• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

وقتی بحران از تیتر اول پایین می‌آید؛ اقتصاد توجه، فرسودگی اجتماعی و رقابت بر سر ذهن جامعه

تهمینه رستمی

ایران‌اینترنشنال

۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰۵:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۷:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

اعتراض‌ها همیشه با سرکوب پایان نمی‌یابند. گاهی آنچه مسیر یک بحران سیاسی را تغییر می‌دهد، نه تصمیم یک حکومت، بلکه رویدادی است که در ظاهر ارتباط مستقیمی با سیاست ندارد؛ یک همه‌گیری، یک جنگ یا بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان.

در ایران نیز طی سال‌های اخیر، بارها چنین هم‌زمانی‌هایی رخ داده است. این رویدادها نارضایتی را از میان نبرده‌اند، اما پرسشی مهم را پیش روی تحلیلگران گذاشته‌اند: در عصر اقتصاد توجه، تغییر اولویت افکار عمومی تا چه اندازه می‌تواند بر مسیر بحران‌های سیاسی اثر بگذارد؟

وقتی دستور کار جامعه عوض می‌شود

در تحلیل تحولات سیاسی ایران، معمولا سه عامل بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد؛ سرکوب، انسجام نهادهای امنیتی و ضعف سازماندهی مخالفان.

این عوامل بی‌تردید نقش مهمی در بقای جمهوری اسلامی داشته‌اند، اما تصویر را به‌تنهایی کامل نمی‌کنند.

هر جنبش اجتماعی، علاوه بر نارضایتی، به ظرفیت بسیج، استمرار کنش جمعی و حفظ توجه افکار عمومی نیاز دارد. اگر یکی از این عناصر تضعیف شود، توان یک جنبش نیز کاهش می‌یابد؛ حتی اگر علت آن، رویدادی خارج از عرصه سیاست باشد.

در جهان امروز، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و تولیدکنندگان محتوا بیش از هر زمان دیگری برای تصاحب زمان و تمرکز مخاطبان رقابت می‌کنند.

به همین دلیل، کاهش توجه عمومی الزاما به معنای کاهش اهمیت یک بحران نیست؛ بلکه گاهی فقط نشان می‌دهد موضوع دیگری، سهم بیشتری از گفت‌وگوی عمومی را به خود اختصاص داده است.

پژوهشگران ارتباطات این پدیده را با مفاهیمی مانند «اقتصاد توجه» و «چرخه توجه» به مسائل توضیح می‌دهند؛ فرایندی که در آن، حتی مهم‌ترین بحران‌های سیاسی نیز دیر یا زود با موضوعات و رویدادهای تازه برای جلب توجه افکار عمومی رقابت می‌کنند.

اعتراضات خونین آبان ۱۳۹۸ نمونه‌ای روشن از این وضعیت بود. چند ماه بعد، همه‌گیری کرونا معادلات را تغییر داد.

قرنطینه، ممنوعیت تجمع، تعطیلی دانشگاه‌ها و تمرکز جامعه بر بحران سلامت، امکان استمرار بسیاری از اشکال کنش خیابانی را محدود کرد.

نارضایتی از میان نرفت، اما اولویت افکار عمومی تغییر کرد. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، کرونا را می‌توان وقفه‌ای ناخواسته در چرخه بسیج اجتماعی دانست؛ وقفه‌ای که مسیر اعتراضات را دگرگون کرد، بی‌آنکه علت‌های شکل‌گیری آنها را از میان ببرد.

برنامه‌هایی که جام و خنده تعارف می‌کردند

سال‌ها بعد، جامعه ایران بار دیگر با دوره‌ای از بحران‌های پی‌درپی روبه‌رو شد. وقایع خونین دی‌ماه و سپس جنگ، حجم سنگینی از اضطراب، نااطمینانی و فشار روانی را بر جامعه تحمیل کرد.

روان‌شناسان این وضعیت را با مفاهیمی مانند آسیب جمعی، فرسودگی ناشی از بحران و اضافه‌بار شناختی توضیح می‌دهند؛ شرایطی که در آن، جامعه همچنان نسبت به مسائل سیاسی حساس است، اما توان دنبال کردن مداوم اخبار تلخ را به‌تدریج از دست می‌دهد.

در چنین فضایی، آغاز جام جهانی فقط شروع یک رقابت ورزشی نبود. هم‌زمان، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان با موجی از ویژه‌برنامه‌های فوتبالی، برنامه‌های طنز، گفت‌وگوهای زنده، پادکست‌ها، واکنش به مسابقات و محتوای سرگرم‌کننده در یوتیوب، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های ورزشی و پلتفرم‌های نمایش خانگی روبه‌رو شد.

برای چند هفته، فوتبال به یکی از مهم‌ترین موضوعات گفت‌وگوی عمومی تبدیل شد.

بسیاری از این برنامه‌ها با اشاره‌ای کوتاه به روزهای سخت یا شرایط کشور آغاز می‌شدند، اما محور اصلی آنها فوتبال، شوخی، رقابت و سرگرمی بود.

از دل این هم‌زمانی، یک پرسش تحلیلی شکل می‌گیرد: هنگامی که میلیون‌ها نفر بخش قابل توجهی از زمان و توجه خود را صرف یک رویداد جهانی می‌کنند، چه سهمی برای موضوعاتی باقی می‌ماند که تنها چند هفته پیش در مرکز توجه افکار عمومی قرار داشتند؟

طنز نیز در چنین شرایطی صرفا وسیله‌ای برای خندیدن نیست. در روان‌شناسی اجتماعی، طنز یکی از شناخته‌شده‌ترین راه‌های کاهش فشار روانی و کنار آمدن با اضطراب جمعی است.

از این منظر، استقبال گسترده از برنامه‌های طنز و سرگرمی پس از دوره‌های طولانی بحران، می‌تواند واکنشی طبیعی به فرسودگی روانی جامعه باشد.

100%

مدیریت افکار عمومی؛ میان سیاست و سرگرمی

جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها از رسانه، محصولات فرهنگی و سرگرمی برای اثرگذاری بر افکار عمومی استفاده کرده است؛ از مجموعه‌های تلویزیونی و مستندهای سفارشی گرفته تا تولیدات مناسبتی و کارزارهای تبلیغاتی.

همین سابقه باعث شده است که هرگاه موجی از محتوای سرگرمی با یک بحران سیاسی هم‌زمان می‌شود، این پرسش نیز مطرح شود که چه میزان از این تغییر در دستور کار عمومی، حاصل روند طبیعی بازار رسانه و چه میزان نتیجه سیاست‌گذاری آگاهانه است.

پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی هر مصداق بر پایه شواهد است و نمی‌توان همه تولیدات رسانه‌ای را در یک دسته قرار داد.

با این حال، یک واقعیت کمتر محل تردید است: موج‌های بزرگ رسانه‌ای، صرف‌نظر از منشا آنها، بر توزیع توجه افکار عمومی اثر می‌گذارند.

اگر چنین موجی هم‌زمان با راهبردهای رسانه‌ای حکومت حرکت کند، می‌تواند سهم بحران‌های سیاسی را در گفت‌وگوی عمومی کاهش دهد؛ حتی اگر همه تولیدکنندگان محتوا هدف یا انگیزه مشترکی نداشته باشند.

در عصر اقتصاد توجه، رقابت سیاسی دیگر تنها بر سر قدرت یا روایت نیست؛ رقابتی است بر سر زمان، تمرکز و ذهن مخاطب.

هر رویدادی که بتواند حتی برای مدتی کوتاه، سهم بیشتری از توجه افکار عمومی را به خود اختصاص دهد، ناگزیر بر اولویت‌های جامعه نیز اثر می‌گذارد.

این به معنای تغییر باورها یا از میان رفتن مطالبات نیست، بلکه نشان می‌دهد جابه‌جایی توجه می‌تواند بر نحوه تجربه، پیگیری و تداوم بحران‌های سیاسی اثر بگذارد.

شاید به همین دلیل، پرسش اصلی امروز دیگر این نباشد که مردم به چه چیزی می‌اندیشند؛ بلکه این باشد که چه چیزی فرصت اندیشیدن را از موضوعات دیگر می‌گیرد.

در عصر رقابت بی‌وقفه روایت‌ها، آنچه افکار عمومی را شکل می‌دهد، تنها محتوای یک پیام نیست؛ بلکه موضوعی است که بیشترین سهم را از زمان، ذهن و گفت‌وگوی جامعه به خود اختصاص می‌دهد.

شاید پاسخ به همین پرسش، یکی از مهم‌ترین کلیدهای فهم سیاست در ایران امروز باشد.

