رییس سازمان اطلاعات استرالیا: جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ماست
مایک برجس، مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا
رییس سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا هشدار داد محیط امنیتی این کشور بهدلیل تهدیدهای همزمان حکومتهای اقتدارگرا، تروریسم، حملات سایبری و افراطگرایی در حال وخیمتر شدن است و جمهوری اسلامی همچنان پشت حملات علیه اهداف یهودی در استرالیا قرار دارد.
مایک برجس، مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا (ASIO)، در ارزیابی سالانه تهدیدهای امنیتی این کشور هشدار داد که استرالیا با مجموعهای از تهدیدهای همزمان از سوی حکومتهای اقتدارگرا، هکرها، افراطگرایان یهودستیز و بازیگران خارجی روبهرو است.
به گفته او، این تهدیدها شرایط امنیتی کشور را به طور فزایندهای وخیمتر کردهاند.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه چهارم تیر ماه به نقل از برجس نوشت با وجود آن که سطح تهدید تروریستی استرالیا همچنان در سطح «محتمل» (Probable) باقی مانده، این طبقهبندی دیگر بازتابدهنده واقعیت نیست.
او تاکید کرد: «واژه "محتمل" همه واقعیت را بیان نمیکند. ما اطلاعات مشخصی درباره وقوع یک حمله قریبالوقوع نداریم، اما میدانیم که محیط امنیتی در حال وخیمتر شدن است و احتمال وقوع خشونتهای با انگیزه سیاسی بیش از آن چیزی است که این سطح تهدید نشان میدهد.»
او گفت ارزیابی امسال پس از سالی منتشر میشود که استرالیا با تهدیدهای متعددی از جمله افراطگرایی آنلاین، حملات سایبری تحت حمایت دولتها، حملات آتشسوزی عمدی علیه مراکز مرتبط با یهودیان و تیراندازی جمعی در سیدنی روبهرو شد.
برجس با وجود ابراز نگرانی از روند تشدید تهدیدها، تاکید کرد سازمان اطلاعات استرالیا همچنان توان مقابله با این مخاطرات را دارد.
به گفته او، سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا از سال ۲۰۱۴ تاکنون ۳۱ توطئه بزرگ تروریستی را خنثی کرده و از زمان حمله مرگبار ماه دسامبر به مراسم جشن حنوکا در ساحل بوندی سیدنی که ۱۵ کشته بر جای گذاشت، بیش از ۱۲ پرونده مهم مرتبط با تروریسم را نیز مختومه کرده است.
پلیس اعلام کرده بود دو عامل این حمله تحت تاثیر گروه حکومت اسلامی (داعش) قرار داشتند.
مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا همچنین از عملکرد این سازمان پیش از حمله بوندی دفاع کرد و گفت این نهاد ناچار است همزمان با چندین تهدید مختلف مقابله کند و «نمیتوان به سادگی تمام منابع را از یک تهدید به تهدید دیگر منتقل کرد».
او افزود: «ما نمیتوانیم جلوی هر اقدام تروریستیای را بگیریم، همانطور که نمیتوانیم هر جاسوسی را دستگیر کنیم. اما شبانهروز برای حفظ امنیت استرالیاییها تلاش میکنیم.»
هشدار درباره نقش جمهوری اسلامی
برجس در بخشی از سخنان خود جمهوری اسلامی را مسئول حملات آتشسوزی عمدی علیه مراکز و کسبوکارهای یهودیان در استرالیا از زمان آغاز جنگ غزه دانست.
او گفت یکی از به آتش کشیدنهای عمدی، در رستوران «آشپزخانه کانتیننتال لوئیس» (Lewis Continental Kitchen) در منطقه بوندی سیدنی، به احتمال زیاد بهوسیله یک شهروند استرالیایی ساکن ایران هماهنگ شده که به عنوان عامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت میکند.
او همچنین هشدار داد جمهوری اسلامی همچنان استرالیا را «هدفی مشروع برای عملیات خشونتآمیز پنهانی» میداند و یک گروه همسو با حکومت ایران که پیشتر حملاتی را در اروپا سازماندهی کرده، ممکن است دامنه فعالیت خود را به استرالیا گسترش دهد و اقداماتی مانند ترور، آتشسوزی عمدی و خرابکاری را سازماندهی یا دیگران را به انجام چنین حملاتی ترغیب کند.
برجس گفت: «خوشبختانه در نتیجه این حملات آتشسوزی کسی جان خود را از دست نداد، اما نگرانم روزی یک شهروند استرالیایی در خاک استرالیا به دست یک دولت خارجی کشته شود.»
سفارت جمهوری اسلامی در کانبرا به درخواست رویترز برای اظهار نظر درباره این اتهامها پاسخ نداد.
ارتباط با سپاه پاسداران
رییس سازمان اطلاعات استرالیا در سخنرانی خود نام شهروند استرالیایی و یک فرد که پیشتر ساکن استرالیا بوده و اکنون در عراق زندگی میکند، نبرد اما گفت هر دو با سپاه پاسداران در ارتباط بودهاند.
به گفته او، این دو نفر به ترتیب در آتش زدن رستوران کانتیننتال لوئیس در سیدنی و حمله به کنیسه «آداس اسرائیل» (Adass Israel) در ملبورن نقش داشتهاند و با وجود اقامت در خارج از استرالیا، همچنان شبکه ارتباطی گستردهای در این کشور داشتند.
برجس گفت این افراد «با آگاهی کامل از اینکه به نمایندگی از حکومت ایران فعالیت میکنند»، حملات علیه مراکز مرتبط با یهودیان را از طریق زنجیرهای پیچیده از واسطهها، از جمله مجرمان مستقر در استرالیا، سازماندهی کردهاند.
به گفته او، ارزیابی سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا این است که هدف این عملیاتها، «گسترش پنهانی نفرت، دامن زدن به یهودستیزی و تحریک خشونت علیه کسانی بوده که جمهوری اسلامی آنها را دشمن خود میداند».
