حملات بامداد پنجشنبه آمریکا چه مناطقی را در ایران هدف قرار داد؟
هواپیمای نظامی آمریکا در جریان حملات به ایران؛ تصویری از ویدیوی منتشرشده در ۷ مرداد ۱۴۰۵
سنتکام اعلام کرد در تازهترین موج حملات آمریکا، دهها هدف وابسته به سپاه پاسداران، از مراکز فرماندهی نظامی و تاسیسات موشکی و پهپادی تا مراکز دیدهبانی و دفاع ساحلی، هدف قرار گرفتند. مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی نیز از حمله به دستکم پنج استان در ایران خبر دادند.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، بامداد پنجشنبه هشتم مرداد اعلام کرد نیروهای این فرماندهی ساعت ۵:۳۰ صبح به وقت ایران، موج گسترده حملات به مواضع جمهوری اسلامی را به پایان رساندند.
بر اساس اعلام پیشین سنتکام، این عملیات از ساعت ۳:۳۰ بامداد آغاز شده و دو ساعت ادامه داشته است.
به گفته سنتکام، در این عملیات دهها موضع وابسته به سپاه پاسداران هدف قرار گرفتند.
این فرماندهی هدف از حملات را کاهش بیشتر تهدیدهای جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه نیروهای آمریکایی، کشتیرانی تجاری و کشورهای همسایه خلیج فارس اعلام کرد.
سنتکام افزود نیروهای سپاه پاسداران هفتم مرداد چندین موشک بالستیک را از خاک ایران - در تلاش برای انجام حملهای غافلگیرانه به نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه - شلیک کردند، اما همه این موشکها رهگیری شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه هفتم مرداد و پیش از آغاز حملات گفت واشینگتن در پاسخ به اقدام جمهوری اسلامی «ضربه بسیار سختی» وارد خواهد کرد.
او گفت جمهوری اسلامی پنج موشک شلیک کرده که همگی سرنگون شدهاند و افزود: «با این حال، آنها شلیک کردند؛ بنابراین اکنون نوبت ماست.»
ترامپ در عین حال گفت همچنان احتمال دستیابی به توافق با تهران وجود دارد.
بر اساس بیانیه سنتکام، بیش از ۵۰ هزار نظامی آمریکایی اکنون در خاورمیانه مستقرند و در سطح بالایی از آمادگی و هوشیاری قرار دارند.
مناطق هدف قرارگرفته در ایران
مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی اعلام کردند حملات بامداد هشتم مرداد چندین نقطه در استانهای بوشهر، خوزستان، فارس، گیلان و هرمزگان را هدف قرار داد.
در بوشهر، دو نقطه در حوالی چغادک هدف حمله قرار گرفت که به گفته فرماندار، تلفات جانی نداشت.
در خوزستان، اطراف آبادان، اروندکنار، اهواز و شادگان هدف حملات موشکی قرار گرفت.
در فارس، مقامهای استانی از حمله به مناطقی در فراشبند و کازرون خبر دادند و گفتند این حملات تلفات جانی نداشته است.
برای اطلاع از تازهترین تحولات جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، گزارش لحظهبهلحظه هشتم مرداد ایراناینترنشنال را در این لینک دنبال کنید.
رسانههای حکومتی همچنین از وقوع حمله در محدوده بندر انزلی در استان گیلان خبر دادند، اما تا زمان تنظیم این گزارش، مقامهای محلی جزییات بیشتری درباره محل اصابت یا خسارات احتمالی منتشر نکردند.
در هرمزگان، حمله به حوالی قشم تایید شد. به گفته مقامهای استانی، یک منزل مسکونی در محله چاهتنگو هدف قرار گرفت که در نتیجه آن سه تن کشته و دو تن دیگر زخمی شدند.
مقامهای هرمزگان حمله به بندرعباس، بستک و سیریک را رد کردند.
در کیش نیز دو انفجار شنیده شد، اما سازمان منطقه آزاد کیش اعلام کرد آسیبی به اماکن شهری و مسکونی وارد نشده است.
زمینه دور تازه حملات
این حملات در ادامه جنگی انجام شد که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و جمهوری اسلامی نیز با حمله به اسرائیل و کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا در منطقه به آن پاسخ داد.
پس از فروپاشی آتشبس موقت در ۲۸ خرداد، ارتش آمریکا طی ۱۳ شب پیاپی، به اهدافی در ایران حمله کرد.
واشینگتن پس از پایان سیزدهمین شب حملات، عملیات را برای چند روز متوقف کرد.
جمهوری اسلامی بامداد هفتم مرداد حمله به پایگاههای آمریکا در اردن و همچنین حمله به شناورهایی در تنگه هرمز را تایید کرد.
تهران همچنین پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان، را رد کرد.
آمریکا اعلام کرد حملات بامداد هشتم مرداد در پاسخ به حملات هفتم مرداد جمهوری اسلامی علیه نیروهای آمریکایی انجام شده است.
تشدید دوباره درگیریها نگرانیها را درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز افزایش داد و بهای نفت برنت نیز هفتم مرداد با بیش از هشت درصد افزایش، از ۹۰ دلار در هر بشکه گذشت.
تصویری از ستونهای دود ناشی از آتشسوزی در تالاب هورالعظیم
آتشسوزی بخش شمالی هورالعظیم پس از حدود یک شبانهروز مهار شد، اما خشکی گسترده تالاب و احتمال فعال شدن دوباره کانونهای حریق، نگرانیها را درباره پیامدهای نرسیدن حقابه افزایش داده است.
محمدجواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان، بامداد پنجشنبه هشتم مرداد به خبرگزاری ایرنا گفت نیروهای عملیاتی با همکاری دستگاههای امدادی موفق شدهاند آتشسوزی را بهطور کامل مهار کنند.
حریق از ظهر سهشنبه ششم مرداد در مخزن شماره یک و در بخش شمالی تالاب آغاز شده بود.
به گفته اشرفی، سختگذر بودن برخی نقاط تالاب امکان اجرای کامل عملیات خنکسازی را محدود کرده است.
او هشدار داد که با افزایش دمای هوا ممکن است کانونهای کوچک و پراکنده آتش در نقاط دور از دسترس دوباره فعال شوند و از این رو، پایش مستمر منطقه ادامه خواهد یافت.
شش خودروی آتشنشانی در مرحله نخست عملیات به کار گرفته شدند و نیروها توانستند حریق را در نقاطی که دسترسی زمینی داشت مهار کنند.
ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان پیش از اعلام خاموشی کامل گفته بود دو خودروی مجهزتر نیز برای دسترسی به آخرین کانون صعبالعبور به منطقه اعزام میشوند.
منشا انسانی؛ نقش دامداران هنوز قطعی اعلام نشده است
خبرگزاری ایرنا به نقل از مسئولان محلی، عامل انسانی را منشا آتشسوزی اعلام کرده است.