  • روان‌شناسی رابطه جامعه با نمادهای ملی در بحران‌های سیاسی و اجتماعی

    روان‌شناسی رابطه جامعه با نمادهای ملی در بحران‌های سیاسی و اجتماعی

Banner

پربازدیدترین‌ها

جمهوری اسلامی دو تن دیگر از معترضان دی‌ماه در اصفهان را در ملاعام اعدام کرد
۱

جمهوری اسلامی دو تن دیگر از معترضان دی‌ماه در اصفهان را در ملاعام اعدام کرد

۲

شهروندان اعدام دو معترض دی‌ماه در خیابان‌های اصفهان را «جنایت علیه بشریت» خواندند

۳
اختصاصی

قائم حسینی، امیرحسین ملکی و علی دشتی، از معترضان دی‌ماه در اصفهان، در آستانه اعدام هستند

۴
تحلیل

ثروت جنوب ایران به مرکز می‌رود، محرومیت همان‌جا می‌ماند

۵

جمهوری اسلامی برای دریافت صدها سامانه پدافندی دوش‌پرتاب از چین آماده می‌شود

انتخاب سردبیر

  • مقام ارشد اسرائیلی: اسرائیل خواهان تشدید فشار اقتصادی و حفظ تهدید نظامی علیه تهران است

    مقام ارشد اسرائیلی: اسرائیل خواهان تشدید فشار اقتصادی و حفظ تهدید نظامی علیه تهران است

  • رسانه‌ها در ایران: در حملات به حشد شعبی در عراق، ۴ عضو سپاه پاسداران کشته شدند

    رسانه‌ها در ایران: در حملات به حشد شعبی در عراق، ۴ عضو سپاه پاسداران کشته شدند

  • تیغ «پاتوق‌زدایی» بر گلوی فضاهای شهری؛ از تخریب شبانه پیاده‌روها تا سرکوب زندگی در تجریش
    تحلیل

    تیغ «پاتوق‌زدایی» بر گلوی فضاهای شهری؛ از تخریب شبانه پیاده‌روها تا سرکوب زندگی در تجریش

  • خانواده‌های دادخواه خیزش دی‌ماه تحت فشار روانی شدید قرار دارند

    خانواده‌های دادخواه خیزش دی‌ماه تحت فشار روانی شدید قرار دارند

  • مرکز آمار ایران: تورم نقطه‌به‌نقطه تیرماه به حدود ۸۸ درصد رسید

    مرکز آمار ایران: تورم نقطه‌به‌نقطه تیرماه به حدود ۸۸ درصد رسید

  • وقتی بحران از تیتر اول پایین می‌آید؛ اقتصاد توجه، فرسودگی اجتماعی و رقابت بر سر ذهن جامعه
    تحلیل

    وقتی بحران از تیتر اول پایین می‌آید؛ اقتصاد توجه، فرسودگی اجتماعی و رقابت بر سر ذهن جامعه

•
•
•

مطالب بیشتر

ثروت جنوب ایران به مرکز می‌رود، محرومیت همان‌جا می‌ماند

۶ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار
100%

مساله جنوب ایران، بیش از هر چیز، مساله رابطه حکومت با شهروندان است: آیا مردم این مناطق شهروندانی برابرند که حق دارند درباره کشور، منابع و آینده خود تصمیم بگیرند یا جمعیتی‌اند که باید منابع و سرزمینشان را در اختیار مرکز بگذارند و هزینه امنیت و توسعه آن را بپردازند؟

حملات نظامی اخیر به جنوب ایران بار دیگر استان‌هایی را به‌طور مستقیم در معرض جنگ قرار داد که دهه‌هاست هزینه امنیت، انرژی و توسعه مرکز را می‌پردازند، بی‌آنکه سهمی متناسب از ثروت و قدرت داشته باشند. خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان نقشی حیاتی در ساختار اقتصادی و ژئوپولیتیک ایران دارند، اما مردم این مناطق همچنان با فقر، بیکاری، بی‌آبی، ضعف زیرساخت، تبعیض و سرکوب سیاسی روبه‌رو هستند.

جنگ این نابرابری تاریخی را آشکارتر کرده است. تاسیسات نفت و گاز، بندرها، راه‌های دریایی و پایگاه‌های نظامی جنوب برای جمهوری اسلامی اهمیت راهبردی دارند. با این حال، ساکنان شهری که در محاسبات حکومت یک نقطه حساس امنیتی محسوب می‌شود، از آب سالم، برق پایدار، بیمارستان مجهز و فرصت‌های شغلی کافی بی‌بهره‌اند.

ساختار قدرت، جنوب ایران را سرزمین منابع و مرزها می‌بیند اما مردم این مناطق اغلب تنها زمانی دیده می‌شوند که قرار است از خاک، پالایشگاه، بندر یا تنگه‌ای دفاع کنند. خواسته‌های همین مردم برای برخورداری از آب، اشتغال، آموزش، مشارکت سیاسی و حق زندگی برابر، بارها با بی‌اعتنایی یا پاسخ امنیتی روبه‌رو شده است.

  • جمهوری اسلامی طرح عمان برای کنترل ۵۰ درصدی تنگه هرمز را رد کرد

    جمهوری اسلامی طرح عمان برای کنترل ۵۰ درصدی تنگه هرمز را رد کرد

جغرافیای ثروتمند، جامعه محروم

بخش بزرگی از نفت و گاز ایران در خوزستان، بوشهر و آب‌های جنوبی کشور تولید می‌شود. بندرهای هرمزگان شریان‌های اصلی تجارت خارجی کشورند و تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است. با وجود این جایگاه، شاخص‌های زندگی در بسیاری از مناطق جنوبی تصویری از توسعه نامتوازن ارائه می‌کنند.

خوزستان سال‌هاست با بحران آب، آلودگی هوا، نابودی تالاب‌ها، فرسودگی شبکه فاضلاب و بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کند. مردمی که در کنار رودخانه‌ها و تاسیسات عظیم نفتی زندگی می‌کنند، بارها برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم اعتراض کرده‌اند. در برخی شهرها، ثروت حاصل از نفت از کنار محله‌هایی می‌گذرد که ابتدایی‌ترین خدمات شهری را ندارند.

در سیستان‌وبلوچستان، محرومیت با تبعیض اتنیکی و مذهبی درهم آمیخته است. ضعف راه‌ها، کمبود مراکز درمانی، نرخ بالای ترک تحصیل و محدودیت فرصت‌های شغلی، پیامد چند دهه سیاست‌گذاری متمرکز و امنیتی است. حکومت به جای سرمایه‌گذاری اجتماعی، این استان را عمدتا از زاویه کنترل مرز، قاچاق و تهدید امنیتی دیده است.

در هرمزگان و سواحل مکران نیز پروژه‌های بزرگ اقتصادی الزاما زندگی جوامع محلی را بهبود نبخشیده است. بنادر، صنایع پتروشیمی و طرح‌های توسعه ساحلی گسترش یافته‌اند، اما بسیاری از ساکنان منطقه هنوز با کمبود آب، مسکن نامناسب، اشتغال ناپایدار و تخریب محیط زیست مواجه‌اند.

  • مقام‌های آمریکایی: تحریم‌ها بیش از بمباران به حکومت ایران آسیب می‌زند

    مقام‌های آمریکایی: تحریم‌ها بیش از بمباران به حکومت ایران آسیب می‌زند

این وضعیت نه تصادفی است، نه حاصل ضعف چند مدیر محلی. این الگوی ساختاری، منابع را از مناطق پیرامونی به مرکز منتقل می‌کند و هزینه‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و امنیتی را بر دوش مردم همان مناطق می‌گذارد.

استخراج منابع بدون توزیع قدرت

رابطه جمهوری اسلامی با جنوب را می‌توان رابطه‌ای مبتنی بر «استخراج و کنترل» توصیف کرد. حکومتْ از زمین، آب، نفت، گاز، بندر و موقعیت جغرافیایی این مناطق بهره می‌برد، اما مردم را در تصمیم‌گیری درباره منابع و آینده محل زندگی‌شان مشارکت نمی‌دهد.

بودجه و برنامه‌های توسعه در تهران تعیین می‌شوند و مدیران کلیدی اغلب بدون پاسخ‌گویی واقعی به جوامع محلی منصوب می‌شوند. اعتراض‌های محیط زیستی و معیشتی نیز به‌سرعت رنگ امنیتی می‌گیرند. در چنین ساختاری، ساکنان منطقه از مالکیت سیاسی بر منابع خود برخوردار نیستند، بلكه به نیروی کار، جمعیت مرزنشین یا ساکنان پیرامون تاسیسات راهبردی تقلیل داده می‌شوند.

تبعیض در جنوب ابعاد مختلفی دارد. بخشی از آن اقتصادی است: درآمد حاصل از منابع منطقه در همان منطقه سرمایه‌گذاری نمی‌شود؛ بخشی دیگر سیاسی است: گروه‌های اتنیکی و مذهبی سهم محدودی از قدرت و مدیریت دارند؛ و وجه فرهنگی آن نیز در محدودیت زبان، آموزش و بازنمایی عمومی قابل مشاهده است.

در دوره‌های بحران، همین مردمی که از ساختار تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند، به نام «امنیت ملی» فراخوانده می‌شوند تا هزینه سیاست‌هایی را بپردازند که در تدوین آنها نقشی نداشته‌اند.

  • نیویورک‌پست: نتانیاهو اطلاعات مربوط به تاسیسات هسته‌ای در کوه کلنگ گزلا را به ترامپ می‌دهد

    نیویورک‌پست: نتانیاهو اطلاعات مربوط به تاسیسات هسته‌ای در کوه کلنگ گزلا را به ترامپ می‌دهد

جنگ و بازتولید محرومیت

حملات نظامی به جنوب در بستری رخ می‌دهد که زیرساخت‌های عمومی از پیش فرسوده‌اند. تخریب یک پل، جاده، نیروگاه یا تاسیسات آبی در چنین منطقه‌ای آثار گسترده‌تری بر جای می‌گذارد. شبکه‌ای که پیش از جنگ نیز ظرفیت کافی نداشته، ممکن است با کوچک‌ترین اختلال از کار بیفتد.