بر اساس گزارشهای پیشین رسانههای استرالیایی، یکی از این افراد کاظم (کَز) حمد، از چهرههای شناختهشده جرائم مرتبط با قاچاق دخانیات بوده که گفته میشود حمله به کنیسه ملبورن را هدایت کرده است.
او پس از اخراج از استرالیا در سال ۲۰۲۳، اخیرا با همکاری پلیس استرالیا و عراق در این کشور بازداشت شده است.
برجس گفت سپاه پاسداران به دلیل ثروت و ارتباطات مجرمانه این فرد از او حمایت میکرد، اما پس از آن که سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا نقش جمهوری اسلامی در این حملات را علنی کرد، حمایت تهران از او کاهش یافت.
او همچنین درباره شهروند استرالیایی مستقر در ایران گفت این فرد یکی از ماموران ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران است که شبکههای عملیاتی این نیرو را در کشورهای مختلف هدایت میکند.
برجس افزود: «ما درباره او بیش از آنچه خودش تصور میکند اطلاعات داریم؛ از جمله نام فرمانده مافوقش، بخشی که در آن فعالیت میکند و اینکه در یگان ۱۱۰۰۰ نیروی قدس، واحدی مخفی که مسئول هماهنگی عملیات در کشورهای غربی است، فعالیت دارد.»
پیشتر دفتر نخستوزیر اسرائیل و موساد نیز اعلام کرده بودند این یگان تحت فرماندهی فردی به نام «سردار عمار» فعالیت میکند و مسئول هدایت عملیات علیه اهداف اسرائیلی و یهودی، از جمله حملات نافرجام در استرالیا، است.
تهدیدهای نوظهور
مدیرکل سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا در ادامه هشدار داد پیامرسانهای رمزگذاریشده در مدت چند هفته، افراد مختلف از جمله نوجوانان را به سمت افراطگرایی سوق میدهند و شبکههای اجتماعی نیز با گسترش روایتهای مبتنی بر نفرت، تضعیف اعتماد عمومی، تشدید دوقطبی و ترویج لفاظیهای تحریکآمیز، محیط امنیتی کشور را پیچیدهتر کردهاند.
او همچنین گفت سرویسهای اطلاعاتی خارجی در تلاشاند به اطلاعات محرمانه مربوط به مشارکت استرالیا در پروژه زیردریاییهای هستهای «آکوس» (AUKUS) با آمریکا و بریتانیا دست یابند.
به گفته برجس، فردی که خود را نماینده یک شرکت مشاوره معرفی کرده بود، با یکی از مقامهای دارای مجوز امنیتی استرالیا تماس گرفته است.
او در پایان با وجود ابراز «نگرانی عمیق» از روند وخامت اوضاع امنیتی، گفت سطح رسمی تهدید تروریستی استرالیا فعلا در سطح «محتمل» باقی خواهد ماند، اما تاکید کرد تهدیدهای همزمان و فزاینده کنونی، نیازمند هوشیاری و آمادگی دائمی نهادهای امنیتی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت ممکن است هرگز مشخص نشود چه کسی مسئول حمله مرگبار به یک مدرسه دخترانه در میناب در نخستین روز جنگ با جمهوری اسلامی بوده است. او احتمال نقش آمریکا در این حمله را رد کرد و گفت مدرکی ندیده که نشان دهد موشک شلیکشده متعلق به آمریکا بوده است.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه چهارم تیر گزارش داد ترامپ در تازهترین موضعگیری درباره حمله ۹ اسفند به مدرسه دخترانهای در میناب (مدرسه شجره طیبه) گفت در آن زمان «موشکها از همه طرف در حال پرواز بودند» و به همین دلیل شاید هیچوقت مشخص نشود مسئولیت این حمله با چه کسی بوده است.
رییسجمهوری آمریکا گفت: «بعضیها گفتند آن موشک متعلق به ما بوده، شاید هم نبوده باشد، اما من هیچ مدرکی ندیدهام که مرا به این نتیجه برساند که موشک ما بوده است. فکر نمیکنم کار ما بوده باشد.»
رویترز نخستین بار در اسفند ۱۴۰۴ گزارش داد یافتههای اولیه یک تحقیق داخلی ارتش آمریکا نشان میدهد «به احتمال زیاد» نیروهای آمریکایی مسئول این حمله بودهاند.
پنتاگون از آن زمان سطح تحقیقات را ارتقا داده، اما تاکنون هیچ یک از یافتههای اولیه را بهطور رسمی تایید نکرده است.
به گفته مقامهای جمهوری اسلامی، حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ که همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور وقت ایران، رخ داد، به جان باختن بیش از ۱۷۵ دانشآموز و معلم انجامید.
منابع آگاه پیشتر به رویترز گفته بودند این حمله احتمالا در نتیجه استفاده ارتش آمریکا از اطلاعات قدیمی برای شناسایی هدف رخ داده است.
بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، حمله عمدی به یک مدرسه میتواند جنایت جنگی محسوب شود. این حمله واکنشهای گسترده جهانی را برانگیخت و دفتر حقوق بشر سازمان ملل آن را «کاملا هولناک» توصیف کرد.
ترامپ در روزهای نخست پس از حمله، بدون ارائه مدرک، جمهوری اسلامی را مسئول آن دانست.
او از آن زمان گفته است درباره این حمله اطلاعات کافی ندارد، تحقیقات ادامه دارد، نتایج تحقیقات را خواهد پذیرفت و معتقد است «هیچکس» بهطور عمدی این مدرسه را هدف قرار نداده است.
موضعگیریها و گزارشهای پیشین
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۹ اردیبهشت سخنان برد کوپر، فرمانده سنتکام، درباره مدرسه شجره طیبه را «بیاساس و دروغی تکاندهنده» خواند.