برخی گزارشها نیز احتمال دادهاند که شماری از دامداران برای از بین بردن پوشش گیاهی متراکم و تسهیل تردد و آبتنی دامها، بخشهایی از تالاب را آتش زده باشند.
با این حال، مقامهای محیط زیست در نخستین ساعات حادثه گفته بودند علت دقیق آتشسوزی همچنان در دست بررسی است و تنها شواهد اولیه از عمدی و انسانی بودن آن حکایت دارد.
تصویری از ستونهای دود ناشی از آتشسوزی در تالاب هورالعظیم
این نخستین آتشسوزی هورالعظیم در هفتههای اخیر نبود. روزنامه «شرق» گزارش داده است که یک حریق دیگر در محدودهای به وسعت ۱۲۰ تا ۱۴۰ هکتار رخ داده بود که ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان، اقدام دامداران برای تسهیل چرای دام و تردد گاومیشها را علت احتمالی آن دانسته بود.
حریق دیگری نیز صبح ششم مرداد در جنوب تالاب گزارش شد.
خشکی تالاب چگونه به گسترش آتش کمک کرد؟
گزارشهای منتشرشده درباره حادثه اخیر نشان میدهد حریق از محدوده کانال زهکش المهدی در جنوب تالاب آغاز شد و در بخشهای خشک مخزن شماره یک گسترش یافت.
خشکی پوشش گیاهی و بستر تالاب شرایطی ایجاد کرده است که یک آتش کوچک میتواند با سرعت به مناطق وسیعتری سرایت کند.
روزنامه شرق به نقل از موسی مدحجی، رییس اداره حفاظت و احیای تالابهای ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان، نوشت که اکنون تنها حدود ۴۰ درصد هورالعظیم آب یا رطوبت دارد؛ رقمی که نسبت به خرداد ماه حدود پنج واحد درصد کاهش یافته است.
بر اساس همین گزارش، مخزن شماره یک تنها ۲۲ درصد و مخزن شماره سه کمتر از ۲۰ درصد آب دارد.
میزان آبگیری مخزنهای چهار و پنج نیز کمتر از پنج درصد اعلام شده است.
مدحجی به شرق گفت که حقابه هورالعظیم در سناریوی خشکسالی یک میلیارد و ۳۸۳ میلیون مترمکعب تعیین شده، اما تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود ۸۱۴ میلیون مترمکعب، معادل نزدیک به ۵۹ درصد این نیاز، تامین شده است.
به گفته او، زمانبندی رهاسازی آب نیز با نیاز طبیعی تالاب همخوانی نداشته و آمار خرداد و تیر هنوز در اختیار محیط زیست قرار نگرفته است.
آب پیش از رسیدن به تالاب مصرف میشود
افزایش کشت محصولات پرمصرف در حوضه آبریز کرخه یکی دیگر از عوامل کاهش ورودی آب به هورالعظیم عنوان شده است.
به گزارش شرق، آمار جهاد کشاورزی سطح زیر کشت شلتوک را ۲۱ هزار و ۶۴۴ هکتار نشان میدهد، در حالی که برآورد وزارت نیرو و سازمان آب و برق خوزستان از بیش از ۳۴ هزار هکتار حکایت دارد.
این تالاب علاوه بر نقشی که در کنترل گردوغبار و تعدیل اقلیم منطقه دارد، منبع معیشت هزاران خانوادهای است که از راه صید ماهی، دامداری و فعالیتهای وابسته به تالاب زندگی میکنند.
کاهش سطح آب، علاوه بر افزایش احتمال آتشسوزی، آبزیان، پوشش گیاهی و دامهای منطقه را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
مدحجی به شرق گفته است تاکنون گزارش رسمی از مرگ ماهیان بر اثر کمبود آب منتشر نشده، اما گزارشهای غیررسمی از تلف شدن تعدادی گاومیش در پی خشکی تالاب حکایت دارد.
احداث حوضچههای آب و استفاده از مهپاش از جمله اقداماتی است که برای کاهش خسارت به دامها در دستور کار قرار گرفته است.
آتش اخیر خاموش شده، اما شرایطی که به گسترش آن کمک کرد همچنان پابرجاست.
مسئولان محیط زیست تاکید دارند جلوگیری از تکرار چنین حوادثی به تامین حقابه، مهار برداشتهای غیرمجاز، محدودکردن کشتهای پرمصرف و ادامه پایش تالاب وابسته است.
والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت که دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، طرحی را برای اجرای یک کارزار هوایی سنگین و دو هفتهای علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است.
بهنوشته این روزنامه اکنون و پس از تازهترین حمله موشکی سپاه، ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا عملیات رزمی گسترده را از سر بگیرد یا نه.
بهنوشته والاستریت ژورنال برد کوپر اغلب زیر سایه دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش، و پیت هگست، وزیر جنگ، قرار گرفته است؛ دو مقامی که بهطور منظم در دفتر بیضیشکل به ترامپ گزارش میدهند و نقش بسیار پررنگتری در بحثهای کاخ سفید درباره جنگ داشتهاند.
این روزنامه بهنقل از منابع خود نوشت با این حال این کوپر است که گزینهای برای اجرای یک کارزار هوایی سنگین علیه جمهوری اسلامی آماده کرده است.
بهنوشته والاستریت ژورنال اکنون، پس از آنکه ترامپ در پی حمله موشکی غافلگیرانه جمهوری اسلامی در بامداد چهارشنبه وعده واکنش داده است، رییسجمهوری باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه پیش برود.
او میتواند حتی با وجود هشدارهایی مبنی بر اینکه ذخایر مهمات پدافند هوایی آمریکا رو به کاهش است، با گزینه کوپر برای اجرای ۱۰ تا ۱۴ روز حملات هوایی فشرده موافقت کند؛ حملاتی که با هدف فلج کردن توان موشکی جمهوری اسلامی طراحی شدهاند. یا ممکن است حملهای نظامی با دامنه محدودتر را انتخاب کند، با این امید که همچنان بتوان مسیر دیپلماسی را دنبال کرد.
بهنوشته والاستریت ژورنال منتقدان در کنگره میگویند هرگونه کارزار هوایی جدید میتواند دولت را عمیقتر در جنگ فرو ببرد. ترامپ طی هفتهها میان دیپلماسی منقطع و تهدیدهای آکنده از الفاظ رکیک برای بازگشت به عملیات رزمی گستردهای که در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دیده شد، در نوسان بوده است.
یک مقام ارشد دولت چهارشنبه گفت ترامپ «در حالوهوای تشدید تنش» قرار دارد، اما هنوز درباره «عمق این واکنش» در حال تصمیمگیری است.
بهگفته افرادی که با دیدگاه کوپر آشنا هستند، منطق پشت گزینه حداکثری او این است که آمریکا باید از حملات تلافیجویانه محدود و موردی فراتر برود؛ حملاتی که در بازداشتن تهران از تهدید کشتیها در تنگه هرمز و شلیک موشک به سوی نیروهای آمریکایی در منطقه تاثیر چندانی نداشتهاند. بر اساس این طرح، واشنگتن باید جنگ را بهشدت تشدید کند.