در ادبیات نظامی، پل‌ها، بندرها و شبکه‌های ارتباطی اهداف راهبردی به شمار می‌روند. برای مردم محلی، همین زیرساخت‌ها مسیر دسترسی به بیمارستان، محل کار، مدرسه و بازارند. تخریب آنها فاصله میان یک حمله نظامی و بحران انسانی را بسیار کوتاه می‌کند.

این وضعیت نشان می‌دهد تعریف حکومت از امنیت با امنیت مردم یکسان نیست. جمهوری اسلامی امنیت را در حفظ تاسیسات، کنترل مرزها و بقای ساختار سیاسی خود تعریف می‌کند، اما مردم آن را در دسترسی به آب، برق، شغل، درمان، مسکن و مصونیت از خشونت می‌بینند.

مردم جنوب در دو سوی یک سیاست

مردم جنوب از دو جهت زير فشار قرار دارند؛ سیاست‌های جمهوری اسلامی منابعشان را مصرف، محیط زیستشان را تخریب و مطالباتشان را امنیتی کرده است، جنگ هم همان جغرافیا را به هدفی نظامی تبدیل کرده است و زندگی روزمره مردم را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد.

مخالفت این مردمان با حمله خارجی را نمی‌توان نشانه رضایت از جمهوری اسلامی دانست. ساکنان یک منطقه ممکن است با حکومت مخالف باشند و هم‌زمان نخواهند خانه، شهر و زیرساخت‌هایشان ویران شود. دفاع از محل زندگی، خانواده و جامعه محلی با دفاع از نظام سیاسی متفاوت است.

اما جمهوری اسلامی تلاش می‌کند این مرز را از میان ببرد. حکومت واکنش مردم به حملات خارجی را حمایت از خود تعبیر می‌کند و از فضای جنگ برای پوشاندن تاریخ تبعیض و محرومیت بهره می‌برد.

در روایت رسمی، خوزستان، بلوچستان، بوشهر و هرمزگان ناگهان به نمادهای وحدت ملی تبدیل می‌شوند؛ همان مناطقی که مطالبات مردمشان در زمان صلح با سرکوب و اتهام تجزیه‌طلبی پاسخ گرفته است.

این بهره‌برداری سیاسی نیز بخشی از همان رابطه نابرابر است. حکومت در زمان بحران به هویت ملی و وفاداری مردم مناطق پیرامونی نیاز دارد، اما هنگام توزیع منابع و قدرت، تفاوت‌ها و حقوق آنان را نادیده می‌گیرد.

امنیتی که از عدالت جدا شده است

وضعیت در جنوب ایران نشان می‌دهد امنیت بدون عدالت پایدار نمی‌ماند. ساخت پالایشگاه، پایگاه نظامی و بندر، جای شبکه آب سالم، بیمارستان مجهز، مدرسه مناسب و مشارکت سیاسی را نمی‌گیرد.

امنیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم یک منطقه احساس کنند منابعشان برای بهبود زندگی خودشان به کار می‌رود، در تصمیم‌گیری حضور دارند و هویت و حقوقشان به رسمیت شناخته می‌شود.

جمهوری اسلامی اما مسیر دیگری را پیموده است: تمرکز قدرت در مرکز، استخراج منابع از پیرامون و پاسخ امنیتی به نارضایتی.

جنگ ممکن است ابعاد این بحران را تغییر دهد، اما ریشه آن بسیار قدیمی‌تر است.

پیش از جنگ ۱۲روزه نیز مردم با پیامدهای سیاست‌هایی زندگی می‌کردند که منطقه جنوب را برای حکومت حیاتی و ساکنانش را حاشیه‌ای می‌دانست. تا زمانی که ثروت از جنوب خارج شود و محرومیت در آن باقی بماند، هر ادعای حکومت درباره امنیت ملی ناقص خواهد بود.

امنیت کشوری که مردم مناطق ثروتمندش از آب، برق، کار و قدرت سیاسی محرومند، امنیتی شکننده و ناعادلانه است.

هشتمین دیدار نتانیاهو و ترامپ؛ اختلاف بر سر ایران و در جست‌وجوی راهی برای توافق

۶ مرداد ۱۴۰۵، ۰۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

روزنامه تایمز اسرائیل در گزارشی تحلیلی به دیدار دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پرداخته و نوشته است هر دو رهبر در آستانه انتخابات قرار دارند و اولویت‌هایشان از یکدیگر فاصله گرفته است.

به‌نوشته این روزنامه ممکن است نتانیاهو در پی دستیابی به تفاهم‌هایی درباره نیازهای امنیتی اسرائیل باشد و هم‌زمان عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی و توافق‌های مورد حمایت آمریکا در غزه و لبنان را پیش ببرد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، سه‌شنبه ششم مرداد برای هشتمین بار از زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ در حالی که هر دو با اوضاعی به‌شدت دشوار روبه‌رو هستند، در کاخ سفید دیدار خواهند کرد.

در یک سال و نیم گذشته، به‌ندرت پیش می‌آمد که فاصله دیدار نتانیاهو و ترامپ از ۱۰ هفته بیشتر شود، اما اکنون این نخستین دیدار آنها در پنج ماه گذشته است. این موضوع نشان‌دهنده تغییر چشمگیر در روابط آنها از زمان آخرین ملاقاتشان است. نتانیاهو تنها پس از هفته‌ها تلاش موفق شد دعوت به دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید را به دست آورد و این سفر را با برنامه خود برای شرکت در مراسم خاکسپاری لیندسی گراهام، سناتور فقید جمهوری‌خواه، همراه کند.

آخرین دیدار این دو در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ انجام شد؛ حدود دو هفته پیش از آنکه کارزار مشترکی را علیه جمهوری اسلامی آغاز کنند. اهداف اعلام‌شده این کارزار، نابودی برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتی آن و حتی ایجاد شرایط برای تغییر حکومت بود.

  • نیویورک‌پست: نتانیاهو اطلاعات مربوط به تاسیسات هسته‌ای در کوه کلنگ گزلا را به ترامپ می‌دهد

    نیویورک‌پست: نتانیاهو اطلاعات مربوط به تاسیسات هسته‌ای در کوه کلنگ گزلا را به ترامپ می‌دهد

این کارزار در فروردین ماه پس از آنکه بسته شدن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، اقتصاد جهانی را تحت فشار شدید قرار داد، به دستور ترامپ متوقف شد.

به‌نوشته تایمز اسرائیل در این کارزار نظامی هیچ پیروزی قاطعی در هیچ‌یک از اهداف اصلی به دست نیامد و در عین حال هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جنگ برای ترامپ به‌شدت آشکار شد.

برای نتانیاهو، که بسیاری از آمریکایی‌ها او را عامل کشاندن ترامپ به این کارزار می‌دانند، توقف جنگ زودهنگام بود. اکنون، طبق گزارش‌هایی که این هفته در رسانه‌های عبری‌زبان منتشر شده، نخست‌وزیر قصد دارد اطلاعات تازه‌ای درباره تلاش‌های حکومت ایران برای احیای توانایی‌های نظامی و هسته‌ای خود در دوران رهبری مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در اختیار ترامپ قرار دهد و ظاهرا خواستار ازسرگیری جنگ شود.

تایمز اسرائیل در ادامه گزارش خود افزوده که متقاعد کردن ترامپ به کنار گذاشتن روند دیپلماتیکی که با دشواری در جریان است و حرکت به سوی یک کارزار نظامی بزرگ دیگر، کار آسانی نخواهد بود.

  • نفتالی بنت: قطر به سپاه پاسداران کمک مالی می‌کند؛ دوحه تکذیب کرد

    نفتالی بنت: قطر به سپاه پاسداران کمک مالی می‌کند؛ دوحه تکذیب کرد

به نظر می‌رسد نفوذ نتانیاهو در ماه‌های اخیر کاهش یافته است؛ ترامپ چندین تصمیم راهبردی اتخاذ کرده که برخلاف خواسته‌های اسرائیل بوده‌اند. نخستین مورد، تصمیم او برای پایان ناگهانی کارزار جنگ ایران و امضای یک یادداشت تفاهم بود؛ توافقی که اسرائیل نگران است بتواند زمینه احیای اقتصادی و نظامی حکومت ایران را فراهم کند و در عین حال آزادی عمل اسرائیل علیه مهم‌ترین نیروی نیابتی تهران، حزب‌الله لبنان، را محدود سازد.

اخیرا نیز ترامپ آمادگی خود را برای فروش جنگنده‌های اف-۳۵ به ترکیه نشان داده است؛ کشوری که رییس‌جمهوری آن به یکی از برجسته‌ترین مخالفان بین‌المللی اسرائیل تبدیل شده است. واشینگتن همچنین تایید کرده که توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان سعودی را امضا کرده است، بی‌آنکه در ابتدا عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به‌عنوان شرط آن مطرح کند؛ هرچند ترامپ بعدا گفت این توافق تا زمانی که ریاض به پیمان ابراهیم نپیوندد، پیش نخواهد رفت.