کوپر ۲۹ اردیبهشت در کنگره آمریکا گفته بود تحقیقات نظامی درباره انفجار در این مدرسه «پیچیده» است، زیرا این مرکز آموزشی در محل یک سایت فعال موشکهای کروز جمهوری اسلامی قرار داشت.
فرمانده سنتکام ۲۵ اردیبهشت نیز احتمال کشته شدن غیرنظامیان در حمله هوایی به میناب را تایید کرده و گفته بود تخریب مدرسهای که مقامهای جمهوری اسلامی کشتههای آن را ۱۷۵ نفر اعلام کردهاند، ممکن است بر اثر اصابت یک بمب آمریکایی رخ داده باشد.
او تاکید کرده بود این حمله همچنان در دست بررسی است و ارتش آمریکا هنوز مسئولیت آن را نپذیرفته است.
ترامپ ۱۹ اردیبهشت در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره اینکه آیا پس از ۱۰ هفته مشخص شده است کدام یک از طرفهای درگیری دبستان شجره طیبه در میناب را هدف قرار داده است، گفت: «این موضوع در حال بررسی است و وقتی نتیجه آماده شد، گزارش آن را ارائه خواهیم کرد.»
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره حمله به مدرسه میناب گفت ارتش آمریکا هرگز اهداف غیرنظامی را هدف قرار نمیدهد و جمهوری اسلامی را مسئول چنین حملاتی دانست.
شبکه انبیسی نیوز ۱۶ اسفند به نقل از یک مقام آمریکایی و یک فرد آگاه گزارش داد که به احتمال زیاد در این حمله از یک مهمات آمریکایی استفاده شده است.
رویترز ۱۵ اسفند به نقل از منابع آگاه گزارش داد تحقیقات آمریکا نشان میدهد ایالات متحده احتمالا در حمله موشکی به یک مجتمع در میناب که مدرسه دخترانهای در آن قرار داشت نقش داشته است. حملهای که به کشته شدن شمار قابل توجهی کودک انجامید.
در مقابل، یک مقام اسرائیلی این روایت را رد کرد و گفت بر اساس اطلاعات موجود، این حادثه به احتمال زیاد ناشی از خطای شلیک موشکهای جمهوری اسلامی بوده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، ۱۴ اسفند حملات آمریکا و اسرائیل را «غیرقانونی» خواند و با اشاره به حمله به مدرسه میناب گفت بیش از ۱۶۰ دانشآموز جان باختند و بیمارستانها و مناطق پرجمعیت نیز هدف حملات قرار گرفتند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۱۲ اسفند گفت اگر حمله از سوی آمریکا انجام شده باشد، وزارت جنگ آن را بررسی خواهد کرد و تاکید کرد ایالات متحده عمدا مدرسهای را هدف قرار نمیدهد.
دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، نیز گفت گزارشهای متفاوتی درباره این حادثه دیده است؛ از جمله اینکه سپاه پاسداران مسئول آن بوده است.
حمله به مدرسه شجره طیبه در ماههای گذشته به یکی از مهمترین نمادهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی درباره جنگ تبدیل شد.
حکومت با بهرهگیری از نام و تصاویر دانشآموزان کشتهشده، این رخداد را در کارزارهای رسانهای، برنامههای فرهنگی، دیوارنگارههای شهری، تولیدات آموزشی، مستندها، رویدادهای هنری و حتی نمادهای مرتبط با تیم ملی فوتبال ایران بازنمایی کرد و آن را به محور روایت رسمی خود از جنگ بدل ساخت.
نهادهای امنیتی کانادا، محمدرضا پاکتچیان، دانشجوی ایرانی مقطع دکتری دانشگاه کارلتون را «تهدیدی برای امنیت ملی» این کشور معرفی کردند. آنها هشدار دادند دانش و فناوریای که او در کانادا به دست میآورد، میتواند به پیشبرد برنامههای نظامی و تسلیحات کشتار جمعی جمهوری اسلامی کمک کند.
گلوبالنیوز پنجشنبه چهارم تیر گزارش داد اسناد اطلاعاتی محرمانهای که این رسانه به آنها دست یافته، نشان میدهد سازمان اطلاعات امنیت کانادا (CSIS) و سازمان خدمات مرزی کانادا (CBSA)، پاکتچیان، دانشجوی ۴۱ ساله دکتری مهندسی هوافضا در دانشگاه کارلتون، را تهدیدی امنیتی تشخیص دادهاند.
بر اساس این اسناد، پاکتچیان برای شرکت مپنا که در فهرست تحریمهای کانادا قرار گرفته است، کار میکند.
سازمان اطلاعات امنیت کانادا میگوید او پس از پایان تحصیل در اتاوا قصد دارد به این شرکت بازگردد و آموختههای خود را در آنجا به کار گیرد.
این سازمان همچنین نوشته است او با یک استاد دانشگاه ایرانی در ارتباط است که پژوهشهایش بر موشکهای بالستیک و دیگر فناوریهای نظامی متمرکز است.
به گفته مقامهای امنیتی و مهاجرتی کانادا، پاکتچیان مدرک کارشناسی ارشد خود را از یکی از دانشگاههای ایران دریافت کرده است. دانشگاهی که بهدلیل فعالیت در زمینه پژوهشهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم، فناوریهای تسلیحات هستهای و سامانههای هدایت موشکی شناخته میشود.
به گفته این مقامها، حوزههای پژوهشی او نیز قابلیت استفاده در اهداف سوء را دارند.
در یادداشتی که مقامهای مهاجرت کانادا در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ تهیه کردهاند، آمده است تخصصی که پاکتچیان در کانادا به دست میآورد، «به احتمال زیاد» در پیشبرد برنامههای تسلیحات کشتار جمعی جمهوری اسلامی به کار گرفته خواهد شد.