کوپر گفته است اگر آمریکا میخواهد اقدام نظامی موثر باشد، باید حملات هوایی خود را افزایش دهد و با وارد کردن ضربهای جدی به تهدید موشکی جمهوری اسلامی، برای شکستن بنبست تلاش کند.
این رویکرد «با تمام توان وارد شو»، که یکی از چندین گزینه طراحیشده از سوی اوست، نیاز آمریکا به استفاده از مهمات دفاعی را کاهش خواهد داد، زیرا جمهوری اسلامی توان کمتری برای حمله خواهد داشت.
والاستریت ژورنال بهنقل از این افراد افزود کین که محتاطتر توصیف میشود، اغلب کاخ سفید را نسبت به «پیامدهای مرتبه دوم و سوم» گزینههای نظامی آگاه میکند.
او نگرانیهایی درباره کاهش ذخیره موشکهای رهگیر پدافند هوایی آمریکا مطرح کرده است؛ مهماتی که برای دفاع از پایگاهها و متحدان آمریکا در دیگر نقاط جهان و همچنین مقابله با حملات موشکی جمهوری اسلامی ضروری هستند.
بهگفته این افراد، کین معتقد است پایین بودن سطح ذخایر مانع ازسرگیری عملیات رزمی گسترده علیه جمهوری اسلامی نمیشود، اما خطرات آن را افزایش میدهد.
سخنگویان کین و کوپر از اظهارنظر درباره رایزنیهای داخلی خودداری کردند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، چهارشنبه یک روز پس از دیدار با ترامپ، با هگست ملاقات کرد.
مقامها گفتهاند اگر دولت ترامپ تصمیم بگیرد به عملیات رزمی گسترده بازگردد، ممکن است نیروهای اسرائیلی نیز در یک حمله بزرگ احتمالی آمریکا مشارکت داشته باشند.
ترامپ چهارشنبه نشان داد که از هماکنون برای ازسرگیری حملات مصمم است، هرچند جزئیات را مشخص نکرد و راه مذاکره را نیز باز گذاشت.
ترامپ به فاکسنیوز گفت: «حسابی پدرشان را درمیآوریم.»
او افزود: «ضربات سختی به آنها وارد خواهیم کرد.»
ترامپ ادامه داد: «اجازه میدهیم همچنان به گفتوگو ادامه دهند.»
ماموریت کوپر، بهعنوان فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، هدایت جنگ با جمهوری اسلامی و حفاظت از منافع امنیتی آمریکا در منطقه بوده است.
وظیفه کین این است که تصویر جهانی را نیز در نظر بگیرد؛ از جمله تهدیدهای چین، کره شمالی و روسیه که آنها هم بر منابع نظامی آمریکا فشار وارد میکنند.
بهنوشته والاستریت ژورنال کوپر مدتها با یک نقطهضعف بوروکراتیک روبهرو بوده است: برخلاف کین، دسترسی آسانی به دفتر بیضیشکل ندارد. بخش عمده گزارشهایی که ترامپ درباره جنگ دریافت کرده، از سوی کین و هگست ارائه شده است. کوپر از زمان آغاز جنگ تنها چند بار حضوری به رییسجمهوری گزارش داده و ترامپ و این فرمانده نیز فقط گاهبهگاه تلفنی گفتوگو کردهاند. آخرین دیدار حضوری کوپر با ترامپ، نشست هفته گذشته در ایرفورس وان بود.
شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون، در بیانیهای گفت: «وزیر هگست، دریاسالار کوپر فرمانده سنتکام و ژنرال کین رییس ستاد مشترک، کاملا همسو هستند و در ماموریت، راهبرد و عزم خود درباره عملیات برونمرزی مرتبط با ایران وحدت دارند.»
او افزود: «وزارت جنگ کاملا آماده و مهیای اقدام است و میتواند دستورات رییسجمهوری را در هر لحظه اجرا کند.»
کوپر مدتها بر این باور بوده است که اگر زمان کافی در اختیار داشته باشد، نیروی نظامی میتواند ضربهای سنگین به جمهوری اسلامی وارد کند؛ حتی در شرایطی که برخی کارشناسان نظامی استدلال میکنند قدرت هوایی بهتنهایی هرگز جنگی را نبرده است.
زمانی که ترامپ در اوایل اسفند در حال بررسی آغاز جنگ بود، کوپر برآورد کرده بود برای تکمیل عملیات ممکن است به شش هفته یا بیشتر زمان نیاز داشته باشد. اما زمان کمتری در اختیارش قرار گرفت.
کارزار هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل روز ۹ اسفند آغاز شد، با این حال، تا فروردین ماه، رییسجمهوری دیگر بیتاب شده بود.
جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته و مینگذاری دریایی در این آبراه راهبردی را آغاز کرده بود. افزایش شدید قیمت نفت اقتصاد جهانی را متلاطم کرد و آمریکا را واداشت برای کاهش قیمتها از ذخایر نفتی خود استفاده کند.
والاستریت ژورنال بهنقل از فردی که با دیدگاه کوپر آشناست، او در ۱۱ فروردین محاسبه کرد که برای تکمیل ماموریت هنوز به حدود ۲۰ روز دیگر نیاز دارد.
اما در ۱۴ فروردین، یک جنگنده اف-۱۵ئی آمریکا بر فراز جنوب غربی ایران سرنگون شد و ماموریتی پرخطر برای نجات دو خدمه آن آغاز شد.
بهنوشته والاستریت ژورنال، هرچند هر دو خلبان نجات یافتند، این حادثه در تصمیم ترامپ برای نهایی کردن توافق آتشبس تنها چند روز بعد نقش داشت.
هگست اندکی پس از اعلام آتشبس در یک نشست خبری مدعی شد برنامه موشکی جمهوری اسلامی «از نظر عملیاتی نابود شده» و پرتابگرها و موشکهای آن «بهشدت کاهش یافته و متلاشی شدهاند».
اما بر اساس ارزیابی اطلاعاتی آمریکا، نیروی موشکی جمهوری اسلامی بهطور کامل نابود نشده بود.
ترامپ در مصاحبهای در اوایل ژوئن با شبکه انبیسی گفت ایران ممکن است حدود ۲۱ تا ۲۲ درصد از موشکهای خود را در اختیار داشته باشد.
بهنوشته والاستریت ژورنال برخی تحلیلگران برآورد میکردند این میزان بیشتر باشد.
در حالی که کین کاخ سفید را از محدود بودن شمار موشکهای رهگیر پدافند هوایی در ذخایر آمریکا مطلع کرده بود، استدلال کوپر این بود که حملات هوایی قدرتمند میتواند توان موشکی جمهوری اسلامی و قابلیت آن برای تلافی را بهشدت کاهش دهد.
بر اساس رویکرد کین، سامانههای پدافند هوایی آمریکا میتوانند در منطقه بازآرایی شوند تا دفاع از نقاط کلیدی تقویت شود.