تایمز اسرائیل در ادامه افزوده هر دو رهبر اکنون به انتخابات پیش رو چشم دوخته‌اند: انتخابات کنست در اواخر اکتبر برگزار می‌شود و تنها چند روز پس از آن، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد منافع فوری آنها درباره ایران به‌طور مستقیم در تضاد با یکدیگر قرار گرفته است.

نتانیاهو خواهان رویارویی تهاجمی‌تری است که بتواند باقی‌مانده تهدید هسته‌ای و موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی را از میان بردارد؛ دستاوردی که بتواند آن را در آستانه رفتن اسرائیلی‌ها به پای صندوق‌های رأی به آنها عرضه کند. ترامپ در مقابل خواهان توافقی است که بحران را حل کند و قیمت‌ها را برای رأی‌دهندگان آمریکایی پایین بیاورد.

به‌نوشته تایمز اسرائیل از آنجا که بعید است نتانیاهو بتواند نظر ترامپ را تغییر دهد، واقع‌بینانه‌ترین هدف او شاید نه وادار کردن رییس‌جمهوری آمریکا به دادن تعهدات فوری، بلکه دستیابی به تفاهم‌هایی با او درباره منافع امنیتی اسرائیل، خطوط قرمز این کشور و شرایطی باشد که اسرائیل در آن ناچار خواهد بود علیه تهدیدها حتی به‌طور مستقل اقدام کند.

  • آسوشیتدپرس از «پیشرفت چشمگیر» تلاش‌های میانجیگرانه میان تهران و واشینگتن خبر داد

    آسوشیتدپرس از «پیشرفت چشمگیر» تلاش‌های میانجیگرانه میان تهران و واشینگتن خبر داد

تایمز اسرائیل نوشته است که حتی اگر جنگ آن‌گونه که هیچ‌یک از دو رهبر امید داشتند پیش نرفته باشد، همچنان فرصت‌های واقعی جدیدی ایجاد کرده است. اگر دو رهبر تصمیم بگیرند از این فرصت‌ها استفاده کنند، دیدار روز سه‌شنبه می‌تواند زمینه پیشرفت یک هم‌گرایی منطقه‌ای گسترده‌تر بر محور عادی‌سازی روابط را فراهم کند. همچنین ممکن است هماهنگی دوجانبه درباره غزه و لبنان پیشرفت کند.

اظهارات نتانیاهو پیش از پرواز نیز نشان می‌داد که او با چنین راهبردی هماهنگ است. او گفت که با ترامپ «درباره همه مسائل موجود در دستور کار و در رأس آنها ایران» گفت‌وگو خواهد کرد.

او افزود: «البته هدف ما حفظ امنیت خود و در عین حال گسترش دایره صلح پیرامونمان است.»

جنگی ناتمام و افکار عمومی ناراضی

در صدر دستور کار دیدار نتانیاهو و ترامپ، موضوعی قرار دارد که اورشلیم آن را جنگی ناتمام می‌بیند و واشینگتن آن را مذاکراتی ناتمام با حکومت ایران تلقی می‌کند.

در حالی که نتانیاهو معتقد است برای تضعیف بیشتر توانایی‌های باقی‌مانده جمهوری اسلامی و همچنین اطمینان‌بخشی به افکار عمومی نسبتا ناراضی اسرائیل، حمله دیگری، چه به‌تنهایی و چه به‌صورت مشترک، ضروری است، بعید به نظر می‌رسد ترامپ با چنین اقدامی همراه شود.

نتانیاهو تلاش کرده نتایج جنگ را دستاوردی تاریخی معرفی کند، اما متقاعد کردن اسرائیلی‌هایی که هفته‌ها زیر آتش موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی در پناهگاه‌ها و سپس شاهد پایان ناگهانی جنگ، بدون شکست دشمن و با باقی ماندن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن بودند، دشوار بوده است.

نتانیاهو می‌گوید اسرائیل توانسته «تهدید موجودیتی» ناشی از برنامه هسته‌ای ایران را کاهش دهد، اما خود او نیز تاکید کرده که کار هنوز تمام نشده است.

  • ترامپ کمبود مهمات آمریکا را رد کرد و تهدیدهایش علیه ایران را ادامه داد

    ترامپ کمبود مهمات آمریکا را رد کرد و تهدیدهایش علیه ایران را ادامه داد

تام نایدز، سفیر آمریکا در اسرائیل از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ در دولت جو بایدن، گفت: «در اسرائیل نگرانی بسیار زیادی وجود دارد از اینکه تعهداتی که به یک اسرائیلی عادی گفته شده بود، محقق نشده‌اند.»

نایدز افزود، اگرچه نگرانی‌های امنیتی باقی‌مانده نتانیاهو و افکار عمومی اسرائیل درباره جمهوری اسلامی مشروع است، متقاعد کردن ترامپ برای بازگشت به جنگ دشوار خواهد بود.

ترامپ شامگاه جمعه، برای نخستین بار طی دو هفته، از صدور دستور حمله به مواضع جمهوری اسلامی خودداری کرد؛ اقدامی که بنا بر گزارش‌ها پس از آن صورت گرفت که ارشدترین مشاوران نظامی و سیاسی او توصیه کردند از تشدید بیشتر جنگ خودداری کند. آنها نگرانی‌هایی درباره گسترش درگیری، کاهش ذخایر دفاعی، دور کردن متحدان عرب خلیج فارس و تاثیر جنگ بر عرضه انرژی و اقتصاد جهانی مطرح کرده بودند.

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، یک‌شنبه گفت واشینگتن فعلا امیدوار است فرصت بیشتری به دیپلماسی بدهد.

به‌نوشته تایمز اسرائیل، برای نتانیاهو بسیار دشوار خواهد بود که مانع چنین روندی شود. بنابراین او ناچار خواهد بود امکان اقدام مستقل اسرائیل را مطرح کند؛ اما در این زمینه نیز محدودیت‌هایی دارد.

در حالی که تنها حدود سه ماه تا انتخابات اسرائیل باقی مانده است، کسب حمایت نظامی یا دیپلماتیک آمریکا برای کارزاری که به احتمال زیاد بسته ماندن تنگه هرمز را در پی خواهد داشت، فوق‌العاده دشوار خواهد بود. اگر تلاش کنونی قطر و پاکستان برای بازگرداندن طرف‌ها به مذاکرات نتیجه دهد، حمله اسرائیل که این پیشرفت‌ها را از بین ببرد و باعث جهش دوباره قیمت انرژی در آمریکا شود، پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر برای ترامپ کابوس خواهد بود.

  • کاهش ذخایر رهگیرهای آمریکا دفاع موشکی اسرائیل را نیز با خطر روبه‌رو می‌کند

    کاهش ذخایر رهگیرهای آمریکا دفاع موشکی اسرائیل را نیز با خطر روبه‌رو می‌کند

ترامپ به غیرقابل پیش‌بینی بودن شهرت دارد و تحولات ممکن است همچنان او را به سوی تشدید زودتر درگیری سوق دهد. اما امید واقع‌بینانه‌تر نتانیاهو شاید دستیابی به شرایط مورد توافق برای یک کارزار مشترک پس از نوامبر، یا چراغ سبز آمریکا برای اقدام احتمالی اسرائیل در صورت شکست مذاکرات یا نقض توافق از سوی جمهوری اسلامی باشد.

غزه و لبنان

حماس در غزه و حزب‌الله در لبنان از موضوعات اصلی دیدارهای پیشین نتانیاهو با ترامپ بوده‌اند و گاه به منابع مهم تنش میان آنها تبدیل شده‌اند. اما در حال حاضر، به نظر می‌رسد دو دولت درباره هر دو جبهه نسبتا هم‌سو هستند و همین امر عبور از این موانع را آسان‌تر می‌کند.

به‌نوشته تایمز اسرائیل توافق‌های اخیر لبنان و غزه که با میانجیگری آمریکا حاصل شده‌اند، در صورت اجرای مطابق برنامه، منافع مهم امنیتی و دیپلماتیک اسرائیل را تامین می‌کنند و اسرائیل با ظاهر شدن در نقش عامل برهم‌زننده هر یک از این تلاش‌ها، چیز چندانی به دست نمی‌آورد و در مقابل ممکن است زیان زیادی متحمل شود. مساله اصلی در عوض، دستیابی به تفاهم درباره اقداماتی است که اسرائیل در صورت پایبند نبودن طرف‌های دیگر به این چارچوب‌ها یا شکست در اجرای آنها، اجازه انجامشان را خواهد داشت.

شش دور مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان در واشینگتن به تدوین چارچوبی با حمایت آمریکا منجر شد که خروج تدریجی اسرائیل از منطقه امنیتی خود در جنوب لبنان را در کنار استقرار نیروهای لبنانی و خلع سلاح راستی‌آزمایی‌شده حزب‌الله پیش‌بینی می‌کند.

طرح صلح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای غزه نیز خواستار خروج تدریجی ارتش اسرائیل، غیرنظامی‌سازی کامل نوار غزه و خلع سلاح حماس است.