سازمان اطلاعات امنیت کانادا، سازمان خدمات مرزی کانادا و دانشگاه کارلتون درباره این پرونده اظهارنظر نکردند.
پاکتچیان و وکیل او نیز پاسخی به درخواست رسانهها ندادند.
محمدرضا پاکتچیان، دانشجوی دانشگاه کارلتون
ارتباط با مپنا و تحقیقات نظامی
بر اساس گزارش سازمان خدمات مرزی کانادا، پاکتچیان از سال ۱۳۸۸ در شرکت مپنا بهعنوان طراح کمپرسورهای محوری فعالیت میکند. تجهیزاتی که در موتورهای جت کاربرد غیرنظامی و نظامی دارند.
اسناد امنیتی نشان میدهند او در زمان درخواست ویزای تحصیلی، محمود مانی، استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر، را بهعنوان معرف خود معرفی کرده است.
به گفته سازمان اطلاعات امنیت کانادا، فعالیتهای پژوهشی مانی بر فناوریهای دارای کاربرد نظامی، از جمله آیرودینامیک موشکها، موتورهای راکتی و موشکهای بالستیک، تمرکز دارد.
این سازمان همچنین اعلام کرده است پاکتچیان در دانشگاه کارلتون استادی را بهعنوان راهنمای پژوهشی خود انتخاب کرده که حوزه تخصصی او جنگندهها و پهپادهاست.
بر اساس این اسناد، پاکتچیان نیز در نامهای به اداره مهاجرت کانادا نوشته است که پس از بازگشت به ایران، از دانش و تخصصی که در کانادا کسب میکند، برای پیشرفت حرفهای خود استفاده خواهد کرد.
سازمان خدمات مرزی کانادا هشدار داده است ادامه تحصیل این فرد در این کشور میتواند به «انتقال نامحسوس فناوری» منجر شود و در نهایت به تقویت برنامهها و توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی کمک کند.
اسناد مهاجرتی نشان میدهند دانشگاه کارلتون هنگام پذیرش پاکتچیان در سال ۱۴۰۱، هشت هزار دلار بورسیه به او اختصاص داده است.
همچنین دفتر یاسر نقوی، نماینده حزب لیبرال، درباره روند صدور ویزای تحصیلی او با مقامهای وزارت مهاجرت کانادا تماس گرفته بوده.
دفتر نقوی اعلام کرد دفاتر نمایندگان حوزههای انتخابیه بهطور معمول در امور مهاجرتی به ساکنان حوزه خود کمک میکنند، اما به اطلاعات محرمانه نهادهای امنیتی دسترسی ندارند.
این پیگیریها در تیر ۱۴۰۲، حدود چهار ماه پس از شناسایی پاکتچیان بهعنوان تهدید امنیتی، انجام شد.
ایراناینترنشنال ۲۷ خرداد در گزارشی به افزایش نگرانی نهادهای امنیتی کانادا درباره فعالیتها و شبکههای وابسته به جمهوری اسلامی در این کشور پرداخت.
نگرانی از انتقال دانش به برنامه موشکی جمهوری اسلامی
پرونده مهاجرتی پاکتچیان نشان میدهد او در سال ۱۴۰۲ وارد کانادا شد و همان سال تحصیل در دانشگاه کارلتون را آغاز کرد.
او در اردیبهشت سال جاری با شکایت در دادگاه فدرال کانادا خواستار تصمیمگیری درباره درخواست ویزای دانشجویی و پرداخت ۱۰ هزار دلار غرامت به دلیل تاخیر در رسیدگی به پرونده شد، اما دادگاه ۱۹ خرداد درخواست او را رد کرد.
توماس ژونو، استاد دانشگاه اتاوا، گفت عملکرد برنامه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی در جنگ ۴۰ روزه نسبت به گذشته بهبود یافته و در درگیریهای خرداد ۱۴۰۴ نیز دقت و قابلیت اطمینان موشکهای جمهوری اسلامی بیشتر از قبل بوده است.
متیو لویت، پژوهشگر موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، نیز گفت مقامها مدتهاست نگرانند پژوهشگران ایرانی مشغول تحصیل در خارج از کشور در جبران کمبودهای دانش یا قطعات مورد نیاز برنامه موشکی جمهوری اسلامی نقش داشته باشند.
ژونو در عین حال گفت ممکن است پاکتچیان برای اهداف مشروع در کانادا تحصیل کند، اما احتمال بازگشت او به ایران و فعالیت مستقیم یا غیرمستقیم در برنامه موشکی یا پهپادی جمهوری اسلامی نیز وجود دارد.
سازمان اطلاعات امنیت کانادا نیز در گزارش سالانه ۲۰۲۴ خود اعلام کرده است که بهطور فعال تلاشهای جمهوری اسلامی را برای دستیابی به فناوری کانادایی به منظور پیشبرد برنامههای تسلیحاتی، رصد و بررسی میکند.
ایراناینترنشنال ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ هویت یکی از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در کانادا را افشا کرد و به حساسیت نهادهای امنیتی این کشور نسبت به فعالیتهای وابسته به تهران پرداخت.
کانادا از سال ۲۰۱۲ روابط دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی قطع کرده و در سالهای بعد، پروندههایی مانند سرنگونی پرواز پیاس۷۵۲، تهدید مخالفان، فعالیتهای منطقهای و برنامههای موشکی و هستهای جمهوری اسلامی، شکاف میان دو طرف را عمیقتر کرده است.
همزمان با آغاز تابستان و افزایش دما در بسیاری از نقاط ایران، شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از قطع روزانه آب و برق در شهرهای مختلف کشور گزارش دادند.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی کاهش ذخایر آبی، افزایش مصرف و فشار بر شبکه برق را عامل این وضعیت معرفی میکنند، اما بسیاری از شهروندان شرایط موجود را نتیجه ناکارآمدی حکومت و سالها فرسودگی زیرساختها میدانند.