والاستریت ژورنال بهنقل از افراد آگاه نوشت که کوپر در تدوین گزینههای مربوط به یک کارزار هوایی فشرده از حمایت هگست برخوردار بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه در واکنش به حمله غافلگیرانه جمهوری اسلامی به بامداد چهارشنبه هفتم مرداد به نیروهای آمریکایی در اردن، گفت: «ما ضربه بسیار سختی به آنها خواهیم زد، چون نوبت ماست که به آنها ضربه بزنیم.»
او در گفتوگو با خبرنگاران در اتاق بیضی کاخ سفید افزود: «آنها میدانند که این اتفاق خواهد افتاد. آنها از ما میخواهند این کار را نکنیم، اما خب، آنها شامگاه سهشنبه تلاش کردند حملاتی انجام دهند.»
ترامپ گفت: «آنها (جمهوری اسلامی) پنج موشک شلیک کردند که با سرعت هشت هزار و ۵۰۰ مایل بر ساعت حرکت میکردند و هر پنج موشک سرنگون شدند. اما با این حال، آنها شلیک کردند؛ بنابراین اکنون نوبت ماست. خواهیم دید که آیا در مقطعی به توافقی دست پیدا میکنیم یا نه.»
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، بامداد چهارشنبه به وقت تهران اعلام کرد جمهوری اسلامی چندین موشک بالستیک به سوی یک پایگاه آمریکایی در اردن شلیک کرده است.
سنتکام این حمله را «حملهای غافلگیرانه» خواند اما تاکید کرد که تمامی موشکها رهگیری و منهدم شدهاند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در بیانیهای اعلام کرد موشکهایی بالستیک به سمت پایگاه هوایی موفق السلطی و همچنین مقر فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در اردن شلیک شدهاند.
ارتش اردن اعلام کرد پنج موشک شلیک شده از خاک ایران رهگیری و منهدم شده و هیچ گزارش فوری از تلفات یا خسارات منتشر نشده است.
این نخستین حمله علنی اعلامشده از زمان تصمیم ترامپ برای توقف حملات علیه جمهوری اسلامی در آخر هفته گذشته بود. این تشدید تنش تنها چند ساعت پس از دیدار ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کاخ سفید رخ داد و حملات مشترک آمریکا و عربستان به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق بر میزان تنشها افزود.
واکنشها به حمله عربستان و آمریکا به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
ارتش آمریکا اعلام کرد جنگندههای آمریکایی و سعودی در پاسخ به حملات پهپادی علیه عربستان، چندین مرکز لجستیکی و انبار تسلیحات گروههای شیعه مورد حمایت ایران را در شرق عراق هدف قرار دادهاند.
وزارت دفاع عربستان نیز اعلام کرد: «به دنبال تشدید تنش نیستیم، اما به هرگونه تجاوز پاسخ خواهیم داد.»
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز گفت حملات مشترک شبانه آمریکا و عربستان علیه گروههای شیعه مورد حمایت ایران در عراق با هماهنگی دولت عراق انجام شده است.
او این گروهها را «سرطانی برای جهان» توصیف کرد و گفت در حال بررسی هشدارهای بیشتری علیه نیروهای نیابتی ایران است.
شورای امنیت ملی عراق چهارشنبه در نشستی اضطراری اعلام کرد که حملههای هوایی مرگبار آمریکا و عربستان سعودی به چند گروه شبهنظامی عراقی دستکم ۲۰ کشته برجای گذاشته است.
این شورا حملات آمریکا و عربستان را محکوم و در عین حال طرحی امنیتی برای مقابله با هرگونه نقض حاکمیت عراق و جلوگیری از تهدید کشورهای همسایه از سوی هر طرفی تصویب کرد.
یک مقام آمریکایی به شبکه سیانان گفت کشتهها ترکیبی از اعضای سپاه پاسداران و مشاوران فنی بودند.
این مقام که به دلیل حساسیت موضوعات عملیاتی نخواست نامش فاش شود، گفت این مراکز در عراق هم به دلیل حضور این افراد و هم برای از بین بردن توانایی گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی در شلیک موشک و پهپاد، به طور عمدی هدف قرار گرفتند.
حمله به گروه حشد شعبی که تحت حمایت تهران است، واکنش تند فرماندهان سپاه و رهبران جمهوری اسلامی را در پی داشته است.
محمد مخبر، دستیار مجتبی خامنهای، حملات به نیروهای حشد شعبی را «تجاوز به تمامیت ارضی عراق، نقض صریح منشور ملل متحد، مصداق آشکار ماهیت شرارت و برهم زدن نظم منطقهای» خواند و گفت: «حاکمیت عراق و نیروهای مسلح آن بخشی از منظومه بازدارندگی امت اسلامی هستند که هرگونه تعرض به این ساختار، تعادل راهبردی را به زیان آمران تغییر خواهد داد.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز با انتشار بیانیهای این حملات را محکوم کرد.
کتائب حزبالله عراق، دیگر گروه شیعه تحت حمایت جمهوری اسلامی اعلام کرد که پاسخ به حملات آمریکا و عربستان سعودی «اجتنابناپذیر» است.
جنبش النجباء، گروهی وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به حملات آمریکا و عربستان سعودی علیه مواضع حشد شعبی در عراق، با انتشار بیانیهای خواستار اخراج نیروهای آمریکایی از عراق، قطع کامل همکاری بغداد با ریاض و تقویت سامانههای پدافند هوایی این کشور شد.
هادی العامری، دبیرکل سازمان بدر، از گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، در واکنش به حملات عربستان سعودی و آمریکا به مواضع حشد الشعبی در عراق، با انتشار بیانیهای این حملات را «گناهکارانه و بدون توجیه» خواند، و گفت عربستان با این اقدام در پی شعلهور کردن جنگ و تضعیف نقش عراق در برقراری ثبات منطقه است.
تاکید دوباره ترامپ بر مذاکره
با وجود تشدید تنشها از بامداد، ترامپ چهارشنبه هفت مرداد بار دیگر تاکید کرد که مذاکرات با جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت.
او گفت: «اجازه میدهیم آنها همچنان به گفتوگو ادامه دهند.»
ترامپ روز جمعه دستور توقف حملات به جمهوری اسلامی را صادر کرده بود تا فرصت بیشتری برای مذاکرات دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران فراهم شود.
رئیسجمهوری آمریکا دوشنبه به خبرنگاران گفته بود که تهران خواستار برگزاری نشست با ایالات متحده شده است. مقامات جمهوری اسلامی بعدا این سخن ترامپ را تکذیب کردند.
اوایل همین ماه، ترامپ در حال بررسی آغاز یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران بود؛ اقدامی که از حمایت جناحهای تندرو در کنگره برخوردار بود. با این حال، او پس از هشدار مشاورانش درباره کاهش ذخایر مهمات و خطر گسترش جنگ در سراسر منطقه، از اجرای این حمله صرفنظر کرد.