  • اسرائیل شکست دیپلماسی با تهران را قطعی می‌داند؛ ترامپ ناچار به تشدید حملات خواهد شد

    اسرائیل شکست دیپلماسی با تهران را قطعی می‌داند؛ ترامپ ناچار به تشدید حملات خواهد شد

نتانیاهو، شاید در آستانه دیدار سه‌شنبه، طی روزهای اخیر آمادگی سیاسی خود برای اجرای هر دو طرح را نشان داده است. نیروهای ارتش اسرائیل هفته گذشته از یک منطقه آزمایشی در لبنان عقب‌نشینی کردند تا ارتش لبنان بتواند در آنجا مستقر شود، در حالی که کابینه امنیتی اسرائیل یک‌شنبه به شکلی کاملا علنی ترتیبات حقوقی ورود «نیروی بین‌المللی تثبیت» در نظر گرفته‌شده برای غزه را تصویب کرد.

جنبه‌های بالقوه امیدوارکننده

تایمز اسرائیل در ادامه این گزارش تحلیلی افزوده با وجود محدودیت‌های سیاسی و نظامی، نتانیاهو با چند فرصت بالقوه نیز وارد واشینگتن می‌شود.

یکی از آنها هم‌گرایی منطقه‌ای در حال شکل‌گیری علیه ایران است که از زمان جنگ، بی‌سروصدا عمیق‌تر شده است. بحرین و کویت طی روزهای اخیر حملات تلافی‌جویانه بی‌سابقه‌ای علیه ایران انجام داده‌اند، در حالی که کشورهای عربی بیش از پیش خود را با نگرانی‌های راهبردی اسرائیل هم‌سو یافته‌اند.

تماس تلفنی اخیر حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین، با اسحاق هرتزوگ، رییس‌جمهوری اسرائیل که به ابتکار منامه انجام شد و بحرین آن را به‌شدت در معرض توجه عمومی قرار داد، نشان‌دهنده عزم این کشور برای گسترش بیشتر روابط است و نشان می‌دهد نگرانی‌های منطقه‌ای درباره ایران، بحرین را به سوی همکاری عمیق‌تر اطلاعاتی و امنیتی با اورشلیم سوق می‌دهد.

عربستان سعودی نیز پس از امضای توافق هسته‌ای غیرنظامی میان واشینگتن و ریاض و سپس مشروط کردن آن از سوی ترامپ به به‌رسمیت شناختن اسرائیل، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که انتظار می‌رود در دیدار نتانیاهو و ترامپ جایگاه برجسته‌ای داشته باشد.

برای اسرائیل، پرسش این است که آیا بسته اصلاح‌شده آمریکا و عربستان می‌تواند بار دیگر همکاری هسته‌ای غیرنظامی را، همان‌گونه که در دوران جو بایدن مطرح شده بود، به عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل پیوند بزند یا خیر.

  • وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

    وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

این هدف مدت‌هاست هم در اورشلیم و هم در واشینگتن به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد بالقوه پیمان ابراهیم و پایه‌ای برای شکل‌گیری منطقه‌ای دگرگون‌شده تلقی می‌شود که در آن اسرائیل به‌طور کامل از سوی کشورهای عرب طرفدار غرب پذیرفته شده باشد.

اگرچه عربستان سعودی اخیراا اشتیاق کمتری نسبت به این ایده نشان داده است، اکنون تقریبا در تمام درگیری‌های منطقه‌ای در همان سوی اسرائیل قرار گرفته است؛ با منافع مشترک در مقابله با ایران، نیروی نیابتی آن حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن.

ریاض در گذشته از نیروهای سیاسی طرفدار اهل سنت در لبنان حمایت کرده است تا در این کشور نفوذ به دست آورد و نفوذ جمهوری اسلامی را محدود کند.

پیشرفت معنادار به سوی عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل می‌تواند همان پیروزی سیاسی‌ای را در اختیار نتانیاهو قرار دهد که به‌شدت خواهان دستیابی به آن در این سفر است. دیدار سه‌شنبه فرصتی برای تغییر وضعیت کنونی و نمایش هماهنگی با ترامپ بر سر ابتکارهای منطقه‌ای بالقوه تحول‌آفرین فراهم می‌کند.

تایمز اسرائیل در پایان این گزارش تحلیلی نوشته است از آنجا که احتمالا نتانیاهو پیش از اکتبر تنها یک فرصت دیگر برای چنین کاری خواهد داشت، زمانی که در ماه سپتامبر برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر می‌کند، تصمیم‌هایی که این هفته گرفته می‌شوند ممکن است تعیین کنند اسرائیلی‌ها در روز انتخابات، رابطه کشورشان با مهم‌ترین متحد خود را چگونه ارزیابی کنند.

آیا اسماعیل هنیه عامل دوجانبه بود؟ فرضیه یک تحلیلگر اسرائیلی درباره هفتم اکتبر

۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یادداشتی در «اسرائیل نشنال‌نیوز» این فرضیه را مطرح کرد که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله ۷ اکتبر استفاده کرده باشد. او تاکید کرد شواهد این نظریه غیرمستقیم‌اند و هیچ مدرک قطعی برای اثبات این همکاری ارائه نکرد.

آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، در این یادداشت تحلیلی خود این پرسش را مطرح کرده است که چرا اسرائیل با وجود توانایی و سابقه‌اش در هدف قرار دادن رهبران حماس، سال‌ها اسماعیل هنیه را نکشت، اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران هدف قرار داد.

پری با کنار هم قرار دادن مجموعه‌ای از رویدادها، احتمال داده است که زنده ماندن هنیه پیش از هفتم اکتبر به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور این تحلیلگر، اگر نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنان برای فریب راهبردی استفاده کرده است، این ارزیابی می‌تواند تصمیم به کشتن او در تهران را توضیح دهد.

با این حال، نویسنده در پایان یادداشت خود می‌پذیرد که این نظریه بر شواهد غیرمستقیم استوار است و احتمال دارد زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه دلایل متعارف سیاسی، امنیتی و عملیاتی داشته باشد.

چرا هنیه سال‌ها هدف قرار نگرفت؟
پری برای توضیح فرضیه خود به سابقه اسرائیل در کشتن رهبران حماس اشاره کرده است. اسرائیل در سال ۲۰۰۴ شیخ احمد یاسین، بنیان‌گذار حماس، و ۲۶ روز بعد عبدالعزیز رنتیسی، جانشین او، را در غزه کشت. احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس، نیز در سال ۲۰۱۲ هدف قرار گرفت.

اسرائیل همچنین محمود المبحوح را در سال ۲۰۱۰ در هتلی در دبی و صالح العاروری، معاون رهبر حماس، را در ژانویه ۲۰۲۴ در بیروت هدف قرار داد.

  • اسماعیل هنیه در محل اقامتش در تهران کشته شد

    اسماعیل هنیه در محل اقامتش در تهران کشته شد

به نوشته پری، این عملیات‌ها نشان می‌دهند مرزهای جغرافیایی، پیامدهای دیپلماتیک و تدابیر امنیتی لزوما مانع اسرائیل برای حذف رهبران حماس نمی‌شدند. با وجود این، هنیه سال‌ها زنده ماند.

هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ نخست‌وزیر تشکیلات خودگردان فلسطینی شد و بعد از تسلط حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷، ریاست سیاسی دولت این منطقه را بر عهده گرفت.

او در جریان جنگ‌های سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ در غزه حضور داشت. اسرائیل در ژوئیه ۲۰۱۴ خانه او را در اردوگاه شاطی ویران کرد، اما خود هنیه کشته نشد.

هنیه در اواخر سال ۲۰۱۹ غزه را ترک کرد و عمدتا در قطر اقامت گزید. او سپس به‌عنوان چهره اصلی سیاسی حماس میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر می‌کرد.

پری نوشته است هنیه چه در غزه و چه در سفرهای آشکار خارجی، در دسترس شبکه‌های اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، پس از شرکت در مراسم تحلیف رییس‌ دولت جدید جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.

ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
یکی از محورهای استدلال پری، زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل است. این سه زن با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تل‌السبع، در جنوب این کشور، اقامت داشتند. آنها مدارک شناسایی اسرائیلی و حقوق قانونی ناشی از آن را نیز در اختیار داشتند.

پری استدلال کرده است این پیوند خانوادگی می‌توانست مسیر دائمی و کم‌هزینه‌ای برای جمع‌آوری اطلاعات درباره هنیه فراهم کند. مقام‌های اسرائیلی امکان نظارت قانونی بر محل زندگی، تماس‌های تلفنی، سفرها و روابط مالی بستگان او را داشتند و می‌توانستند اطلاعاتی درباره نگرانی‌ها، نیازها و افراد مورد اعتماد هنیه به دست آورند.

  • چه کسی، با چه بودجه‌ای مسئول حفاظت از اسماعیل هنیه بود؟

    چه کسی، با چه بودجه‌ای مسئول حفاظت از اسماعیل هنیه بود؟

به نوشته این تحلیلگر، روابط اطلاعاتی لزوما با درخواست مستقیم برای خیانت آغاز نمی‌شوند و ممکن است از موضوعاتی چون صدور مجوز، بازجویی، کمک به یکی از بستگان، ارائه حمایت یا انجام یک خدمت شکل بگیرند.