پیامهای ارسالی از خوزستان، ایلام، لرستان، آذربایجان شرقی، البرز، تهران و استانهای دیگر نشان میدهند قطعیهای چندساعته آب و برق از همین روزهای ابتدای تابستان آغاز شده و زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.
یک شهروند از خوزستان، استانی که بخش مهمی از برق کشور را تولید میکند، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «با شروع اولین روز تابستان و ثبت دمای بالای ۵۰ درجه در خوزستان، قطعیهای برنامهریزیشده برق هم استارت خورده و برق استانی را که دو برابر نیاز خودش برق تولید میکند، هر روز قطع میکنند.»
شهروندان ساکن شهرهای مختلف استان ایلام نیز از چهار ساعت قطع برق در دمای ۴۶ درجه خبر دادند.
مخاطبی هشدار داد اگر خاموشیها ادامه پیدا کند، مسئولان با «جمعیت مردم معترض و خشمگین» روبهرو خواهند شد.
شهروندی ساکن برجی ۱۴ طبقه در پردیس تهران، از چهار ساعت قطع برق در میانه روز خبر داد و نوشت: «بدون آسانسور چطور ما این طبقات را با پله رفتوآمد کنیم؟»
شماری دیگر از شهروندان نیز اشاره کردند نبود دسترسی به آسانسور در گرمای تابستان برای بسیاری از سالمندان و خانوادهها بحرانی مضاعف است.
در کنار قطع برق، روایتهای متعددی درباره قطع آب نیز به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق، اواسط اردیبهشت سال گذشته گفته بود وقتی برق نیست، آب هم نداریم چون پمپ قطع میشود.
همان زمان برخی شهروندان، قطع روزانه برق را برابر با «فلج شدن» زندگی مردم خواندند.
با تداوم بحران انرژی در سال جاری، چند شهروند از بومهن گفتند در هفته گذشته تنها دو روز و آن هم برای چند ساعت به آب دسترسی داشتهاند.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «در خانه فرد بیمار داریم. دیگر نمیدانیم باید دردمان را به چه کسی بگوییم.»
ساکنان شهریار نیز از سه روز قطعی آب خبر دادند و گفتند تماس با اداره آبفا نتیجهای جز دریافت کد پیگیری و شنیدن پیامهای ضبطشده نداشته است.
از شهر قدس در غرب تهران نیز چندین پیام مشابه دریافت شده است.
شهروندان گفتند آب از ساعت سه بعدازظهر تا هفت صبح قطع بوده و مردم برای ساعتهای طولانی از ابتداییترین نیاز زندگی محروم ماندهاند.
یکی از ساکنان این منطقه نوشت: «آب یک نیاز اولیه است، نه یک خدمت لوکس.»
مقامهای جمهوری اسلامی کمبود منابع آبی، کاهش ذخایر سدها و افزایش مصرف را از دلایل اصلی وضعیت موجود معرفی میکنند، اما بسیاری از شهروندان معتقدند مقامها به جای پاسخگویی درباره سالها سوءمدیریت و کمبود سرمایهگذاری، مسئولیت بحران را متوجه مردم میکنند و از آنان میخواهند مصرف خود را کاهش دهند.
بر اساس پیامهای رسیده از شباب ایلام، آب این شهر سه روز کامل قطع بوده است.
از سوی دیگر، برخی شهروندان در پیامهای خود، وضعیت فعلی را با ادعاهای مقامهای جمهوری اسلامی درباره حمله به زیرساختها مقایسه کردند.
در یکی از این پیامها آمده است: «لازم نبود کسی زیرساختهای انرژی را بزند. ناکارآمدی حکومت، آب را از ما گرفته و ما را به عصر حجر برگردانده. ما با گالن آب میآوریم.»
در کنار قطعیهای گسترده، شهروندان از افزایش هزینه آب و برق نیز گلایه دارند.
یک شهروند از زنجان نوشت: «قبوض آب و برق را بیسروصدا گران کردند، قطعی برق هم چند روز است شروع شده.»
از اهواز نیز گزارش شده مبلغ قبوض آب به حدی افزایش یافته که بسیاری از خانوادهها توان پرداخت آن را ندارند.
به گفته یک شهروند، اداره آب حاضر به قسطبندی بدهیها نیست و این وضعیت میتواند به تضعیف بهداشت عمومی در گرمای شدید جنوب کشور منجر شود.
شهروند دیگری از جنوب ایران در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نه آب کافی هست و نه برق. در این گرمای شدید روزی چند ساعت برق را قطع میکنند. بنزین هم بهسختی پیدا میشود، در حالی که بخش بزرگی از سوخت کشور از همین بنادر جنوب تامین میشود.»
در سالهای گذشته نیز شهروندان بارها با خاموشیهای گسترده در تابستان و حتی زمستان روبهرو شدهاند. در برخی سالها، خاموشیهای برنامهریزیشده از اردیبهشتماه آغاز شده بود.
کارشناسان میگویند ریشه اصلی بحران را باید در فرسودگی زیرساختها و نبود سرمایهگذاری کافی جستوجو کرد.
به گفته آنان، جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۹۰ تاکنون سرمایهگذاری متناسبی برای توسعه نیروگاهها، نوسازی شبکه انتقال و توزیع برق و همچنین تقویت زیرساختهای آبی انجام نداده است.
نتیجه این روند، شبکهای فرسوده است که با هر موج گرما یا سرما با کمبود ظرفیت روبهرو میشود.
به گفته شهروندان و کارشناسان، حکومت به جای حل ریشهای بحران، سالهاست با قطع برق صنایع و مشترکان خانگی یا اعمال محدودیت در تامین آب، تلاش میکند کمبودها را از یک فصل به فصل بعد منتقل کند.