خامنهای در دی ۱۴۰۴ اعتراض بازاریان را «بهجا» خواند؛ ۴۵ روز بعد، درباره کشتهشدگان آن اعتراضات گفت: «به درک واصل شدند.» کدگذاری ۲۱۵ سخنرانی او نشان میدهد این چرخش نه یک استثنا، بلکه فشردهترین اجرای الگویی بود که نخستین نمونه کاملش در واکنش او به اعتراضات مشهد ۱۳۷۱ دیده میشود.
سیزدهم دی ۱۴۰۴، بازار تهران در اعتصاب بود و چند شهر ملتهب بودند. علی خامنهای درباره معترضان گفت: «اعتراض، بهجا است» و درباره بازاریها افزود: «حرفشان حرف درستی بود». در مجموعه ۲۱۵ سخنرانی بررسیشده، این تنها بار بود که یک اعتراض از سوی او با صفت «بهجا» به رسمیت شناخته شد.
۴۵ روز بعد، در آخرین سخنرانی بزرگ عمرش، کشتهشدگان همان زمستان را «به درک واصلشده» خواند و همصدایی با «فتنه» را نه فقط در عمل، بلکه «در زبان» و «در تحلیل» نیز مستوجب برخورد دانست. این فاصله کوتاه، مسیر سه دهه منطق زبان سیاسی او را در مقیاسی فشرده تکرار کرد: پذیرش محدود یک نارضایتی، جداکردن معترض از مردم، نسبتدادن بحران به دشمن و انتقال مسئولیت خشونت از حکومت به همان معترضان.
در این گزارش، همه واکنشهای گفتاری علی خامنهای به ۹ خیزش بزرگ اعتراضی دوران رهبری او را بررسی کردیم. برای این کار، ۲۱۵ سخنرانی شامل ۶۰۲ هزار کلمه را بر اساس یک دستورالعمل علمی کدگذاری با ۱۲۸ متغیر و با کمک ۲ مدل مستقل هوش مصنوعی کدگذاری کردیم. هر یافته با نقلقولی مستقیم مستند شده است و میتوان همه نقلقولها را در آرشیو رسمی خامنهای ردیابی کرد.
این بررسی، الگویی زبانی و منسجم را آشکار میکند؛ الگویی که شهروند معترض را در چهار گام از دایره «مردم» و صاحبان حق بیرون میراند و به دشمن تبدیل میکند. اسناد، شکلگیری، تکامل و آخرین اجرای این الگو را مرحلهبهمرحله نشان میدهند.
یافته اصلی: چهار قاعده، یک شیوهنامه
کدگذاری سخنرانیها نه یک واژه ثابت یا برچسبی واحد، بلکه الگویی چندمرحلهای را آشکار میکند که اجزای آن لزوما همیشه با ترتیبی یکسان ظاهر نمیشوند. هسته این الگو چهار حرکت دارد: مرزبندی مردم به معنای بیرون راندن معترضان از دایره «مردم»، سلب حقوق و انسانیت از معترضان، پیوند زدن آنها به دشمن و وارونهسازی مسئولیت خشونت به این معنا که آنها را مسئول خشونتها معرفی میکند.
این قواعد در همه بحرانها با شدت یکسان دیده نمیشوند. گاهی قاعده نخست با لحنی همدلانه آغاز میشود؛ گاهی از نخستین قدمها، همه مراحل یکجا فعالاند. آنچه در طول زمان تغییر میکند اصل الگو نیست، بلکه سرعت، صراحت و دامنه اجرای آن است.
مشهد، ۱۳۷۱: تولد الگو
خرداد ۱۳۷۱، اعتراض حاشیهنشینهای مشهد به تخریب خانههایشان به شورشی چندروزه انجامید که با اعدامهای شتابزده خاموش شد. ۱۱ روز بعد، خامنهای معترضان را «یک قشر رذل اوباش چاقوکش» نامید و گفت باید آنان را «مثل علف هرزه» کَند، درو کرد و دور انداخت و در نهایت «قضایای مشهد و امثال آن» را «کار دشمن» خواند.
در همین پاراگراف، سه قاعده نخست اجرا شد: معترض از مردم جدا شد، زبان حقوق و محاکمه جای خود را به استعاره دروکردن داد، و منشاء بحران به دشمن منتقل شد. این قدیمیترین سندِ کاملِ الگوست - و بعد؟ سکوت.
سکوت را نباید دستکم گرفت. در این شیوهنامه، سکوت یکی از انواع دادههاست.
همین نخستین سند نشان میدهد هسته اصلی این الگو از سالهای آغازین رهبری علی خامنهای وجود داشت. در دهههای بعد، اجرای این الگو سریعتر و شیوههای انتقال مسئولیت خشونت از حکومت به معترضان پیچیدهتر شد.
قزوین، ۱۳۷۳: سکوت به مثابه واکنش
قزوین در مرداد ۱۳۷۳ شورید، سپاه اعزام شد، برآوردها از دهها کشته گفتند و خامنهای در ۱۱ سخنرانی خود در چهار ماه پس از آن حتی یک بار هم به نام قزوین اشاره نکرد. چند هفته بعد خامنهای در جمع امامان جمعهای که به دیدارش رفته بودند، گفت: «نسبت به مسائل سیاسی کشور هیچ نگرانی ندارم».
اسلامشهر در فروردینِ ۱۳۷۴ به خون کشیده شد اما علی خامنهای در ۱۷ سخنرانی بزرگ خود پس از این واقعه حتی یک بار نام اسلامشهر را به زبان نیاورد؛ در روز کارگر همان سال، در برابر دیدگان کارگران، موضوع سخن رهبر جمهوری اسلامی «وجدان کاری» بود و در دیدار با نمایندگان مجلس گفت: «از لحاظ سیاسی وضع ما خوب» است.
سکوت تنها زمانی داده محسوب میشود که زمان سخنرانی، موضوع آن یا ترکیب مخاطبان، انتظار معقولی برای واکنش ایجاد کرده باشد. با در نظر گرفتن این قید، سکوتهای دهه ۷۰ نشان میدهند حذف بحران از روایت رسمی، خود یکی از شیوههای بازتعریف بحران بوده است.
دو ماه پس از سرکوب اسلامشهر، خامنهای در خطبه عاشورا گفت در برابر حاکم فاسد و منحرف «هر مسلمانی باید قیام کند»، اما مصداقها یزید و حکومت پیشین بودند. همان سالها دشمنسازی بیش از خیابان متوجه قلم بود: نویسنده منتقد «ستون پنجم دشمن» معرفی شد و به گرفتن «پول سیآیای» متهم شد. در این دستگاه، مشروعیتِ قیام نه به عمل، بلکه به زمان و هدف آن وابسته بود.
