، نیز با تایید اظهارات عزیزی گفت محرومیت درمانی موکلش تنها به اعزام نشدن به مراکز درمانی محدود نمیشود.
به گفته او، با وجود تجویز پزشک زندان برای استفاده از برخی تجهیزات درمانی و تهیه آنها از سوی خانواده، مسئولان زندان تاکنون این وسایل را در اختیار مرادی قرار ندادهاند.
سجادی افزود بر اساس آنچه به صورت شفاهی به موکلش اعلام شده، تحویل این تجهیزات به ارایه تعهدی «غیرمرتبط» مشروط شده است؛ اقدامی که به گفته او، هیچ مبنایی در مقررات انضباطی زندان ندارد و محروم کردن زندانی از امکانات درمانی را نمیتوان در قالب «تنبیه انضباطی» توجیه کرد.
او همچنین گفت با وجود پایان یافتن دوره محرومیت از تماس تلفنی و ملاقات موکلش که از سوی کمیته انضباطی زندان تعیین شده بود، این محدودیتها بدون ابلاغ تصمیم جدید همچنان ادامه دارد.
وکلای وریشه مرادی در پایان با ابراز نگرانی از آنچه «اعمال سلایق شخصی» در ایجاد و توسعه محدودیتها علیه موکل خود خواندند، خواستار فراهم شدن امکان بهرهمندی او از حقوق قانونی، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، تماس و ملاقات شدند.
صحبتهای وکلای مرادی درباره محرومیت از خدمات درمانی در حالی مطرح میشود که پیشتر نیز گلرخ ایرایی در پاسخ به نامه فائزه هاشمی، گزارشهای مربوط به دسترسی نداشتن زندانیان به امکانات پزشکی، محرومیت از درمان و شرایط نامناسب زندانیان زن اوین را تایید و از آنها دفاع کرده بود.
وریشه مرادی (جوانا سنه) ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ همراه با ضرب و شتم شدید در حوالی سنندج بازداشت شد.
او سال ۱۴۰۳ از سوی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد. این حکم سال ۱۴۰۴، پس از فرجامخواهی در دیوان عالی کشور، نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، آذر ۱۴۰۴ اعلام کرد حکم اعدام مرادی بهدلیل «نقص در تحقیقات و رعایت نشدن تشریفات قانونی»، از جمله تفهیم نشدن اتهامی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته بود، نقض شد.
جلسه رسیدگی مجدد به پرونده او برای ۲۰ تیر تعیین شده بود، اما مرادی پس از احضار به دادگاه انقلاب تهران اعلام کرد این دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و از حضور در جلسه خودداری کرد.
یک منبع مطلع از وضعیت پرونده وریشه مرادی به ایراناینترنشنال گفت او بار دیگر به دادگاه انقلاب تهران احضار شده و از او خواسته شده است شنبه ۱۰ مرداد در جلسه رسیدگی مجدد به اتهاماتش شرکت کند.