او در عین حال تصریح کرده است وجود این ارتباط خانوادگی، جذب هنیه به‌عنوان منبع اطلاعاتی را ثابت نمی‌کند و تنها شرایط بالقوه مناسب برای ایجاد چنین رابطه‌ای را نشان می‌دهد.

درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری در بخش دیگری از یادداشتش به موارد متعدد درمان بستگان هنیه در بیمارستان‌های اسرائیل اشاره کرده است.

نوه نوزاد هنیه در نوامبر ۲۰۱۳ برای درمان از غزه به بیمارستانی در اسرائیل منتقل شد. مادر همسر او نیز در ژوئن ۲۰۱۴ در بیمارستانی در اورشلیم تحت درمان سرطان قرار گرفت.

یکی از دختران هنیه نیز اندکی پس از جنگ ۵۰ روزه غزه در سال ۲۰۱۴، در پی عوارض ناشی از یک اقدام پزشکی، حدود یک هفته در بیمارستان ایچیلوف تل‌آویو بستری شد.

در سال ۲۰۲۴ هم یکی از خواهران هنیه نوزاد خود را پیش از موعد در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع به دنیا آورد و نوزاد در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد. گزارش‌هایی نیز از ورود بستگان دیگر او به اسرائیل برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.

پری تاکید کرده که درمان انسان‌دوستانه بیماران با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار است و بیماران، پزشکان و اعضای خانواده ممکن است از هرگونه فعالیت اطلاعاتی احتمالی بی‌خبر بوده باشند.

با این حال، او گفته است هماهنگی میان مقام‌های غزه، مسئولان اسرائیلی گذرگاه‌ها، مدیران بیمارستان‌ها و نهادهای امنیتی، کانال‌هایی برای ارتباط ایجاد می‌کرد که می‌توانست مورد توجه سازمان‌های اطلاعاتی قرار گیرد.

جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
پری نوشته است یک منبع اطلاعاتی موثر لزوما نباید فرمانده نیروهای مسلح باشد؛ دسترسی به فرایند تصمیم‌گیری اهمیت بیشتری دارد.

هنیه برای سال‌ها در بالاترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، حامیان خارجی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با [حکومت] ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از رسیدن به ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷، هم با دولت‌های خارجی ارتباط داشت و هم نفوذ خود در داخل این جنبش را حفظ کرده بود.

  • بمب یا موشک؛ اسماعیل هنیه چگونه کشته شد

    بمب یا موشک؛ اسماعیل هنیه چگونه کشته شد

به باور پری، چنین منبعی می‌توانست درباره نیت رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد که با پهپاد، تصاویر ماهواره‌ای یا شنود ارتباطات قابل دستیابی نبود؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعا برای جنگ آماده می‌شود یا تنها تهدید می‌کند، یحیی سنوار تا چه اندازه جدی است و آیا مشوق‌های اقتصادی و مجوزهای کار می‌توانند آرامش مرزی را حفظ کنند.

این تحلیلگر گفته است اگر هنیه واقعا به منبع اطلاعاتی تبدیل شده بود، می‌توانست یکی از ارزشمندترین منابع اسرائیل باشد.

اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
بخش اصلی فرضیه پری به این موضوع مربوط است که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر اطلاعات متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده، اما آنها را جدی نگرفته بود.

بر اساس گزارش‌های پیشین، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله، سندی از طرح حماس با عنوان «دیوار اریحا» را در اختیار داشتند. این سند از شلیک گسترده موشک، استفاده از پهپاد برای از کار انداختن سامانه‌های نظارتی، شکستن حصار مرزی و ورود نیروهای مسلح با موتورسیکلت، پای پیاده و پاراگلایدر سخن می‌گفت.

یکی از تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز هشدار داده بود رزمایش‌های حماس با بخش‌هایی از این طرح مطابقت دارند، اما هشدار او رد شد.

  • اسماعیل هنیه پس از مرگ خواهرش در حمله اسرائیل گفت موضع حماس تغییر نمی‌کند

    اسماعیل هنیه پس از مرگ خواهرش در حمله اسرائیل گفت موضع حماس تغییر نمی‌کند

دیده‌بان‌های زن مستقر در مرز غزه هم بارها نزدیک شدن اعضای حماس به حصار، بررسی مواضع اسرائیل و تمرین حمله را گزارش کرده بودند. مشاهدات آنان نیز جدی گرفته نشد.

در ساعات اولیه هفتم اکتبر، اسرائیل فعالیت‌های غیرعادی دیگری، از جمله فعال شدن سیم‌کارت‌های اسرائیلی به دست عوامل حماس، را شناسایی کرد. افسران ارشد حدود ساعت سه بامداد تشکیل جلسه دادند، اما نیروهای مرزی به سطح آماده‌باش لازم برای مقابله با تهاجم گسترده نرسیدند. حماس ساعت شش‌ونیم صبح حمله را از ده‌ها مسیر آغاز کرد.

با وجود این هشدارها، این تصور در دستگاه‌های امنیتی اسرائیل پابرجا ماند که حماس مهار شده، به دنبال دریافت پول و مجوز کار برای ساکنان غزه است و نمی‌خواهد با آغاز جنگ، حکومت خود را به خطر بیندازد.

منبع مورد اعتماد می‌توانست شواهد را بی‌اهمیت جلوه دهد
پری استدلال کرده است وجود یک منبع مورد اعتماد در سطوح بالای حماس می‌تواند توضیح دهد که چرا اسرائیل برداشت خود از نیت این گروه را به شواهد قابل مشاهده ترجیح داد.

به نوشته او، چنین منبعی نیازی نداشت اطلاعات مربوط به طرح یا رزمایش‌ها را پنهان کند؛ کافی بود آنها را اقداماتی برای جنگ روانی، افزایش قدرت چانه‌زنی یا آمادگی برای آینده‌ای نامشخص معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی لزوما به معنای قصد حمله نیست.

  • گزینه‌های جمهوری اسلامی برای پاسخ به کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران

    گزینه‌های جمهوری اسلامی برای پاسخ به کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران

این تحلیلگر نوشته است یک عامل دوجانبه موفق ابتدا با ارائه سال‌ها اطلاعات درست اعتماد ماموران رابط خود را جلب می‌کند. این اطلاعات می‌توانند به اختلافات داخلی، منابع مالی ایران، مواضع حماس در مذاکرات، برنامه سفرها یا تحولات سازمانی مربوط باشند و امکان راستی‌آزمایی مستقل آنها نیز وجود داشته باشد.

پس از شکل‌گیری اعتماد، تحلیلگران ممکن است شواهد متناقض را نیز برای تفسیر نزد همان منبع ببرند. به گفته پری، بزرگ‌ترین موفقیت یک عامل دوجانبه کور کردن ماموران رابط نیست، بلکه متقاعد کردن آنها به بی‌اعتمادی به مشاهدات خودشان است.

هنیه ممکن است از طرح نهایی بی‌خبر بوده باشد
پری نوشته است حمله هفتم اکتبر با محرمانگی و تفکیک شدید اطلاعات طراحی شد. هزاران نفر در عملیات شرکت کردند، اما ظاهرا تنها حلقه محدودی از رهبران از تمام جزئیات آن اطلاع داشتند.

بر اساس یکی از فرضیه‌های مطرح‌شده در این یادداشت، اگر سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، ممکن بود او را افشا یا حذف نکنند؛ زیرا چنین اقدامی به اسرائیل هشدار می‌داد که یکی از کانال‌هایش لو رفته است.

در این سناریو، هنیه می‌توانست همچنان با دولت‌های خارجی ارتباط داشته باشد، نمایندگی سیاسی حماس را بر عهده بگیرد و به اسرائیل اطمینان دهد این گروه به دنبال جنگی گسترده نیست؛ در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقه محدودی در غزه باقی می‌ماند.

  • خواهر اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در اسرائیل از سوی پلیس بازداشت شد

    خواهر اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در اسرائیل از سوی پلیس بازداشت شد

فرضیه دیگر پری این است که هنیه شاید آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده باشد و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد.

هیچ‌یک از این دو احتمال در یادداشت با اسناد یا شواهد مستقیم اثبات نشده است.

چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
پری نوشته است شرایط پس از هفتم اکتبر می‌تواند محاسبات اسرائیل درباره هنیه را تغییر داده باشد.

هنیه در زمان کشته شدن در غزه حضور نداشت، گروگان‌ها را نگهداری نمی‌کرد، فرماندهی گردان‌ها را بر عهده نداشت و عملیات میدانی را هدایت نمی‌کرد. او در خارج از غزه اقامت داشت و در مذاکراتی شرکت می‌کرد که قطر و مصر میانجی آن بودند.

کشتن او می‌توانست مذاکرات آزادی گروگان‌ها را دشوار کند، حکومت ایران را به واکنش وادارد، به روابط اسرائیل با قطر آسیب بزند و خطر گسترش جنگ منطقه‌ای را افزایش دهد. اسرائیل با وجود این پیامدها او را هنگام سفر به تهران هدف قرار داد.

پری احتمال داده است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، اطلاعات منابع خود، هشدارهای پیشین و دلایل تداوم تصور بازدارندگی حماس را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که فریب خورده‌اند.