تیر ۱۳۷۸: همدلی کوتاه، بازطبقهبندی سریع
۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیروی انتظامی و لباسشخصیها به کوی دانشگاه تهران حمله کردند. سخن از حرکت دانشجویان به سوی محل کار و زندگی رهبر جمهوری اسلامی مشهور به «بیت رهبری» پس از شِش روز ناآرامی بود و همین مساله در کنار وسعت و شدت رویداد که در روزنامههای پرشمار آن دوره بازتاب گستردهای یافته بود، سکوت را غیرممکن میکرد.
واکنش نخست خامنهای لحنی استثنایی داشت: «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحهدار کرد» و «دانشجو، فرزند ماست». این مورد یکی از مهمترین شواهد خلاف فرضیه است: زبان او میتوانست برای مدتی کوتاه دانشجو را درون دایره «ما» نگه دارد. اما سه هفته بعد، همان بحران در قالب پیروزی بر دشمن بازروایت شد: «مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند». در همان خطبه معماریِ کاملِ توطئه چیده شد: پیشبینیِ رئیسِ سیا، شِش «اشتباهِ محاسبه دشمن»، و صورتبندی رسمی دوگانه «خودی-غیرخودی» که ستونِ فقراتِ شیوهنامه او در دو دهه بعد است.
در هفتههای پس از اعتراضات تیر ۷۸، سند دیگری نشان میدهد این زبان تا کجا پیش میرود: خامنهای مطبوعاتی را که حکم قصاص را زیر سوال میبردند، به ارتداد تهدید کرد؛ یعنی مهدورالدمسازی قلم. پاییز همان سال، یعنی حدود سه ماه بعد از واقعه کوی دانشگاه، در سخنرانیاش به مناسبت هفته نیروی انتظامی درباره حمله همین نیرو به کوی، الگوی سکوت را فعال کرد و بی هیچ اشارهای به موضوع سخنرانیاش را به پایان رساند.
خرداد ۱۳۸۸: جنبش سبز و خلق مظنون دائمی
جنبش سبز بزرگترین آزمون شیوهنامه سرکوب خامنهای بود و کاملترین مستندات را نیز میتوان در همان دوره یافت. چهار روز پس از انتخابات، خامنهای در دیدار با نمایندگان نامزدها گفت: «پارهای از صندوقها بازشماری بشود، اشکالی ندارد» با این حال، همان روز حساب «خرابکاران» را جدا کرد. سه روز بعد، در خطبه ۲۹ خرداد، مسئولیت «خونها» را پیشاپیش به گردن سران معترض انداخت.
پیش از آغاز تابستان نیز واژه «فتنه» وارد توصیف او از اعتراضات شد. تا پاییز، تعریف نظری این واژه تثبیت شد: فتنه یعنی «ظاهر دوست و باطن دشمن». این تعریف، هر معترض را به مظنونی همیشگی تبدیل میکرد، زیرا دشمنی به «باطن» او نسبت داده میشد و دیگر نیازی به اثبات نداشت.
دو گفته خامنهای در همین دوره، منطق درونی این چارچوب را روشن میکند. او بعدها گفت در همان روزهای نخست به معترضان به نتیجه انتخابات پیام داده بود که زیر سوال بردن انتخابات «بزرگترین جرم» است. با این حال، درباره وابستگی سران جنبش سبز به بیگانگان گفت: «این را من ادعا نمیکنم، چون برای من این قضیه ثابت نیست؛ چیزی که ثابت نیست، نمیتوانم بگویم.» خامنهای در خطبه رمضان نیز خطمشی «جذب حداکثری» و «دفع حداقلی» را اعلام و همزمان مرز آن را روشن کرد: هر کس با نظام درگیر شود، «حالت دشمن را پیدا» میکند.
دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸: الگوریتم روی دورِ تند
در دی ۹۶ دیگر پلکان تدریجی لازم نبود. خامنهای در قم نظریه «مثلث» را ارائه کرد: «نقشه مال آمریکاییها و عوامل رژیم صهیونیستی است، پول مال یکی از این دولتهای خرپول [اطراف خلیج فارس] و اجرا با پادویی منافقین». علت داخلی اعتراض پیش از آنکه موضوع بحث شود، در شبکه دشمن خارجی حل شد.
آبان ۱۳۹۸ که تا آن زمان مرگبارترین سرکوب خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی بود، با یک جمله تعریف شد: «کارهای مردمی نبود، «کار امنیتی بود». خامنهای در نمازجمعه دیماه همان سال، مرزگذاری با «مردم» را بهطور رسمی بازآرایی کرد: «آنها [معترضان] مردم ایرانند یا این جمعیت میلیونی عظیمی که در خیابانها نشان میدهند خودشان را؟» او روشن کرد از نظر او «مردم» تنها کسانی را شامل میشود که تکبیرگویان پای سخنانش مینشینند.
در ۱۹ سخنرانیِ دیگری که در بازه بررسیشده پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ قرار دارند، هیچ اشارهای به صدها کشته این اعتراضات مشاهده نمیشود. اما همان هفتهها حضور خیابانی دیگری را میستاید: «یومالله تشییع جنازه» سلیمانی. معیار دوگانه او در اشاره به خیابان و مرزبندی میان گونههای مختلف مردم در دستگاه فکری خامنهای در همین عبارت سهواژهای روشن است.
اعتراضات ۱۴۰۱: وارونهسازی قربانی و عامل
پس از جانباختن ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، خامنهای دو هفته سکوت کرد و حتی در سخنرانی مفصل برای فرماندهان نظامی کلامی از در این باره بر زبان نیاورد. او وقتی سکوتش را شکست، کل فرمول را یکجا پیاده کرد. او گفت «حادثه تلخی بود، دل ما هم سوخت» اما «این اغتشاش برنامهریزی شده بود» و «اگر قضیه این دختر جوان هم نبود، یک بهانهی دیگری درست میکردند». در دستگاه فکری او «بهانه» نامی برای خشم خیابان است و دادهای مستقل به شمار نمیآید.
او در همان سخنرانی پلیس را «قویترین» و در عین حال «مظلومترین» توصیف کرد.
در همان سخنرانی، پلیس هم «قویترین» و هم «مظلومترین» بود. اینجا قاعده چهارم بهروشنی عمل میکند: نهاد مسلح و عامل شلیک به معترضان به قربانی تبدیل و خشم معترضان به محصول طراحی دشمن فروکاسته میشود.
خامنهای بعدتر در دیدار با مداحان گفت «در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم» و در اشاره به نسل معترض این جمله را بر زبان راند «اینها بچههای ما که نیستند» و «از کجا دستور میگیرند». در سخنرانیهای بعدی در اشاره به اعتراضهای ۱۴۰۱، برخورد دستگاههای نظامی و امنیتی با «خیانت» را عادلانه و واجب خواند و به بسیجیهایی که به معترضان حمله میکردند با صفت «مظلوم» یاد کرد.
و درباره جوانان خیابان پرسید: «اینها بچّههای ما که نیستند» و «از کجا دستور میگیرند». برخورد دستگاهها با در همان سخنرانی قم، قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ علیه حکومت پیشین ستایش شد.