سیانبیسی نوشت پاکستان با میانجیگری در پایان جنگ ایران جایگاه دیپلماتیک خود را تقویت کرده و اکنون به دنبال بهرهبرداری اقتصادی از این نقش است، هرچند کارشناسان میگویند بحران ساختاری اقتصاد این کشور مانع تحقق سریع این هدف خواهد شد.
شبکه سیانبیسی در گزارشی نوشت که نقش پاکستان در میانجیگری برای پایان دادن به جنگ ایران که امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را با چالش روبهرو کرد و از طریق افزایش قیمت انرژی بر اقتصادهای مختلف جهان اثر گذاشت، جایگاه دیپلماتیک اسلامآباد را در سطح بینالمللی ارتقا داده و تحسین مقامهای ارشد دولت آمریکا را نیز به همراه داشته است.
به نوشته این رسانه، هرچند جنگ ایران فشار بیشتری بر اقتصاد پاکستان وارد کرد، اما انگیزه اصلی اسلامآباد برای تلاش در جهت پایان دادن به درگیری، جلوگیری از سرایت بحران به داخل مرزهای خود و در عین حال حفظ روابط نزدیک با ایالات متحده بوده است.
پاکستان حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد و پس از ایران، دومین جمعیت بزرگ شیعیان جهان را در خود جای داده است.
در ماه اسفند ۱۴۰۴، پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور وقت ایران، اعتراضهایی در کراچی و اسلامآباد شکل گرفت که بنا بر گزارش رسانهها، بیش از ۲۰ کشته بر جای گذاشت.
مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، به سیانبیسی گفت که شاید هیچ کشوری خارج از خاورمیانه، به اندازه پاکستان در برابر پیامدهای این جنگ آسیبپذیر نبوده است.
او توضیح داد که پاکستان علاوه بر روابط اقتصادی گسترده با کشورهای حوزه خلیج فارس، دارای پیمان دفاعی مشترک با عربستان سعودی است. پیمانی که اسلامآباد تمایلی نداشت به دلیل جنگ ناچار به اجرای آن شود.
به گفته کوگلمن، همین عوامل باعث شد پاکستان انگیزهای ویژه برای پایان دادن به جنگ داشته باشد.
این گزارش به تمجید مقامهای آمریکایی از نقش پاکستان نیز اشاره کرد.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، ۳۱ خرداد از شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، بهدلیل نقشآفرینی در روند صلح قدردانی کرد و گفت در سه ماه گذشته بیش از هر فرد دیگری با منیر گفتوگو کرده است.
او همچنین تاکید کرد اگر «دولتمردی» منیر نبود، مذاکرات صلح برگزار نمیشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز هفته گذشته در گفتوگو با اکسیوس، فرمانده ارتش پاکستان را «مردی بزرگ» توصیف کرد.
سیانبیسی به نقل از کارشناسان نوشت که پاکستان اکنون تلاش خواهد کرد از این موفقیت دیپلماتیک برای کسب امتیازهای اقتصادی، بهویژه در روابط با واشینگتن و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس استفاده کند.
با این حال، به گفته آنان، این حمایتها احتمالا در قالب وامهایی با شرایط بهتر از سوی کشورهای عربی یا کمکهای امنیتی آمریکا خواهد بود و نه سرمایهگذاری مستقیم خارجی.
این گزارش یادآور شد که اقتصاد پاکستان در سالهای اخیر با مشکلات جدی روبهرو بوده و این کشور بارها برای جلوگیری از بحران مالی به صندوق بینالمللی پول متوسل شده است.
پرامیت پال چودری، رییس بخش جنوب آسیا در موسسه اوراسیا گروپ، به سیانبیسی گفت بزرگترین مشکل پاکستان، «وضعیت بسیار نامناسب اقتصاد آن» است.
به گفته او، پاکستان اکنون بیستوچهارمین برنامه وام خود را از صندوق بینالمللی پول دریافت میکند و به دلیل مشکلات ساختاری داخلی، مقصد جذابی برای سرمایهگذاری خارجی محسوب نمیشود.
در ادامه این گزارش آمده است که پاکستان سالها با کسری بودجه و کسری حساب جاری مواجه بوده و همین موضوع، بدهی عمومی این کشور را به شدت افزایش داده است.
مطالعه شورای آتلانتیک نشان میدهد پاکستان یکی از معدود اقتصادهای در حال توسعهای بوده که بیش از ۴۰ درصد درآمد سالانه دولتش صرف پرداخت بهره بدهیها شده است. رقمی که بسیار بالاتر از سطح قابل دوام ارزیابی میشود.
به نوشته سیانبیسی، این روند همچنان ادامه دارد.
موسسه فیچ پیشبینی کرده است نسبت پرداخت بهره به درآمد دولت پاکستان در سال مالی منتهی به ژوئن ۲۰۲۷ به ۳۹.۱ درصد برسد، در حالی که میانگین این شاخص در کشورهای مشابه تنها ۱۲.۱ درصد است.
این گزارش همچنین تاکید کرد حتی پیش از آغاز جنگ ایران، شرکتهای بزرگ بینالمللی از جمله پروکتر اند گمبل، شل، کلتکس و الی لیلی در حال خروج از پاکستان بودند. همزمان، درآمد واقعی خانوارها نزدیک به هفت سال بدون رشد باقی مانده و همین مساله تقاضای داخلی را تضعیف کرده است.
افزایش قیمت جهانی انرژی نیز فشار بیشتری بر اقتصاد پاکستان وارد کرد.
این کشور ۸۵ درصد سوخت مورد نیاز خود و تقریبا تمام گاز طبیعی مایع وارداتیاش را از خاورمیانه تامین میکند و به همین دلیل برای مقابله با افزایش قیمتها ناچار به اجرای سیاستهای ریاضتی شد.
با این حال، رسانههای محلی گزارش دادهاند پس از پیشرفت در مذاکرات صلح، این محدودیتهای ریاضتی از ۲۹ خرداد لغو شدند.