در چارچوب این فرضیه، اگر بررسی‌ها نشان می‌داد هنیه در زمان افزایش هشدارها همچنان به اسرائیل اطمینان داده است که حماس قصد جنگ ندارد، او دیگر یک منبع شکست‌خورده نبود؛ بلکه فردی تلقی می‌شد که اعتماد اسرائیل را علیه این کشور به کار گرفته است.

این تحلیلگر محل کشته شدن هنیه را نیز معنادار دانسته است. هنیه برای شرکت در مراسم تحلیف رییس‌جمهوری جدید [حکومت] ایران به تهران رفته بود و در محلی حفاظت‌شده اقامت داشت. به گفته پری، هدف قرار گرفتن او زیر پوشش امنیتی جمهوری اسلامی می‌توانست پیامی به هنیه، حماس و [حکومت] ایران باشد.

رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری تغییر رفتار اسرائیل با خانواده هنیه پس از هفتم اکتبر را نشانه دیگری در حمایت از فرضیه خود دانسته است.

پلیس اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، را بازداشت کرد. او بعدا بر اساس پیام‌هایی که به ادعای مقام‌ها در آنها از حمله هفتم اکتبر تمجید کرده بود، به تحریک و حمایت از حماس متهم شد.

  • اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس، حمله اعضای گروهش به اسرائیل را تبریک گفت

    اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس، حمله اعضای گروهش به اسرائیل را تبریک گفت

به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر گزارش‌های مشابه گذشته درباره درمان بستگان هنیه در اسرائیل نیز تا حد زیادی ناپدید شدند. او اذعان کرده است این موضوع ثابت نمی‌کند خدمات پزشکی متوقف شده‌اند و ممکن است اساسا درخواست تازه‌ای مطرح نشده باشد.

اسرائیل پس از هفتم اکتبر شماری از بستگان درجه‌یک هنیه را نیز مستقیما هدف قرار داد. سه پسر و چند نوه او کشته شدند و بستگان دیگری نیز در جریان جنگ جان باختند.

پری این تغییر را چشمگیر دانسته، اما خود آن را مدرکی قطعی برای اثبات رابطه اطلاعاتی هنیه با اسرائیل معرفی نکرده است.

فرضیه‌ای بدون شواهد مستقیم
آوی پری در جمع‌بندی یادداشت خود در اسرائیل نشنال‌نیوز تاکید کرده است استدلال او بر شواهد غیرمستقیم بنا شده است.

به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگی‌اش با اسرائیل، درمان مکرر بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، اعتماد نهادهای اسرائیلی به بازدارندگی این گروه و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار یکدیگر پرسش‌هایی ایجاد می‌کنند.

در مقابل، خود این تحلیلگر احتمال داده است این رویدادها ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ هنیه ممکن است به دلایل سیاسی و عملیاتی متعارف برای سال‌ها هدف قرار نگرفته و بعدا صرفا به دلیل رهبری حماس کشته شده باشد.

فرضیه اصلی پری این است که هنیه شاید با ارائه اطلاعات درست طی سال‌های متمادی، اعتماد اسرائیل را به دست آورده و سپس در لحظه‌ای تعیین‌کننده از آن برای پنهان کردن نیت حماس استفاده کرده باشد.

به گفته او، هنیه برای ایفای چنین نقشی نیازی نداشت طرح حمله را در اختیار اسرائیل بگذارد؛ تنها کافی بود این کشور را متقاعد کند که حماس قصد اجرای آن را ندارد.

از مصادره ماسک تا احتکار گندم؛ شمارش معکوس برای جنگ جهانی نان و آب

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
پیام دریابی
100%

دوران ابتدایی کرونا را یادتان هست؟ زمانی که محموله‌های ماسک و دستگاه‌های تنفسی در فرودگاه‌ها توسط کشورهای به ظاهر دوست مصادره می‌شدند، مرزها بسته شد و تمام معاهدات بین‌المللی یک‌شبه بی‌اعتبار شدند.

کووید یک مانور آزمایشی بود، اما حالا تصور کنید به جای ماسک، دعوا بر سر «نان و آب» باشد.

گزارش‌های اخیر سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی بریتانیا یک هشدار تکان‌دهنده و آخرالزمانی داده‌اند: فروپاشی اکوسیستم‌های جهانی می‌تواند ظرف تنها ۵ سال آینده منجر به کمبود شدید مواد غذایی، افزایش قیمت‌ها، مهاجرت‌های میلیونی و حتی جنگ‌های داخلی و بین‌المللی شود. در این ارزیابی امنیتی صراحتا آمده است که اگر کشوری امروز برای این بحران برنامه‌ریزی نکند، عملا هیچ آینده‌ای نخواهد داشت.

بیایید مانند یک پازل، قطعات این بحران جهانی را کنار هم بگذاریم تا ببینیم داستان از کجا به کجا می‌رود.

نیاز موتور کشاورزی به سوخت‌های فسیلی
کشاورزی صنعتی به شدت به سوخت‌های فسیلی و کودهای شیمیایی وابسته است، به طوری که در برخی کشورها برای تولید یک کالری غذایی، چندین کالری سوخت فسیلی مصرف می‌شود. بنابراین، امنیت غذایی مستقیما به امنیت انرژی و ژئوپلیتیک گره خورده است. تنگه هرمز را در نظر بگیرید. حدود ۲۵ درصد از صادرات کودهای نیتروژنی (پایه اصلی کشاورزی) از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین می‌شود. با شروع درگیری‌ها در این منطقه، تجارت کود و اوره مختل شد و قیمت‌ها به سرعت دو برابر شدند و از ۴۰۰ دلار به بیش از ۸۵۰ دلار در هر تن رسیدند. وقتی کود گران شود و مسیرهای کشتیرانی ناامن باشند، هزینه تولید غذا بالا رفته و زنجیره تامین جهانی مختل می‌شود.

خشم طبیعت: سوپر ال‌نینو و انبارهای خالی
همزمان با جنگ و گرانی کود، طبیعت هم در حال ضربه زدن است. سازمان جهانی هواشناسی پیش‌بینی کرده که دما در سال‌های پیش رو به رکوردهای بی‌سابقه‌ای خواهد رسید. پدیده آب و هوایی «سوپر ال‌نینو» می‌تواند شوک عظیمی به قیمت مواد غذایی وارد کند که اثرات آن تا سال ۲۰۲۸ ادامه خواهد داشت و تولیدات کشاورزی جهانی را تا ۱۴.۳ درصد (معادل ۳۴۲ میلیارد دلار) کاهش دهد. در اروپا، گرمای شدید باعث شده تا تولید گندم فرانسه با افت شدید روبرو شود.

100%

در آسیا، کاهش بارندگی و خشکسالی به شدت محصولات برنج و نیشکر هند را تهدید می‌کند. وقتی تولید کم می‌شود، کشورها چه می‌کنند؟ دقیقا مثل دوران کرونا، درها را می‌بندند و احتکار می‌کنند. امروز هند به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان، ذخایر برنج خود را به رکورد تاریخی ۶۸.۴ میلیون تن رسانده است و اندونزی و تایلند نیز با سرعت در حال ذخیره‌سازی هستند تا با خطرات ال‌نینو مقابله کنند. در زمان قحطی، هیچ کشوری گندم و برنج خود را با دیگران تقسیم نخواهد کرد.

ایران: تقاطع مرگبار خشکسالی و جنگ
در این شرایط، وضعیت ایران به شدت نگران‌کننده است. ایران در حالی خود را درگیر جنگ‌های منطقه‌ای و تنش در مسیرهای انرژی کرده که در داخل، با بحرانی به مراتب کشنده‌تر روبروست: رسیدن به نقطه بی‌بازگشت آب یا «روز صفر».

برای درک عمق فاجعه باید بدانید که بخش کشاورزی در ایران به تنهایی ۹۱ درصد از کل آب کشور را می‌بلعد. در دهه‌های گذشته، به جای مدیریت منابع، سیستم‌های باستانی و هوشمند تامین آب مانند قنوات به حال خود رها شدند و برای توسعه ناپایدار کشاورزی، بیش از یک میلیون چاه عمیق حفر شد. این غارت آب‌های زیرزمینی باعث شد، نه‌تنها شریان‌هایی مثل زاینده‌رود به زمین‌های خشک تبدیل شوند، بلکه دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه، امروز به نمک‌زاری تبدیل شود که کمتر از ۱۰ درصد وسعت سابق خود را دارد.

این بی‌آبی، مستقیما گلوی امنیت غذایی ایران را می‌فشارد. از یک طرف، به دلیل همین خشکسالی‌های خودساخته، تولید داخلی غذا به شدت افت کرده و از طرف دیگر، همسایگان نیز در حال بستن شیرهای آب بر روی کشور هستند، به طور مثال تکمیل سد پاشدان در افغانستان روی رودخانه هریرود، مستقیما تامین آب مناطق شرقی ایران از جمله مشهد را تهدید می‌کند.

100%

عدم توانایی در تولید داخلی، کشور را ناچار به واردات غذا می‌کند. در چنین بن‌بستی، حکومت وارد یک چرخه معیوب شده است: با تنش‌آفرینی، بازارهای جهانی انرژی و کود را ملتهب و گران می‌کند و سپس مجبور می‌شود تاوان همین بحران خودساخته را با خرید محصولات کشاورزی گران‌تر بدهد. رفتاری که چیزی جز شبیه خودکشی ساختاری نیست.