۴۵ روز آخر: اجرای کامل و فشرده شیوهنامه سرکوب
در زمستان ۱۴۰۴، تشدید لحن خامنهای چنان سریع بود که میتوان آن را روزبهروز دنبال کرد.۱۳ دی، اعتراض بازاریان «بهجا» و حرفشان را «درست» خواند. این تنها باری است که در میان ۲۱۵ سند بررسی شده یک اعتراض خیابانی را با چنین واژهای توصیف کرد. ۲۷ دی، اعتراضها را «فتنه آمریکایی» نامید و تاکید کرد «شخص رییسجمهوری آمریکا در این فتنه دخالت کرد». در همان سخنرانی سپاه، بسیج و نهادهای امنیتی «جانفشانی» کرده بودند، ستود.
۱۲ در سخنرانی بهمن، مسئولیت کشتهشدن معترضان را به خود «فتنهگران» نسبت داد. به گفته او سردستهها «موظف بودند کشتهسازی کنند» و و آمار قربانیان را «ده برابر و بیشتر از ده برابر» افزایش دهند. او معترضان را «هَمَجُ الرَّعاع» خواند؛ تعبیری در نهجالبلاغه به معنای فرومایگان بیریشه.
این روند ۲۸ بهمن به اوج رسید. خامنهای اعتراضات را کودتا خواند و درباره کشتهشدگان گفت: «به درک واصل شدند.» او خواستار برخورد با هر کس شد که «چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل» از «فتنه» حمایت کرده بود. مسئولیت شلیکها را نیز به «فتنه دشمن» نسبت داد: «این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه دشمن این اتفاق افتاده.»
آزمون فرضیه: چهار استثنا چه میگویند؟
مجموعه سخنرانیهای بررسیشده تنها شامل شواهد تاییدکننده فرضیه نیست. چهار نمونه مهم میتوانند آن را به چالش بکشند: «دانشجو، فرزند ماست» در تیر ۷۸؛ موافقت با بازشماری بخشی از صندوقها در خرداد ۸۸؛ خودداری از متهم کردن سران جنبش سبز به وابستگی به بیگانگان، بهدلیل نبود شواهد؛ و «اعتراض، بهجا است» در دی ۱۴۰۴. این موارد اهمیت دارند، زیرا نشان میدهند زبان خامنهای در آغاز هر بحران لزوما طردکننده نبود.
با این حال، این پذیرشهای محدود در هیچیک از چهار مورد پایدار نماندند. تعبیر «دانشجو، فرزند ماست» سه هفته بعد جای خود را به روایت «مچاله کردن دشمن» داد؛ در کنار موافقت با بازشماری بخشی از صندوقها، خامنهای همان روز حساب «خرابکاران» را جدا کرد؛ خودداری از طرح یک اتهام مشخص مانع نشد که فتنهگر «ظاهر دوست و باطن دشمن» تعریف شود؛ و «اعتراض بهجا» ظرف ۴۵ روز به «به درک واصل شدند» رسید.
بنابراین، این موارد فرضیه را رد نمیکنند، اما دامنه آن را دقیقتر میکنند: الگو همیشه از نخستین واکنش فعال نمیشود و سرعت گذار به طرد و دشمنسازی در بحرانهای مختلف یکسان نیست.
آنچه هرگز گفته نشد
در ۲۱۵ سخنرانیِ مورد بررسی در این گزارش، حتی یک محکومیت صریح خشونت حکومتی ثبت نشده است. نزدیکترین مورد، اذعان به تخلفات کوی و کهریزک در سال ۱۳۸۸ بود. البته او در همان سخنرانی ضمن اشاره به این تخلفها، از پلیس و بسیج بابت خدماتشان تشکر کرد. در مقابل، دادههای ثبتشده شامل ۲۰ مورد توجیه، هفت مورد تمجید، هشت مورد انکار و ۳۷ سکوت معنادار است.
اعداد ۵۷، ۸۶ و ۲۱ شمار سخنرانیها در دستههای همپوشاناند. عدد یک، یک استثنای واژگانی است و عدد صفر، غیاب یک نوع واکنش در کل پیکره. کنار هم گذاشتن این واحدهای متفاوت فقط زمانی روشن است که این تفاوت بهصراحت برای خواننده توضیح داده شود.
روششناسی، حدود ادعا و شفافیت
پیکره این گزارش شامل ۲۱۵ سخنرانی از فهرست رسمی سخنرانیهای علی خامنهای، در پنجرههای ۱۰۰ تا ۳۰۰ روزه پس از ۹ بحران است: مشهد ۱۳۷۱، قزوین ۱۳۷۳، اسلامشهر ۱۳۷۴، کوی دانشگاه ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، اعتراضات ۱۴۰۱ و اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴. مجموع این سخنرانیها حدود ۶۰۲ هزار کلمه است.
کدگذاری بر پایه دستورالعملی ساختاریافته با ۱۲۸ متغیر و با استفاده از دو مدل مستقل هوش مصنوعی انجام شد. در نمونه کنترلی، میزان توافق دو کدگذار درباره متغیر مرکزی ۹۴ درصد و ضریب کاپا ۰.۸۵ بود. این ضریب فقط برای همان متغیر گزارش شده است و نباید آن را معیاری برای میزان توافق در همه ۱۲۸ متغیر دانست.
پیش از انتشار، هر نقلقول با متن صفحه مبدأ در آرشیو رسمی تطبیق داده شد، شماره منبع گرفت و به همان صفحه پیوند داده شد. آمار قربانیان و اطلاعات زمینهای از منابع مستقل حقوقبشری برگرفته شدند.
دستههای آماری مستقل از یکدیگر نیستند و ممکن است یک سخنرانی در چند دسته قرار گیرد. برای نمونه، ممکن است در یک سخنرانی هر سه مولفه دشمنخواندن معترضان، پیوند دادن آنان به دشمن خارجی و استفاده از زبان انسانیتزدا ثبت شود؛ بنابراین اعداد جدول را نمیتوان با یکدیگر جمع کرد. دو یافته «یک مورد اعتراض بهجا» و «صفر مورد محکومیت خشونت حکومتی» نیز از جنس ردیفهای دیگر جدول نیستند: اولی یک مورد استثنایی را میشمارد و دومی نبود کامل یک نوع موضع را در سراسر پیکره نشان میدهد.
فرمانده ارشد نیروهای آمریکا در خاورمیانه هشدار داد انتشار ویدیوهای تلفن همراه در اینترنت میتواند به ایران در هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی کمک کند. منابع آگاه نیز به رویترز گفتند ممکن است بهزودی برخی نیروهای مستقر در منطقه ملزم به تحویل تلفنهای همراه خود شوند.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه هفتم مرداد نوشت اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر ارتباطات تلفن همراه، بُعد تازهای به جنگ در منطقه خواهد افزود و هزاران نیروی آمریکایی مستقر را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
بسیاری از این نیروها همچنان برای ارسال گاهبهگاه پیام به نزدیکان خود و اطمینان دادن درباره سلامتیشان به تلفن همراه متکیاند.