سیانبیسی با استناد به گزارش موسسه آکسفورد اکونومیکس نوشت اختلالهای ناشی از جنگ باعث شد نرخ تورم پاکستان در ماه می به ۱۱.۷ درصد برسد و قدرت خرید خانوارها کاهش یابد.
این موسسه پیشبینی کرده است تورم دستکم تا ماه سپتامبر دو رقمی باقی بماند.
همچنین پیشبینی رشد مصرف خانوارها در سال ۲۰۲۶ از ۲.۲ درصد به ۱.۲ درصد کاهش یافته و برآورد رشد اقتصادی پاکستان نیز با ۰.۶ واحد درصد کاهش، به ۲.۱ درصد رسیده است.
در ادامه گزارش آمده است که صندوق بینالمللی پول از پاکستان خواسته اصلاحات ساختاری گستردهای از جمله تقویت ذخایر ارزی، گسترش پایه مالیاتی، افزایش رقابت و ارتقای بهرهوری را اجرا کند.
چودری در گفتوگو با سیانبیسی گفت بخش بزرگی از اقتصاد پاکستان مالیات پرداخت نمیکند.
به گفته او، ارتش پاکستان حدود یکپنجم اقتصاد کشور را در اختیار دارد و از تولید غلات تا سیمان، فعالیت اقتصادی انجام میدهد، اما این فعالیتها درآمد مالیاتی برای دولت ایجاد نمیکنند.
همچنین مالکان بزرگ زمینهای کشاورزی نیز از پرداخت مالیات بر درآمد معاف هستند.
این گزارش با اشاره به نقش پررنگ ارتش در سیاست پاکستان تاکید کرد حمایت ارتش برای بقای دولتها ضروری است.
به نوشته فایننشالتایمز، نخستوزیر پاکستان در سال ۲۰۲۴ با حمایت ارتش توانست دولت خود را حفظ کند.
چودری نیز گفت شریف نماینده منافع زمینداران بزرگ است، در حالی که منیر از منافع ارتش دفاع میکند.
سیانبیسی در پایان به نقل از این کارشناس نتیجه گرفت که تا وقتی پاکستان مشکلات بنیادین اقتصاد خود را برطرف نکند، تمجیدهای دولت آمریکا از نقش اسلامآباد به اقدامات عملی تبدیل نخواهد شد.
به گفته او، ترامپ بیش از گذشته نشان داده که به روابط مبتنی بر معامله اهمیت میدهد و پاکستان در شرایط کنونی، چیز زیادی برای ارائه در این چارچوب ندارد.
دو زمینلرزه پیاپی به بزرگی ۷.۲ و ۷.۵ که شامگاه چهارشنبه ونزوئلا را لرزاند، به کشته شدن دستکم ۱۶۴ نفر منجر شد و بیش از ۷۰۰ زخمی بر جا گذاشت. دولت کاراکاس وضعیت اضطراری اعلام کرده و عملیات جستوجو برای یافتن قربانیان احتمالی بیشتر همچنان ادامه دارد.
این دو زمینلرزه قدرتمند شامگاه سوم تیر با فاصله تنها یک دقیقه ونزوئلا را لرزاند و خسارتهای گستردهای به چندین ایالت این کشور وارد کرد.
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، با اعلام وضعیت اضطراری گفت شمار قربانیان احتمالا افزایش خواهد یافت، زیرا نیروهای امدادی همچنان در حال جستوجو در ساختمانهای فروریخته و دسترسی به مناطق آسیبدیده هستند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، رودریگز گفت آمار اولیه قربانیان، ایالت «لا گوایرا» که بیشترین خسارت را دیده، در بر نمیگیرد.
او این منطقه را «منطقه فاجعه» توصیف کرد و گفت دهها ساختمان در این ایالت، در حدود ۳۰ کیلومتری شمال کاراکاس، فرو ریخته و عملیات گسترده نجات برای یافتن افراد گرفتار زیر آوار ادامه دارد.
به گفته مقامهای ونزوئلا، این دو زمینلرزه که اندکی پس از ساعت ۶ عصر رخ دادند، از شدیدترین زمینلرزههای بیش از یک قرن اخیر این کشور بودند.
سازمان زمینشناسی آمریکا اعلام کرد کانون زمینلرزه نخست در عمق ۲۲ کیلومتری زمین و در غرب شهر مورون، در ساحل کارائیب ونزوئلا قرار داشت.
تنها یک دقیقه بعد، زمینلرزه دوم در عمق ۱۰ کیلومتری و در فاصله ۱۶ کیلومتری جنوب غرب مورون رخ داد.
لرزش این زمینلرزهها در مناطق وسیعی از آمریکای جنوبی احساس شد؛ بهگونهای که ساختمانها در شهرهای مختلف ونزوئلا تخلیه شدند و لرزشها حتی تا آمازون برزیل، در فاصله حدود هزار و ۷۰۰ کیلومتری کاراکاس، نیز حس شد.
رییسجمهوری موقت ونزوئلا اعلام کرد فرودگاه بینالمللی سیمون بولیوار، مهمترین فرودگاه این کشور، بر اثر زمینلرزه آسیب دیده و فعالیت آن متوقف شده است. همچنین خدمات مترو و شبکه گاز طبیعی در کاراکاس به حالت تعلیق درآمده و از شهروندان خواسته شده هرگونه خسارت را از طریق یک اپلیکیشن دولتی گزارش کنند.
رودریگز همچنین از تعطیلی چندروزه مدارس خبر داد و وزارت آموزش اعلام کرد برخی مدارس به پناهگاه موقت و مراکز جمعآوری کمکهای مردمی تبدیل خواهند شد.
او از مردم خواست آرامش خود را حفظ کنند و از کارکنان حوزه درمان خواست برای کمک به مجروحان به بیمارستانها مراجعه کنند.