روزی که هر کس به فکر خویش است
این خطر فقط مختص ایران نیست. بریتانیا متوجه شده است که واردات ۴۰ درصدی مواد غذایی‌اش، یک نقطه ضعف مهلک امنیت ملی است. گزارش‌های امنیتی نشان می‌دهد اگر اکوسیستم‌های حیاتی مثل آمازون یا یخچال‌های هیمالیا فرو بپاشند، الگوهای آب‌وهوایی در سراسر زمین تغییر کرده، زمین‌های قابل کشت نابود می‌شوند و رقابت ژئوپلیتیک و جنگ برای به دست آوردن معدود منابع باقی‌مانده آغاز خواهد شد. در همان حال که برخی کشورها درگیر جنگ هستند، کشورهای دیگر در حال آماده‌سازی برای بقا می‌باشند. به عنوان مثال عربستان سعودی که با شرایط بیابانی مشابهی روبه‌روست، با استفاده از سیستم‌های آبیاری هوشمند و سنسورهای دیجیتال، موفق شده بهره‌وری آبیاری خود را از ۵۰ درصد به ۹۲ درصد برساند و مصرف آب در مزارع را به شکل چشمگیری کاهش دهد.

با ظهور تکنولوژی‌هایی مانند هوش مصنوعی، شاید مفهوم قحطی برای بسیاری از ما پدیده‌ای غیرواقعی و متعلق به گذشته‌های دور باشد. مفهومی که بیشتر تداعی‌کننده خواب فرعون و هفت سال خشکسالی در مصر باستان است تا دنیای مدرن. اما گرسنگی و کمبود غذا دیگر یک افسانه نیست. واقعیتی است که با ترکیب تغییرات اقلیمی، نابودی محیط زیست و جنگ‌های ژئوپلیتیک با سرعت به سمت ما می‌آید. درس بزرگ کرونا این بود که در بزنگاه‌های مرگ و زندگی، هیچ قرارداد همکاری و پیوند دوستی بین‌المللی کار نمی‌کند.

در آن روز، اگر کشوری اقتصاد و کشاورزی خود را مدرن نکرده باشد، آب‌های زیرزمینی‌اش را با هندوانه‌کاری و چاه‌های غیرمجاز غارت کرده باشد و به جای تعامل، به درگیری با جهان بپردازد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد کشتی‌های گندم و برنج از کشورهای دیگر برای نجاتش از راه برسند. بقا در دهه آینده، نه نیازمند موشک، بلکه نیازمند دیپلماسی هوشمندانه، قطره‌چکانی کردن مصرف آب، مدیریت منابع و خوداتکایی واقعی است. کشوری که نتواند برای روزهای سخت قطره‌های آب و دانه‌های گندمش را برنامه‌ریزی کند، در توفان تغییرات جهانی محکوم به نابودی خواهد بود.

اکبر عبدی؛ بازیگری که میان نبوغ، محبوبیت و انتخاب‌های ناهموار زیست

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی
100%
اکبر عبدی در کنار محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دولت ابراهیم رئیسی

اکبر عبدی از معدود بازیگرانی بود که محبوبیت گسترده را با نوآوری در بازیگری کمدی پیوند زد. کارنامه او آمیزه‌ای از نبوغ، جسارت و انتخاب‌هایی بود که تا پایان عمر درباره آنها بحث شد.

او بیش از چهار دهه در سینما، تلویزیون و تئاتر حضور داشت و با هر نقش، مرزهای تازه‌ای را در بازیگری جابه‌جا کرد؛ مسیری که از تحسین آغاز شد، به شهرتی کم‌نظیر رسید و در سال‌های پایانی، زیر سایه حاشیه‌ها و مواضع سیاسی قرار گرفت.

مرگ او، فرصتی است برای بازخوانی میراث بازیگری که کمدی را از تیپ‌سازی فراتر برد و به شخصیت‌پردازی رساند.

فراتر از یک کمدین
محدود کردن اکبر عبدی به عنوان یک بازیگر کمدی، ساده‌سازی کارنامه اوست. مهم‌ترین ویژگی‌اش توانایی دگرگون شدن بود. تغییر صدا، زبان بدن، ریتم بیان و حتی کیفیت سکوت، در هر نقش هویتی تازه می‌ساخت. او شخصیت‌ها را به خود شبیه نمی‌کرد؛ خود را در خدمت شخصیت قرار می‌داد.

همین ویژگی، لقب «مرد هزارچهره» را برایش به ارمغان آورد؛ لقبی که بیش از گریم‌های متفاوت، به توانایی او در جان بخشیدن به انسان‌هایی کاملا متفاوت اشاره داشت.

از «مادر» تا «آدم‌برفی»
عبدی بارها نشان داد توانایی‌هایش به کمدی محدود نیست. بازی او در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی، وجهی کمتر دیده‌شده از استعدادش را آشکار کرد و نشان داد در نقش‌های دراماتیک نیز همان اندازه دقیق و تاثیرگذار است.

100%
اکبر عبدی در گریم‌های مختلف

اگر «مادر» وجه دراماتیک بازی او را نمایان کرد، «آدم‌برفی» جسارتش را به نمایش گذاشت؛ فیلمی که سال‌ها توقیف ماند و پس از اکران به یکی از آثار بحث‌برانگیز و پرفروش دهه هفتاد تبدیل شد. عبدی در این فیلم، نقشی را به تصویر کشید که می‌توانست به یک کاریکاتور فروکاسته شود، اما با بازی کنترل‌شده او به یکی از ماندگارترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینمای ایران بدل شد.

محبوبیت و تاثیر
راز محبوبیت اکبر عبدی در این بود که شخصیت‌هایش از دل جامعه می‌آمدند؛ آدم‌هایی معمولی با ضعف‌ها، ترس‌ها و آرزوهای آشنا که تماشاگر می‌توانست خود را در آنها ببیند. او به مردم نمی‌خندید؛ با مردم به تناقض‌های زندگی می‌خندید.

تاثیر او بر کمدی ایران نیز از همین‌جا آغاز شد. پیش از عبدی، بخش مهمی از کمدی سینمای ایران بر تیپ‌های ثابت استوار بود. او نشان داد بازیگر کمدی می‌تواند هر بار شخصیتی مستقل با منطق و جهان مخصوص به خود خلق کند؛ تاثیری که هنوز در شیوه بازی بسیاری از کمدین‌های نسل‌های بعد دیده می‌شود.

فراز و فرودهای یک کارنامه
کارنامه اکبر عبدی، مانند بسیاری از بازیگران بزرگ، کاملاً یکدست نبود. در کنار آثار ماندگار، فیلم‌های تجاری و کم‌رمقی نیز در کارنامه او دیده می‌شود که بیش از آنکه بر کیفیت هنری متکی باشند، از محبوبیت نام او بهره می‌بردند.

با این حال، هر زمان که فیلمنامه‌ای قدرتمند و کارگردانی دقیق در اختیارش قرار گرفت، دوباره فاصله میان توانایی واقعی خود و کیفیت برخی انتخاب‌هایش را یادآوری کرد.

حاشیه‌ها
سال‌های پایانی فعالیت عبدی تنها با آثارش تعریف نمی‌شود. اظهارنظرهای حمایتی او درباره علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، حضور در پروژه‌های وابسته به نهادهای حکومتی و دفاع از برخی سیاست‌های رسمی، واکنش‌های گسترده‌ای در میان افکار عمومی برانگیخت.

100%
اکبر عبدی در کنار مسعود ده‌نمکی از چهره‌های شناخته شده گروه‌های فشار در دهه هفتاد که بعدها به فیلم‌سازی روی آورد

در کنار این موضوع، برخی شوخی‌ها و اظهارات عبدی درباره زنان و مسائل اجتماعی نیز با انتقادهایی روبه‌رو شد. بیماری، کاهش حضور در آثار شاخص و فاصله گرفتن از دوران اوج نیز باعث شد بحث درباره میراث هنری و انتخاب‌های حرفه‌ای او بیش از گذشته مطرح شود.

میراث
جایگاه اکبر عبدی را نمی‌توان تنها با تعداد فیلم‌ها یا جوایزش سنجید. میراث او در تغییر نگاه به بازیگری کمدی است. او نشان داد خنداندن، نتیجه تکرار شوخی‌های آشنا نیست، بلکه از باورپذیر شدن شخصیت آغاز می‌شود.

شاید همه انتخاب‌های حرفه‌ای او موفق نبود و شاید بخشی از سال‌های پایانی زندگی‌اش بیش از آثارش با حاشیه‌ها شناخته شد، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که او یکی از تاثیرگذارترین بازیگران سینمای پس از انقلاب ایران بود.

شاید به همین دلیل است که اکبر عبدی بیش از آنکه با یک نقش در حافظه سینمای ایران بماند، با توانایی کم‌نظیرش در دگرگون شدن به یاد آورده خواهد شد؛ ویژگی‌ای که لقب «مرد هزارچهره» را به دقیق‌ترین توصیف میراث هنری او تبدیل کرده است.