دریاسالار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا (سنتکام)، در نامهای که پیشتر منتشر نشده بود، نوشت جمهوری اسلامی با جستوجوی گزارشهای خبری یا مطالب آنلاین خبرنگاران که به «واکنشها، عکسها و تصاویر ضبطشده با تلفنهای همراه نیروهای ما» اشاره دارند، میتواند تقریبا بهصورت لحظهای از موفقیت یا شکست حملات خود مطلع شود.
کوپر در نامه ششم مرداد خود که نسخهای از آن به دست رویترز رسیده است، نوشت: «هزینه مستقیم و اجتنابناپذیر این اطلاعات منبعباز را میتوان با جان نیروهای نظامی آمریکا و ساکنان غیرنظامی کشورهای حوزه خلیج فارس که هدف حمله قرار گرفتهاند، سنجید.»
او از نظامیان آمریکایی خواست «تمرکز خود را بر امنیت عملیاتی دوچندان کنند»، اما در این یادداشت اقدام مشخصی را توصیه نکرد.
۲۳ تیر، روزنامه فایننشال تایمز نوشت که همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، شبکههای تلفن همراه در خاورمیانه هدف موجی از حملات سایبری قرار گرفتند که به منظور شناسایی موقعیت نیروها و پیمانکاران آمریکایی انجام شده بود.
احتمال ضبط تلفنهای همراه نیروهای آمریکایی
دو منبع آگاه به رویترز گفتند در اردن، که بارها هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته است، به برخی نیروها اطلاع داده شده تلفنهای همراهشان در روزهای آینده ضبط خواهد شد.
منبع سومی گفت چنین اقدامی به دلیل نگرانیهای مرتبط با امنیت عملیاتی در منطقه در دست بررسی است، اما ضبط تلفنها را قطعی ندانست.
تیموتی هاوکینز، سخنگوی سنتکام، در پاسخ به درخواست رویترز برای اظهار نظر گفت: «این پیام یادآوری کلی به نیروهای ما درباره اهمیت رعایت اصول امنیت عملیاتی بود. دریاسالار کوپر بارها از فرصتهای مشابه برای انتقال اولویتهای عملیاتی به نیروها استفاده کرده است.»
در ویدیویی که این ماه در اینترنت منتشر شد، یکی از نیروهای نظامی آمریکا از دویدن سربازان به سوی پناهگاه در جریان حمله مرگبار جمهوری اسلامی به پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن در ۲۶ تیر فیلمبرداری کرد.
به نظر میرسد کوپر در نامه خود به همین تصاویر اشاره کرده و گفته است ویدیو با عینک هوشمند متا، مجهز به دوربین داخلی، ضبط شده بود.
او نوشت: «ویدیویی که با عینک متای یکی از نیروها ضبط شده بود، در اینستاگرام منتشر شد و نشان میداد آن فرد در جریان حمله موشکی و پهپادی ایران چگونه و از چه مسیری خود را به یک پناهگاه رسانده بود.»
کوپر گفت در نبود چنین روایتهایی، ایران به دلیل اخلال الکترونیکی ارتش آمریکا و دیگر تاکتیکهای مورد استفاده در مناطق جنگی، معمولا برای تشخیص موفقیت یا شکست حملات خود با دشواری روبهرو میشد.
او نوشت: «ایران میداند تسلیحات شلیک شدهاند، اما نیروهایش نمیدانند آیا ۵۰ متر خطا کردهاند، به یک محوطه آسفالت خالی برخورد کردهاند یا یک تاسیسات شلوغ را با موفقیت هدف قرار دادهاند.»
به گفته فرمانده سنتکام، «فهرستها، توضیحات و تحلیلهای دقیق درباره آنچه هدف قرار گرفته و بهطور علنی از سوی رسانهها منتشر میشود، عملا ارزیابی خسارات نبرد را برای ایران، رایگان انجام میدهد».
از زمان آغاز جنگ اخیر با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند، ۱۸ نیروی آمریکایی کشته و بیش از ۶۰۰ نفر زخمی شدهاند.
رویترز نوشت این تلفات نگرانی آمریکاییها را درباره جنگی افزایش داده است که تنها یکسوم آنان از آن حمایت میکنند.
قانونگذاران دموکرات خواستار انتشار اطلاعات بیشتری درباره جنگ شدهاند؛ از جمله جزییات خسارات واردشده به زیرساختهای آمریکا در پایگاهها، از برجهای رادار و اقامتگاههای نظامی گرفته تا آشیانههای هواپیما.
آنها همچنین خواستار انتشار نتایج تحقیقات ارتش آمریکا درباره حمله به یک مدرسه («شجره طیبه» میناب) در ایران شدهاند که احتمالا از سوی ایالات متحده انجام شده است.
به گفته مقامها، مقررات مربوط به استفاده نیروهای اعزامشده از تلفن همراه در بخشهای مختلف ارتش آمریکا بسیار متفاوت است.
بسیاری از نیروها باید تلفنهای خود را در محلهای قفلشده نگهداری کنند و در ماموریتهای بهویژه حساس نیروهای عملیات ویژه، استفاده از تلفن همراه میتواند ممنوع باشد.
با این حال، دو منبع گفتند احتمال ضبط تلفنهای همراه موجب نگرانی برخی اعضای خانواده نیروها شده است؛ خانوادههایی که در ماههای اخیر با خواندن ادعاهای جمهوری اسلامی درباره حملات مرگبار به پایگاههای آمریکا در سراسر خاورمیانه، از پیش نگران بودهاند.
مقامهای آمریکایی سالهاست هشدار میدهند برخی برنامههای نصبشده روی تلفنهای همراه، از جمله برنامههای ورزشی و تناسب اندام، به دلیل ثبت اطلاعات مکانی میتوانند از سوی دشمنان برای کمک به هدفگیری نیروها مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
رویترز پیش از این گزارش داد اطلاعات مکانی تجاری جمعآوریشده از تلفنهای هوشمند و دیگر دستگاهها، برای هدف قرار دادن یا زیر نظر گرفتن نیروهای آمریکایی مورد استفاده قرار گرفته است.
پنتاگون نیز کوشیده است با استناد به نگرانیهای امنیت عملیاتی، انتشار اطلاعات را بهدقت کنترل کند. این نهاد اغلب از اظهار نظر درباره ادعاهای جمهوری اسلامی در مورد حملات خودداری کرده یا جزییات حوادثی را که به زخمی شدن نیروهای آمریکایی منجر شدهاند، منتشر نکرده است.
کوپر گفت که انتشار جزییات حملات میتواند به حکومت ایران برای اجرای حملات بعدی کمک کند.
او نوشت: «افشای عمومی جزییات میتواند به چراغ سبزی فوری برای نیروهای ایرانی تبدیل شود تا موج دوم و بسیار ویرانگرتری از حملات را آغاز کنند.»