در ایالت ساحلی فالکون، ویکتور کلارک، فرماندار این ایالت، گفت دستکم ۳۲ نفر در بیمارستان بستری شدهاند و ۱۵ نفر نیز در ساعات نخست پس از زمینلرزه زیر آوار گرفتار بودند.
ساعاتی بعد رودریگز آمار کشتهشدگان را دستکم ۱۶۴ نفر اعلام کرد. این آمار اولیه شامل قربانیان ایالت لا گوایرا، در نزدیکی کاراکاس و محل استقرار فرودگاه اصلی پایتخت، نمیشود؛ منطقهای که بیشترین آسیب را دیده است.
در کاراکاس، هزاران نفر پس از لرزش ساختمانها به خیابانها پناه بردند.
تصاویر منتشرشده، ساختمانهای آسیبدیده، دیوارهای فروریخته، تیرهای برق سقوطکرده و خیابانهایی را نشان دادند که با آوار مسدود شدهاند.
در بخشهایی از پایتخت نیز برق و شبکه تلفن همراه قطع شد.
به گزارش آسوشیتدپرس، هکتور ریچی، یکی از ساکنان کاراکاس، گفت: «ابتدا لرزش خفیف بود، اما کمکم شدت گرفت و در نهایت همه مجبور شدیم خانههایمان را ترک کنیم و در فضای باز جمع شویم.»
روبرتو گاماس، یکی دیگر از ساکنان شهر، نیز گفت ساختمانی که در آن حضور داشت «بهشدت از این سو به آن سو تکان میخورد» و شدت لرزش «باورنکردنی» بود.
قطع ارتباطات تلفن همراه نگرانی خانوادههای بسیاری را تشدید کرد؛ بهویژه خانوادههای بیش از ۷.۷ میلیون ونزوئلایی که طی سالهای گذشته این کشور را ترک کردهاند و برای اطلاع از وضعیت بستگان خود با مشکل مواجه شدند.
ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا که از دسامبر گذشته در تبعید به سر میبرد، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس برای مردم این کشور آرزوی آرامش، استقامت و همبستگی کرد.
دیوسدادو کابیو، وزیر کشور ونزوئلا، گفت زمینلرزه در چندین ایالت احساس شده و از رانندگان خواست مسیر را برای خودروهای امدادی و آمبولانسها باز کنند.
او از فروریختن خانهها و ساختمانها در محله آلتامیرا خبر داد و گفت احتمال میرود شماری از شهروندان در این منطقه زخمی شده باشند.
کابیو تاکید کرد عملیات امدادرسانی بر اساس پروتکلهای تعیینشده در حال انجام است و از مردم خواست به دلیل احتمال وقوع پسلرزه، از ورود به ساختمانها خودداری کنند.
او همچنین از شهروندان خواست مراقب کودکان و سالمندان باشند و از سلامت اعضای خانواده و همسایگان خود اطمینان حاصل کنند.
همزمان با ادامه عملیات امدادی، دولتهای متعددی از جمله آمریکا، آرژانتین، بولیوی، برزیل، شیلی، اکوادور، السالوادور، مکزیک، پاناما و اروگوئه، آمادگی خود را برای کمک به ونزوئلا اعلام کردند.
جرمی پی. لوین، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور کمکهای خارجی، گفت وزارت خارجه این کشور یک تیم ویژه امدادرسانی و ستاد هماهنگی بحران را برای اعزام گروههای جستوجو و نجات، تجهیزات پزشکی، کمکهای بشردوستانه و سایر منابع مورد نیاز، با هماهنگی دولت موقت ونزوئلا، تشکیل داده است.
رودریگز نیز اعلام کرد گروههای امداد و نجات از چند کشور در ساعات آینده وارد ونزوئلا خواهند شد و در عملیات نجات مشارکت خواهند کرد.
او همچنین از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به دلیل اعلام حمایت از ونزوئلا پس از وقوع زمینلرزه قدردانی کرد.
نایب بوکله، رییسجمهوری السالوادور، با وجود اختلافهای سیاسی گذشته با دولت ونزوئلا، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس برای مردم این کشور آرزوی استقامت کرد و گفت دولتش آماده ارائه کمک است.
دانیل نوبوآ، رییسجمهوری اکوادور، نیز از صدور دستور ارسال فوری کمکهای بشردوستانه خبر داد و گفت: «با وجود همه اختلافها، انسانیت باید راهنمای تصمیمهای رهبران باشد.»
رودریگو پاز، رییسجمهوری بولیوی، نیز اعلام کرد کشورش آماده ارائه هرگونه کمک مورد نیاز است.
دولت برزیل هم ضمن اعلام همبستگی با مردم ونزوئلا، گفت تاکنون گزارشی از آسیب دیدن شهروندان برزیلی دریافت نکرده است.
احساس زمینلرزه در کلمبیا
زمینلرزه در مناطق شمال شرقی و حوزه کارائیب کلمبیا نیز احساس شد، اما تاکنون گزارشی از خسارت یا تلفات منتشر نشده است.
همچنین ساختمانهایی در شهرهای مانائوس، بلم و ماکاپا در آمازون برزیل تخلیه شدند.
مرکز هشدار سونامی اقیانوس آرام آمریکا پس از وقوع زمینلرزه چند هشدار سونامی صادر کرد، اما این هشدارها اندکی بعد لغو شدند.
به نوشته آسوشیتدپرس، وقوع زمینلرزههای شدید در ونزوئلا نادر است. اگرچه این کشور در نزدیکی چند گسل زمینشناسی قرار دارد، اما موقعیت آن میان صفحات تکتونیکی آمریکای جنوبی و کارائیب باعث شده نسبت به کشورهای واقع در کمربند زلزلهخیز «حلقه آتش» اقیانوس آرام، مانند مکزیک و شیلی، کمتر در معرض زمینلرزههای بزرگ قرار داشته باشد.